▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر کبيرانقلاب ،حضرت امام خميني(ره)►▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر کبيرانقلاب ،حضرت امام خميني(ره)►▐
صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 34567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 103
  1. #61
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض امام خمینى(ره) در محضر معصومان علیهم السلام




    بسم الله الرحمن الرحيم

    امام خمینى(ره) در محضر معصومان علیهم السلام


    سید عباس رفیعى‏پور
    سخن از پروانه‏هایى است كه گرد شمع وجود امام جمع شدند و ازگرمى ولایت و پرتو انوار خورشید درخشان حضرتش بهره‏ها بردند واز یار سفركرده و خاطرات جاودان پیوندش با ساحت مقدس عترت سخن‏گفتند تا همه نسلها با پیروى از حضرتش در شمار ارادتمندان‏اهل‏بیت: جاى گیرند. در این‏بخش به فرازهایى از آن خاطرات اشاره‏مى‏شود. باشد تا از سیره عملى این اسوه علم و عمل جرعه‏اى‏برگیریم و مشعلى فرا روى نسل جوان بر افروزیم. ان‏شاءالله.
    زیارت امام رضا(ع)


    آقاى سیدحمید روحانى مى‏گوید:
    یكى از علما براى من نقل مى‏كرد كه یك سال تابستان به اتفاق‏امام و چندتن دیگر از روحانیون به مشهد مشرف شدیم و خانه‏دربستى گرفتیم. برنامه ما چنین بود كه بعد از ظهرها، پس ازیكى دو ساعت استراحت، از خواب بلند مى‏شدیم و به طور دسته‏جمعى‏روانه حرم مطهر مى‏شدیم و پس از زیارت و نماز و دعا به خانه‏مراجعت و در ایوان باصفایى كه در آن خانه بود، مى‏نشستیم و چاى‏مى‏خوردیم. برنامه امام این بود كه با جمع به حرم مى‏آمدند، ولى‏دعا و زیارتشان را خیلى مختصر مى‏كردند و تنها به منزل‏برمى‏گشتند; و آن ایوان را آب و جارو مى‏كردند، فرش پهن‏مى‏كردند، سماور را روشن مى‏كردند و چاى را آماده مى‏ساختند; ووقتى‏كه ما از حرم باز مى‏گشتیم، براى ما چاى مى‏ریختند.
    یك روز من از ایشان سوال كردم كه این چه كاریه، زیارت و دعارا به خاطر آنكه براى رفقا چاى درست كنید مختصر مى‏كنید و باعجله به منزل باز مى‏گردید؟ امام در جواب فرمودند: من ثواب این‏كار را كمتر از آن زیارت و دعا نمى‏دانم.
    زیارت قبر حضرت على(ع)

    آقاى سید حمید روحانى مى‏نویسد:
    امام در آن حدود پانزده سالى كه در نجف مى‏زیستند، جز در موارداستثنایى، هر شب ساعت 3 بعد از نصف شب در كنار قبر حضرت‏على(ع) بودند; و حتى وقتى حكومت نظامى اعلام مى‏شد و رفت و آمددر خیابانها ممنوع بود، به پشت‏بام مى‏رفت و از دور امام خود رازیارت مى‏كرد.
    زیارت مرقد مطهر امام حسین(ع)

    آقاى سید حمید روحانى مى‏نویسد:
    «... در اغلب ایام زیارتى در كنار قبر امام حسین(ع) بودند،در دهه عاشورا هر روز زیارت عاشوراى معروفه را با صدمرتبه سلام‏و صدمرتبه لعن مى‏خواندند.» 2مرحوم آقاى املائى مى‏فرمود:2 روزى‏در حرم مطهر امام حسین(ع) امام خمینى را دیدم كه در میان‏انبوه زوار گیر كرده و قدمى‏نمى‏تواند پیش بگذارد. به جلو دویده‏به كنار زدن مردم و بازكردن راه پرداختم. امام با تعرض و تغیرمرا منع مى‏كردند. ومن بى‏توجه به منع ایشان به كار خود ادامه‏مى‏دادم. یكباره متوجه شدم كه امام از مسیرى كه من براى ایشان‏بازكرده‏ام نیامده و تغییر مسیر داده، در لابه لاى جمعیت‏به راه‏خود ادامه مى‏دهد.
    انس باحرم مطهر امیر المؤمنین(ع)

    آقاى سید حمید روحانى مى‏گوید:
    در سحرگاه وحشتزاى آخرین شبى كه امام در نجف بودند، خدمت امام‏رسیدم كه دستور العملى از ایشان بگیرم.
    یك حالت تاثرى به من دست داده بود از اینكه مى‏دیدم ایشان نجف‏را ترك مى‏كنند; و او پس از خدا و حرم مطهر امیرالمومنین(ع)تنها پناهگاه ما بود.
    عرض كردم: آقا، نمى‏شود از این سفر صرف‏نظر كنید؟! شما الان‏دارید تشریف مى‏برید كویت و آنجا جاى امنى نیست، سوریه جاى‏امنى نیست، ایران وضعش آنچنان است; كجا مى‏خواهید بروید؟! امام‏فرمودند: «ناگزیر از اینجا باید بروم.» سپس فرمودند: «من‏در اینجا با حرم مطهر امیرالمومنین ماءنوس بودم.»
    نحوه تشرف امام به حرم مطهر حضرت على(ع)

    آقاى سید حمید روحانى در این باره مى‏نویسد:
    در تشرف امام خمینى به حرم مطهر امیرالمومنین(ع) با آن آداب‏خاص زیارت آن حضرت، باز شایان توجه است:
    باكمال ادب و متانت اذن دخول مى‏خواندند. سپس از طرف پایین‏پاوارد حرم مى‏شدند و مقید بودند كه از بالاى سرمطهر حضرت‏امیرالمومنین(ع) عبور نكنند. چنانكه در روایات وارد شده‏است. و هنگامى كه مقابل ضریح مطهر مى‏رسیدند، زیارت امین‏الله یا زیارت دیگرى را بانهایت اخلاص مى‏خواندند، بعد دوباره‏به طرف پایین‏پا بر مى‏گشتند و در گوشه‏اى از حرم نماز، زیارت،دعا نشسته مى‏خواندند; باز دو ركعت نماز و سپس بلند مى‏شدند وبا رعایت آداب و اخلاص تمام از حرم مطهر خارج مى‏شدند.
    زیارتهاى امام(ره)

    آقاى محمد على انصارى، یكى از اعضاى دفتر امام خمینى(ره)،مى‏گوید:
    علاقه امام به اهل‏بیت‏علیهم السلام وصف ناشدنى است; امام عاشق‏آنهااست. عاشقى كه تا صداى یاحسین بلند مى‏شود، او بى‏اختیاراشك مى‏ریزد. امام با اینكه در برابر مصیبت‏ها صابر است و حتى‏در برابر مشكلاتى چون شهادت حاج آقا مصطفى اشك نمى‏ریزد اما به‏مجرد اینكه یك روضه‏خوان بگوید: «السلام علیك یا اباعبدالله‏»، قطرات اشك از دیدگانش فرو مى‏چكد; و این واقعا علاقه كمى‏نیست; ودر همان مواقعى كه بسیارى از شبه‏روشنفكران قبل از انقلاب به‏عزادارى و سینه‏زنى مى‏تاختند و اگر این فرهنگ رشد پیدا مى‏كرد،آثارى از شعائر اسلام باقى نمى‏ماند و ما را از درون بى‏محتوامى‏كرد. امام شدیدا به ترویج همان سنت‏هاى دیرینه عزادارى‏مى‏پرداخت و مردم را به برگزارى هرچه باشكوهتر عزادارى‏هاى‏اهل‏بیت‏علی هم السلام سفارش مى‏كند.
    شركت در روضه حضرت زهرا(س)

    آقاى محمدعلى انصارى مى‏گوید:
    یك روز كه روز شهادت حضرت فاطمه(س) بود، از امام تقاضا شد كه‏در جمع برادران دفتر، كه به همین مناسبت تشكیل داده بودند،حاضر شوند. امام آمدند و نشستند، به مجرد اینكه یكى ازبرادران دفتر شروع به خواندن مصیبت كردند، امام با صداى‏بلندگریه كردند كه ایشان براى ملاحظه حال امام مصیبت را كوتاه‏كردند و قطرات اشك هم چون دانه‏هاى مروارید برگونه‏هایشان فرومى‏غلتید و با اینكه دنیا وتبلیغات روى گریه امام تفسیرهاى‏مختلف مى‏كنند، امام باكى ندارند كه حتى در صفحه تلویزیون نیزبه خاطر ابى‏عبدالله(ع) گریه كنند و اشك بریزند.
    علاقه امام به آقا امام زمان (عج)

    آقاى محمدعلى انصارى در این باره مى‏گوید:
    یك روز یكى از طلاب در مدرسه رفاه به امام عرض مى‏كند كه: شماچرا در بین صحبتهایتان از امام زمان كمتر اسم مى‏برید؟
    امام به محض شنیدن این سخن درجا ایستادند و فرمودند:
    چه مى‏گویى؟ مگر شما نمى‏دانید ما آنچه داریم از امام زمان است‏و آنچه من دارم از امام زمان(عج) است و آنچه از انقلاب داریم‏از امام زمان است.
    شركت در مجالس روضه

    آیة الله سید حسن طاهرى خرم‏آبادى مى‏گوید:
    امام شبهاى محرم، مجالس روضه، كه در محلات قم برگزار مى‏شد،شركت مى‏كردند. براى اینكه مردم را تشویق كنند، هم گرم‏نگه دارند.
    آن شب كه ایشان را مى‏خواستند دستگیر كنند، ولى هیچ كس خبرنداشت; تلفنها را قطع كرده بودند، تلفن منزل ایشان قطع شده‏بود. نزدیك غروب بود من آمدم منزل ایشان، آقاى صانعى به من‏گفت: تلفن منزل امروز قطع است. فكر مى‏كردیم تلفن عیبى پیداكرده است. فكر نمى‏كردیم كه مى‏خواهند ایشان را دستگیر كنند.
    مجلس روضه هم صبحها در منزل امام منعقد بود. به من گفتند: كه‏فردا صبح بیایید منبر بروید. من هم قبول كرده بودم كه فرداآن‏جا منبر بروم.
    آن شب امام رفتند مجلس روضه‏اى در یكى از محله‏هاى قم. ماهم‏رفتیم و مردم استقبال خیلى عجیبى از ایشان كردند و ما آن شب‏را خدمت ایشان در مجلس بودیم و ایشان برگشتند.
    دوستان به ما گفتند كه: همان نزدیكیها كه منزل یكى از رفقابود، بیایید و شب را بخوابید.
    گفتم: نه، مى‏روم منزل.
    رفتم منزل. صبح بود كه من داشتم آماده مى‏شدم كه به منبر بروم‏كه خبر آوردند كه امام را نزدیكیهاى طلوع فجر آمده‏اند ودستگیر كردند.
    ذكر صلوات

    آقاى محمدحسن رحیمیان مى‏نویسد:
    روزهاى ملاقات عمومى در حسینیه جماران، كه مردم از یكى دوساعت‏قبل تدریجا جمع مى‏شوند، گاه و بیگاه صداى صلواتشان بلند مى‏شدو طبعا صداى این صلواتها در داخل به گوش امام مى‏رسید.
    یك وقتى متوجه شدیم كه امام باشنیدن صداى صلوات و نام مبارك‏پیغمبراكرم(ص) آهسته صلوات مى‏فرستند; و مدتها دقت داشتم وهیچ‏گاه ندیدم كه ایشان صداى صلوات را بشنوند و صلوات نفرستند.
    احترام به ائمه اطهارعلیهم السلام

    مرحوم آقاى مصطفى زمانى مى‏نویسد:
    هركجا روایتى از امام(ع) به میان مى‏آمد و یا نام راوى، ازآنان احترام مى‏كرد. در مورد امامان‏علیهم السلام مى‏فرمود: «سلام‏الله علیهم اجمعین‏» و در مورد راوى با كلمه «رحمة‏الله‏علیه‏» یا «رضوان الله علیه‏» نام او را بیان مى‏داشت. عشق به‏خاندان عصمت و طهارت بود كه براى دفاع از حریم آنان، كتاب كشف‏اسرار را نوشت و براى زیارت خانه خدا و كربلاى امام حسین(ع)
    كتابهاى خود را فروخت. بارها شد كه ضمن بیان روایات ائمه‏اطهارعلیهم السلام از حالات آنان هم نقل مى‏فرمود كه مسائل اسلامى‏به صورت فرمولى عرضه نشود بلكه روح معنوى شاگرد هم تكامل‏یابد.
    توسل به اهل‏البیت‏علیهم السلام

    آقاى مرتضى تهرانى مى‏گوید:
    ویژگى دیگر ایشان شدت اتصال و ارتباطشان و توسلشان به اهل‏بیت‏صلوات الله علیهم اجمعین و خاندان عصمت و طهارت صلوات‏الله علیهم اجمعین است. به نحوى كه در تمام زمان تشرفشان به‏نجف اشرف و حضور مولى‏المتقین صلوات الله علیه همه شب به‏حرم مقدس مشرف و از ارواح طیبه آن بزرگواران استمدادمى‏نمودند.
    احترام به عزادارى امام حسین(ع)

    آقاى محمد حسن رحیمیان مى‏نویسد:
    حضرت امام مدظله در یك مراسم ملاقات در حسینیه جماران بطوراستثنایى به جاى آنكه در جایگاه روى صندلى بنشیند... روى زمین‏نشستند، آن هم روز عاشورا و به احترام عزادارى امام حسین(ع)
    بود.
    شركت در دعاى توسل

    آقاى محمدحسن رحیمیان در این باره مى‏گوید:
    یك روز به مناسبت‏یكى از وفیات ائمه‏علیهم السلام چندنفرى، به‏عنوان خواندن دعاى توسل، به اتاق امام رفتیم.
    همه رو به قبله نشستند و شروع به دعا كردند. بعد از شروع،امام وارد شدند و صف نشستند و همراه با همه دعا خواندند.
    در اثناى دعاى توسل، یكى از آقایان ذكر مصبیت مختصرى كرد. باآنكه ذاكر روضه‏خوان ماهر نبود و با حضور امام دستپاچه شده بودو صدایش هم مرتعش و بریده بریده بود، همین كه شروع به روضه‏كرد با آنكه هنوز مطلب حساسى را بیان نكرده بود، امام چنان به‏گریه افتادند كه شانه‏هایشان به شدت تكان مى‏خورد و بنده وقتى‏زیر چشم به سیماى امام نگاه كردم، دانه‏هاى متوالى اشك را كه‏از زیر محاسن معظم‏له روى زانویشان فرو مى‏افتاد، دیدم.
    تشكیل مجلس ذكر مصیبت

    آقاى محمدحسن رحیمیان مى‏نویسد:
    امام در مدتى كه در نجف اشرف بودند، در تمام شبهاى شهادت‏معصومین‏علیهم السلام در منزلشان ذكر مصیبت داشتند و به مناسبت‏رحلت‏حضرت زهرا(س) این برنامه سه شب ادامه داشت; و آن گریه‏كردن و اشك ریختن بدون استثناء در همه این روضه‏خوانیها مشهودبود.
    توجه امام به زیارت عاشورا

    آقاى سیدعلى‏اكبر محتشمى مى‏گوید:
    از جمله حوادثى كه در فرانسه اتفاق افتاد در رابطه با آن حالت‏خلوص و علاقه و محبتى كه امام به ائمه اطهار داشتند، ما روزهاكه مى‏شد كلیه گزارشهاى شب گذشته را كه به وسیله تلفن از ایران‏رسیده بود، مى‏نوشتیم و احیانا آنهایى كه لازم بود عین صدا راامام بشنوند، جمع‏آورى مى‏كردیم و خدمت امام مى‏رسیدیم و این‏گزارشها را خدمتشان تقدیم مى‏كردیم و اگر توضیح هم لازم بود،توضیح مى‏دادیم.
    اول محرم شده آن روز طبق معمول وقتى گزارشها را بردیم خدمت‏امام، دیدیم امام در اتاق قدم مى‏زنند و با تسبیح ذكرى مى‏گویندو مشخص شد كه امام زیارت عاشورا را طبق معمول كه در سالهاى‏گذشته هر سال در ایام عاشورا صبح مشرف مى‏شدند حرم و زیارت‏عاشورا را در حرم حضرت امیرالمؤمنین(ع) مى‏خواندند، در پاریس‏هم همان برنامه را ادامه داده بودند و زیارت عاشورا رامى‏خواندند. امام تذكر فرمودند كه از این به بعد در این ساعت‏گزارشها را نیاورید كه در این ساعت من مشغول هستم و این‏برنامه ادامه داشت در ایام عاشورا.
    دستور امام به روضه‏خوانى در پاریس

    آقاى سیدعلى‏اكبر محتشمى در این باره مى‏گوید:
    روز تاسوعا من در محوطه قدم مى‏زدم كه آقاى اشراقى آمدند وگفتند: كه امام فرمودند: «كه شما آماده باشید یك ساعت‏به ظهرمن مى‏خواهم بیایم بیرون و باید امروز روضه‏بخوانى.» من متحیرشدم، چون یك همچون آمادگى نداشتم كه در آن شرایط و محیطروضه‏بخوانم. عرض كردم كه: خدمت ایشان عرض كنید كه من آمادگى‏ندارم تا روضه‏اى كه مناسب این شرایط و در جو پاریس و در میان‏دانشجویان باشد، خدمت امام بخوانم. روضه‏اى كه من مى‏دانم همان‏روضه‏هایى است كه در مجالس معمولى ایران خوانده مى‏شود. یك‏همچنین روضه‏اى من مى‏توانم بخوانم. بعد امام پیغام دادند كه‏بگویید:
    «به فلانى كه همان روضه را مى‏خواهم و همان روضه باید اینجاخوانده بشود. » من از این جریان حس كردم كه امام در هرحال آن‏علاقه‏اى كه به ائمه‏اطهار دارند و به آن محیطى را كه براى آن‏محیط مبارزه مى‏كنند، احترام مى‏گذارند و همان محیط را مى‏خواهندو همان آداب و رسومى كه از متن اسلام هست و بیش از هزار سال‏مسلمانها با آن بودند را مى‏خواهند ولو اینكه در پاریس و درقلب سرزمین غرب باشد. در آن روز جمعیت زیاد بود، خبرنگاران‏فراوانى هم آمده بودند، ساعت‏یازده امام تشریف آوردند و امام‏بسیار محزون بود. من خدمت امام نشستم. امام اشاره كردند به من‏كه روضه‏بخوان و من شروع كردم روضه‏خواندن.
    براى كسانى‏كه از سراسر كشورهاى غرب آمده بودند براى دیدن امام‏بسیار غیرمترقبه بود این منظره، در شرایطى كه امام در مقابلش‏شاه و آمریكاست و مبارزه مى‏كند، روز تاسوعا بنشیند و براى‏امام حسین(ع) گریه كند.
    جمعیت‏خیلى زیاد بود و خبرنگارها هم این مجلس را ضبط مى‏كردند.
    از همان اولى كه شروع كردم به روضه، امام گریه كردند. در وسطروضه بود كه متوجه شدم تمامى جمعیتى كه در آنجا بودند،یكپارچه گریه مى‏كردند و حتى یادم مى‏آید كه شاید در حدود یكربع‏بعد از اینكه روضه ما تمام شده بود، هنوز عده‏اى گریه مى‏كردند;و یكى از برادرهایى كه آنجا بود، برادرمان دكتر فكرى بود. آمدو صورت مرا بوسید و گفت: كه من بیست و پنج‏سال در فرانسه هستم‏و از فرهنگم جدا شده بودم، از دینم جدا شده بودم، از مسائل‏مكتبى و مذهبى جدا شده بودم، از ائمه اطهار هم جدا شده بودم وامروز با این برنامه و روضه كه تو خواندى مرا به همه چیزبرگرداندى، به مذهبم، به مكتبم، به فرهنگم. و تا آن لحظه هم‏من دیدم چشمهایش اشك‏آلود بود; و این روضه‏خوانى، شب عاشوراخوانده شد.
    توسل به ثامن الحجج(ع)

    آقاى سید محمد جواد علم‏الهدى مى‏گوید:
    یكى از خاطرات شخصى من با حضرت امام این بود كه آن موقعى كه(در) مجلس شوراى ملى آن عصر به فرمان استعمارگران مطلبى مطرح‏شد به عنوان «انجمنهاى ایالتى و ولایتى...» و اینكه نام مقدس‏قرآن و قسم به قرآن كه وظیفه هر نماینده‏اى است كه قسم بخورد ومتعهد شود، برداشته شود و به جایش كتاب آسمانى گفته شود; واینكه اسم اسلام از روى این كشور به گونه‏اى برداشته شود به‏بهانه اینكه بتوانند ملتهاى دیگر هم دراین كشور دست‏اندر كارباشند.
    تنها این سه جمله نبود; بلكه امام هشدار مى‏داد كه این یك نوع‏رقیت و استعمار خانمانسوزى است كه همه مقدسات اسلام را لگدكوب‏مى‏كند. حضرت امام لازم دیدند كه شبها... استادان حوزه علمیه قم‏را جمع كنند و در این باره شور و مشورتهایى بشود. ..، به دولت‏وقت هشدار بدهند و مى‏دادند و اعلامیه‏هایى صادر مى‏شد. من به اذن‏امام مامور شدم كه بلادى كه در قسمت‏شرق ایران قرار گرفته(یعنى استان خراسان) را از مشهد مقدس تا زاهدان كه دورترین‏شهربود، بروم و علماى بلاد را ببینم; و براى بعضى از بزرگانشان‏كه حائزاهمیت‏خاصى از حیث نفوذ مردمى بودند با قلم مقدسشان‏نامه نوشتند. شبى كه عازم بودم، خدمت ایشان شرفیاب شدم و امام‏از اندرون تشریف آوردند بیرون و نامه‏ها را به من لطف كردند واین جمله را فرمودند: «شما قبل از اینكه با هركس ملاقات كنید،اول مشرف بشوید حرم مطهر ثامن الحجج على‏ابن موسى‏الرضا(ع) و اززبان من به آن حضرت بگویید كه آقا! كار بسیار عظیم و مساله‏خطیرى پیش آمده و ما وظیفه دانستیم قیام كنیم، چنانچه مرضى‏شماست ما را تایید كنید.»
    كیفیت زیارت امام(ره)

    استاد عمید زنجانى مى‏گوید:
    از نكاتى كه من مى‏توانم از آن دوره‏اى كه در نجف در خدمت‏حضرت‏امام بودم و این افتخار بزرگ نصیبم بود، یادآورى كنم، مساله‏كیفیت زیارت حضرت امام هست كه براى ما جالب بود. زیاد اتفاق‏مى‏افتاد كه ما مى‏رفتیم در حرم مطهر حضرت امیر(ع) فقط از دورمنظره زیارت امام را نگاه مى‏كردیم.
    دو مورد بود كه مخصوصا طلابى كه حال و هوس این كارها را داشتندمعمولا مى‏آمدند تماشاى زیارت مى‏كردند.
    یكى زیارت مرحوم آقاى امینى بود كه دیدنى بود; و ایشان وقتى‏حرم مشرف مى‏شدند حالاتشان به قدرى جذاب و گیرا و چنان طبیعى وخالصانه بود كه واقعا انسان را وادار مى‏كرد كه بایستد و این‏زیارت را تماشا كند; و بارها دیده مى‏شد كه مرحوم علامه امینى‏جلوى ضریح مطهر مى‏ایستاد و یا مى‏نشست و هیچ نمى‏گفت، یعنى لبهاحركت نمى‏كرد كه آدم فكر كند كه دارد زیارتنامه مى‏خواند; ولى‏همین طور اشك از چشم به پاى چشم و صورتش جارى مى‏شد.
    مورد دوم زیارت حضرت امام بود كه هر شب ایشان مشرف مى‏شدند به‏حرم مطهر حضرت امیر(ع) و مقید بودند كه متن زیارت را بخوانندو جاى خاصى بود كه حضرت امام مى‏آمدند آن‏جا و از روى مفاتیح‏دعا مى‏خواندند.
    ... زیارت امام خیلى طولانى بود. دعایى مى‏خواندند. زیارت‏عاشورا مى‏خواندند و نماز مى‏خواندند. بعد از اینكه تمام مى‏شد،حضرت امام در كنار ضریح مطهر مى‏ایستادند و ظاهرا یك زیارت‏امین الله هم مى‏خواندند.
    این كیفیت تشرف امام به حرم حضرت امیر(ع) و كیفیت زیارتشان‏واقعا جالب بود و حالت امام در دعاخواندن و زیارت، یك حالت ازخود بى‏خود شدن بود كه كاملا آن عمق اتصال روحى با آن صاحب ضریح‏و مزار و امامى كه امام زیارتشان مى‏كردند، این اتصال روحى ومعنوى كاملا آشكار بود. همین منظره در كربلا در حرم حضرت‏اباعبدالله و حضرت ابوالفضل سلام الله علیهما اجمعین‏مشاهده مى‏شد. یك‏بارهم كه ما اول ورود حضرت امام تا سامرارفتیم; و در سامرا و كاظمین هم همین طور بود.
    گریه بر اهل بیت علیهم السلام

    آقاى على دوانى مى‏گوید:
    یكى از خاطرات جالبى كه از امام دارم این است كه معظم‏له به‏قدرى مسلط برخود هستند و خویشتن‏دار مى‏باشند كه شاید حدى نتوان‏براى آن تصور نمود.
    ... بارها مى‏دیدم كه در مسجد بالاى سرحضرت معصومه(س) یا خانه‏بعضى از آقایان علما كه در مجلس روضه نشسته بودند، هرچه واعظیا هركس مى‏گفت، چه شیرین و چه تلخ، چه حزن‏انگیز و چه خنده‏دار،عده‏اى تبسم مى‏كردند یا مى‏خندیدند و جمعى تحت تاثیر مطالب حزن‏انگیز سرتكان مى‏دادند و با صداى بلند گریه مى‏كردند; ولى امام‏همچنان آرام و بى‏تفاوت نشسته و فقط گوش بودند كه واقعا باعث‏تعجب هر بیننده بود; ولى همین كه لحظه ذكر مصیبت اهل‏بیت‏علیهم‏السلام فرا مى‏رسید، امام دستمال از جیب در مى‏آوردند و آنا وبى‏اختیار مى‏گریستند و اشك مى‏ریختند.
    گاهى مى‏دیدم كه دستمال را با دست تا حدود دهان گرفته بودند وبه سخنان واعظ یا روضه‏خوان گوش مى‏دادند و در همان حال قطرات‏درشت و پى‏درپى اشك از دو سمت صورتشان جارى بود.
    احترام به مداح اهل بیت‏علیهم السلام

    آقاى محمد فاضلى‏اشتهاردى مى‏گوید:
    حضرت امام تواضع عجیبى نسبت‏به طلبه‏هایى كه درس‏خوان بودند،داشتند. طلبه، روضه‏خوان، مداح اهل‏بیت‏علیهم السلام را كه‏مى‏دیدند، تمام قد بلند مى‏شدند و موقعى كه مى‏خواستند از پیش‏استاد بروند، از او بدرقه مى‏كردند و بالاخره با اصرار میهمان‏باز مى‏گشتند.
    شركت در جشن امام حسن مجتبى(ع)

    آقاى سیدحسن طاهرى خرم آبادى مى‏گوید:
    ما در شبهاى نیمه ماه رمضان، یك جشنى به عنوان حضرت امام حسن‏مجتبى(ع) در خانه مى‏گرفتیم كه آقایان طلبه‏ها و علما را هم‏دعوت مى‏كردیم و من مقید بودم كه حضرت امام را در این جشن دعوت‏كنیم و ایشان هم اظهار لطفى مى‏كردند و در این جشن شركت‏مى‏كردند.
    گریه امام براى على‏اكبر(ع)

    آقاى على دوانى مى‏گوید:
    آقاى حاج سیدمحمد كوثرى، ذاكر معروف قم، از دوستان صمیمى كه‏از سالها قبل در قم روضه‏خوان خاص امام بود و در سنوات اخیر هم‏ایام عاشورا در حضور جمع در حسینیه جماران به یاد ایامى كه‏امام در قم اقامت داشتند و ایشان ذاكر خاص امام بود و ذكرمصیبت وى مطلوب امام بود، نقل مى‏كرد كه پس از شهادت مرحوم حاج‏آقامصطفى، فرزند ارشد امام، وارد نجف اشرف شدم. رفقا گفتند:
    خوب به موقع آمدى، امام را دریاب كه هرچه ما كردیم در مصبیت‏حاج آقا مصطفى گریه كنند، از عهده برنیامده‏ایم. مگر توكارى‏بكنى.
    من خدمت امام رسیدم و عرض كردم: اجازه مى‏دهید ذكر مصیبتى‏بكنم؟ امام اجازه دادند. هرچه نام حاج آقامصطفى را بردم تا باآهنگ حزین امام را منقلب كنم كه در عزاى پسراشك بریزد، امام‏تغییر حال پیدا نكردند و همچنان ساكت و آرام بودند; ولى همین‏كه نام حضرت على‏اكبر(ع) را بردم هنگامه شد، امام چنان گریستندكه قابل وصف نیست.
    گریه بر مصیبت اهل بیت عترت

    آقاى على دوانى مى‏گوید:
    در مجلس ختم استاد شهید مرتضى مطهرى، كه از طرف امام در مدرسه‏فیضیه برگزار شد و خود امام هم كه آن موقع در قم بودند حضورداشتند، سخنران كه در كنار ایشان ایستاده بود و آن همه درباره شخصیت استاد شهید مطهرى شاگرد برازنده و پاره تن امام وشهادت ایشان سخن گفت و امام با كمال آرامش گوش مى‏دادند; ولى‏همین كه گوینده به ذكر مصیبت اهل‏بیت‏علیهم السلام رسید، امام‏منقلب شدند و دستمال از جیب در آوردند و به صورت گرفته وگریستند. همان طور كه اهل‏بیت‏خود گفته‏اند: «هرمصیبت و شهید وقتیلى كه دارید به جاى آنها براى ما ناله و زارى كنید.» امام‏عینا چنین است.
    نوفل لوشاتو شاهد اشك امام در شهادت امام حسین(ع)

    آقاى على دوانى مى‏گوید:
    پسر بزرگم از خانم دكتر مهین ت استاد و صاحب نظر درهنر، نقل‏مى‏كرد كه ایشان زمانى كه حضرت امام به پاریس هجرت كرده بودند،ایشان به پاریس رفته و در بیت امام خدمت مى‏كرد. وقتى مرتب‏اخبار وحشتناك 17 شهریور تهران را به امام مى‏دادند كه چه‏كرده‏اند و چقدر كشته شده‏اند، امام عكس العملى از تاثر وهیجان‏نشان نمى‏داد، و هیچ تاثرى در قیافه‏شان دیده نشد; حتى وقتى‏خود این خانم مى‏گریستند، امام او را دلدارى مى‏داده و مى‏گفتند:
    چرا گریه مى‏كنى، صبر داشته باش. ولى چندى بعد روزى در یكى ازمجالس امام، شخصى برخاست و شروع به ذكر مصیبت كرد; همین كه‏گفت: «السلام علیك یا ابا عبد الله!» فورا رنگ صورت امام تغییركرد و دیدم كه به پهناى صورتشان اشك مى‏ریزند.
    ▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر کبيرانقلاب ،حضرت امام خميني(ره)►▐

  2. تشكرها 2


  3. #62
    کارشناس پاسخگوی سایت
    محمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 727      تشکر : 1,690
    4,146 در 728 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض امام، خیالت راحت ...




    امام، شما چشم امید مستضعفین جهان بودی ...

    آیا صدای وا امامای آنان را که ، در فراغ تو می خواندند ، شنیدی ؟!

    صدای گریه فرزندان شهدا را چطور ؟!

    آیا بار غصه ای که با رفتنت ، بر دوش پدران و مادران شهدا ، سنگینی کرد را دیدی ؟!

    می دانم همه را شنیدی و دیدی !

    ولی این را هم می دانم که بسیار ، از دست برخی ، رنج خوردی و خسته شدی!

    و حرف آخرت را ، بعد از دیدن سادگی آنکه او را حاصل عمرت خواندی، زدی و به او فرمودی :

    بيشتر حرف هاي شما درست نبود، خدا انشاءالله مرا ببخشايد و مرگم را برساند !

    امام ، خوب شد رفتی و ندیدی که برخی ، بعد از شما رنگ دنیا گرفتند!

    اما امام من ، خیالت راحت!

    جوانانی که خود را شاگردان مکتب ولایت می دانند ؛ تا پرچم این انقلاب را به دست یوسف زهرا(س) نرسانند ، از پای نمی نشینند!




    ▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر کبيرانقلاب ،حضرت امام خميني(ره)►▐

  4. تشكرها 3


  5. #63
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee




    فرشته‌اي به صورت بشر


    حضرت امام، پيش از نهضت اسلامي تا پيروزي انقلاب

    حضرت امام، از همان سال‌هاي جواني به درس و بحث حوزوي بسيار اهميت داده وپس از فراگيري درس خارج و ورود به عرصه تدريس، محل‌هاي تدريس ايشان، مجمع طلاب، علما و فضلاي بزرگ بود...

    ملائکه، بندگان گرامي داشته شده خداي سبحانند. اولين وصفي که حضرت حقبراي ملائکه مي‌فرمايد نيز، «عبادت»‌و «عبوديت»‌شان مي‌باشد. فرشتگان،هيچ کاري را بدون دستور خداوند متعال انجام نمي‌دهند و همه کارهايشان بافرمان الهي است.
    در قرآن مجيد نيز آمده است: فرشتگان، هرگز خدا را معصيتنمي‌کنند. در قرآن همچنين ذکر شده است: ملائک، هرگز از بندگي حضرت حق،خسته نمي‌شوند و «مقرب درگاه الله» هستند.
    ويژگي‌هايي که براي فرشتگان آمده، درباره اولياي خدا نيز آمده است که حضرت امام سيدروح‌الله موسوي خميني قدس سره‌الشريف نيز بدون کوچک‌ترين ترديد و با ضرس قاطع، يکي از والاترين و بالاترين اولياء الله بودند؛
    و از آنجا که فرشتگان، شهوت و غضب و ساير مسائل جسماني را ندارند درحاليکه انسان، اختيار لذت از اين موارد را نيز دارد اما ولي‌الله، براي خدا حرام‌هاي اين لذات جسمي را هرگز انجام نمي‌دهد، حتي مقامي عظيم‌تر از ملائک الهي دارد.

    سيره عملي امام امت
    حضرت امام، از همان سال‌هاي جواني به درس و بحث حوزوي بسيار اهميت داده و پس از فراگيري درس خارج و ورود به عرصه تدريس، محل‌هاي تدريس ايشان، مجمع طلاب، علما و فضلاي بزرگ بود که از شيوه مستحکم درس‌آموزي حضرت معظم‌له، لذت وافر مي‌بردند.
    از ديگر دلايل اينکه طلاب و بزرگان حوزه مقدسه علميه، مجذوب آن شخصيت الهي مي‌شدند، «استقلال»؛ «روحيه آزادگي و آزادمنشي» و «تواضع» و «بزرگي» آن حضرت بود.
    پس از ارتحال ملکوتي حضرت آيت‌الله العظمي بروجردي رضوان‌الله تعالي عليه، حضرت امام،‌ با اخلاق الهي‌شان و به دليل دوري از جاه و مقام‌خواهي، در حالي که همگان در پي کسب موافقت‌شان براي اعلام مرجعيت بودند، از چنين امري کناره ‌گرفتند و در نهايت نيز بدون آنکه خود، داعيه مرجعيت داشته باشند، وقتي اين خواسته، عموميتي شگرف يافت و مرجعيت به سراغ ايشان و خدمت امام رفت، بدون آنکه ادعاي زعامت داشته باشند، براي رضا خدا و خدمت به اسلام و تشيع، آن را پذيرفتند.

    ايشان حتي پس از پذيرش مرجعيت، در حالي که اغلب مراجع آن روزگار، در کنار تدريس و تهذيب، عهده‌دار امور مالي طلاب نيز بودند، بسيار بيش‌تر از آن‌که به امور مالي طلبه‌هاي حوزه بپردازند، چون دوران پيش از مرجعيت، هم‌چنان در پي تدريس، تهذيب، تزکيه نفس، تهجد و شب‌زنده‌داري بودند. آن فقيه الهي و آن پرده‌نشين و راز‌دار خداي سبحان؛
    اما وقتي حوزه را در برابر اقدامات رژيم شاه؛ که اصل اسلام عزيز را نشانه رفته بود، چندان فعال نديدند، حساب خود را جدا کرده و با توکل بر خداوند تعالي، پرچم قيام عظيم الهي‌شان را براي مبارزه با فساد و ظلم، با زدن مستقيم محمدرضا پهلوي و ارباب وي، ايالات متحده، در برهه‌هايي چون تصويب لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي، کشتار طلاب در مدرسه فيضيه توسط عمال شاه، واقعه 15 خرداد و قانون کاپيتولاسيون برافراشتند.

    ▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر کبيرانقلاب ،حضرت امام خميني(ره)►▐


  6. #64
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee




    زمينه ذهني قيام
    بر خلاف آنچه تصور مي‌شود، قيامت حضرت آيت‌الله العظمي امام خميني رحمه‌الله تعالي عليه، ضدرژيم شاهنشاهي و ديکتاتوري از سال 43-1342 و موضوع سخنراني حضرت معظم‌له عليه محمدرضا، اسرائيل و اين‌که اسلام در خطر است يا ماجراي کاپيتولاسيون اتباع آمريکايي در ايران، آغاز نشد. حضرت امام در سال 1323 هجري خورشيدي با نگارش متني، نگراني خويش از اوضاع مملکت و اسلام را بيان فرموده بودند.



    حضرت امام خميني در آن زمان، عالم و مجتهدي جوان (44ساله)‌بودند و البته در ميان مراجع، علما، فضلا و طلاب حوزه‌هاي علميه، شخصيتي از لحاظ سياسي بسيار باهوش و بافراست و از لحاظ علمي بسيار کوشا و پربار بودند.
    تلاش حضرت امام براي ممانعت از اعدام اعضاي گروه مبارز «فدائيان اسلام» با سعي براي اقناع مرحوم حضرت آيت‌الله العظمي بروجردي رضوان‌الله‌ تعالي عليه که متاسفانه توسط برخي اعضاي بيت آن مرجع بزرگ، ناکام ماند، حشر و نشر با عالم سياسي مطرح و عامل اصلي ملي شدن صنعت نفت پس از اقدامات فدائيان اسلام، يعني مرحوم آيت‌الله سيدابوالقاسم کاشاني قدس‌سره‌الشريف، و نقش برجسته در صدور اعلاميه مشترک علما براي جلوگيري از تصويب لايحه آمريکايي انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي، تنها 3 مورد از مواردي است که به سال‌ها پيش از قيام 15 خرداد 1342 بازمي‌گردد.

    15 خرداد
    رژيم ستم‌شاهي که در خرداد 1342 که هم‌زمان شده بود با ماه محرم، به شدت نگران مخالفت‌ها؛ مخصوصاً از قم و بويژه از سوي حضرت امام که پس از ارتحال حضرت آيت‌الله العظمي بروجردي (رض)، تبديل به بزرگ مرجع عالم تشيع شده بودند، بود، اندکي پيش از آغاز محرم‌الحرام و ايام عزاداري سالار شهيدان حضرت سيد‌الشهداء عليه‌السلام، با ارسال 3 دستور‌العمل از طرف ساواک براي تمام علما و منبري‌ها، آن‌ها را از صحبت درباره اين موضوعات، زنهار داده بود: «1- بر منابر عليه اسرائيل سخني گفته نشود؛ 2- نگويند، اسلام در خطر است؛ 3- عليه شاه صحبتي نشود».
    اما حضرت امام در سخنراني تاريخي‌شان در 12 خرداد 42 مصادف با روز عاشورا، ضمن آنکه درباره هر 3 مورد فوق، فرمايشاتي را فرمودند؛ بلکه درباره اصل دستورالعمل سازمان امنيت (ساواک) نيز افشاگري فرمودند و با ذکر سؤالاتي، ابراز داشتند: «ساواک گفته:‌ هي نگوييد، اسلام در خطر است.
    حالا اگر ما نگوييم اسلام در خطر است، در خطر نيست؟!... رژيم دستور داده بر منابر عليه اسرائيل سخن نگوييد، عليه شاه هم سخن نگوييد؛ مگر شاه، اسرائيلي است که مي‌گوييد، عليه اسرائيل و شاه حرفي نزنيد؟! و...».
    پس از فرمايشات حضرت امام، شور و ولوله‌اي در قم البته به صورت پنهان و خاموش به راه افتاد و رژيم نيز از سخنراني حضرت ايشان در روز عاشورا، بسيار بيمناک شد.
    از اين‌رو دو روز بعد، در شامگاه 14 خرداد 1342، ايشان را شبانه دستگير کرده و به پادگان عشرت‌آباد تهران منتقل کردند.
    در پي انتشار خبر بازداشت بزرگ مرجع شيعيان جهان، مردم کشور به ويژه مردم غيور شهر‌هاي قم و ورامين عليه اين اقدام گستاخانه رژيم خروشيدند که منجر به بروز فاجعه 15 خرداد 42 و کشتار مردمي شد که به اسايه ادب به نايب امام زمان (عج) از سوي شاه معترض بودند.

    ماجراي کاپيتولاسيون؛ خروش حضرت امام براي حفظ شأن مسلمان ايراني آبان‌ماه سال 1343، ماجراي تصويب قانون کاپيتولاسيون اتباع آمريکايي در ايران، موجب شد، حضرت امام بار ديگر برخيزند و اين‌بار براي جلوگيري از تحقير مسلمانان و ايرانيان از سوي اهل کتاب بپاخاستند.
    بر مبناي قانون کاپيتولاسيون که طبق خواست دولت ايالات متحده در مجلس ايران تصويب شد، اگر يک تبعه آمريکايي در ايران، مرتکب هر جرمي مي‌شد،
    محاکم قضائي کشور، حق بازخواست از او را نداشتند و به فرموده حضرت امام، حتي اگر شاه ايران را هم يک فرد معمولي آمريکايي مي‌کشت، کسي در ايران حق برخورد با او را نداشت و وي به ايالات متحده بازگردانده شده و در دستگاه قضائي آمريکا محاکمه مي‌شد. طبق اين قانون،
    اگر يک ايراني نيز عليه فردي تبعه آمريکا، اقدامي مي‌کرد، بايد براي محاکمه به ايالات متحده فرستاده شده و در اين کشور محاکمه مي‌شد!

    حضرت امام عليه اين قانون خوارکننده ايرانيان و مسلمانان و عزت‌بخش آمريکايي‌ها برخاستند و موجب لغو آن گرديدند. رژيم هم گرچه در برابر امام تسليم شد ولي حضرت ايشان را ابتدا به ترکيه و سپس به عراق تبعيد نمود؛ تبعيدي که 14 سال، تا زمان بازگشت امام عزيز به ايران و پيروزي انقلاب اسلامي ادامه يافت.

    ▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر کبيرانقلاب ،حضرت امام خميني(ره)►▐

  7. تشكر

    محب الحسین (14-03-1390)

  8. #65
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee







    بغض به سینه می رود پهنه به پهنه لب به لب
    اشک زدیده می رود چشمه به چشمه، یم به یم

    همچو هزار در غمت شاخه به شاخه، گل به گل
    ناله زدل برآورم سینه به سینه، دم به دم

    بر سر زلف عقده با حوصله شان می کشم
    حلقه به حلقه مو به مو، طره به طره خم به خم

    رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد



    ▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر کبيرانقلاب ،حضرت امام خميني(ره)►▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. تشكرها 2

    محب الحسین (14-03-1390), نرگس منتظر (14-03-1390)

  10. #66
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    kabotar.





    امام(قدس سره) در آسمان کرامت
    جوان امروز بیش از هر زمان دیگر به بزرگمردی چون خمینی نیازدارد، تا از نفس قدسی او جان دو باره گیرد و با مطالعه زندگی اش، طریق جاودانه زیستن را فراگیرد. امام خمینی(ره) مردی است که از آغاز بلوغ شخصیت معنوی خود را ساخت و نزد خدایش بنده ای محبوب شد. از این روی پرده های آسمان کنار رفت و روح الله چشم بر حقایق هستی گشود. خداوند به دست سرنوشت میلیونهاانسان را دگرگون کرد. مقامی عظیم، یعنی کرامت به وی عطا کرد.
    آنچه می خوانیم گوشه هایی از این مقام عظیم است. جای بسی شگفتی است که صاحبان قلم پیرامون ابعاد مختلف زندگی امام قلم فرسایی می کنند، اما بعد عرفانی این شخصیت بزرگ در هاله ای از غفلت قرار دارد و تحلیلگران ما کمتر در باره آن سخن می گویند، حال آنکه تبیین ارتباط مردان آسمانی با ملکوتیان برای جوانان ماجاذبه های عجیبی دارد و در صورت طرح ساده و بی پیرایه جوان رابه باور آن سوق می دهد و ریشه های اعتماد و محبت قلبی بین مردم با صاحب کرامت را تقویت می کند. از این رو انتظار می رود محققان و نویسندگان تا آثار زنده و شاهدان صادق از امام خمینی(ره) دردسترس هستند، نسبت به جمع آوری و ثبت مجموعه کرامت های حضرت به پاخیزند و راه های آسمانی را در جستجوی مرد سلوک سبز و عارف بزرگ قرن بپویند. آری! ما باید بدانیم مردی که در عرصه سیاست،نظامی ضد دینی را نابود ساخت، در عرصه علم و فقه و فلسفه واصول استاد دهر شد، در میدان جهاد بانفس و خودسازی و پالایش اندرون هم تا آنجا پیش رفت که قدسیان او را به پاکی ستودند وخداوند مقامی بس بالا نصیبش کرد.
    کرامت هدیه ای برای مردمان پاک طینت
    کرامت نشانه قداست و آیه حقانیت مردان خدایی است. مردانی که پاکی طینت و زلالی بندگی، آنان را نزد خدای متعال، محبوب ساخت.
    و تداوم آن در طول قرنها و عصرها، بهترین گواه بر اتصال زمینی ها با ملکوتیان است و چه زیباست مطالعه زندگی وصال یافتگان.
    اما کرامت چیست؟
    کرامت همان معجزه است با این تفاوت که معجزه در مقابل انکارکنندگان و برای عاجز کردن آنها از سوی معصومان علیهم السلام بروز می نماید; اما کرامت، همان کار از سوی اولیای الهی و یاغیر معصومان علیهم السلام است بدون اینکه در مقابل انکار کننده باشد; بلکه عنایتی است که شامل حال معتقدان، صاحبان ایمان، یادلدادگان و دلسوختگان می شود. و اولیای خداوند با اذن و اجازه پروردگار، در اسباب طبیعی تصرف می کنند.
    البته برخی روشنفکرنمایان کرامت بزرگان را مخالف توجیهات علمی می دانند. و این حقیقت و موهبت الهی را خرافه می پندارند. حال آنکه خدایی که به اسباب مادی خاصیت هایی داده است، می تواند آن ویژگیها را سلب و به سبب دیگر بدهد. با اندک تاءملی می توان قبول کرد که خدایی که به دارو خاصیت «دردزدایی » عنایت کرد،همان خاصیت را می تواند به تربت امام حسین(ع) بدهد و یا همان ویژگی را در دعای امام، یا اولیای خود و بندگان صالحش قراردهد. آری خداوند هم «سبب ساز» و هم «سبب سوز» است. پس برای قبول کرامت اولیای الهی تنها کافی است، اعتقاد خود به قدرت مطلقه الهی را تقویت کنیم و به راستی تنها اوست که می تواندخاصیت اسباب طبیعی را جایگزین کند. به این ترتیب می توان گفت:
    1- کرامت اولیای الهی امری محال نیست. زیرا خارج از قدرت خداوند متعال نیست.
    2- کرامت از نظر علم و عقل معقول و قابل پذیرفتن است. هرچندخلاف عادت و کار کرد طبیعی اسباب موجود است.
    3- کرامت کار خارق العاده ای است که هرگز احدی از مرتاضها ونابغه های جهان نمی توانند آن را انجام دهند.
    4- کسی نمی تواند اثر کرامت را نابود کند و یا مانع تحقق آن شود; زیرا کرامت به قدرت بی کران خدا متصل است.
    5- کرامت نوعی عنایت به دلسوختگان است، نه تحدی و مبارزه طلبی و عاجز سازی.
    6- کرامت محدودیت زمانی و مکانی و تشخص ندارد. زیرا بر قدرت نامحدود خداوند متکی است و این قدرت در هر زمان می تواند جاری شود و می شود.
    7- کرامت، معلول بی علت نیست، بلکه ما این علت را نمی شناسیم،اما خداوند از آن آگاه است.
    8- مقام کرامت بر اثر پاگیزگی روحی به اشخاص اعطا می شود وتنها پاکیزگان از این مقام برخوردار می شوند.
    9- چون زلالی باطن و تعلق و اراده الهی لازم است تا شخص صاحب کرامت شود، لذا این مقام قابل تعلیم و تعلم نیست. گرچه قابل اکتساب است.
    ▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر کبيرانقلاب ،حضرت امام خميني(ره)►▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  11. #67
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    kabotar.





    اعتقاد به کرامت
    امام خمینی(ره) خود اعتقادی محکم به تاثیر نفوس پاک در تغییراسباب طبیعی داشت و معتقد بود اگر مردان خدا و پاکان بی ریانزد خداوند چیزی بخواهند، همان خواهد شد. از این روی همواره از چنین مردانی برای تغییر احوال یاری می جست. نمونه ای از این «باور کرامت » و «تاثیر نفوس پاک » را می توان در سیمای امام آنگاه مشاهده کرد که از آیت الله قاضی(ره) آن عارف بزرگ برای شفای دخترش و نجات وی از مرگ کمک می گیرد.
    ختم «امن یجیب »
    شاگردان امام هنوز آن روز را به یاد می آورند و به صراحت و باشور از آن یاد می کنند. آیت الله صانعی یکی از مشاهیر شاگردان آن بزرگوار است که مراسم ختم «امن یجیب » و حضور آیت الله قاضی را به یاد دارد. وی می گوید:
    بعد از درس معمولا جمعیت زیادی برای دستبوسی ایشان می آمدند واز این رو برای تلف نشدن وقت با تاکسی به مسجداعظم رفت و آمدمی کردند. من هم برای آن که بتوانم جواب سؤال خود را بهتربگیرم، دنبال امام به منزلشان می رفتم، در آنجا سؤال را مطرح کردم. امام فرمودند: بنویس. سؤال را نوشتم و دادم خدمت امام واما باز هم امام جواب ندادند. من که سابقه برخوردهای چندین سال پیش از آن را داشتم و نیز از سرپرتوقعی، با رنجیدگی خاطربیرون آمدم و امام هم ناراحتی مرا احساس کردند.
    در همان موقع با برادرم رو به رو شدم. ایشان از من پرسیدند:
    «چرا ناراحتی؟» گفتم: رفتم مطلبی را از امام بپرسم، ولی امام به من جواب ندادند. برادرم با تندی به من گفت: دخترشان مریض است و از این بابت امام ناراحتند. بعد تو توقع داری دراین شرایط امام مثل همیشه به تو جواب سؤال درس را بدهند؟! بعدبرادرم برای من توضیح بیشتری دادند که گویا هنگامی که حال دختر امام به وخامت گراییده بود، فورا یک شورای پزشکی در قم تشکیل شده بود. این شورا نظر بسیار مایوس کننده ای به حضرت امام(ره) داده بودند. وقتی به امام عرض کرده بودند که یا بایدمادر از بین برود و یا بچه. این طور می گویند که امام فرموده بودند: من الان اظهار نظر نمی کنم که کدام یک فدای دیگر بشود.
    شما یکی دوساعت صبر کنید. من جواب می دهم که عمل جراحی انجام شود یانه؟
    پس از آن هم از برادر من خواسته بودند که ترتیب ختم «امن یجیب » را در همان شب بدهند و مخصوصا آقای قاضی را برای دعاخواسته بودند. مرحوم قاضی که عموزاده علامه طباطبایی و ازدوستان امام بود، بسیار اهل ذکر خدا بود. ایشان در زمان طلبگی هم یک پیشگویی داشت و به امام عرض کرده بود: «شما بعدها جزوپیشوایان خواهید شد.» بالاخره آقای قاضی و عده ای از طلبه هاآمدند و ختم «امن یجیب » گرفتیم. برای همه ما میزان اعتقادامام به دعا جالب بود. پس از آنکه ختم تمام شد، از بیمارستان نکویی قم به منزل امام تلفن کردند و اطلاع دادند که حال دخترشان به طور معجزه آسایی بهتر شده است و از این رو فعلانیازی به عمل نیست. در همان هنگام برادرم برای من این پیغام را از حضرت امام آورد: «... من آن وقت روی حساب مربضی صبیه ناراحت بودم و جواب ایشان را ندادم، ولی فردا توی درس جواب خواهم داد.»
    ▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر کبيرانقلاب ،حضرت امام خميني(ره)►▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. #68
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    kabotar.





    ارتباط با ائمه علیهم السلام

    امام خمینی(ره) ولی فقیه و نایب حضرت ولی عصر(عج) بود و ازهمین جهت ارتباط وی با آن حضرت امری کاملا طبیعی به نظر می رسد.
    او فقیهی بزرگ بود که در هدایت سیل خروشان مردم به سوی انقلاب ومراحل مختلف انقلاب از طریق همین ارتباط، راهنمایی های لازم رااز آن حضرت دریافت کرد اما عموما این ارتباطها به صورتی سرپوشیده بود. با این حال مواردی از طریق شاگردان حضرت که به ایشان نزدیک بودند، نقل شده است که این ارتباطها را علنی می سازد. و از این جهت برای مومنان تقویت ایمان و برای مردم بی اعتقاد، نوعی اتمام حجت است تا انصاف پیشه سازند و به درستی راهی که امام رفت، معتقد شوند و به این ترتیب دست از تضغیف اندیشه های وی بردارند. خیانتی که هم اینک جمعی برای اجرای آن در تلاش اند.
    نمونه روشن از این ارتباط را حجه الاسلام سید محمد کوثری از آیت الله فاضل لنکرانی نقل می کند:
    شاه باید برود
    یک روز من منزل آقای فاضل لنکرانی از استادان حوزه علمیه قم بودم و یکی از فضلای مشهد هم آنجا بودند. ایشان به نقل از یکی از دوستانشان تعریف کردند: در نجف اشرف در خدمت امام بودیم وصحبت از ایران به میان آمد. من گفتم: این چه فرمایش هایی است که در مورد بیرون کردن شاه از ایران می فرمایید؟ یک مستاءجر رانمی شود از خانه بیرون کرد، آن وقت شما می خواهید شاه مملکت رابیرون کنید!! امام بر آشفتند و فرموند: فلانی! چه می گویی؟ مگرحضرت بقیه الله امام زمان(ع) به من (نستجیربالله) خلاف می فرماید؟ شاه باید برود.
    البته گاهی نیز این ارتباط از طریق خواب برای اشخاص مسلم شده است. مانند خوابی که همسر امام خمینی قبل از ازدواج می بیند وبرای وی مسلم می شود که امام با اهل بیت علیهم السلام مرتبط است وباید با وی وصلت کند. مورد دیگر را حجه الاسلام محی الدین فرقانی، به این صورت، نقل می کند.
    ▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر کبيرانقلاب ،حضرت امام خميني(ره)►▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  13. #69
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    kabotar.





    هرچه بود، بخشیدم

    شیخ مازندرانی پیری بود که بی دلیل به امام بدبین بود. حتی به بعضی ها می گفت به درس امام نروند. این مساله چند سالی طول کشید. امام هر روز، ساعت ده و ربع برای درس می رفتند. چون بعضی وقتها بدون این که به من خبر دهند، حرکت می کردند. من با عجله بیرون می رفتم که مبادا ایشان تنها بروند. روزی با عجله ازخانه بیرون آمدم.
    دیدم این پیرمرد شیخ در بیرونی را می بوسد. بعد هم خم شد عتبه را بوسید. من که از اعمال قبلی او اراحت بودم، گفتم: عجب!
    برگشت رو به من کرد و گفت:
    (الحمدالله الذی هدانا لهذا و ماکنا لنتهدی لولا ان هداناالله)
    گفتم: مگر چه شده است؟ گفت: به درس می روید؟ آقا مسجد می آیند؟
    گفتم: بلی. گفت: من هم می آیم مسجد. قبلا او به مسجد نمی آمد ونمی گذاشت بچه اش دست امام را ببوسد. همین که این حرف را زد، درباز شد و آقا از منزل بیرون آمدند. او خجالت کشید و از کوچه دیگر رفت. من همراه آقا به مسجد رفتم. آن روز کتاب همراه نبرده بودم که مجبور نشوم پای منبر بروم. همان دم در نشستم.
    این از خوش شانسی پیرمرد بود. آمد و کنار من نشست و گفت: توکه می دانی همنشین بد بر من اثر کرده بود. از بس زیاد ازمغرضان شنیده بودم که آقا روزنامه می خواندند و چه کارهامی کنند.
    سپس اضافه کرد یک شب خواب دیدم در حرم حضرت امیر(ع) هستم وعده ای دور هم نشسته اند. سن هرکدام، با سن یکی از امام ها تطبیق می کرد. دوازدهمی را می گفتند حضرت مهدی(ع) است. از قیافه شان نور می بارید. خیلی زیبا و ملکوتی بودند و درآخر صف نشسته بودند. بعد علمای اسلام یکی یکی آمدند. همه آنها از مقبره مقدس اردبیلی بیرون می آمدند، نگاه کردم تا ببینم آیا کسی از ایشان را می شناسم؟ یکی از آنها را گفتند: شیخ شلال یکی از شیوخ عرب است. خیلی خوشحال شدم، خواستم حرکت کنم ولی انگار مرا به زمین بسته بودند. نمی توانستم تکان بخورم. وقتی هرکدام از این علمامی آمدند آن دوازده نفر تعظیم می کردند، بعضی وقت ها حضرت امیر(ع) با یکی دو نفر مشغول صحبت بودند. بعضی وقت ها هم هفت هشت نفرشان تعظیم می کردند. یک وقت دیدم آقای خمینی از گوشه ایوان وارد شدند و شما هم دنبالشان هستی. در کفشداری کفش هایشان را کندند و شما کفش ها را کنار گذاشتی و به سرعت به دنبالشان رفتی. آن دوازدهمی تا چشمشان به ایشان افتاد، بلندشدند. یک مرتبه دیدم همه بلند شدند.
    بعد یازده نفرشان نشستند و دوازدهمی ایستادند و گفتند: روح الله، آقای خمینی عبایشان را جمع کردند و گفتند: بله آقا،ایشان فرمودند: بیاجلو، آقا تند تند جلو رفتند. وقتی خدمت امام زمان(ع) رسیدند، دیدم قدمهایشان یک اندازه است. جوری نبود که حضرت مهدی(عج) بلند و آقای خمینی کوتاه باشند. طوری ایستادند که گوش آقای خمینی دم دهان امام زمان(عج) بود. امام زمان چیزهایی گفتند و آقای خمینی در جواب گفتند:
    «چشم .... انجام دادم ... انجام می دهم... ان شاء الله ... »درست یک ربع حضرت در گوش روح الله چیزهایی می گفتند. وقتی مطلب تمام شد و حضرت رفتند که بنشینند، آقای خمینی دست تکان دادندو آن یازده نفر تعظیم کردند و ایشان بی آنکه پشتشان را بکنندعقب، عقب برگشتند و به حرم رفتند. من پرسیدم که چرا ایشان به حرم نرفتند؟ گفتند: حضرت امیر(ع) اینجا نشسته اند. برای چه به حرم بروند!! بعد دم کفشدرای رفتند و شما کفششان را گذاشتی جلوپوشیدند و تند حرکت کردند و از در صحن آمدند بیرون. من ازخواب بیدارشدم، شروع کردم به گریه کردن. ساعت را نگاه کردم.
    دیدم یک ساعت به اذان صبح مانده، با خودم گفتم: من در حق ایشان جفا کرده ام. خدا از سر تقصیرم در گذرد! من از حالا به ایشان ایمان آوردم. ولی هنوز ناراحتم. اولین کاری که کردم همان بود که دیدی. در مقابل نظر هیچ کس نبود. فقط تو می دانی ومن. می باید این عتبه را ببوسم. من قول داده ام که فضایل ایشان را منتشر کنم و باید انتشار بدهم. بعد گفت: این قصه من بود.
    یک خواهش از تو دارم «بینی و بین الله » اگر می توانی به امام بگو که از من بگذرد. گفتم: می توانم همین الان انجام می دهم. ازمسجد که بیرون آمدیم، به آقا گفتم که قصه کذا و کذاست و حالااز شما خواهش دارد که از او بگذرید. امام گفتند:
    «من از ایشان گذشتم. من بخشیدم. هرچه بود، بخشیدم.» بعد ازرفتن امام، او دوان دوان آمد. گریه می کرد از من می پرسید: چه شد؟ گفتم: آقا گفتند که من هرچه بود بخشیدم.
    به سجده افتاد. از آن به بعد هر روز خدمت امام می آمد و آقای خمینی هم نظر خاصی به او پیدا کردند و این طور شد که او هم دنیا و هم آخرت را به دست آورد.
    ▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر کبيرانقلاب ،حضرت امام خميني(ره)►▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. #70
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    kabotar.





    خبر غیبی

    امام(ره) در مواردی بسیار، از آنچه رخ می داد. آگاه بود و این به جهت همان ارتباطی بود که داشتند و این موضوع در مسیر نهضت بارها تکرار شد و یاران، شاگردان و هم سنگرانش به برکتش ازخطرات بزرگی رهایی یافتند. ما تنها به یادآوری دو مورد از این حکایت ها بسنده می کنیم:
    سهم امام و رسید آن

    یکی از مواردی که می توانم صد درصد روی آن انگشت بگذارم، این است که یکی از تجار ایرانی، زمانی که دولت طاغوت هرکسی را که به نجف و زیارت ایشان می رفت، تعقیب می کرد، پول هنگفتی با خودبه نجف برده بود که بابت سهم امام به ایشان بدهد. دولتی ها هم خبر داشتند که این شخص پول زیادی باخود برده است و می خواهدسهم امام را بدهد. آن تاجر خدمت امام رسید و گفت: این پولهابابت سهم امام است و از ایران آورده ام که به شما تقدیم کنم تاصرف حوزه علمیه کنید. امام قبول نکردند، تاجر در جواب گفت:
    آقا من از راه دور این پول را آورده ام، سهم امام و مخصوص شماست، امام فرمودند:
    «صلاح تو نیست که من این پولها را از توبگیرم. ببر خدمت یکی دیگر از مراجع بده و از ایشان هم رسید بگیر.» خلاصه اصرارش هیچ در امام اثر نکرده بود و او پول را به منزل مرجع دیگری برد و رسید گرفت. پس از بازگشت آن تاجر را در مرز دستگیرکردند و به او گفتند که شما در نجف پیش آقای خمینی رفته اید وپول زیادی هم با خود به آنجا برده اید و ما از همه کارهای توخبرداریم. و بالاخره زمینه چیدند که حداقل چند سالی او رازندان کنند. تاجر در جواب گفت: «من یک شاهی هم پول به ایشان نداده ام. پول را بابت سهم امام به شخص دیگری دادم » و بعدرسید پول را از جیبش درآورد و ارائه داد.
    آن رفت که امام به ایشان فرموده بود که صلاح تونیست پولت را به من بدهی، چنین روزی را می دید. اگر پول را به امام داده و ازایشان رسید گرفته بود، شاید تا آخر عمر در گذشه زندان می ماندو حتما شکنجه هم می شد. این هم یکی دیگر از کرامات ایشان بود.
    ▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر کبيرانقلاب ،حضرت امام خميني(ره)►▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 34567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •