•``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``• سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
•``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``•
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 39
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض





    یا کاشف الکرب عن وجه الحسین

    اکشف کروبنا بحق اخیک الحسین(ع)

    •``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``•

  2. تشكرها 3

    خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), خراباتي (15-04-1390), شكوه انتظار (15-04-1390)

  3. #22
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    میلادت مبارک! پیش از تو هیچ ماهی قدم بر خاک نگذاشته بود. پیش از تو مرد شب‌های نخلستان کوفه، مضطرب خورشیدِ معصوم خویش بود که چگونه تنها بماند در توفان خونین آینده، ولی اینک تو آمده‌اى. اینک ماه، پشت و پناه خورشید است... اینک دست‌های شهر آشوبت، دلگرمیِ بی‌پایان کربلا خواهند شد.




    آه ای نو رسیده! از همین آغاز، تو مرد به ‌دنیا آمده‌اى. کودک نیستی انگار. مهیّا برای سرکوب کردن فتنه‌ها، پا به عالم نهاده‌ای و علی در رخسار نوظهور تو، خویش را خواهد دید و دست‌هایت را شایسته عرصه‌های ستیز و نبرد خواهد یافت.
    پدر را تماشا کن. تو فرزند تمام رشادت‌و غیرت او هستى. از پدر بیاموز، صبر و استقامت و مهر را از او فرا بگیر. این شیر شرزه پیکار و این قلب کبوتریِ غمگسار عالم، پدر توست.
    او قرار است در تو تجلّی کند، شبیه پدر باش. شبیه ذوالفقاری که باطل را همواره نوید مرگ است و حق را مژده تداوم و تجدید. شبیه سینه شکیبایی که اندوه هیچ غریبی را تاب نمی‌آورد و هیچ مظلومی را تنها رها نمی‌کند.
    آه ای مرد فردای عطش!
    گویا تو علی هستی که امروز متولد شده... امروز پدرت، چاه‌های عالم را از اشک خونینش سیراب می‌کند. فردا تو دریاهای هستی را شرمنده لب‌های تشنه خودخواهی کرد.
    زنی که بعد از فاطمه غم‌خوار فرزندان علی شد، زنی که حیدر کلید خانه خویش را به دست‌های امین او سپرد، ولی خاکساری‌اش هرگز نگذاشت که خود را مادر فرزندان زهرا بنامد؛
    این زن، مادر توست. آه عباس! چگونه تو را آموزگار ادب نخوانیم؟ چگونه اسطوره ادب نباشى، حال آنکه مادرت آن بانوی شاعر و ادیب تجسم والای عشق و معرفت و ادب است.
    شیرزنی که علی به پشتوانه فرزندان غیور او، حسین خویش را به عاشورا سپرد و دلخوش بود که عشق تنها نمی‌ماند. تو فرزند اویى. فرزند ام‌البنین ... . فرزند ابوتراب. پس امروز زینب به شوق میلاد تو سجده شکر می‌گزارد و تو را دوست می‌دارد، همان‌گونه که مادرت را دوست داشته. زینب، از آتیه سرافرازانه تو به خوبی خبر دارد؛ زیرا دامان زنی را که تو را به دنیا آورده است، به نیکی می‌شناسد.
    این همه فضیلت و کمال در تو عجیب نیست؛ زیرا دانش و حکمت، میراث خاندان توست و حکمتِ ‌الهی از سینه علی در دل تو جاری شده و این‌همه فقه و دانش را در تو آفریده.
    مگر نه اینکه تو برادر زینبی؟ مگر نه اینکه زینب، عقیله بنی‌هاشم است و عقل و دانش هیچ مردی با خرد والای او هرگز برابری نکرده است.
    پس تو که برادر او هستى، چگونه دانشمند زاده نشوى؟
    وقتی زینب کنار گهواره تو زانو بزند تا نگاهت کند، زینبی که تمام عالم پیش پایش به ادب زانو می‌زنند؛
    وقتی زینب برایت دعا کند؛ وقتی قلب مهربانش روز و شب با تو سخن بگوید و بی‌قرار دیدار آینده دلاوری تو باشد، تو عباس خواهی شد؛ شیر یکه‌تاز میدان نبرد و همای تیزپرواز آسمان عشق و معرفت. مردی که دانش و حکمت او هم‌تراز رشادت و دلاوری و غیرت اوست. مردی که در لباس جنگ، با دلی رحیم، یاور تمام بنی‌‌هاشم است.
    مردی که در پس شکوه و هیبت دشمن‌ستیزش، قلبی به لطافت دریا در سینه نهفته دارد. مردی که او را حامی بانوان می‌نامند؛
    حامی زنان بنی‌هاشم...،
    زنان پرده‌نشینی که به ‌دنبال محبوب و مقتدا و امام خویش راهی کربلا می‌شوند و ناگاه تمام سختی‌های روزگار یکباره بر سرشان فرود می‌آید. این زنان دل‌شکسته تو را دارند عباس.
    وقتی که شرم و مهر و حیا نگذارد از لحظه‌های جانکاه عاشورا نزد امامشان شکایت برند، تنها،
    نگاهی از سوی دل کبوتری تو کافی ا‌ست تا تسلای‌دردهایشان باشد.
    کافی است رقیه به سمت تو تنها چشم بدوزد تا بدانی که دیگر تاب تشنگی ندارد. آنگاه زمین و زمان را به هم بدوزی تا چشمه چشمه رود از زیر پای او جاری شود و سیرابش کند.
    سکینه تنها اگر در دلش نام تو را ببرد،
    هر کجا که باشى، به سوی او پر می‌کشی تا حاجتش را برآورى. در این میانه، زینب که جای خود دارد. زینب که تمام عشق توست و تمام عشقش تویی.
    •``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``•



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), خراباتي (15-04-1390)

  5. #23
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    «الا یا ایها السابقی، ادر کاسا و ناولها»

    که عشق ... ،
    این بار می‏خواهد بیافشاند،
    تمام نور خود را در قدوم سبز عباس.
    چه بشارتی!

    خبرش کنید؛
    علی علیه‏السلام را خبر کنید که به پایان رسید،
    انتظار. اینک این عباس علیه‏السلام است؛
    ماهتاب آسمان ولایت که از پرتو عنایات نبوی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و انعکاس قرابت علوی علیه‏السلام تا همیشه تاریخ در آسمان کربلا می‏درخشد و راهیان سرزمین نور را با تبسّم آسمانی خویش؛
    بدرقه می‏کند.
    خوشا نسیمی از دیار عنایتش که تشنگی غربت از کام جهان زدوده و غبار غم از دل بشوید!
    بوالفضایل‏اش خوانند تا سپهسالار فتوّت را به فضیلتی بشناسند که بی‏بدیل و بی‏نظیر است؛
    آنجا که تشنه‏کامی شهادت را به زلال عافیت ترجیح می‏دهد تا عظمت فتوت و وفا را به نمایش بگذارد.
    تشنگی را به بهای عشق، به جان می‏خرد و سرافرازی خویش را در درس مولا علیه‏السلام می‏آزماید. او فرزند علی علیه‏السلام ست و فرزند خاتون سرافراز مدینه،
    ام البنین علیهاالسلام .
    او وارث شجاعت علی علیه‏السلام ،
    صداقت زهرا علیهاالسلام و کرامت حسن علیه‏السلام است؛
    وارث تمام فضایل.
    تنها زبان ذوالفقار نیاموخته؛
    که عارف تمام دقایق هستی‏بخش عشق است؛
    عشقی که عظمت کبریایی او را تا جایی اوج داده که عرش،
    مقابل فتوت مرامش تعظیم می‏کند و بهشت از تکرار نامش به وجد می‏آید. او مشکل‏گشای تمام گره‏های فرو خورده در کلاف زمان است.
    پدر مروت را چه نیازی به توصیف که دریای کرمش را پایانی نیست و اقیانوس اجابتش،
    مسلمان و غیرمسلمان را شربت شفا نوشانده است.
    «غیرت»،

    واژه‏ای است که حرمت خویش را از نام «عباس» گرفته است.
    دل دریایی‏اش را جز «صبر»،
    دارویی تسکین نمی‏بخشید و اندوه بی‏قراری‏اش را جز پرتو جمال آسمانی «برادر» نمی‏زدود.
    ... سال‏ها گذشته است؛
    اما هنوز زمزمه‏های فطرت را که آکنده از شعر وفاداری است، می‏شود شنید که تکرار می‏کند:
    «الا یا ایها الساقی، ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول،
    ولی افتاد مشکل‏ها!»
    مولا جان، ابوفاضل!

    کریم باوفا،
    آقا ابوالفضل خداوند سخا،
    آقا ابوالفضل

    دلی دارم که نذر مرقد توست ببر تا کربلا،
    آقا ابوالفضل!

    مولا جان!
    آمدی تا جهان، خالی از جلوه فتوت تو نباشد.
    آمدی تا ماهتاب، به زیبایی فانی خویش بنالد.
    میلادت مبارک!
    دست ما و دامان کرمت، یا باب الحوائج.
    •``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``•



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), خراباتي (15-04-1390)

  7. #24
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    علم و معرفت حضرت ابوالفضل عباس عليه السلام در دوران كودكى


    محقق دانشمند مرحوم سيد عبدالرزاق مقرم در كتاب (العباس) مى نويسد: در روايتى كه از امامان معصوم عليه السلام به ما رسيده ، فرمودند:
    ان العباس بن على زق العلم زقا

    همانا عباس فرزند على عليه السلام علم را چون غذا در كودكى از پدرش وارد جانش نموده است .(1)
    سپس مى نويسد: "اين تعبير، تشبيه بسيار لطيفى است زيرا هرگاه كبوترى غذا را نرم و گوارا كند و به بچه اش بخوراند، به آن تعبير به (زق ) مى شود، اين بيان حاكى است كه حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام در دوران خردسالى ، از پستان مادرش علم و حكمت را چون شير، شيره جانش ‍ نموده، و در دامان علم و حكمت، رشد و نمو نموده و داراى علم لدنى بوده است "(2)
    و نيز در شان حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام گفته شده :
    انه كان من فقها اولاد الائمه
    حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام از عالمان فقيه فرزندان امامان علهيم السلام مى باشد. و دانشمندان و محدثان بزرگ در شانش گفته اند:
    هو البحر من اى النواحى اتيته
    فلجته المعروف و الجواد ساحله
    حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام از هر كرانه كه به جانبش آيى ، دريايى است كه موج‌هايش نيكى ها است و كرانه آن سرشار از سخاوت و كرم است .(3) روزى على عليه السلام به ابوالفضل العباس عليه السلام كه در دوران كودكى به سر مى برد، فرمود: بگو"يك " عباس گفت : "يك " حضرت على عليه السلام فرمود بگو "دو" عباس در پاسخ گفت :
    "استحيى ان اقول باللسان الذى قلت واحدا، اقول اثنان ، من با آن زبانى كه يك گفته ام و به يكتايى خدا اقرار نموده ام شرم مى كنم كه بگويم : دو و از دايره يكتايى خدا خارج گردم"
    فقبل على عينيه حضرت على عليه السلام دو چشمان حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام را بوسيد(4). طبق پاره اى از روايات، حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام در اين هنگام پنج سال داشت. بر همين اساس، امام صادق عليه السلام در شان عباس عليه السلام فرمود:
    كان عمنا العباس نافذا البصيره
    عموى ما، عباس بصيرت نافذ (چشم تيز بين و عمق نگر) داشت.(5)
    نيز بر همين اساس ، مرحوم علامه محمد باقر بيرجندى مى نويسد: ان العباس من اكابر الفقها و افاضل اهل البيت، بل انه عالم غير متعلم و ليس فى ذلك منافاه لتعلم ابيه اياه همانا عباس عليه السلام از فقهاى بزرگ و از برجستگان خاندان نبوت بود، بلكه او دانشمند درس نخوانده بود و اين مطلب منافاتى با علم آموزى پدرش حضرت على عليه السلام به او ندارد.(6)


    علامه مامقانى نيز مى نويسد:

    و قد كان من فقها اولاد الائمه ، حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام از فقهاى فرزندان امامان عليهم السلام بود.(7) مسلم است كه حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام از اكابر و افاضل فقها و علماى اهل بيت عليهم السلام بوده و معلوم است كسى كه در پرتو آفتاب ولات و در مدرسه امامت حضرت على بن ابيطالب عليه السلام و حضرت امام حسن و حضرت امام حسين عليهاالسلام تربيت شده و كسب علم و نورانيت نموده است، درك مقام و مرتبه فضل او براى ما ميسر نيست .
    يك دهن خواهم به پهناى فلك
    بگويم وصف آن رشك ملك


    پي نوشت‌ها:
    1. عين اين تعبير را يزيد درباره امام سجاد عليه السلام نمود، آنگاه كه در مسجد جامع دمشق شام ، مردم به يزيد اصرار كردند اجازه بدهد تا امام سجاد عليه السلام به بالاى منبر براى سخنرانى برود يزيد اجازه نمى داد و علت آن را چنين گفت : (انه من اهل بيت قد زقوا العلم زقا) امام سجاد عليهم السلام از خاندانى است كه علم و كمال را (مانند پرنده اى كه دانه ها را به دهان جوجه اش مى گذارد) با تمام وجود از خاندان خود به كام خويش آورده است . (بحار، ج 45، ص 138)
    2.اقتباس از فرسان الهيجاء: ج 1، ص 192
    3. همان ص 191 و 189 بنابراين شخصيت حضرت عليه السلام صرفنظر از ماجراى كربلا نيز ممتاز بود و در مقياس با فرزندان ديگر على عليهم السلام مثلا محمد حنفيه نيز برترى داشت .
    4. مستدرك الوسائل : ج 2، ص 635، العباس عبدالرزاق مقرم ، ص 92
    5.فرسان الهيجاء: ج 1، ص 191، تنقيح المقال : ج 2، ص 70
    6.الكبريت الاحمر: ج 2، ص 45
    7. تنقيح المقال : ج 2، ص 128


    منبع:
    چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس (عليه‌السلام)؛ جلد دوم
    على ربانى خلخالى
    •``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``•



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), خراباتي (15-04-1390)

  9. #25
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    ادب حضرت ابوالفضل العباس عليه‌السلام در دوران كودكى


    يكى از فضايل والاى انسانى و اسلامى، رعايت ادب است. ادب در برابر بزرگان و مقدسات و در همه موارد زندگى، زينت اخلاق بوده و از عوامل و اركان مهم شخصيت معنوى انسان است. اميرمومنان على عليه‌السلام ضمن سفارش به فرزندش امام حسن عليه‌السلام در فراگيرى ادب ، فرمود:
    يا بنى ! الادب لقاح العقل ، و ذكا القلب و عنوان الفضل
    پسرم ادب ، مايه بارور شدن عقل و بيدارى قلب و سرلوحه فضل و بزرگوارى است. نيز فرمود: من اخر عدم ادبه ، لم يقدمه كثافه حسبه كسى كه بى ادبى ، او را عقب انداخت ، عظمت و كثرت فاميل، او را به جلو نخواهد انداخت(1) نيز فرمود: لا ميراث كالادب ، هيچ ارثى ارزشمندتر از ادب نيست(2) بر همين اساس حضرت على عليه‌السلام فرزندانش را بخوبى تربيت كرد، و آنها از باادبترين افراد جامعه خود بودند. حضرت ابوالفضل العباس عليه‌السلام از همين مكتب درخشان، درس ادب آموخته بود، كه از ويژگي‌هاى زندگى سراسر درخشان وى ادب او در همه دوران‌هاى زندگيش از كودكى تا آخر عمر بود. در اين زمينه نظر شما را به چند نمونه زير جلب مى كنيم :
    1. روايت شده: حضرت ابوالفضل العباس عليه‌السلام بدون اجازه در كنار امام حسين عليه‌السلام نمى نشست، و اگر پس از اجازه مى نشست، مانند عبد خاضع دو زانو در برابر مولايش مى نشست.(3)
    2. روايت شده: در طول 34 سال عمر حضرت ابوالفضل العباس ‍ عليه‌السلام آن بزرگوار هرگز به برادرش امام حسين عليه‌السلام برادر خطاب نكرد، بلكه با تعبيراتى مانند سيدى، مولاى، يابن رسول الله، آقاى من ، سرور من ، اى پسر رسول خدا، آن حضرت را صدا مى زد، جز در آخرين ساعت عمر، در آستانه شهادت ، كه صدا زد: (برادر، برادرت را درياب !)اين تعبير نيز يك نوع ادب بود، زيرا بيانگر آن بود كه برادرت رسم برادرى را با بهترين وجه ادا كرد، اكنون تو نيز اى برادر، با مهر برادرى به من بنگر! در كتاب مستطرف الاحاديث آمده است : روزى امام حسين عليه‌السلام در مسجد آب خواست. حضرت ابوالفضل العباس عليه‌السلام كه در آن هنگام كودك بود، بى آنكه به كسى بگويد باشتاب از مسجد بيرون آمد. پس از چند لحظه ديدند، ظرفى را پر از آب كرده و با احترام خاصى ظرف آب را به برادرش امام حسين عليه‌السلام تقديم مى كند. روز ديگر، خوشه انگورى را به او دادند. او با اينكه كودك بود، با شتاب از خانه بيرون آمد، پرسيدند: كجا مى روى ؟ فرمود:(مى خواهم اين انگور را براى مولايم حسين عليه‌السلام ببرم )(4)

    در همان خردسالى حضرت ابوالفضل العباس عليه‌السلام حضرت امام على عليه‌السلام توجه خاصى به ادب وى داشت و او را به تلاش‌ها و كارهاى مهم و سخت مانند كشاورزى، تقويت روح و جسم، تيراندازى و شمشير زنى و ساير فضايل اخلاقى، تعليم و عادت داده بود. حضرت ابوالفضل العباس عليه‌السلام گاهى در كنار پدر مشغول كشاورزى و باغدارى و نخلستان‌ها بود و زمانى احاديث و برنامه هاى اسلام را در مسجد به ديگران مى آموخت و به تهيدستان و بينوايان كمك مى كرد. او به برادران و خواهرانش احترام شايان مى نمود و دوش به دوش آنان در بالا بردن سطح فرهنگ مردم مى كوشيد و در يك كلام، بازوى پرتوان پدر و چشم نافذ اسلام و مطيع برادرانش امام حسن و امام حسين عليهماالسلام بود. سخن حضرت على عليه‌السلام در زبان، سيماى حضرت امام حسن عليه‌السلام در چهره، و خون حضرت امام حسين عليه‌السلام را در رگ‌ها داشت .(5)


    پي نوشت ها:
    1.غرر الحكم : كلمه 513
    2.نهج البلاغه : حكمت 51
    3.معالى السبطين : ج 1، ص 443
    4. شخصيت ابوالفضل العباس عليه السلام از: عطايى خراسانى ، ص 116 - 117
    5.اقتباس از پرچمدار نينوا، تحليلى از زندگانى حضرت عباس عليه‌السلام ، اثر دانشمند محترم نويسنده درد آشنا و دلسوز، مروج مكتب قرآن و اهل بيت عليهم السلام آقاى حاج شيخ محمد محمدى اشتهاردى .


    منبع: چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس (عليه‌السلام )، جلد دوم ؛ على ربانى خلخالى
    •``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``•



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), خراباتي (15-04-1390)

  11. #26
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    رمـز جـاودانـگـي ابـوالفـضل العباس


    ابـوالفـضل العباس (عليه السّلام) به عنوان بزرگترين سردار يگانه اي که انسانيت در قـهـرمـانـي‌هـاي نـادر و ديـگـر صـفـات بـرجـسـتـه اش کـه زبـانـزد مـلل جـهـان اسـت، هـمـانـنـدي براي او نمي‌شناسد، در عرصه تاريخ اسلامي، ظاهر شد. ابوالفضل در روز عاشورا ايستادگي فوق العاده و اراده استوار و وصف ناپذيري از خود نشان داد و با قلبي مطمئن و آرام و عزمي نيرومند، لشکري بود شکست ناپذير. سپاه ابن زيـاد را هـراسـان کـرد و نه تنها از نظر روحي ، بلکه در ميادين رزم نيز آنان را شکست داد.
    قهرماني هاي ابوالفضل در گذشته و حال، مورد گفتگوي مردم بوده است .
    آنـان هرگز نديده اند يک تنِ سنگين از غم و اندوه، بر لشکر درهم فشرده مجهز به آلات جنگي، شامل دهها هزار پياده و سواره که همچنان تقويت مي‌شود، بتازد و خسارات سنگيني به آنان و ادوات جنگي شان وارد کند.
    مـورّخـان دربـاره شـجـاعت آن حضرت در روز عاشورا مي‌گويند که: هر گاه به لشکري حـمـله مي‌کرد، در حالي که يکديگر را زير پا له مي‌کردند و دلهايشان پريشان شده و هـراس مـرگ بـر آنـان سـايـه افـکـنـده بـود و از تـرس، راه خـود را گم کرده بودند، از برابرش مي‌گريختند و کثرت جمعيت به آنان سودي نمي‌بخشيد.
    شـجاعت و ديگر ويژگي‌هاي ابوالفضل نه تنها موجب سرافرازي و افتخار وي و مسلمانان اسـت، بـلکه هر انسان پايبند انسانيت و ارزش‌هاي انساني را به تکريم و بزرگداشت، وادار مي‌کند.
    عـلاوه بـر قـهـرمـانـي‌هـاي شـگـفـت آور، حـضـرت ، نـمـونـه کـامل صفات و گرايشهاي بزرگ بود، شهامت، نجابت، بلندمنشي، وفاداري، همدردي و هـمـگـامي در ايشان مجسم شده بود. حضرت با برادرش امام حسين (عليه السّلام) در سخت تـريـن روزهـاي رنـج و مـحـنـت، همدرد و همگام بود و رنج او را با خود تقسيم کرد. جان را فداي برادر نمود و با خون خود او را حمايت کرد. به طور قطع، چنين همدلي و همراهي جز از کـسـانـي کـه خـداونـد دلهـايـشـان را بـراي ايمان آزموده و بر هدايتشان افزوده باشد، ساخته نيست .
    ابوالفضل العباس (عليه السّلام) در رفتار با برادرش امام حسين (عليه السّلام) حقيقت بـرادريِ صـادقـانـه اسلامي را به نمايش گذاشت و همه ارزشها و الگوهاي آن را آشکار کرد. هيچ يک از انواع ادب، احسان و نيکي نماند، مگر آنکه حضرت آن را درباره امام رعايت کـرده و بـه کـار بست. از جمله زيباترين جلوه‌هاي مواسات و برادري آن بود که در روز عـاشـورا پـس از آنـکـه بـر آب فـرات دسـت يـافـت ، مـشتي آب برگرفت تا عطش خود را فـرونـشـانـد و قـلب سـوزان چـون اخـگـرش را خـنـک کند، ناگهان در آن لحظات هولناک، تـشنگي برادرش امام حسين و اهل بيتش (عليهم السّلام) را به ياد آورد، شرافت نفس و علوّ طـبـع، او را بـه ريـخـتـن آب واداشت و همدردي خود را در آن محنت کمرشکن نيز با برادرش نشان داد.
    صـفـحات تاريخ ملت‌ها و امت‌ها را بنگريد، آيا چنين برادري صادقانه خواهيد يافت؟! به کارنامه شريفان و نجيب زادگان دنيا نگاه کنيد آيا چنين ايثار و نجابتي را خواهيد ديد؟!
    اللّه اکبر!
    •``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``•



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), خراباتي (15-04-1390)

  13. #27
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    اين چه رحمت و چه محبت و دوستي است ! انسانيت با تمامي ارزشها و آرمانها در برابر چنين فـداکـاري و جـانبازي حضرت، در راه امام حسين ( عليه السّلام ) سرفرود مي‌آورد و عظمت حضرت را پاس مي‌دارد.
    آنـچـه مـوجـب عـظمت جانبازي ابوالفضل در راه امام حسين ( عليه السّلام ) و ياري اوست، آن است که اين جانبازي به انگيزه برادري، خويشي، پيوند خوني و ديگر اعتبارات مرسوم ميان مردم صورت نگرفت، بلکه به انگيزه خدايي و با خلوص نيت، در راه پروردگار بود. ايمان حقيقي با ذات حضرت، عجين شده بود و يکي از عناصر بارز ايشان به شمار مي‌رفت .

    حضرت ، اين نکته را هنگامي که دست راستش (که منبع خير و برکت بود) از تن جدا شد با خواندن اين رجز بيان کرد:" به خدا سوگند! اگر دست راستم را قطع کنيد، من همچنان از دينم و امامِ درست باورم ، حمايت خواهم کرد".(1)
    رجـزهـا در آن زمان نمايانگر اهداف ، اعتقادات و ارزشهايي بودند که رجز خوان به خاطر آنـهـا پـيـکـار مي‌کرد و شـهـيد مي‌شد. رجز حضرت عباس ( عليه السّلام ) به صراحت و روشـنـي نـشـان مي‌دهد کـه ايـشـان بـراي دفـاع از ديـن و ارزشـهـاي اصـيـل اسـلامـي ـ که در حکومت سياه امويان در معرض خطر قرار گرفته بود ـ و حمايت از امـام مـسـلمين ، ريحانه رسول خدا( صلّي اللّه عليه و آله) امام حسين (عليه السّلام) اولين مـدافـع کـرامت انساني مي‌جنگيد. اين عوامل، حضرت را به جانبازي برانگيخت و نه عاملي ديـگـر. رمـز جـاودانـگـي و پـايـنـدگـي و عـظـمـت جـانـبـازي حـضـرت در طول قرنها و نسلها، همين است .
    ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) در راه تحقق آرمانهاي والا که پدر آزادگان، برادرش امام حسين (عليه السّلام) بانگ آنها را سر داده بود، شهيد شد. از مهمترين خواسته‌هاي امام، برپايي حکومت قرآن در شرق، گسترش عدالت ميان مردم و توزيع بهره‌هاي زمين بر آنـان بـود؛ زيـرا نـعـمـتـهـاي الهـي بـه گـروهـي خـاص تـعـلّق نـدارد. ابوالفضل براي بازگرداندن آزادي و کرامت مسلمانان، گسترش رحمت اسلامي ميان مردم و نـعـمت بزرگ اين دين که نابودي ظلم و ستم را هدف خود ساخته بود و ايجاد جامعه اي که در آن هرگز ترس و هراس جايي نداشته باشد، به شهادت رسيد.
    ابـوالفـضـل، مـشـعـل آزادي و کـرامت را برگرفت، کاروانهاي شهيدان را به عرصه‌هاي شرف و ميدانهاي عزت ، راهبري کرد و پيروزي را براي ملتهاي مسلمان که زير چکمه‌هاي جور و ستم دست و پا مي‌زدند به ارمغان آورد.
    ابـوالفـضـل بـراي حـاکـمـيت کلمة اللّه در زمين به ميدانهاي جهاد شتافت ؛ همان کلمه و پيامي که راه زندگي کريمانه را به مردم نشان مي‌دهد.

    پي نوشت ها:
    1- واللّه ان قـطـعـتـم يـمينى
    انى احامى ابداً عن دينى

    منبع:
    زنـدگـانـي حـضـرت ابـوالفـضـل العباس عليه السلام
    علّامه محقق حاج شيخ باقر شريف قرشي
    ترجمه : سيّد حسن اسلامي
    •``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``•



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. تشكرها 3

    خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), خراباتي (15-04-1390), شکيبا (15-04-1390)

  15. #28
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak3




    ماه بنی هاشم



    مادر، ام البنین، چهار پسر داشته است، یکی از یکی زیباتر، رشیدتر، باصلابت تر و با شکوه تر.
    سالهای سال پای این سروها نشسته است. هر چهار را به خون جگر آب داده است، پرورده است…
    از میان این چهار، عباس، سر آنهاست؛ گل آنهاست و ماه آسمان آنهاست.
    و اما عباس، تنها ماه آسمان خانه ام البنین نیست، ماه آسمان بنی هاشم است؛ بنی هاشمی که همه، به زیبایی شهره اند و به رشادت مشهور.
    ابروانشان پیوسته است، چشمانشان درشت، مشکی، سرشار از صلابت و جذبه و محبت، با سایه بانی بلند از مژگان سیاه.

    بدنها همه متناسب و تنومند، قدها همه رشید، دستها همه استوار و اجزای اندام همه موزون و بی عیب و نقص، و در میان این همه، برتری یافتن، ممتاز شدن و چون ماه نو مشارالیه همگان قرار گرفتن، کاری سخت است و چیزی افزون می طلبد.
    و عباس دارنده این فزونی است؛ آنقدر که به هنگام عبور او از کوچه و بازار مدینه، همگان واله و شیدا و خیره می مانند و بعضی بی اختیار، «و ان یکاد» می خوانند.
    «ماه بودن» بی همانند عباس، دوست و دشمن را هماره به تواضع واداشته است. دوست را از سر محبت و دشمن را از سر صلابت، خویش را از سر جمال و بیگانه را از سر جلال.
    مادرش افتخار زنان بنی هاشم، ام البنین، و پدرش برترین پدر عالم، علی است(ع).
    بنابراین عباس، برادر حسین(ع) است و هر دو فرزند علی مرتضایند(ع) و طبیعی است که یکدیگر را برادر خطاب کنند و حسین(ع) همیشه او را برادر می خواند و حسن(ع) نیز و زینب و ام کلثوم هم –علیهماالسلام.
    اما عباس، هیچگاه حسین(ع) را برادر خطاب نمی کند و نه آن سه دیگر را، برادر و خواهر.
    در مقابل حسین(ع) بال می گسترد و هر بار او را با الفاظی چنین می خواند:
    - سید من! آقای من! مولای من ! امام من! فرزند رسول من!
    و در مقابل زینب:
    - بانوی من! سرور من! پیامبرزاده من!
    و این یکی از ظرائف و شگفتی های «ادب» عباس است در مقابل حسین برادر، حسین رهبر و اهل بیت پیامبر علیهم السلام.
    و همیشه در توجیه این ادب ظریف، پاسخی مودبانه تر و ظریف تر در آستین دارد:
    حسین(ع)- جانم به فدایش- فرزند فاطمه(س) است، دختر پیامبر، و من فرزند فاطمه(س) نیستم. اگر چه مفتخرم به فرزندی علی(ع)، اما مادر او برترین زن عالم امکان است، فاطمه (س) است، من چگونه او را برادر بخوانم؟
    یا باید او را تا خودم پایین بیاورم، یا خود را تا او بلند بشمرم و برادر خطاب کنم، حاشا که این هر دو خلاف ادب است و جسارت به ساحت مقدس حسین(ع).
    راستی فرزندان حسین(ع)؛ سکینه و رقیه هم، او را عمو خطاب می کنند و او بال در می آورد از شنیدن این لفظ، آنقدر که از فراز دشمنان تا فرات پرواز می کند... ولی او حسین(ع) را برادر خطاب نمی کند.
    اما در تمام طول عاشورا و در همه ارض کربلا فقط یک جا هست، یک لحظه هست که ناگاه لفظ برادر بر زبان عباس جاری می شود:
    - اخی! ادرک اخاک!
    برادر! برادرت را دریاب!
    اینجا کجاست؟ این لحظه چه لحظه ای است؟

    این درست است که عباس، در این لحظه در نهایت استیصال است. دشمن او را محاصره کرده و فهیمده است که او قصد جنگیدن ندارد؛ فقط می خواهد مشک آب را، بار امید را، به مقصد خیمه ها برساند و این به دشمن جسارت بخشیده است؛ آنقدر که هر دو دست او را بریده اند، عمودی آهنین بر فرقش فرود آورده اند، مشک امیدش را متلاشی کرده اند، سر و رو و چشم و اندام او را، غرق تیر و نیزه ساخته اند و او را از اسب به زیر افکنده اند.
    اینها همه درست، ولی هیچکدام سبب نمی شوند که عباس از آن ادب معهود خود عدول کند و حسین (ع) را برادر بخواند.
    تنها یک چیز می تواند در آن لحظه غریب، عباس را مجاز یا وادار به اداری لفظ برادر کرده باشد و آن اینکه:
    فاطمه- سلام الله علیها- در آن لحظه غریب، در آن محاق مظلومیت با سر و موی آشفته حضور یافته باشد، سرعباس را پیش از آنکه به زمین بیفتد، بر دامن گرفته باشد و گفته باشد:
    فرزندم! پسرم! عباسم!
    مادری فاطمه، فرزندی عباس ... جواز ادای لفظ برادر...
    برادر! برادرت را دریاب!

    منبع:
    شجاعی، سید مهدی، ادب در کربلا، صص7-10


    •``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``•

  16. تشكرها 3

    خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), خراباتي (15-04-1390), شکيبا (15-04-1390)

  17. #29
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol.






    میلاد با سعادت سلطان عشق حضرت سید الشهدا (ع)
    و
    روز پا سدار امیر عشق حضرت عباس بن علی (ع)
    و
    روز جانباز و شور عشق حضرت سیدالساجدین

    بر تمام
    محبان مبارکباد


    •``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``•

  18. تشكرها 3

    خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), خراباتي (15-04-1390), شکيبا (15-04-1390)

  19. #30
    عضو خودماني
    شکيبا آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 1,430      تشکر : 6,052
    4,848 در 1,199 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شکيبا آنلاین نیست.

    gol.





    •``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``•

  20. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), خراباتي (15-04-1390)

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •