عوامل حق ستیزی سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
عوامل حق ستیزی
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض عوامل حق ستیزی




    بسیاردیده اید كسانی كه بی سبب با حق، ستیز می كنند و با آن كه حق را می شناسنددر برابر آن می ایستند و یا آن را كتمان می كنند. به این معنا كه اگر دربرابر آن موضع گیری منفی و یا ستیزه جویانه نداشته باشند، دست كم با نوعی خودسانسوری می كوشند بگویند شتر دیدی، ندیدی. از نظر قرآن حق ستیزی وكتمان حق و نیز خودسانسوری در برابر حق و بیان آن امری نكوهیده است. ازاین رو شماری از آیات قرآنی به این مسئله توجه داشته است. نویسنده در این نوشتار با بهره گیری از آموزه ها و تحلیل و تبیین قرآنی كوشیده است تا علل و آثارحق ستیزی را در حوزه های مختلف بیان كند. با هم این مطلب را از نظرمی گذرانیم.


    حق طلبی ، فطرت انسانی
    حق در لغت عربی در كاربردهای متفاوت و متنوعی بكار رفته از جمله به معنای مطابقت و موافقت آمده و به خداوند نیز به عنوان موجودی كه براساس حكمت وفلسفه عقلانی، آفرینش را پدید آورده، حق اطلاق می شود (مفردات الفاظ القرآن الكریم، راغب اصفهانی، ص 246) همچنین به معنای وجوب و ثبوت دربرابر باطل (همان و نیز لسان العرب ج3 ص 255) آمده و به این معنا در چهارمورد به كار رفته است مانند ایجادكننده چیزی براساس حكمت؛ شی ایجاد شده براساس حكمت؛ اعتقاد به چیزی آن گونه كه هست؛ و فعل و سخنی كه به اندازه وبه هنگام باشد (مفردات ص 146) ولی با این همه، آن چه در این نوشتار مورد توجه است سه معنای اخیر آن است.

    از نظر قرآن، انسان به عنوان موجودی مخلوق، گرایش به حق و حق طلبی در وی امری ذاتی است و اگر به باطل گرایش دارد همانند گرایش به نقص و كاستی، امری انحرافی و كژ روی در ذات و ماهیت طبیعی و فطری او می باشد.


    علل حق ستیزی
    خداوند در آیات 71 سوره بقره و نیز 55 سوره انبیاء حق جویی و حقیقت پذیری را به عنوان فطرت و طبیعت سالم انسانی مطرح می كند. در آیه اخیر، حق جویی را درمشركان بت پرست نیز اثبات می كند و علت اینكه آنان برخی از امور را به عنوان حق نمی پذیرند به سبب شك مصداق و یا تغییر در ماهیت و سرنوشت آنان می داند وگرنه مشركان نیز به دعوت های پیامبران پاسخ های مثبت می دادند،اگر آن را به عنوان حق تشخیص می دادند.

    از جمله مواردی كه قرآن برای حق ستیزی برخی با توجه به گرایش طبیعی و فطری آنان به حق بیان می كند، تندخویی و برخوردهای نادرست بیان كنندگان حق است. چنان كه عامل دیگر را نیز سنگدلی اشخاصی می شمارد كه در برابر حق موضع گیری منفی دارند. (حج آیه52 و 54) از دیگر عواملی كه پذیرش حق را سخت می كند آمیختگی حق و باطل باهم است كه تشخیص حق را برای برخی دشوار می كند و این گونه است كه به حق ستیزی رو می آورند.

    خداوند بر این اساس از عالمان و نخبگان جامعه می خواهد برای این كه موجبات حق ستیزی گروهی از مردم را فراهم نیاورند، در بیان حق،روشنگری داشته باشند و با آمیختن حق و باطل، مردم را به گمراهی و ستیز باحق نكشانند. (بقره آیه 42 و نیز آل عمران آیه 71)

    در همین آیات ازنقش كتمان و سانسور حق به هر شكلی و نیز به نوعی از خودسانسوری و عدم بیان حق با تحلیل های نادرست سخن گفته شده است.

    در بسیاری از نشریات ونهادهای علمی و اطلاع رسانی، مشكل كتمان حق (سانسور) و عدم بیان كامل آن به انگیزه ها و علل واهی و باطل (خودسانسوری) انجام می شود. از این روبسیاری از مسایل حق و آموزه های دینی و حتی آموزه های قرآنی كتمان می شودو یا دچار خودسانسوری می گردد.

    در آیات قرآنی آن چه اصالت دارد بیان حق است و خداوند به صراحت بیان می كند كه از بیان حق، حیائی ندارد واستحیا در این باره مساوی با كتمان حق و سانسور و خودسانسوری است. از نظرقرآن تنها چیزی كه باید در بیان حق مراعات شود، حفظ ادب اجتماعی و خودداری از پرده دری است ولی این بدان معنا نیست كه حق یا اصولا گفته نشود و یا به شكلی ناقص و نارسا بیان شود و در نتیجه شبهات بسیاری بر حق و اهل حق وارد گردد.

    سانسور، كتمان حق، التباس حق به باطل، تحریف و تصحیف و مانند آن از نظر قرآن، نوعی فرار از حق است كه ریشه در جهت و یاتغییر سلامت نفس و شخصیت این كسان دارد.

    این درحالی است كه ازنظرخداوند و در بینش قرآنی، حق طلبی و حق جویی امری طبیعی و فطری هر انسانی است و علل و عوامل حق ستیزی را می بایست در جای دیگری جست و با آن مبارزه كرد. حتی اگر این حق ستیزی و یا كتمان آن به ظاهر ریشه در حیا و حفظ آداب اجتماعی و دیگر دستاوردهای ظاهری داشته باشد.

    خداوند در آیه 57 سوره انعام به صراحت اعلام می كند كه خداوند حق را به طور دقیق، به كامل بی هیچ سانسور و خودسانسوری بیان می كند و نسبت به بیان حق چنان كه باید و شاید،حیا نداشته و بی حیایی را دراین بخش درپیش می گیرد؛ زیرا حیا زمانی باید مراعات شود كه حق را تهدید نكند و زمینه التباس و كتمان آن را فراهم نیاورد. از این رو به صراحت می فرماید:والله لایستحیی من الحق (احزاب آیه53)

    درحقیقت در این آیات و مانند آن خداوند بر لزوم بیان حق بدون شرم و حیا تاكید كرده و اجازه نمی دهد كه به بهانه شرم و حیا، كتمان حقی انجام شده و سانسور و خودسانسوری در پیش گرفته شود؛ زیرا آن چه مهم است،بیان حق و راهنمایی مردم به سوی آن است.

    از نظر قرآن خودسانسوری وسانسور حقایق و كتمان آن از مصادیق اعراض از حق و افتادن در گمراهی است وانجام این عمل توسط مؤمنان امری نكوهیده و شگفت آور است. (یونس آیه 32) به این معنا كه چگونه خداوند مطلبی را بی سانسور و كتمان و حیا و شرم بیان میكند، ولی مؤمنان به هر عنوانی آن را سانسور می كنند و حق را به گوش مردم نمی رسانند و بلكه بدتر از همه به تحریف قرآن با ترجمه های ناروا و نارسا می پردازند؟ زیرا به حكم آیه 213 سوره بقره ترویج و تبلیغ حق خواسته خداوند و وظیفه پیامبران و به تبع آنان، تكلیف و مسئولیت مؤمنان است.

    قرآن در آیه 33 سوره فرقان، ارائه حق و بهترین تفسیر حقیقت در برابر سخنان باطل و شبهه انگیز را شیوه درست تبلیغ حق می شمارد و از همه می خواهد كه این شیوه را درپیش گیرند، نه آن كه حق را سانسور و كتمان كنند و یا آن رابه شكل نارسا و ناقص ارائه دهند.


    عوامل و زمینه های حق ستیزی

    باتوجه به مطالب پیش گفته دانسته شده كه كتمان و سانسور حق نوعی حق ستیزی است و به قول معروف دفاع بدكردن، بدتر از دشنام و ستیزه كردن است. كسی كه به عللی چون حیا و شرم، حق را كتمان و سانسور می كند و از بیان آموزه های قرآنی در مراكز تبلیغی دین و منابر مخصوص و صفحات ویژه آن باز می دارد، درحقیقت گرفتار حق ستیزی است هرچند كه به بهانه حفظ حیا و شرم و ادب اجتماعی، این ستیزه و كتمان و سانسور حق انجام پذیرد.

    از دیگر علل وعواملی كه ستیزه با حق را سبب می شود و آدمی را از مسیر طبیعی انسانیت یعنی حق جویی و حق طلبی دور می سازد، می توان به استكبار شخص اشاره كرد.انسان های متكبر به سبب باور بیش از اندازه خود به خود و ظرفیت های خویش در برابر خداوند هستی در عمل اجتماعی گرفتار استكبار می شوند و با هرگونه مصادیق حق به ستیزه می پردازند. خداوند در آیات 75 و 76 سوره یونس در بیان ستیزه جویی فرعون نسبت به حق، به این عنصر به عنوان عاملی اشاره می كند.

    تعصب های جاهلانه به مسایل و اصول باطل و آیین های ناروا و نادرست از دیگرعلل و عواملی است كه موجب كتمان حق، خودسانسوری و سانسور حق و ستیزه جویی با حق می شود. آن چه درباره مؤمنان گفته شده است می تواند مصداقی از این معنا و مفهوم باشد؛ زیرا علت كتمان حق و خودسانسوری مطبوعاتی و رسانه ای درباره آموزه های وحیانی به ویژه در برخی حوزه ها چون حوزه های مسایل جن/سی و حق و حقوق مردم و ظلم های دولتمردان و یا نهادهای دولتی و انتقاد و امربه معروف و نهی از منكر از سران كشوری و لشكری، می تواند آیین های بزرگداشت ناروا از سران و دفاع از اشراف و سران قوم، یا حفاظت بر اصول حیاو شرم و مانند آن باشد كه در آیه 43 سوره سبا به عنوان عامل و زمینه سازكتمان و ستیزه با حق مطرح شده است.

    از دیگر علل و عواملی كه قرآن برای كتمان حق و ستیزه نسبت به آن بیان می كند، جرم و جنایت است. كسانی كه خود گرفتار جرم و جنایت و خیانتی هستند برای این كه در آب گل آلود حق وباطل ماهی بگیرند، حاضر نمی شوند تا حق چنان كه هست با شفافیت مطرح شود وحقیقت چهره خویش را بنمایاند. از این رو قرآن مجرمان را به عنوان حق ستیزان معرفی می كند. آیات بسیاری به این مهم توجه می دهد كه می توان به آیاتی چون 8 سوره انفال و 75 و 76 و 82 سوره یونس و آیات 74 تا 78 سوره زخرف اشاره كرد.

    در این آیات به خوبی نشان داده شده است كه یكی ازعلل حق ستیزی را می توان در جرم افراد پی گیری و ردگیری كرد. اصولا انسانهای مجرم می كوشند تا حق، خودنمایی نكند تا بتوانند در كمال آرامش در پس ابری ضخیم و آمیخته از حق و باطل، كارهای خویش را پیش برند. این گونه است كه همواره از تحقیق و تفحص نهادهای نظارتی فرار می كنند و امر به معروف ونهی از منكر را ناخوش دارند و به ستیزه با هرگونه تفكر شفاف سازی میپردازند.

    عامل دیگری كه قرآن برای حق ستیزی و كتمان حق بیان می كند حسادت برخی از افراد است. حسادت موجب می شود تا شخص به انكار حق بپردازد ویا حتی به مبارزه با آن برخیزد. بسیار دیده شده است كه دوستان و بستگان وآشنایان تنها به سبب حسادت، از حق گویی پرهیز می كنند و حتی مطالب و مسایل را به گونه ای دیگر جلوه می دهند. از این رو خداوند در آیه 109 بقره حسادت افراد نسبت به دیگران را یكی از علل و عوامل حق ستیزی و كتمان حق و سانسورو خودسانسوری معرفی و مطرح می كند.


    آیه 43 سوره سبا عامل مهم دیگررا كه موجب می شود افرادی به جنگ و ستیزه با حق اقدام كنند، كفر می شمارد؛زیرا كفر به معنای پوشاندن حق است و افرادی كه كافر هستند، همواره دراندیشه آن هستند كه حق آشكار نشود تا بتوانند كارهای خویش را پیش برند.

    دست یابی به متاع دنیوی (بقره آیات 174 تا 176) نفاق (توبه آیه 48) شرك(انبیاء آیه 112) تعصب های اهل كتاب (بقره آیه 176) و حسادت های آنان(بقره آیه 109) و تغییر در برخی از مواضع اهل حق (بقره آیه 144) از دیگرعلل مصداقی و عوامل عینی است كه قرآن برای كتمان حق و حق ستیزی افراد بیان می كند.


    آثار حق ستیزی

    خداونددر آیات 174 تا 176 سوره بقره حق ستیزی به انگیزه دست یابی به متاع دنیوی را در پی دارنده عذاب دردناك در آخرت می شمارد و در آیات 5 و 6 سوره انعام و 5 سوره غافر تشریح می كند كه بسیاری از امت های پیشین به سبب حق ستیزی ویا كتمان حق و سانسور و تغییر و تحریف و مانند آن دچار هلاكت و عذاب های سخت در دنیا شده اند.

    بر این اساس می توان گفت كه حق ستیزان از اهل كتمان و سانسور و خودسانسوری باید مواظب باشند تا خشم خدا را در دنیا به جان خویش نخرند و گرفتار عذاب های دنیوی و یا اخروی نشوند.

    خداوند در آیات 60 و 61 آل عمران كسانی را كه در برابر حق لجاجت می ورزند و به تكذیب آن می پردازند به عنوان ملعون می شمارد و آنان را مستحق لعن و نفرین می داند و به آنان هشدار می دهد كه با این كار از رحمت خداوندی دور خواهندشد.

    حق ستیزی موجب می شود تا انسان ها نسبت به دیگری روش های نابهنجار رفتاری در پیش گیرند و بی جهت مردم را به اموری متهم سازند.ازاین رو خداوند در آیات 69 و 70 سوره مؤمنون حق ستیزی را عامل متهم سازیدیگران به امور ناروا و نادرست و باطل می شمارد.

    انحراف در بینش ونگرش و ارائه تفسیرهای غلط و ناروا از مسایل، از جمله آثار حق ستیزی افراداست كه در آیات 5 و 6 سوره انعام به آن اشاره شده است. این مسئله را میتوان به شكل بارز در احزاب و جناح بندی های سیا/سی جست وجو كرد؛ زیرا حق ستیزی آنان موجب می شود تا تفاسیر نادرستی از كارها و عملكرد دیگران ارائه دهند و همواره از یك زاویه دید بسته به مسایل بنگرند و آن را تحلیل وتفسیر كنند.

    محاجه با حق و مباهله با اهل آن (آل عمران آیات 60 و61)، گرایش به كفر و افزایش آن (مؤمنون آیات 69 و 70)، گرفتار شدن درگمراهی و ضلالت (بقره آیات 174 و 176)، محرومیت از خودسازی و تزكیه نفس وبهره مندی از یاری خداوند در تزكیه آن (همان) و نیز محرومیت از لطف و توجه و محبت ویژه خداوندی (همان) از دیگر آثاری است كه خداوند در قرآن برای حقستیزی بیان داشته است.

    هر یك از این آثار، خود آثار و تبعات وپیامدهای دیگری به دنبال دارد كه پرداختن به همه آنها در این نوشتار كوتاه ممكن نیست. از این رو به همین مقدار بسنده می شود. باشد با تصحیح در رفتارخویش، از حق ستیزی به هر شكلی خودداری كرده و از تزكیه الهی و رحمت و فضل خداوندی خود را محروم نسازیم ولو این كه این حق ستیزی را به عنوان سانسورو خودسانسوری و حیا و ادب اجتماعی و مانند آن انجام دهیم.
    عوامل حق ستیزی

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •