آزادى از منظر شيعه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آزادى از منظر شيعه
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 26
  1. #11
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,018      تشکر : 9,324
    9,365 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نتيجه بررسى


    پس از ثاب ت‏شدن سه اصل مذكور

    (1- هر كارى كه حرمت آن ثابت نشده باشد حكم آن اباحه است;

    2- كسى بر كسى ولايت ندارد;

    3- انسان داراى اراده و اختيار است و با اراده و اختيار كارهاى خود را انجام مى‏دهد) بايد گفت در مذهب شيعه انسان كمال آزادى و حريت را داراست; چرا كه انجام هر كارى براى او مباح است و از انجام آن منع نشده است; ولايت و قيمومت كسى بر او ثابت نشده است تا او را امر و نهى كند و از انجام كارى كه مى‏خواهد بكند، جلوگيرى كند. در انجام كار خود اختيار و اراده كامل دارد و با اراده خود كارهايش را انجام مى‏دهد; جبر و قهر و اكراهى او را وادار به انجام كار و يا ترك آن نمى‏كند.

    پى نوشتها:

    1- سید مرتضى، الذریعة فى اصول الشیعة، انتشارات دانشگاه تهران، شماره‏1100، ج‏2، ص‏809. 2- شیخ طوسى، عدة‏الاصول، انتشارات موسسه آل البیت، قم، ج‏2، ص‏117. 3- شیخ انصارى، فرائد الاصول، انتشارات مصطفوى، قم، 1374 ق، ص‏202. 4- پیشین، ص‏203. 5- شیخ انصارى، مکاسب، خط طاهر خوشنویس، تبریز، 1375ق، ص‏153. 6- عبدالله مامقانى، رساله هدایة الانام فى حکم اموال الامام، انتشارات امین التجار حجرى، ص‏1. 7- سید عبدالاعلى سبزوارى، مهذب الاحکام، مطبعة الآداب النجف الاشرف، نجف، 1402ق، ج‏16، ص‏297. 8- امام خمینى، رساله اجتهاد و تقلید، انتشارات دارالفکر، قم، 1382ق، ص‏144. 9- امام خمینى، رساله طلب و اراده، انتشارات علمى و فرهنگى، تهران، 1362ش، ص‏62. 10- پیشین، ص‏64. 11- همان، ص‏66. 12- همان، ص‏70. 13- همان، ص‏72. 14- همان، ص‏72. 15- همان، ص‏73. 16- همان، ص‏74. 17- سوره انفال، آیه‏7. 18- سوره دهر، آیه‏30. 19- سوره کهف، آیه‏82. 20- سوره کهف، آیه‏81. 21- سوره زمر، آیه 42. 22- سوره سجده، آیه‏11. 23- سوره انفال، آیه‏50. 24- سوره ابراهیم، آیه‏27. 25- سوره قصص، آیه‏105. 26- سوره طه، آیه‏79. 27- کلینى، اصول کافى، انتشارات اسلامیه، تهران، 1392ق، ج‏1، ص‏297، حدیث‏12. 28- همان، ص‏296، حدیث‏9. 29- همان، ص‏279، حدیث‏11.

    مرزهاى عقلى و شرعى آزادى
    آزادى از منظر شيعه
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2. تشكر

    مدير اجرايي (11-01-1391)

  3. #12
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,018      تشکر : 9,324
    9,365 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مرزهاى عقلى و شرعى آزادى


    آزادى و حريتى را كه انسان از اين سه اصل به دست آورده است، به دسته و گروه خاصى اختصاص ندارد و تمام افراد انسان از آن برخوردار هستند; ليكن به كارگيرى اين آزادى براى تمام افراد انسان در هر راه و در هر خواستى ممكن نيست; زيرا شعاع آزادى افراد انسان در مسير حركت، به هم مى‏رسد و برخورد مى‏كند.

    خواسته‏هاى بى‏حد و حصر تمام افراد انسان، آنها را به نزاع و اختلاف با هم مى‏ كشاند و در نتيجه اختلاف و نزاع، خواسته‏هاى آنها نافرجام مى‏ ماند و يا قوى، ضعيف را پايمال كرده و حقوق او را تضييع مى‏كند.

    پس براى رفع اختلاف و براى تعديل و كنترل خواسته‏ ها و به كارگيرى آزاديهاى افراد بشر، بايد قانون باشد. قانونى كه بتواند پاسخگوى نيازها باشد، بر كسى ستم نكند و نارسايى نداشته باشد. ليكن سخن در اين است كه چه كسى بايد اين قانون را وضع كند؟

    قانونگذار بايد يك انسان شناس كامل باشد كه از تمام اسرار و ريزه‏كاريهاى جسم و جان و عواطف و غرائز درون انسانها با خبر باشد و تمام پديده‏هاى اجتماعى را كه در هنگام زندگى افراد با يكديگر در دل اجتماع پيدا مى‏شود، بداند و نيز از تمام نيازمنديهاى اجتماعى و قوانينى كه انسان را به تكامل مى‏رساند، با اطلاع باشد. آرى قانونگذار بايد آفريدگار بشر باشد كه از تمام رموز و اسرار آفرينش باخبر است و به تمام نيازمنديهاى ساختمان بدن او آگاه است و فطرت اصلى بشر را كه در هيچ زمان و مكانى تغيير نمى‏كند، در نظر دارد و بر طبق خواست طبيعى آنها، قانون را وضع كرده است.

    «فاقم وجهك للدين حنيفا فطرة الله التى فطر الناس عليها» (30)

    وقتى قانون روى فطرت ثابت‏بشرى وضع شود، هميشه زنده و قابل اجراست; زيرا تمام غرائز و تمايلات بشرى از آغاز آفرينش تا انجام آن تغيير نخواهد كرد. ما از قانون همان استفاده را مى‏كنيم كه ياران پيامبر مى‏كردند و گذشت زمان و پيشرفت دانش بشرى تنها به ما امكاناتى را داده كه بتوانيم از قرآن و سنت استفاده بيشترى ببريم و بينش ما به حقائق احكام الهى بيش‏تر شود.

    بشر نمى‏تواند چنين قانونى را وضع كند; زيرا بشر به تمام مصالح و مفاسد آگاهى كامل ندارد. قانونى كه او وضع مى‏كند، دستخوش هواى نفس، ارتباطها و ديگر ناعدالتيهايى است كه نمى‏تواند پاسخگو بوده و حقوق تمام افراد جامعه را تضمين كند.

    بشر به تمام نيازمنديها، نيكيها و زشتيها آگاهى كامل ندارد و اگر در اخلاق اظهار نظر كند، انديشه خود را بازگو مى‏كند و چه بسا دچار اشتباه نيز مى‏شود و آنچه را نيك دانسته، بد باشد و يا آنچه را بد دانسته، نيك باشد.

    هيچ بشرى نمى‏تواند به فطرت اصلى بشر دست‏يابد و به تمام نيازمنديهاى او آگاهى پيدا كند. در ميان دانشمندان انسان شناس و جامعه شناس، كسى نيست كه بگويد من از تمام اسرار پيچيده اجتماعى كه در اثر روابط مخصوص افراد حاصل مى‏گردد، با خبرم و يا تمام نيازمنديهاى انسان را مى‏شناسم.
    آيا نصب پيامبر و امام با آزادى بشر مخالفت دارد!؟



    آزادى از منظر شيعه
    ویرایش توسط سابحات : 23-04-1390 در ساعت 10:46
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  4. تشكر

    مدير اجرايي (11-01-1391)

  5. #13
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 929      تشکر : 1,108
    4,590 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دلائل عقلى که انسان اختیار دارد

    1- پشيمانى. آدم همينكه پشيمان شد پيداست آزاد است يعنى مى ‏توانستم انجام بدهم مى‏ توانستم انجام ندهم

    2- انتقاد. شما از كسى انتقاد مى‏ كنيد كه چرا اين كار را كردى يعنى مى‏ توانست انجام بدهد مى‏ توانست انجام ندهد

    3- شك. آدم گاهى شك مى‏ كند كه اين كار را انجام بدهد يا نه همين شك يعنى مى‏ توانى انجام بدهى و مى‏ توانى انجام ندهى

    4- تربيت. شما بچه‏ تان را به مدرسه مى‏ فرستيد كه تربيت بشود يعنى مى ‏تواند خوب بشود و مى‏ تواند خوب نشود اينها دلايل عقلی است كه انسان آزاد است
    آزادى از منظر شيعه

  6. تشكرها 2

    مدير اجرايي (11-01-1391), سابحات (26-02-1391)

  7. #14
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 929      تشکر : 1,108
    4,590 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    يكي از قوانين هستي اينه كه موجودي به نام انسان با اختيار و اراده‌، همراه با امكانات ديگري مانند استعدادها و ظرفيت هاي مختلف در اين عالم زندگي كنه. انسان با اراده خودش كه قلمرو اون معينه، يكي از موارد قضاي الهيه... وجود اراده هم در انسان امري بديهي و غير قابل انكاره؛ هر فردي در طول عمر خود كارهاي بسياري انجام ميده كه مي‌تونست انجام نده ولي اراده‌اش بر انجام اونا تعلق گرفته..‌.!

    به جز اراده انسان‌، عوامل و حقايق ديگري در اين جهان وجود داره كه بعضي از اونا در حيطه قدرت و خواست انسان نيست‌، مثل وجود آسمان و زمين و درياها و... بنابراين ميشه عوامل مؤثر در زندگي هر فرد رو به دو دسته تقسيم كنیم:

    1 ـ عوامل غير ارادي؛

    2 ـ عوامل ارادي ؛كه سعادت انسان در گرو بخش دومه...

    البته بخش اول بي‌تأثير نيست‌. اما هرگز قدرت اراده بشري رو نميشه دست كم گرفت‌. و اين اراده زماني سبب سعادتمندي انسان ميشه كه اسباب مهم ديگه اي چون ايمان به خدا و آگاهي نسبت به خود و جهان پيرامون خود، اون رو کمک کنن...! داشتن اين اسباب و تقويت اونا به خواست خود انسانه... زيرا خداوند با ارسال انبیا و اوصیاء و دادن امكانات فراوان حجت رو بر انسان ها تموم کرده و اين انسانه كه بايد با استفاده از اونا راه كمال رو طي کنه... درك حقائق اطراف‌، نياز به كلاس و تعليم نداره، بلكه همين قدر كه انسان خوبي ها و بدي ها رو ببينه، خوبي ها را فرا بگيره و از بدي ها دوري كنه، اولين قدم رو برداشته ..‌.


    قرآن كريم تصريحاً‌ آزادي بشر رو مورد تأكيد قرار داده و فرموده:
    "ما انسان را هدايت كرديم. يا سپاس گزار است يا ناسپاس".( انسان ، آية 3)
    آزادى از منظر شيعه

  8. تشكرها 2

    مدير اجرايي (11-01-1391), سابحات (26-02-1391)

  9. #15
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,018      تشکر : 9,324
    9,365 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    پس از آنكه روشن شد انسان در به كارگيرى آزادى نياز به قانون دارد و اين قانون را بايد خدا وضع كند، براى ابلاغ اين قانون از طرف خدا به بندگانش نياز به پيامبر ضرورى مى‏نمايد. پيامبر بشر است و مانند ديگر انسانها روزى از دنيا رحلت مى‏كند. بنابراين پس از پيامبر بايد كسى كه در علم و كاردانى و ديگر صفات مانند اوست، حضور داشته باشد تا قانون را نگهدارى، اجرا و تبيين نمايد و او امام است.

    در اعتقادات شيعه پيامبر و امام بايد معصوم بوده و از گناه و خطا و اشتباه مصون باشند، تعيين پيامبر و امام بايد از طرف خدا باشد; زيرا جز خدا كسى نمى‏داند معصوم كيست كه او را براى پيامبرى و يا امامت معرفى كند. حال اين پرسش پيش مى‏آيد كه آيا نصب پيامبر و يا امام از طرف خدا با آزادى و حريت انسان مخالفتى ندارد!؟

    دكتر محمد عماره در كتاب «المعتزلة و مشكلة الحرية الانسانية‏» - در بخش البعد السياسى للحرية - در اعتراض به شيعه در عقيده معصوم بودن امام و منصوب شدن او از طرف پيامبر، اعتراض كرده و چنين بيان داشته است:

    كسانى كه مى‏گويند پيامبر درباره امامت وصيت كرده و پس از خود على بن ابى‏طالب[ع] را معين كرده است و پس از على بن ابى‏طالب[ع] فرزندان او به امامت رسيده ‏اند و راه امامت و حكومت علياى اسلام را منحصر در وصيت مى‏دانند، [آن هم] وصيت‏به ذات امامان نه وصيت‏به صفات [او]، و اراده مردم در امامت دخالتى نداشته و آنها هيچ‏گونه اختيارى از خود در تعيين امام ندارند، امام حجت‏ بر مردم است و از اشتباه كردن معصوم است، امام مصدر قانونگذارى و تشريع در امور دين و دنياست، امام در زمان خودش از خدا سخن مى‏گويد و ديگر مطالب غلوآميز كه زير مجموعه عقيده به نص در امامت و شناخت ‏باطنى است، امامت را حكومت كاهن ها قرار داده‏ اند كه حاكم را سايه خدا بر خلق مى‏پندارند و او را صاحب حق الهى مى‏شمارند مانند كاهنهاى كليساى اروپا در قرون وسطى.


    وى در ادامه مى‏نويسد:

    معتزله اين انديشه‏ ها را انكار كرده و با آن به مبارزه برخاستند; زيرا ديدند اعتقاد به نص و وصيت در امامت، آزادى و اختيار را در مهمترين مسائل حياتى از انسان مى‏گيرد و گفتند عقيده به نص و وصيت، توهمى بيش نيست كه تنها، اثر انسان و قدرت وى را و اختيار و آزادى او را در حكومت علياى جامعه‏ اى كه در آن زندگى مى‏كند، از او مى‏گيرد. و گفتند اگر امام بايد معصوم باشد به اعتقاد اينكه حجت است، پس بايد از او رفع تكليف شود و رفع تكليف از پيامبران نشده است تا چه رسد به امام كه مقام او پايين تر است. (31)

    آزادى از منظر شيعه
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  10. تشكر

    مدير اجرايي (26-02-1391)

  11. #16
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,018      تشکر : 9,324
    9,365 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    در اين سخن چند اعتراض به عقائد شيعه شده است كه به آنها اشاره كنيم و سپس از آنها پاسخ مى‏گوييم:

    1- امام مصدر قانونگذارى و تشريع است;

    2 - اعتقاد به معصوم بودن امام سبب رفع تكليف از او مى‏شود;

    3- اعتقاد به نص بر امامت، با آزادى و حريت انسان مخالفت دارد.

    اما پاسخ اعتراض اول روشن است; زيرا هيچ عالمى از علماى شيعه در كتاب خود ننوشته است كه قانونگذارى و تشريع با امام است.

    شيعه عقيده دارد، قانونگذار خداست و پيامبر، واسطه ميان خدا و خلق براى تبليغ قانون الهى است. و اگر در روايات شيعه به چشم مى‏ خورد كه حدود برخى از احكام را پيامبر بيان كرده است، به معناى قانونگذارى پيامبر در برابر خدا نيست; بلكه خداوند پس از تعيين اصل قانون و ابلاغ آن به پيامبر، در برخى از موارد، تعيين حدود قانون را به او تفويض كرده است.

    اين روايات تفويض در تشريع را از طرف خدا براى پيامبر در تعيين حدود برخى از احكام داده است، نه اينكه اصل تشريع و قانونگذارى را در برابر خدا به وى تفويض كرده باشد. اما شيعه اين عقيده را نسبت‏ به امام ندارد و مى‏گويد; امام حافظ سنت پيامبر و مجرى آن است و هر چه مى‏گويد از پيامبر به او رسيده; يا از طريق مشافهه اميرالمؤمنين على‏ بن ‏ابى‏طالب(ع) و يا از راه نوشتن احكام به دست آن حضرت و به صورت كتاب از امامى به امام ديگر مى‏رسيده و يا از راههاى ديگرى كه در جاى خود مشخص شده است.

    و اما پاسخ به اعتراض دوم; يعنى لزوم عصمت در امام. لزوم عصمت در امام، بحث پردامنه و گسترده‏اى است كه از اوائل اسلام تا امروز مورد سخن بوده است. ما در اين مقاله اشاره‏اى به معناى عصمت و برخى از دليلهاى آن مى‏ نماييم.
    آزادى از منظر شيعه
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  12. تشكر

    مدير اجرايي (26-02-1391)

  13. #17
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,018      تشکر : 9,324
    9,365 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    معناى عصمت

    عصمت، نيرومند بودن عقل و رشد بسيار بالاى تفكر و انديشه است در مرتبه‏اى كه هيچ گاه مغلوب نمى‏شود. انسانها در مراتب تعقل و تفكر مختلف هستند; مانند ديگر نيروهاى خدادادى كه در انسانها در مراتب مختلف ظهور مى‏كند.

    بالاترين مرتبه از تعقل و انديشه كه اشتباه و خطا و گناه در آن راه نمى‏يابد، عصمت است. پيامبر يا امام چون در خداشناسى، عظمت و قدرت و ديگر صفات خدا را در بالاترين سطح دارا مى‏باشد، از اين رو هيچ‏گاه مغلوب افكار شيطانى و هواى نفس نمى‏شود و در فكر و انديشه آنها نافرمانى خدا راه پيدا نمى‏كند و قوت و نيروى بالاى تفكر در او سبب مى‏شود كه خطا و اشتباه نيز نكند، با اينكه قدرت بر نافرمانى و توانايى بر گناه را دارد; اما انديشه بالاى او، او را از گناه بيزار مى‏كند. او در ذات خود مى‏تواند اشتباه كند; اما قوت تعقل و توجه او به امور و مطالب سبب مى‏شود كه خطا نكند; مانند كسى كه حافظه‏اى بسيار قوى دارد و چيزى را فراموش نمى‏كند.

    معناى عصمت اين نيست كه خدا او را بر ترك گناه اجبار كرده است و تكليف از او مرتفع شده است; بلكه نيروهاى قوى‏اى كه در نفس اوست، مانع از گناه مى‏شود; مانند نيروى قوى عقلى، توجه و زيركى بسيار بالا، تيزهوشى، ذكاوت، صفاى نفس و كمال توجه به لزوم اطاعت از خدا و دورى از گناه و خطا.

    اگر پيامبر و يا امام با عصمت‏ خود، قدرت بر گناه نداشته باشد، ديگر تكليفى هم متوجه او نيست، با اينكه پيامبر در انجام تكاليف الهى از ديگران سزاوارتر است و خداوند در قرآن به او تكليف كرده است «فاعبد ربك حتى ياتيك اليقين‏» (32)

    پروردگارت را عبادت كن تا به يقين برسى.

    اگر پيامبر يا امام قدرت بر گناه نداشته باشد، مقام او از مؤمنان صالح پايينتر خواهد بود; زيرا ديگران قدرت بر گناه را دارند و آن را ترك مى‏كنند و پيامبر يا امام نمى‏تواند گناه بكند كه نمى‏كند. پس عصمت در پيامبر و امام از او تكليف را برنمى‏دارد; بلكه رعايت تكليف را بر او لازم‏تر مى‏كند.


    آزادى از منظر شيعه
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  14. تشكر

    مدير اجرايي (26-02-1391)

  15. #18
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,018      تشکر : 9,324
    9,365 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    دليل بر لزوم عصمت


    چرا پيامبر يا امام بايد عصمت داشته باشد؟

    1- اگر پيامبر يا امام، معصوم از گناه و خطا نباشد، وثوق و اعتماد به گفتار و كردار او پيدا نخواهد شد; زيرا احتمال مى‏رود كه دروغ بگويد و يا فراموش كند و يا حكمى را ترك كند. در اين صورت نمى‏توان بر او اعتماد كرد و احكام شرع را از او گرفت.

    2- اگر گناه كند، در اين صورت يا پيروى كردن از او واجب است و يا واجب نيست. اگر واجب باشد، اجتماع ضدين لازم مى‏آيد; يعنى از يك طرف واجب است آن كار را انجام بدهيم و از طرف ديگر لازم است آن را ترك كنيم و اجتماع ضدين محال است. و اگر پيروى از او لازم نباشد، نبوت و يا امامت او بى‏اثر خواهد بود، پس پيامبر و امام گناه نمى‏كند.

    3- اگر گناه كند، بايد او را از گناه بازداشت و او را اذيت كرد و از او بيزارى جست; با اينكه اذيت كردن و بيزارى از پيامبر يا امام حرام است، پس هيچ‏گاه گناه نمى‏كند.

    4- اگر پيامبر يا امام مرتكب اشتباه شود، نياز پيدا مى‏كند تا كسى او را از اشتباه نگهدارى كند و حق را به او بگويد و كسى كه او را نگهدارى مى‏كند، اگر خود معصوم باشد، پس عصمت لازم است و اگر معصوم نباشد، به ديگرى نياز پيدا مى‏كند كه او را نگهدارى كند و در اين صورت تسلسل لازم مى‏آيد و تسلسل باطل است.

    5- از خداى حكيم قبيح است كه مردم را وادار به پيروى كردن از كسى كند كه گناه مى‏كند و يا اشتباه دارد; زيرا پيروى كردن از گناه و اشتباه امرى قبيح است و بر خداى حكيم قبح آن روشنتر است. و چون خدا مردم را به پيروى از پيامبر و امام وادار نموده، روشن است كه آنها گناه و اشتباه ندارند.

    6- اگر عصمت نباشد، مردم از او متنفر مى‏شوند و از او پيروى نمى‏كنند و پيروى نكردن مردم، نقض غرض نبوت و امامت است; زيرا غرض از نبوت و امامت پيروى كردن مردم از پيامبر و امام است. دليلهاى عقلى و نقلى ديگرى نيز هست كه عصمت را در پيامبر و امام لازم مى‏داند.
    آزادى از منظر شيعه
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  16. تشكر

    مدير اجرايي (26-02-1391)

  17. #19
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,018      تشکر : 9,324
    9,365 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و اما پاسخ اعتراض سوم; یعنى نص بر امامت مخالف با آزادى است.

    پیش از این گفتیم به کارگیرى آزادى در تمام افراد بشر نیاز به قانون دارد و قانون باید از طرف خدا باشد و مبلغ قانون خدا نیز پیامبر است.

    امام، جانشین پیامبر و ادامه دهنده راه اوست و در پیامبر و امام عصمت لازم است. جز خدا کسى نمى‏تواند فرد معصوم را شناسایى کند و او را به عنوان پیامبر یا امام معرفى نماید. خدا، پیامبر را معرفى مى‏کند و پیامبر، امام را از طرف خدا.

    اگر کسى بگوید نصب امام از طرف پیامبر با آزادى مردم مخالف است، باید به این مطلب نیز معتقد شود که نصب پیامبر از طرف خدا نیز با آزادى مردم مخالف است و نتیجه، این خواهد شد که بشر نیاز به امام ندارد، نیاز به پیامبر و نیاز به قانون الهى ندارد; دنیاى بشر، دنیاى جنگل است که در آن نظم و انتظام لازم نیست و پایمال شدن حقوق ضعیفان مانعى ندارد و دیگر سخنان باطل و بى‏اساس که اندیشه صحیح بشرى آن را مردود مى‏کند.

    و چیزى که انسان را به تعجب مى‏ اندازد، اولویت و لزوم افضلیت در امام است که در نوشتار دکتر محمد عماره است; از یک طرف ادعا مى‏کند انسان در انتخاب امام که جانشین پیامبر است‏باید آزاد باشد و هیچ‏گونه تضییق و تقییدى نباید آزادى انسان را تهدید کند و از طرف دیگر مى‏گوید امام باید افضل از تمام امت‏باشد. در اینجا عبارت او را نقل مى‏کنیم:

    «و من الامثلة التى تشهد بذلک موقفهم من امامة الافضل و امامة المفضول و ایهما یقدم على الثانى فى الاختیار لهذا المنصب و بدیهى ان الافضل هو الاولى بالتقدیم‏». (33)

    در بخش بیان عزل امام و قدرت مردم بر برکنار کردن امام از منصب خود اگر از او خطایى و یا گناهى دیدند، مى‏نویسد: از جمله نمونه‏ هایى که گواه بر این مطلب مى‏باشد، این است که معتزله، امام شدن افضل و مفضول را بررسى نموده و بحث کرده‏اند که کدام‏یک از آنها باید امام شود; افضل! و یا مفضول. و روشن است که افضل باید امام شود و او سزاوارتر به امامت است. سپس مى‏گوید:

    چیزى که ملاک فضل است و با بیشتر داشتن آن انسان افضل مى‏شود، مصلحت اندیشى براى امت است. او در این خصوص چنین بیان داشته است:

    «ان الفضل المطلوب فى الامامة انما یراد لما یعود على الکافة من المصلحة‏». (34)

    همانا فضل مطلوب در امامت رعایت مصلحت تمام افراد امت است.


    پس از بیان این مطلب، شرط دیگرى را نیز بیان داشته و مى‏گوید:

    «و کذلک القول فى من یعرف ان انقیاد الناس له اکثر واستنامتهم الیه اتم و شکواهم الیه اعظم فهو بالتقدیم احق‏»

    هر کس مردم از او بیشتر فرمانبرى کنند و از او بیشتر به کمال برسند و درد دل خود را بیشتر به او بگویند، سزاوارتر به منصب امامت است.
    آنگاه صفات زشتى را که نباید در امام باشد، مانند: شتاب‏زدگى، زودباورى، قضاوت عجولانه، خشونت و شدت در برخورد با مردم و... (35) را بیان کرده است.

    حال این پرسش پیش مى‏آید که اگر بناست امام افضل باشد، نفوذ کلمه داشته باشد و از صفات زشت منزه باشد و مردم نباید هر کسى را انتخاب کنند، چرا وجود این صفات و شرایط، مخالف با آزادى و حق انتخاب نیست; اما اشتراط عصمت که جامع تمام صفات کمال و بیزارى از تمام صفات زشت و قصور است - که شیعه با دلالت قرآن و سنت و عقل آن را پذیرفته - مانع آزادى است و آیا اعتراف به لزوم امامت افضل اعتراف به لزوم عصمت نیست!؟

    علاوه بر این، تمام اندیشمندان اهل سنت که در موضوع امامت‏سخن گفته و امامت را براى امت اسلام لازم و ضرورى دانسته‏اند، براى امام صفات ویژه‏اى را شرط دانسته‏ اند و هیچ اندیشمند و عالمى از اهل سنت ‏یافت نشده است که براى امام اوصافى را لازم نداشته باشد و بگوید هر فاسق و فاجرى مى‏تواند امام شود.

    شیعه نیز براى امام، صفت عصمت را به حکم عقل و شرع لازم مى‏داند و اگر اعتقاد به عصمت در امام، با آزادى بشر مخالفت دارد، هر صفتى که علماى اهل سنت در امام شرط دانسته‏اند نیز باید با آزادى بشر مخالف باشد.

    بنابراین، آمدن پیامبر و امام نه تنها مانع آزادى انسان نیست; بلکه پیامبر و امام بهترین راه به کارگیرى آزادى را نشان مى‏دهند و به همان دلیل که بشر نمى‏تواند قانون کامل وضع کند و نمى‏تواند کسى را به عنوان پیامبر معرفى کند و مقام نبوت را به او بدهد، به همان دلیل بشر، خود نمى‏تواند امام پس از پیامبر را معین کند.
    ادامه دارد...
    آزادى از منظر شيعه
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  18. تشكر

    مدير اجرايي (26-02-1391)

  19. #20
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,018      تشکر : 9,324
    9,365 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    انسان دو بعدى است

    آنچه را در موضوع نیاز به قانون بیان کردیم، ملاحظه بعد مادى انسان است که او را به قانون نیازمند مى‏کند و اگر انسان را از بعد معنوى نیز ملاحظه کنیم، نیاز به قانون و پیامبر و امام براى او بیشتر خواهد بود.

    زیرا انسان تنها در بعد مادى خلاصه نمى‏شود تا بشر بتواند از راه شناخت نیازهاى مادى و دیگر روابط مادى میان افراد جامعه، براى خود قانون وضع کند; بلکه انسان داراى دو بعد است; بعد مادى و بعد معنوى.

    اگر بر فرض انسان بتواند بعد مادى خود را شناسایى کند و براى رفع نیازهاى آن، قانونى وضع کند; لیکن بعد معنوى انسان ناشناخته است و در هیچ آزمایشگاهى قابل تجزیه و تحلیل و شناخت نیست. اگر تنها براى بعد مادى انسان قانون وضع شود، نیمى از نیازهاى بشر نادیده گرفته شده است.

    زندگى انسان تنها در این جهان خلاصه نمى‏شود و دنیاى دیگرى نیز وجود دارد که انسان باید خود را براى آن آماده سازد. ارتباط جسم با روح، بعد مادى و معنوى و دنیا و آخرت انسان تنگاتنگ است و قابل تفکیک و جدایى نیست.

    آخرت، وجهه ملکوتى زندگى دنیوى است.

    قرآن مى‏فرماید:

    «من کان یرید العاجلة عجلنا له فیها ما تشاء لمن نرید ثم جعلنا له جهنم یصلیها مذموما مدحورا و من اراد الآخرة و سعى لها سعیها و هو مؤمن فاولئک کان سعیهم مشکورا». (36)

    هر کس طالب دنیاى نقد باشد، آن مقدار که بخواهیم به او مى‏دهیم، سپس براى او جهنم را قرار داده‏ ایم که نکوهیده و رانده شده وارد آن مى‏گردد و هر کس خواهان آخرت باشد و کوشش شایسته آن را انجام دهد، پس کوشش آنان مورد قدردانى قرار خواهد گرفت.


    یعنى اگر انسان تنها در اندیشه دنیا باشد و هدفى جز دنیا نداشته باشد، به هدف عالى آخرت نمى‏رسد; ولى لطف و کرم خدا ایجاب مى‏کند که از همان هدف دنیایى نیز به او بهره ‏اى بدهد.


    آزادى از منظر شيعه
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •