▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 70
  1. #31
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    ۴ . برترین عبادت
    امام علیه السلام درباره عبادت برتر فرمودند: «صلاه النوافل قربان الى الله‏لکل مؤمن ... ولکل شیى‏ء زکاه وزکاه الجسد صیام النوافل، وافضل العباده بعد المعرفه انتظار الفرج; (۳۰) نمازهاى مستحبى نزدیک کننده هر مؤمن به خداست ... و براى هر چیزى زکاتى باشد و زکات بدن، روزه‏هاى مستحبى است و برترین عبادت پس از شناخت، انتظار فرج است .» در این روایت معرفت و انتظار فرج برترین عبادت شمرده شده است .
    ۵ . عبادت هدایت‏بخش
    عبادات و مناجات امام کاظم از خصیصه هدایتگرى و نجات بخشى برخوردار بود که به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏کنیم:
    الف) تحول کنیز در زندان
    نقل کرده‏اند که هارون الرشید، براى فریب دادن، یا شکنجه و یا تحقیر نمودن آن حضرت علیه السلام در دید مردم، فاحشه‏اى رقاصه و زیبا را به بهانه خدمتکارى نزد ایشان فرستاد و از طرفى غلامى را گمارد که مواظب اوضاع باشد . وقتى کنیز را به محضر آن حضرت آوردند، فرمود: من نیازى به کنیز و خدمتکار ندارم; لذا او را برگردانید . هارون الرشید از این کار ناراحت‏شد و گفت: ما با اجازه او، وى را زندانى نکرده‏ایم تا کنیز را نیز با اجازه او به آنجا بفرستیم و بعد دوباره دستور داد کنیز را به زندان برگردانند ...
    مدتى گذشت . غلام، گزارش داد که کنیز نیز به سجده افتاده و پیوسته و مرتب در سجده مى‏گوید: «قدوس قدوس سبحانک سبحانک سبحانک .» هارون گفت: موسى بن جعفر وى را سحر کرده است! ! او را با سرعت نزد من آورید . وقتى کنیز را نزد او بردند، دیدند از خوف خدا مى‏لرزد و مرتب به آسمان نگاه مى‏کند; آن گاه مشغول نماز گشت . هارون پرسید: چرا چنین مى‏کنى، این چه حالى است که در پیش گرفته‏اى؟
    کنیز گفت: من داستان بسیار عجیبى دارم، و آن این است که وقتى محضر امام کاظم علیه السلام شرفیاب شدم، او مرتب مشغول نماز و دعا بود . سرانجام به وى عرض کردم: اى مولا و سید من! آیا کارى دارید که من آن را انجام دهم؟ فرمود: من با تو کارى ندارم . عرض کردم: مامور به خدمت‏شما مى‏باشم . فرمود: اینها چه بد فکر مى‏کنند . ناگهان متوجه باغ بزرگى شدم که ابتدا و انتهاى آن پایانى نداشت; این باغ با فرشهاى زیبا و پرارزش مفروش شده بود، و کنیزان و حوریانى زیبا در آن صف کشیده بودند، و در دستهاى خود ظرفهاى آب و طشت‏براى شستن دستهاى آن حضرت آماده ساخته بودند، از آن به بعد به سجده افتادم تا لحظه‏اى که غلام به بالین من آمد . هارون گفت: شاید این قضایا را در خواب دیده‏اى؟ کنیز گفت: به خدا قسم همه اینها را قبل از اینکه به سجده روم با چشمان خود دیدم و سجده‏ام براى سپاس از آنها بود . هارون دستور داد از او مراقبت نمایند که این حرفها را به کسى نگوید . آن کنیز دوباره به سجده افتاد و مشغول نماز شد . همیشه کارش این بود و مرتب مى‏گفت: عبدصالح نیز چنین مى‏کرد و من در عالم واقع دیدم که آن کنیزان مرا خطاب کردند که از حضور امام کاظم علیه السلام دور باشم و به من گفتند که ما براى خدمت امام موسى بن جعفر برتر و مناسب‏تر هستیم . (۳۱)
    ب) بیدارى شقیق
    شقیق مى‏گوید: «در سال ۱۴۹ هجرى براى زیارت خانه خدا عازم مکه شدم و در بین راه چشمم به جوانى افتاد که در گوشه‏اى نشسته بود و لباس پشمى بر تن داشت . با خود گفتم: به خدا سوگند! این جوان از «صوفیه‏» است، الآن مى‏روم و او را تحقیر مى‏کنم . چون به نزدیک او رسیدم، به من گفت: اى شقیق! از بدگمانى دورى گزینید، زیرا بعضى از گمانها گناه است . (۳۲)
    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكر


  3. #32
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    با شنیدن این جمله از او دور شدم و با خود گفتم: او از قلب من خبر داد! و با نام و نشانم با من سخن گفت! تصمیم گرفتم از وى درخواست کنم که مرا جزء دوستان خود قرار دهد تا از او استفاده نمایم . بنابراین، به دنبال او رفتم ولى هرگز به او نرسیدم و او از چشمم ناپدید شد; اما من همیشه به فکر او بودم و آرزو مى‏کردم که او را دوباره ببینم . ناگاه در سرزمینى به نام «واقصه‏» دیدم که او مشغول نماز است و از شدت خضوع و خشوع اعضایش مى‏لرزد و اشک از چشمانش فرو مى‏ریزد . تصمیم گرفتم به حضور او رسیده، از وى عذرخواهى نمایم . چون از نماز فارغ شد قبل از آنکه سخن بگویم فرمود: «یا شقیق! اتل «وانى لغفار لمن تاب وآمن وعمل صالحا ثم اهتدى‏» ; (۳۳) اى شقیق! بخوان [این آیه قرآن را که خداوند مى‏فرماید:] به راستى من مى‏بخشم کسى را که توبه نموده، ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت‏یابد .»
    شقیق مى‏گوید: او وقتى آیه را خواند به راه خویش ادامه داد و من به فکر فرو رفتم و با خود گفتم: خدایا! این کیست که دو بار از قلب من خبر داد؟ لابد از ابدال و اولیاى الهى است . براى بار سوم او را در کنار چاهى مشاهده کردم، او مى‏خواست از آب چاه مشک کوچک خود را پر از آب کند، ناگهان طناب مشک پاره شد و به درون چاه افتاد . او دعایى خوانده، از خدا خواست که مشکش را برگرداند، ناگاه چاه پر از آب شد و آن جوان مشک را با دستش گرفت، و سپس از آب چاه وضو گرفته، مشغول خواندن نماز شد . بعد از انجام چهار رکعت، در گوشه‏اى مشغول خوردن غذا شد . من محضر او رفته، بعد از سلام عرض کردم: اجازه مى‏دهید من هم از طعام شما استفاده کنم؟ آن جوان فرمود: اى شقیق! پیوسته نعمتهاى ظاهرى و باطنى خدا شامل حال ما است، تو نیز حسن ظن به خدا داشته باش و اینک بیا و از طعام موجود استفاده کن .
    شقیق در کنار سفره آن جوان قرار گرفت و از غذاى او که نوعى حلوا بود خورد و از آب مشک نوشید . او مى‏گوید: این غذا را لذیذترین غذاها یافتم و تا چند روز دیگر میل به غذا و آب نداشتم . او اضافه مى‏کند که با آن جوان وداع کردم و دیگر او را ندیدم، تا سرانجام در مکه معظمه شبى او را از دور دیدم، ساعات آخر شب بود، او مشغول نماز و مناجات بود، و مرتب زارى و گریه مى‏کرد . چون فجر طلوع کرد به نماز صبح مشغول شد و طواف کعبه را انجام داد و هنگامى که خواست از کعبه دور شود، جمعیت زیادى دور او را گرفتند ... من از یکى از آنان پرسیدم، این جوان کیست؟ جواب داد: این امام کاظم، موسى بن جعفر علیهما السلام است . (۳۴)
    ماییم و عنایت امام کاظم
    یک سینه ولایت امام کاظم
    چون ذره به سر منزل خورشید رسیم
    در ظل هدایت امام کاظم
    این زمزمه در عرش برین است امشب
    پیدایش نور شمس دین است امشب
    مژده به محمد و على و زهرا
    میلاد امام هفتمین است امشب

    _____________________________________
    ۱) و گاهى در روایات به ابوالحسن الماضى نیز یاد شده است تا ردى باشد بر عقاید واقفیه که قائل به زنده بودن آن حضرت بودند .
    ۲) نیایش، آلکسیس کارل، به نقل از تفسیر نمونه، ج‏۱، ص‏۶۴۰ .
    ۳) اصول کافى محمد بن یعقوب کلینى، ج‏۲، ص‏۳۳۸، ح‏۳ .
    ۴) آیین زندگى، ص‏۱۵۶ به نقل از تفسیر نمونه، ج‏۱، ص‏۶۴۱ .
    ۵) همان، ص‏۱۵۲ به نقل از تفسیر نمونه، ج‏۱، ص‏۶۴۲ .
    ۶) الارشاد، شیخ مفید، ج‏۲، ص‏۲۳۱; کشف الغمه، اربلى، ج‏۳، ص‏۱۸; اعلام الهدایه الامام موسى بن جعفر (مجمع عالمى اهل بیت، چاپ اول، ۱۴۲۲)، ج‏۹، ص‏۲۸ .
    ۷) اعلام الهدایه، ص‏۲۹; وفیات الاعیان، ج‏۴، ص‏۲۹۳; تاریخ بغداد، ج‏۱۳، ص‏۲۷; انوار البهیه، شیخ عباس قمى، ص‏۱۹۰ .
    ۸) مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمى، صلوات بر امام موسى کاظم علیه السلام، ص‏۷۹۱; ر . ک: چهارده معصوم، حسین مظاهرى، (کانون پرورش فکرى قم، ۱۳۶۳، چاپ اول) ص‏۱۰۶; منتهى الآمال، ص‏۱۲۳ .
    ۹) چهارده معصوم، ص‏۱۰۹; ر . ک: منتهى الآمال، ج‏۲، ص‏۱۲۲ - ۱۲۳ .
    ۱۰) منتهى الآمال، ج‏۲، ص‏۱۲۳ .
    ۱۱) همان، با تصرف و تغییر .
    ۱۲) افضل الناس من عشق العباده فعانقها واحبها بقلبه وباشرها بجسده وتضرع لها ...» ر . ک: منتخب میزان الحکمه، محمدى رى شهرى، سید حمید حسینى، (قم، دارالحدیث، چاپ دوم، ۱۳۸۰) ص‏۳۲۵، ح‏۳۹۳۱ .
    ۱۳) اعلام الهدایه، ج‏۹، ص‏۲۹; حیاه الامام موسى بن جعفر علیه السلام، ج‏۱، ص‏۱۴۰ .
    ۱۴) اعلام الهدایه، ج‏۹، ص‏۳۱; المناقب، ج‏۴، ص‏۳۴۸ .
    ۱۵) اعلام الهدایه; و ر . ک: الدرالنظیم فى مناقب الائمه، یوسف بن حاتم شامى .
    ۱۶) الارشاد، ج‏۲، ص‏۲۲۵ .
    ۱۷) اعلام الهدایه، ج‏۹، ص‏۲۷ .
    ۱۸) همان .
    ۱۹) تحف العقول، ص‏۷۴۶، ح‏۱۵ .
    ۲۰) همان، ص‏۷۴۸ .
    ۲۱) چهارده معصوم، ص‏۱۰۹ .
    ۲۲) نیایش، به نقل از تفسیر نمونه، ج‏۱، ص‏۶۴۰ .
    ۲۳) مفاتیح الجنان، صلوات بر امام موسى کاظم علیه السلام، ص‏۷۹۱ .
    ۲۴) چهارده معصوم، ص‏۱۰۹ .
    ۲۵) تذکره الخواص، ص‏۳۱۲; اعلام الهدایه، ج‏۹، ص‏۲۳ .
    ۲۶) اعلام الهدایه، ص‏۲۴; اخبار الدول، ص‏۱۱۲ .
    ۲۷) اعلام الهدایه، ج‏۹، ص‏۲۵ .
    ۲۸) همان، ج‏۹، ص‏۲۹; حیاه الامام موسى بن جعفر علیه السلام، ج‏۱، ص‏۱۴۰ .
    ۲۹) منتهى الآمال، ج‏۲، ص‏۱۲۳; اعلام الهدایه، ج‏۹، ص‏۲۴; و ر . ک: نورالابصار عبدالمؤمن شبلنجى، ص‏۲۱۸ .
    ۳۰) تحف العقول، ص‏۷۳۴ .
    ۳۱) بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، ج‏۴۸، ص‏۲۳۸; جلاء العیون شبر، ج‏۳، ص‏۷۰; مناقب ابن شهر آشوب، ج‏۴، ص‏۲۹۷ .
    ۳۲) حجرات/۱۲ .
    ۳۳) طه/۸۲ .
    ۳۴) اثبات الهداه، حر عاملى، ج‏۳، ص‏۲۱۶; محجه البیضاء، فیض کاشانى، ج‏۴، ص‏۲۶۸; مناقب الاخبار، ص‏۳۴; روض الریاحین، ص‏۵۸; فصول المهمه، ص‏۲۱۵ .
    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكر


  5. #33
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee







    *السلام عليك يَااَبَاالحَسَنِ يَا مُوسَي بنَ جَعـفَرٍ*
    *اَيُّهَا الکـاظِـمُ يَابنَ رَسُولِ اللهِ*
    *يَا حُجَّةَ اللهِ عَلَي خَلقَهِ،يَا سَيِّـدنَاوَ مَـولَنا*
    *اِنَّـا تَوَجَّـهنا وَ اسـتَشـفَعـنَا وَ تَوَسَّـلنَا بِکَ اِلَي اللهِ*
    *وَ قَـدَّمناکَ بَينَ يَدَي حَاجاتِنا*
    *يَاوَجيهاً عِندَاللهِ*
    *اِشـفـَع لَناعِـنـدَاللهِ*

    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. #34
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    shamee













    السلام عليك يَااَبَاالحَسَنِ يَا مُوسَي بنَ جَعـفَرٍ

    اَيُّهَا الکـاظِـمُ يَابنَ رَسُولِ اللهِ

    يَا حُجَّةَ اللهِ عَلَي خَلقَهِ،يَا سَيِّـدنَاوَ مَـولَنا

    اِنَّـا تَوَجَّـهنا وَ اسـتَشـفَعـنَا وَ تَوَسَّـلنَا بِکَ اِلَي اللهِ

    وَ قَـدَّمناکَ بَينَ يَدَي حَاجاتِنا

    يَاوَجيهاً عِندَاللهِ

    اِشـفـَع لَناعِـنـدَاللهِ


    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  7. #35
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اصحاب ویاران امام موسي کاظم عليه السلام

    تعداد ياران و اصحبا و راويان امام موسي کاظم علیه السلام بسیار است. در این جا نام تعدادى از اصحاب بزرگ آن حضرت ذكر مى‏گردد:
    1. على بن یقطین.
    2. ابوصلت بن صالح هروى .
    3. اسماعیل بن مهران.
    4. حمّاد بن عیسى.
    5. عبدالرحمن بن حجّاج بجلى.
    6. عبداللّه بن جندب بجلى.
    7. عبداللّه بن مغیره بجلى.
    8. عبداللّه بن یحیى كاهلى.
    9. مفضّل بن عمر كوفى.
    10. هشام بن حكم.
    11. یونس بن عبدالرحمن.
    12. یونس بن یعقوب.
    زمامداران معاصر:
    1. مروان بن محمد اموى - معروف به مروان حمار- (126 - 132 ق.).
    2. ابوالعباس سفاح عباسى (132 - 136 ق.).
    3. منصور عباسى (136 - 158 ق.).
    4. مهدى عباسى (158 - 169 ق.).
    5. هادى عباسى (169 - 170 ق.).
    6. هارون الرشید (170 - 193 ق.).

    امام موسى كاظم علیه السلام در عصر خلافت منصور عباسى به مقام امامت نایل آمد.

    از آن زمان تا سال 183 هجرى، سال وفات آن حضرت، چندین بار توسط خلفاى عباسى دستگیر و زندانى گردید.

    تنها در دوران خلافت هارون الرشید به مدت چهار سال زندانى و در همان زندان به شهادت رسید.


    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكر


  9. #36
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee






    كظم عظيم

    کاظم، فرو خورنده‌ی خشم و غصب، لقبی بود که درپرتو عفو و گذشت بی‌کران و برد باری و صبر فراوان در برابر نادانان، تو را به آنمی‌خواندند. به راستی هم غصب جایگاه بلند شما و ستم‌های آنچنان سترگ، کظمی اینچنین بزرگ را می‌طلبد!

    ای هفتمین چراغ هدایت، ای شمس همیشه فروزان، ای مظلومترین مظلومان زمانه، ای زیبا‌ترین ترانه‌ی غربت!

    گویی خورشید پشت ابر بودن و چونان دری در صدف ماندن و چه می‌گویم غربت همیشگی و ناتمام انگار همان ارثی است که از پیامبر اعظم (صلی‌الل ‌علیه‌و‌آله) و از کوچه‌های خاکی مدینه برای شما مانده است. حدیث مظلومیت ‌تان از سقیفه تا کربلا و شام و از سرزمین فدک آن ارث حقیقی شما تا سیاه چاله‌های زندان هارون دهن به دهن گشت و همچنان باقی بود! و هرچه تاریخ، این دفتر کهنه ی روزگار را ورق می‌زنی، غربت و مظلومیت افزونتر می‌شود و قصه‌ی نا تمام شما حزن انگیز‌تر از قبل!

    تمام دیوار‌های تنگ و تاریک زندان را شاهد می‌گیرم که هفت سال میزبانت بودند و زنجیر‌های سنگین و آهنین را هم! تحمل نکردنی بوده است لحظه‌های تو، می‌دانم!! می‌دانم که فرشته‌های عتید و رقیب خوب یادشان مانده است که روزها را روزه می‌گرفتید و شبها را هم به عبادت می‌ایستادید تا صبح همگام! ای سید عابدان و ای فخر صبور مردان!!

    آری دینداری همیشه بهای گرانی دارد و اگر نبود ایستادگی و مقاومت در برابر جور و ستم شاید که شما از قاضی ابو یوسف-آن دنیا طلب خود فروخته- حتی بیشتر حرمت داشتید در دربار حکومت جور عباسی و گرامی‌تر بودید نزد هارون خونخوار!

    در آن روزهای خفقان و واهمه شیعیان واقعی شما اما هرگز فراموشتان نکرده بودند و در هر فرصتی ابراز می‌کردند ارادتشان را به شما و اظهار می‌کردند، محبت خالصانه شان را به خاندان نبوت و امامت! از قیام شهید فخ و خدمات علی بن یقطین آن نیروی تربیت شده ی شما که در لباس وزارت هارون که بگذریم، آن مالیت هایی که مردم دور از چشم حاکم می‌دادند به شما و آن بیعت‌های مخفیانه، دلیل محکمی بود برای آنکه بفهماند هنوز هم مردمی که حق و حقیقت را می‌جویند، شما امامشان هستید و لا غیر!

    و عجب لحظه‌ای بود، لحظه‌ی دیدارتان با هارون در کنار خانه‌ی کعبه. و عجیب‌تر آن جمله‌ای بود که در جواب او فرمودید.
    او با آن غرور و خودکامگی همیشگی اش، گفت:تو هستی که مردم پنهانی به تو بیعت کرده‌اند و تو را به پیشوایی بر می‌گزینند؟!

    وقتی که آن جواب تاریخی را می‌خواندم یاد جمله‌های حکیمانه ی مولا (علیه‌السلام) و جوابهای آتشین و بنیان کن حضرت زینب(س) افتادم. انگار تاریخ تکرار شده باشد...


    و شما فرمودید:
    انا امام القلوب و انت امام الجسوم.
    من بردلها و قلبها حکومت می‌کنم و تو بر تنها و بدنها


    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكر


  11. #37
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee






    امام کاظم عليه السلام و احیای
    فرهنگ عاشورا


    زنده نگه داشتن یاد و نام امام حسین علیه‏السلام و حماسه عاشورا به عنوان نماد مقاومت اهل بیت علیهم‏السلام در برابر جبهه كفر و نفاق و مقابله با طغیان و ستمگری، یكی از مهم‏ترین دغدغه‏های امامان معصوم علیهم‏السلام بوده است.

    آن بزرگواران می‏كوشیدند تا قیام جاویدان عاشورا زند بماند و پیام پایداری و استواری اهل حق در مقابل باطل در بلندای تاریخ با نام مقدس حضرت امام حسین علیه‏السلام طنین‏انداز شود.


    از شیوه‏هایی كه حضرت موسی بن جعفر علیه السلام برای رساندن پیام استواری و مقاومت از آن بهره می‏برد، تداوم بخشیدن و زنده نگه‏داشتن یاد و خاطره جدّ بزگوارش حضرت سید الشهدا علیه‏السلام بود.

    روایت ذیل بیانگر این حقیقت تاریخی است:
    محدث نوری می‏نویسد: منصور دوانیقی در عید نوروز امام را مجبور كرد كه در مجلس عمومی بنشیند و مردم برای عرض تبریك به محضرش بیایند و هدایا و تحفه‏ها را به حضور آن حضرت بیاورند.

    امام به ناچار در آن مجلس نشست و فرمانداران و فرماندهان و امرای لشكری و كشوری و عموم مردم برای تهنیت می‏آمدند و هدایا و تحفه‏های فراوانی می‏آوردند و خادم منصور همه هدایا را ثبت می‏كرد. آخرین فردی كه به حضور امام آمد، پیرمردی سالمند بود كه به امام عرضه داشت:

    ای پسر دختر رسول خدا صلی‏الله علیه ‏و‏آله! من مرد فقیری هستم كه از مال دنیا بی‏بهره‏ام، اما سه بیت شعری را كه جدم در رثای جدّتان حضرت حسین بن علی علیهماالسلام سروده، به خدمتتان تقدیم می‏كنم:


    یا ابا عبداللّه‏! من [از دشمنان تو تعجب نمی‏كنم كه چرا تو را كشتند، بلكه] تعجب می‏كنم از شمشیری كه بر بدن نازنین تو در روز عاشورا فرود آمد، در حالی كه غبار كربلا بر بدن تو نشسته بود.

    من شگفت زده هستم از آن تیرهایی كه بر بدنت فرورفتند، در حالی كه
    خانواده‏ات با چشمان اشكبار قتل تو را نظاره كرده و جدّت را صدا می‏زدند.
    یا ابا عبداللّه‏! چرا بزرگی و جلالت تو مانع نشد از اینكه تیرها بر بدنت اصابت كنند و آن جسم پاك را مجروح نمایند!

    امام فرمود: احسنت! بارك اللّه‏ فیك! هدیه‏ات را پذیرفتم، بفرما بنشین! آن‏گاه به خادم گفت: از منصور بپرس در مورد این همه هدایا چه تصمیمی دارد؟

    منصور گفت: همه آنها را به حضرت كاظم علیه‏السلام بخشیدم، هرطور دوست دارد مصرف كند. امام نیز تمام آن تحفه ‏ها را به آن پیرمرد شیعی كه زیباترین اشعار را در مرثیه امام حسین علیه‏السلام خوانده بود، بخشید و او را تشویق نمود.

    امام علیه‏السلام به این وسیله، از شاعران و احیاگران حماسه عاشورا تجلیل نمود و پیام پایداری اهل بیت علیهم‏السلام را كه در حركت انقلابی امام حسین علیه‏ السلام جلوه ‏گر شده بود، علنی ساخت



    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكر


  13. #38
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee






    امام كاظم و حمایت از مبارزان راه حق

    حسین فرزند علی بن حسن المثنی فرزند امام حسن مجتبی علیه‏ السلام معروف به «شهید فخّ» از افرادی است كه در زمان امامت حضرت كاظم علیه‏السلام بر اثرستمهای فرماندار مدینه در حق شیعیان به ستوه آمد و بر علیه حكومت هادی عباسی به قیام مسلحانه روی آورد.

    حسین قبل از قیامپرشور خویش، شبانه به محضر امام هفتم علیه ‏السلام آمد و امام ضمن سفارشاتی به وی فرمود:

    تو شهید خواهی شد، ضربه‏ها را محكم و نیكو بزن! این مردم فاسقند، و در ظاهر
    ایمان دارند و در باطن خود نفاق و شك را پنهان می‏سازند،

    «اِنّا للّه‏ِ وَاِنّا
    اِلَیهِ راجِعُونَ».


    بعد از شهادت حسین بن علی علیهماالسلام، وسایر شهدای فخّ، حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام فرمود:

    «به خدا سوگند! حسین در
    حالی از دنیا رفت كه مسلمان و نیكوكار و روزه‏دار و آمر به معروف و ناهی از منكربود


    عرفان، پیش نیازمبارزه!

    بی ‏تردید برای استواری و مقاومت در راه عقیده، پشتوانه‏ای قوی و نیرومند لازم است.
    طبق آموزه‏های قرآنی بهترین پشتوانه هر
    انسان حقیقت‏طلبی، اتّكا به حضرت پروردگار است. و نزدیك‏ترین راه در معرفت و قرب بهحق، توجه به عبادت و معنویت است. خداوند متعال می‏فرماید:

    «وَاسْتَعینُوا
    بِالصَّبْرِ وَالصَّلوةِ»؛(1)
    «از صبر و نماز یاری
    بجویید


    حضرت كاظم علیه ‏السلام با پیروی از اینرهنمود و در مقابل نیروهای باطل، از صبر و بردباری و نماز و عبادت یاری می‏جست؛

    «كانَ یُحْیی الْلَیلَ بِالسَّهْرِ اِلَی السَّحَرِ بِمُواصِلَةِ الاِْسْتِغْفارِحَلیفَ السَّجْدَةِ الطَّویلَةِ وَالدُّمُوعِ الْغَزیرَةِ وَالْمُناجاتِ الْكَثیرَةِ وَالضَّراعاتِ الْمُتَّصِلَةِ؛(2)

    آن حضرت شبها را تا سحر بیدار بود و
    شب‏زنده‏داریهایش همواره با استغفار بود، همراه با سجده ‏های طولانی، اشكهای ریزان،مناجات بسیار، و ناله‏ها و زاریهای مداوم در حال عبادت


    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكر


  15. #39
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    زندگى سیاسى امام کاظم (علیه السلام )
    یوسف بیات
    امام موسى بن جعفر علیهما السلام سپیده دم روز یکشنبه یا سه شنبه هفتم صفر سال ۱۲۸ یا ۱۲۹ هجرى قمرى در «ابواء» - محلى میان مکه و مدینه - از کنیزى به نام «حمیده‏» زاده شد و بنا بر قول مشهور در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ ه . ق در بغداد در زندان هارون الرشید و به دستور وى به شهادت رسید . در این مقاله به مناسبت‏شهادت آن امام بزرگوار در دو بخش سخن خواهیم گفت; در بخش نخست‏شرائط فرهنگى عصر امام هفتم علیه السلام را بررسى مى‏کنیم و در بخش دوم به تحلیل و بررسى اوضاع سیاسى آن روزگار و نیز موضع‏گیریهاى امام موسى بن جعفر علیهما السلام در برابر زمامداران عصر خواهیم پرداخت .
    اوضاع و شرائط فرهنگى و اجتماعى
    پس از رحلت امام صادق علیه السلام با نص صریح آن حضرت، فرزندش موسى بن جعفر علیهما السلام در سن بیست‏سالگى به امامت رسید و مدت سى و چهار یا سى و پنج‏سال، رهبرى امت اسلامى را عهده‏دار شد . (۱)
    بعد از امام ششم سردرگمى عجیبى در میان شیعیان نسبت‏به رهبرى آینده پدیدار گشت و این در حالى بود که شبهه جانشینى اسماعیل فرزند بزرگ امام صادق علیه السلام در زمان حیات ایشان مطرح بود و به همین دلیل آن حضرت به مناسبتهاى مختلف، مسئله جانشینى اسماعیل را به شدت نفى مى‏نمود و حتى هنگامى که اسماعیل در زمان حیات امام از دنیا رفت، آن حضرت على‏رغم اینکه به شدت از مرگ فرزندش متاثر شده بود، اصرار داشت تا رواندازى که بر پیکر مطهر اسماعیل بود برداشته شود تا مردم مرگ او را به چشم خود ببینند .
    شیخ مفید رحمه الله مى‏نویسد: امام صادق علیه السلام در مرگ فرزندش اسماعیل، به شدت متاثر شد، و حزن و اندوه بر وى سایه افکند و چندین‏بار دستور داد تا تابوت وى را بر زمین نهند و هر بار صورت او را گشود و نگاه کرد . امام علیه السلام با این کار مى‏خواستند کسانى که اسماعیل را جانشین پدر مى‏پندارند، به مرگ وى یقین کنند .۲)
    با این حال شیعیان که در شهرهاى دور و نزدیک پراکنده بودند، پس از وفات امام صادق علیه السلام به ۶ فرقه منشعب شدند; فرقه اول کسانى بودند که به «مهدویت‏» امام صادق علیه السلام معتقد شدند و آن حضرت را آخرین جانشین پیامبر صلى الله علیه و آله و قائم آل محمد صلى الله علیه و آله دانستند; فرقه دوم آنان که بر مهدویت اسماعیل اصرار مى‏کردند و مرگ وى را باور نداشتند; فرقه سوم به مرگ اسماعیل اذعان کردند و فرزندش محمد را به امامت‏برگزیدند; فرقه چهارم گروهى بودند که «عبدالله بن جعفر» فرزند دیگر امام صادق علیه السلام را که به «افطح‏» معروف بود، امام دانسته و به «فطحیه‏» مشهور شدند; فرقه پنجم محمد بن جعفر فرزند زیباى امام صادق که به «محمد دیباج‏» معروف بود را پیشواى خود نامیدند; فرقه ششم که گروه اکثریت را تشکیل مى‏دادند، به امامت موسى بن جعفر علیهما السلام گرویدند . (۳)
    امام هفتم در چنین موقعیت اسف‏بار و ناهنجار فرهنگى اجتماعى، رهبرى شیعیان را به عهده گرفت و توانست کشتى طوفان زده امت اسلامى را از گزند حوادث، رهایى بخشیده، به ساحل نجات برساند .
    هشام بن سالم مى‏گوید: «پس از رحلت امام صادق علیه السلام به همراه «مؤمن الطاق‏» در مدینه بودیم، گروهى را مشاهده کردیم که بر در خانه «عبدالله افطح‏» گرد آمده بودند; ما نیز نزد عبدالله رفته و براى آزمودن وى مسئله‏اى درباره زکات و نصاب آن مطرح کردیم; ولى پاسخ درستى از وى نشنیدیم . با نگرانى از خانه وى بیرون آمدیم و در این اندیشه بودیم که از میان فرقه‏هاى موجود کدامیک را برگزینیم، ناگهان پیرمردى از دور به ما اشاره کرد، نخست پنداشتیم که از جاسوسان «منصور دوانیقى‏» است که به منظور شناسایى و دستگیرى شیعیان گماشته شده است; آنها، اگر کسى را دستگیر مى‏کردند، گردنش را مى‏زدند، به رفیق خود که همراه من بود گفتم که از من دور شده، جان خود را نجات ده و خودم آماده مرگ شدم، اما برخلاف انتظارى که داشتم، آن شخص مرا به خانه موسى بن جعفر علیهما السلام راهنمایى کرد، وقتى نزد ایشان رسیدم پیش از هر سخنى فرمود: «لا الى المرجئه ولا الى القدریه ولا الى الزیدیه و لا الى الخوارج، الى الى الى; نه به سوى قدریه بروید و نه معتزله و نه خوارج و نه زیدیه: بلکه به سوى من بیایید . (۴) »
    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  16. تشكر


  17. #40
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    اوضاع و شرائط سیاسى
    به گواهى تاریخ، از آنجا که بنى عباس در خود زمینه وجاهت اجتماعى نمى‏دیدند، نخست‏با شعار حمایت از علویان و خاندان على بن ابى طالب علیهما السلام روى کار آمدند و بنى امیه را از صحنه سیاست کنار زدند; اما با رسیدن به قدرت و به دست گرفتن زمام امور مملکت، به گونه‏اى با علویان و شیعیان بد رفتارى کردند که به تعبیر ابوفراس شاعر، بنى امیه، یک دهم آن را هم انجام نداده بودند . (۵)
    این وضعیت از زمان به قدرت رسیدن منصور عباسى آغاز گردید و در سال ۱۴۸ هجرى یعنى سال شهادت امام صادق علیه السلام به اوج خود رسید; به گونه‏اى که شیعیان امام کاظم علیه السلام حتى از بردن نام امام، بیمناک بودند و آن حضرت را با عناوینى، چون: عالم آل محمد، عبدصالح و الرجل یاد مى‏کردند . البته این شرائط، امام هفتم و یاران آن حضرت را لحظه‏اى از مبارزه با ستمگران بازنداشت; بلکه آنان با شیوه «تقیه‏» به این وظیفه دینى جامه عمل پوشیدند . و همان‏گونه که خود امامان معصوم علیهم السلام در تعلیمات آسمانى خویش، بارها به پیروان واقعى خود آموخته‏اند که سازش با ظلم در هیچ زمانى جایز نیست، به صورت مخفیانه با دستگاه طاغوتى جنگیدند، هرچند شیوه مبارزه به مقتضاى هر زمانى متفاوت است .
    زمامداران معاصر امام هفتم علیه السلام
    امام هفتم علیه السلام در مدت حدود ۳۵ سال امامت‏خویش، با چهار تن از خلفاى عباسى معاصر بود:
    ۱ . منصور دوانیقى;
    ۲ . محمد پسر منصور که به «مهدى‏» مشهور بود و حدود ده سال و یک ماه حکومت کرد;
    ۳ . موسى فرزند مهدى که به «هادى‏» معروف بود و مدت یک سال و اندى خلافت کرد; (۶)
    ۴ . هارون الرشید (۷) برادر «هادى‏» که مقتدرترین آنان بود و به مدت ۱۳ سال زمامدارى سرزمین پهناور اسلامى را در دست داشت .
    وصیت‏سیاسى و الهى
    در چنان شرائط سختى که بر جامعه اسلامى حاکم بود و منصور به عنوان خلیفه عباسى با خاندان على بن ابى طالب علیه السلام دشمنى مى‏ورزید و به ستمگرى و کشتار بى‏رحمانه شیعیان مى‏پرداخت; (۸) معرفى جانشین از سوى امام صادق علیه السلام به صورت علنى و آشکارا، امکان‏پذیر نبود و این وظیفه مهم الهى نیز باید به شکل مخفیانه صورت مى‏گرفت .
    پس از رحلت امام صادق علیه السلام منصور دوانیقى به فرماندار خود در مدینه نوشت: «چنانچه آن حضرت براى خود جانشین برگزیده است، او را شناسایى کرده و به قتل برسان .» فرماندار در پاسخ نامه خلیفه نوشت: «جعفر بن محمد در وصیت نامه خود پنج نفر را به عنوان جانشین و وصى خود معرفى کرده است: ۱ - منصور دوانیقى ۲ - محمد بن سلیمان (فرماندار مدینه) ۳ - عبدالله بن جعفر (برادر بزرگتر امام کاظم علیه السلام) ۴ - حمیده (همسر امام صادق علیه السلام) ۵ - موسى بن جعفر علیه السلام‏» .
    روشن است که این وصیت‏یک حرکت‏سیاسى و براى حفظ جان امام موسى بن جعفر علیهما السلام بوده است و همان گونه که منصور اذعان مى‏کند، راهى براى کشتن اینها وجود ندارد . (۹) امام در این حرکت‏سیاسى به وظیفه خویش یعنى مسئله مهم و سرنوشت‏ساز رهبرى امت اسلامى نیز جامه عمل پوشید و مردمان را به سوى شایسته‏ترین رهبر بعد از خود رهنمون شد .
    ابوحمزه ثمالى وقتى خبر رحلت امام صادق علیه السلام را شنید از هوش رفت، پس از به هوش آمدن پرسید: «آیا امام، کسى را به عنوان جانشین معرفى کرده است؟» گفتند: آرى ... ، ابوحمزه مسرور شد و گفت: «سپاس خدایى را که ما را هدایت فرمود» ; وقتى از او توضیح خواستند، ابوحمزه گفت: «در واقع امام صادق علیه السلام با ذکر نام منصور در ردیف بقیه، خواسته است جان وصى واقعى خود را حفظ کند; چرا که عبدالله افطح گرچه بزرگتر است اما هم عیب ظاهرى دارد (در حالى که امام و حجت‏خدا نباید معیوب باشد) و هم نسبت‏به مسائل دینى آگاهى لازم را ندارد; پس آن حضرت ما را به «موسى بن جعفر» علیهما السلام رهنمون شده است . (۱۰)
    در چنین شرایط سیاسى، هرگونه مبارزه علنى به صلاح شیعیان نبود; از اینرو امام کاظم علیه السلام برنامه فرهنگى پدر بزرگوارش امام صادق علیه السلام را ادامه داد و به تربیت‏شاگردان و گسترش علوم و دانش پرداخت; هرچند به گستردگى دانشگاه امام صادق علیه السلام نبود . این شیوه ادامه داشت تا اینکه بالاخره، مردم پس از تحمل ۲۲ سال رنج و فشار حکومت منصور با مرگ خلیفه ستمگر عباسى در هفتم ذى‏الحجه سال ۱۵۸، نفس راحتى کشیدند . (۱۱) پس از وى «مهدى‏» در بغداد بر تخت‏سلطنت نشست و زمام امور را به دست گرفت .
    شیوه‏اى نو در زمامدارى عباسیان
    زمامدارى «مهدى‏» با استقبال گرم مردم روبرو شد، به این دلیل که او شیوه ملاطفت‏آمیز و نرم‏خویانه‏اى در پیش گرفت; او با یک فرمان تمامى زندانیان سیاسى را آزاد کرد (۱۲) ، اموال مردمى را که توسط پدرش منصور مصادره شده بود به صاحبان آنها برگرداند . (۱۳) از این رهگذر جنبشها و قیامهایى که از ناحیه علویان صورت مى‏گرفت فروکش کرد و آرامش نسبى برقرار شد .
    اما از آنجا که مهدى فردى عیاش و خوشگذران بود، (۱۴) کاخهاى متعددى بنا کرد، براى اولین بار دیوان محاسبات دایر نمود (۱۵) و ذخیره ۱۴ میلیون دینار و ۶۰۰ میلیون درهمى منصور را که از دست‏رنج مردم و از راه مالیات به دست آورده بود در بین اطرافیانش تقسیم کرد . (۱۶) در نهایت این‏گونه رفتارها سبب شد که از رسیدگى به وضع کارمندان دستگاه حکومت و نیز سامان‏دهى وضع مردم بازماند و انواع فساد و رشوه‏خوارى در میان ماموران دولتى رواج پیدا کند . (۱۷)
    هرچند شیوه حکومت مهدى با پدرش منصور متفاوت بود، اما عداوت و دشمنى با خاندان على بن ابى طالب علیه السلام را از پدرش به ارث برده بود و در عمل این مطلب را ثابت مى‏کرد . او به شخصى به نام «بشار بن برد» در قبال سرودن قصیده‏اى در تمجید عباسیان و سزاوار بودن آنان به خلافت و در نکوهش فرزندان فاطمه زهرا علیها السلام مبلغ هفتاد هزار درهم بخشید . هم‏چنین «مروان بن ابى حفص‏» در قبال سرودن صد بیت‏شعر با همین مضمون مبلغ صدهزار درهم از خلیفه دریافت کرد . (۱۸)
    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  18. تشكر


صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •