▐*♪* ▐فرخنده ميلادنهمين گل بوستان امامت،جواد الائمه(ع)مبارک▐*♪* ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐*♪* ▐فرخنده ميلادنهمين گل بوستان امامت،جواد الائمه(ع)مبارک▐*♪* ▐
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 38 , از مجموع 38
  1. #31
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    چراغ‏های کم‏سوی زمان خاموش می‏شوند تا شاهد طلوع نهمین خورشید «امامت» باشند؛
    خورشیدی که طلوع جمال بی‏مثالش را پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بشارت می‏دهد!
    چراغ‏های کم‏سوی زمان را چگونه طاقت پرتوافشانی جمال اوست؛ جمال دلارایی که آسمان و زمین، محو نورافشانی اوست و مدینه را دیگربار عطر صلوات فرا گرفته است.
    می‏آید موسی علیه‏السلام زمان، که فرعون‏های سیاه‏اندیشه‏عباسی، از معجزه «موسوی»اش، شگفت‏زده خواهند شد و با کمال خردسالی، عظمت نام تبارش را در سراسر هستی جار خواهند زد!
    پیران قبیله، عاجز از درک مفاهیم بیانش خواهند شد و منطق علوی‏اش علیه‏السلام ، شگفتی‏ساز عرصه‏های دانش خواهد بود!
    می‏آید عیسای زمان، که از انفاس سبحانی‏اش، مردگانِ جهل، به زندگانی جاویدِ معرفت خواهند رسید.
    هرجا قدم بگذارد، از برکت گام‏هایش، زندگی جاری خواهد شد!
    پدر، با نهایت شادمانی در آغوشش می‏گیرد و محو جمال نورانی‏اش می‏شود!
    پس از سه روز لب به سخن می‏گشاید و با بلاغت هرچه تمام‏تر می‏فرماید:
    اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلَّا اللّه و اَشْهَدُ اَنَّ محمداً رسول اللّه!
    شهادت می‏دهم به یگانگی خداوند«جل جلاله».
    شهادت می‏دهم به رسالت جدش حضرت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله که خود مأمور به ادامه مکتب اوست و ادامه ولایتِ تبار آسمانی‏اش!
    اوست وارث امانت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله !
    اوست وارث عدالت علی علیه‏السلام !
    اوست وارث کرامت حسن علیه‏السلام !
    اوست وارث شجاعت حسین علیه‏السلام !
    اوست وارث عبادت سجاد علیه‏السلام !
    اوست وارث علم باقر علیه‏السلام !
    اوست وارث صداقت صادق علیه‏السلام !
    اوست وارث صبر کاظم علیه‏السلام !
    و...
    چلچراغ عصمت
    ابراهیم قبله آرباطان
    ثانیه‏ها می‏گذرند و شهر، در سکوتی دلنشین، به نجوای شبانگاهی جیرجیرک‏ها، گوش سپرده است.
    نسیم ملایمی، زلف‏های پریشان شب را شانه می‏زند.
    مادر، چه نیکو زنی است و چه بانوی پاکی! عفّت او زبانزد عالم است و حالا منتظر ثانیه‏های نیامده است که قرار است اتفاق مبارکی رُخ دهد.
    مدینه پیراهن پر از ستاره را بر تن کرده و در گردن خود ماهِ تابان را آویخته است.
    باران، نرم‏نرمک بر گونه‏های خیس مدینه می‏خورد و از دست‏های گرم شهر فرو می‏چکد و بر روی صورت پونه‏ها آرام می‏گیرد.
    امام رضا علیه‏السلام ، با آرامش خاصی، همچنان منتظر تولّد نوزادِ مبارک است و لبش از ذکر آرام نمی‏گیرد.
    زنان قبیله، چراغ به دست ایستاده‏اند و تولد نور را انتظار می‏کشند.
    ... و صدای گریه ملیح نوزاد در هوا می‏پیچد و عطر سیب بهشتی، فضای خانه را عطرآگین می‏کند.
    تمام چراغ‏های روشن یکباره خاموش می‏شود و این نور باهر نوزاد است که خانه را روشن می‏کند
    او را «محمّد» اسم گذاشتند و گوشواره عرش امامت، در گهواره عزّت و کرامت، آرام می‏گیرد و مهد شرف و عزّت شیعیان، تولّدی دوباره می‏یابد.
    او شبیه موسی‏بن‏عمران است که دریاهای علم و دانش را می‏شکافد.
    او شبیه عیسی‏بن‏مریم است که مادر او را، خداوند، مقدّس و مطهّر گردانیده است.
    امام جواد علیه‏السلام متولد می‏شود تا مردم، طعم شیرین کرامت و بزرگواری را از دست‏های این مولود مبارک بچشند.
    او متولد می‏شود تا عالمان بزرگ عصر خود را به پابوسی خود بکشاند.
    چرا در نُه سالگی، استاد بلامنازع زمان خویش نباشد؛ که علم او لَدُنّی است؛ علم او موقوف به تحصیل نیست.
    ... و او متولد می‏شود تا چلچراغ عصمت، همچنان روشن بماند.
    مردی می‏آید از نورستان!
    حمزه کریم‏خانی
    هلال هاله‏های نورانی، طلوع طلعت دلدار را مژده می‏آورند!
    موجی از فرشتگان از عرش تا فرش پرواز می‏کنند، غنچه‏ها می‏شکفند، ابرها هلهله می‏کنند و نور از هر سو می‏تراود، بوی میلاد دریایی از سپیده می‏آید!
    صدای گام‏های میهمانی گرامی در رواق دل عاشقان می‏پیچد.
    آری! مردی می‏آید از نورستان!
    دامن‏دامن مهربانی و سخاوت همراه دارد و دست‏هایش از بوی بخشندگی سرشار است.
    جوان‏ترین جوانه‏هاست که موهبت رویش هدایت را بر پرده روشن اندیشه‏اش سپرده‏اند.
    معلّم همه خوبی‏هاست، پناهگاه ایمنی و مددکار هر چه روشنی است.
    تلألونهمین گوهر پرورده در صدف عصمت و تمامی مجد و شرافت و عظمت است.
    هیچ گلی از دانش در برابر فرزانگی و آگاهی وی، تاب قد کشیدن ندارد.
    ستوده‏ای پاکیزه است، پیشوای گل، آموزگار کُلّ!
    روشنای تمامی حیات، امام جواد علیه‏السلام ، مردی از طایفه توحید، مؤمنان را همیشه نوید، گلبوته سبز شهید.
    زبان گویای همه پاکی‏ها و پاسدار همه شرافت‏هاست
    ظهور نورِ دل و دیده سلطان توس، بر عاشقان مبارک!

    ميلادامام جواد(ع) مبارک

    ▐*♪* ▐فرخنده ميلادنهمين گل بوستان امامت،جواد الائمه(ع)مبارک▐*♪* ▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكر

    م.رستمیان (23-03-1390)

  3. #32
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol.




    تصریح به امامت امام جواد (ع) در لسان بزرگان

    بیان علی بن جعفر (ع) درباره امامت امام جواد (ع)

    علی بن جعفر الصادق علیه‌السلام، معروف به عُریضی، آخرین فرزند امام جعفر صادق و برادر امام موسی کاظم علیه السلام بود. در سال 146 قمری، یعنی دو سال قبل از شهادت امام جعفر صادق علیه السلام در شهر مدینه دیده به جهان گشود و در دامان پدرش جعفر بن محمد (علیه السلام) و برادرش امام موسی کاظم علیه السلام پرورش یافت.


    او می‌گوید من در چهار سفر عمره، برادرم موسی بن جعفر علیه السلام را همراهی کردم و ملازم آن حضرت بودم که در آن سفرها خاندان موسی بن جعفر علیه السلام نیز همراه امام بودند. سفر عمره‌ی اول 26 روز و سفر دوم 25 روز و سفر سوم 24 روز و سفر دیگر 21 روز از مکه تا مدینه راه پیمود.
    علی بن جعفر عریضی پس از شهادت امام هفتم علیه السلام، ملازم و حامی امام رضا علیه السلام شد. او نقل می‌کند در زمانی که برادران و عموهای آن حضرت بر وی شوریدند و ستم روا داشتند (و درباره‌ی فرزندش حضرت جواد علیه السلام، تردید کرده و نسبت ناروا دادند و. . .)
    من به پا خواستم و دست ابو جعفر محمد بن علی علیه السلام، فرزند علی‌بن‌موسی‌الرضا را گرفتم و گفتم: اشهد انک امامی؛ گواهی می‌دهم که به یقین تو امام و پیشوای من‌ای.

    امام رضا با مشاهده‌ی این صحنه گریست و فرمود: عموجان! آیا از پدرم نشنیدی که می‌فرمود: رسول خدا فرمود: بأبی ابن خیره الاماء النوبه الطیبه؛
    پدرم فدای پسر بهترین و پاک‌ترین کنیز ثوبیه باد (اشاره به امام جواد علیه السلام ). . . گفتم: راست می‌گویی جانم فدایت باد.

    وی پس از شهادت امام رضا علیه السلام، با این که خود در علم و فضل، تقوا و پارسایی و فضایل اخلاقی نزد همگان مشهور بود، از امام جواد علیه السلام که نوجوانی خردسال بود پیروی می‌کرد و اّن را برای خود افتخار می‌دانست.
    نقل است که هر گاه امام جواد علیه السلام را می‌دید، برمی‌خواست و به پای آن حضرت می‌افتاد و دست امام را می‌بوسید و به هنگام رفتن حضرتش، کفش وی را جفت می‌کرد! این تواضع و خاکساری علی بن جعفر، باعث شد تا دیگران بر وی خرده گیرند.
    در جواب شخصی که با اعتراض گفت: تو با این سن و مقام، چگونه این کودک ( امام جواد علیه السلام ) را امام خود می‌دانی؟!



    ▐*♪* ▐فرخنده ميلادنهمين گل بوستان امامت،جواد الائمه(ع)مبارک▐*♪* ▐

  4. تشكر

    م.رستمیان (23-03-1390)

  5. #33
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol.




    فرمود: خاموش باش! تو از شیاطین هستی! آن گاه محاسن سفید خود را به دست گرفت و گفت: خداوند این محاسن سفید را لایق ندانسته و آن کودک را شایسته‌ی مقام امامت دانسته است.
    با این وجود، فضل او را منکر می‌شوی؟
    به هر روی علی بن جعفر از محضر چهار معصوم علیه السلام بهره‌ها برد و احادیث فراوانی شنید و آنها را به آیندگان سپرد.
    گویند وی به درخواست مردم کوفه، مدتی به آن شهر رفت و اهل کوفه احادیث زیادی از وی شنیدند.
    آن گاه بنا به تقاضای شیعیان قم به این شهر آمد. قمی‌ها از محضر او و از علم سرشارش بهره‌مند شدند. بنا به نقلی در همین شهر درگذشت و در مکانی که بعدها به گلزار علی بن جعفر شهرت یافت، دفن شد.



    محمدتقی مجلسی، (پدر علامه محمدباقر مجلسی) این نظریه را پذیرفته است؛ ولی برخی دیگر از علما مدفن او را قریه‌ی « عریض » در حوالی مدینه دانسته‌اند.

    اکنون نیز در عریض مقبره و قبه‌ای است که نزد مردم مدینه به مقبره‌ی علی بن جعفر الصادق علیه السلام مشهور است. برخی مقبره‌ی علی بن جعفر _که در شهر سمنان واقع است_ را منسوب به او می دانند که از نظر اهل تاریخ بسیار بعید می نماید.

    تصریح امام رضا(ع) بر امامت امام جواد(ع)

    ابو یحیی صفانی می گوید:در خدمت امام هشتم علیه السلام بودم که فرزند کوچکش، امام جواد علیه السلام، را نزد او آوردند. امام رضا فرمود:« این مولودی است که با برکت تر از او برای شیعیان ما به دنیا نیامده است.»

    در خراسان یکی از اصحاب امام رضا از او پرسید:«اگر برای شما حادثه ای پیش آمد ما به چه کسی مراجعه کنیم؟»
    حضرت رضا علیه السلام پاسخ داد:« به فرزندم.»
    چون امام جواد علیه السلام در آن زمان سن کمی داشت، مرد تعجب کرد. امام رضا علیه السلام به او فرمود:« عیسی زمانی به پیامبری مبعوث شد که سن‌اش از سن فرزندم کمتر بود.»

    فرآوری : زهرا اجلال
    بخش عترت و سیره تبیان
    منابع:
    سفینه البحار، ‌ج 6، ‌ص 416
    قاموس الرجال، ‌ج 7، ‌ص 387
    اعیان الشیعه،‌ ج 7، ‌ص 177
    بحار الانوار، ج 50، ص 99، ح 12
    همان، ص 85، ح 1
    همان ، ص 34، ح

    ▐*♪* ▐فرخنده ميلادنهمين گل بوستان امامت،جواد الائمه(ع)مبارک▐*♪* ▐

  6. تشكرها 2

    م.رستمیان (23-03-1390), شكوه انتظار (23-03-1390)

  7. #34
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    شیعه واقعى کیست؟


    مردى با خوشحالى بر امام جواد علیه السلام وارد شد، امام علیه السلام به او فرمود: چرا تو از این گونه شادمان مى بینم ؟
    عرض کرد: یابن رسول اللّه ! شنیدم که پدرت فرمود: بهترین روزى که بنده خدا باید در آن خوشحال باشد روزى است که خداوند به او توفیق انفاق و نیکى به برداران مومن خود را مى دهد. امروز ده نفر از برادران فقیر و عیالوارم از فلان جا براى کمک نزد من آمدند و من هم به هر یک از آنها کمک کردم ، از این رو خوشحالم .
    امام جواد علیه السلام فرمود: به جان خودم قسم سزاوار است که خوشحال باشى البته اگر اعمال خیر خود را محو و نابود نسازى .
    عرض کرد: چگونه اعمالم را محو کنم در حالى که من از شیعیان خالص شما هستم .
    امام جواد علیه السلام فرمود: با همین سخنى که داشتى صدقات و نیکى به برادران مومنت را باطل و نابود ساختى .
    عرض کردن چگونه یابن رسول اللّه ؟
    امام جواد علیه السلام فرمود: این آیه را بخوان .
    یاایهالذین آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذى :اى کسانى که ایمان آورده اید بخشهاى خود را با منت و آزار باطل نسازید.
    حضرت فرمود: بگو من از دوستان شما و دشمن دشمنان شما هستم و دوستدار دوستان شما هستم



    عرض کرد: یا بن رسول اللّه ! من منتى بر کسانى که به آنها کمک کردم نگذاردم و آنها را آزارى ندادم .

    امام علیه السلام فرمود: خداى عزوجل فرمود: (صدقات خود را به امنت و اذیت باطل نکنید)
    نفرمودند: تنها با منت و آزار بر کسانى که به آنها مى بخشید باطل نسازید.
    آیا آزار به کسانى که مورد بخشش قرار گرفته اند مقرب خداوند یا ما؟

    حضرت فرمود: تو فرشتگان و مرا آزار دادى و صدقه خود را محو کردى .
    عرض کردم : چرا؟
    امام علیه السلام : به خاطر اینکه گفتى من از شیعیان خالص شما هستم . آیا تو را مى دانى شیعه خالص ما کیست ؟
    عرض کردم : نه
    حضرت فرمود: شیعیان خالص ما مومن آل فرعون ، حبیب نجار، سلمان ، ابو ذر، مقداد و عمارند و تو خود را برابر آنها دانستى . آیا تو با این ادعا ملائکه و ما را آزار ندادى ؟
    آن مرد گفت : استغفراللّه و اتوب الیه ، حال چگونه بگویم ؟
    حضرت فرمود: بگو من از دوستان شما و دشمن دشمنان شما هستم و دوستدار دوستان شما هستم .
    عرض کردم : همین گونه مى گویم و از آنچه گفتم و موجب ناخشنودى شما و ملائکه گردید توبه مى کنم .
    امام علیه السلام فرمود: اکنون پاداش بخششهاى توبه بازگشت .



    منبع :
    سایت حوزه
    ▐*♪* ▐فرخنده ميلادنهمين گل بوستان امامت،جواد الائمه(ع)مبارک▐*♪* ▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكر

    م.رستمیان (23-03-1390)

  9. #35
    عضو وفادار
    م.رستمیان آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1389
    نوشته : 445      تشکر : 136
    800 در 346 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    م.رستمیان آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دوازده قطره از درياي فضايل







    (1)
    ابن قياما نامه اي كنايه آميز به امام رضا(ع) نوشته بود. گفته بود: تو چه امامي هستي كه فرزند نداري؟
    حضرت با ناراحتي جواب داده بود: " تو از كجا مي داني كه من فرزندي نخواهم داشت. به خدا شب و روز نمي گذرد جز اين كه خداوند به من پسري عنايت خواهد كرد كه به سبب او ميان حق و باطل را جدايي مي دهد "1

    (2)

    وقتي امام جواد(ع) به دنيا آمد، امام رضا(ع) فرمود: "حق تعالي فرزندي به من عطا كرد كه هم چون موسي بن عمران درياها را مي شكافد و مثل عيسي بن مريم خداوند مادرش را مقدس گردانيده و او طاهر و مطهر آفريده شده " آن وقت مرثيه فرزندش را خواند و گفت: "اين كودك به جور و ستم كشته خواهد شد و اهل آسمان ها برايش گريه خواهند كرد، خداي متعال بر دشمن و قاتل او غضب خواهد كرد؛ آنها بعد از قتل او بهره اي از زندگي نخواهند برد و به زودي به عذاب الهي واصل خواهند شد. "
    آن شب كه امام جواد(ع) به دنيا آمد، امام رضا(ع) تا صبح در گهواره با او سخن مي گفت...
    مشهور است كه رنگ صورت آن حضرت گندم گون بود. قد بلندي داشت و نقش روي انگشترش "نعم القادرالله " بود.2

    (3)

    ابويحيي صنعاني مي گويد: در مكه به محضر امام رضا(ع) شرفياب شدم. ديدم حضرت موز پوست مي كنند و در دهان فرزندشان ابوجعفر(امام جواد(ع) مي گذارند. عرض كردم: اين همان مولود پرخير و بركت است؟
    فرمود: آري. اين مولودي است كه در اسلام، مانند او و براي شيعيان ما، بابركت تر از او زاده نشده است.3

    (4)

    مردي پيش امام رضا(ع) آمد و گفت: زبان پسرم سنگيني دارد. فردا او را پيش شما مي فرستم تا دستي بكشيد و برايش دعا كنيد. هرچه باشد او غلام شماست. امام(ع) فرمود: او غلام ابي جعفر(امام جواد) است. فردا او را پيش ابي جعفر بفرست.4

    (5)

    محمدبن حسن بن عمار مي گويد: يك روز در مدينه خدمت علي بن جعفر عموي گرامي امام رضا(ع) نشسته بودم. در همين هنگام امام جواد(ع) هم وارد شد. ديدم كه علي بن جعفر با سرعت از جا بلند شد و بدون كفش و عبا به استقبال امام جواد(ع) رفت و دستش را بوسيد و به او احترام زيادي گذاشت.
    امام جواد(ع) به او فرمود: "اي عمو! خدا رحمتت كند؛ بنشين " علي بن جعفر گفت: آقاي من! چطور بنشينم و شما ايستاده باشي؟
    وقتي علي بن جعفر به جاي خود برگشت، اصحابش او را سرزنش كردند و گفتند: شما عموي پدر او هستيد و با او اين طور رفتار مي كنيد؟
    علي بن جعفر دست به محاسن سفيدش گرفت و گفت: "ساكت باشيد؛ اگر خداي عزوجل اين ريش سفيد را سزاوار امامت ندانست اما اين كودك را سزاوار دانست و چنين مقامي به او عطا كرد، چرا من فضيلت او را انكار كنم؟ پناه بر خدا از سخن شما. من بنده او هستم...5

    (6)

    امام رضا(ع) كه به شهادت رسيد، امام جواد(ع) بر منبر رسول الله(ص) رفت و فرمود: "من محمدبن علي الجواد هستم. من نسب هاي همه مردم را مي دانم، چه مردمي كه به دنيا آمده اند و چه مردمي كه به دنيا نيامده اند. ما اين علم را قبل از اين كه عالم هستي خلق شود، داشته ايم و بعد از فناي عالم هستي نيز اين علم را داريم. اگر نبود تظاهر اهل باطل، حكومت اهل گمراهي و شك مردم عوام؛ چيزهايي مي گفتم كه همه از اولين و آخرين را به تعجب وامي داشت. " آن وقت دست شريفشان را بر دهان مباركشان گذاشتند و خطاب به خودشان فرمودند: "ساكت باش محمد! همان طور كه پدران تو پيش از تو سكوت كردند... "6

    (7)

    چون امام جواد(ع) به بغداد تشريف آوردند، قبل از اين كه مأمون را ملاقات كنند، روزي آن ملعون به قصد شكار از كاخ خود خارج شد؛ در اثناي راه، به جمعي از كودكان رسيد كه مشغول بازي بودند. امام جواد(ع) نيز همراه آنها مشغول بازي بود. وقتي بچه ها كوكبه مأمون را ديدند، پا به فرار گذاشتند. امام جواد(ع) از جاي خود حركت نفرمود و بي آنكه وقار و آرامشش را از دست بدهد، در جاي خود ايستاده بود؛ تا اين كه مأمون نزديك ايشان رسيد. از جلالت و متانت آن حضرت تعجب كرد. مركب را نگه داشت و گفت: تو چرا مثل بچه هاي ديگر از سر راه من كنار نرفتي؟
    حضرت فرمود: "اي خليفه! راه تنگ نبود كه لازم باشد آن را براي تو باز كنم. خلافي هم مرتكب نشده بودم كه بخواهم از تو فرار كنم و فكر نمي كنم تو كسي را بدون جرم، عقوبت كني! "
    تعجب مأمون بيشتر شد. گفت: اسم تو چيست؟ حضرت فرمود: محمد. گفت: پدرت كيست؟ فرمود: علي بن موسي. مأمون تعجبش برطرف شد و ياد به قتل رساندن امام رضا(ع) افتاد و از آنجا دور شد. وقتي به صحرا رسيد، پرنده اي در آسمان نظرش را جلب كرد، بازي را به هوا فرستاد تا او را شكار كند. بعد از مدتي كه باز برگشت، در منقارش يك ماهي ريز بود كه هنوز جان در بدن داشت! مأمون متعجب شد كه چگونه مي شود از آسمان ماهي زنده آورد؛ آن ماهي را در دست گرفت و برگشت. رسيد به همان جا كه بچه ها بازي مي كردند، بچه ها دوباره گريختند و امام جواد(ع) دوباره در جاي خود ايستاد.
    مأمون گفت: اي محمد! اگر گفتي در دست من چيست؟ حضرت فرمود: "حق تعالي چندين دريا خلق كرده كه ابرها از آنها به هوا بلند مي شوند و ماهي هاي خيلي ريز همراه ابرها به بالا مي روند و بازهاي شكاري پادشاهان، آنها را شكار مي كنند و پادشاهان آنها را در دست خود پنهان مي كنند تا به وسيله آن برگزيدگان از سلاله نبوت را امتحان كنند.. "7

    (8)

    حسين مكاري مي گويد: وارد بغداد شدم و ديدم امام جواد(ع) در نهايت عزت زندگي مي كند. با خود گفتم: با اين زندگي خوب و غذاهاي لذيذ، ديگر امام جواد(ع) به مدينه برنخواهد گشت. تا اين خيال از ذهنم گذشت، حضرت سرش را بلند كرد، ديدم كه رنگ صورتش زرد شد. فرمود: "اي حسين! نان با نمك نيم كوب در حرم رسول خدا(ص) براي من بهتر از اين وضعي است كه مشاهده مي كني. "8

    (9)

    ابوهاشم جعفري مي گويد: در مسجد مسيب به امامت امام جواد(ع) نماز خوانديم. در آن مسجد درخت سدري بود كه خشك و بي برگ بود. حضرت آب طلبيد و زير درخت وضو گرفت. آن درخت در همان سال زنده شد و برگ و ميوه داد.9

    (10)

    عبدالله ابن زرين مي گويد: من در شهر مدينه زندگي مي كردم. امام جواد(ع) هر روز كارشان بود كه هنگام ظهر به مسجد مي آمد؛ به سمت قبر رسول خدا(ص) مي رفت. به آن حضرت سلام مي داد. آن وقت به سمت خانه فاطمه(س) مي رفت. نعلينش را در مي آورد و به نماز مي ايستاد...10

    (11)

    علي بن خالد مي گويد: من در سامرا بودم. باخبر شدم مردي را زنداني كرده اندكه ادعاي نبوت داشته. پشت در زندان رفتم. با مأمورين طرح دوستي ريختم تا بالاخره توانستم پيش آن مرد بروم. ديدم كه مرد فهميده اي است. از او پرسيدم داستان تو چيست؟ گفت: من اهل شام هستم. يك روز در موضع رأس الحسين عبادت مي كردم كه شخصي پيش من آمد و گفت: با من بيا. با او همراه شدم كه ناگهان خود را در مسجد كوفه ديدم. به من گفت: اين مسجد را مي شناسي؟ گفتم: مسجد كوفه است. با هم نماز خوانديم. همراه او بودم كه خود را در مسجدالنبي ديدم. او به پيامبر(ص) سلام داد. من هم سلام دادم. با هم نماز خوانديم. همراه او شدم و ديدم كه در مكه هستم. همراه او مناسك حج را انجام مي دادم كه ناگهان خود را در همان جاي اول خود در شام ديدم. اين حادثه در سال بعد هم براي من اتفاق افتاد. اما اين بار وقتي از مناسك حج فارغ شديم و مرا به شام برگرداند و خواست جدا شود او را قسم دادم و گفتم به حق آن كسي كه تو را بر اين كارها توانا كرده، بگو كه هستي؟ فرمود: من محمدبن علي بن موسي هستم. اين خبر همه جا پيچيد تا به گوش وزير معتصم رسيد. او مرا دستگير كرده و با زنجير به بغداد فرستاد. نامه اي براي وزير نوشتم و گزارش كار خود را برايش شرح دادم. اما او جواب داد به همان كسي كه تو را يك شبه از شام به كوفه و از كوفه به مدينه و از مدينه به مكه برد و از مكه به شام برگرداند، بگو كه تو را از زندان نجات دهد. علي بن خالد مي گويد: داستان او مرا اندوهگين كرد. دلم به حالش سوخت، دلداري اش دادم و رفتم. صبح زود دوباره به سمت زندان آمدم. ديدم سرپاسبان و زندانبان و عده اي از مردم جمع شده اند. پرسيدم چه خبر است؟ گفتند: مردي كه ادعاي نبوت كرده بود ديشب در زندان گم شده. معلوم نيست به زمين فرو رفته يا پرنده اي او را با خود برده است.11

    (12)

    محمدبن سنان مي گويد: خدمت امام هادي(ع) رسيدم. به من فرمود: "محمد! براي آل فرج، اتفاقي افتاده؟ " گفتم: آري عمربن فرج (والي مدينه) وفات كرد. حضرت فرمود: "الحمدلله ".
    شمردم تا بيست و چهار بار حضرت خدا را شكر كرد. عرض كردم: مولاي من! اگر مي دانستم اين قدر خوشحال مي شويد پابرهنه و دوان دوان خدمتتان مي رسيدم. حضرت فرمود: "اي محمد! مگر نمي داني او كه خدايش لعنت كند، به پدرم چه گفته؟ " عرض كردم: نه. فرمود: "پدرم درباره موضوعي با او سخن گفت. او در جواب گفت: فكر كنم تو مست باشي. پدرم فرمود خدايا! اگر تو مي داني كه من امروز را به خاطر رضاي تو روزه بوده ام، مزه غارت شدن و خواري و اسارت را به او بچشان. به خدا سوگند پس از چند روز، پول ها و دارايي هايش غارت شد. سپس او را به اسيري گرفتند و اكنون هم كه مرده است، خدا رحمتش نكند. خدا از او انتقام گرفت و هميشه انتقام دوستانش را از دشمنايش مي گيرد. "12

    (13)

    از امام جواد(ع) جمعاً 250 حديث نقل شده و تعداد اصحابشان حدود يكصدوده نفر بوده است.



    پي نوشت ها:

    1. كافي، ج2، الاشاره والنص علي ابن جعفرالثاني(ع)، ح4، ص103
    2. جلاءالعيون، ص961
    3. سيره پيشوايان، ص961
    4. كافي، ج2، الاشاره والنص علي ابن جعفرالثاني(ع)، ح11
    5. همان، ح 12
    6. زندگاني چهارده معصوم(ع)، آيت الله مظاهري، ص144
    7. جلاءالعيون، ص3-962
    8. آشنايي با زندگي چهارده معصوم(ع)، سيدمهدي شمس الدين، ص178
    9. كافي، ج2، مولد ابي جعفر محمدبن علي الثاني(ع)، ح10
    10. همان، حديث2
    11. همان، حديث1، ص413
    12. همان، حديث9، ص421
    13. سيره پيشوايان، ص562

    ▐*♪* ▐فرخنده ميلادنهمين گل بوستان امامت،جواد الائمه(ع)مبارک▐*♪* ▐

  10. #36
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol.








    ولادت با سعادت امام جواد الائمه علیه السلام،
    فرزند برومند آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام بر تمامی شیعیان جهان مبارک باد . . .


    ▐*♪* ▐فرخنده ميلادنهمين گل بوستان امامت،جواد الائمه(ع)مبارک▐*♪* ▐

  11. #37
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    تواضع پيرمرد و پاسخ سى هزار مسئله

    مرحوم شيخ مفيد رضوان اللّه تعالى عليه به نقل از ابراهيم بن هاشم قمّى حكايت كند:
    در آن زمانى كه حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام به شهادت رسيد، من عازم مكّه معظّمه شدم ؛ و در ضمن ، به محضر شريف حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد عليه السلام شرف حضور يافتم .
    همين كه وارد منزل رفتم ، جمع بسيارى از شيعيان را مشاهده كردم كه از شهرها و مناطق مختلفى جهت زيارت و ملاقات امام جواد عليه السلام آمده بودند.
    پس از گذشت لحظاتى ، عموى حضرت - به نام عبداللّه بن موسى كه پيرمردى سالخورده بود - در حالتى كه لباس هاى خشنى بر تن داشت ، وارد مجلس شد در گوشه اى نشست .
    سپس امام جواد عليه السلام در حالى كه پيراهنى بلند پوشيده و عبائى بر دوش انداخته بود و كفش سفيدى در پاى داشت ، وارد مجلس ‍ گرديد.
    تمام افراد به احترام آن حضرت از جاى برخاستند، آن گاه عموى حضرت به طرف امام عليه السلام جلو آمد و پيشانى برادرزاده اش را بوسيد؛ بعد از آن ، حضرت در جايگاه خويش روى يك كُرسى - كه از قبل آماده شده بود - نشست .
    تمام حُضّار از عظمت و هيبت حضرت ، در آن سنين كودكى ، در تعجّب و حيرت قرار گرفته بودند.
    در همين اءثناء، شخصى از برخاست و از عموى حضرت سؤ ال كرد: نظر شما درباره كسى كه با حيوانى نزديكى كند، چيست ؟
    عبداللّه پاسخ داد: دست راستش قطع مى شود و نيز حدّ شرعى بر او جارى مى گردد.
    ناگاه امام جواد عليه السلام سخت ناراحت و خشمگين شد و با نگاهى به عمويش فرمود: اى عمو! از خدا بترس و تقوا داشته باش ، خيلى خطرناك است آن موقعى در پيشگاه با عظمت خداوند متعال بايستى و بگويند: چرا چيزى را كه نمى دانستى ، اظهار نظر كردى ؟!
    عبداللّه عرضه داشت : مگر پدرت چنين نفرموده است ؟
    حضرت فرمود: از پدرم درباره شخصى كه قبر زنى را نبش نمايد و بشكافد و با آن مرده نزديكى كند سؤ ال شد؛ كه پدرم در جواب فرمود: بايد دست راستش قطع شود و حدّ زنا بر او جارى گردد، چون كه معصيت نسبت به زنده و مرده يكسان است .
    در اين هنگام عبداللّه به خطاى خويش اعتراف كرد و گفت : اشتباه كردم ، شما درست فرمودى ، حقّ با جنابعالى است و من از درگاه خداوند پوزش ‍ مى طلبم .
    پس از آن ، مردم كه از اقشار مختلف اجتماع كرده بودند، با مشاهده اين جريان بر تعجّب و حيرت آن ها افزوده گشت ؛ و اظهار داشتند: اى مولا و سرور ما! چنانچه اجازه مى فرمائى ، ما سؤ ال هاى خود را مطرح نمائيم و شما پاسخ آن ها را لطف فرمائيد؟
    امام جواد عليه السلام فرمود: بلى ، آنچه مى خواهيد سؤ ال مطرح كنيد، تا جوابتان را بگويم .
    پس در همان مجلس ، حدود سى هزار مسئله از حضرت سؤ ال كردند؛ و با اين كه امام عليه السلام در سنين نُه سالگى بود، با بيانى شيوا تمامى آن ها را پاسخ فرود.




    ▐*♪* ▐فرخنده ميلادنهمين گل بوستان امامت،جواد الائمه(ع)مبارک▐*♪* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. #38
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    توسل به امام جواد علیه السلام


    توصیه ‏هایی از آیة الله سید عبدالکریم کشمیری




    آیة الله سید عبدالکریم کشمیری رضوی(ره) در سال 1343 ه .ق در نجف اشرف چشم به جهان گشود. از همان کودکی آثار استعداد و بزرگی و جذبه در وی مشاهده می‏شد. در هفت ‏سالگی، سخنی از استاد اخلاق آیة الله شیخ مرتضی طالقانی وی را متحول ساخت. سپس به دستور پدر بزرگوارش به علوم دینی مشغول شد .
    ایشان در کنار تعلیم و تعلم، به دنبال بزرگان اخلاق و عرفان بود. در جوانی دارای ذوق خوشنویسی و نقاشی بود. ذوق شعر هم داشت و گاه شعر می‏سرود.
    استاد در سال 1359 به ایران آمد و در قم ساکن شد. آن بزرگوار 19 سال پس از هجرت به قم به دیدار الاهی و در جوار ملکوتی حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسلام) به خاک سپرده شد. ایشان در زمینه توسلات مواردی را فرموده‌اند كه در ذیل توصیه ایشان در باب توسل به امام جواد علیه السلام را می‌آوریم.

    توسل به حضرت جوادالائمه (علیه‌السلام)

    بسیار دیده و شنیده شد که افراد برای امور مادی، مانند خرید خانه و ماشین و رزق و ازدواج، از وی راهنمایی می‏خواستند. آن بزرگوار می‏فرمود: «سوره یس بخوانید و ثواب آن را به امام جواد (علیه‌السلام) تقدیم کنید، حاجت ‏شما را خواهند داد. گاه امر می‏کرد صلوات برای حضرتش هدیه کنند و آن را در توسل به این امام کریم مجرب می‏دانست.»

    منبع:
    روح و ریحان، صص 101 و 102 .



    ▐*♪* ▐فرخنده ميلادنهمين گل بوستان امامت،جواد الائمه(ع)مبارک▐*♪* ▐





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •