دستورالعملي از يک عارف برجسته سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دستورالعملي از يک عارف برجسته
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو خودماني
    شکيبا آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 1,427      تشکر : 6,052
    4,852 در 1,201 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شکيبا آنلاین نیست.

    توجه دستورالعملي از يک عارف برجسته




    دستورالعملي از يک عارف برجسته


    حضرت آيه الله شيخ محمد بهارى همدانى - قدس الله سره - را مبرزترين شاگرد عارف كامل آخوند ملا حسين قلى همدانى دانسته اند، كه سال هاى متمادى درك محضر او را نموده و به مراتب و درجات والائى از معرفت و شهود بار يافته است در كمال و شرف او همين بس كه مرحوم علامه طباطبائى به نقل از مرحوم ايه الله آقاى حاج ميرزا على آقا قاضى رضوان الله عليه مى فرمودند: استاد ما مرحوم آقا حاج سيد احمد كربلائى قدس ‍ سره مى فرمود: ما پيوسته در خدمت مرحوم آيه الحق آخوند ملا حسين قلى همدانى بوديم ، و آخوند صد در صد براى ما بود. ولى همين كه آقاى حاج شيخ محمد بهارى با آخوند روابط آشنائى و ارادات را پيدا نمود، و دائما در خدمت او تردد داشت ، آخوند را از ما دزديد) (1)

    مرحوم سيد محسن امين درباره او مى نويسد:

    (او عالمى ربانى و سالكى مراقب بود،...و داراى صفات والا و مقامات بلندى است ...) هميشه در حال مراقبت بوده و وجودش را آقار ارجمندى بود) (2)
    او در 9 رمضان سال 1235 ه‍ ق در قريه بهار همدان ديده از دار فانى فروبست و به دار باقى شتافت و در جوار رحمت حق آرميد، و اينك مرقد مطهر او مزار مشتاقان است ، و معروف است كه آن مرحوم از ميهمانان خود پذيرائى مى كند (3)

    دستور العمل

    بسمه تبارك و تقدس
    آنچه به جناب آقا شيخ احمد لازم است ، اين است كه تامل درستى نمايد، ببيند بنده است يا آزاد است ، خودش مى داند كه هركارى بخواهد بكند، و اگر دانست بنده است ، مولى دارد، سر خود نيست ، هر كارى بكند، و لو دستى حركت دهد از وى جهت آن سوال خواهد شد، (و او) جواب درستى بايد بگويد، پس بنابر اين بايد سعيش در تحصيل رضاى مولايش ‍ باشد، اگر چه ديگران راضى بر آن كار نباشند ابدا، و تحصيل رضاى مولاى حقيقى - جل شانه - نيست مگر در تحصيل تقوى

    غرض اصلى از خلقت حاصل نخواهد شد به جز اينكه معرفت و محبت ميان عبد و مولى باشد.و تحصيل تقوى محتاج به چند چيز است كه چاره ندارد از آنها:


    1- يكى پرهيز از معاصى است ، بايد معاصى را تفصيلا ياد گيرد
    . هر يك را در مقام خود ترك نمايد، كهاز جمله معاصى است ترك واجبات پس بايد واجبات خود را هم به مقدر وسع و ابتلا به آنها ياد گرفته ، عمل نمايد. و اين واضح است كه با معصيت ، كارى اسباب محبت و معرفت نخواهد شد، اگر اسباب عداوات نباشد، اگر شيخ احمد بگويد: من نمى توانم ترك معصيت بالمره بكنم ، لابد واقع مى شوم ، جواب اين است كه : بعد المعصيه مى توانى كه توبه كنى . كسى كه توبه كرد از گناه مثل كسى است كه نكرده . پس مايوس ‍ از اين در خانه نبايد شد، اگر چه هفتاد پيغمبر را سر بريده باشد از توبه اش ‍ ممكن است قبول باشد. مولاى او قادر است خصماى او را راضى كند از معدن جودش - جلت قدرته ....

    2 - دويم اينكه مهما امكن (يعنى تا آنجا كه امكان دارد) پرهيز از مكروهات هم داشته باشد، به مستحبات پردازد حتى المقدور (يعنى در حد توان ) چيز مكروه به نظرش نيايد، بگويد: كل مكروه جايز (يعنى انجام هر مكروهى روا مى باشد) بسا مى شود يك ترك مكروهى پيش مولا از همه چيز مقرب تر واقع خواهد بود، يا اتيان مستحب كوچكى . و اين به تامل در عرفيات ظاهر خواهد شد.

    3 - سيم ، ترك مباحات است در غير مقدار لزوم و ضرورت ، اگر چه شارع مقدس خيلى چيزها را مباح كرده براى اغنيا اما چون در باطن ميل ندارد بنده او مشغول به غير او باشد از امورات دنيويه ، و لذا خوب است بنده هم ، نظرا به ميل مولى ، اين مزخرفات را تماما يا بعضيها (يعنى همه و يا بخشى از آن را) ترك نمايد، اگر چه حرام نباشد ارتكاب به آنها، اقتدا بالنبيين و تاسيا بالائمه الطبيين الطاهرين (يعنى براى آنكه پيروى از پيامبران و امامان پاك نموده باشد.)

    4 - چهارم ، ترك كند ما سوى الله (يعنى غير الله ) را كه در دل خود غير او را راه ندهد.
    چطور گفت (خواجه ):
    نيست در لوح دلم جز الف قامت يار
    چه كنم حرف ديگر ياد ندادم استاد

    اگر جناب شيخ احمد بگويد: با اين ابتلا به معاش و زن و بچه و رفيق و دوست چطور مى شود آدم ترك ما سوى (يعنى غير او) بكند، در قلبش غير ياد او چيزى نباشد؟ اين فرض به حسب متعارف بعيد است ، شدنى نيست .
    مى گوئيم : آن مقدارى كه تو بايد ترك كنى آن هر كس است كه تو را از ياد او - جل شانه نگه دارد، به آن شخصى بايد به مقدار واجب و ضرورت بيشتر محشور نباشى ، و اما هر كس كه خدا را به ياد تو بيندازد، ترك مجالست او صحيح نيست . حضرت عيسى - على نبينا و آله و عليه السلام فرمودند:
    معاشرت كنيد با كسانى كه رويت آنها خدا را به ياد شما مى اندازد
    1- توحيد علمى و عينى ، ص 172-اعيان الشيعه ، ج 9 ص 402
    3- توحيد علمى و عينى ، ص 17
    تهيه و تنظيم: محمد حسين امين

    دستورالعملي از يک عارف برجسته

  2. تشكر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •