▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
صفحه 1 از 7 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 70
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐













    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 2

    مدير اجرايي (23-03-1391), شكوه انتظار (06-04-1390)

  3.  

  4. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee







    امام موسی کاظم (ع) فرمودند:


    مَن لَم یجِد لِلاساءَةِ مَضَضّا لَم یکن عِندَهُ لِلاِحسانِ مَوقعٌ.

    کسی که مزه رنج و سختی را نچشیده ،
    نیکی و احسان درنزد او جایگاهی ندارد.

    (بحارالانوار، جلد 78، ص333)


    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. تشكرها 3


  6. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee








    تقویم، روی سیاه ‏ترین برگه‏های خود ورق می‏خورد
    و به هزار و چهار صد سال پیش بر می‏گردد؛
    به شبی که غم،
    به شب ‏نشینی کوچه‏ های تاریک کاظمین آمده است.

    شب، خجالت زده از لابلای انگشتان سیاهی،
    در خاک‏ها فرو می‏ چکید. خورشید،
    خودش را پشت غروب‏ها و کوه‏ها پنهان کرده است؛
    گویی این که در خیابان‏ها مرگ پاشیده باشند!

    مرگ در قالب تعارف خرما
    تقدیم امام موسی کاظم علیه‏ السلام می‏شود .
    یک لقمه دیگر از این خرما و ریحان میل کن،
    اگرچه به زهر آغشته شده باشد!

    ... و چقدر هارون به دست‏های سیاه
    و جنایت وحشیانه خودش افتخار می‏کرد!
    افتخار به شکستن حریم حرمت ائمه!
    افتخار به خانه ‏نشین کردن عدالت
    و زمینگیر کردن ساقه ‏های پیچک ‏های عاشق!

    ای کاش طاق‏ های آسمان می‏شکست
    و باران بلا بر زمین نازل می‏شد
    و این اتفاق ناگوار نمی‏ افتاد!

    چشم‏هایت که به گنبد طلایش می‏افتد،
    بی‏ اختیار اشک به شب‏ نشینی چشم ‏هایت می‏آید!

    «السلام علیک یا عَلَم الدین و التّقوی
    السلام علیک یا خازن علم النبیین
    السلام علیک یا نائب الاوصیاء السابقین
    السلام علیک یا مولی موسی بن جعفر
    و رحمه‏ اللّه و برکاته»


    خداحافظ ای دست‏های پاک عبادت!
    خداحافظ ای پیشانی پینه بسته از تهجد شبانه!
    خداحافظ ای نور خدا در تاریکی‏ های زمین!
    خداحافظ ای درهای رحمت الهی،
    از دست‏های شما جاری بر روی خاک!
    خداحافظ ای معدن انوار علم و وارث سکینه نیاکان پاک!
    خداحافظ ای کوچه‏ های غریبه کاظمین!
    خداحافظ ای سال‏ها زندان، سال‏ها غل و زنجیر!
    خداحافظ ای سال‏ها انتظار!

    بگذار و بگذر؛ خشت خشت دیوارهای تاریک زندان را
    و لحظه لحظه تنهایی ات را!
    بگذار و بگذر؛ تمام دلتنگی‏ ها و بی‏کسی ‏هایت را!
    بگذر از این شهر که مردم قدر تو را نمی‏دانند
    و خورشید عالمتاب را بر بالای سرشان نمی‏بینند!




    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 24-03-1391 در ساعت 02:27
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. تشكرها 2


  8. #4
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee







    چشم گردون در عزاى موسى جعفر گريست
    ديده خورشيد بر آن ماه خوش منظر گريست

    گرچه او پروانه حق بود امّا همچو شمع
    در مناجاتش ز هجر دوست پا تا سر گريست

    ژرف زندان بهر او معراج قرب دوست بود
    عاشق صادق ز هجران رخ دلبر گريست

    گه به ياد مادرش زهرا فغان از دل كشيد
    گاه بر مظلومى شير خدا حيدر گريست

    ديده عشاق از داغ امام عاشقان
    در دل صحراى غم يك آسمان اختر گريست

    حضرت معصومه زين ماتم فغان از دل كشيد
    در مدينه از غم مرگ پدر دختر گريست

    در عزاى ناخداى فلك تسليم و رضا
    پور دلبندش رضا در موج غم گوهر گريست

    «حافظى» شمع وجودت آب شد از اين الم
    آتشين طبعت ز نوك خامه بر دفتر گريست



    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 24-03-1391 در ساعت 02:31
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. تشكر

    شكوه انتظار (06-04-1390)

  10. #5
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee







    ولادت

    پیشوای هفتم; حضرت موسی بن جعفر علیه‏ السلام در روز هفتم ماه صفرسال صد و بیست و هشت هجری در «ابواء» دیده به جهان گشود. پدر گرامی‏اش امام ‏صادق علیه‏ السلام و مادر ارجمندش «حمیده‏» بربریه، یکی از زنان با فضیلت‏ بود.

    او به حدی از اصالت‏ خانوادگی و فضایل انسانی برخوردار بود که امام صادق‏ علیه‏السلام درباره ‏اش فرمود:
    «حمیده مصفاه من الادناس، کسبیکه الذهب، مازالت‏ الاملاک تحرسها حتی ادیت الی کرامه من‏ الله لی و الحجه من بعدی;
    حمیده ازپلیدی‏ها پاک است; مانند شمش طلا، فرشتگان همواره او را نگهداری کردندتا به من‏ رسید، به خاطر کرامتی که خدا نسبت‏ به من و حجت پس از من فرمود.»

    نامی که ‏برای این کودک انتخاب گردید، موسی بود که تا آن روز در خاندان رسالت و امامت ‏سابقه نداشت و یادآور مجاهدت‏های موسی بن عمران (ع) بود.

    آن حضرت با القاب‏
    کاظم ، عبد صالح و باب الحوائج و ... نیز یاد می‏شد و مشهورترین کنیه‏ اش ابوالحسن ‏و ابو ابراهیم بود.

    امام کاظم (ع) در دوران کودکی تحت مراقبت و تربیت پدر ومادر گرامی ‏اش، مراحل رشد و کمال را پیمود و مدت بیست‏ سال از دوران زندگی خودرا در محضر پرفیض و مکتب سازنده پدر سپری کرد.

    آن حضرت در این مدت از سیره و عمل عالی و ارزنده پدر بزرگوارش الهام می‏گرفت واز علوم و دانش او بهره می‏ جست; به طوری که امام صادق علیه ‏السلام دستور داد زنان‏ مسلمان، برای فراگیری مسایل دینی به او مراجعه کنند.








    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 12-03-1392 در ساعت 20:02
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  11. تشكر

    شكوه انتظار (06-04-1390)

  12. #6
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee








    از امامت تا شهادت


    موسی کاظم علیه‏ السلام در سال صد و چهل و هشت هجری که پدر بزرگوارش امام صادق(ع) توسط منصور، مسموم شد و به شهادت رسید به دستور الهی به منصب پرافتخارامامت نایل آمد.

    در زمان امام صادق علیه ‏السلام عده‏ای از یاران آن حضرت، اسماعیل،فرزند بزرگ ایشان را امام آینده خود می‏پنداشتند. اما آنگاه که اسماعیل در سنین‏جوانی از دنیا رفت امام ششم از مرگ او خبر داد و حتی امام جنازه فرزندش را به‏بزرگان قوم، نشان داد تا علت ریشه عقیده پیشوایی اسماعیل را بخشکاند.

    امام(ع) بعد از مرگ اسماعیل در فرصت‏های مناسب یارانش را به امام پس از خود، موسی‏بن جعفر (ع) راهنمایی می‏کرد که به چند نمونه اشاره می‏کنیم:

    ۱ مفضل بن عمر می‏گوید: «کنت عند ابی عبدالله علیه ‏السلام فدخل ابوابراهیم‏ موسی (ع) و هو غلام، فقال لی ابو عبدالله علیه‏ السلام: استوص به، و ضع امره عندمن تثق به من اصحابک; خدمت امام صادق (علیه ‏السلام) بودم که ابو ابراهیم; موسی‏ بن جعفر که در سن جوانی بود، وارد شد.

    امام فرمود: وصیت مرا درباره این بپذیر و بدانکه او امام است و موضوع امامت‏او را با هر یک از اصحاب خود که مورد اطمینان ‏اند، در میان بگذار.

    ۲ اسحاق بن جعفر بن محمد (ع) می‏گوید: «روزی خدمت پدرم بودم که علی بن عمربن علی; پسر امام چهارم (ع) از پدرم پرسید: قربانت گردم، بعد از شما به چه کسی‏ پناه ببریم؟

    فرمود: کسی که دو لباس زرد پوشیده، و دو گیسو دارد و اکنون از طرف ‏این در نزد تو می‏آید. او هر دو لنگه در را با دو دستش باز می‏کند.

    چیزی نگذشت که دیدیم دو دست دو لنگه در را گرفته، و آنها را گشود و ظاهر گشت.

    او ابو ابراهیم (ع) بود که روبروی ما قرار گرفته بود».

    ۳ صفوان جمال‏ می‏گوید: منصور بن حازم به امام صادق (ع) عرض کرد:

    پدر و مادرم به قربانت، مرگ هر صبح و شام به سراغ جان‏ها می‏آید، اگر اتفاقی‏ افتاد، امام کیست؟

    امام صادق (ع) در حالی که با دست‏ به شانه است ابوالحسن (ع)می‏زد، فرمود: اگر چنین شد، امام شما این است.

    ۴ علی بن جعفر می‏گوید: پدرم امام صادق (ع) به گروهی از اصحابش فرمود:

    «سفارش مرا درباره فرزندم موسی بپذیرید; زیرا او از همه فرزندانم و از کسانی‏که از من به یادگار می‏ مانند، برتر است و جانشینم پس از من و حجت‏ خدا بربندگانش خواهد بود.»








    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 24-03-1391 در ساعت 03:02
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  13. تشكر

    شكوه انتظار (06-04-1390)

  14. #7
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    دوران امامت

    دوران امامت امام موسی بن جعفر (علیه‏ السلام)از سال صد و چهل و هشت‏ شروع شد و تا سال صد و هشتاد و سه هجری به طول انجامید.

    در مدت سی و پنج‏سال امامت‏ با خلیفه‏ های وقت; منصور دوانیقی، مهدی، هادی وهارون‏ الرشید معاصر بود.

    حضرت، پس از رحلت پدر، رهبری و ارشاد علمی و فکری را به عهده گرفت و گروه ‏زیادی از دانشمندان، محدثان، مفسران، فقها و متکلمان را پرورش داد.

    شرایط سیاسی و حکومت منصور ایجاب می‏کرد که امام (علیه‏السلام) مبارزه خود را ازابعاد علمی آغاز کند و از طریق نشر معارف به جلوگیری از شیوع عقاید منحرف ‏بپردازد.

    در همین راستا داستان ذیل را می‏خوانیم:
    منصور دوانیقی پس از این که امام صادق(علیه ‏السلام) را مسموم کرد، زمینه را برای از میان برداشتن دیگر مخالفان مناسب ‏دید; از این‏رو به فرماندار مدینه، محمد بن سلیمان نوشت: «اگر جعفر بن محمدشخصی را جانشین خود قرار داده، او را احضار کن و گردنش را بزن‏»

    فرماندار درپاسخ نوشت: جعفر بن محمد در وصیت نامه‏ اش ۵ نفر را جانشین خود قرار داده است;منصور دوانیقی، محمد بن سلیمان فرماندار مدینه عبدالله بن جعفر، موسی بن‏ جعفر و حمیده همسر آن حضرت. در پایان نامه فرماندار، از خلیفه کسب تکلیف کردکه کدام یک را گردن بزند.

    منصور که هرگز تصور نمی‏کرد با چنین وضعی روبه رو شود، به شدت خشمگین شد و گفت:
    اینها را نمی‏توان کشت. البته مخفی نماند که امام صادق (علیه‏ السلام) با تنظیم‏ چنین وصیت نامه سیاسی توانست از قتل امام موسی (ع) جلوگیری کند و این‏گونه وصیت‏ از باب تقیه بود; زیرا نزد شیعه لیاقت نداشتن چند نفری که در وصیت نامه حضرت‏ ذکر شده‏ اند، واضح و روشن بود.

    آن امام مظلوم به خاطر حق گویی و افشاگری بر ضد خلفای بنی عباس; مخصوصا هارون‏ الرشید همواره زندانی بود و بین چهار تا هفت ‏سال از عمر شریفش را در زندانهای‏ مخوف به سر برد.

    در این راستا دو ماجرای ذیل مورد توجه تاریخ نگاران قرار گرفته است:

    ۱ مهدی عباسی، سومین خلیفه عباسی برای سرپوش گذاشتن بر جنایات خود، روزی‏ اعلام کرد، می‏خواهم مظالم مردم و حقوقی را که مردم بر گردنم دارند، به صاحبانشان بدهم.

    امام کاظم (علیه‏ السلام) این مطلب را شنید و نزد مهدی عباسی رفت.

    مهدی ظاهرا به ادای حقوق مردم اشتغال داشت، به او فرمود: چرا حقوق از دست ‏رفته ما باز نمی‏گردد؟
    مهدی عباسی گفت: حقوق شما چیست؟
    امام فرمود: «فدک‏».

    مهدی گفت: حدود فدک رامشخص کن تا به شما بازگردانم.

    امام (ع) فرمود: حد اول آن کوه احد، حد دوم عریش ‏مصر، حد سوم «سیف البحر» حدود شام و سوریه و حد چهارمش «دومه الجندل‏» (بین‏ شام و عراق) است.

    مهدی پرسید همه اینها از حدود فدک است؟

    امام کاظم (ع) پاسخ داد: آری. به یکباره آثار خشم در چهره مهدی عباسی آشکارشد، چرا که امام فهماند حکومت همه دنیای اسلام باید در دست ائمه باشد. پس خلیفه‏ از جا برخاست و از آنجا رفت در حالی که می‏گفت: «این حدود بسیار است، بایدپیرامون آن بیندیشم‏».

    ۲ روزی دیگر هارون از امام کاظم (ع) فدک را تقاضاکرد و گفت: فدک را بگیر تا رسما آن را به تو واگذار کنم.

    امام کاظم (ع) هیچ‏ عکس‏ العملی نشان نداد.

    هارون اصرار زیادی نمود تا اینکه حدود آن چه اندازه است؟

    امام فرمود: اگر آن را مشخص کنم، در اختیار من نخواهی گذاشت.

    هارون اظهار داشت: به حق جدت قطعا آن را در اختیار تو می‏گذارم.

    امام (ع) فرمود: حد اول آن، «عدن‏» (قسمتی از یمن). چهره هارون عوض شد امام‏ ادامه داد: حد دوم آن «سمرقند» است; رنگ چهره هارون بیشتر تغییر کرد. امام ‏اضافه کرد: حد سوم آن، «آفریقا» است. هارون از این سخن به قدری ناراحت‏ شد که ‏رنگش سیاه گشت امام فرمود: حد چهارم آن، «سیف البحر» است.
    هارون گفت: «فلم یبق لنا شی‏ء»; بنابراین چیزی برای ما باقی نمی‏ماند.

    امام فرمود: من گفتم که تو آن را در اختیار من نخواهی گذاشت.

    هارون در همین هنگام تصمیم کشتن آن حضرت را گرفت.





    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 24-03-1391 در ساعت 03:09
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  15. تشكر

    شكوه انتظار (06-04-1390)

  16. #8
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee







    شیوه مبارزاتی

    امام ‏علیه‏ السلام به روشهای مختلف در برابر حکومت عباسی موضع‏ گیری می‏کرد و یارانش رادر این زمینه راهنمایی می‏فرمود. برای نمونه به دو مورد اشاره می‏کنیم:

    ۱ امام (ع) به صفوان فرمود: همه ویژگی های تو جز یک مورد پسندیده است چراشترهای خود را به هارون کرایه می‏دهی.

    عرض کرد: برای سفر حج کرایه می‏دهم و خودم هم به دنبال شترها نمی‏روم.

    فرمود: آیا دوست نداری، هارون حداقل تا بازگشت از مکه زنده بماند تا کرایه ‏ات‏ را بپردازد؟

    گفت: چرا.

    حضرت فرمود:
    «من احب بقائهم فهو منهم و من کان منهم کان ورد النار;
    کسی که ‏دوست دار بقای ستمگران باشد، از آنان بشمار می‏آید و هر کس با آنان باشد، جایش ‏در آتش است.»

    ۲ به زیاد بن سلمه فرمود: ای زیاد; اگر از پرتگاه بلندی فروافتم و پاره پاره گردم، برایم بهتر است از این که در دستگاه جور منصبی ‏رابپذیریم; یا بر بساط یکی از آنان قدم بگذارم.

    امام کاظم (ع) با بر حذرداشتن یاران از پذیرفتن منصب دولتی که تقویت‏ حاکمان ظالم را در پی داشت و ضمن‏ این که خط بطلانی بر مشروعیت دستگاه خلافت عباسی می‏کشید، زمامداران غاصب را به ‏انزوا کشانده، از داشتن پایگاه مردمی نیز محروم می‏ ساخت.

    البته امام با اشغال مناصب مهم توسط یاران شایسته و مورد اعتماد مخالفت‏ نمی‏ کرد; زیرا کسب این موقعیت از یک سو موجب نفوذ در دستگاه حکومتی می‏شد و ازسوی دیگر باعث می‏شد مردم تحت‏ حمایت کارگزاران نفوذی امام قرار بگیرند. به قدرت ‏رسیدن «علی به یقطین‏» در دستگاه خلافت در همین راستا بود.

    وی که از شاگردان‏ برجسته امام و شخصیتی مورد اعتماد بود; از طرف هارون به وزارت برگزیده شد. علی‏ بن یقطین در تمام مدت وزارت، دژی استوار و پناهگاهی مطمئن برای شیعیان محسوب‏ می‏شد و در آن شرایط دشوار برای تامین اعتبارات لازم به منظور حفظ حیات واستقلال اقتصادی یاران امام (ع) نقش مؤثری ایفا می‏کرد.

    جالب این که وی چندین‏ بار خواست از پست‏ خود استعفا دهد، که امام (ع) او را از تصمیمش برگرداند.






    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 24-03-1391 در ساعت 03:14
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  17. تشكر

    شكوه انتظار (06-04-1390)

  18. #9
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee








    سیره عملی و اخلاقی

    الف) عبادت

    شناخت ویژه امام هفتم حضرت موسی بن جعفر (ع)از خداوند، او را به عبادتی افزون و راز و نیازی عاشقانه با پروردگار سوق ‏می‏داد. از این رو به محض فراغت از کارهای اجتماعی، به عبادت و نیایش می‏پ رداخت.

    هنگامی که امام به دستور هارون به زندان افتاد، عرض کرد: «پروردگارا! مدتهابود از تو می‏خواستم فراغت‏ برای عبادت به من عطا فرمایی، اینک خواسته‏ ام رابرآورده ساختی، تو را بر این نعمت‏ سپاس می‏گویم.»

    در عبادت آن بزرگوار همین بس‏ که در زیارتش می‏خوانیم:
    «... الذی کان یحیی اللیل بالسهر الی السحر بمواصله‏الاستغفار حلیف السجده الطویله و الدموع الغزیره و المناجات الکثیره و الضراعات‏ المتصله‏»

    آن بزرگواری که شب تا صبح به استغفار بیدار و شب زنده‏ دار بود و درسجده طولانی با چشم اشک‏بار با خدا به مناجات و راز و نیاز و زاری به درگاه خدامشغول بود و این دعا را بسیار می‏خواند:

    «اللهم انی اسئلک الراحه عند الموت‏و العفو عند الحساب‏»
    خدایا! آسایش هنگام مرگ و بخشایش هنگام حساب را از تومی‏خواهم.

    ب) گذشت و بردباری

    لقب «کاظم‏» برای حضرت گویای همین خصلت و شهرت ایشان به‏ فرو خوردن خشم و غضب است. ابن حجر عسقلانی; دانشمند و محدث اهل سنت می‏نویسد:
    «موسی کاظم، وارث علوم پدر و دارای فضل و کمال او بود. در پرتو گذشت وبردباری فوق‏ العاده‏ ای که در رفتار با مردم نادان از خود نشان داد، کاظم لقب‏ یافت...»




    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 24-03-1391 در ساعت 03:19
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  19. تشكر

    شكوه انتظار (06-04-1390)

  20. #10
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee









    نمونه‏ ای از بردباری حضرت

    مردی در مدینه با دشنام و توهین امام‏ علیه‏ السلام را آزار می‏داد. برخی از یاران امام (ع) پیشنهاد کردند او را از میان‏ بردارند. اما امام (ع) آنان را از این کار منع کرد. و از محل کار او درمزرعه‏ ای بیرون مدینه بود، پرسید آنگاه به چهارپایی سوار شد و خود را به مزرعه ‏او رساند. مرد با دیدن امام فریاد می‏زد زراعت مرا پایمال نکن!

    اما حضرت‏اعتنایی نکرد و همچنان جلوتر می‏آمد. وقتی روبروی مرد کشاورز رسید، پیاده شد وبا گشاده‏ رویی پرسید:

    برای این مزرعه چقدر خرج کرده ‏ای؟

    گفت: صد دینار. فرمود: امیدواری چقدر سود نصیب تو شود؟ گفت: دویست دینار.

    حضرت سیصد دینار به او داد و فرمود: زراعت هم از آن خودت; بدان آنچه را که ‏امیدواری برداشت کنی، خدا به تو خواهد رسانید.

    آن مرد بی‏درنگ از جا برخاست و سر امام کاظم (ع) را بوسید و با نهایت پوزش ازامام خواست گناهش را نادیده بگیرد.
    امام (ع) تبسمی کرد و بازگشت ...

    روز بعد آن شخص در مسجد نشسته بود که امام وارد شد. تا نگاه مرد به امام (ع)افتاد، گفت: خدا بهتر می‏داند رسالت‏ خود را در کدام خاندان قرار دهد.

    دوستان باشگفتی پرسیدند که داستان چیست؟ تا دیروز به امام دشنام می‏گفتی. اودوباره امام (ع) را دعا کرد و با دوستانش به ستیزه برخاست.

    امام (ع) از یارانش پرسید: کدام بهتر است; نیت‏ شما یا رفتار من؟

    ج) کار وتلاش

    موسی بن جعفر (ع) زمین زراعت داشت و خود به کشاورزی می‏پرداخت.

    حسن بن علی; یکی از یاران و شاگردان آن حضرت از قول پدرش اینگونه نقل می‏کند:
    «موسی بن جعفر (ع) را در مزرعه‏ اش در حالی که در اثر شدت تلاش و فعالیت، عرق تاقدمهایش رسیده بود، ملاقات کردم.

    پرسیدم: فدایت‏ شوم مردان (کارگرانتان) کجاهستند که خود این گونه مشغول کار هستید؟

    فرمود: ای علی، بزرگوارتر از من و پدرم با دست‏ خودشان در امر زراعت کارمی‏کردند.

    عرض کردم آنان کیستند؟

    فرمود: جدم رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین و پدران بزرگوارم سپس فرمود: کشاورزی‏ از کارهای پیامبران و فرستادگان الهی و نیکوکاران است.»

    د) سخاوت و کرم

    جود و سخاوت، از بارزترین صفات پیشوای هفتم (ع) بود. امام امکانات مالی خود را که‏ از راه زراعت و کشاورزی بدست آورده بود، در اختیار نیازمندان می‏گذاشت. این‏ جمله که «تعجب از کسی است که کیسه بخشش موسی به جعفر (ع) به او رسیده باشدولی باز اظهار تنگ‏دستی کند.» در مدینه به صورت ضرب‏ المثل درآمده بود.

    آن بزرگوار، مواد غذایی و دیگر نیازمندی ‏های ضروری را به خانه مستمندان مدینه ‏می‏برد بی‏ آنکه حتی خود مستمندان بدانند این نعمتها از کجا رسیده است.





    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 24-03-1391 در ساعت 03:48
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  21. تشكر

    شكوه انتظار (06-04-1390)

صفحه 1 از 7 12345 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •