سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 48

موضوع: ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    khmgin


    چشم هایم را می بندم.....


    صدای دقیقه ها را خوب می شنوم. ....

    زمان اگرچه تند حرکت می کند اما انگار، ایستاده است.


    ثانیه ها با دقیقه ها رقابت می کنند اما هیچ کدام به مقصد نمی رسند!


    هی دور می زنند و هی می دوند تا شاید به جمعه موعود برسند،


    جمعه ای که از پس آن تمام دلهره های رسیدن، تمام می شود؛


    جمعه ای که وعده داده شده روزی از میان این همه روزهای سخت،


    انتظار را به پایان می رساند.....


    چه قدر خسته ام؛ چقدر منتظر!.........


    چه قدر چشم به راه!.......


    هر جمعه، آخر هفته که می شود، ........


    اطلسی ها را آب می دهم؛.......


    کوچه را از عطر یاس پر می کنم و دسته گل نرگسم را در دست می گیرم تا


    شایـــــــــد...........



    اندوه این جاده های منتظر را چگونه طی کنم؟


    که راه بس ناهموار طولانی است......


    ای کاش پنجره ها باز شوند و فریادم را تا سرزمین های دور برسانند!


    من کبوتر غمگینی را سراغ دارم که هر غروب جمعه،


    آواز غربت را در رویای وصل خویش زمزمه می کند.


    ای مسافر غریب،.......

    ای غریبه آشنا! ...........

    در کدامین باغ!؟؟؟؟؟؟

    کدامین بستان!؟؟؟؟؟؟

    کدامین بیابان تو را جست وجو کنم!؟؟؟؟؟


    بعضی وقت ها که روزگار قصد می کند،


    نیمه جانی را که در بدن دارم، از من باز ستاند،


    یاد تو و رویای شیرین وصل توست که آرامم می سازد.


    من دلم پیرتر از آن است که بیش از این سال های جدایی را دوام بیاورد.


    ای کاش زودتر می آمدی


    ای کاش زودتر می آمدم،


    ای کاش فاصله ها کوتاه تر می شد!

    در ابتدای هر هفته می ایستم و عطشناک،

    سراب جمعه ها را درمی نوردم.

    اگر قصه انتظار، نوشتنی بود،


    شاید می توانستم قصه اشک های مذاب را تا لحظه رسیدنت بنویسم.

    من در ابتدای هر هفته جمعه را انتظار می کشم تا با چشمه وصلش عطش مرا خاموش کند.

    .........ای امام زمان .........
    .........گل نرگسم.........
    .........موعودا.........
    .........نفسا.........

    دقیقــــــــه ها،
    ثانیــــــه ها،


    زودتر ظهور کن!




    کدامین جــــاده
    امشب میگذارد سر به پای تو
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    30
    نوشته
    4,962
    تشکر
    3,978
    مورد تشکر
    6,271 در 2,898
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    جمعه هاي ديدنت چه دير مي رسند !
    امضاء

  3. تشكرها 6


  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,610
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,677 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    khmgin



    این جشنها برای من آقا نمی‌شود
    شب با چراغ عاریه فردا نمی‌شود

    خورشیدی و نگاه مرا می‌کنی ‌سفید
    می‌خواستم ببینمت اما نمی‌شود

    شمشیرتان کجاست؟ بزن گردن مرا
    وقتی که کور شد گرهی وا نمی‌شود

    یوسف! به شهر بی‌هنران وجه خویش را
    عرضه مکن که هیچ تقاضا نمی‌شود

    اینجا همه منند، منِ بی خیالِ تو
    اینجا کسی برای شما ما نمی‌شود

    آقا جسارت است ولی زودتر بیا
    این کارها به صبر و مدارا نمی‌شود

    تاچند فرسخی خودم ایستاده‌ام
    تامرز یأس، تا به عدم، تا نمی‌شود

    می‌پرسم ازخودم‌غزلی‌گفته‌ای‌ولی
    با این همه‌ردیف،‌ چرا با نمی‌شود؟!




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  5. تشكرها 7


  6. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,610
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,677 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    از دوري تو غمين و نالان هستم
    وز کرده خود سخت پشيمان هستم

    اصليت مارا تو اگر مي پرسي
    ازکوفه ، ولي مقيم تهران هستم

    آقا جان سلام ، دوباره آمده ام ، آمده ام با هزارجور شرمندگي
    مولاي مهربانم ،‌شرمنده ام که آنقدر کوله بار گناه بر دوشم سنگيني مي کند
    که وقتي شعبان از راه مي رسه ، تازه يادم مي آيد مولايي دارم
    مولايي که چشم انتظار اهل شدن منتظرانشه

    يادم مي افته که آقاي من هست ،‌مولاي من هست
    اونم همين نزديکي ها ، نشسته منتظر و بيقرار
    سرکوچه تنگ و بي انتهاي انتظار

    يادم مي افته روز ولادتش نزديکه و به تکاپو مي افتم که کاري کنم
    تمام توش و توانم رو ميذارم تا يکسال بي خيالي ام رو جبران کنم
    شايد يه کم ، فقط يه کم از اين بار خجلت و شرمندگي کم کنم

    خدا ميداند که از اعماق وجودم آتش زبانه مي کشد
    از اينهمه غفلت ،‌اينهمه گناه ،‌اينهمه جهالت
    جز شرمساري چه دارم که به پيشگاه تو عرضه کنم ؟

    عزيز زهرا ،‌نگار بي همتا ، مولاي نازنينم
    شرمنده ام ، شرمنده ام
    شرمنده ام .................



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  7. تشكرها 7


  8. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    khmgin




    گفتم بنویسم به یاد تو،
    یادم آمد که پیشتر از غافلان بوده ام .
    گفتم بنویسم با عشق به تو،
    یادم آمد هنوز عاشق نشده ام.
    گفتم پس بگذار کمی باخورشید باشم برای طلوع،
    یادم آمد که من سالها پیش غروب کرده ام.
    گفتم پس بگذار کمی دعا کنم برای آمدنت
    .
    گفتم: اللهم عجل لولیک الفرج

    امضاء

  9. تشكرها 6

    parsa (04-05-1390), مدير اجرايي (01-11-1390), الهادی المهدی (30-10-1390), شكوه انتظار (27-04-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (10-07-1391)

  10. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    khmgin

    دلتنگم آقا ؛ دلتنگ دیدنت ؛ دلتنگ شنیدن صدای انا المهدی ت ...
    تا کجای عمر باید هر شب درانتظار تو ستاره بشماریم٬ تا کدام روز و ماه باید مسافر دنیای غفلتها باشیم ٬ یامولا !

    بیا ٬ که سقف آسمان زندگیمان راابر جهل و فساد پوشاند !بیا٬ که زمین تشنه باران است ! بیا ٬ که جگرهایمان را فراق٬رتگ سرخش را باخته است ٬ بیا از درون سوخته ایم ٬ مولا بیا ای مرهم دلهای خسته !

    نمی دانم قلم سنگی برای دوری توچه می نویسد ٬ ولی همین را می دانم که او نیز هجاهای نام تو را دوت دارد و بی معطلیمی نگارد . بیا ٬ که قلب شیشه ای انتظارمان در هر بار ترکی برمی دارد و صبرمان راخزان به یغما می برد .

    بلندای پرواز خورشید را کهمی بینم این سوال در ذهنم می روید ٬ که آشیانه خورشیدکجاست؟

    کبوتران سپیدبال که نشانه هایآرامش آسمانند ٬ شبانگاهان در آغوش مهربان لانه ها ٬ اندام جان را در بستر آرامش مینهند٬ عقابها که سلاطین آسمانند در یورش تاریکیها دل به سکوت می سپارند و در دلکوهساران تمنای دستان پر محبت شب را دارند اما خورشید آشیانه اش کجاست؟

    در کدامین بستر مهربانی ٬ دل پرخروشش به آرامش می نشیند؟

    یک روز با خورشید همسفر شدم . دانستم که غروبش افسانه ای بیش نیست و مغرب و مشرق ٬ جز خطوط خیالی نیستند .

    خورشید هرگز غروب نمی کند٬ خورشید معنای روشن طلوع است .

    اما آشیانه خورشید رایافتم ٬ دل مردی چون مهدی (ع)!!!
    این دل شماست ٬ که معبد خورشید است و این دل شماست
    که حلقه اتصال چشمه خورشید با نور پاکی و طراوت است .

    اگر روزنه ای در دل توبگشایم ٬
    خواهم دید که هزاران خورشید در آن سر به سجاده نورانیت گذارده اند و هر
    خورشید به گونه ای اشعه رحمت و برکت را به هر سو می پراکند.

    آری ! می شناسمت ٬سالهاست که همتای تو را ندیده ام ٬ من موجودی هستم که از فرسنگها عقب تر آمده ام وچون به تو رسیده ام همراهت شده ام . پا به پای تو می آیم . تو را میشناسم

    امضاء

  11. تشكرها 6

    parsa (04-05-1390), مدير اجرايي (01-11-1390), الهادی المهدی (30-10-1390), شكوه انتظار (27-04-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (10-07-1391)

  12. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    khmgin


    ای نگاهت دوای هـــــر دردی
    آرزو می كنم كه بـــــــرگردی
    كاش من باخبر شـــوم روزی
    لحظه ای بر دلم گــــذر كردی
    زنده ام من به عشق دیدارت
    بسته جانم به روی زیبــــایت
    منتـــــظر مانده چشم گریانم
    پس كجایی؟ دلم به قربــانت
    مثل مهتاب و آسمان هستی
    آفتابی ، تو مهربـــان هستی
    با تو معنای عشق كامل شد
    یار و مولای عاشقان هستی
    جمعه ها دل كه بیقرارت شد
    تا سحر چشم انتـــظارت شد
    اشكها ریختم شبـــــــانگاهان
    چون امیدم به نوبــــهارت شد
    ای كه بر درد و غم دوا هستی
    نور عشقی و با وفـــا هستی
    بی تو طاقت ندارد این دل بیا
    صبر تا كی كنم؟ كجا هستی؟


    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  13. تشكرها 5


  14. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    khmgin


    عزیز دل با من که در گیر لحظه های سرد خاکیم
    حرف بزنن
    با من که دست به گریبان دغدغه های زمینیم
    حرف بزن
    دوست دارم صدای تو را بشنوم

    که از پس ابرهای تیره غصه با من گرم و مهربان
    حرف میزنی
    امیـــــد من
    نمیدانی
    چقدر محتاج شنیدن صدا گرم توام
    صدای تو که آرامش است و بخشش است و ...




    کدامین جــــاده
    امشب میگذارد سر به پای تو

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  15. تشكرها 4


  16. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar.


    برای آمدنت می نویسم.
    دستهایم گواه است
    وقلم که در تکرار حرکاتش
    جز نام تو را ننگاشت.
    بی صبرانه روزها را در دقایق انتظار خواهم شمرد
    می دانم که خواهی آمد
    ای مسافر عشق و عدالت
    کنار پنجره ای به وسعت انتظار نشسته ام
    و چشم بر آسمان دار م .
    شیشه ها با شبنم باران خیس شده .
    کبوتری خود را به کنار پنجره می رساند .
    بالهای سفیدس را به شیشه ها می زند
    و مظلومانه نگا هم می کند.
    اما من به تو می اندیشم ای بهانۀ حیات،... به تو
    امشب گویی ستاره ها کمرنگ شده اند .
    چه شده که تو را پیدا نمی کنم؟!
    ای روشن ترین ستاره ...
    می دانی همیشه به امید دیدار توست
    که بیداری را به خواب ترجیح داده ام.


    کدامین جــــاده
    امشب میگذارد سر به پای تو

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  17. تشكرها 5


  18. Top | #20

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    شماره عضویت
    2213
    نوشته
    615
    تشکر
    5,603
    مورد تشکر
    1,788 در 492
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    کاش می شد که خدا

    اجازه ظهورت می داد

    کاش می شد

    که در این دیار غربت

    ومیان موج غمها

    به سکوت سرد وسنگین

    رخصت خاتمه می داد

    کاش می شد

    جمعه ما

    شاهد ابروی زیبای تو می شد

    دیده نا قابل ما

    فرش کیسوی تو می شد

    کاش می شد

    انتظار منتظر بپایان رسد

    وهوا میزبان یاسها و

    نسترنها

    خاک پای مهدی زهرا شود

    کاش می شد

    تو هم از انتظار خسته شوی و

    برای فرج دعا کنی

    کاش می شد
    امضاء



صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی