▐*☼* ▐ويژه نامه ولادت با سعادت زينت عابدان، امام سجاد (ع)▐*☼* ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐*☼* ▐ويژه نامه ولادت با سعادت زينت عابدان، امام سجاد (ع)▐*☼* ▐
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 41
  1. #31
    عضو كوشا
    روزهای ابری آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    نوشته : 143      تشکر : 43
    275 در 113 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    روزهای ابری آنلاین نیست.

    پیش فرض مديريت زبان از نگاه امام چهارم(ع)





    «و اما حق اللسان فاكرامه عن الخناء و تعويده على الخير وحمله على الادب و اجمامه الا لموضع الحاجه و اعفائه عن الفضول. الشنعه القليله الفائده التى لايومن ضررها مع قله عائدتها.
    و يعد شاهد العقل و الدليل عليه و تزين العاقل بعقله و حسن‏سيرته فى لسانه و لا قوه الا بالله العلى العظيم.»
    اما حق زبان اين است كه آن را با سخن ياوه نگفتن گرامى‏بدارى.(و نيز)به نيكى عادت دهى. به ادب و نزاكت وادارى. جز درمورد نياز جلويش را بگيرى. از زياده گويى‏هاى زننده، بيهوده وكم فايده كه نفعى ناچيز دارند و مفسده‏انگيز و زيان آورند. دورش سازى.

    shamshamsham


    زبان شاهد و دليل عقل است. آراستگى و زيبائى عاقل را بايد درعقلش جستجو كرد; و حسن منش عاقل را بايد از زبان و كلامش فهميد; و هيچ نيرويى نيست مگر از خداى على و عظيم.
    خداوند زبان را براى بيان معانى، مقاصد و اغراض درونى وپنهانى به انسان داده است.
    وقتى آفريدگار حكيم مقرر داشت انسان در اين جهان پر از نياززندگى كند، اسباب و ابزار رفع نياز را نيز در اختيارش گذاشت. يكى از چيزهايى كه انسان در اين جهان بدان نياز دارد، وسيله‏ى‏تفهيم مقاصد درونى به ديگران يعنى زبان است.

    sham

    ارزش هر نعمت‏به شكل و نوع و شيوه استفاده از آن نعمت وموهبت وابسته است. اگر نعمت و موهبتى طبق اصول و ضابطه‏هاى معقول و به اصطلاح كماهو حقه مورد استفاده قرار گيرد، قيمت و اهميت آن فزونتر وموقعيت آن بهتر خواهد بود.
    زمينهاى كشاورزى و زراعى فراوان و آبهاى وحشى و بدون كنترل‏وقتى ارزشمند و داراى اهميت است. كه بتوانيم مطابق ضابطه‏ها وروشهاى معقول آنها را به ثمر دهى برسانيم. اگر چنين نباشد، آن همه زمين و آب براى ما داراى اهميت وارزش نخواهد بود.
    دست انسان را كه يكى از موهبتهاى خدا است. ملاحظه كنيد; اهميت آن تنها در بودنش نيست. اهميت آن بسته به اين است كه‏ببينيم چگونه بايد از آن استفاده كنيم، در چه چيز و در كجا آن‏را به كار اندازيم و آن را ابزار كدام كار قرار دهيم؟
    در سخن جامع، اهميت دست تنها در بودنش نيست; دست‏با اهميت،دست عمل كننده و شاغل است و اهميت ست‏شاغل هم به نوع و كيفيت‏كارى كه انجام مى‏دهد، بستگى دارد. اگر دست‏به كار بهتر ونافعتر و پربهاتر پردازد، اهميت و ارزش بيش‏تر دارد.



    چيستى كار زبان و كيفيت مطلوب در كار زبان

    امام چهارم، حضرت امام زين العابدين(ع)، در رساله حقوقى‏اش‏درباره شيوه استفاده درست، منطقى و مشروع از زبان مى‏فرمايد:

    1- با زبان خود سخن ناهنجار و ياوه نگوييد; دور كردن زبان‏از سخن ياوه، احترام كردن به زبان و ارزشمند شمردن آن است.
    2- زبان را به نيكى و خير عادت دهيد.

    از كلمه عادت دادن، استفاده مى‏شود كه:
    الف- بايد همواره مراقب زبان باشيم تا با استمرار و مراقبت،«سخن خوب گفتن‏» عادت زبان شود.
    ب- انسان در طبيعت‏خود در مورد زبانش موجودى بى بند و باراست و به طبيعت‏خود، جلو فساد و خلاف زبانش را نمى‏گيرد، پس بايدانسان در مورد زبان خود به اعمال روش بپردازد. و آن را در جهت‏خير و نيكى كاناليزه كند.

    البته اين امر امكان‏پذير نيست مگر به‏وسيله انديشيدن در عواقب سوء آزادگذاشتن زبان و عادت دادن آن‏به خير و نيكى; به عبارت روشن‏تر، اصلاح زبان كارى تخصصى است وبرنامه و طرح و دستور مى‏خواهد نه يك كار طبيعى كه به طورخودكار انجام شود.
    تجربه ثابت كرده كه نفوذ عادت در انسان، مانند تقليد و تعصب،از نفوذ عمل و قانون و مذهب و علم بيشتر است. بر اين اساس،بايد از نفوذ عادت در راه جلوگيرى از ناهنجار گويى زبان‏استفاده كرد.

    sham

    ادعاى ما به آسانى قابل اثبات است:
    بسيارى، در روزنامه يا مجله، درباره زيانهاى بهداشتى تماسهاى‏آلوده جنسى، سيگار، مواد مخدر، مشروبات الكلى، ربا، قمار واحتكار مطالعه مى‏كنند; ولى بعد از مطالعه بلافاصله سيگارى آتش‏مى‏زنند يا به مواد مخدر و ... روى مى‏آورند.
    مى‏دانيد چرا به نداى عقل، دانش، روزنامه و مجله گوش نمى‏دهند؟ سببش قدرت عادت است. آگاهى آنان در باره آن امور زيانبار به‏اندازه‏اى نيست كه در مقابل يك عادت عميق و ريشه دار مقاومت‏كند.

    تاثير و نفوذ عادت خوب هم همين طور است; يعنى اگر به چندين‏دليل، خوبى گفتار را به اثبات برسانى، همه دلايل شما نمى‏تواندكسى را كه به گفتار نيك عادت كرده، از سخن زيبا گفتن باز دارد.
    بر اين اساس، امام چهارم(ع)عادت دادن زبان به سخن خوب گفتن‏را يكى از حقوق زبان و يكى از وظايف انسانى ما در برابر نعمت‏زبان معرفى مى‏فرمايد.

    3- حق‏سوم زبان‏اين است‏كه آن‏را به‏ادب وادارى. مراد(ادب لفظى كه به جنبه‏هاى ادبى سخن گفتن مربوط مى‏شود. نيست، بلكه منظور مراعات ادب معنوى است; يعنى همراه بودن مضمون‏كلام با ادب و احترام; براى مثال اگر بستانكار به بدهكار بگويد: «اگر امكان داريد; لطفا سند بدهى خود را از ما بگيريد.» دراينجا طلبكار جمله‏اى به كار گرفته كه مضمونى مودبانه واحترام‏آميز دارد; يعنى جمله بار ادب معنوى دارد، نه بار ادب‏لفظى.
    اگر در مقام مطالبه، به جاى جمله اول، بگويد: «چرا چنين‏مردمى هستيد؟، چرا در دادن طلب ما مسامحه مى‏كنيد؟، چرا به موقع‏نيامدى؟ شما قابل ترحم نيستيد.» نه از ادب لفظى پيروى كرده ونه از ادب معنوى و مضمونى؛
    و اگر در همان مورد بگويد: «سند بدهى خود را كه همواره‏مانند سايه مرگ شما را دنبال مى‏كند و مثل عقاب بر پيكر نحيف‏شما پنجه انداخته و مثل سرطان در اعماق جان و جسم شما ريشه‏دوانيده است. از ما بگيريد و آرامش فكرى را به روح خودتان بازگردانيد.» از ادب لفظى و معنوى هر دو پيروى كرده است.

    از كلمه وادار كردن استنباط مى‏شود كه زبان از يك طغيان وسركشى ويژه اطاعت مى‏كند، طبع فرمانبرى ندارد و عبد الشيطان‏است; پس بايد او را به عبوديت وادار كرد.
    اغلب قدرتمندان و زورمداران جهان زبانهاى جلف و بى مهابا ودريده‏اى دارند و زبانهايشان هم مثل خودشان بى شرم و حيااست.

    4- حق چهارم زبان اين است كه جلوى آن را، جز در جايى كه نفع‏مادى و معنوى دارد و گفتن مورد نياز است، بگيرى.
    پس سخن گفتن وقتى منطقى و قابل توجيه است كه متضمن نفع مادى،معنوى يا هر دو باشد.
    5- حق پنجم زبان اين است كه آن را از زياده گوييهاى زننده وبيهوده كه نفعى ناچيز دارند و مفسده‏انگيز و زيان آورند. دورسازى; يعنى آنجا كه سخن گفتن متضمن ده درصد نفع و نود درصدزيان است، بايد زبان را از سخن بازدارى.

    sham

    در حديث آمده است: وقتى مى‏خواهيد صبح زود از خانه بيرون بياييد، تمامى اعضا وجوارح شما با التماس و خواهش زياد زبان شما را مورد خطاب قرارداده، مى‏گويند:
    اى زبان! ما(اعضا و جوارح)از شما مى‏خواهيم و انتظار داريم‏وقتى كه با مردم حرف مى‏زنيد مواظب حرفهايتان باشيد و فحش،ناروا و دروغ نگوييد; زيرا خطر اينها دامنگير ما اعضا و جوارح‏خواهد شد; پس التماس ما را بپذير.






    ▐*☼* ▐ويژه نامه ولادت با سعادت زينت عابدان، امام سجاد (ع)▐*☼* ▐

  2. تشكرها 4


  3. #32
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در فراز یكى از بیانات امام چهارم آمده است:
    «یكى از دو گناهى را كه خداوند مورد آمرزش قرار نمى‏دهد، ضایع كردن حقوق برادر دینى است.»

    در رساله حقوقى كه از ایشان به یادگار مانده است، طى 50 ماده «حقوق انسان‏ها» را مطرح نموده و ضامن آن را ایمان و اعتقاد مسلمانان و وجدان انسانها و نظام برخاسته از ایمان مى‏داند.
    امام در این منشور منور راههاى رفتار و سلوك انسانى و بنیان نهادن فرهنگ و تمدن بشرى را بر اصولى استوار نموده‏اند كه تمامى عوامل آرامش روحى و مصونیت آن از هر گونه آشوب و آشفتگى، به وفور در آن مشاهده مى‏گردد. امامى كه بصیرتى عمیق و گسترده نسبت‏به حالات انسان‏ها، زندگى و روابط آنان دارد، حقوقى را بر ایشان مقرر نموده و همه را مسؤول رعایت و پاسدارى از آن قرار داده‏اند تا بدان وسیله بنیاد «جامعه اسلامى‏» به تمام و كمال ایجاد شود. اما قبل از آنكه هریك از این حقوق را بیان فرمایند، به اجمال و اختصار به آنها پرداخته‏اند كه در فرازى از آن تاكید نموده‏اند: «بزرگ‏ترین حقوقى كه خداوند بر تو واجب كرده است، حقوقى مى‏باشد كه نسبت‏به خود تو بر تو واجب گردانیده كه اساس همه حقوق بوده و تمام آنها از آن نشات گرفته است.» و پس از برشمردن این حقوق، مى‏فرمایند: «خوشا به حال كسى كه خداوند او را براى اداى این حقوق واجب یارى كرده و او را موفق و ثابت قدم بدارد.»


    سى و یكمین حق از این حقوق، «حق همسایه‏» است كه امام این گونه مطرح فرموده است:
    اما حق همسایه این مى‏باشد كه وقتى غایب است، حرمت و حقوق او را در نبودنش از هر جهت‏حفظ كنى و چون حاضر است، تكریمش نمایى و او را احترام كنى و در هر حالى به او كمك نمایى. براى پى‏بردن به عیب‏ها و لغزش‏هاى او تفحص و جستجو ننمایى و اگر هم ناخودآگاه از عیب او مطلع شدى، در خصوص دانسته‏هاى خویش نسبت‏به معایب او بسیار پرده‏پوش باش كه اگر بخواهند با نیزه‏هایى دلت را بشكافند و به اندرونت دست‏یابند، موفق نشوند. به سخنان ناآگاهانه وى وقعى مگذار و اعتنا نكن، در سختى‏ها رهایش مكن و اگر امكاناتى دارد، بر او رشك مورز. از لغزش او درگذر و خلافش را اغماض نما و اگر ندانسته به تو بدى كرد، متانت‏به خرج بده و بردبار باش. مبادا بدرفتارى كنى. اگر كسى خواست درباره او زبان به بدگویى بگشاید، جلوگیرى كن و اگر فردى خواست مكرى درباره‏اش به اجرا بگذارد، با دلسوزى این نقشه را خنثى كن و با كرامت و بزرگوارى با وى معاشرت نما. هیچ نیرو و توانى به جز خدا نیست (پس از آن كمك بگیر).»
    امام سجاد علیه السلام در این فراز از رساله حقوق براى همسایگان اهمیت فوق‏العاده‏اى قائل گردیده و مراعات حقشان را سفارش نموده است. هدف از این تاكیدها و توصیه‏ها و اهتمام و عنایت‏به امور و شئون همسایگان ایجاد همبستگى اجتماعى و احیاى اخوت دینى در میان «جوامع اسلامى‏» است تا در پرتو این انسجام، محبت و مودت شكل متقابل و فراگیرى به خود گیرد و هرگونه اختلاف، بدبینى، بددلى و سوء تفاهم از دل‏ها رخت‏بربندد و مردم براى رشد فضایل و مكارم گام بردارند.
    امام از پیروان خویش مى‏خواهد وقتى مصائبى براى همسایه‏اى پیش مى‏آید، او را تنها نگذارند و به امدادش بشتابند; زیرا وقتى فرد مصیبت دیده، خود را در توفانى از حوادث و بلایا مشاهده كرد، دچار فشار روحى و روانى شدیدى مى‏شود و اگر با او همفكرى و همكارى نشود و در جهت نجات دادن وى از شدائد و ناگوارى‏ها اقدام نشود، هجوم ناگوارى‏ها ذهن و دلش را پژمرده نموده و نشاط روحى و آرامش روانى را از وى سلب مى‏كند; آدمى با این وضع ناگوار نمى‏تواند در امور اجتماعى و برنامه‏هاى انسان‏ساز اسلامى حضورى مؤثر و فعال داشته باشد.
    به علاوه وقتى ما با همسایه خود ارتباط برقرار مى‏كنیم، باید شئونات وى را كاملا حفظ كنیم و به گونه‏اى نباشد كه در معاشرت با ما، ارج و منزلت اجتماعى وى تنزل یابد. رعایت این حقوق، غیر از آنكه شبكه روابط اجتماعى را در جامعه مسلمانان استحكام مى‏بخشد و دوستى و عواطف عالى را بین آنان رواج مى‏دهد، موجبات رشد، پویایى و كمال یابى آنان را فراهم مى‏سازد.


    البته حقوق مذكور متقابل است و مجاورت مسلمانان با یكدیگر تعهد ایجاد مى‏كند. در رعایت‏حق همسایه هیچ كس نمى‏تواند ادعا كند به همكارى و مساعدت دیگران نیازى ندارد. زیرا قرآن كریم مى‏فرماید: «و تعاونوا على‏البر والتقوى‏» و در این همكارى در نیكى و تقوا، استثنا و تخصیص وجود ندارد.
    ▐*☼* ▐ويژه نامه ولادت با سعادت زينت عابدان، امام سجاد (ع)▐*☼* ▐


  4. #33
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض








    جشن میلاد امام چارمین آمد پدید
    روز وجد مؤمنات و مؤمنین آمد پدید
    درّة التّاج فضیلت جوهر علم لدن
    حضرت سجّاد زین العابدین آمد پدید

    یك فلك مجد و كرامت یك جهان اجلال و فرّ
    در رخ انسان به چهرى دلنشین آمد پدید
    یك جهان تسلیم یك عالم رضا یك دهر
    فضل آسمانى آفتابى بر زمین آمد پدید

    فُلك دریاى ولایت موج اقیانوس فضل
    خازن علم الهى، قطب دین آمد پدید
    نور چشم خامس آل عبا زین العباد
    شافع عصیان به روز واپسین آمد پدید

    عرشیان، انگشت عبرت بر دهان دارند از آن
    كاین چنین گوهر چه سان از ماء و طین آمد پدید
    عابدین را گاه رنج آرام جان آمد زره
    ساجدین را روز غم یار و معین آمد پدید

    آنچه را مى‌جست دل در آسمان‌ها قرن‌ها
    در زمین آن مقتداى آن و این آمد پدید
    چرخ هستى را چنان شمس الضّحى آمد عیان
    بحر ایمان را چنین درّ ثمین آمد پدید

    مجمع البحرین دانش، مخزن الاسرار حقّ
    فیض سرمد، متن قرآن مبین آمد پدید
    كاخ ایمان را از او ركنى ركین شد آشكار
    ملك هستى را از او حصنى حصین آمد پدید

    وارث تخت «سلونى» تاجدار «هل اتى»
    حضرت طاها جناب یا و سین آمد پدید
    از پى آوردن تبریك میلادش ز عرش
    باز گویا در زمین روح الامین آمد پدید

    بازگو «طایى» براى میمنت بر شیعیان
    روز میلاد امام چارمین آمد پدید
    ▐*☼* ▐ويژه نامه ولادت با سعادت زينت عابدان، امام سجاد (ع)▐*☼* ▐

  5. تشكرها 2


  6. #34
    عضو كوشا
    روزهای ابری آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    نوشته : 143      تشکر : 43
    275 در 113 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    روزهای ابری آنلاین نیست.

    پیش فرض امام سجاد (ع) فاتح قلبها




    مقدمه
    بى‏ترديد يكى از مهم‏ترين رازهاى توفيق پيشوايان معصوم عليهم السلام در طول حيات و بعد از شهادت آن بزرگواران، جايگاه معنوى و شخصيت والايشان در قلوب انسان‏هاى مشتاق فضائل و كمالات بوده است . از آنجا كه حضرات معصومين عليهم السلام هركدام در عصر خويش به عنوان اسوه كامل انسانيت و بارزترين نمونه كمالات و صفات انسانى بوده‏اند و عموم مردم فطرتا چنين صفاتى را دوست دارند; به اين جهت، به امامان معصوم عليهم السلام به ديده محبت و عشق مى‏نگريسته‏اند . حتى دشمنان آن بزرگواران با اعتراف به اين حقيقت انكارناپذير، بارها زبان به ستايش پيشوايان معصوم گشوده و مناقب و افتخارات آنان را به ديگران يادآور شده‏اند .
    در اين فرصت، مرورى كوتاه بر جايگاه معنوى حضرت زين‏العابدين عليه السلام در جامعه و برخى علل محبوبيت آن پيشواى راستين خلق در دلهاى مشتاق، خواهيم داشت‏باشد كه ما نيز با پرورش محبت روزافزون آن امام همام، دلهايمان را از زنگار جهل و خرافه‏ها زدوده و در پرتو دوستى اهل بيت عليهم السلام گامهاى سعادت آفرين به سوى كمال برداريم . ان شاء الله
    ناگفته نماند كه مقصود ائمه اطهار عليهم السلام جلب رضايت مخلوق در مقابل سخط و خشم خالق نبوده است;
    زيرا:
    الف) ساختار شخصيت آن بزرگواران و رفتار و كردارهاى پسنديده‏شان طبيعتا با فطرت مردم سازگار بوده و انسان‏هاى پاك فطرت و عموم مردم عادى به ديده محبت و احترام به آنان مى‏نگريستند .
    ب) چون امامان معصوم عليهم السلام براى هدايت مردم و پيشبرد مقاصد الهى خود به مقبوليت اجتماعى نياز داشتند تا آنجا كه اهداف الهى و اصول مسلم اسلام اجازه مى‏داد، سعى مى‏كردند افكار عمومى و رضايت مردم را در راستاى ارزش‏هاى معنوى جلب كرده و آنان را در مقابل اهل باطل بسيج نمايند . چنان‏كه بارها از اين نيروى عظيم بر ضد ستمگران و زورگويان بهره مى‏بردند .

    البته هرگاه هم كه مردم آن بزرگواران را همراهى نمى‏كردند، ائمه اطهار عليهم السلام به دنبال اهداف الهى خود مى‏رفتند و از مردم زمانه خود كه جانب باطل را انتخاب كرده بودند، فاصله مى‏گرفتند .
    به همين علت امام سجاد عليه السلام به مردى كه مى‏گفت: «اللهم اغننى عن خلقك; خدايا! مرا از اين مردم بى‏نياز كن .» اعتراض كرده و فرمود:
    «بى‏نيازى از مردم، ممكن نيست و انسان در هر صورت در زندگى دنيوى به ارتباط مردم نياز دارد بلكه چنين دعا كن: اللهم اغننى عن شرار خلقك; خدايا! مرا از مردم شرور و بدسرشت‏بى‏نياز كن .»







    جوانمردى و ايثار

    از عوامل مهمى كه شخصيت والاى حضرت سجاد عليه السلام را در منظر ديگران محبوب ساخته بود و اطرافيان، دوستان، غلامان و كنيزان آن حضرت با تمام وجود به امام عشق مى‏ورزيدند، خصلت پسنديده «عفو، گذشت و جوانمردى‏» بود . در اين راستا امام سجاد عليه السلام از يك شيوه كارآمد و پسنديده تربيتى بهره مى‏گرفت . امام صادق عليه السلام فرمود: در طول ماه مبارك رمضان، حضرت على بن الحسين عليه السلام در مورد غلامان و كنيزان و ساير زيردستان خود روش عفو و گذشت را به كار مى‏گرفت‏به اين ترتيب كه هرگاه غلامان و كنيزان آن حضرت خطائى را مرتكب مى‏شدند، آنان را تنبيه نمى‏كرد .

    آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفترى ثبت كرده و تخلفات هركس را با نام و موضوع تخلف مشخص مى‏نمود . در آخر ماه همه آنان را جمع كرده و در ميان آنان مى‏ايستاد . آنگاه از روى نوشته، تمام خطاها و اشتباهاتشان را كه در طول ماه رمضان مرتكب شده بودند، برايشان يادآور مى‏شد و به تك تك آنان مى‏فرمود: فلانى! تو در فلان روز و فلان ساعت تخلفى كردى و من تو را تنبيه نكردم، آيا به ياد مى‏آورى؟!
    فرد خطاكار هم مى‏گفت: بلى، اى پسر رسولخدا! و تا آخرين نفر اين مطالب را متذكر مى‏شد و آنان به اشتباهات و خطاهاى خود اعتراف مى‏كردند .

    آنگاه به آنان مى‏فرمود: با صداى بلند به من بگوييد: اى على بن الحسين! پروردگارت تمام اعمال و رفتار تو را نوشته است چنان‏كه تو اعمال ما را نوشته‏اى; نزد خداوند نامه اعمالى هست كه با تو به حق سخن مى‏گويد و هيچ عمل ريز و درشتى را فروگذارى نمى‏كند، و هرچه انجام داده‏اى، به حساب آورده و تمام اعمالت را نزد او حاضر و آماده خواهى يافت، همچنان‏كه ما اعمال خود را در نزد تو آماده و ثبت‏شده ديديم . پس ما را ببخش همان طور كه دوست دارى خدا تو را ببخشد .

    اى على بن الحسين! به‏ياد آر، آن حقارت و ذلتى را كه فرداى قيامت در پيشگاه خداى حكيم و عادل خواهى داشت; آن پروردگار عادل و حكيمى كه ذره‏اى و كمتر از ذره‏اى به كسى ستم روا نمى‏دارد و اعمال بندگان را همچنان‏كه انجام داده‏اند، به آنان عرضه خواهد كرد و حسابگرى و گواهى خدا كافى است . پس ببخش و عفوكن تا پادشاه روز قيامت از تو عفو كرده و درگذرد . چنان كه خودش در قرآن مى‏فرمايد:

    «وليعفوا و ليصفحوا الا تحبون ان يغفرالله لكم والله غفور رحيم‏» ; بايد ببخشند و عفو كنند . آيا دوست نداريد خداوند شما را بيامرزد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است .


    امام سجاد عليه السلام اين كلمات را براى خويش و غلامان و كنيزانش تلقين مى‏كرد و آنان باهم تكرار مى‏كردند و خود امام عليه السلام كه درميان آنان ايستاده بود، مى‏گريست و با لحنى ملتمسانه مى‏گفت:

    «رب! انك امرتنا ان نعفوا عمن ظلمنا فنحن قد عفونا عمن ظلمنا كما امرت، فاعف عنا فانك اولى بذلك منا و من المامورين;
    پروردگارا! تو به ما فرمودى از ستمكاران خويش درگذريم، همان طور كه فرمودى، ما از كسانى كه به ما ستم كرده‏اند، درگذشتيم، توهم از ما درگذر! كه در عفوكردن از ما و از تمام ماموران برترى .»

    پس از اين برنامه عرفانى و تربيتى، امام سجاد عليه السلام خطاب به خدمتگزاران خويش مى‏فرمود:
    من شما را عفو كردم، آيا شما هم من و بدرفتارى‏هاى مرا كه فرمانرواى بدى براى شما و بنده فرومايه‏اى براى فرمانرواى بخشاينده عادل و نيكوكار بوده‏ام، بخشيديد؟!

    همگى يكصدا مى‏گفتند: با اينكه ما از تو، جز خوبى نديده‏ايم، تو را بخشيديم . آنگاه به آنان مى‏فرمود: بگوييد: خداوندا! از على بن الحسين درگذر! ، همان طور كه او از ما درگذشت . او را از آتش جهنم آزاد كن، همان طور كه او ما را از بردگى آزاد كرد .

    آنان دعا مى‏كردند و امام چهارم عليه السلام آمين مى‏گفت و در پايان مى‏فرمود: برويد! من از همه شما عفو كردم و آزادتان مى‏كنم به اميد اينكه خدا نيز عفو كرده و آزادم كند .

    حضرت زين العابدين عليه السلام در روز عيد فطر آنقدر به خدمتگزاران خود جايزه و هديه مى‏بخشيد كه از ديگران بى‏نياز مى‏شدند . سيره امام سجاد عليه السلام چنان بود كه هرگاه بنده‏اى را در اول سال يا وسط سال مالك مى‏شد، بعد از يك دوره آموزش و اعمال شيوه‏هاى تربيتى صحيح، در شب عيد فطر آزادش مى‏كرد . آن بزرگوار بندگان سياه را كه هيچ‏گونه نيازى به آنان نداشت، مى‏خريد و در عرفات بعد از مراسم عرفه همراه هداياى قابل توجهى آزادشان مى‏ساخت . و به اين ترتيب امام، بردگان را نه تنها در بعد جسمانى بلكه از افكار و انديشه‏هاى خرافى، جهل و غفلت رها مى‏ساخت .


    لذا تربيت‏يافتگان مكتب حضرت على بن الحسين عليه السلام از ذلت غفلت و خرافه پرستى به اوج عزت معنوى و عرفانى نائل مى‏شدند . و بيچاره‏ترين بردگان عصر آن حضرت در اثر ارتباط با درگاه امامت، به رهبران جامعه و عارفان خداجوى و عالمان ربانى مبدل مى‏گشتند .
    سعيد بن جبير، سعيد بن مسيب، ابواسحاق بن عبدالله سبيعى، سالم بن ابى حفصه، شرحبيل بن سعد، عبدالله بن دينار، ابوخالد كابلى، محمد بن شهاب زهرى، معروف بن خربوذ مكى، يحيى بن ام طويل، حبابه والبيه و ... از جمله تربيت‏يافتگان مكتب حضرت سجاد عليه السلام مى‏باشند .
    اين شيوه خداپسندانه امام چهارم عليه السلام موجب شد كه دوست و دشمن، كوچك و بزرگ و مرد و زن از اعماق وجود خويش آن حضرت را دوست‏بدارند .
    آرى! محبوبيت اجتماعى آن حضرت، رهين كردارهاى انسانى و كمالات الهى‏اش بود تا آنجايى كه خلفاى بنى اميه نيز به آن اعتراف مى‏كردند .


    ابن شهر آشوب مى‏گويد: امام سجاد عليه السلام در نزد عمر بن عبدالعزيز (هفتمين خليفه اموى) حضور داشت; هنگامى كه آن حضرت از نزد او بلند شده و بيرون رفت، عمر بن عبدالعزيز رو به اطرافيانش كرده و گفت: بهترين و شريف‏ترين مردم به نظر شما امروزه كيست؟ همه گفتند: شما اى خليفه! او گفت: نه، هرگز! بهترين و شريف‏ترين مردم همين فردى است كه الآن از حضور ما بيرون رفت! او چنان قلبها را به خود متمايل ساخته است كه همه دوست دارند مثل او باشند اما او هيچگاه آرزو نمى‏كند كه به جاى يكى از ماها باشد .


    خدمتگزارى به نيازمندان

    حضرت على بن الحسين عليه السلام در عرصه خدمت‏به محرومان آنچنان درخشيده، كه موجب اعجاب و شگفتى همگان گرديد و آنان خواهى، نخواهى دوستدار حقيقى امام سجاد عليه السلام گرديدند .

    زمانى كه تاريكى شب همه جا گسترده مى‏شد و چشمهاى مردم به خواب مى‏رفت، آن حضرت اموال موجود خود را از درهم و دينار جمع مى‏كرد و نان و آذوقه را كه فراهم كرده بود، برمى‏داشت و شبانه به منزل محرومان و بينوايان مى‏شتافت . آن حضرت در حالى كه صورت خود را پوشانده بود آذوقه‏ها و هدايا را به دوش مى‏كشيد و در سطح گسترده‏اى به بيچارگان مساعدت مى‏نمود .


    امام باقر عليه السلام فرمود: «كان على ابن الحسين عليه السلام يحمل جراب الخبز على ظهره بالليل فيتصدق; پيشواى چهارم عليه السلام كيسه‏هاى نان را در شبهاى تاريك به دوش مى‏كشيد و به فقرا و نيازمندان تصدق مى‏نمود .» و بر اين انديشه پافشارى مى‏كرد كه: «ان صدقة السر تطفى‏ء غضب الرب; صدقه پنهانى، خشم خداوند را فرو مى‏نشاند .»

    محمد بن اسحاق مى‏گويد: عده‏اى از نيازمندان مدينه عادت كرده بودند كه در ساعات معينى از شب، مرد ناشناسى به كمك آنان بيايد و او را به عنوان صاحب انبان به همديگر معرفى مى‏كردند . و آنان تا روز شهادت امام زين‏العابدين عليه السلام وى را نمى‏شناختند .

    امام باقر عليه السلام فرمود: پدرم حضرت على بن الحسين عليه السلام دوبار براى خدا اموال خود را احسان نمود .
    امام سجاد عليه السلام همواره مى‏فرمود: «سادة الناس فى الدنيا الاسخياء و سادة الناس فى الاخرة الاتقياء; سرور و آقاى مردم در دنيا سخاوتمندان و بخشندگان هستند و در جهان آخرت، پرهيزگاران سرآمد ديگران خواهند بود .»


    زيباترين شيوه معاشرت

    در اينجا به برخى از رفتارهاى پسنديده امام سجاد عليه السلام كه در جذب قلوب و صيد دلهاى مردم تاثير فراوان داشته است، اشاره مى‏كنيم:

    1 . زمخشرى نقل كرده است: هنگامى كه يزيد بن معاويه عامل جنايتكار خود مسرف بن عقبه را به مدينه فرستاد و لشكر وى به قتل و غارت اهل مدينه پرداختند . حضرت زين‏العابدين عليه السلام چهارصد نفر از بانوان بى‏پناه را پناه داد و آن حضرت در كمال سخاوت و جوانمردى از آنان پذيرايى نمود . هنگامى كه لشكر مسلم بن عقبه از مدينه بيرون رفت، آن بانوان گفتند: به خدا قسم! در كنار پدر و مادرمان اين چنين زندگانى خوش و آرامش روحى و روانى نداشته‏ايم كه در سايه عطوفت و محبت اين مرد شريف (حضرت سجاد عليه السلام) در اين مدت بحرانى اين چنين در آرامش و در كمال احترام به سر برديم .


    2 . امام صادق عليه السلام فرمود: حضرت سجاد عليه السلام هرگاه مسافرت مى‏رفت، سعى مى‏كرد با كاروانى سفر كند كه او را نشناسند و شرط مى‏كرد كه در طول سفر يكى از خدمتگزاران به همسفرانش باشد . يك بار كه با افرادى ناشناس به مسافرت رفته بود، مردى آن حضرت را ديده و شناخت، بعد به ديگر دوستانش گفت: آيا مى‏دانيد اين آقا كه به شما خدمت مى‏كند، كيست؟ گفتند: نه، نمى‏شناسيم . آن مرد گفت: اين شخص حضرت على بن الحسين عليه السلام است!

    اهل كاروان كه اين جمله را شنيده و امام را شناختند، يكدفعه از جاى خود برخاسته و دست و پاى حضرتش را بوسيدند و عرضه داشتند:

    اى فرزند رسول خدا! آيا مى‏خواهى ما را آتش جهنم فراگيرد؟! اگر خداى نكرده از دست و زبان ما خطائى سر مى‏زد و به شما جسارتى مى‏كرديم، آيا ما تا ابد هلاك نمى‏شديم؟! چه انگيزه‏اى باعث‏شد كه شما به صورت ناشناس به ما خدمت كنيد؟

    امام سجاد عليه السلام فرمود: «هنگامى كه من با عده‏اى آشنا به مسافرت رفتم، آنان به خاطر رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم بيش از استحقاق من، برايم خدمت كرده، عطوفت و مهربانى نثارم كردند . به همين جهت، به صورت ناشناس آمدم كه مبادا شما نيز بيش از حد بر من احترام كنيد . و ناشناس بودن را بهتر مى‏پسندم .»


    بى ترديد اين سيره پسنديده حضرت سجاد عليه السلام برگرفته از كلام حضرت خاتم الانبياء، صلى الله عليه و آله وسلم مى‏باشد كه فرمود:
    «من اعان مؤمنا مسافرا فرج الله عنه ثلاثا و سبعين كربة; هركس به يك مؤمن مسافر يارى و خدمت نمايد، خداوند متعال هفتاد و سه بلا و اندوه را از او زايل خواهد كرد .»


    3 . على بن عيسى اربلى مى‏نويسد: روزى امام سجاد عليه السلام از مسجد بيرون آمد و با مردى كه با آن حضرت عداوت ديرينه داشت، مواجه شد . مرد همين‏كه چشمش به امام افتاد، به حضرت زين‏العابدين عليه السلام جسارت كرده و دشنام و ناسزا گفت . ياران و غلامان امام عليه السلام خواستند كه آن شخص را تاديبش كنند . اما حضرت على بن الحسين عليه السلام فرمود: با او كارى نداشته باشيد . آنگاه به او نزديك شده و گفت: آنچه از صفات و كارهاى ما برتو پوشيده است، بيشتر از آن است كه تو مطلع هستى! سپس با مهربانى و عطوفت تمام فرمود: الك حاجة نعينك عليها; آيا مشكلى دارى كه ما در حل آن تو را يارى نماييم؟!

    مرد با مشاهده اين رفتار انسانى، از كرده خود شرمسار گرديد . اما امام چهارم عليه السلام او را نوازش كرده و عباى ارزشمند خود را به همراه هزار درهم به وى بخشيد .
    بعد از آن واقعه، آن مرد شديدا به امام علاقه‏مند گرديد و در هركجا كه مى‏رسيد، به بيان فضائل و مناقب آن حضرت مى‏پرداخت و خطاب به حضرتش مى‏گفت: به راستى كه تو از فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم هستى .

    اين رفتارهاى آموزنده و انسانى موجب شده بود كه مخالف و موافق، آن حضرت را از اعماق وجودشان دوست‏بدارند و به شخصيت والاى امام سجاد عليه السلام به ديده احترام و عظمت‏بنگرند .


    راز محبوبيت اجتماعى

    محمد بن مسلم بن شهاب زهرى روزى با حالتى افسرده و اندوهگين به حضور امام سجاد عليه السلام آمد . وقتى امام علت ناراحتى وى را پرسيد، گفت: اندوه من از سوى برخى مردم به ويژه افرادى است كه به آنان خدمت كرده‏ام ولى آنها برخلاف انتظارم به من حسد ورزيده و چشم طمع در اموالم دوخته‏اند .

    امام چهارم عليه السلام رهنمودهاى راهگشايى به وى ارائه فرموده و سپس افزود:
    «احفظ عليك لسانك تملك به اخوانك; اگر از زبانت مواظبت كنى، همه دوستان و آشنايانت در اختيار تو خواهند بود [و تو را دوست‏خواهند داشت] .»
    سپس فرمود: «زهرى! كسى كه عقلش كامل‏ترين اعضاء وجودش نباشد، با كوچك‏ترين اعضايش (زبان) هلاك مى‏شود .»


    حضرت سجاد عليه السلام مهم‏ترين رمز توفيق در زندگى را، تواضع و احترام به ديگران دانسته و مى‏فرمايد: «اگر ديدى كه مسلمانان تو را احترام مى‏كنند و مقامت را بزرگ مى‏شمارند، بگو آنها بزرگوارند كه با من چنين رفتار مى‏كنند و اگر از مردم نسبت‏به خود بى توجهى مشاهده كردى، بگو از من خطايى سرزده كه مستوجب چنين بى‏احترامى شده‏ام . هرگاه چنين انديشيده باشى و طبق اين تفكر عمل كنى، خداوند متعال زندگى را برتو آسان كرده، دوستانت زياد و دشمنانت‏به حداقل خواهند رسيد . در اين صورت نيكى‏هاى ديگران تو را خوشحال مى‏كند و از بدى و اذيت‏هاى آنان آزرده نخواهى شد .»


    در اوج محبوبيت

    داستان معروف امام سجاد عليه السلام هنگام زيارت بيت الله الحرام دليل واضحى بر جايگاه والاى معنوى و اجتماعى آن حضرت در عصر خود مى‏باشد . خلاصه آن ماجرا چنين است:
    در زمان خلافت عبدالملك بن مروان سالى پسرش هشام بن عبدالملك به زيارت خانه خدا رفت . اما در اثر ازدحام جمعيت نتوانست «حجرالاسود» را زيارت كند و كوشش اطرافيانش نيز در اين زمينه نتيجه‏اى نداشت . ناگزير براى او در كنار كعبه تختى نصب كردند و وى در آنجا نشسته و به تماشاى حجاج و طواف كنندگان پرداخت . اطرافيان شامى او نيز در كنارش گرد آمده و به اجتماع پرشكوه حج نظاره مى‏كردند .
    در همين حال، ناگهان حضرت سجاد عليه السلام پديدار شد; آن حضرت كه در ميان جمعيت‏با سيمايى زيبا و وجودى نورانى همچون ستاره‏اى مى‏درخشيد، گرد خانه خدا طواف كرد و هنگامى كه به حجرالاسود نزديك شد، مردم با كمال احترام و تواضع راه را بر امام بازكردند و حضرت به راحتى حجرالاسود را زيارت نمود .


    اين منظره كه هشام و اطرافيانش را به حيرت واداشته بود، موجب شد تا يكى از شاميان از هشام بپرسد كه: اين شخص با عظمت كيست كه مردم اين چنين احترامش مى‏كنند؟ اما هشام به جهت اينكه شاميان آن حضرت را نشناسند، پاسخ داد: من هم نمى‏شناسم!
    «فرزدق‏» شاعر كه در آنجا حاضر بود، بلند شده و با جرئت تمام گفت: اما من او را مى‏شناسم! اگر هشام او را نمى‏شناسد، من آن جوان زيبا روى و نورانى چهره را خوب مى‏شناسم . مرد شامى گفت: او كيست اى ابو فراس؟! فرزدق در پاسخ آن مرد شامى قصيده معروف خود را در چهل بيت‏سرود; از جمله اينكه:


    • هذا الذى تعرف البطحاء و طاته
    • و البيت‏يعرفه و الحل و الحرم
    اين كسى است كه سرزمين پاك مكه قدر و منزلت او را مى‏شناسد و خانه كعبه، حل و حرم او را مى‏شناسند .





    • هذا ابن خير عبادالله كلهم
    • هذا التقى النقى الطاهر العلم
    اين فرزند بهترين بندگان خداست . اين جوان پاك و پاكيزه و پيراسته و شناخته شده است .





    • هذا ابن فاطمة ان كنت جاهله
    • بجده انبياء الله قد ختموا
    اين فرزند فاطمه است . اگر او را نمى‏شناسى، او كسى است كه جدش خاتم الانبياء مى‏باشد .

    ... او از خاندانى است كه محبت ايشان، دين و دشمنى با آنان، كفر و نزديك شدن به آنان، پناهگاه و نجات بخش است .
    هركسى خداى را بشناسد، نياكان او را نيز نيك مى‏شناسد كه دين اسلام از خانه او به ساير مردم رسيده است ...
    هشام بن عبدالملك بعد از شنيدن اين قصيده، خشمگين شد و حقوق فرزدق را از بيت المال قطع نموده و او را در عسفان (بين مكه و مدينه) زندانى كرد . حتى در اعتراض به فرزدق گفت: تو تا به حال براى ما چنين مدحى نگفته‏اى! فرزدق گفت: تو نيز جدى مثل جد او و پدرى مثل پدر او و مادرى مثل مادر او بياور تا من شبيه اين ابيات را در مورد شما نيز بسرايم .

    بعد از اين ماجرا، امام سجاد عليه السلام دوازده هزار درهم براى فرزدق فرستاد و فرمود: اى ابوفراس ما را معذور دار; اگر بيش از اين مقدورمان بود، برايت مى‏فرستاديم . اما او نپذيرفت و گفت: اى پسر رسول خدا! آنچه من گفتم، به خاطر جايزه نبوده بلكه براى رضاى خدا و رسولش بوده است . من پاداشى از شما نمى‏خواهم .
    امام دوباره آن اموال را براى فرزدق فرستاد و فرمود: «خداوند مكان و منزلت و نيت تو را مى‏داند، به حق من آن را قبول كن .» و فرزدق آن را پذيرفت .










    ▐*☼* ▐ويژه نامه ولادت با سعادت زينت عابدان، امام سجاد (ع)▐*☼* ▐

  7. تشكرها 4


  8. #35
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    gool






    چهارمین اشراق

    مرا سلوک به حدی رسیده در جانم، که از تو گریزی نمی شود و نمی توانم به سرمنزل برسم؛ بی آنکه بارانیِ قنوت های روشن تو، راهنمای این همه تیرگی های تنم و شکستگی اندوهبار روحم باشد.
    من خودم را گم کرده ام، خدایم را می جویم؛ کدام عبادت جاری در رگ هایم افسرده که این طور می خواهم از امام عبادت ها، شفاعت بگیرم؟
    مهربان ترین یار سلام! می خواهم اگر لایق باشم، پشت سرت قامت به استقامت افراها بیاویزم. می دانم آقا! شانه‌های صبوری‌ام قدر شمشادها هم نیست؛ امّا چشم های تو معراج سلوکم می شود؛ اگر بگذاری پای بی کرانه‌های نمازت فقط وضو بگیرم و زل بزنم به همه نماز... .
    آقا! امروز میلاد توست؛ میلاد ششمین قافله معصوم، چهارمین اشراق امامت، اولین زینت نماز...
    سجاده سجاد، پر می‌شود از بوی خلسه روزهایی دیگر... تو دم به دم بر آسمان دعا، ستاره می پاشی، ماه مهربان.
    می‌گویم آقا! یادم می‌دهی «بسم اللّه» را چطور بگویم که شانه هایم از برکات حرف اولش بلرزند؟ یادم می‌دهی صحیفه کدام درخت طور عاشقی است؟
    امروز میلاد ققنوس‌هاست در آتش عشق تو.
    خاکستر کدام سوره خوانی سبزت بوده اند که این گونه به آسمان بال تازه می زنند؟
    شنیده‌ام پیاده می رفتی به خانه عشق، از این سوی سرزمین وحی تا به دوست برسی!
    آقا! این همه مرکب داریم و پاهایمان نمی کشد! نشان بده که تولاّ چگونه است؟ از توکل، کوله بار عنایتمان را پُر کن و با عشق آسمانی ات، ما را شفاعت!
    می دانم تو آمده‌ای تا بفهمم خورشید چقدر کوچک است! آمده ای تا شهاب‌های ثاقب ذکر بر جان دیو و شیاطین بنشیند.
    آمده‌ای که تقدیر ملکوتی دستهایت بر سر غریبه های غمگین بنشیند.
    امام صبور گریه ها و رکوع ها، امام مهربان سجده ها و سلوک ها، سجاده ها دارند یاس می پاشند و گل محمدی؛ به برکت این که تقدیسشان خواهی کرد.
    حالا که می آیی، بگو در عبای تو چندین هزار پروانه لانه دارند؟
    بگو پرستوها از کدام اشاره سر انگشت تو به خورشید می روند؟
    امروز می خواهم جواب همه سؤالهای چشم هایم را از دستهای تو بگیرم.
    ای کرامت جاری در ثانیه های آغاز! می خواهم برای خودم قصه تولد مردی را بگویم که با دُعاهای او هزاران بُلبل شیدا متولد می شوند.
    می خواهم از آغاز مردی بگویم که وارث هزاران زخم است؛ امّا شکر، آستانه دست هایش را می بوسد. می خواهم بروم یک گوشه دنج مسجد، صحیفه را باز کنم و به شکرانه چهارمین امام اشراق سجده کنم.

    نوشته‌ی: امیر مرزبان



    ▐*☼* ▐ويژه نامه ولادت با سعادت زينت عابدان، امام سجاد (ع)▐*☼* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. تشكرها 3

    نرگس منتظر (17-04-1390), خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), شهیده (17-04-1390)

  10. #36
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    gol.







    سلام، همه نیایش!
    سلام، تمامیت ذکر!
    سلام، آغاز سجده!
    این ترانه بی بدیل توست که در ذکر فرشتگان می پیچد.
    این شرمساری ملکوت است که آغاز بهار نیایش ها
    و نمازها را جشن می گیرد.

    آفتاب! از پس کدام ابر، زمین را روشن می کنی
    که هنوزا هنوز، در زُلال تو و این همه باران نور غرق می شویم؟

    بهارا!
    سجده های عرفانی عشق را از کدام فصل نور آغاز کردی
    که دنیا همیشه بوی گُلاب گریه های تو را دارد؟

    آمده ای تا نماز معنا شود و نیاز، قافله ناز را همراه.
    ای وارث نافله های شبانه زهرا!
    ای همدم چاه های مدینه!
    ای اشک، ای عابد، ای نور، ای سرور!
    این شیرینی یکدست، از آمدن تو کام مرا لبریز می کند.
    این ذکر که بر لبانم می جوشد، حمد خدای توست.
    از صحیفه تا ملکوت پُل زدی و فاصله ها را کوتاه کردی.
    ممنونم آقاجان؛ وگرنه این همه کهکشان را نمی شد
    بدون سجده خورشید، رد کرد.

    تو نوازش همه فرشتگانی در کلماتی سبز.
    تو خنده های مزامیری، تو غزل غزل های سلیمانی،
    تو روح ذکری، خدای سجده های طولانی،
    آفتاب بی بدیل نیاز و نماز.

    تو شناسنامه همه دُعاهای دنیایی.
    زینت همه عبادت ها، شکوه شعری در قامت ملکوت،
    بهانه تغزلی برای ملایک.

    تو شروه ای، اشکی، آهی، سوزی،
    کربلایی...وارث کربلایی...
    شعر کربلایی... اندوه کربلایی...
    آه! کربلا مرا یاد قامت تو می اندازد.

    پیچیده در زنجیر! کربلا مرا میهمان آن همه تازیانه
    که بر پیکر تو نشست نمی کند،
    کربلا مرا به تو می رساند.

    آمدی تا ملکوت، عطر اشک بگیرد.
    آمدی تا اندوه، بوی ذکر بگیرد و آمدی
    تا خدا فخر کند به این همه چین و پینه زانوها.

    ای حمد بی دریغ خداوند!
    ای عشق سیّال! آمده ای تا بارانی از کلمات،
    تا بارانی از تمنا، از نیاز، از عشق، بر سرمان بریزد.

    آمده ای تا در دُعاهای صحیفه، چشم هایمان را بشوییم.
    آمده ای تا اشک، معنای تازه ای بگیرد و ملکوت، شعر تازه ای بخواند
    این همه خنده های خورشید نیست که آمدن تو را جشن گرفت؟
    این همه باران ابر نیست که بهار را میهمان می کند؟
    این همه سخاوت باد نیست که بوی بهار نارنج و اقاقیا را
    مهمان قلبهایمان می کند؟

    همه بهار و خورشید و ابر و باران، در کلمات تو جاری است،
    از قلب تو می جوشد، از لبخند تو می تراود.

    از سرانگشتانت می توان عشق را دوباره نوشت، هزار باره نوشت.
    می آیی و فرشتگان، کلمات ملکوتی ات را از بر می کنند.
    می آیی و جامه ذکر، تازه می شود و خورشید،
    طولانی ترین سجده اش را نثار آمدن تو می کند. می آیی و...


    ▐*☼* ▐ويژه نامه ولادت با سعادت زينت عابدان، امام سجاد (ع)▐*☼* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  11. تشكرها 2


  12. #37
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha






    امروز، مردی به جهان پلک می گشاید که از گلویش،

    باغ ابدی نیایش،شاخه به شاخه خواهند رویید.

    مردی که شبان سجده اش را به سپیده «تسبیح» گره می زند.

    مردی که صحیفه گریه را با چشم هایش می نویسد.

    مردی می آید تا عرش را در کلمات ملکوتی اش به تصویر بکشد.

    مردی که به راز باران آشناست و فرشتگانی را می بیند
    که قطره قطره باران رحمت را پیمانه می کنند.

    مردی که هوای کلامش، در عطش دل های مشتاقان،
    به نرمی برفی است که در بهار می بارد.

    مردی که در چشم هایش «لیلة القدر» اشک و شهود خفته است.

    مردی که در سیمایش «اثر سجود» است و قامتش، ارتفاع «عبودیت»
    مردی می آید که سلاله «کوثر» را امتداد دهد
    و چراغ مصطفوی را در روزگاران تاریک، روشن نگاه دارد.
    مردی که دلش، تاریخِ کربلاست، سکوتش تفسیرِ فریاد.

    ای چشم و چراغ عابدان!
    نور از مُهری که تو به آن سجده می کنی، می تراود.
    صبح و ملکوت، به دنبال دست های قنوت تو می گردند.
    دیروز، تو بودی که «الهی عَظُم الذّنبُ من عَبْدک فالْیَحْسُنِ العفوُ مِن عِندک
    را می سرودی، امروز، ماییم و لکنت کلماتِ شرمسارمان.

    تو آمدی تا کلمات تو، شب های مناجاتمان را روشن کنند.
    ادعیه زلالت، رودی است که در سپیده دمانِ
    جانِ عاشقانِ عبودیّت جاری است .

    کاش می شد کمی از آن همه حکمت و روشنایی،
    سهم سایه روشنِ دل های ما می شد!



    ▐*☼* ▐ويژه نامه ولادت با سعادت زينت عابدان، امام سجاد (ع)▐*☼* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  13. تشكرها 2


  14. #38
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    gol.






    كثرت صدقات

    إن تبدوا الصدقات فنعما هى و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خیر لكم. (1)
    قرآن كریم بارها درباره بخشش به مستمندان، تأكید كرده و به مسلمانان تعلیم داده است كه این بخشش باید به خاطر خدا باشد. برگیرنده صدقه منتى نهاده نشود كه منت نهادن و یا آزار كردن مستمند اجر صدقه را ضایع می سازد. (2)
    آیه‏اى كه عنوان این فصل است می گوید صدقه را پنهان از چشم مردمان دادن براى شما بهتر است. على بن عیسى از ابن عایشه روایت كند از مردم مدینه شنیدم كه مى‏گفتند:
    ما صدقه پنهانى را هنگامى از دست دادیم كه على بن الحسین در گذشت (3) .
    و مفید از ابن اسحاق روایت كند كه:
    در مدینه چندین خانوار بودند كه معاش آنان مى‏رسید و نمی دانستند از كجاست. چون على بن الحسین به جوار پروردگار رفت، آن كمك‏ها بریده شد. (4)
    شب هنگام انبان‏(کیسه)هاى نان را بر پشت خود بر مى‏داشت و به خانه مستمندان مى‏رفت و مى‏گفت : صدقه پنهانى آتش غضب پروردگار را خاموش مى‏كند. برداشتن این انبانها بر پشت او اثر نهاده بود و چون به جوار پروردگار رفت به هنگام شست و شوى آن حضرت آن نشانه‏ها را بر پشت او دیدند (5) ابن سعد نویسد: چون مستمندى نزد او مى‏آمد، بر مى‏خاست و حاجت او را روا می كرد و مى‏گفت : «صدقه پیش از آنكه به دست خواهنده برسد، به دست خدا می رسد.» (6)
    سالى قصد حج كرد. خواهرش سكینه توشه‏اى به ارزش هزار درهم براى وى آماده ساخت. چون به حره رسید، آن توشه را نزد او بردند، و امام همه آن را بر مستمندان پخش فرمود. (7)
    پسر عموئى مستمند داشت، على بن الحسین (ع) شب هنگام چنانكه وى او را نشناسد، نزدش مى‏رفت و چند دینار بدو مى‏بخشید آن مرد می گفت: على بن الحسین رعایت خویشاوندى را نمی كند، خدا او را سزا دهد. امام این سخنان را مى‏شنید و شكیبائى و بردبارى می كرد و خود را بدان خویشاوند نمى‏شناساند. چون به دیدار خدا رفت آن احسان از آن مرد بریده شد و دانست كه آن مرد نیكوكار على بن الحسین بوده است پس بر سر مزار او رفت و گریه كرد. (8)
    ابونعیم نویسد: دو بار مال خود را با مستمندان قسمت كرد و گفت: خداوند بنده مؤمن گناهكار توبه كار را دوست دارد (9) و نویسد: مردم او را بخیل مى‏دانستند و چون به جوار حق رفت، دانستند كه هزینه صد خانوار را عهده‏دار بوده است. (10) چون گدائى نزد او مى‏آمد می گفت مرحبا به كسى كه توشه مرا به آخرت مى‏برد (11) .
    روزى بدیدن محمد بن اسامه رفت. محمد در بستر مرگ بود و مى‏گریست امام پرسید:
    ـ چرا گریه می كنى؟
    ـ پانزده هزار دینار وام به گردن دارم و نمی توانم آنرا بپردازم.
    - گریه مكن وام تو بر عهده من است و تو چیزى بر ذمه نخواهى داشت (12) .
    روزى كه روزه مى‏گرفت گوسفندى مى‏كشت. هنگام عصر سر دیگ مى‏رفت و مى‏گفت این ظرف را براى فلان خانه و این ظرف را براى فلان خانه ببرید. سپس خود با نان و خرما افطار میكرد . (13)
    سفیان بن عیینه از زهرى روایت كند كه شبى سرد و بارانى على بن الحسین را دیدم آرد و هیزم بر پشت داشت و مى‏رفت. گفتم:
    ـ پسر رسول خدا. این چیست؟
    ـ سفرى در پیش دارم و توشه آنرا آماده كرده‏ام تا در جاى امنى بگذارم.
    ـ غلام من آن را براى تو بیاورد؟
    ـ نه!
    ـ خودم آنرا بردارم؟
    ـ نه! چیزى كه در سفر به كار من مى‏آید و در آمدن مرا بر مهماندارم خوش مى‏سازد چرا خود بر ندارم؟ ترا به خدا مرا بگذار و پى‏كار خود برو!
    پس از روزى چند از او پرسیدم؟
    سفرى كه در پیش داشتى چه شد؟
    زهرى! چنانكه مى‏پنداشتى نیست. آن سفر سفر مرگ است و من براى آن خود را آماده مى‏كنم، آمادگى براى مردن، دورى از حرام و بخشش و كار نیك است. (14)


    پى‏نوشت‏ها:
    1. اگر صدقه‏ها را آشكارا دهید سخت نیك است و اگر پنهانش دارید و به مستمندان دهید براى شما بهتر است (بقره: 271)
    2. بقره: 264
    3. كشف الغمه ج‏2 ص .101 مناقب ج‏4 ص .153 صفة الصفوه ج 2 ص 54
    4. ارشاد ج 2 ص 148 و نگاه كنید به كشف الغمه ج 2 ص‏77 و ص .92 مناقب ج 4 ص 153 و نگاه كنید به خصال ص 616 و اعلام الورى ص .262
    5. حلیة الاولیاء ج 3 ص .136 كشف الغمه ج 2 ص .77 مناقب ج 4 ص .154 صفة الصفوة ج 2 ص .154 خصال ص .616 علل الشرایع ص .231 بحار ص 90
    6. طبقات ج 5 ص 160
    7. كشف الغمه ج 2 ص .78 صفة الصفوة ج 2 ص 54
    8. كشف الغمه ج 2 ص .107 حلیة الاولیاء ج 3 ص 140
    9. همان كتاب ص 136 طبرى بخش 3 ص .2482 طبقات ج 5 ص 162
    10. صفة الصفوة ج 2 ص 54 حلیة الاولیاء ج 3 ص 136 طبقات ج 5 ص 164
    11. كشف الغمه ج 2 ص .77 مناقب ج 4 ص .154 حلیة الاولیاء ج 3 ص .136 بحار ص .137
    12. ارشاد ج 2 ص .149 كشف الغمه ج 2 ص 81 و .87 مناقب ج 4 ص 163 حلیة الاولیاء ج 3 ص .141 صفة الصفوة ج 2 ص 56 بحار ص 137
    13. بحار ص 72
    14. علل الشرایع ص .231 مناقب ج 4 ص 153
    كتاب: زندگانى على بن الحسین، ص 147
    نویسنده: دكتر سید جعفر شهیدى



    ▐*☼* ▐ويژه نامه ولادت با سعادت زينت عابدان، امام سجاد (ع)▐*☼* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  15. تشكرها 2


  16. #39
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    gol..






    حال امام سجاد علیه السلام در هنگام نماز


    از امام باقر علیه السلام نقل شده است که امام علی بن الحسین علیهماالسلام در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خواند، همانند امیرمومنان علیه السلام که پانصد نخله خرما داشت و در کنار هر کدام از آنها دو رکعت نماز می‌خواند.

    امام زین‌العابدین علیه السلام آنگاه که برای نماز می‌ایستاد رنگ به رنگ می‌شد و در نماز همانند برده‌ای ذلیل در برابر پادشاهی بزرگ می‌ایستاد، اعضایش از خشیت خدای متعال می‌لرزید، نمازش همانند نماز کسی بود که آخرین نماز خود را می‌‌خواند و می‌داند که دیگر موفق به اقامه نماز نخواهد شد.

    روزی در بین نماز، عبا از یکی از شانه‌هایش افتاد، حضرت اعتنا نکرد تا از نماز فارغ شد. یکی از اصحاب سبب را پرسیدفرمود:
    وای بر تو! آیا می‌دانی در برابر چه کسی ایستاده بودم؟ از نمازِ هر کس به همان مقدار پذیرفته می‌شود که قلبش متوجه خدایش باشد، آن مرد عرض کرد: پس ما هلاک شدیم (زیرا نمازمان چنین نیست) !

    حضرت فرمود: خداوند کاستی‌های نماز را با نوافل جبران می‌کند (یعنی اگر می‌خواهید نمازهاتان ناقص نباشد برای جبران کاستی‌ها، نافله بخوانید.) (8)

    الصّلاةُ قُربانُ کُلِّ تَقِیٍّ.(9)
    نماز نزدیک کننده هر فرد پرهیزگاری (به خداوند) است.
    امام رضا علیه السلام

    جلوه‌های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی



    ▐*☼* ▐ويژه نامه ولادت با سعادت زينت عابدان، امام سجاد (ع)▐*☼* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  17. تشكرها 3

    نرگس منتظر (17-04-1390), خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), شهیده (17-04-1390)

  18. #40
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    gol..






    توشه سفر آخرت

    ابن شهاب زهری در شبی سرد و بارانی آن حضرت را در مدینه دید كه آردی بر دوش می‏كشد، گفت: یابن رسول الله (ص) این چیست؟ امام فرمود: سفری دارم، برای آن توشه‏ای آماده كرده‏ام، می‏خواهم در جای محفوظی بگذارم كه وقت رفتن با من باشد.
    گفت: یابن رسول الله! بدهید غلام من آن را بردارد ،امام راضی نشد. گفت: پس بدهید من به جائی كه می‏خواهید ببرم و شما زحمت نكشید. امام فرمود: نه، می‏خواهم آنچه را كه در سفر به من یاری می‏كند و وارد شدنم را به آنجا كه وارد می‏شوم نیكو می‏گرداند خودم ببرم و اضافه كرد: زهری! تو را به خدا پی كار خودت برو و مرا به حال خودم واگذار.
    ابن شهاب گوید: بعد از چندی آن حضرت را دیدم كه به سفر نرفته است. گفتم: یابن رسول الله! اثری از سفر در شما نمی‏بینم؟! فرمود: سفرم آن نیست كه تو گمان كردی بلكه نظرم سفر مرگ بود و برای آن آماده می‏شدم، آماده شدن برای مرگ، دوری از حرام و احسان در راه خیر است.
    «قال بلی یا زُهْری لیس هو كما ظننت ولكنّه الموت و له اَستعِدّ، انّما الاستعداد للموت تَجنُّب اِلحرام و بذلُ الندّی فی الخیر».




    ▐*☼* ▐ويژه نامه ولادت با سعادت زينت عابدان، امام سجاد (ع)▐*☼* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  19. تشكرها 3

    نرگس منتظر (17-04-1390), خادم کریمه اهل بیت (18-04-1390), شهیده (17-04-1390)

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •