▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 48
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پس تو کجایی آقا؟!

    سلام آشنایِ دل!

    این منم و دلتنگی هایی که بهانه کرده ام برای گفتنِ التهابِ هرآنچه که بی تو می گذرد....
    اوضاعِ ما خوب نیست....بهتر بگویم: دارد وخیم می شود....
    آسمان این روزها تنگی نفس گرفته ست
    زمین بی ظهورت فلج شده است
    و ما مردمانش، زمینگیرار از قبل به زمین شده ایم
    تو را به خدا مخواه،
    مخواه بیش از این تنها شویمُ وبین ما و نگاهت فاصله افتد که منهایِ عشقِ تو هیچ می شویم نزدِ خدا.
    امام زمانم! بهترینم! ای که مهربانیت تمام ناشدنیست! پس تو کجایی آقا؟!
    شعبان به نیمه رسیدُ صدا زدیم
    قدرآمدُ دعا خواندیم
    عرفه تکرار شدُ ناله زدیم
    و هر هفته به حجمِ جمعه هایِ تقویم اضافه شدُِ و جایِ خالیت را چکه چکه باریدیمُ و نیامدی....
    و مانده ام چرا سبدِ بلورینِ دعاهایمان، پُر از استجابت نمی شود؟!
    شاید دلمان هرجاییست!! ببخش اگر از آداب دوست داشتن غافلیمُ و تو را با دلی دوست داریم که همه چیز را در آن جا دادیم.
    کاش می شد به جُرمِ پاییزِ عاطفه های دعا،قاصدکِ رویا را فوت کردُ و یک کهکشان آرزو که کودک بودیم
    آن قدیم تر ها هرچند واژه های دعایِ فرج را درست ادا نمی کردیم اما درعوض دلمان پــــــــــــــاک بودُ زُلــــــــــــــــال!
    بارانِ عدل!
    ببین! از خشکیِ ایمان ،داریم مُچاله می شویمُ و ترک برمی داریم
    تو را به حرمتِ مسافرانِ جاده یِ انتظار
    به حرمتِ دل هایِ شکستهُ و بغض هایِ در گلومانده
    به حرمتِ مروارید اشک ها و چشمانِ بارانیِ عاشق
    برماببار....ببار تا خالی از هر چتری زیر پولک های نقره ای رحمت،قدم بداریم و طراوت بگیریم.
    شما هم دعا کن...خدا به شما نَه نمی گوید...
    حتم دارم فردایی می آییُ و عطرِ نامِ حضورت،
    فضایِ خاموشِ این شهر را روشن می کند و ما عاشق تر از همیشه با تمام بی قراریُ و چشم انتظاری به استقبالت می آییم

    و این تازه اولِ عشق است.....

    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐




  2. تشكرها 8


  3. #32
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    حق دارد اگر گونه هایش سرخ، قلبش بی تاب،سیر از دنیا شده باشد

    حق دارد اگر یارانش را، یاران بی وفایش را به حال خود واگذارد

    حق دارد اگر احساس کند

    اصبحت ... و امسیت...

    حق دارد دیگر تاب گشتن در کوچه های کوفه را به امید یافتن یارانی همدل نداشته باشد

    شاید تنها چیزی که امشب می خواهد

    دیدار کوچه های مدینه باشد

    تا برای عرض شکایت در پیشگاه حبیبش آماده باشد

    آه از دل پر رنج علی
    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

  4. تشكرها 11


  5. #33
    عضو خودماني
    مانیل آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1391
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    نوشته : 1,041      تشکر : 13,000
    6,828 در 1,311 پست تشکر شده
    وبلاگ : 4
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مانیل آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مهدی جان!
    دلتنگی زیاد است
    ولی شهدا دلتنگی هایشان را زیباترشرح داده اند...


    ای مهدی صاحب‌‌الزمان (عج) اینكه نام سربازی و نوكری تو را بر ما نهاده‌اند، مایه افتخار است،
    ولی از اینكه نمی‌توانم آنچنان كه تو می‌خواهی باشم،
    روحم عذاب می‌كشد.

    « شهید ابوالفضل مختاری»



    ای مهدی (عج) عزیز فرمانده جبهه‌ها، ای یاور رزمندگان اسلام، به یاریمان بشتاب،و در آخرین لحظات چشمانم را به جمالت منور فرما و از خدا می‌خواهم در هنگام شهادتم، مهدی (عج) حاضر باشد، مهدی جان (عج) در لحظه شهادت سرمان را بردار و در آغوش بگذار كه ما جز دامان تو پناهی نداریم.

    « شهید احمد (حمید) مهرمحمدی »



    مهدی جان تو را به مادرت زهرا (س) و جد بزرگوارت علی‌بن‌ابیطالب (ع) مرا یاری كن
    كه تو واسطه فیض الهی بر ما هستی.

    « شهید مسعود تفنگچی »

    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...


  6. تشكرها 11


  7. #34
    عضو كوشا
    منتظر یوسف زهرا آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 244      تشکر : 655
    1,383 در 281 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظر یوسف زهرا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دلم هوای تو کرده
    بگو چه چاره کنم؟!!!




    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐

  8. تشكرها 13


  9. #35
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض "زمزمه ای با امام عصر (عج)"








    آيت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي

    كي روزگار ما به فردايي مي پيوندد كه ما ( از جمال وجودت ) بهره ور شويم ؟
    كي بر جويبارهاي رحمت تو گذر خواهيم كرد و سيراب خواهيم شد ؟
    آخر تشنگي مان به درازا كشيد
    مولاي من !
    آقاي من كي مي رسد كه تو ما را ببيني و ما تو را ، و پرچم ياري گسترده باشي و همه آن را ببينند ؟
    مولاي من ! كي ميشود كه تو ما را ببيني و ما تو را ؟
    و چشممان به ديدار تو روشن گردد، و به راهنمايي تو راه پيدا كنيم و تو ما را از هر آنچه حقيقت اموركه بر ما مشكل شده آگاهي بخشي ،و به واسطه تو ناله ها فروكش كند و ناداني ها برطرف شود ، و كمالات تمام و همه جانبه فراگير گردد.
    سرور من ! مولاي من !
    اميدم ، آرزويم ! اي كاش مي فهميدم پايان كارم به كجا مي رسد ؟ آيا چشمم به نور جمال تو روشن مي گردد ؟
    و از پيوند گوارايت سيراب مي شوم ؟
    يا با اين غصه ها به گور مي روم و از غصه ها و حسرتهاي پي در پي دق مي كنم و مي ميرم ؟
    سرور من ! بلند ي دوري از شما ميكشدم ، و اميد پيوند با شما و اميد به آنچه از نشانه هاي ظهورتان كه خبرش را به من داده ايد زندگي ام مي بخشد اما اگر اين وعده ها در اخبار نمي بود ، و ما از روي آثار منتظر و مراقب ظهور شما نمي بوديم بر ما چه مي گذشت ؟صلوات و درود خدا بر كسي كه ما را به توسط آنها جان بخشيد و از آنها با خبرمان كرد ، چرا كه امروزه آن خبر ها سبب زندگاني بندگان مشتاق شما ، و شيفتگان پيوند با شماست ، و زبان حال همة ما (به اين اشعار ) گوياست
    اوعدوني اوعدوني و امطلوا حكم دين الحبّ دين الحب ليروّح القلـب بذكــر المنحني و اعده عنـد سمعي يا اخــــــي» اي زادة احمد ( صلي الله عليه وآله ) آيا راهي به سوي تو هست كه از آن راه به ديدار تو نائل شوم ؟ »
    سرور من ! اگر به ما نرسيده بود كه پس از سختي گشايش است تحمل اين سختيها بر دلها و جانهاي ما از اين هم سخت تر مي بود ، ولي از آنجا كه خود اين سختي كشيدن از نشانه هاي فرج و گشايش است بر ما سبك و آسان مي آيد بلكه چه بسا با شوق و شوربه آن رو مي كنيم و به سوي آن مي رويم تا به واسطه اش به شما بپيونديم. ....»
    سرور من ! آزمايش و بلا درشت و سخت شد ، و پرده افتاد ، و شكايت و شكوة ما به شماستسرور من !
    دوري و جدائي از تو از همه اينها سخت تر است ، و الاّ بلا در كنار شما نعمت است ، و آزار شدن در راه شما آسايش
    سرور من !
    فدايت شوم اگر من با شما باشم كارم درست مي شود و راست مي آيد .
    پس شتاب كن و بيا و بگو دلت چه مي خواهد تا من آن را كه خشنودي تو در آنست برگزينم و در پيش گيرم .
    كه در هر حال تو به من اولي تري ، چرا كه اگر تو نبودي مني وجود نمي داشت
    سرور من ! چون به وصال تو و لذت ديدارت مي انديشم ، و در حال و روز كسانيكه آنها را به خود كشاندي ، و از فضل بيدريغ خود به آنان بخشيدي ، و آنان را به زيارت جمال خود مشرّف كردي و به آموزش خود بر آنان بزرگواري نمودي ، و با نوشانيدن كاسه هاي توحيد و يكتا پرستي بر آنان منت گذاشتي و بر آنان شرافت گردآمدن با اهل توحيد بخشيدي ، نزديك است كه دلم از حسرت منفجر شود و سينه ام از غيرت از هم شكافته گردد.
    آه! آه!واي بحال دل همچو من بخت برگشته اي...


    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐




  10. تشكرها 13


  11. #36
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض








    گفتم، بشينم و برايت بنويسم... سلام، راستي هيچ تکراري، نوتر از سلام نيست. شايد اگر هنرمند بودم، از ذوق و تخيّلم کمک مي گرفتم و تو را بهتر توصيف مي کردم؛ امّا افسوس... که هيچ هنري ندارم و تازه، اگر هم داشتم، به هنر خدا در آفريدن تو نمي رسيد.
    اصلاً هيچ مي داني چند سال است که در انتظار تو، غبار جاده ها را به چشم مي خريم؟... يازده قرن! باورت مي شود؟ بعضي هايمان خسته شدند؛ امّا، ما هنوز طاقت آورده ايم. ايستاده ايم و نفس مي کشيم؛ هرچند سخت؛ امّا سرد نشده ايم. چيزهاي
    زيادي ديده ايم. دوستاني را ديديم که سکوت، پنجه انداخت به گلويشان و«فقطـ» انتظار تو را کشيدند و انتظار را به احتضار بدل کردند! و بعضي ديگر هم، انتظار را به فرياد اعتراض بدل کردند و دست آخر؛ شب سکوت، صدايشان را بريد.
    و باز، ما مانده ايم و تنهايي. ما مانده ايم و تنها چيزي که براي سپردن به قدم هاي تو، در سينه حفظ کرده ايم.
    وقتي تو بيايي (با طولاني ترين شعر سپيدي که در چشم هايت داري )، همه باور خواهند کرد که گل سرخ، در زمستان هم خواهد روييد.
    و آن روز، با خال کوچکي که روي گونه ات داري؛ نقطه ي پاياني در انتهاي خط انتظارمان خواهي گذاشت.
    و آن وقت «نمي دانم کي » که بيايي، ديگر هيچ چشمي براي فهماندن مقصودش منّت هيچ قلم و کاغذي را نخواهد کشيد.
    و ديگر هيچ وقتِ خدا، «اميد محمّد»روي دفتر مشقش خوابش نخواهد برد و مي دانم که تو به رويش نخواهي آورد که چرا بعدازظهرها يک راست نمي رود خانه و چرا هر ماه، پول هاي کيف پدرش، يک هو زياد مي شوند...
    و آن وقتِ «نمي دانم کي»که برسد، حتي محّرم هايمان فرق خواهد کرد. ترکيبي مساوي از غم و شادي خواهد بود و دو ستون زنجيرزنان و سينه زنان محّله مان تا بي نهايت امتداد خواهد يافت و آن وقت، نوحه خوانان دسته، سکوت را زمزمه خواهند کرد و در دست هر کدام از بچه هاي محل يک شمع خواهد بود و تن هر کدامشان، يک پيراهن سپيد، با شال سبز دور گردن...
    و آن وقتِ «نمي دانم کي»که بيايي، ديگر هيچ گربه اي، بر سرته مانده ي غذايي، با پيرزن کنار پياده رو خيابان بلوار-که مي گويد عاشق است-دعوايش نمي شود و آن وقت تو، دنيا را به دل هاي کوچک خواهي داد تا يک روز، دنيا هم روي«روشني»را ببيند و
    هر دلي، شعبه اي از محبّت شود.
    و آن وقتِ «نمي دانم کي» ديگر شيريني فروشي سر کوچه مان، خرده هاي شيريني ديروزش را با شيريني امروزش قاتي نخواهد کرد و ديگر همسايه مان، شب ها، يواشکي کيسه ي زباله ي اضافي اش را در خانه ي ما نخواهد گذاشت تا کارگران شهرداري توقع «عيدي» نکنند و مطمئن شوند که آدم فقيري است!
    و ديگر، با بودن تو، هيچ آفتابگرداني به خاطر پيدا کردن خورشيد، سرش گيج نخواهد رفت و چادر سپيد خواهرم با گل هاي آبي و بنفش، موقع نماز، قشنگ ترين دشت گل بنفشه ي دنيا خواهد شد و تمام پنجره هاي دنيا، رو به خدا باز خواهند شد...
    و ماه، در نيمه هر ماه، تمام نيمه تمامي اش را در سايه ي تو کامل خواهد کرد.
    ...نمي دانم چه قدر دلم هوايت را کرده است... نمي دانم و البّته مي داني چه ها کشيده ام و چند قله ي قاف را پشت سر گذاشته ايم. به تمام ضرب المثل ها رسيد يم و «بي تو» را ضرب المثل «انتظار» کرديم... صدايمان گرفت و باز، تو را خوانديم. پاهايمان بي رمق شدند و نايستاديم و سنگمان زدند و سکوت نکرديم.
    و امشب که صداي باران مي آيد، نمي دانم چرا فکر مي کنم که تو هم در يک «جمعه ي باراني»خواهي آمد؛ جمعه اي که پرهياهوترين جمعه خواهد بود و بازارهاي عاشق بازي «بارزترين» تعطيلي شان را خواهند داشت... و چه قدر دلم مي خواهد که همين جمعه بيايي...



    منبع: نشريه موعود نوجوان، ش24.
    نويسنده: سيد محمد سادات اخوي
    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐


  12. #37
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    سلام بر تو ای خورشیدی که در پشت ابر گناهان امت پنهان شده ای


    و در غربت و تنهایی نظاره گر تمام لحظات زندگی ما هستی.

    سلام بر تو ای عزیز دل زهرا(س)


    تویی که مادرت در آن لحظه های سرتاسر غم و درد


    در میان شعله های آتش با دلی مالامال از غم و درد تو را صدا زد و گفت:


    «ای مهدی من! کی خواهی آمد تا انتقام مرا از ظالمان و غاصبان رو سیاه روزگار بگیری؟»


    سلام بر تو ای شمشیر علی در غلاف؛


    ای کسی که علی آرزومند دیدار توست


    و دعا می کند برای لحظه ای که تو بیایی و با ذوالفقار حیدری


    انتقام پدرت را از دشمنانش بگیری؛


    همان دشمنانی که حق او را غصب کردند؛


    بر صورت همسرش سیلی زدند و بازو و پهلوی تنها یاورش را شکستند


    و او غریبانه در گوشه تنهایی و غربت سالها به سر برد


    در حالی که به فرموده خودش خار در چشمش و استخوان در گلویش بود.


    سلام بر تو ای وارث انبیاء و اولیاء


    کاش دل نوشته هایم خواننده ای جز خودت نداشت


    زیرادانستن اینکه برای شما می نویسم و دیگران آن را می خوانند پریشانم می کند.


    امروز در حالی این نامه را برایت می نویسم که قلبم از عشق به تو مالامال است


    و بغض سنگینی گلویم را می فشرد...


    دوست دارم در کنارم باشی تا رودررو به تو بگویم که چقدر دوستت دارم

    اما افسوس که اعمال من،


    برآورده شدن آرزویم را محال نموده است.


    گرچه چشم هایم نمی تواند تو را ببیند


    ولی یقین دارم که تو در کنارم هستی و بر کارهایم نظارت داری.


    در مشکلات زندگی دست های شما یاری کننده من است


    گرچه تو آسمانی هستی و پاک


    و من زمینی و غرق گناه اما برای من چه تکیه گاهی محکم تر از شما،


    به خاطر همین تو را بهترین مونس و پناه گاهم می دانم


    و در غروب جمعه ها غصه هایم را برایت می گویم


    و از تو می خواهم که برایم دعا کنی تا عاقبت به خیر گردم


    و روزی که ظهورت تحقق پیدا نمود رو سفید باشم.





    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐




  13. تشكرها 8

    tamana (30-03-1392), منتظر یوسف زهرا (05-11-1391), مانیل (30-03-1392), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (21-10-1392), ال یاسین (05-11-1391), بیقرار ظهور (21-10-1392), سابحات (13-12-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (30-09-1394)

  14. #38
    عضو خودماني
    انام*خادمه امام حسن مجتبی(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,034      تشکر : 9,790
    4,466 در 1,058 پست تشکر شده
    دریافت : 4      آپلود : 0
    انام*خادمه امام حسن مجتبی(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐
    « بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم »
    « لا حَولَ وَ لا قُوَّﺓَ اِلاّ بِاللّهِ العَلیِّ العَظیم »
    « اللّهمَّ لَکَ الحمدُ و اِلَیک المُشتَکَی و اَنتَ المُستَعانُ »
    « یا زَکّیُ الطّاهِرُ مِن کلِّ آﻓَﺔٍ بقُدسِهِ »
    «یا لطیفُ إرحَم علی عَبدَکَ الضّعیفَ»
    « یا دائمُ یا قائمُ »




  15. #39
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    یـار غـایب ز نظر ، منــتظرت را دریــاب
    جاری از چشــــــمه ی چشــــمم ز فراغت سیلاب

    بی تو روز و شب من گشته به یک رنگ ای دوست
    روز من تار و شـــبم نـــــیز ندارد مــــــــهتاب


    چشـــــم در راه توام تا کــــــــه بـــیا یی ز سفر
    به گشـــــــایی به روی منـــتـظرت روزی باب

    هر چه گفــــــــتم ز غمت ، طاقت من کمــــــتر شد
    بنگر غمـــزده ات را کــه بود در تـــب و تاب

    من مریض غــم هجران توام مــهدی جان
    مدتی هســت زهجر تو ندارم خــور و خواب

    خواســتم تا که دهـــم شرح غـــــم هجر تو را
    غافل از آنکه نگــــنجد غـــم هـــــجرت به کتاب

    یوسف فاطــمه لطـــفی کــن و باز آی دگر
    چشـــم من مانده به در منــــتظرت را دریاب





    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  16. #40
    عضو آشنا
    آسیه آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1392
    نوشته : 23      تشکر : 157
    128 در 25 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مولای من:


    من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم
    در عصرهاي انتظار به حوالي بي كسي قدم بگذار

    خيابان غربت را پيدا كن و وارد كوچه پس كوچه هاي

    تنهايي شو كلبه غريبي ام را پيدا كن
    كنار بيد مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگي ام

    در كلبه را باز كن به سراغ بغض خيس پنجره برو

    حرير غمش را كنار بزن مرا خواهي ديد....

    با بغضي كويري كه غرق عصاره انتظار است




    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐


    نميخواهد لباسي بدوزيد و بر تن
    زن امروز نمائيد . فکر زن را اصلاح کنيد او خود تصميم


    ميگيرد که چه
    لباسي برازنده اوست.


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •