سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    کارشناس پاسخگوی سایت
    محمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1389/12/6
    نوشته : 728      تشکر : 1,691
    4,100در728 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض بهنام محمدی (سردار 13 ساله خرمشهر)




    مگر می شود از خرمشهر نام برد و یادی از جوان رشید آن دیار نکرد ؟!

    پس می نویسم برای
    شهید بهنام محمدی ، و مورد خطاب ، قرارش می دهم که ای سردار !

    کارت شده بود جمع آوری اطلاعات جغرافیایی از دشمن و رسوندن مهمات به ساير رزمنده ها! گفتند، آنقدر نارنجك و فشنگ به بند حمايل و فانُسقَت آویزون مي كردی كه، به سختي اين طرف و آن طرف مي رفتی!

    سید صالح موسوی برایمان نقل کرد ، هر وقت اسلحه ژ-3، روی دوشت مینداختی ، نوک اسلحه روی زمین کشیده می‌شد!

    برایمان نقل کردند که در تمام روزهای مقاومت از 31 شهریور تا 28 مهر 59 در خرمشهر ماندی.

    بهنام عزیز ! با آن سن و سال کمی که داشتی و با آن قد و قواره کوچکت، چگونه ، در شهری که بوی مرگ و خون می‌داد ماندی ؟

    کاری که مدعیان دروغین ایمان و شجاعت امروز، شاید نتونند انجام بدند!

    خوب فهمیدی که هیچ چیز نمی تونه تو را به هدف جاودانه ماندنت برسونه ، مگر
    پیمودن طریق در راه خدا ، چون خوب آیات قرآن رو درک کردی!

    كُلُّ مَنْ عَلَيهَا فَانٍ(الرحمن/26) همه کساني که روي زمين‌ هستند، فاني مي‌شوند

    وَيبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ(الرحمن/27) و تنها ذات ذوالجلال و گرامي پروردگارت باقي مي‌ماند!



    نقل کردند که، هر بار تو را به بهانه‌ای از خرمشهر بیرون ‌بردند، تا سالم بمانی، اما تا غافل می‌شدند، می‌‌دیدند به خرمشهر برگشتی و در مسجد جامع مشغول کمکی!

    ولی امروز ما دنبال بهانه ای، برای ادامه حیات در این زندگی پست دنیوی ایم !

    اما فرق ما این است که تو این حدیث از مولایت امیرالمونین علی(ع) رو خوب فهمیدی که فرمود :

    مَرارةُ الدّنيا حَلاوَةُ الآخرةِ و حلاوةُ الدّنيا مرارةُ الآخرةِ (نهج البلاغه فيض ص 1186)
    تلخي و سختي دنيا موجب شيريني آخرت است و شيريني دنيا تلخي آخرت است

    نقل کردند، یکبار رفته بودی شناسایی عراقی ها، گیرت انداختن و چند سیلی به تو زدند، جای دستان سنگین مأمور عراقی روی صورتت، مانده بود، وقتی بر می گشتی
    دستت را روی سرخی صورتت گرفته بودی و هیچ چیز نمی گفتی، تا دوستانت نارحت نشند و فقط به بچه ها اشاره کردی که عراقی ها کجااند !

    بهنام ! مگر به مادرت ،
    حضرت زهرا (س) اقتدا کرده بودی ؟!

    نقل کرده اند ، زیر رگبار گلوله سر می رسیدی، همه عصبانی می شدند که تو آخر اینجا چکار می کنی برو تو سنگر ..... اما تو کاری با این دلسوزیها نداشتی ، کاسه آب را تا کنار لب هر کدام از رزمنده ها، بالا می بردی تا بچه ها گلویی تازه کنند !

    نقل کردند، خمپاره ها امان شهر را بریده بود و درگیری در خیابان آرش شدت گرفته بود، مثل همیشه تو سر رسیدی ، اما بازم دلسوزی بچه ها نسبت به حضورت ، تاثیری نداشت. نقل کردند که کنار مدرسه امیر معزی ، اوضاع خیلی سخت شده بود ، اما این بار دیگه ، بچه ها صدات رو نشنیدند و متوجه شدن، که گوشه ای افتادی و از سر و سینه ات خون جاریه!

    این بار ، پیراهن آبی و چهار خونت دیگه ،
    غرق خون شده بود ، شاید خدا هم دلش نیامد ، که تو بمونی و سقوط خرمشهر رو ببینی!

    در وصیت نامه ات به پدرو مادرها سفارش کردی «
    فرزندان خود را اهل مبارزه و جهاد در راه خدا بار بیارید» و نوشتی : «هر لحظه در انتظار شهادتم» . برایمان نوشتی : «از بچه ها می خواهم امام را تنها نگذارید تا خداي ناكرده احساس تنهايي نكند و خدا را از یاد نبرید و به خدا توکل کنید»

    به مادرت گفته بودی :

    «
    مامان، دلم مي خواد برم پيش امام حسين(ع) و بفهمم كه چطوری شهيد شده! »

    مادرت نقل کرده بهش ، كاغذي نشون دادی كه توش نوشته بودی : «
    مامان ! منرو غسل شهادت بده ، چون مي خوام شهيد بشم، تو هم از خرمشهر برو، اينجا نمون، مي ترسم عراقي ها تو را ببرند. »

    اما اقرار میکنم که این فراز منرو هم
    آتیش زد ، که برای مادرت نوشتی :

    «
    مادر اگر شهيد بشم برام گريه مي كني؟ »

    بهنام جان! مگر غیر از اینه که تو به مولایت حضرت قاسم (ع) اقتدا کردی؟! پس بدون زمین و زمان ، برای تو خواهند گریست ...



    وای مردم، این افسانه نیست /// روزگاری با شهیدان زیسته ایم




  2. تشكرها 3


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •