▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه شهادت مشعلدار هدايت ، امام هادي (ع)▌*๑۩๑*▌ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه شهادت مشعلدار هدايت ، امام هادي (ع)▌*๑۩๑*▌
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 48
  1. #31
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee




    راز استجابت دعای معصوم


    ابوموسی گوید: روزی نزد امام هادی (علیه السلام) رفته و عرض کردم: متوکل به من ستم می‌کند و اموالی را از من به جرم این که دوستدار شما هستم، گرفته است. اگر برای شما امکان دارد از او بخواهید تا دست از این کارهایش بر علیه من بردارد. امام (علیه السلام) فرمودند: اگر خداوند بخواهد، خواسته‌ات برآورده می‌شود.
    هنگام شب شد و چندین بار از طرف متوکل پیغام رسید که باید به نزد او بروم. وقتی به دربار متوکل رسیدم، وزیرش فتح بن خاقان به من گفت: ابوموسی تو چه کرده‌ای که امیر از بس تو را طلبید، مرا به ستوه آورده؟!
    نزد متوکل رفتم و او به من گفت: ای ابوموسی! ما از تو غافل شده‌ایم و تو نیز ما را فراموش کرده‌ای، چه چیزی از اموالت در نزد ماست؟ گفتم: فلان چیز و فلان مقدار پول. دستور داد 2 برابر آنها را به من دادند. هنگام خروج از قصر از فتح پرسیدم: آیا علی بن محمد (علیه السلام) به این جا آمده بود؟ گفت: نه. آیا نامه‌ای برای شما نوشته بود؟ پاسخ داد: نه. فتح به دنبال من آمد و گفت: حتماً تو از او خواستی که برایت دعا کند، پس از او خواهش کن که برای من هم دعایی بکند...
    فردای آن روز به نزد امام هادی (علیه السلام) رفتم و به ایشان گفتم: سرورم! به من گفته‌اند که شما نه پیش متوکل رفته‌اید و نه درخواستی از او کرده‌اید. پس چگونه...
    امام فرمودند: خداوند متعال می‌داند که ما در امور، جز به او پناه نمی‌بریم و در کارها جز به او توکل نمی‌کنیم و ما را عادت داده که از او درخواست کنیم، تا اجابتمان کند ...
    عرض کردم: مولایم! فتح بن خاقان به من چنین گفته است. امام فرمودند: او به ظاهر ما را دوست دارد و در باطن از ما کناره می‌گیرد. دعا برای کسی است که پروردگارش را می‌خواند. چون در طاعت خدا خود را خالص کردی و به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و به حق ما اهل بیت (علیهم السلام) اعتراف نمودی، آنگاه که از خدای تبارک و تعالی چیزی درخواست کنی، تو را بی‌بهره نمی‌گذارد(1).

    پی نوشت:
    1- در واقع امام هادی (علیه السلام) در این بیان، ایمان به خدا، خلوص نیت و اعتراف به حق اولیاء او را طریقه اصلی استجابت دعا و بهترین راه دستیابی به آن می‌دانند و طبیعی است که هر کس برای دستیافتن به هر هدفی باید مسیر اصلی آن را بپیماید.
    اما اگر کسی در این مسیر قدم نگذارد، طبیعی است که باید دشواری مسیرهای فرعی را که بسیار سخت‌ترند و تا هدف نیز، فاصله‌ای بیشتر دارند، بر خود هموار کند. بنابراین اگر فردی این خصوصیات را نیز دارا نبود، رحمت گسترده الهی مانع آن می‌شود که درب استجابت برای همیشه بر روی او بسته بماند. لذا باز هم شروط دیگری (نظیر حالت اضطرار و ...) وجود دارد که باید برای فرد پیش بیاید تا امکان استجابت دعای او، فراهم شود. اما روشن است که تحقق آنها بسیار دشوارتر است و آنها تا استجابت، راهی طولانی‌تر را به دنبال دارند.



    منبع: "زندگی و سیمای امام علی بن محمد النقی (علیه السلام)"،
    تألیف: آیت الله سید محمد تقی مدرسی
    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه شهادت مشعلدار هدايت ، امام هادي (ع)▌*๑۩๑*▌



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكرها 2

    نرگس منتظر (16-03-1390), شهیده (16-03-1390)

  3. #32
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    امام از عمق دلم خبر داشت


    ائمه اطهار (علیه‌السلام)، خدا را بنده بودند و ایمان و معرفت به خدا، دلشان را آرام بخشیده بود. دوست داشتند در برابر خدا تسلیم باشند و به همین علت خدا نیز با آنان دوستی می‌ورزید و به آنان جایگاهی والا عطا کرد و در پیشگاه پروردگارشان، مورد پسند قرار گرفتند.
    کرامت‌هایی که بر دستان ائمه معصومین (علیهم السلام) آشکار شد، چیزی جز نشانه‌ای آشکار برای نمایاندن نهایت محبت خدا به آنان و نتیجتا نهایت میزان محبت آنان به خدا و تسلیم و خشنودیشان بدانچه خداوند برای آنان در نظر گرفته است، نبود.
    بر این اساس گرایش و بستگی انسان به اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اگر خالص و بی‌شائبه و تنها به خاطر خدا باشد، وسیله‌ای برای هدایت فرد خواهد گشت. ماجرای زیر می‌تواند عمق راستی این حقیقت باشد:
    جماعتی از اهل اصفهان روایت کرده‌اند که مردی به نام عبد الرحمن در این شهر سکونت داشت و بر مذهب شیعه بود. از او پرسیدند: "چرا مذهب شیعه را برگزیدی و قائل به امامت امام علی النقی (علیه السلام) شدی؟ "
    او پاسخ داد: "به خاطر معجزه‌ای که از وی دیدم. داستان از این قرار بود که من، مردی تنگدست و در عین حال زباندار و پر جرأت بودم. در یکی از سال‌ها، مردم اصفهان مرا با جماعتی برای تظلم و دادخواهی نزد متوکل (خلیفه عباسی) فرستادند. چون ما به نزد متوکل رفتیم، روزی ما بر در سرای او بودیم که دستور داد علی بن محمد امام هادی (علیه‌السلام)) را احضار کنند. من از شخصی پرسیدم: این مرد کیست که متوکل دستور احضار او را داد؟
    او پاسخ داد: "آن مرد، یکی از علویان و فرزندان امام علی (علیه السلام)) است که شیعیان او را پیشوای خود می‌دانند." و سپس گفت: "ممکن است متوکل او را احضار کرده باشد تا به قتلش برساند."
    من با خود گفتم از جای خود تکان نمی‌خورم تا این مرد علوی بیاید و او را ببینم. ناگهان شخصی سوار بر اسب، پدیدار شد؛ مردم برای احترام در طرف راست و چپ راه او صف کشیدند و به تماشایش مشغول شدند.
    چون نگاه من بر او افتاد، مهرش در دلم جای گرفت و شروع کردم در حق وی دعا کردن که خداوند آزار متوکل را از او باز دارد. آن حضرت از میان مردم می‌گذشت، در حالیکه نه به راست می‌نگریست و نه به چپ و نگاهش به یال اسب خویش بود و من نیز همچنان به دعا گویی او مشغول بودم. پس چون به سمت من آمد، به من روی کرد و فرمود: "خدا دعای تو را مستجاب کند و عمرت را دراز و فرزندانت را بسیار گرداند."

    چون این سخن را شنیدم، لرزه بر اندامم افتاد و در میان دوستانم افتادم. آنها از من پرسیدند که تو را چه شده؟
    گفتم: "خیر است؛ و حال خود را با کسی در میان نگذاشتم."
    پس به اصفهان بازگشتم؛ خداوند ثروت بسیار به من ارزانی فرمود و آنچه امروز در خانه دارم، بجز میزان دارائی‌ام در بیرون از خانه، به یک میلیون درهم می‌رسد و 10 فرزند هم (توسط خداوند) به من داده شد و اکنون بیش از هفتاد سال از عمر من گذشته است و قائل به امامت مردی هستم که از دل من خبر داد و دعایش در حق من به اجابت رسید.
    البته به عنایت الهی، متوکل نه تنها در آن روز، بلکه تا پایان عمر خویش نیز، هرگز نتوانست گزندی به جان امام (علیهم السلام) وارد سازد؛ اما بدین سان خداوند متعال دعای ولی بزرگوار خویش، امام هادی (علیه‌السلام) را در حق یکی از مردم که او را دوست می‌داشت و از ستم سلطان بر او بیمناک گشته بود، اجابت نمود؛ اگر چه آن مرد تا پیش از این، جزو دوستان و پیروان آن حضرت نبود.



    برگرفته از:
    "هدایتگران نور"، تألیف آیت الله سید محمد تقی مدرسی (با اندکی تصرف)
    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه شهادت مشعلدار هدايت ، امام هادي (ع)▌*๑۩๑*▌



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكرها 2

    نرگس منتظر (16-03-1390), شهیده (16-03-1390)

  5. #33
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee




    شعر امام هادی طاغوت را لرزاند



    متوکل عبّاسی - که مراتب بُغض و کینه ورزی وی در حقّ اهل بیت (علیهم السلام) و پیروانشان بر کسی پوشیده نیست - چون به خلافت نشست، ترسید که امام هادی (علیه السلام) بر علیه او دست به قیام بزند. پس او را به سوی خود طلبید تا هم از نزدیک امام (علیه السلام) را تحت نظر داشته باشد و هم بتواند در مواقع ضروری به راحتی بر وی فشار وارد کند و هر گاه که خود خواست، به زندگی ایشان خاتمه بخشد. امّا آن حضرت به اذن خداوند تدبیری اندیشید و تصمیم گرفت تا عمق هیأت حاکمه نفوذ کند و نزدیک‌ترین یاران خلیفه را زیر نفوذ خویش در آورد و چنین نیز کرد. شاید روایاتی چون روایت ذیل، گوشه‌ای از ابعاد تأثیر امام هادی (علیه السلام) را در کاخ حکومتی بیان کند:
    عده‌ای، از امام هادی(علیه السلام) نزد متوکل بدگویی کرده و گفته بودند که ایشان در خانه‌اش، نامه‌ها و سلاح‌هایی از پیروان قمی خویش دارد و قصد دارد تا به حکومت دست یابد.
    متوکل عده‌ای از سربازانش را به خانه آن حضرت روانه کرد.
    آن‌ها شبانه به خانه امام هادی (علیه السلام) یورش بردند؛ امّا چیزی در آن نیافتند و خود آن حضرت را در اتاقی در بسته پیدا کردند. او جامه‌ای پشمین بر تن داشت و روی ریگ و خاک نشسته و توجهش به خدای تعالی معطوف بود و آیاتی از قرآن را تلاوت می‌نمود.
    مأموران او را در همان حال نزد متوکل برده گفتند: در خانه‌اش چیزی نیافتیم و او را دیدیم که رو به قبله نشسته است و قرآن می‌خواند.
    متوکل در آن لحظه، در مجلس باده‌گساری نشسته و جام شراب به دستش بود. امام (علیه السلام) را در همین حال نزد او بردند. چون متوکل چشمش به امام (علیه السلام) افتاد، آن حضرت را در کنارش نشاند و جامی را که در دست داشت، به طرف آن حضرت گرفت.
    امام هادی (علیه السلام) فرمود: "به خدا گوشت و خون من هرگز خمر ننوشیده‌اند، مرا عفو کن."

    متوکل آن حضرت را معاف کرد و آنگاه گفت: برایم شعری بخوان.

    امام (علیه السلام) پاسخ داد: "من اندکی شعر می‌دانم."
    متوکل گفت: گریزی نیست. امام (علیه السلام) که در کنار متوکل نشسته بود، آغاز به خواندن اشعار زیر کرد:

    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه شهادت مشعلدار هدايت ، امام هادي (ع)▌*๑۩๑*▌

  6. تشكر

    شهیده (16-03-1390)

  7. #34
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee




    متوکل گفت: گریزی نیست. امام (علیه السلام) که در کنار متوکل نشسته بود، آغاز به خواندن اشعار زیر کرد:
    " بر فراز قله‌های کوه‌هایی که آنان را نگاهبانی می‌کرد، خفتند و مغلوب شدند و قله‌ها آن‌ها را سودی نرساند.
    پس از دوره‌ای از عزّت و سرفرازی از دژهایشان پایین کشیده شدند و در گودالی مسکن گرفتند؛ ای وای که در چه جای بدی فرود آمدند!
    بانگ دهنده‌ای پس از دفن آن‌ها فریاد زد: «کجا رفت آن دستبندها و تاج‌ها و جامه‌های فاخر ابریشمین؟



    کجا شد آن چهره‌های به ناز پرورده که در برابر آن‌ها پرده‌ها می‌زدند و سایبان‌ها؟»
    پس هنگامی که درباره آنان سؤال می‌شود،، قبر با بیانی شیوا در خصوص آنان گوید: این است چهره‌هایی که کرم‌ها بر روی چهره‌ای‌شان رفت و آمد می‌کنند.
    دیر زمانی کامرانی و عیش و نوش کردند و امروز چنان شده‌اند که پس از آن همه خوردن و کامروایی کردن، خورده می‌شوند."(1)
    متوکل از شنیدن این ابیات چنان گریست که محاسنش به آب دیدگانش تَر شد، حاضران نیز، گریستند. آنگاه امام هادی (علیه السلام) را در کمال احترام به خانه‌اش باز گرداند.
    امام (علیه السلام) با این شعر عمیق نهیبی بر جان غفلت زدگان زد چرا که مرگ اجتناب ناپذیر است. و در آن هنگام است که ثروت و مقام و یا هر آنچه که مایه فخر در این جهان گذراست سودبخش نخواهد بود. به راستی به یاد آوردن مرگ و ایام گذار، مؤثرترین تذکرهاست.

    پی نوشت:


    1-
    باتوا علی قـلـل الجبال تحـرسـهـــم غـلب الرجال فـلـم تنفـعـهـم القـلـل
    و استـنزلوا بعد عز من معـاقـلـــهــم و اسکـنـوا حـفـرا یا بئـسـما نــزلــوا
    نـاداهـم صـارخ مـن بـعــد دفــنــهــم ایـن الأســاور و التـیـجـان و الـحـلــل
    ایـن الـوجــوه التـی کانـت منــعــمـة من دونـها تـضــرب الأستـار و الکـلـل
    فافـصح الـقـبر عنهم حین ساء لـهـم تلک الوجــوه علیهــا الـدود تنـتـقـــل
    قد طال ما اکـلـوا دهـراً و ما شـربــوا و اصـبحــوا الیـوم بعد الأکل قد اکـلوا
    بخش عترت و سیره تبیان

    منبع:"هدایتگران راه نور - زندگانی امام علی الهادی (علیه السلام)"، تألیف آیة الله سید محمد تقی مدرسی (با اندکی تغییر))

    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه شهادت مشعلدار هدايت ، امام هادي (ع)▌*๑۩๑*▌

  8. تشكر

    شهیده (16-03-1390)

  9. #35
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee





    تمام هستی در خدمت امام معصوم

    در دستگاه متوکّل مرد سخنوری بود به نام هریسه، روزی به متوکّل گفت: کاری که دستگاه تو برای امام هادی علیه السلام انجام می‪دهد هیچ‪ کس برای خودت انجام نمی‪دهد، زیرا هرگاه او به این‪ جا می‪آید حتی زحمت کنار زدن پرده را نیز تحمّل نمی‪کند و اطرافیان تو پرده را برایش بالا می‪زنند.

    متوکّل اعلان کرد که از این به بعد کسی حقّ ندارد برای علی بن محمّد دست به پرده‪ها بزند، امّا با ورود حضرت، باد پرده‪ها را بالا برد و بعد از ورود حضرت، پرده‪ها به حال خود بازگشت.

    این قضیه هنگام مراجعت حضرت نیز تکرار شد، متوکّل احساس کرد که مشکل پیچیده‪تر شد و ادامه این روند بیشتر به ضرر اوست لذا دستور داد: بعد از این که او به این جا آمد پرده را برایش کنار بزنید.(1)

    لا یَرضی الحَسودُ عَمّن یَحسُدهُ الاّ بِالمَوتِ اَو بِزَوالِ النِّعمَةِ. (2)
    حسود جز به مرگ آن که به دو حسد می‪ورزد و یا زوال نعمت از او راضی نخواهد شد.
    حضرت علی علیه السلام

    پی‌نوشت‪ها:1- بحارالانوار، ج50، ص 203 .
    2- غررالحکم و دررالکلم، ص 301 .
    منبع:
    جلوه‌های تقوا،محمدحسن حائری یزدی، ج 3.



    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه شهادت مشعلدار هدايت ، امام هادي (ع)▌*๑۩๑*▌

  10. تشكر

    شهیده (16-03-1390)

  11. #36

  12. تشكر

    شهیده (16-03-1390)

  13. #37
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee




    گفتاری در مورد زندگی امام هادی علیه السلام



    بیانات رهبر انقلاب اسلامى در مورد امام هادى علیه السلام

    در نبرد بین امام هادى علیه‏السّلام و خلفایى كه در زمان ایشان بودند، آن كس كه ظاهراً و باطناً پیروز شد، حضرت هادى علیه‏السّلام بود. در زمان امامت آن بزرگوار شش خلیفه، یكى پس از دیگرى، آمدند. آخرین نفر آنها، «معتزّ» بود كه حضرت را شهید كرد و خودش هم به فاصله‏ كوتاهى مُرد.

    این خلفا غالباً با ذلت مردند؛ یكى به‏ دست پسرش كشته شد، دیگرى به دست برادرزاده‏اش و به همین ترتیب بنى‏عباس تار و مار شدند؛ به عكسِ شیعه. شیعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى علیهماالسّلام و در آن شدت عمل روز به ‏روز وسعت پیدا كرد؛ قوى‏تر شد.

    سامرا در واقع مثل یك پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان تُركِ نزدیك به خود را - با آذریهای آذربایجان و سایر نقاط اشتباه نشود - كه از تركستان و سمرقند و از همین منطقه‏ مغولستان و آسیاى شرقى آورده بود، در سامرا نگه دارد. این عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمى‏شناختند و از اسلام سر در نمى‏آوردند. به همین دلیل، مزاحم مردم مى‏شدند و با عرب‌ها - مردم بغداد- اختلاف پیدا كردند.

    حدیث معروفى درباره‏ وفات حضرت هادى علیه‏السّلام هست كه از عبارت آن معلوم مى‏شود كه عده‏ قابل توجهى از شیعیان در سامرا جمع شده بودند؛
    به‏ گونه‏ایى كه دستگاه خلافت هم آنها را نمى‏شناخت؛ چون اگر مى‏شناخت، همه‏ى‏شان را تار و مار مى‏كرد؛ اما این عده چون شبكه‏ قوى‏یى به‏ وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمى‏توانست به آنها دسترسى پیدا كند.
    یك روزِ مجاهدت این بزرگوارها - ائمه علیهم‏السّلام - به قدر سال‌ها اثر مى‏گذاشت؛ یك روز از زندگى مبارك اینها مثل جماعتى كه سال‌ها كار كنند، در جامعه اثر مى‏گذاشت.

    این بزرگواران دین را همین‏طور حفظ كردند، والّا دینى كه در رأسش متوكل و معتز و معتصم و مأمون باشد و علمایش اشخاصى باشند مثل یحیى‏بن ‏اكثم كه با آن ‏كه عالم دستگاه بودند، خودشان از فُسّاق و فُجّار درجه یكِ علنى بودند، اصلاً نباید بماند؛ باید همان روزها به كل، كلكِ آن كنده مى‏شد؛ تمام مى‏شد.
    این مجاهدت و تلاش ائمه (علیهم‏السّلام) نه فقط تشیع بلكه قرآن، اسلام و معارف دینى را حفظ كرد؛

    این است خاصیت بندگان خالص و مخلص و اولیاى خدا.

    اگر اسلام انسان‌هاى كمربسته نداشت، نمى‏توانست بعد از هزار و دویست، سیصد سال تازه زنده شود و بیدارى اسلامى به ‏وجود بیاید؛ باید یواش یواش از بین مى‏رفت. اگر اسلام كسانى را نداشت كه بعد از پیغمبر این معارف عظیم را در ذهن تاریخ بشرى و در تاریخ اسلامى نهادینه كنند، باید از بین مى‏رفت؛

    تمام مى‏شد و اصلاً هیچ چیزش نمى‏ماند؛ اگر هم مى‏ماند، از معارف چیزى باقى نمى‏ماند؛ مثل مسیحیت و یهودیتى كه حالا از معارف اصلى‏شان تقریباً هیچ‏ چیز باقى نمانده است.
    این ‏كه قرآن سالم بماند، حدیث نبوى بماند، این همه احكام و معارف بماند و معارف اسلامى بعد از هزار سال بتواند در رأس معارف بشرى خودش را نشان دهد، كار طبیعى نبود؛ كار غیرطبیعى بود كه با مجاهدت انجام گرفت.

    البته در راه این كار بزرگ، كتك خوردن، زندان رفتن و كشته شدن هم هست، كه اینها براى این بزرگوارها چیزى نبود.


    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه شهادت مشعلدار هدايت ، امام هادي (ع)▌*๑۩๑*▌

  14. تشكرها 2

    شكوه انتظار (17-03-1390), شهیده (16-03-1390)

  15. #38
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee






    وقتى معتصم در سال 218 هجرى، حضرت جواد را دو سال قبل از شهادت ایشان از مدینه به بغداد آورد، حضرت هادى كه در آن ‏وقت شش ساله بود، به همراه خانواده‏اش در مدینه ماند.

    پس از آن ‏كه حضرت جواد به بغداد آورده شد، معتصم از خانواده حضرت پرس ‏و جو كرد و وقتى شنید پسر بزرگ حضرت جواد، على‏ بن ‏محمد، شش سال دارد، گفت این خطرناك است؛ ما باید به فكرش باشیم.

    معتصم شخصى را كه از نزدیكان خود بود، مأمور كرد كه از بغداد به مدینه برود و در آن ‏جا كسى را كه دشمن اهل‏بیت است پیدا كند و این بچه را بسپارد به دست آن شخص، تا او به عنوان معلم، این بچه را دشمن خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بیاورد.

    این شخص از بغداد به مدینه آمد و یكى از علماى مدینه را به نام «الجُنیدى»، كه جزو مخالف‌ترین و دشمن‏ترینِ مردم با اهل‏بیت علیهم‏السّلام بود - در مدینه از این قبیل علما آن‏ وقت بودند - براى این كار پیدا كرد و به او گفت من مأموریت دارم كه تو را مربى و مؤدبِ این بچه كنم، تا نگذارى هیچ‏ كس با او رفت و آمد كند و او را آن‏طور كه ما مى‏خواهیم، تربیت كن.
    اسم این شخص - الجنیدى - در تاریخ ثبت است.

    حضرت هادى هم - همان‏طور كه گفتم - در آن موقع شش سال داشت و امر، امر حكومت بود؛ چه كسى مى‏توانست در مقابل آن مقاومت كند. بعد از چند وقت یكى از وابستگان دستگاه خلافت، الجنیدى را دید و از بچه‏ایى كه به دستش سپرده بودند، سؤال كرد.

    الجنیدى گفت: بچه؟! این بچه است؟!

    من یك مسأله از ادب براى او بیان مى‏كنم، او باب‌هایى از ادب را براى من بیان مى‏كند كه من استفاده مى‏كنم! اینها كجا درس خوانده‏اند؟! گاهى به او، وقتى مى‏خواهد وارد حجره شود، مى‏گویم یك سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو - مى‏خواسته اذیت كند - مى‏پرسد چه سوره‏یى بخوانم.

    من به او گفتم سوره‏ بزرگى؛ مثلاً سوره‏ آل‏عمران را بخوان؛ او خوانده و جاهاى مشكلش را هم براى من معنا كرده است! اینها عالمند، حافظ قرآن و عالم به تأویل و تفسیر قرآنند؛ بچه؟!
    ارتباط این كودك - كه على‏الظاهر كودك است، اما ولى ‏الله است؛ «و آتَیناهُ الحُكمُ صَبیًّا» -

    با این استاد مدتى ادامه پیدا كرد و استاد شد یكى از شیعیان مخلص اهل‏بیت!

    شد غلامى كه آب جو آرد
    آب جوى آمد و غلام ببُرد


    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه شهادت مشعلدار هدايت ، امام هادي (ع)▌*๑۩๑*▌

  16. تشكرها 2

    شكوه انتظار (17-03-1390), شهیده (16-03-1390)

  17. #39
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    shamee




    پاسخ سوالات در قرآن کریم


    متوکّل عبّاسی مسموم شد، نذر کرد که اگر خدا او را از مرگ نجات داد مال ‪ کثیری را در راه خدا صدقه دهد.
    بعد از بهبودی وی، علما در این که مال کثیر چقدر است اختلاف کردند.
    دربان متوکّل، که حسن نام داشت، به او گفت: اگر من پاسخ درست را برایت بیابم در برابر آن چه مبلغی به من می‪دهی؟
    متوکّل گفت: در آن صورت ده هزار درهم به تو خواهم داد و اگر پاسخ را نیافتی صد تازیانه بر تو می‪زنم! دربان پذیرفت و به سراغ امام هادی علیه السلام رفت و مساله را از آن حضرت پرسید.
    امام فرمود:
    به متوکّل بگو هشتاد درهم صدقه دهد، دربان پاسخ حضرت را به خلیفه منتقل کرد، وی از او دلیل این پاسخ را خواست، دربان به نزد حضرت هادی علیه السلام بازگشت و دلیل را از آن بزرگوار پرسید.
    امام فرمود: خداوند به پیامبرش می‪فرماید: «لقد نَصَرکُمُ اللهُ فی مَواطِنَ کثیرَة»؛ ما موارد و مواطن مزبور را بررسی و احصا کردیم آنها را هشتاد مورد یافتیم. این پاسخ که به متوکّل رسید، خوشحال شد و ده هزار درهم را به دربان داد (1)
    من اتّخذ قول‪الله دلیلا هدی الی الّتی هی اقوم.(2)
    آن کس که سخن خداوند را راهنمای خود گیرد به استوارترین راه‪ها هدایت خواهد شد.
    حضرت علی علیه السلام

    پی‌نوشت‪ها:
    1- مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 402 .
    2- غررالحکم و دررالکلم، ص 111 .
    منبع:
    جلوه‌های تقوا،محمدحسن حائری یزدی، ج 3.




    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه شهادت مشعلدار هدايت ، امام هادي (ع)▌*๑۩๑*▌



  18. تشكرها 2

    نرگس منتظر (04-03-1391), شكوه انتظار (17-03-1390)

  19. #40
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    ستاره‌ای در پس ستاره و آفتابی در پی آفتاب است.
    زمین هیچ‌گاه با ظلمات تنها گذاشته نشد. همیشه خورشیدی شروع به تابیدن کرد و این بار، صریا، مشرق خورشید ولایت شد.

    امام هادى(ع)، هدیه پروردگار بود در روزگار نقاب و حباب. در برهه نفس‌گیر بحث‌های انحرافى، خورشید وجودش آن‌چنان تابید که هیچ جا از نور بی‌نصیب نماند.
    ابرهای سیاه کوششی بی‌دریغ داشتند، ولی او فراتر از آن بود که به غل و زنجیر کشیده شود. او از میان عسکر می‌تابید و تمام محیط را روشن می‌کرد.
    سایه بلند مردی عربی هنوز در خاطره دیوارهای سامرا مانده است. تاریخ چیزی در این شعر جا گذاشته است؛ نامی بزرگ به بلندای علی و انگار هنوز جمعیتی ایستاده‌اند و صدا می‌زنند ابوالحسن.
    مدینه هنوز داغ فراقش را در دل دارد و هیچ‌گاه خاطره تلخ تبعید را از یاد نخواهد بُرد.
    مدینه دستی به سمت توس و دستی به سمت بغداد دارد. مدینه دلی در سامرا جا گذاشته است و گنجی در عراق. حال کدام فراق را مویه کند، کدام غم را شکوه کند، با که بگوید که اگر می‌شد، با تمام کوچه‌ها و آجرهایش، با تمام نخل‌هایش، فرزند ابن‌الرضا را در آغوش می‌کشید و اجازه رفتن نمی‌داد.
    ستاره‌ای در پس ستاره و آفتابی در پی آفتاب است.
    زمین هیچ‌گاه یخ‌بندان نخواهد شد. هنوز مردی بوی هدایت می‌دهد؛ مردی که مدینه را، سامرا و بغداد و توس را تسلی داده است؛ مردی از همان نسل؛ از سلاله نور، فرزند حسن و علی همانانی که سالیانی کوشیدند تا آخرالزمان گوهر پنهان خود را قدر بداند.
    هنوز در هوایی ابری خورشیدی می‌تابد و سایه مردی عربی روی دیوارهای جهان افتاده است.
    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه شهادت مشعلدار هدايت ، امام هادي (ع)▌*๑۩๑*▌



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •