.•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•. سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
.•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•.
صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 75
  1. #61
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha





    حرا در هاله ای از نور


    خلوت غار حرا را آشوبى بر آشفته است ، نسیم آسمانى همراز روحى گشته كه مانوس با آسمان است ، ستاره اى كه با فروغش آتشكده ها را به دست غروب سپرد و كنگره هاى كاخ استبداد كسرى را فرو ریخت ، اینك پیام رسالت نجوا می كند. راهى از نور در امتداد آسمان تا زمین مكه و افق تا افق ، فرشتگان صف در صف از جبرئیل تا میكائیل و غار حراء در هاله اى از نور، با خورشیدى در میان ، جبرئیل ارام بر زمین گام میگذارد، زمین حریر گون میشود، نبض زمان تند میزند، شب مى گریزد، چلچراغ هستى به استقبال مى شتابد، سفیر وحى دفتر مى گشاید، امین را میخواند كه : محمد بخوان ! نگار درس ناخوانده با بهت به سفیر می نگرد: چه بخوانم ؟

    بخوان بنام خدایى كه خلق از او پیدا شد و این خلق از او دانا شد.

    بدینسان حرا با حریم رسالت ، كعبه امال عشاق میشود و اولین قطره از دریاى بزرگ وحى درون غار ریزش میكند و غار به پهناى دریا می شود.

    فروغ نگاهش گرما بخش ساقه هاى شكننده و ظریفى میشود كه زیر خروارها، خاك جاهلیت خرد میشدند. خنكناى گواراى كلامش ، آتش نمرودیان را به خاكستر مى نشاند.

    بد بیضائى او بساط سحر و كفر و عناد درهم مى ریزد، دم مصطفائیش ، عطر خوشبوى زندگى مى پراكند، دلهاى فرو مرده در انتظار قاصد بیداریند.

    ارى محمد (ص ) قاصد بیدارى دلها می شود، ارى محمد (ص ) عازم پیكار با بت ها میشود.

    نور رسالت مصطفى بر بوستان على علیه السلام و فاطمه علیها السلام مى تابد و كوثر وجود فاطمه علیها السلام عطیه هاى هدایت را بر دنیاى ناقص و ابتر مردمان مى بخشاید صراط مستقیم با نور ترسیم میشود، از حسن و حسین علیه السلام تا مهدى (عج ) رایت رسالت از بعثت محمد (ص ) تا میلاد وارث بر چكاده بلند امامت به اهتزاز مى آید و میلاد قائم (عج ) بر گوش بازنشسگان از حقیقت سیلى مى نوازد.

    حضور حجت ، پاى بهانه گیرى را به زنجیر میكشد، انسان براى گریز از خسران دل ! ولایت ولى عصر مى سپارد تا با استمداد از ابا صالح در زمره صالحین باشد.

    صاحب از وراى زمان و اعصار و تاریخ ، جانها را تصاحب میكند.

    بعثت و حضور محمد (ص )، فروغ چشمان كم سوى منتظران سوخته در هجران منتظر قائم میشود و عزیز مصر را به كنعان وجود مى خواند.

    اینك همان چشمان كه به التماس نجات بر استان حرا مى نگریست در افق اعلى به انتظار آمدن منجى كه وارث بزرگ بعثت است لحظه شمارى مى كند.

    ارى مهدى خواهد آمد، منتقم خواهد آمد و به اسم رب كتاب قطور رحمت و محبت را بر تمام كائنات خواهد خواند.

    برگرفته از:از عاشورا تا غدیر، محمد عسكرى




    .•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•.
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. #62
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha






    صدایی از پس دیوار زمان

    هنوز پس از چهارده قرن، صدایت را می شنوم

    صدای روشنت را، از پس دیوارهای قرون

    صدای ضجه بت ها را، که می شکستی شان

    و صدای انسانیت را، که با تو نفسی تازه یافته بود و از زیر گورهای جهالت و خروارها خاک تعصب و بی ریشگی به سمت آسمان وحی پلک می گشود و حقیقت انسان را مشاهده می نمود.

    صدایت را می شنوم که بر پیکر صخره های سنگی موهوم و بت های جاهلی لرزه افکنده.

    هنوز نسیم پیامت می وزد که آتش نمرودیان را خاموش ساخت و طرحی از گلستان حقیقت انداخت.

    از حرا پایین بیا و «قولوا لااله الاالله تفلحوا» را دوباره فریاد کن؛

    تا زمین زیر گام هایت دوباره جان بگیرد تا این بار، عصر منجمد آهن و ابررایانه و موشک، در برابر خورشید نگاه تو ذوب شود؛ تا لات و عزا‌های نوپدید، جاودانگی پیام تو را باور کنند و در خود فرو ریزند.
    صدایت را هنوز می شنوم؛

    دوباره بیا و از شکستن بگو و از ساختن

    از عطر بال جبرئیل بگو و از وحی

    از پرواز بگو و از رسیدن

    از عشق بگو و از لاهوت

    از ملکوت

    زمان در انتظار انقلابی بزرگ است و به دنبال آن انقلابی بزرگ،

    که پس از چهارده قرن غفلت و دلواپسی، لابه لای همه هیاهوهای مدرن

    از تو می گوید، از عشق، از انسان، از خدا

    او می آید تا انسانیت، نفسی دوباره یابد و بار دیگر انسان خفته در زیر خروارها جهل و تعصب رها شود از خود

    هنوز از پس دیوار قرون، صدایت را می شنوم

    و صدای او را که صدای توست؛ که سرشار از عطر خوش وحی است؛ که مژده آمدنش را خود داده ای

    او که پیام آشنای حرا را، دوباره در جان مان جلا می بخشد

    اینک در سایه سار نامت ایستاده ایم و بعثت را دوباره فریاد می کشیم

    و از دوردست، چشم براه غبار سواری هستیم که می آید

    از حرای غیبت، و پرچم سبز توحید بر دوش

    او می آید و زمین زیر گام هایش جانی دوباره می گیرد....


    برگرفته از: پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری





    .•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•.
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  3. #63
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha







    دلم تنگِ پیامبر است

    فکر کن یک صبحی لیوان چایی به دست بنشینی روی صندلی همیشگیت، پایت را گیر بدهی به لبه‌ی جلو، دکمه‌ی کامپیوتر را بزنی و مثل همیشه منتظر موجی از رنگ و تصویر و خبر بمانی. منتظر قتل‌ها، دروغ‌ها، رسوایی‌ها، کلیک، یک هورت چای، اینترت و ناگهان روی صفحه‌ات، فقط نوشته شود: «ای فرزند آدم»
    فکر کن ایمیلت را باز کنی و کسی پیام گذاشته باشد:«پس به کجا می روید؟» 1
    می چسبد؟ نه؟
    کی گفته آدم وسط عصر «دگمه‌ها و صفحه‌ها» دلش تنگ پیامبری نمی‌شود؟ دلتنگ یکی که ماموریت داشته باشد دل بسوزاند. یکی که رسالتش این باشد که زنجیر و قلاده‌های مرا باز کند.2
    این درست که من الآن سراپا لای بندها هستم سراپا غل و قلاده. آن‌قدر به بندها عادت دارم که نمی‌دانم قبل از تنیدن آنها چه بوده‌ام. و اصولا یک فرضی هست که اگر این‌ها را بردارند، من آن زیر مجسمه‌ای شکسته و خرد باشم و در جا فرو بریزم. همه‌ی این‌ها درست، ولی هوسش که هست
    هوس پیامبری مبعوث بر من که به او گفته باشند: «پیدایش کن، خیلی تنهاست.» هوس این که یکی با چشم‌های دلسوز و هراسان، مهربان نگاهم کند. به جا نیاورد. ناباورانه چشم بمالد و بعد گریه‌اش بگیرد: «پسر آدم چه بلایی سرت آمده؟»
    هوس یکی که با دهان باز از بهت، خیره بماند به تن بنفش و روح آماس کرده‌ی من، به زخم‌های چرک ریز و تاول‌هایم زیر بندها و حلقه‌ها. یکی که بیاید جلو، تک تک حلقه‌ها را بر دارد، تیغ‌ها را جدا کند، زخم‌ها را بشوید و لای هقهقی غمگین بپرسد: «کی تو را از پروردگارت جدا کرد؟»3
    این روزها به آمدنش نیاز ندارم؟
    حتی توی خواب خیلی سنگین هم آدم هوس یکی را می‌کند که مامور باشد با ظرافت، حتماً با ظرافت، او را بیدار کند. گیرم کلی ناز کنم و خودم را بزنم به خواب، از سر لج تا لنگ قیامت بخوابم، حتی توی همین وضع هم خیلی حال می‌دهد یکی آمده باشد که با لطف مرا بیدار کند.
    گیرم از ترس روشنایی تندی که از پنجره‌ی گشوده می‌ریزد، چشم باز نکنم، حتی توی همین حال هم صدای ماموری مهربان لذت دارد. صدای یکی که دست می‌کشد بر سر روح و به نجوا می‌گوید: «پاشو برویم» من غلت می‌زنم، خمیازه می‌کشم و پشت می‌کنم به او و او باز زمزمه می‌کند:« به زمین چسبیدی؟»4 هراسان می‌پرسد:« به همین جا راضی شدی؟»5

    باید برگردد، نه؟ خیلی لازمش داریم. باید دوباره مبعوثش کنند. دور شده. کلمه شده. تاریخ شده. رفته لای کتابها. می‌روم پی او، در کوه‌ها، سنگ‌ها، غارها. به هر غاری می‌رسم تار عنکبوت بسته، آشیانه‌ی یک جفت پرنده‌ی بیابانی هست و چوپان یتیمی که ناگهان به نام او خوانده باشد نیست.

    نیست چون من هنوز غریبه‌ام. چون او از شهر نادان‌ها شبانه گریخته. چون من خود را به خواب زده‌ام و نوازش کاری برایم نمی‌کند. چون انسان حوصله‌ی فراخ پیامبران بزرگ را سرریز کرده است.
    می‌نشینی روی صندلی، لیوان چایی به دست. با حس تنهایی و هوس داشتن «برادری بزرگ». اسمش را می‌دهی به نرم افزار جستجوگر :« محمد(ص)». خیلی محمد هست. کدامشان را می‌خواهی؟ محمدی که زیر سنگینی بار کلمات فرود آمده، مدهوش روی سنگ‌ها افتاده. (این در توضیحات یافته‌های نرم افزار نیست.) چون ما از این زاویه به رنجی که کشیده، فکر نکرده‌ایم. آدم اگر بخواهد از وزن چیزی مظنه داشته باشد، باید یک بار مشابهش را یا حالا تکه‌ای از آن را بلند کرده باشد.
    من و تو مدتهاست وزن سبک الهامی را هم حس نکرده‌ایم چه رسد به این که... چند وقت است به دلمان چیزی برات نشده؟ چطور قرار است بفهمیم او زیر بارش کلمات بزرگ چه حالی داشته؟
    گفته‌اند وقتی وحی فرود می‌آمد، شانه‌هایش خم می‌شد، جوری که انگار شیء سنگینی روی آن نهاده‌اند. سر پائین می‌انداخت و چون سر بلند می‌کرد؛ تمام پیشانی خیس عرق بود. این تازه مال وقتی بود که وحی با واسطه‌ی جبرئیل می‌آمد. گفته‌اند هر بار کلمه‌ها بی‌واسطه می‌آمدند، از حال می‌رفت.
    گفته‌اند از حرا فرود آمد. چون بیدی باد دیده می‌لرزید. رسید خانه. خدیجه(سلام‌الله علیها) هرچه عبا و پتو در خانه بود انداخت روی دوش‌های او. هنوز از پس لرزه‌های بی‌سواد خواندن رها نشده، دوباره کلمه فرود آمد: «ای که در پارچه‌ها خود را پیچیده‌ای برخیز و هشیارشان کن» 6
    چه تکلیف دشواری خدا از شاگرد محبوبش می‌خواهد. فکر کن بایستد آن‌جا تنها با شانه‌هایی نحیف و خدا در گوشش نجوا کند: «بگو به بندگانم که من نزدیکم. صدایم اگر کنند جواب می‌دهم» 7. معلوم است بی‌هوش می‌شود. اما ما از رنج این واسطه‌ی نجوا چه می‌فهمیم؟

    1. فاین تذهبون. سوره تکویر
    2. یضع عنهم اصرهم... سوره مائده
    3. ما غرک بربک الکریم. سوره انفطار
    4. اثاقلتم الی الارض. سوره توبه
    5. ارضیتم بالحیوة الدنیا. سوره توبه
    6. یا ایها المدثر قم فانذر. سوره مدثر
    7. و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب. سوره بقره

    برگرفته از: مجله همشهری جوان




    .•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•.
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. #64
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha





    اني بعثت لاتم مكارم الاخلاق

    من مبعوث شدم تا اخلاق نيك را بر پا دارم

    گوشه‏اى ازاخلاق عظيم
    پيامبر گرامى اسلام صلى الله و عليه و آله


    روزهايى بس شيرين و به ‏ياد ماندنى و تاريخ ساز پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله را نمى‏توان با الفاظ و سخنان ناقص انسانهاى ناقص ‏توصيف و تعريف كرد.

    او هرگز در اين واژه‏ها نمى‏گنجد و فراتر از آن است. انسان‏ كاملى كه تمام افلاك و موجودات را خدا به خاطر او آفريد واگر او نبود، هيچ چيز نبود.

    «لولاك لما خلقت الافلاك‏» و الا انسانى كه تا قاب قوسين او ادنى بالا رفت و به جايى رسيد كه‏ جبرئيل آن ملك مقرب و واسطه وحى الهى به آنجا هرگز نرسد و با صراحت‏ به او عرض كرد:
    اگر يك مو بالاتر روم به نور تجلى ‏بسوزد پرم. ولى رسول الله رفت و به جايى رفت كه نه در خرد آيد و نه بر ورق نگاشته شود و نه حتى در وهم وخيال! اوست كسى كه‏ خدايش درباره ‏اش فرمود: «

    و انك لعلى خلق عظيم‏» پس مابه جاى ‏اينكه حرفى بزنيم كه نه آغازش و نه انجامش ما را به جايى ‏مى‏رساند چرا كه جز آفريده ‏اش و برادرش كسى او را نخواهد شناخت ‏«يا على ما عرف الله الا انا و انت و ما عرفنى الا الله وانت و ما عرفك الا الله و انا» پس روا است كه لب فرو بنديم وسخن كمتر گوئيم.


    بيائيم در اين سخن ربانى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله را داراى منشى سترگ واخلاقى عظيم معرفى مى‏كند بيانديشيم و از زبان روايت نمى از اين‏ اقيانوس پرفيض برگيريم.

    شايد برخى عزيزان به كار بندند و ازرسول الله الگوى زندگى بگيرند كه قرآن فرمود: «و لكم فى رسول‏الله اسوه حسنه‏».


    جمله ‏هايى كوتاه در منش و روش زندگى حضرت بيان مى‏شود كه هم ‏بركت است و پر مايه بركتى است و هم برنامه به زيستى وخدا پسندانه:
    1) آن قدر حضرت متواضع و فروتن بود كه متن روايت او را«خاضع الطرف‏» مى‏نامد يعنى به زمين نگاه مى‏كرد و سر را كمتر بالا مى‏برد، اين چنين با وقار و متين... با ادب و فروتن.

    چنان‏ در برابر خالقش خاضع و خاشع بود كه بيشتر سرفرود مى‏آورد و كمتر سر را بلند مى‏كرد چه پيوسته خدا را حاضر و ناظر مى‏ديد و لحظه ‏اى ‏بلكه كمتر از لحظه‏ اى هم از ياد و ذكر خدا غافل نبود.




    .•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•.
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. #65
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha






    2) يكى ديگر از نشانه ‏هاى بارز تواضع و خوى نيكويش اين بود كه ‏به هر كه مى‏رسيد، پيش قدم در سلام كردن بر او بود، سلام كه خود تحيت اسلامى است و پيامبر آن را به ما ياد داده، خود نيز بيش ازهمه و پيش از همه به آن عمل مى‏كرد و قبل از آنكه ديگرى بر او سلام كند، او خود سلام مى‏كرد.

    هرگز پيامبر ملاحظه نمى‏كرد كه آن ‏فرد بزرگ است‏ يا كوچك، دانشمند است ‏يا بى‏سواد، ثروتمند است ‏يا فقير.

    آرى حضرت آنقدر عظمت داشت كه بر همه افراد بدون ملاحظه‏ هاى ‏اسمى، شغلى، خطى، مسئوليتى، مالى و... سلام مى‏كرد و او با اينكه بزرگترين از هر نظر بود بر كوچكترين انسانها از هر نظر سلام مى‏كرد و بيشتر براى اينكه ما را به اين سنت‏ حسنه ‏تشويق كند مى‏فرمود: سلام را نود و نه حسنه است و جوابش يك حسنه.


    3) پيامبر هرگز بدون جهت ‏سخن نمى‏گفت، و اگر سخنى مى‏گفت‏ بيشتر جنبه موعظه و پند داشت، يا مطلبى را مى‏آموخت و يا به معروف و خيرى امر مى‏كرد و يا از شر و منكرى مردم را باز مى‏داشت، تمام ‏سخنانش سودمند و يك كلمه، نه بلكه يك حرف، پوچ و بى‏ارزش نبود، زيرا خوب مى‏دانست كه: «و ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد» وانگهى پيامبر اسوه است و الگو و اوست انسان كامل.

    پيامبر كسى ‏است كه نخستين آفريده پروردگار، نور مباركش است: «اول ما خلق‏الله نورى‏» پس، از اين نور كامل چيزى تراوش نمى‏كند جز نور، وهرچه مى‏گويد گفته خدا است «و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى ‏يوحى‏».


    4) و پيامبر هرگز از ذكر خدا غافل نمى‏شد. در روايت است: «ولايجلس و لايقوم الا على ذكر» او نمى‏نشست و برنمى‏خاست جز با ذكر و ياد خدا.

    پيامبر در هر آن قرين و همنشين ذكر خدا بود چه بر زبان آورد و چه در دل گويد. او خود ذكر خدا را كفاره مجلس ‏مى‏دانست و اعلام مى‏داشت كه اگر در مجلسى ياد خدا نباشد يا ذكرى ‏از اهل بيت كه آن نيز ياد خدا است، پس آن مجلس بر اهلش وزر و وبال است و نحس است و شوم.

    و اگر حضرت مى‏ خنديد از تبسم تجاوز نمى‏كرد «جل ضحكه التبسم‏» زيرا قهقهه و خنده با صدا با شئون ‏انسان مودب منافات دارد چه رسد به انسان كامل و چه رسد به اشرف‏ مخلوقات.




    .•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•.
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. #66
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha





    5) يكى ديگر از موارد تواضع و فروتنى حضرت اين بود كه هر وقت‏ وارد مجلس مى‏شد، هر جا كه جاى خالى بود مى‏نشست، مانند خود خواهان يا نادانان نبود كه دنبال صدر مجلس هستيم، و خيال‏ مى‏كنيم كه بايد بالا و بالاتر نشست. اصلا آن جا كه انسان والا مى‏نشيند والا است نه آنكه انسان والا بايد در جاى والا نشيند.


    عزيزانم! قطعا اين از تواضع است كه انسان در جايى كه خالى‏است‏ بنشيند و هرگز منتظر نباشد كه ديگران در برابرش قد علم ‏كنند و برخيزند تا آن جناب را در صدر مجلس بنشانند.

    اين حالت ‏بدون ترديد برخاسته از هواى نفس است و تكبر كه بايد زدوده شود و گاهى بلكه بيشتر به خاطر عقده ‏هاى درونى و محروميت‏هاى ديرينه ‏است كه شخص مى‏خواهد از اين راه خودى را نشان دهد!!


    6) پيامبر اكرم صلى الله و عليه وآله آرام و آهسته سخن مى‏گفت و هيچ گاه فرياد نمى‏زد و صدا را بلند نمى‏كرد.

    و مجلس آن حضرت نيز از چنان آرامشى ‏برخوردار بود كه عين ادب و تواضع است و كسى در مجلس پيامبر بلند سخن نمى‏گفت «و اغضض من صوتك‏» و دستور هم همين بود كه‏ كسى صدايش را بالاتر از صداى رسول الله نكند «لاترفعوا اصواتكم ‏فوق صوت النبى‏» و چون خود حضرت آهسته و آرام سخن مى‏گفت لذا مجلسش بسيار آرام و با وقار بود كه حتى صداى به هم زدن بال ‏پرنده به گوش مى‏رسيد.


    7) «لايقطع على احد كلامه‏» هرگز سخن كسى را قطع نمى‏كرد و تا شخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش مى‏داد و پس از تمام ‏شدن سخنش آرام پاسخش را مى‏گفت.

    و چنان اصحابش را تربيت كرده ‏بود كه هرگاه لب مباركش به سخن وا مى‏شد، تمام حاضران ساكت‏ مى‏شده و سراپا گوش مى‏شدند «كان على رووسهم الطير» و هرگاه ‏سخن حضرت تمام مى‏شد بدون آنكه سخنانشان با هم تزاحم كند، با هر يك به نوبت‏ حرف مى‏زد.


    8) نكته ديگرى كه بسيار جالب و ارزنده است و بايد مد نظر قرارگيرد اين است كه حضرت در هنگام سخن گفتن، به افراد يكسان نگاه ‏مى‏كرد «و كان يساوى فى النظر والاستماع للناس‏».

    بايد سخنگويان محترم اين مطلب را دقت كنند كه يكسان و مساوى در حال حرف زدن به اين طرف و آن طرف نگاه كنند زيرا اين نكته‏ ظريف اخلاقى است كه در نگريستن به افراد(هنگام صحبت كردن)انسان‏ فرق بين اين و آن نگذارد و همه را به يك ديد بنگرد كه ‏اميدواريم در موارد ديگر نيز اين تساوى و يكسان ‏نگرى حفظ شود.

    راستى چه زيبا است تربيت رسول الله! بنابراين، هر كه ‏بخواهد بيشتر به پيامبر نزديك گردد، بايد رفتار و اخلاقش را با آن حضرت نزديكتر كند.


    9) «و كان يجالس الفقراء و يواكل المساكين‏» او نه تنها با مالداران و دارايان مجالست مى‏كرد بلكه با فقرا و مستمندان نيزهمنشين بود. بلكه قطعا حضرت از نشستن با فقرا بيشتر لذت مى‏برد و اگر با ثروتمندان مى‏نشست ‏به خاطر هدايت كردن آنان بود نه چيز ديگر.




    .•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•.
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. #67
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha





    10) هرگاه پيامبر مى ‏خواست ‏به مجلس وارد شود و با مردم ‏برخورد كند، خود را طبق موازين اسلامى آرايش مى‏داد يعنى درآينه مى‏نگريست و موهاى خود را شانه مى‏زد .

    و چنين در روايت آمده ‏است «و كان ينظر فى المرآه و يتمشط‏» و نه تنها حضرت لباس ‏تميز و مرتب مى‏پوشيد و محاسن مبارك را شانه مى‏زد بلكه پيوسته ‏بوى خوش عطر از حضرت از مسافتى دور استشمام مى‏شد.

    بگذريم ‏كه خود حضرت خوشبو بود و بوى خوشش دوست و دشمن را جذب مى‏كرد، كه همواره از عطر نيز استفاده مى‏نمود.

    راوى مى ‏گويد: قبل ازآنكه حضرت به مسجد وارد شود، ما خبردار مى‏شديم زيرا بوى عطرش‏ از مسافتى به مشاممان مى‏خورد و متوجه ورود حضرت مى‏شديم.

    خود حضرت نيز مى‏فرمايد: «ان الله يحب من عبده اذا خرج الى اخوانه‏ان يتهيا لهم و يتجمل‏» خداوند دوست دارد كه بنده ‏اش هرگاه‏ مى‏خواهد با برادرانش ملاقات كند، خود را آماده كند و براى آنها آرايش نمايد.


    اسلام دستور آراستن داده است نه مانند برخى ساده لوحان كه باموهاى ژوليده و لباس نامرتب مى‏آيند و خيال مى‏كنند اين از زهد است. نه! اين از زهد اسلامى كاملا به دور است.

    زهد اين است كه به ‏دنيا و ملذاتش دل نبنديم نه اينكه صوفى منشانه زندگى كنيم وژوليده سيما در ميان مردم حاضر شويم!


    11) پيامبر اگر سواره بود هرگز نمى‏پذيرفت كه شخصى همراه وهمگام او پياده راه رود. از او مى‏خواست كه بر مركبش در كنارش ‏سوار شود و اگر قبول نمى‏كرد يا امكان نداشت، به او مى‏فرمود:

    از من جلوتر برو تا من در پس تو آيم و به تو برسم. اين چه عظمت ‏و بزرگوارى است انسان‏ها را سرگردان مى‏كند و به حيرت وا مى‏دارد.

    12) اگر سه روز مى‏گذشت و دوستش يا برادر دينى‏اش را نمى‏ديد ازاو سؤال مى‏كرد، پس اگر به مسافرت رفته بود برايش دعا مى‏كرد واگر در شهر بود حتما از احوالش تفقد مى‏نمود و به زيارتش مى‏رفت ‏واگر بيمار بود به عيادتش مى‏شتافت.

    13) پيامبر آنقدر مهمان نواز بود و مهمانش را احترام و تقدير مى‏كرد كه هرگاه كسى بر او وارد مى‏شد، حضرت متكا و مسند خود را به او مى‏داد و اگر نمى‏پذيرفت آنقدر اصرار مى‏كرد تا قبول كند.




    .•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•.
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. #68
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha





    14) حضرت ضمن اينكه بسيار هيبت داشت، براى اينكه حاضرين از ديدارش هراس نكنند و ديدارش آنان را نرنجاند، گاهى شوخى مى‏كرد و لطيفه ‏اى در حد ميزان شرعى مى‏گفت كه هيبتش حاضران را به ‏وحشت نياندازد و جرات سخن گفتن را از آنان سلب نكند.

    بويژه ‏اگر مى‏يافت كه يكى از يارانش ناراحت و غمگين است ‏با او شوخى ‏مى‏كرد تا غمش را بزدايد. و اصلا پيامبر آن گونه با افراد سخن مى‏گفت كه مناسب با وضعيت علمى و حالت روانى آنان بود.

    در روايت‏ آمده است: «و كان يخاطب جلساءه بما يناسب‏» و به اندازه عقل و دركشان با آنان سخن مى‏ گفت و مى ‏فرمود:
    «ما پيامبران ماموريت‏ داريم كه با مردم به اندازه عقولشان سخن بگوئيم‏» .


    15) مى ‏فرمود: «اكرم اخلاق النبيين و الصديقين البشاشه اذاتراووا و المصافحه اذا تلاقوا» برترين اخلاق پيامبران و رادمردان خوشروئى است هنگامى كه به هم مى‏رسند و مصافحه و دست‏ دادن به يكديگر است هنگامى كه با هم ملاقات مى‏كنند و لذا هر وقت‏ پيامبر مسلمانى را مى‏ديد فورا با او مصافحه مى‏كرد و به او دست ‏مى‏داد و بر اين امر بسيار تاكيد مى‏نمود.

    در روايت است كه‏ هرگاه دو مؤمن به هم مى‏رسند و مصافحه كنند گناهانشان مى‏ريزد مانند برگ درختان(در فصل خزان).


    اين بود چند جمله كوتاه ولى پرفايده از سيره و منش ‏پيامبر كه براى استفاده عموم عرض شد تا شايد در اين ايام مبارك كار گيريم و دلها را از رشك و حسد و زيغ و رين پاك كنيم و گذشته ‏ها را به خاطر خدا ناديده ‏بگيريم .

    از لغزش‏هاى برادرانمان بگذريم(كه خود نيز بسيار لغزش ‏داريم) وقلبها را از كينه و عداوت دور سازيم و با هم چنانكه خدا و رسولش خواهد برادروار زندگى كنيم و اگر از ديگرى انتقاد داريم تلاش كنيم كه انتقادمان سازنده و برادرانه باشد نه كينه ‏توزانه و انتقام‏ گرانه.


    باشد كه روح رسول الله صلى الله و عليه و آله و فرزند برومندش حضرت بقية الله الاعظم ارواحناه لتراب مقدمه الفدا از ما خشنود گردد.



    .•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•.
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. #69
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha





    مبعث در کلام فاطمه زهرا علیهاالسلام

    همگان بدین معترفند که هیچ کس مانند خاندان پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله که در درک اسرار بعثت، یگانه همه روزگاران و در شیوایی و رسایی سخن، سرآمد همگان بوده اند، نتوانسته حق مطلب را درباره بعثت نبی اکرم صلی الله علیه و آله ادا کند. از این رو شایسته است اسرار بعثت را درکلام دختر ایشان بجوییم: «پروردگار بزرگ، به پایان همه کارها دانا بود و بر دگرگونی های روزگاردر محیط بینا و به سرنوشت هر چیزی آشنا. محمد صلی الله علیه و آله را برانگیخت تا کار خود را به اتمام و آنچه را مقدر ساخته به انجام رساند. پیغمبر که درود خدا بر او باد، دید که هر فرقه ای دینی گزیده و هرگروه در روشنایی شعله ای خزیده و هر دسته به بتی نماز برده و همگان یاد خدایی را که می شناسند از خاطر سترده اند. پس خدای بزرگ تاریکی ها را به نور محمد روشن ساخت و دل ها را از تیرگی کفر بپرداخت و پرده هایی را که بر دیده ها افتاده بود، به یکسو انداخت.»


    بعثت در حجاز؛ بهترین انتخاب

    گزینش حجاز، پیش از هر سرزمین دیگری می توانست معجزه بودن دین اسلام را نشان دهد. اگر بعثت در سرزمینی با فرهنگ و تمدنی کهن روی می داد، چه بسا در تحلیل آیندگان، آن گونه که باید به حقیقت راهی یافته نمی شد و چه بسا گمانه های آینده، آن دین را نتیجه قمری چنان تمدنی می دانستند. پس باید سرزمینی انتخاب می شد که فاقد تمدنی کهن باشد. گذشته از این، بزرگ ترین دین و عظیم ترین روشنی، باید با عمیق ترین جاهلیت و تاریکی مواجه باشد و آن تاریکی و جهل در حجاز شکل گرفته بود. شاید اگر دین در فضایی روشن تر رخ می نمود، سیاهی روزافزون حجاز آن را به مخاطره می انداخت و با مشکل مواجه می کرد. پس باید اول لایه های عمیق جهالت شکافته و ظلمت مطلق شکسته می شد و این جز در حجاز ممکن نبود.


    آخرین درس خد ا

    سرانجام شب انتظار به پایان رسید و سپیده وصل با پیامی به نام خدا، عالم امکان را نورباران ساخت. ابعاد پهناور روح پیامبر بزرگ ما محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ، این امانت سنگین را بر شانه های جان خویش دریافت، رازهای الهی را بر صحیفه ضمیر خویش نگاشت و آن گاه مدرسه ای فراتر از مکان و خارج از زمان برای نبی اکرم صلی الله علیه و آله بنیان نهاد. اسلام، آخرین درس خدا و مجموع همه درس های ایزدی خطاب به انسان است. پیامبر صلی الله علیه و آله آخرین و کامل ترین اسوه و آموزگار ایمان و عشق است. قرآن، آخرین صحیفه هدایت و رستگاری است و انسان بی هیچ حجاب و پرده ای رویاروی حجت بالغه حق قرار گرفته است؛ بعثت، جشن کمال است ؛ جبرئیل، پیام آور کمال؛ محمد صلی الله علیه و آله ، تجلی کمال؛ اسلام، درس کمال و آدمیان، مخاطب این کلام و کمال. مبعث فرخنده پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، خجسته ترین لحظه هدایت انسان و یادآور لحظه ناب اتصال خاک و افلاک و سخن گفتن خدا با انسان هاست.





    .•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•.
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكر

    عهد آسمانى (09-04-1390)

  11. #70
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نزول اولین وحی

    به عقیده اکثر علمای شیعه، بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز 27 ماه رجب، پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق افتاد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این هنگام، چهل سال داشتند.
    پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، طبق رسم خویش چند روزی بود که برای عبادت و تفکر به غار حرا آمده بودند. در روز بیست و هفتم ماه رجب بود که جبرئیل (یکی از چهار فرشته مقرب الهی و مأمور ابلاغ وحی از جانب پروردگار به پیامبران) به سوی ایشان نازل شد. او بازوی پیامبر را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد بخوان. پیامبر فرمود: چه بخوانم؟ جبرئیل آیات آغازین سوره علق را از جانب خداوند نازل نمود:
    "بسم الله الرحمن الرحیم. اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق. اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان مالم یعلم. به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که بیافرید. آدمی را از علق بیافرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است. خدایی که به‌وسیله قلم آموزش داد و به آدمی آنچه را که نمی‌دانست، آموخت."
    همراه اولین نزول وحی و در لحظه بعثت، حوادثی بزرگ اتفاق افتاد که از آن جمله می‌توان به شنیده شدن صدای ناله‌ای اشاره نمود. حضرت علی (علیه السلام) در این باره می‌گوید: "صدای ناله شیطان را در هنگام نزول اولین وحی به آن حضرت شنیدم. عرضه داشتم: "یا رسول الله این ناله چیست؟" فرمود: "این شیطان است که از اطاعت شدن مأیوس و ناامید شده و چنین به ناله در آمده است." سپس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اضافه فرمود: "تو می‌شنوی آنچه را من می‌شنوم و می‌بینی آنچه را که من می‌بینم الا اینکه تو مقام نبوت نداری و فقط وزیر و کمک کار من هستی و از راه خیر جدا نمی‌شوی."
    همانطور که قبلاً نیز بیان شد، حضرت علی (علیه السلام) در مواقع مختلف از جمله در دوران خلوت‌گزینی‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه حضرت بوده‌اند و این سخن امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه نیز به طور خاصی بیان می‌دارد که ایشان در لحظه نزول اولین وحی، در کنار پیامبر حضور داشته‌اند. البته مطالعات تاریخی بیان می‌نماید که تنها شخصی که در آن لحظات، پیامبر را همراهی نموده، امام علی (علیه السلام) بود و احدی جز ایشان، ادعای همراهی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن لحظات را ننموده است. جبرئیل پس از انجام وظیفه خود و ابلاغ آیات الهی، بار دیگر به آسمان بازگشت.

    .•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•.

صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •