▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌
صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 60
  1. #51
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee






    کلام امام سجاد حضرت زین العابدین(علیه السلام) درباره
    حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) که فرمود:

    « یَا عَمَّة أنتِ بِحَمدِلله عَالِمَة غَیرَ مُعَلّمَة وَ فَهمه غَیر مُفَهّمه »





    بهترین دلیل گفتار است که حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) محدّثه و عالمه و معلمه بوده، آن هم از سرچشمه نبوت و ولایت سیراب گشته و در علوم دینیه و آثار باطنیه مهارتی بسزا داشته است.


    حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی وارث مادرش حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) بود و اکثر شبها به تهجد، صبح میکرد و دائما قرآن تلاوت می فرمود.

    برخی از مورخین مینویسند:
    تهجد و شب زنده داری حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در تمام عمرش ترک نشد، حتی شب یازدهم محرم سال 61 هجری، با آن همه فرسودگی و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش.
    حضرت سجاد زین العابدین(علیه السلام) روایت می فرماید: که آن شب دیدم که عمه ام حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است.



    از برخی مقاتل معتبره روایت می کنند که حضرت سجاد زین العابدین
    (علیه السلام) که می فرمود: عمه ام حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) با این همه مصیبت و محن وارده از کربلاء تا شام، هیچگاه نوافلی را ترک نکرد و نیز روایت است، چون حضرت امام حسین(علیه السلام) برای وداع حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) آمد، فرمود:



    « یا اختاه لا تنسینی فی نافلة الیل »
    ای خواهر! مرا در نماز شب، فراموش مکن.




    منبع: کتاب زینب الکبری"س"، ص۶۶.
    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكرها 2

    *فاطمه* (29-03-1390), خادم کریمه اهل بیت (29-03-1390)

  3. #52
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    اگر صبح قیامت را شبی است ،
    آن شب است امشب

    طبیب از من ملول و جان ز حسرت
    بر لب است امشب

    برادر جان یکی سر بر کن از خواب و تماشا کن

    که زینب بی تو چون در ذکر
    یا رب یا رب است امشب

    جهان پر انقلاب و من غریب ، این دشت پر وحشت
    تو در خواب خوش و بیمار
    در تاب و تب است امشب

    سرت مهمان خولی و تنت با ساربان همدم
    مرا با هر دو اندر دل
    هزاران مطلب است امشب

    صبا از من به زهرا( س) گو بیا ، شام غریبان بین
    که گریان دیده ی دشمن
    به حال زینب است امشب

    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكرها 2

    *فاطمه* (29-03-1390), خادم کریمه اهل بیت (29-03-1390)

  5. #53
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    دلت مي‌خواهد كه طاقت بياوري،
    صبوري كني و حتي به حسين دلداري بدهي.‏‎
    بچه‌ها چشمشان به‎ ‎توست؛
    تو اگر آرام باشي، آرامش مي‌گيرند و اگر تو بي تابي كني،
    طاقت از كف ‏مي‌دهند‎.
    سجاد كه در خيمه تيمار تو خفته است،
    حادثه را در آينه نگاه تو دنبال مي‌كند‎.
    پس تو بايد آنچنان با آرامش و طمأنينه باشي،
    انگار كه همه چيز منطبق بر‎ ‎روال معهود پيش مي‌رود.
    و ‏مگر نه چنين است؟
    مگر تو از بدو ورود به اين جهان، خودت‎ ‎را مهياي اين روز نمي‌كردي؟‎
    پس بايد قطره قطره آب شوي و سكوت كني.
    جرعه جرعه‎ ‎خون دل بخوري و دم برنياوري.
    همچنان كه ‏از صبح چنين كرده اي.
    حسين از صبح با تك‎ ‎تك هر صحابي، به شهادت رسيده است،
    با قطره قطره ‏خون هر شهيد، به زمين نشسته است و‎ ‎تو هر بار به او تسلي بخشيده اي.
    هر بار قلبش را گرم كرده ‏اي و اشك از ديدگان دلش‎ ‎سترده‌اي.‏‎
    هر بار كه از ميدان باز آمده است، افزايش موهاي سپيد سر و رويش را‎ ‎شماره كرده‌اي، به همان ‏تعداد، در خود شكسته‌اي، اما خم به ابرو نياوري.‏‎
    خواهر اگر تعداد موهاي سپيد برادرش را نداند كه خواهر نيست. خواهر اگر عمق‎ ‎چروكهاي پيشاني ‏برادرش را نشناسد كه خواهر نيست. تازه اينها مربوط به ظواهر است.‏‎
    ‎اينها را چشم هر خواهري ‏مي‌تواند در سيماي برادرش ببيند.
    زينب يعني شناساي بندهاي‎ ‎دل حسين،
    يعني زيستن در ‏دهليزهاي قلب حسين،
    عبور كردن از رگهاي حسين و تپيدن با‎ ‎نبض حسين.
    زينب يعني حسين در ‏آينه تأنيث.
    زينب يعني چشيدن خار پاي حسين با چشم.
    ‏‎ ‎زينب يعني كشيدن بار پشت حسين، بر دل.‏‎
    وقتي از سر جنازه مسلم بن عوسجه آمد،
    ‎ ‎وقتي كه كه محاسنش به خون حبيب، خضاب شد، وقتي ‏كه رمق پاهايش را در پاي پيكر حر بن‎ ‎يزيد رياحي ريخت، وقتي كه از كنار سجاده خونين عمرو بن خالد ‏صيداوي برخاست، وقتي‎ ‎كه جگرش با ديدن زخمهاي سعيد بن عبدالله شرحه شرحه شد، وقتي كه ‏عبدالله و عبدالرحمن‎ ‎غفاري با سلام وداع،
    چشمان او را به اشك نشاندند، وقتي كه زهير به آخرين ‏نگاهش دل‎ ‎حسين را به آتش كشيد، وقتي كه خون وهب و همسرش، عاشقانه به هم آميخت و ‏پيش پاي‎ ‎حسين ريخت، وقتي كه جون، در واپسين لحظات عروج، سراسر وجودش را به رايحه حضور‎ ‎حسين، معطر كرد، وقتي كه.‏‎..
    در تمام اين اوقات و لحظات، نگاه تو بود كه به او‎ ‎آرامش مي‌داد و دستهاي تو بود كه اشكهاي وجودش ‏را مي‌سترد‎.
    هر بار كه از ميدان مي‌آمد، تو بار غم از نگاهش بر مي‌داشتي و بر دلت مي‌گذاشتي.‏‎
    حسين با هر بار‎ ‎آمدن و رفتن، تعزيتهايش را به دامان تو مي‌ريخت و التيام از نگاه تو مي‌گرفت. اين‎ ‎بود ‏كه هر بار، سنگين مي‌آمد اما سبكبال باز مي‌گشت. خسته و شكسته مي‌آمد، اما‎ ‎برقرار و استوار باز ‏مي‌گشت.‏‎
    اكنون نيز دلت مي‌خواهد كه طاقت بياوري، صبوري‎ ‎كني و حتي به حسين دلداري بدهي. همچنانكه ‏از صبح تاكنون كه آفتاب از نيمه آسمان‎ ‎گذشته است چنين كرده اي. اما اكنون ماجرا متفاوت است.‏‎
    اكنون اين دل شرحه شرحه‎ ‎توست كه بر دوش جوانان بني هاشم به سوي خيمه‌ها پيش مي‌آيد‎.
    اكنون اين ميوه جان‎ ‎توست كه لگدمال شده در زير سم ستوران به تو باز پس داده مي‌شود‎.
    علي اكبر براي‎ ‎تو تنها يك برادر زاده نيست.
    تجلي اميدها و آرمانهاي توست. تجلي دوست داشتنهاي‎ ‎توست. علي اكبر پيامبر دوباره توست.‏‎
    نشاني از پدر توست. نمادي از مادر توست.‏‎ ‎علي اكبر براي تو التيام شهادت محسن است. شهيد ‏نيامده. غنچه پيش از شكفتن پرپر‎ ‎شده.‏‎
    شهادت محسن، اولين شهادت در ديدرس تو بود.
    تو چهار ساله بودي كه فرياد‎ ‎مادر را از ميان در و ‏ديوار شنيدي كه‎
    "محسنم را كشتند"
    ‏‎ ‎و به سويش دويدي.‏‎
    شهادت محسن بر دلت زخمي ماندگار شد.
    شهادت‎ ‎برادر در پيش ‍ چشمهاي چهار ساله خواهر.
    و تا ‏علي اكبر نيامد، اين زخم التيام‎ ‎نپذيرفت.‏‎
    اكنون اين مرهم زخم توست كه به خون آغشته شده است.
    اكنون اين زخم‎ ‎كهنه توست كه سر باز ‏كرده است.‏‎
    دوست داشتي حسين را دمادم در آغوش بگيري و بوي‎ ‎حسين را با شامه تمامي رگهايت استشمام ‏كني. اما تو بزرگ بودي و حسين بزرگتر و شرم‎ ‎هميشه مانع مي‌شد مگر كه بهانه اي پيش مي‌آمد؛ ‏سفري، فراق چند روزه‌اي، تسلاي‎ ‎مصيبتي و... تو هميشه به نگاه اكتفا مي‌كردي و با چشمهايت بر ‏سر و روي حسين بوسه مي‌زدي.‏‎
    وقتي علي اكبر آمد، ميوه بهانه چيده شد و همه موانع برچيده.‏‎
    حسين‎ ‎كوچكت هميشه در آغوش تو بود و تو مي‌توانستي تمامي احساسات حسين طلبانه‌ات را نثار‎ ‎او مي‌كني.‏‎
    از آن پس، هرگاه دلت براي حسين تنگ مي‌شد،
    بوسه بر گونه‌هاي علي‎ ‎اكبر مي‌زدي.‏‎
    از آن پس، علي اكبر بود و در دامان مهر تو.
    علي اكبر بود و‎ ‎دستهاي نوازش‍ تو،
    علي اكبر بود و ‏نگاهاي پرستش تو و...
    حسين بود و ادراك عاطفه‎ ‎تو‎.
    و اكنون نيز حسين بهتر از هر كس اين رابطه را مي‌فهمد و عمق تعزيت تو را درك مي‌كند‎.
    دلت مي‌خواهد كه طاقت بياوري، صبوري كني و حتي به حسين دلداري بدهي.‏‎
    اما چگونه؟
    با اين قامت شكسته كه نمي‌توان خيمه وجود حسين را عمود شد‎.
    با‎ ‎اين دل گداخته كه نمي‌توان بر جگر حسين مرهم گذاشت.‏‎
    اكنون صاحب عزا تويي.‏‎ ‎چگونه به تسلاي حسين برخيزي؟‎
    نيازي نيست زينب! اين را هم حسين خوب مي‌فهمد‎.
    وقتي پيكر پاره پاره علي اكبر به نزديكي خيمه‌ها مي‌رسد.
    و وقتي تو شيون‎ ‎كنان و صيحه زنان خودت ‏را از خيمه بيرون مي‌اندازي،
    وقتي به پهناي صورت اشك مي‌ريزي و روي به ناخن مي‌خراشي،
    وقتي ‏تا رسيدن به پيكر علي، چند بار زمين مي‌خوري و‎ ‎برمي خيزي، وقتي خودت را به روي پيكر علي اكبر ‏مي‌اندازي، حسين فرياد مي‌زند كه:‏‎ "زينب را دريابيد‎".‏‎


    حسيني كه خود‎ ‎قامتش در اين عزا شكسته است و پشتش دوتا شده است. حسيني كه غم عالم ‏بر دلش نشسته‎ ‎است و جهان، پيش چشمان اشكبارش تيره و تار شده است. حسيني كه خود بر ‏بلندترين‎ ‎نقطه عزا ايستاده است، فقط نگران حال توست و به ديگران نهيب مي‌زند كه:‏‎
    "زينب را ‏دريابيد. هم الان است كه قالب
    تهي كند و كبوتر جان از نفس‎ ‎تنش بگريزد‎".‏

    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. تشكرها 2

    *فاطمه* (29-03-1390), خادم کریمه اهل بیت (29-03-1390)

  7. #54
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    shamee عفت و پاکدامنى حضرت زینب (سلام الله علیها)








    عفت و پاکدامنى حضرت زینب (سلام الله علیها)

    عفت و پاکدامنى، برازنده‏ترین زینت زنان، و گران قیمت‏ترین گوهر براى آنان است .حضرت زینب علیها السلام درس عفت را به خوبى در مکتب پدر آموخت، آن جا که فرمود: «ما المجاهد الشهید فى سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف یکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه (۱۲) ; مجاهد شهید در راه خدا، اجرش بیشتر از کسى نیست که قدرت دارد اما عفت می ورزد، نزدیک است که انسان عفیف فرشته‏اى از فرشتگان باشد .»
    زینب کبرى عفت‏ خویش را حتى در سخت‏ترین شرایط به نمایش گذاشت . او در دوران اسارت و در حرکت از کربلا تا شام سخت‏ بر عفت‏ خویش پاى مى‏فشرد .

    شاعر عرب به همین قضیه اشاره کرده و می گوید:


    ورثت زینب من امها *** کل الذى جرى علیها وصار
    زادت ابنه على امها *** تستر بالیمنى وجوها فان
    تهدى من دارها الى شر دار *** اعوزها الستر تمد الیسار



    «زینب تمامى آن چه بر مادر گذشت را به ارث برد، منتهى دختر سهم اضافه‏اى برداشت که از خانه‏اش به بدترین خانه حرکت کرد (به اسارت رفت).
    صورت را [در اسارت] با دست راست مى‏پوشاند و اگر پوشش او را نیازمند می کرد، از دست چپ هم بهره میبرد .» و آن بانوى بزرگوار بود که براى پاسدارى از مرزهاى حیا و عفاف بر سر یزید فریاد مى‏آورد که «ا من العدل یا بن الطلقاء تحذیرک حرائرک و امائک و سوقک بنات رسول الله سبایا؟ قد هتکت‏ ستورهن و ابدیت وجوههن ; اى پسر آزاد شده‏هاى [جدمان پیامبر اسلام] آیا این از عدالت است که زنان و کنیزکان خویش را پشت پرده نشانى، و دختران رسول خدا صلى الله علیه و آله را به صورت اسیر به این سو و آن سو بکشانى؟ نقاب آنان را دریدى و صورت‏هاى آنان را آشکار ساختى .»







    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  8. تشكرها 2

    *فاطمه* (29-03-1390), نرگس منتظر (28-03-1390)

  9. #55
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    shamee مقام حضرت زینب سلام الله علیها




    مقام حضرت زینب (سلام الله علیها)

    مظهر جلال
    یا که خدا به خلق پیمبر نمی دهد
    یا گر دهد پیمبر ابتر نمی دهد

    حتی اگر چه فیض الهی به هیچ کس
    غیر از رسول سوره ی کوثر نمی دهد

    دختر در این قبیله تجلی کوثر است
    بی خود خدا به فاطمه دختر نمی دهد

    زینب یگانه است خدا هم به فاطمه
    تا زینب است دختر دیگر نمی دهد

    زینب رشیده ای است که بر شانه ی کسی
    تکیه به غیر شانه ی حیدر نمی دهد

    زینب شکوه خواهری اش را در عالمین
    دست کسی به غیر برادر نمی دهد

    او مظهر صفات جلالی حیدر است
    یعنی براحتی به کسی سر نمی دهد

    زینب همان کسی است که در را عفتش
    عباس می دهد نخ معجر نمی دهد

    سروده علی اکبر لطیفیان






    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  10. تشكرها 2

    *فاطمه* (29-03-1390), نرگس منتظر (28-03-1390)

  11. #56
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee






    رسالت ‏حضرت زینب علیهاالسلام چه بود؟


    نوشتن درباره رسالت‏حضرت زینب كارى بس مشكل و طاقت فرساست، اما بر حسب ضرورت، اشاره‏اى كوتاه و مختصر به آن مى‏كنیم. چون زینب تربیت‏شده خاندان وحى و امامت ‏بود و به حقیقت دین آشنایى كامل داشت، وقتى دین را در دست عده‏اى ستمگر دید و مردم زمانه را از ظلم و جور حكام خود غافل یافت‏ به صرافت دریافت اگر مردم را به گونه‏اى از بدعتها و ظلم و ستمها و ناحق بودن حاكمان زمانه آگاه نسازند از دین چیزى جز ظاهر آن باقى نمى‏ماند، از این رو با امام حسین علیه‌السلام همراه شد به امید آن كه نادرستیها و ناشایستگیها را از دین بزدایند.
    البته تا زمانى كه امام حسین علیه‌السلام در قید حیات بودند ایشان در همه امور از امام علیه‌السلام اطاعت مى‏كرد، اما وقتى متوجه شد از مردان بنى‏هاشم كسى جز امام زین العابدین علیه‌السلام باقى نمانده و او هم چنان رنجور است كه تا مدتها توان ندارد به وظایف امامت‏ خویش قیام كند تصمیم گرفت در كنار امام سجاد علیه‌السلام به رسالتى كه براى خویش احساس مى‏كرد عمل نماید. زینب علیهاالسلام موارد زیر را از وظایف اصلى رسالت ‏خویش مى‏دانست:

    1. سعى داشت در هر فرصتى با خطبه و سخنرانى عمال و حكومتیان را رسوا سازد و مردم را از جنایتى كه آنان مرتكب شده بودند آگاه نماید، تا با مفتضح ساختن دستگاه حكومتى خون عزیزانش هدر نرود و انقلاب كربلا بى‏ثمر نماند، انقلابى كه ثمره‏اش معیارى براى تمیز حق از ناحق بود.

    2. آرامش دادن به زنان و كودكان داغدیده تا مبادا با ناله و شیون دشمن كام گردند و دشمن از حال رقت‏بار آنان شاد شود.

    3. سومین وظیفه‏اى كه زینب علیهاالسلام خویش را به آن ملزم مى‏دید مراقبت از امام سجاد علیه‌السلام بود، به همین علت‏خود را در جلو شمشیرهایى مى‏انداخت كه قصد داشتند امام را به شهادت برسانند.

    تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه – حسین عسگری


    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌

  12. تشكر

    *فاطمه* (29-03-1390)

  13. #57
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,796      تشکر : 57,611
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee






    عبادت وبندگی حضرت زینب

    زینب علیهاالسلام به خوبى از قرآن آموخته بود، كه هدف از آفرینش و خلقت انسان رسیدن به قله كمال بندگى است. «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون‏» «من جن و انس را نیافریدم جز براى این كه عبادت كنند.» او عبادت‏ها و نماز شب‏هاى پدر و مادر را از نزدیك دیده بود. او در كربلا شاهد بود كه برادرش امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به عباس فرمود:
    «ارجع الیهم واستمهلهم هذه المشیه الى غد لقد نصلى لربنا اللیله وندعوه و نستغفره فهو یعلم انى احب الصلوه له وتلاوه كتابه وكثره الدعاء والاستغفار (8)
    به سوى آنان باز گرد و این شب را تا فردا مهلت‏ بگیر تا بتوانیم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پیشگاه خدایمان مشغول شویم. خدا خود مى‏داند كه من نماز، قرائت قرآن، زیاد دعا كردن و استغفار را دوست دارم .»
    در این جملات صحبت از اداى تكلیف نیست، بلكه سخن از عشق به عبادت و نماز است.
    شب خیز كه عاشقان به شب راز كنند
    گرد در بـــام دوســـت پــرواز كنند

    هر جـــا كه درى بـود به شــب در بندند

    الا دردوست را كه شب باز كنند

    حضرت زینب علیهاالسلام نیز ازعاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بود، و هیچ مصیبتى او را از عبادت باز نداشت. امام سجاد علیه السلام فرمود:
    «ان عمتى زینب كانت تؤدى صلواتها، من قیام الفرائض والنوافل عند مسیرنا من الكوفه الى الشام وفى بعض منازل كانت تصلى من جلوس لشده الجوع والضعف ؛

    عمه‏ام زینب در مسیر كوفه تا شام همه نمازهاى واجب و مستحب را اقامه مى‏نمود و در بعضى منازل از شدت گرسنگى و ضعف، نشسته نماز می گزارد.»

    امام حسین علیه السلام كه خود معصوم و واسطه فیض الهى است هنگام وداع به خواهر عابده‏اش مى‏فرماید:« یا اختاه لا تنسینى فى نافله اللیل ؛

    خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مكن!» این نشان از آن دارد كه این خواهر، به قله رفیع بندگى و پرستش راه یافته و به حكمت و هدف آفرینش دست ‏یازیده است




    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكر

    *فاطمه* (29-03-1390)

  15. #58
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,796      تشکر : 57,611
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فرازی از زیارت مفجعه حضرت زینب کبری(سلام الله علیها

    «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»

    اَلـسَّـلامُ عَلَیکِ یـَا مـَن ظَهـَرَت مَحـَبـَّتهَا لِلحُسَـیـنِ المَظلوُمِ(عَلَیهِ السَّلامُ) فِی مَوارِدَ عَدیدَةٍ،
    سلام بر تو ای کسی که آشکار شد دوستی او برای حـسـیـن مـظـلوم(علیه السلام) در جاهای بسیار سخت،

    وَ تَــحــمِــلُ الـــمـــَصـــآئـــِبَ الــمُــحــرِقــَةِ لـِلـقُــلــوُبِ مــَعَ تَـحَــمُّــلاتٍ شــــَدیـــدَةٍ،
    و انـــدوه هـــای دلـــســوز را پـــذیـــرفــت بــا پــذیــرفــتــن مــصــیــبــت هــای ســـخـــت،

    اَلـسَّــــلامُ عَــلـَیـکِ یــَا مَـــن حـَفَــظَــتِ الإمَـــامَ فِـی یـَـومِ عَــاشـــوُراءِ فِــی قـَتـلــی،
    ســلام بـر تـو ای کـســی کـه نـگـهـداری کــرد امـام را در روز عـاشــوراء در مـیـان کـشـتـگــان،

    وَ بَـذَلَـت نـَفـسَـهَا فِـی نَجـاتِ زَیـنِ الـعـابـِدینَ(عَلَیهِ السَّلامُ) فِی مَجـلِسِ اَشـقـَی الأشـقـِیاءِ،
    و جانش را فدا کرد در نجات و رهایی زین العابدین(علیه السلام) درمجلس بدبخت ترین بدبختها،

    وَ نَـطَـقَـت کَـنُطـقِ عَـلِیٍّ (عَلَیهِ السَّلامُ)، فِی سُکَکِ الکُـوفَةِ، وَ حَولـُها کـَثیـرٌ مِنَ الأعـدآءِ،
    و سخن گفت مانند سخن گفتن پدرش امیرالمؤمنین عـلی (علیه السلام)، در کوچه های کوفه،در حالی که اطراف او دشمنان بسیار بودند،

    اَلـــسّــــَلــــامُ عَـــلَـیـــکِ یَـــا مــَن نـَطَــحـــَت جَـــبــیــنـُهــا بـِمُـــقّــَدَمِ الــمــَحــمــِلِ،
    ســــلــام بـــر تــــو ای کـــســــی کــه زد پــیــشــانــیــش را بــــه جـــلـــوی کـــجــــاوه،

    اِذا رَأَت رَأسَ سَــیــِّدِالــشُّــهَــد اءِ(عـَلـَیهِ الـسَّـلام) ، وَ یـَخـرُجُ الـدَّمُ مــِن تـَحـتِ قـِنـاعِـهـا،
    زمانی که دید سر مطهر سیدالشهداء (علیه السلام) را، و بیرون می آمد خون از زیر سرپوش او،

    وَ مِـن مـَحمـِلِها، بِحَـیثُ یـَری مِن حـَولِهَـا الأعـداءِ، اَلـسَّلامُ عَـلَیکِ یَا تالِیَ الـمَعـصُومِ،
    و از زیر کجاوه او،بطوریکه میدیدند از اطراف او دشمنان،سلام بر تو ای هم ردیف امام معصوم،

    اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَامُمتَحِنَةً فِی تَحَمُّلاتِ المَصآئِبِ کَالحُسَینِ المَظلوُمِ، وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.
    سلام بر تو ای آزمایش شده در بردباری سختی ها مانند حسین مظلوم(علیه السلام)، و برکاتو افزونی های خدای تعالی بر تو.




    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكرها 2

    *فاطمه* (29-03-1390), شكوه انتظار (29-03-1390)

  17. #59
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    منزلت والای حضرت زینب(س)


    روایت شده است که هرگاه حضرت زینب(س) به دیدار برادر گرامی اش امام حسین(ع) می رفت، آن حضرت به احترام خواهرش، از جا برمی خاست و او را در جای خود می نشاند. این نشان دهنده منزلت والای حضرت زینب(س) است.
    خطبه حضرت زینب کبری در شام و در برابر طاغوت زمان حماسه بلندی است که آسمان فرساترین همت های مردانه را در برابر شکوه خود به کرنش وا می دارد و یادآور شجاعت علیّ مرتضی و فصاحت و بلاغت حضرت فاطمه زهراست. در زیر بخش هایی از آن را مرور می کنیم:
    عاقبت زشتکاران

    سپاس پروردگار عالمیان را و درود بر پیامبرش و خاندان او. راست گفت خداوند که فرمود: آنها که زشتکاری کنند و به بدکاری رو آورند، عاقبتشان بدانجا رسد که آیات خدا را دروغ شمرند و آن را به سخره گیرند. ای یزید، آیا گمان کردی که چون عرصه را بر ما تنگ کردی و آسمان را پیش چشممان تاریک، و چون مانند اسیران در شهرها گرداندیمان، ما نزد خدا بی مقدار شدیم و تو کرامتمند و گمان بردی که این پیش آمدها از مقام ارجمند توست؟ و از این رو برخود می بالی و ناز می کنی و شادی که دنیا به میل توست و روزگار بر وفق مراد تو و سلطنت تنها از آن تو؟ آرام تر یزید! آرام تر! از یاد بردی سخن خدا را که فرمود: آنان که به راه کفر رفتند، گمان نکنند این دو روزه مهلتی که به آنها دادیم مقدمه سعادت آنهاست؛ نه، بلکه این مهلت برای آن است که بر گناهان خود بیفزایند و آنان را عذابی خوار کننده در پیش است.
    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  18. تشكر

    *فاطمه* (29-03-1390)

  19. #60
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    نتیجه کفر

    ای پسر آزاد شده به دست پیامبر! آیا این از سر عدل است که زنان تو در پرده باشند و زنان آل محمد بی پرده همراه دشمنان در شهر گردانده شوند؟ اهل منازل به تماشایشان بایستاند و از دور و نزدیک، پست و شریف بر آنها بنگرند و حال آنکه یاوری از مردان آنها با آنها باقی نمانده است و نه از حامیان آنها کسی زنده است؟ اینها از سر سرکشی و عصیان توست با خدا و دشمنی تو با رسول خدا و پشت کردن تو به آنچه از سوی خداست. و بر این عمل تو تعجبی نیست و جز این امید نمی رود از تو که اینها نتیجه کفر است. دست در خون فرزندان پیامبر بردی و خورشید آل عبدالمطلب را خاموش کردی. دیری نپاید که آرزو کنی کاش دست و پایم فلج و زبانم لال می شد و کاش مادرم مرا متولد نکرده بود، آن روز که پا در وادی خشم خدا نهادم و به دشمنی پیامبرش برخاستم.

    پناه آل محمد(ص)

    ای یزید، اگر امروز ما را به قهر و چیرگی، غنیمتی انگاشتی، دیری نپاید که غرامت از تو باز ستانده شود و تهی دست باشی، مگر به آنچه از پیش فرستاده ای. خداوند به بندگانش ستمکار نیست. ما به خدا شکوه بریم و به سوی او پناه گیریم. و اما تو چنان که توانی جهد کن و حیله بیفکن؛ اما قسم به آنکه ما را به وحی و کتاب و نبوت شرافت داد، نخواهی توانست دوران ما را به سرآوری و از هدف بازمان داری و ناممان را محو کنی و این ننگ از دامان تو پاک نخواهد شد. حال بنگر که آیا جز به پلیدی اندیشیده ای؟ که روزگارت دو روزی است و جمعیت تو پراکنده جمعیتی، آن روز که منادی فریاد کند لعنت خدا بر ستمکاران است.
    سپاس خدا

    سپاس خدایی را که ابتدای کار ما را سعادت و مغفرت و پایان آنرا شهادت و رحمت قرار داد. الهی، نعمتت را بر شهیدان ما لبریز کن، بر اجر و مزدشان بیفزا و ما را جانشینانی نیکو بدار. به درستی که خدا بخشنده و مهربان است.

    منبع: منیره زارعان و محمد طالبیان
    ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  20. تشكرها 2

    *فاطمه* (29-03-1390), خادم کریمه اهل بیت (29-03-1390)

صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •