سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: زندگينامه شهيد ابراهيم هادي پور

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,694
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض زندگينامه شهيد ابراهيم هادي پور




    شهيد ابراهيم هادي پور


    تاريخ تولد :2/2/1334
    نام پدر :حسن علي
    تاریخ شهادت : 29/5/1363
    محل تولد :بوشهر /بوشهر /-
    طول مدت حیات :29
    محل شهادت :جزيره مجنون
    مزار شهید :گلزار شهداي وحدتيه


    دومين روز از ارديبهشت‌ماه سال 1334 در محله‌ي وحدتيه استان بوشهر ديده به جهان هستي گشود و مادر بنا بر روياي آسماني‌اش او را " ابراهيم " ناميد تا در راه يكتاپرستي گام بردارد.

    7 ساله بود كه جهت يادگيري كلام وحي به مكتب‌خانه پا نهاد و توانست در مدت كوتاهي قرآن و كتاب‌هاي اشعار شاعران بزرگ را فرا گيرد.

    سال 1343 به دبستان كاووسي راه يافت و آموختن علم را آغاز نمود. سال چهارم ابتدايي،‌ درس و مدرسه را رها كرد و همراه پدر به كشاورزي پرداخت.

    سال 1356 زندگي مشترك خود را آغاز نمود؛‌ مدتي در يك شركت خارجي مشغول به كار بود اما با پيروزي انقلاب و تعطيلي اين شركت، به كارگري و نگهباني در شركت‌هاي ديگر مبادرت ورزيد.

    ابراهيم در زمان مبارزات مردم عليه استبداد حكومت پهلوي، همراه آنان فرياد "‌مرگ بر شاه" سر داد و در زمان جنگ تحميلي در شانزدهم خردادماه سال 1360 به خيل سپاهيان غيور كشور پيوست و در شهريورماه همان سال عازم غرب كشور شد تا با متجاوزين پيكار كند.

    پنجم مهرماه سال 1361 جهت آموزش حفاظت و فرماندهي به مدت 2 ماه به شيراز رفت و پس از اتمام آموزش به عنوان محافظ امام جمعه‌ي برازجان به واحد حفاظت رفت و يك سال و نيم در كنار ايشان خدمت كرد.

    هادي‌پور در تاريخ 14/1/1363 به عنوان فرماندهي گروهي از برادران بسيجي در منطقه‌ي غرب كشور به پاسداري و حفاظت از مرز پرداخت.
    سپس فرماندهي دسته در جبهه‌ي جنوب را عهده‌دار شد.

    او از طريق لشكر 19 فجر پس از طي يك ماه دوره‌ي قايق‌راني و شنا در شيراز به جبهه‌ي جنوب رفت تا اينكه سرانجام در جزيره‌ي مجنون روز بيست و نهم مردادماه سال 1363 در سنّ 29 سالگي بر اثر اصابت گلوله‌ي توپ به سنگر، به خون سرخ خود كفن شد و در گلزار شهداي وحدتيه آرام گرفت. از او 2 فرزند به يادگار ماند.

    روحش شاد و راهش پر رهرو باد.


    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 10-03-1390 در ساعت 22:08
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 3

    نرگس منتظر (12-09-1390), شهیده (02-05-1390), شکيبا (17-07-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی