سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: ژاندارک هند ـ بانوی جوانی که با استعمار انگلیسی ها جنگید

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,238
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,449 در 2,230
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar. ژاندارک هند ـ بانوی جوانی که با استعمار انگلیسی ها جنگید



    بانو لاکشمی که همانند ژاندارک لباس مردانه پوشیده و بر اسب سوار بود و افرادش را هدایت می کرد کشته شد. وی پس از استقلال هند در 1947 قهرمان ملی لقب گرفت
    17 ژوئن 1858 روزی است که بانو «لاکشمی بای (Lakshmi Bai (Rani)» از قهرمانان ملی هند در جنگ با انگلیسی ها کشته شد. وی که از دلاوران تاریخ است هنگام مرگ 23 ساله بود. لاکشمی (در هند معروف به رانی Rani = ملکه) زوجه راجه (حاکم) «جانسی Jhansi» هند بود. انگلیسی ها که سرگرم تصاحب هند بودند با خودشان قرار گذاشته بودند برای هر منطقه هند که راجه اش فوت کند و وارث آنچنانی (ولیعهد) نداشته باشد حکمران انگلیسی منصوب کنند.
    راجه «جانسی» در 1857 درگذشت و چون فرزند نداشت نماینده دولت لندن در صدد تعیین حکمران انگلیسی برآمد که لاکشمی مردم منطقه ـ از زن و مرد را بسیج کرد و با انگلیسی ها به جنگ پرداخت و اعلام کرد که تنها با عبور از جنازه او می شود به جانسی (واقع در ایالت اوتار پرادش) وارد شد.
    همزمان، افراد هندی که به استخدام دولت لندن درآمده و عنوان سپوی Sepoy (تلفظ هندی واژه فارسی «سپاهی») داشتند در منطقه «میروت Meerut» دست به یک شورش خونین زده و انگلیسی ها حتی زنان و فرزندان آنان را کشتار کرده بودند که در تاریخ به بپاخیزی هندیان معروف است.
    حکمران انگلیسی هند یک واحد نظامی مجهر به توپ به جنگ بانو لاکشمی فرستاد و دو نیرو در در «پول باغ» ناحیه کوتاه ـ کی سرای (همه این کلمات فارسی اند) در 200 کیلومتری شهر «لوک نو» به یکدیگر تلاقی و ضمن نبرد، بانو لاکشمی که همانند ژاندارک لباس مردانه پوشیده و بر اسب سوار بود و افرادش را هدایت می کرد کشته شد. وی پس از استقلال هند در 1947 قهرمان ملی لقب گرفت و مجسمه او سوار براسب در نقاط مختلف این کشور دیده می شود و مورد احترام است.



    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی