▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 70
  1. #41
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    اولین برخورد امام هفتم با «مهدى عباسى‏»
    مهدى عباسى، براى هوس‏بازى و عیاشیها و توجیه اعمال ناپسند خویش از دانشمندان سست ایمانى که شیفته مادیات بودند استفاده مى‏کرد . «ابومعشر سندى‏» که به گفته خطیب بغدادى دروغگوترین فرد روى زمین بود در قبال جعل حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله در توجیه کبوتر بازى خلیفه مبلغ ده‏هزار درهم دریافت نمود و «مهدى‏» پس از دادن مبلغ یاد شده خطاب به حاضران گفت: «مى‏دانم که او بر خدا و رسولش دروغ بست، اما مى‏خواست‏بدین وسیله نهایت ارادت خود را به ما نشان دهد (۱۹) . (۲۰)
    مهدى در آن سالى که وارد مدینه شد پس از زیارت قبر پیامبر صلى الله علیه و آله با امام موسى بن جعفر علیه السلام که فقیه‏ترین شخص زمان خود بود دیدار کرد و با پیش کشیدن بحث‏حلال و حرام بودن شراب گفت: «مردم مى‏گویند شراب از دید قرآن حرام نمى‏باشد، نظر شما در این‏باره چیست؟ امام در پاسخ فرمود: «خدا آن را حرام کرده است و این مطلب از دو آیه قرآن استفاده مى‏شود:
    ۱ . آیه «یسالونک عن الخمر والمیسر قل فیهما اثم کبیر» ; «درباره شراب و قمار از تو سؤال مى‏کنند، بگو در آنها گناه [و زیان] بزرگى است .» [بقره ۲۱۹] و ۲ . آیه «انما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها وما بطن والاثم والبغى‏» ; «خداوند تنها اعمال زشت را - چه آشکارا باشد و پنهان - حرام کرده است و [همچنین] گناه و ستم را .» [اعراف: ۳۳]
    در آیه اول شراب را «اثم‏» نامیده و در آیه دوم اثم را حرام کرده است . مهدى عباسى در حالى که از پاسخ امام خود را مسرور نشان مى‏داد، آن حضرت را تحسین کرد و سپس رو به «على بن یقطین‏» (۲۱) کرد و گفت: «به خدا این است فتواى هاشمى‏» .
    على بن یقطین گفت: «سپاس خدایى را که دانش را در میان شما خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله قرار داد .»
    خلیفه در حالى که خشم خود را فرو مى‏خورد گفت: «راست گفتى اى رافضى!» (۲۲)
    زندانى شدن امام هفتم علیه السلام
    مهدى عباسى بهانه‏اى براى آزار امام نداشت‏به جهت آنکه آن حضرت هیچ مدرکى به دست جنایت‏کاران نداده بود و مبارزه خویش را با «تقیه‏» انجام مى‏داد . و همانند پدر بزرگوارش به نقل حدیث و تربیت‏شاگردان و ایجاد ارتباط میان شیعیان در نواحى مختلف مى‏پرداخت تا اینکه از ناحیه بدخواهان گزارشهایى به خلیفه - در باره هدایا و بخششهاى آن بزرگوار به مستمندان - رسید و مهدى را نگران این مطلب کرد که مبادا این پولها وجوهاتى باشد که علاقه‏مندان موسى بن جعفر علیهما السلام مى‏پردازند تا براى سازماندهى و تقویت‏شیعیان به کار گرفته شود و حکومت او را تهدید کند; از اینرو دستور بازداشت امام هفتم را صادر کرد .
    در پى آن، فرماندار مدینه امام را دستگیر و روانه بغداد نمود، خلیفه نیز امام را زندانى کرد; اما پس از مدتى مهدى عباسى، یک شب، على بن ابى طالب علیهما السلام را در خواب دید، وقتى از خواب بیدار شد بدون درنگ دستور آزادى موسى بن جعفر علیهما السلام را به نگهبان خود «ربیع‏» داد، ربیع آن حضرت را نزد خلیفه آورد . او پس از نقل جریان خواب خود به امام از ایشان تقاضا کرد تا اقدامى علیه حکومت وى انجام ندهد و مبلغ ۳ هزار دینار نیز به آن حضرت هدیه کرد و بلافاصله روانه مدینه نمود . (۲۳)
    طرح مسئله «فدک‏»
    برخورد دیگرى که امام هفتم علیه السلام با مهدى عباسى داشت روزى بود که خلیفه براى «رد مظالم‏» نشسته بود . امام علیه السلام از این فرصت استفاده کرد و فرمود: «چرا آنچه را که از راه ستم از ما گرفته شده است‏به ما برنمى‏گردانى؟» مهدى گفت: «آن چیست؟» امام علیه السلام فرمود: «فدک، که ملک خالص پیامبر صلى الله علیه و آله بود و آن را به دخترش فاطمه علیها السلام بخشیده بود که پس از رحلت آن حضرت طبق گواهى على بن ابى طالب، امام حسن، امام حسین علیهم السلام و ام ایمن، ابوبکر قصد داشت آن را به فاطمه علیها السلام واگذار کند لیکن خلیفه دوم از آن جلوگیرى نمود» . مهدى گفت: «حدود آن کدام است؟» و وقتى امام محدوده فدک را مشخص کرد خلیفه گفت: «این خیلى زیاد است‏باید درباره‏اش بیاندیشم‏» . (۲۴)
    البته مهدى عباسى، هرگز فدک را بازنگرداند چون در آن صورت، حکومت وى در آستانه سقوط قرار مى‏گرفت .
    زمامدارى «هادى عباسى‏»
    سرانجام مهدى عباسى پس از آن همه عیاشى و بى‏مهرى نسبت‏به خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله در سال ۱۶۹ از دنیا رفت و فرزند او موسى معروف به «هادى‏» به قدرت رسید . هادى عباسى جوان بیست و پنج‏ساله‏اى بود که از جهت اخلاقى، بى‏بند و بار و سبکسر و بدخوى و کج‏رفتار بود . (۲۵) او از همان آغاز خلافت‏اش بنى هاشم را زیر فشار قرار داد و حقوق آنان را از بیت المال قطع کرد و به بازداشت و دستگیرى آنان در مناطق مختلف پرداخت .
    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكر

    عهد آسمانى (07-04-1390)

  3. #42
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    نهضت فخ
    ظلم و بیدادگریهاى هادى عباسى باعث‏بوجود آمدن نهضت مقاومتى در مدینه به رهبرى یکى از نوادگان امام مجتبى علیه السلام به نام: «حسین بن على بن حسن بن حسن‏» گردید، او به عنوان رهبر قیام تصمیم داشت که مکه - حرم امن الهى - را به عنوان پایگاه خود قرار داده و با بهره‏گیرى از حضور انبوه مسلمانان در «موسم حج‏» پیام خود را به جهانیان برساند . اما سخت‏گیریهاى فرماندار مدینه (عمر بن عبدالعزیز از نوادگان عمر بن خطاب) نسبت‏به خاندان على بن ابى طالب علیهما السلام براى خوش خدمتى به خلیفه از جمله تازیانه زدن به فرزندان ابى طالب به اتهام واهى شراب خوارى و چرخاندن آنان در کوچه و بازار، همچنین موظف ساختن بزرگان بنى هاشم براى معرفى هر روزه خود به فرماندارى، باعث‏شد که آتش قیام، پیش از موعد شعله‏ور شود . (۲۶)
    حسین با فرماندار مدینه درگیر شد و چند روز بعد، پس از تجهیز نیرو به همراه سیصد نفر از یاران خویش به سوى مکه رهسپار گشت . (۲۷) در آن سال گروهى از عباسیان از جمله: سلیمان بن منصور و محمد بن سلیمان، به مکه آمده بودند; هادى از قیام حسین آگاه شد و با نوشتن نامه‏اى محمد بن سلیمان را مامور جنگ با حسین کرد و سپاهى عظیم نیز روانه مکه نمود، در فاصله ۳ میلى مکه و در سرزمین «فخ‏» جنگ سختى میان دو سپاه درگرفت، «حسین‏» رهبر قیام و حدود صد نفر از یارانش به شهادت رسیدند و بقیه پراکنده شدند; گروهى نیز از جمله سلیمان بن عبد الله بن حسن بن على بن ابى طالب علیهم السلام، به اسارت درآمدند که پس از انتقال به بغداد سر از بدنشان جدا کردند . بنا به نقل مسعودى جنازه کشته‏ها به مدت ۳ روز بر روى خاک صحرا باقى ماند و طعمه حیوانات و پرندگان بیابان گردید . (۲۸)
    این واقعه دردناک که به فرموده امام باقر علیه السلام پس از حادثه کربلا دردآورترین واقعه براى اهل بیت‏بود، (۲۹) در روز هشتم ذى الحجه الحرام همان سال به وقوع پیوست . (۳۰)
    هادى عباسى که از این رویداد به شدت خشمگین شده بود و آن را از ناحیه موسى بن جعفر علیهما السلام مى‏دانست، تصمیم به قتل آن حضرت گرفت; اما قاضى ابویوسف شاگرد ابوحنیفه که مقرب دستگاه بود سوگند یاد کرد که موسى بن جعفر علیهما السلام نقشى در این واقعه نداشته است و بدین وسیله خلیفه را از کشتن امام هفتم بازداشت . (۳۱)
    مزار شهیدان قیام فخ اکنون در شهر مکه در راه کسانى است که براى عمره مجدد به مسجد تنعیم مى‏آیند، ولى حاکمان وهابى نتوانستند حتى محل مزار را که به صورت تپه‏اى بر جاى بود تحمل کنند . در اطراف تپه ساختمان ساخته‏اند و اخیرا هم آنچه را که از مزار باقى مانده بود با دیوارى بتونى محصور کرده‏اند .
    شاید بتوان گفت دوران حکومت هارون، بدترین دوران براى شیعیان بویژه امام موسى بن جعفر علیهما السلام بود . هارون الرشید در همان آغاز حکومت‏خود، امام هفتم را زندانى کرد; خلیفه به هنگام سفر به حج گزارشهایى از مامورانش درباره موسى بن جعفر دریافت نمود که حکایت از سرازیر شدن اموال و وجوهات شرعیه از هر نقطه جهان به سوى موسى بن جعفر علیهما السلام مى‏کرد . ترس از نهضت فراگیر و برچیده شدن حکومت عباسیان بر چهره خلیفه سایه افکند، و وقتى به هنگام طواف «کعبه‏» با امام هفتم ملاقات نمود به ایشان گفت: «تو همان کسى هستى که مردم مخفیانه با او بیعت مى‏کنند؟» موسى بن جعفر علیهما السلام در پاسخ وى با جمله‏اى حکیمانه فرمود: «تو پیشواى اجساد مردم و من امام دلهاى آنان هستم .» (۳۲)
    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكر

    عهد آسمانى (07-04-1390)

  5. #43
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    اندیشه شوم
    هارون الرشید با همه قدرتى که داشت‏به دو جهت از امام موسى بن جعفر علیهما السلام بیمناک بود تا جایى که این ترس او را به اقدامى خطرناک واداشت و در اندیشه قتل امام هفتم علیه السلام برآمد .
    دلیل اول: موقعیت اجتماعى و نفوذ معنوى امام موسى بن جعفر علیهما السلام بود که بر دلهاى مردم حکومت مى‏کرد . هرچند امام، در صدد قیام و انقلاب نبود و در ظاهر کوچک‏ترین اقدامى براى آن نکرده بود اما هارون، مانند دیگر حاکمان جور به خوبى مى‏دانست که موسى بن جعفر علیهما السلام مانند سایر امامان معصوم انقلاب معنوى و فرهنگى بپا کرده است; از این‏رو با هر بهانه‏اى سعى در کم‏رنگ جلوه دادن منزلت امام در دید مردم داشت .
    عنوان «فرزند رسول خدا» بودن از افتخارات و فضایل بى‏شمار امامان معصوم علیهم السلام است . هارون براى ایجاد تردید در میان مردم نسبت‏به این منقبت‏به امام هفتم گفت: «چگونه به خود اجازه مى‏دهید تا دیگران شما را به عنوان فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله صدا کنند، حال آنکه فرزندان على بن ابى طالب علیه السلام هستید و تنها مادر شما «فاطمه علیها السلام‏» دختر پیامبر صلى الله علیه و آله است و هر کسى به جد پدرى خویش منتسب است نه جد مادرى؟»
    امام فرمود: «مرا از پاسخ آن معاف بدار .» هارون اصرار کرد که باید پاسخ روشن و دلیل محکم قرآنى اقامه کنى . آن حضرت آیه «ومن ذریته داوود وسلیمان وایوب و ... عیسى ...» را تلاوت کرد، سپس خطاب به خلیفه فرمود: «پدر عیسى کیست؟» هارون گفت: «عیسى پدر نداشت‏» . امام علیه السلام فرمود: «آن‏گونه که عیسى از طریق مادرش مریم به پیامبران پیشین نسبت داده مى‏شود ما نیز از طریق مادرمان فاطمه علیها السلام به رسول خدا منتسب هستیم . آنگاه امام آیه مباهله را در این رابطه قرائت و تفسیر کرد که هارون جز تحسین آن حضرت چاره دیگرى نداشت . (۳۳)
    هرچند خلیفه در ظاهر سکوت کرد و امام را مورد تحسین قرار داد; اما آتش کینه و حسادت در درونش شعله مى‏کشید .
    در سال ۱۷۹ هجرى زمانى که هارون پس از اعمال عمره مفرده براى زیارت قبر پیامبر صلى الله علیه و آله به مدینه آمده بود، در حضور گروهى از سران قریش، رؤساى قبایل و امام موسى بن جعفر علیهما السلام براى عوام فریبى و افتخار خطاب به رسول خدا صلى الله علیه و آله گفت: «السلام علیک یابن عم; سلام بر تو اى پسر عمو .» که امام هفتم علیه السلام بلافاصله خطاب به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض کرد: «السلام علیک یا ابه; سلام بر تو اى پدر» .
    هارون گفت: آرى این افتخار بزرگى است . اما او به حسادت و کینه درونى‏اش جامه عمل پوشید و امام را دستگیر و با خود به بغداد آورد، (۳۴) البته براى توجیه اقدام بى‏شرمانه خود از رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله معذرت خواهى کرد و خطاب به پیامبر گفت: «به جهت آنکه موسى بن جعفر مى‏خواهد در میان امت تو اختلاف بیاندازد و خون آنان را بریزد، مجبورم او را به زندان بیافکنم‏» . (۳۵)
    دلیل دوم: ترس هارون - مانند دیگر ستم‏پیشگان و زورمداران از حمایت‏بالاى اقتصادى شیعیان از امام موسى بن جعفر علیهما السلام بود . او به خوبى مى‏دانست که اگر وضع معیشتى و توان مالى امامان و رهبران الهى بهبود یابد، دشمنان توان رویارویى با آنان را نخواهند داشت .
    مامون مى‏گوید: «من در سفر زیارتى حج‏شاهد برخورد متواضعانه و محترمانه پدرم «هارون‏» با موسى بن جعفر علیهما السلام بودم که چگونه از وى استقبال کرد و با تجلیل بى‏نظیر، آن حضرت را بدرقه نمود; پس از رفتن ایشان پرسیدم: «او کیست که اینگونه احترامش کردى؟» پدرم گفت: «او امام و پیشواى مردم و حجت‏خدا در روى زمین است; به خدا قسم که او از من و هر کس دیگرى براى خلافت‏سزاوارتر است .» گفتم: «پس چرا حکومت را به او واگذار نمى‏کنى؟» پدرم گفت: «اى فرزند! اگر روزى تو هم در امر خلافت من طمع ورزى کنى، چشمانت را از حدقه درخواهم آورد .» آنگاه به هنگام خروج از مدینه مبلغ دویست دینار به «فضل بن ربیع‏» داد تا به «موسى بن جعفر» برساند و این در حالى بود که به خانه دیگران مبالغ زیادى تا چهار و پنج هزار دینار زر سرخ مى‏فرستاد، با اینکه موقعیت و جایگاه والاى امام، اقتضا مى‏کرد که بیشتر از دیگران دریافت کند . از پدرم علت این بى‏مهرى را نسبت‏به فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله جویا شدم . او گفت: «سیاست چنین ایجاب مى‏کند که اینها تنگدست‏باشند، چرا که اگر امکانات اقتصادیشان زیاد باشد، ممکن است فردا با صدهزار نفر شمشیر به دست‏بر ما بخروشند . آرى! فقر آنان براى ما بهتر است . (۳۶)
    یحیى بن خالد در ضمن گزارشى از مدینه از حمایت مالى شیعیان شرق و غرب دنیا، نسبت‏به امام موسى بن جعفر علیهما السلام خبر داد . هارون به قدرى نگران این وضعیت‏شد که با تصمیم به قتل آن حضرت آهنگ سفر زیارت خانه خدا نمود; در مدینه وقتى امام هفتم و یاران او را در میان انبوه استقبال کنندگان ندید، دستور بازداشت ایشان را صادر و در بغداد زندانى کرد، (۳۷) اما پس از مدتى به خاطر خواب وحشتناکى که دیده بود آن حضرت را آزاد نمود . عبد الله بن مالک خزاعى رئیس نگهبانان هارون مى‏گوید: «شبى نابهنگام فرستاده هارون الرشید وارد شد و مرا نزد خلیفه برد; من که به شدت ترسیده بودم در برابر خلیفه لرزان ایستادم . هارون گفت: «در خواب مردى حبشى را دیدم که گرزى آهنین به دست داشت و به من دستور داد تا موسى بن جعفر علیهما السلام را آزاد کنم، به زندان برو و فورا او را آزاد کن، من به درون زندان رفتم، امام هفتم با دیدن من ایستاد و فکر کرد، من براى شکنجه او آمده‏ام اما وقتى خبر آزادى‏اش را رساندم فرمود: «پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله را در خواب دیدم که بشارت آزادى به من داد» . (۳۸)

    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. تشكر

    عهد آسمانى (07-04-1390)

  7. #44
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    فدک
    نقشى که فدک مى‏توانست در بالا بردن توان اقتصادى امامان شیعه داشته باشد، در طول تاریخ همواره مورد توجه دوستان و دشمنان اسلام بوده است . هارون براى کسب آگاهى از اینکه موسى بن جعفر علیهما السلام چه فکرى در سر دارد، بارها پیشنهاد بازگرداندن فدک را به امام هفتم بازگو کرده بود، اما امام مى‏دانست که او هرگز چنین کارى را نخواهد کرد; لذا روزى پس از اصرار هارون فرمود: «اگر بخواهم فدک را باز پس بگیرم همه حدود آن را مى‏خواهم .» هارون گفت: حدود آن چیست؟» موسى بن جعفر۸ فرمود: «حدود فدک از یک طرف به «عدن‏» و از طرف دیگر به «سمرقند» ، از جانبى به «آفریقا» و از دیگر سو به «دریاها و جزیره‏هاى ارمنستان‏» ختم مى‏شود .» در هنگام بیان هر یک از حدود رنگ هارون تغییر مى‏کرد تا بالاخره چهره‏اش به سیاهى گرائید و گفت: «دیگر براى ما چیزى باقى نمى‏ماند» . این بود که پس از آن تصمیم به از میان برداشتن آن حضرت گرفت . (۳۹)
    امام هفتم علیه السلام در واقع با این بیان اعلام کرد که دستگاه خلافت را غاصب مى‏داند و با اعلام مرزهاى قلمرو اسلامى به عنوان «فدک‏» آشکارا، حکومت‏بر کل قلمرو اسلامى را از هارون مطالبه نمود و این صریح‏ترین موضع‏گیرى سیاسى در آن شرایط بود .
    تحریم همکارى با دستگاه حکومتى
    نمونه دیگرى از موضع‏گیرى سیاسى و مبارزه با حکومت جور، تحریم هرگونه همکارى با دستگاه حکومتى بود . امام هفتم علیه السلام روزى به یکى از شیعیانش به نام «صفوان جمال‏» فرمود: «همه کارهاى تو نیکوست جز یک کار» ، صفوان عرض کرد: «اى فرزند پیامبر! آن چیست؟» امام فرمود: «اینکه اشترهایت را به هارون کرایه مى‏دهى‏» . صفوان گفت: «آنها را براى خوشگذرانى و تفریح کرایه نداده‏ام بلکه براى زیارت خانه خدا بوده، و خودم هم به عنوان همراه نرفته‏ام‏» . امام فرمود: «آیا علاقه‏مند هستى که هارون زنده بماند تا از سفر حج‏بازگشته و پول تو را بپردازد؟» صفوان گفت: آرى، امام فرمود: «کسى که دوست‏بدارد ستمگران زنده بمانند در صف آنهاست و کسى که در صف آنهاست داخل جهنم مى‏شود» . (۴۰)
    همان گونه که اشاره کردیم با توجه به اینکه شیوه مبارزه به اقتضاى شرایط زمان متفاوت مى‏باشد، با دقت در تاریخ زندگانى امام هفتم علیه السلام به خوبى روشن مى‏شود که آن حضرت هم مانند سایر امامان معصوم همواره در حال مبارزه با زمامداران خودکامه عصر خویش بوده است . و شهادت همه امامان معصوم - به جز امام زمان علیه السلام - نیز خود گویاى همین مطلب است .
    شهادت امامان ما اکثرا از ناحیه ستمگران و زمامداران وقت و بوسیله شمشیر یا زهر و به دلیل مسائل سیاسى و حکومتى بوده است . و ویژگیهاى علمى و عرفانى آنان علت‏شهادت آنها نبوده که اگر چنین بود باید شخصیتهاى علمى معاصر امامان نیز، مورد تعرض دستگاه خلافت قرار مى‏گرفتند .
    شهادت امام هفتم علیه السلام
    هارون الرشید که نمى‏توانست وجود امام هفتم علیه السلام را تحمل کند مجددا امام را دستگیر و براى همیشه زندانى کرد .
    زمانى که ماموران خلیفه، براى دستگیرى امام آمدند، آن حضرت را در منزل نیافته، به مسجد النبى صلى الله علیه و آله رفتند و امام را در حال نماز مشاهده کردند; اما مهلت ندادند که امام نمازش را به اتمام برساند و با همان حال ایشان را بازداشت کردند . هارون الرشید دستور داد تا امام را شبانه در یک محمل سرپوشیده به بصره برده، به حاکم بصره (عیسى بن جعفر) تحویل دهند . امام به مدت یک سال در زندان بصره بود، هارون به عیسى بن جعفر نوشت تا آن حضرت را به قتل برساند، اما او در پاسخ خلیفه عنوان کرد که من در این مدت، جز عبادت و نیایش، چیز دیگرى از موسى بن جعفر علیهما السلام ندیده‏ام، اگر او را از من تحویل نگیرى آزادش مى‏کنم .
    هارون، امام را از بصره به بغداد منتقل کرده و به «فضل بن ربیع‏» سپرد و از او خواست تا آن حضرت را به قتل برساند اما او نیز حاضر نشد در ریختن خون امام سهیم شود . پس از آن، امام را به «فضل بن یحیى‏» فرزند «یحیى بن خالد برمکى‏» وزیر هارون الرشید تحویل دادند، او امام را محترم شمرد و موجبات آسایش آن حضرت را فراهم آورد . وقتى گزارش برخورد خوب فضل را به هارون دادند، آنچنان برآشفت که در مجلس رسمى بر او لعن کرد و از اطرافیان نیز خواست، او را لعنت کنند و براى فرونشاندن خشم خود، صدضربه شلاق به او زد . او سرانجام موسى بن جعفر علیهما السلام را به زندان «سندى بن شاهک‏» انداخت . «یحیى بن خالد» از سرپیچى پسرش، نزد خلیفه عذرخواهى کرد و به وى اطمینان داد تا خود کار را یکسره کند . او به بهانه‏اى به بغداد سفر کرد و به «سندى بن شاهک‏» دستور داد تا امام را به قتل برساند . (۴۱)
    در نحوه شهادت امام، مشهور آن است که آن حضرت را با خوراندن زهر مسموم کردند; (۴۲) اما در نقل دیگرى نیز آمده است که «سندى بن شاهک‏» و چند نفر دیگر آن امام همام را در میان فرشى پیچیده و چنان فشار آوردند تا به شهادت رسید . (۴۳)
    این واقعه دردناک بنابر نظر مشهور در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ قمرى در سن ۵۴ یا ۵۵ سالگى امام هفتم و پانزدهمین سال خلافت هارون الرشید واقع شد . (۴۴)
    «والسلام علیه یوم ولد ویوم استشهد ویوم یبعث‏حیا»

    _______________________________________
    ۱) رجال کشى، ش ۶۶۳; الارشاد، ج ۲، ص ۲۱۵ - ۲۲۰; اثبات الوصیه، ص‏۱۶۳; بحارالانوار، ج‏۴۸، ص‏۲۷ - ۱۲، ط بیروت .
    ۲) الارشاد، ج‏۲، ص‏۲۱۶ (سلسله مؤلفات مفید)
    ۳) فرق الشیعه، ص‏۷۸ - ۷۴; الارشاد، ج‏۲، ص‏۲۰۹; حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه، ص‏۳۸۳ .
    ۴) رجال کشى، ش‏۵۰۲; مناقب آل ابى طالب، ج‏۴، ص‏۳۱۵ .
    ۵) والله ما فعلت‏بنوامیه فیهم
    معشار ما فعلت‏بنوالعباس‏» .
    شیعه و زمامداران خودسر; ص‏۲۰۷، به نقل از دیوان ابوفراس .
    ۶) البدایه و النهایه، ج‏۱۰، ص‏۱۶۷ .
    ۷) وى در روز جمعه ۱۴ ربیع الاول ۱۷۰ هجرى به خلافت رسید و در سال ۱۹۳ مرد . ر . ک: الجواهر الثمین، ص‏۱۲۵; مروج الذهب، ج‏۳، ص‏۳۶۸; البدایه و النهایه، ج‏۱۰، ص‏۴۰۷; تاریخ یعقوبى، ج‏۱، ص‏۴۰۷ .
    ۸) مسعودى درباره رفتار منصور با خاندان على بن ابیطالب مى‏نویسد: منصور فرزندان و نوادگان حسن بن على علیهما السلام را دستگیر و بر کجاوه‏هاى بدون سرپوش سوار کرد و به کوفه روانه کرد و در آنجا در زیرزمینى که شب و روز تشخیص داده نمى‏شد زندانى نمود . آنان براى شناسایى وقت نمازهاى پنجگانه، قرآن را به پنج قسمت تقسیم کرده و پس از قرائت نمودن یک پنجم قرآن به نماز مى‏ایستادند، آنان وسیله نظافت نداشته و براى قضاى حاجت‏به ناچار از همان چهاردیوارى محل سکونت استفاده مى‏کردند . با مرور زمان و در اثر بوى تعفن کثافت‏به بیماریهاى سخت مبتلا شده و در اثر مریضى و نیز گرسنگى و تشنگى جان مى‏باختند (مروج الذهب، ج‏۳، ص‏۳۲۹).
    ۹) اعیان الشیعه، ج‏۱، ص‏۶۷۷ .
    ۱۰) همان .
    ۱۱) البدایه والنهایه، ج‏۱۰، ص‏۱۵۹ .
    ۱۲) مروج الذهب، ج‏۳، ص‏۳۴۳; البدایه و النهایه، ج‏۱۰، ص‏۱۵۹; تاریخ یعقوبى، ج‏۲، ص‏۳۹۴; حیاه الامام موسى بن جعفر، ج‏۱، ص‏۴۳۵ .
    ۱۳) تاریخ یعقوبى، ج‏۲، ص‏۳۹۴; حیاه الامام موسى بن جعفر; ج‏۱، ص‏۴۳۵; مروج الذهب، ج‏۳، ص‏۳۴۳ .
    ۱۴) براى آگاهى بیشتر به کتاب «حیاه الامام موسى بن جعفر علیه السلام‏» ، ج‏۱، ص‏۴۴۲ - ۴۳۹ مراجعه کنید .
    ۱۵) البدایه و النهایه، ج‏۱۰، ص‏۱۶۱; تاریخ یعقوبى، ج‏۲، ص‏۳۹۹ .
    ۱۶) مروج الذهب، ج‏۳، ص‏۳۴۳; حیاه الامام موسى بن جعفر علیه السلام، ج‏۱، ص‏۴۳۵ .
    ۱۷) حیاه الامام موسى بن جعفر علیه السلام، ج‏۱، ص‏۴۴۱ .
    ۱۸) همان، ج‏۱، ص‏۴۴۳ .
    ۱۹) همان .
    ۲۰) مبارزه با دانشمندان فرومایه و خود فروخته مانند «سندى‏» نمونه دیگرى از مبارزه امام هفتم علیه السلام بود . آن حضرت روایتى از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى‏کند که فرمود: «الفقهاء امناء الرسل مالم یدخلوا فى الدنیا; فقها امناى پیامبرانند مادامى که در دنیا داخل نشده‏اند .» سؤال شد چگونه در دنیا داخل مى‏شوند؟ رسول خدا فرمود: وقتى که پیروى از حکام نمایند . در این زمان از آنان بر دین خود بترسید .
    «بحارالانوار، ج‏۲، ص‏۳۶، ط . بیروت .»
    ۲۱) على بن یقطین از شاگردان ممتاز امام موسى بن جعفر علیهما السلام و در نزد آن حضرت از موقعیت ویژه‏اى برخوردار بود . به سال ۱۲۴ هجرى در کوفه چشم به جهان گشود و از رجال علمى زمان خویش بشمار مى‏رفت و با اشاره امام هفتم علیه السلام در دستگاه حکومت عباسیان نفوذ کرد و در مقام وزارت مایه امید و گره‏گشاى مشکلات شیعیان گردید و در سال ۱۸۲ قمرى در زندان هارون الرشید بدرود حیات گفت . ر . ک: رجال کشى، فهرست .
    ۲۲) بحارالانوار، ج‏۴۸، ص‏۴۹، ط . بیروت; عوالم العلوم، ج‏۲، ص‏۲۲۵ .
    ۲۳) تهذیب الکمال، ص‏۲۹; وفیات الاعیان، ج‏۵، ص‏۳۰۸; شذرات الذهب، ج‏۱، ص‏۳۰۴; بحارالانوار، ج‏۴۸، ص‏۱۴۸; الکامل فى التاریخ; ج‏۶، ص‏۵۸; البدایه والنهایه، ج‏۱۰، ص‏۱۹۷ .
    ۲۴) بحارالانوار، ج‏۴۸، ص‏۱۵۶; حیاه الامام موسى بن جعفر، ج‏۱، ص‏۴۵۰ .
    ۲۵) مروج الذهب، ج‏۳، ص‏۳۵۸ .
    ۲۶) الکامل فى التاریخ، ج‏۶، ص‏۹۰; مقاتل الطالبین، ص‏۴۴۳ .
    ۲۷) مقاتل الطالبین، ص‏۴۴۹ .
    ۲۸) مروج الذهب، ج‏۳، ص‏۳۵۸ .
    ۲۹) بحارالانوار، ج‏۴۸، ص‏۱۶۵، بیروت .
    ۳۰) مروج الذهب، ج‏۳، ص‏۳۵۸ .
    ۳۱) بحارالانوار، ج‏۴۸، ص‏۱۵۱ .
    ۳۲) اسعاف الراغبین; حاشیه نورالابصار، ص‏۲۴۸ .
    ۳۳) بحارالانوار، ج‏۴۸، ص‏۱۲۸، ط . بیروت; عیون اخبارالرضا، ج‏۱، ص‏۲۲۶; نورالابصار، ص‏۱۶۴ .
    ۳۴) روضه الواعظین، ج‏۱، ص‏۲۱۵; الکامل فى التاریخ، ج‏۶، ص‏۱۶۴; اسعاف الراغبین، طبع حاشیه نورالابصار، ۲۴۸; تاریخ بغداد، ج‏۱۳، ص‏۳۱; با اندکى تفاوت .
    ۳۵) الارشاد، ج‏۲، ص‏۲۳۹ . (سلسله مؤلفات مفید) ; عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج‏۱، ص‏۲۰۸; کتاب الغیبه طوسى، ص‏۲۸; روضه الواعظین، ج‏۱، ص‏۲۱۹ .
    ۳۶) عوالم العلوم، ج‏۲۱، ص‏۲۴۵; مجموعه آثار استاد مطهرى، ص‏۱۰۲; عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج‏۱، ص‏۲۳۹ - ۲۳۳ .
    ۳۷) نک به: مقاتل الطالبین، ص‏۵۰۱; روضه الواعظین; ج‏۱، ص‏۲۱۸; کتاب الغیبه شیخ طوسى، ص‏۳۱; مروج الذهب، ج‏۳، ص‏۳۷۸ .
    ۳۸) مروج الذهب، ج‏۱، ص‏۳۰۴; وفیات الاعیان، ج‏۵، ص‏۳۰۹; شذرات الذهب، ج‏۱، ص‏۳۰۴ .
    ۳۹) بحارالانوار، ج‏۴۸، ص‏۱۴۴، ط . بیروت .
    ۴۰) رجال کشى، ص‏۵۰۲ .
    ۴۱) مقاتل الطالبین، ص ۵۰۲ - ۵۰۴ .
    ۴۲) وفیات الاعیان، ج‏۵، ص‏۳۱۰; مروج الذهب، ج‏۳، ص‏۳۸; تهذیب الکمال، ج‏۱، ص‏۲۹; بحارالانوار، ج ۱۹، ص‏۵۱ و ج‏۴۸، ص‏۲۱۲ .
    ۴۳) تاریخ بغداد، ج‏۱۳، ص‏۳۱; مروج الذهب، ج‏۳، ص‏۳۸۸; الکامل فى التاریخ، ج‏۶، ص‏۱۶۴; سیر اعلام النبلاء; ج‏۶، ص‏۲۷۴; اعیان الشیعه، ج‏۲، ص‏۵ .
    ۴۴) همان
    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكر

    عهد آسمانى (07-04-1390)

  9. #45
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee







    ناله حزین مرغان عاشق است

    که به گوش می‏رسد: امشب


    پس از چندین سال روز،


    چندین سال شب، هفتمین ستاره


    به آسمان هفتم می‏رسد؛ ولی


    غافل از آنکه این مردم، غفلت،


    سایه‏گستر چشم‏هایشان شده است




    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. تشكرها 2


  11. #46
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ویژگی های شخصیتی امام موسی کاظم(ع)
    امام موسی بن جعفر علیه السلام در سپیده دم روز یکشنبه یا سه شنبه هفتم صفر سال ۱۲۸ یا ۱۲۹ هجری قمری در «ابواء»
    – محلی میان مکه و مدینه – از کنیزی از سرزمین بربر (مغرب) یا اندلس (اسپانیا) به نام «حمیده‏» معروف به «حمیده بربریه، حمیده مغربیه، حمیده مصفاة‏»
    زاده شد و شهادت آن حضرت بنا بر قول مشهور در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ ه . ق و به نقلی ۱۸۶ ه . ق در بغداد در زندان هارون الرشید و به دستور وی بوده است .
    کنیه امام هفتم شیعیان جهان، ابوالحسن، ابوالحسن الاول، ابوالحسن الماضی، ابو ابراهیم، ابو اسماعیل، ابو علی و لقب آن بزرگوار،
    عبد صالح، راهب بنی هاشم، الامین، الصابر، زین المجتهدین، باب الحوائج، . . . و مشهورترین آن «کاظم‏» و در لوح محفوظ «المنتخب‏» است (۱) .
    امام موسی بن جعفر دارای قامتی استوار، اندامی لاغر، چهره‏ای زیبا و گندمگون، ریشی انبوه و مشکین بود .
    نقش نگین انگشتری اش «حسبی الله‏» و یا «الملک لله وحده‏» بود، هماره خود را می‏آراست و به چشمان خود سرمه می‏کشید (۲) و
    به شیعیان خود نیز سفارش می‏کرد تا همواره آراسته باشند (۳) .


    همسران و فرزندان

    امام موسی بن جعفر علیه السلام همسران متعددی داشت که همگی آنان کنیز بودند (۴) . ثمره ازدواج‏های مکرر آن حضرت فرزندان زیادی است

    که همه آن‏ها از خوبان و افراد برگزیده بودند (۵) . درباره تعداد فرزندان دختر و پسر امام هفتم گزارش‏های گوناگونی در منابع روایی و رجالی رسیده است;
    برخی مانند ابن کثیر تعداد آنان را چهل تن، برخی کمتر و گروهی بیشتر دانسته‏اند (۶) . در میان فرزندان آن حضرت،
    امام هشتم علی بن موسی علیهما السلام نزد پدر بزرگوارش از موقعیت و احترام ویژه‏ای برخوردار بود . امام هفتم فرزند دلبند خویش را
    بر دوش خود سوار می‏کرد، او را در آغوش می‏کشید، می‏بوئید و به گونه هایش بوسه می‏زد و با عبارت «پدر و مادرم فدایت‏باد» نهایت محبت‏خویش را
    نسبت‏ به او ابراز می‏نمود، و با کنیه «ابوالحسن‏» او را صدا می ‏کرد (۷) .


    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐

  12. #47
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض





    دانش امام هفتم علیه السلام

    اقیانوس بی کران علم و دانش پیشوایان معصوم برای غواصان در آن، ناشناخته نیست . در اینجا برای معرفی اجمالی توان علمی

    هفتمین امام به چند شاهد تاریخی اشاره می‏کنیم:
    ۱- حمیده مادر گرامی حضرت موسی بن جعفر علیه السلام پس از آن که رفتار غیر عادی نوزادش به هنگام تولد را برای همسر عزیر خود
    امام صادق علیه السلام بیان نمود، آن حضرت در تایید گفتار وی فرمود: «آری این نشانه هر پیامبر و وصی پیامبری است که به هنگام ولادت
    سر به سوی آسمان بلند و به گونه‏ای که دیگران از شنیدن آن ناتوانند، بر یگانگی پروردگار جهان شهادت دهد; آن گاه خداوند منان همه دانش
    را یک جا به او عطا کند و او را سزاوار دیدار فرشته «روح‏» که اعظم از جبرئیل است گرداند (۸) .
    ۲- ابو حنیفه پیشوای «مذهب حنفی‏» می‏گوید: در سفر زیارت بیت الله الحرام به قصد ملاقات و دیدار با امام صادق علیه السلام به مدینه آمدم .
    هنگامی که بر در خانه آن حضرت رفته و در بیرون منزل به انتظار اجازه ورود نشسته بودم، کودکی از خانه امام صادق علیه السلام بیرون آمد .
    از وی پرسشی نمودم که از پاسخ متین و عالمانه‏اش در شگفت ماندم . پرسیدم نامت چیست؟ گفت: موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب .
    در ادامه این دیدار ابوحنیفه مساله‏ای دقیق از مسائل کلامی و اعتقادی مطرح می‏کند و با پاسخ زیبا و مستدل آن حضرت مواجه می‏گردد .
    آن گاه لب به تحسین موسی بن جعفر علیهما السلام گشوده و آیه «ذریة بعضها من بعض (۹) » را تلاوت می‏کند (۱۰) .
    امام موسی بن جعفر علیهما السلام مانند دیگر امامان معصوم در تبیین بینش صحیح از میان عقاید و بینش‏های نادرست، به خوبی ایفای نقش نمود
    و با توجه به پدید آمدن فرقه‏های مختلف – که در قرن دوم اوج گرفت – و گروه هایی مانند خوارج، معتزله، مرجئه و . . . که هر کدام در زمینه مسائل
    اعتقادی در ترویج دیدگاه خود فعال بودند، این امام زمان شناس در برابر اعتقادات نادرست‏برخورد کرد و با پاسخ‏های مستحکم و مستدل خویش در
    برابر پرسش‏های متعدد، شیعیان را از انحراف و کجی حفظ نمود . آن حضرت از پاسخ گویی به هر شخص و گروهی و از هر ناحیه و با هر زبان و
    ملیتی سر باز نزد و هیچ گاه از پاسخ ناتوان نماند .
    آری آن گونه که خود امام کاظم علیه السلام فرمود: «از ویژگی‏های امام و حجت‏خدا آن است که از هر چیزی پرسیده شود، پاسخ گوید و
    به هر زبانی یارای سخن گفتن داشته باشد . (۱۱) »
    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐

  13. تشكر


  14. #48
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض






    امام موسی کاظم(ع) :
    المصیبه للصابر واحده و للجازع اثنتان
    مصیبت برای شكیبا یكی است و برای بی تابی كننده دوتاست .

    تحف العقول ، ص 437


    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐

  15. #49
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shapark








    همه ائمه اطهار علیهم السلام به استثناى وجود مقدس حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه که در قید حیات هستند،شهید از دنیا رفته‏اند،هیچ کدام از آنها با مرگ طبیعى و با اجل طبیعى و یا با یک بیمارى عادى از دنیا نرفته‏اند،و این یکى از مفاخر بزرگ آنهاست.اولا خودشان همیشه آرزوى شهادت در راه خدا را داشتند که ما مضمون آن را در دعاهایى که آنها به ما تعلیم داده‏اند و خودشان مى‏خوانده‏اند مى ‏بینیم.
    على علیه السلام مى‏فرمود:من تنفر دارم از اینکه در بستر بمیرم،هزار ضربت‏شمشیر بر من وارد بشود بهتر است از این که آرام در بستر بمیرم.و ما هم در دعاها و زیاراتى که آنها را زیارت مى‏کنیم یکى از فضائل آنان را که یادآورى مى‏کنیم همین است که آنها از زمره شهدا هستند و شهید از دنیا رفته‏اند.جمله‏اى که در آغاز سخنم خواندم از زیارت جامعه کبیره است که مى‏خوانیم:«انتم الصراط الاقوم و السبیل الاعظم و شهداء دار الفناء و شفعاء دار البقاء»شما راست‏ترین راهها و بزرگترین شاهراهها هستید.شما شهیدان این جهان و شفیعان آن جهانید.
    در اصطلاح،«شهید»لقب وجود مقدس امام حسین علیه السلام است و ما معمولا ایشان را به لقب‏«شهید»مى‏خوانیم:«الح ین الشهید».همان طور که لقب امام صادق را مى‏گوییم‏«جعفر الصادق‏»و لقب امام موسى بن جعفر را مى‏گوییم‏«موسى الکاظم‏»،لقب سید الشهداء«الحسین الشهید»است.ولى این بدان معنى نیست که در میان ائمه ما تنها امام حسین است که شهید است.همان طور که اگر موسى بن جعفر را مى‏گوییم‏«الکاظم‏»معنای این نیست که سایر ائمه کاظم نبوده‏اند (۲) ،یا اگر به امام رضا مى‏گوییم «الرضا»معنایش این نیست که دیگران مصداق‏«الرضا»نیستند،و یا اگر به امام صادق مى‏گوییم:«الصادق‏»معنایش این نیست که دیگران العیاذ بالله صادق نیستند،همچنین اگر ما به حضرت سید الشهداء علیه السلام مى‏گوییم‏«الشهید»،معنایش این نیست که ائمه دیگر ما شهید نشده ‏اند.






    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  16. #50
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol..






    تاثیر مقتضیات زمان در شکل مبارزه
    اینجا این سخن به میان مى‏آید که سایر ائمه چرا شهید شدند؟آنها که تاریخ نشان نمى‏دهد که در مقابل دستگاههاى جور زمان خودشان قیام کرده و شمشیر کشیده باشند،آنها که ظاهر سیره‏شان نشان مى‏دهد که روششان با روش امام حسین متفاوت بوده است.بسیار خوب،امام حسین شهید شد،چرا امام حسین شهید بشود؟چرا امام سجاد شهید بشود؟چرا امام باقر و امام صادق و امام کاظم شهید بشوند؟و همین طور سایر ائمه.
    جواب این است:اشتباه است اگر ما خیال کنیم روش سایر ائمه با روش امام حسین در این جهت اختلاف و تفاوت داشته است.برخى این طور خیال مى‏کنند،مى‏گویند:در میان ائمه، امام حسین بنایش بر مبارزه با دستگاه جور زمان خود بود ولى سایر ائمه این اختلاف را داشتند که مبارزه نمى‏کردند.اگر این جور فکر کنیم سخت اشتباه کرده‏ایم.تاریخ خلافش را مى‏گوید و قرائن و دلایل همه بر خلاف است.بله،اگر ما مطلب را جور دیگرى تلقى کنیم،که همین جور هم هست،هیچ وقت‏یک مسلمان واقعى،یک مؤمن واقعى-تا چه رسد به مقام مقدس امام-امکان ندارد که با دستگاه ظلم و جور زمان خودش سازش کند و واقعا بسازد، یعنى خودش را با آن منطبق کند،بلکه همیشه با آنها مبارزه مى‏کند.تفاوت در این است که شکل مبارزه فرق مى‏کند.یک وقت مبارزه علنى است،اعلان جنگ است،مبارزه با شمشیر است.
    این یک شکل مبارزه است.و یک وقت،مبارزه هست ولى نوع مبارزه فرق مى‏کند.در این مبارزه هم کوبیدن طرف هست،لجنمال کردن طرف هست،منصرف کردن مردم از ناحیه او هست،علنى کردن باطل بودن او هست،جامعه را بر ضد او سوق دادن هست،ولى نه به صورت شمشیر کشیدن.
    این است که مقتضیات زمان در شکل مبارزه مى‏تواند تاثیر بگذارد.هیچ وقت مقتضیات زمان در این جهت نمى‏تواند تاثیر داشته باشد که در یک زمان سازش با ظلم جایز نباشد ولى در زمان دیگر سازش با ظلم جایز باشد.خیر،سازش با ظلم هیچ زمانى و در هیچ مکانى و به هیچ شکلى جایز نیست،اما شکل مبارزه ممکن است فرق کند.ممکن است مبارزه علنى باشد، ممکن است مخفیانه و زیر پرده و در استتار باشد.تاریخ ائمه اطهار عموما حکایت مى‏کند که همیشه در حال مبارزه بوده‏اند.اگر مى‏گویند مبارزه در حال تقیه،[مقصود سکون و بى تحرکى نیست].«تقیه‏»از ماده‏«وقى‏»است،مثل تقوا که از ماده‏«وقى‏»است.تقیه معنایش این است:در یک شکل مخفیانه‏اى،در یک حالت استتارى از خود دفاع کردن،و به عبارت دیگر سپر به کار بردن، هر چه بیشتر زدن و هر چه کمتر خوردن،نه دست از مبارزه برداشتن،حاشا و کلا.
    روى این حساب است که ما مى‏بینیم همه ائمه اطهار این افتخار را-آرى این افتخار را-دارند که در زمان خودشان با هیچ خلیفه جورى سازش نکردند و همیشه در حال مبارزه بودند.شما امروز بعد از هزار و سیصد سال-و بیش از هزار و سیصد سال،یا براى بعضى از ائمه اندکى کمتر:هزار و دویست و پنجاه سال،هزار و دویست و شصت‏سال،هزار و دویست و هفتاد سال-مى‏بینید خلفایى نظیر عبد الملک مروان(از قبل از عبد الملک مروان تا عبد الملک مروان،اولاد عبد الملک،پسر عموهاى عبد الملک،بنى العباس،منصور دوانیقى،ابو العباس سفاح،هارون الرشید،مامون و متوکل)از بد نام‏ترین افراد تاریخند.در میان ما شیعه‏ها که قضیه بسیار روشن است،حتى در میان اهل تسنن،اینها لجنمال شده‏اند.چه کسى اینها را لجنمال کرده است؟اگر مقاومت ائمه اطهار در مقابل اینها نبود،و اگر نبود که آنها فسقها و انحرافهاى آنان را بر ملا مى‏کردند و غاصب بودن و نالایق بودن آنها را به مردم گوشزد مى‏نمودند،آرى اگر این موضوع نبود،امروز ما هارون و مخصوصا مامون را در ردیف قدیسین مى‏شمردیم.اگر ائمه،باطن مامون را آشکار نمى‏کردند و وى را معرفى کامل نمى‏نمودند، مسلم او یکى از قهرمانان بزرگ علم و دین در دنیا تلقى مى‏شد.
    بحث ما در موجبات شهادت امام موسى بن جعفر علیهما السلام است.چرا موسى بن جعفر را شهید کردند؟اولا اینکه موسى بن جعفر شهید شده است از مسلمات تاریخ است و هیچ کس انکار نمى‏کند.بنا بر معتبرترین و مشهورترین روایات،موسى بن جعفر علیه السلام چهار سال در کنج‏سیاهچالهاى زندان بسر برد و در زندان هم از دنیا رفت،و در زندان،مکرر به امام پیشنهاد شد که یک معذرتخواهى و یک اعتراف زبانى از او بگیرند،و امام حاضر نشد.این متن تاریخ است.







    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •