برهان لطف و غيبت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
برهان لطف و غيبت
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 24
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد







    2. امتحان الهي
    درزمان‌هاي مختلف، همه انسان‌ها با شرايع گوناگون مورد آزمايش و امتحان حضرت حق قرار گرفته و مي‌گيرند، همان گونه كه در برخي از روايات به اين مهم اشاره شده است. امام موسي بن جعفر عليه السلام فرموده است:
    اذا فقد الخامس من ولد السابع فالله الله في اديانكم لايزيلكم احد عنها، يا بني لا بد لصاحب هذاالامر من غيبه حتي يرجع عن هذ الامر، من كان يقول به انما هي محنه من الله عزوجل امتحن بها خلقه (صدوق، همان: ص286)؛
    هنگامي كه پنجمين فرزند از امام هفتم غايب شد، مواظب دين خود باشيد، مبادا كسي شما را از دين خارج كند.‌اي پسرم! براي صاحب اين امر، ناچار غيبتي خواهد بود تا اين كه گروهي از مؤمنان از عقيده خود بر مي‌گردند. خدا به وسيله غيبت بندگانش را امتحان مي‌كند.
    در اين قسمت كه علت غيبت، امتحان الهي دانسته شده است، به نحوي تعارض ميان قاعده لطف و غيبت برداشته مي‌شود؛ زيرا اگر امام و تعيين او از ناحيه خدا لطف دانسته شود، امتحان الهي نيز لطف الهي به شمار مي‌آيد؛ پس مي‌توان گفت هم امام لطف است و هم غيبت كه امتحان الهي است.
    3. عدم آمادگي مردم و تآديب آن‌ها
    عواملي كه سبب پنهان زيستي امام زمان عليه السلام به شمار مي‌رود، عدم آ‌مادگي مردم وعدم پذيرش در برابر آخرين حجت الهي است. خداوند متعال، براي تأديب خلق، حجت خويش را از ميانشان برده و مردم را از فيض دسترسي به او محروم كرده است. مفضل بن عمر از امام صادق عليه السلام نقل مي‌كند.
    و اعلموا ان الارض لاتخلو من حجه الله عزوجل و لكن الله سيعمي خلقه عنها بظلمهم و جورهم و اسرافهم علي انفسهم (نعماني، همان: ص202)؛
    و بدانيد كه زمين از حجت خداوند عزوجل خالي نمي‌ماند؛ ولي خداوند به زودي ديده مردم را از او (امام زمان) عليه السلام نابينا مي‌سازد، به دليل ظلم و جورشان و زياده روي آن‌ها در باره خودشان.
    در صورتي كه غيبت امام زمان عليه السلام را به دليل عدم آمادگي مردم بدانيم، با لطف بودن امام تعارضي نخواهد داشت، زيرا در اين فرض است كه بحث از هم تفكيك مي‌شود، يك سوي بحث، لطف بودن امام و تعيين او از طرف خدا در نظر است و طرف ديگر قبول و پذيرش امام از ناحيه مردم منظور است و لطف بودن امام با تعيين او از طرف خدا حاصل مي‌شود. اما در جهت دوم به سبب عدم آمادگي مردم، به منصه ظهور نمي‌رسد.
    به تعبير ديگر لطف بودن امام را مي‌توان در دو مقام ثبوت و اثبات مطرح كرد. در مقام ثبوت، اراده و فعل الهي قرار دارد كه امام با اراده و انتخاب حق به مردم معرفي مي‌شود؛ اما در مقام اثبات، دو موضوع مطرح است: يكي پذيرش مسؤليت از ناحيه امام و دوم پذيرش امام توسط مردم. در اين كه امام، برابر خدا تسليم بوده و مقام امامت را بدون هيچ گونه درنگي مي‌پذيرد، جاي هيچ شك و ترديدي نيست. فقط مي‌ماند آمادگي و پذيرش مردم كه در صورت تحقق آمادگي و پذيرش مردم، يقينا لطف بودن امام به منصه ظهور مي‌رسد و در صورت عدم تحقق لطف بودن امام در جامعه، به خاطر محقق نشدن قسم سوم كه همان آمادگي و پذيرش مردم است مي‌باشد.
    در كتاب كشف المراد در در باره امام چنين آمده است: «وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منا».
    خواجه فرمود:‏ «وعدمه منا‏» يعني تصرف نكردن امام عليه السلام از ناحيه ماست؛ چون لطف از طرف خدا است كه امام را معين فرمايد و بشناساند و لطفي كه برمكلفان واجب است، آن است كه هر يك او را به ديگران بشناساند و ادله امامت او را بگويد وهيچ كس مانع تصرف و تعليم و تبليغ سخنان او نشود. عدم انجام اين مورد كه بر مردم واجب بود، موجب عدم تصرف امام شد (علامه حلي، 1376: ص509).
    شيخ طوسي نيز در كتاب غيبت چنين آورده است:
    ياد آور شديم آن چه در اين بيان مي‌داريم، مواردي است كه سيد مرتضي (ره) آن را در كتاب الذخيره و ما در كتاب تلخيص الشافي به بيان آن پرداخته‌ايم كه همان مسأله لطف خدا در حق ما به وسيله تصرف امام در كارها و باز بودن دست آن حضرت در اموري است كه به سه گونه انجام شدني است:
    اول. آن چه به خدا ارتباط دارد، ايجاد ‎آ‎فرينش امام است. دوم آن چه به امام ارتباط دارد، مسؤليت رهبري و امامت و به انجام رساندن آن است.
    سوم آن چه به ما مردم ارتباط دارد، تصميم به ياري و پشتيباني امام و تسليم بودن برابر فرمان اوست (طوسي، همان: ص 41).



    برهان لطف و غيبت
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد






    ب. چگونگي غيبت
    در بحث غيبت، مسأله‌اي كه نياز به تبيين دارد، چگونگي غيبت است؛ يعني غيبت امام مهدي عليه السلام به چه شكلي است؟ آيا غيبت حضرت، به صورت ناپيدايي و نامرئي است يا به صورت ناشناسي؟ با توجه به دو مفهومي بودن غيبت، مي‌توان در مقام تطبيق و ارزيابي آن دو با قاعده لطف، روش‌هاي متفاوتي را پيش گرفت؛ زيرا در تعريف نخست، حضرت اصلا در منظر و ديدگاه مردم قرار نمي‌گيرد و حتي حضور جزئي نيز در جامعه ندارد. در تعريف دوم خلاف اين مورد ثابت است؛ يعني امكان ملاقات جزئي براي برخي اوليا و علما وجود ندارد.

    البته جاي خود بايد ثابت شود كه غيبت امام مهدي عليه السلام از كدام يك از اين دو قسم مي‌باشد. اكنون؛ با صرف نظر از اين كه كدام يك از اين ديدگاه‌ها به ثواب نزديك‌تر است (ممكن است كه امام مهدي عليه السلام از هردو قسم غيبت استفاده كند) به ارزيابي و تطبيق غيبت با قاعده لطف مي‌پردازيم.



    برهان لطف و غيبت
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  3. #13
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد






    1. ناپيدايي
    از برخي احاديث و روايات چنين استنباط مي‌شود كه غايب بودن حضرت مهدي عليه السلام به صورت ناپيدايي است. امام صادق عليه السلام فرمود ه است:
    تفقد الناس امامهم فيشهد الموسم فيراهم و لايرونه (صدوق، بي‌تا: ج2، ص16)؛
    مردم، امام خود را گم كنند. او در موسم حج حاضر باشد و آن‌ها را ببيند و مردم او را نبينند.
    امام رضا عليه السلام نيز فرموده است: «لايري جسمه و لايسمي باسمه» (صافي، 1419؛ ص325)؛ حضرت مهدي ديده نمي‌شود و به اسم و نام برده نمي‌شود.
    از روايات فوق و امثال آن‌ها مخفي بودن جسم و كالبد امام مهدي عليه السلام از ديدگان مردم برداشت مي‌شود كه در واقع، همان ناپيدائي و نامرئي بودن بدن حضرت است.
    در اين فرض، ديگر ملاقات و مشاهده حضرت ممكن نيست و تصرف و دخالت حضرت در امور مردم، به صورت تصرف غير مستقيم، قابل توجيه است.
    حال سوال مي‌شود كه اگر غيبت امام مهدي عليه السلام را غيبت ناپيدائي بدانيم، چگونه حضرت در امور مردم دخالت كرده و به نوعي لطف بودن خودش را به اثبات مي‌رساند؟
    در پاسخ بايد گفت لطف بودن گاهي به صورت مستقيم و مباشري صورت مي‌گيرد؛ مانند دخل وتصرف غالب رهبران در امور اجتماعي مردم و امر و نهي كردن و رتق و فتق امور آن‌ها به صورت رو در رو. گاهي نيز دخل وتصرف و هدايت گري يك رهبر، به صورت غير مستقيم و غير مباشري انجام مي‌گيرد؛ مانند نظارت و اشرافي كه يك رهبر در هنگام سفر بر امور جامعه دارد. در فرض اخير، نمي‌توان گفت رهبر و سفر كرده، برابر امور جامعه بيگانه و بي‌توجه است؛ بلكه همين كه براي جامعه جانشين و نايب تعيين كرده و به طور غير مستقيم بر امور مردم نظارت دارد، براي جامعه و مردم منفعت دارد؛ پس وقتي با غيبت رهبر، سودمند بودن او براي مردم و جامعه به اثبات برسد، لطف بودن او نيز قابل اثبات است. پس مشاهده و عدم مشاهده دخلي در نفع‌رساني رهبر به جامعه ندارد؛ لذا امام غايب ناپيدا نيز مي‌تواند براي مردم لطف باشد.



    برهان لطف و غيبت
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. #14
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد






    2. ناشناسي
    اگر غيبت را از نظر مفهومي به ناشناسي برگردانيم، اين طور تعبير مي‌شود كه امام زمان عليه السلام ميان مردم، به صورت فردي ناشناس حضور يافته، مردم او را مي‌بينند، ولي نمي‌شناسند. در اين باره روايات و احاديث فراواني از معصومان عليه السلام نقل شده است:
    از امام صادق عليه السلام نقل شده است:
    و اما سنه من يوسف فالستر يجعل الله بينه و بين الخلق حجابا و لا يعرفونه (صدوق، همان: ج2، ص20)؛
    اما سنتي كه از يوسف (حضرت مهدي عليه السلام) دارد، مستور بودن است. خداوند بين او و مردم، حجابي قرار مي‌دهد، به طوري كه او را مي‌بينند، ولي نمي‌شناسند.
    مواردي كه لطف بودن امام زمان عليه السلام در غيبت به معناي ناپيدايي را ثابت مي‌كرد، در غيبت به معناي ناشناسي نيز وجود دارد. علاوه بر آن‌ها مزيت‌هاي ديگري نيز در فرض اخير مطرح است؛ از جمله مشاهده همراه با معرفت و ملاقات برخي اوليا با امام زمان عليه السلام است كه در اين مشاهده و ملاقات از هدايت‌ها و پاسخ‌هاي آن حضرت بهره مند شده و ديگران را نيز از اين فيض بهره مند كرده‌اند.
    پس مي‌توانيم لطف بودن امام در دوران پنهان زيستي او را چنين گزارش كنيم:
    1. اصل وجود رهبر و امام براي مردم لطف است؛ زيرا با حس وجود رهبر و ناظر بودن او، نوعي مصونيت در عمل براي انسان پيدا مي‌شود.
    2. هدايت گري امام زمان عليه السلام و نظارت و اشراف آن حضرت بر كارها و امور اجتماعي مردم در قالب تعيين جانشين ـ‌ اعم از نايبان خاص و عام ـ‌ به نوعي لطف بودن حضرت را ثابت مي‌كند.
    3. با مفتوح بودن باب ملاقات و مشاهده معرفتي، به نوعي همه دوستداران رويت حضرت تلاش مي‌كنند تا براي ملاقات، به خصال اخلاقي و ا‌يماني مزين شوند و اين خود لطف بودن حضرت را مي‌رساند. نفس ملاقات و بهره مندي از وجود پرفيض امام زمان عليه السلام نيز لطف ديگري به حساب مي‌آيد.
    با توجه به موارد فوق با وجود غيبت، امام زمان عليه السلام منافع كثيري براي مردم همراه دارد و اين نتيجه، گوياي اين مطلب است كه غيبت با لطف بودن امام عليه السلام تعارض ندارد.



    برهان لطف و غيبت
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. #15
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد






    ج. فايده امام غايب
    آيا امام غايب براي مردم فايده دارد؟ در صورتي كه ثابت شود امام غايب براي مردم فايده‌هاي فراواني دارد، مي‌توان به مفيد بودن او حكم كرد و با اثبات مفيد بودن امام غايب، لطف بودن آن حضرت نيز قابل اثبات است.
    در كتاب‌هاي مختلف، فوايد بسياري براي امام غايب ذكر شده است كه به مهم‌ترين آن‌ها خواهيم پرداخت. در يك نگاه كلي مي‌توان فايده‌رساني امام را در دو بعد مطرح كرد:
    1. بعد تكوين
    2. بعد تشريع
    در بعد تكوين، اصل وجود حضرت بدون تصرف تشريعي، براي مردم لطف محسوب مي‌شود. در واقع، واسطه فيض بودن امام براي موجودات ديگر، از اين راه توجيه مي‌شود.
    اما بعد تشريع، شقوق گوناگوني دارد كه در يك رويكرد كلي، مي‌توان آن‌ها را به دو نوع تقسيم كرد:
    1. فايده‌رساني براي آينده بشريت؛
    2. فايده‌رساني براي بشريت كنوني.
    در فرض نخست بايد گفت چون حجت خدا، آخرين حجت الهي است و از طرف ديگر، خداوند حكيم زمين را بدون حجت قرار نخواهد داد، لازم است امام وحجت خدا براي فايده‌رساني به آيندگان نيز زنده بماند، تا انسان‌هاي آينده نيز بدون راهنما و رهبر نشوند.
    در فرض دوم كه فايده‌رساني براي انسان‌هاي كنوني است، فوايد فراواني را مي‌توان برشمرد؛ از جمله:



    برهان لطف و غيبت
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. #16
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد






    1. اميد بخشي
    انتظار منجي، از يك طرف فرايند زندگي انسان‌ها را هدفمند كرده و دورنماي خوب و روشني را پيش روي بشر قرار مي‌دهد و از طرف ديگر روزنه اميد و اميدواري را در قلوب تك تك انسان‌ها روشن مي‌كند. به دليل اهميت انتظار، در احاديث وروايات مختلفي بر آن تاكيد فراواني شده است.
    ان القائم منا هو المهدي الذي يجب ان ينتظر في غيبته (صدوق، همان: ج2، ص377)؛ همانا قيام كننده از ما (اهل بيت) همان مهدي است كه انتظار او در زمان غيبتش واجب است.
    قرآن كريم نيز بر اهميت اميد و انتظار تاكيد كرده، يأس و نا اميدي را مورد نكوهش قرار داده است:
    (لاتيأسو من روح الله انه لايأس من روح الله الا القوم الكافرين) (يوسف، 78)؛ از رحمت و گشايش الهي نا اميد نباشيد كه جز گروه كافران، كسي از رحمت خدا نا اميد نيست.
    در برخي روايات نيز نا اميدي و مأيوس شدن، بلاي بزرگ تلقي شده است. از حضرت علي عليه السلام نقل شده است:
    اعظم البلاء انقطاع الرجاء (آمدي، 1366: ش1323)؛ بزرگترين گرفتاري، نا اميد شدن است.
    برخي روايات، انتظار را، بهترين و محبوب‌ترين اعمال نزد خدا دانسته شده ا ست. از حضرت علي عليه السلام نقل شده است:
    افضل عباده المومن انتظار فرج الله (صدوق، 1410: ج2، ص616)؛ برترين عبادت مؤمن انتظار فرج از جانب خداوند است.
    وقتي يك آموزه، نشاط و پويايي به ارمغان مي‌آورد، نيز آينده ايده آل و آرماني را فراسوي بشر ترسيم مي‌كند، بزرگترين فايده و منفعت را به بشر و جوامع بشري هديه مي‌كند، بنابر اين انتظار امام غايب، ثمره و نتيجه بس مهمي را همراه دارد. با اثبات مطالب فوق، فايده‌رساني از ناحيه امام غايب و در نهايت لطف بودن او به منصه ظهور مي‌رسد.



    برهان لطف و غيبت
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. #17
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد






    2. حفظ دين و شريع
    از آثار و بركات امام ـ حتي در زمان غيبت ـ نگهداري دين و شريعت از نابودي و انحراف است.
    در اين رابطه از امير مومنان علي عليه السلام خطبه‌اي نقل شده است كه مي‌فرمايد:
    واخذوا يمينا و شمالا ظعنا في مسالك الغي و تركا لمذاهب الرشد، فلا تستعجلو ما هو كائن مرصد… الا و ان من ادركها منايسري فيها بسراج منير و يحذو فيها علي مثال الصالحين، ليحل فيها ربقا و يعتق رقا و يصدح شعبا و يشعب صدعا، في ستره عن الناس، لايبصر القائف اثره و لو تابع نظره ثم يشعذن فيها شحذ القين النصل، تجلي بالتنزيل ابصارهم و يرمي بالتفسير في مسامعهم و يغبضون كاس الحكمه بعد الصبوح (فيض الاسلام، بي‌تا: خطبه 150)؛
    به راه‌هاي چپ و راست رفتند، و راه ضلالت وگمراهي پيمودند و راه روشن هدايت را گذاشتند … پس در باره آن چه شدني است و در انتظارش هستيد، عجله نكنيد… آگاه باشيد كسي كه از ما آن فتنه‌ها را درك مي‌كند و به رويه نيكان رفتار مي‌نمايد، تا در آن گرفتاري‌ها بندي را بگشايد و اسيري را از قيد جهل و ناداني آزاد كند و جمعيت گمراهي را پراكنده سازد و حق را گرد آورد، در پنهاني از مردم كه اثر و نشانه او را جوينده نمي‌بيند، هرچند در پي او نظر افكند هيچ كس او را نخواهد ديد؛ اگر چه سعي و كوشش بسيار به كار برد مگر كسي كه لياقت ملاقات داشته باشد، پس گروهي در آن فتنه‌ها صيقلي شوند؛ مانند صيقل دادن شمشير توسط آهنگر به طوري كه ديده‌هاي آن‌ها به نور قرآن جلا داده شده و تفسير در گوشهايشان جاي مي‌گيرد و شب، جام حكمت را به آن‌ها بنوشانند پس از اين كه در بامداد هم نوشيده باشند.
    طبق برداشت برخي شارحان نهج البلاغه مسؤليت‌هايي كه در خطبه برشمرده شده و رسالت امام تلقي شده است، هنگام غيبت امام مي‌باشد. با توجه به اين رويكرد امام غايب به هدايت مسلمان‌ها و رشد و تعالي آن‌ها دغدغه داشته و در هدايت آن‌ها به طور غير مستقيم دخالت دارد.
    در برخي روايات به اين نكته توجه شده كه اگر راه هدايت بر همه مردم حتي خوبان نيز بسته شود و مردم در تشخيص حق از باطل مميز نداشته باشند، غيبت امام زمان عليه السلام بي‌درنگ به ظهور تبديل خواهد شد، تا هدايت و راه نجات به حيات و تداوم خود ادامه دهد. امام باقر عليه السلام فرموده است:
    اقرب من يكون العباد من الله و ا رضي ما يكون عنهم اذا افتقدو حجة الله فلم يظهر لهم، و لم يعلموا بمكانه، و هم في ذلك يعلمون انه لم تبطل حجة الله ولاميثاقه… و قد علم ان اوليائه لايرتابون. و لم علم انهم يرتابون ما غيب عنهم حجته طرفه عين (نعماني، همان: ص83؛ طوسي، همان: ص276؛ كليني، 1377: ج1، ص333)؛
    نزديك‌ترين بندگان به خدا كه خدا نيز بيش از همه از آن‌ها خشنود ا ست، بندگاني هستند كه حجت خدا از چشم آن‌ها ناپديد خواهد شد؛ آن‌ها حجت خدا را نمي‌بينند و جايگاه او را نمي‌شناسند؛ ولي يقين دارند كه حجت خدا ميان آن هاست و حجت‌هاي خدا باطل شدني نيستند… خدا مي‌داند كه اوليائش در وجود حجت خدا به شك وترديد نمي‌افتند. اگر مي‌دانست كه امر بر آن‌ها مشتبه مي‌شود، حتي يك لحظه هم حجت خودش را پنهان نمي‌كرد.


    برهان لطف و غيبت
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. #18
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد





    علاوه برفايده‌هاي گفته شده فوايد ديگري نيز مطرح است كه به صورت اجمال مطرح مي‌كنيم:
    1. هدايت‌هاي معنوي امام كه درباره برخي تشنگان سيرو سلوك و صالحان صورت گرفته و مي‌گيرد.
    2. ياري‌رساني به برخي كساني كه در حالت و اضطرار خاصي به او متوسل مي‌شوند. نمونه‌هاي اين موارد در كتب مربوط به آن نقل شده است.
    3. دعاي خير آن حضرت در حق مؤمنان و اين بهره‌اي است بزرگ.
    4. دفع برخي شرور با عنايت امام به خواص يا طرفداران حق؛ به خصوص زماني كه هجمه‌هاي دشمن از هر سو آنان را تهديد مي‌كند.
    5. هدايت تسبيبي آن حضرت به وسيله نمايندگان خاص وعام خود كه در عصر غيبت داشته و خواهد داشت؛ چه اين كه هرچه نمايندگان او انجام مي‌دهند، به نيابت و وكالت از او است و به شخص امام باز مي‌گردد.
    6. تصويب امور سال در شب‌هاي قدر كه طبق روايات با امضاي امام صورت مي‌گيرد…[6].
    در پايان بحث، با طرح مثالي نتيجه را بيشتر روشن مي‌كنيم. زمان حضور و ظهور امام معصوم عليه السلام كه لطف بودن او برهيچ كس پوشيده نيست، اگر ستمگران امام را به زندان انداخته يا براي او محدوديت ايجاد كردند، آيا مي‌توانيم درباره امام محبوس بگوييم، براي مردم هيچ فايده‌اي ندارد و وجود چنين امامي، لطف نيست؟ در پاسخ بايد گفت: هيچ تعارضي ميان پنهان بودن امام و لطف وجود ندارد؛ زيرا اولا اصل وجود امام كه به ضرورت عقلي و شرعي لازم است، از طرف خدا تعيين شده و لطف بودن او ثابت مي‌شود. ثانيا اين مردم هستند كه خود را به نوعي از ارشاد و هدايت و تصدي امام محروم ساخته اند؛ بنابر اين ميان عامل غيبت كه كوتاهي و تقصير مردم است و عامل ضرورت وجود امام كه حكمت عاليه الهي است، فرق است.



    برهان لطف و غيبت
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. #19
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد







    ترابط لطف و غيبت

    همان گونه كه در مباحث قبل گذشت، ميان برهان لطف وغيبت، علاوه بر اين كه تعارضي نيست، بلكه به نوعي رابطه برقرار است؛ زيرا امام و رهبر، داراي دو جايگاه و مقام است و در هر دو جايگاه؛ امام براي مردم لطف مي‌باشد. اگر در برهه‌اي از زمان، از حيث مقام ظاهري (زعامت ورهبري مستقيم و مباشر) لطف بودن امام مورد خدشه قرار گيرد، در مقام ثبوت و نفس الأمري كه همان مقام انسان كامل و واسطه فيض بودن امام است، پيوسته لطف بودن امام در همه زمان‌ها قطعي است؛ زيرا ‏
    «اصل وجود امام لطف است و تصرف آن حضرت لطف ديگر، و عدم تحقق زعامت و حكومت ظاهري امام نيز به سبب كوتاهي‌هاي مردم است‏» (علامه حلّي، همان: ص509).

    برهان لطف و غيبت
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. #20
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد






    لطف بودن امام در تمام زمان‌ها
    از جمله مباحث مهم مهدويت گستره و قلمرو لطف امام است. آيا لطف امام در همه زمان‌ها براي همه انسان‌ها ساري و جاري است يا در مقاطع خاص زماني نظير ظهور و براي افراد خاص نظير مؤمنان جريان دارد؟



    برهان لطف و غيبت
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •