سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 48

موضوع: ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,625 در 52,438
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    ghalbha ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه آغاز امامت مولاي منتظران) ▐♣*♣▐




    مولاي من سلام............
    مولای من! از تو می خوانم ، و تو را می جویم ای آرزوی دیرینه من...
    دفتر عشق را گشودنش سهل است اما بستنش را کس نتواند...

    سال هاست برای تو مینوسم ،
    از تو و عشق تو، از تو و هر آنچه متعلق به توست...

    دلم میخواهد تک تک واژه های شعرم تو را بسرایند و از تو بگویند...
    آری برای تو می نویسد دوباره، منتظری چشم براه دوخته.......
    دلش را عشق و امید تو افروخته...

    ولی دوباره روز موعود فرا رسید نیم شعبان و چراغانی هاااا
    نیمه شعبان و چشم های پر از انتظار نیمه شعبان و غمی دیرینه....
    نیمه شعبان و حرف هایی ناگفته ام باتو...

    آمده ام اینجا به بهانه روز میلادت برایت بنویسم....
    از تو و برای توتا کمی دلم آرام گیرد....

    ميدانم که تنها من نيستم که از شرار اين عشق مي سوزم
    ميدانم که تنها من نيستم که ناگفته ها با تو دارم
    ميلادت بهانه اي شد تا دفتري از بغض احساس باز شود
    دفتري که همه عاشقانت ، همه منتظرانت
    همه کساني که عشق تو زخمه بر تارو پود دلشان مي زند
    و انتظار ظهورت حسرتي ديرينه در عمق وجودشان شده
    عقده هاي مانده در گلويشان
    حرفهاي مانده در گنجينه سربه مهر قلبشان را با تو بگويند

    و تو اي عاشق بي قرار،
    اي منتظر مسافر سبز پوش جاده هاي نور
    دلت می خواهد به امام زمان چه بنویسی؟
    آیا دردهائی برای بازگو کردن داری؟
    آیا فکر می کنی برای ظهورش آماده هستی؟

    چه حرفهائی برای گفتن داری که تاکنون در کنج دلت ،
    پنهانش کرده بودي و و نتوانسته ای به کسی بگوئی؟
    پس روز ولایتعهدیش را بهانه ایی کن و برایش بنویس....




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 12-11-1390 در ساعت 19:56
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 11

    parsa (04-05-1390), مليکه (25-04-1390), نرگس منتظر (13-11-1390), الهادی المهدی (30-10-1390), انام*خادمه امام حسن مجتبی(ع) (30-03-1392), حسنعلی ابراهیمی سعید (10-10-1396), خراباتي (26-04-1390), سابحات (24-04-1390), شكوه انتظار (24-04-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (10-07-1391), شوق یار (25-04-1390)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,625 در 52,438
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    ghalb.



    تقدیم به کسی که ثانیه هایمان را به انتظار قدومش چراغان کرده ایم

    سلام بر تو ای امید انتظار زمین و آسمان...
    سلام بر تو ای روح پر شکوه حق...
    سلام بر تو ای محبوب دلها...
    سلام بر تو ای آسمانی ترین،
    ای عاشقانه ترین شعر آفرینش...
    سلام بر تو و هر آنچه که از برای توست..
    دلتنگي هايم تمامي ندارد
    و اين بغض ويرانگر بنيان وجودم را ازهم مي پاشد
    نيمه شب است و مثل هرشب
    چشمهايم با خواب بيگانه است
    نميدانم شعر تلخ دلتنگي ام را با کدامين واژه بسرايم
    که گوش جانت مشتاق شنيدنش باشد
    چشمهاي به اشک نشسته ام را مي بيني؟!
    ناله هاي فروخورده در گلويم را حس مي کني؟!
    صداي سکوتم را که سرشار از فرياداست مي شنوي؟!
    عزيز دلم ،‌ مولاي مهربانم
    اي جان شيرين ، اي شيرين تر از جان
    اي مفهوم اميد ، اي معناي آرزو
    دل غمينم را به نگاهي بنواز....


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  5. تشكرها 10

    parsa (04-05-1390), مليکه (25-04-1390), نرگس منتظر (25-04-1390), الهادی المهدی (30-10-1390), انام*خادمه امام حسن مجتبی(ع) (30-03-1392), خراباتي (26-04-1390), سابحات (24-04-1390), شكوه انتظار (24-04-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (10-07-1391), شوق یار (25-04-1390)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,625 در 52,438
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    ghalb.





    خاموش‏تر از چراغ مرگيم

    روشن‏تر از آفتاب كجايى‏

    عقربك‏هاى ساعت،
    تا كى به گرد خود گردند، بيهوده در صفحه غيبت.

    در گرگ و ميش سحرگاه، پايان دروغ را انتظار مى‏ كشيم.

    آن روز كه بيايى، جهان براى خوشبختى ما تنگ است.

    آغاز و فرجام خويش را در تو مى ‏جوييم.

    اين گريه را پايانى است اگر،

    اشك راه خود را بداند و بر هر دامانى نريزد.


    پوست را بادام و سال را ايام و زيستى را كام و بودن را نام تويى.

    من كيستم؟

    تو كيستى؟

    من اينك نه آنم كه بودم. تو همچنان آنى كه بودى.

    مگذار كه بگويم در تن من،

    اميد را به خاك سپردند و سنگى صنوبرى شكل بر سر آن نهادند.

    هيچيم هيچ، بى ‏تو اى همه كس،

    همه چيز،

    همه جا،

    همه وقت،

    همه عمر...




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-11-1391 در ساعت 17:14
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  7. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,625 در 52,438
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    ghalb.




    دلى داريم به پريشانى دود;

    سرى داريم به حيرانى رود;

    چشمى به گريانى ابر;

    غمى به وفادارى بخت.

    نه اقبال خوشايندى، نه مرگ ظفرمندى.

    رفتن، يعنى غيبت،

    آمدن، يعنى ظهور.

    بودن يعنى انتظار.

    كار يعنى سالنامه عمر را ورق زدن.

    سياست، يعنى به لبخند تو خنديدن.

    حكومت، يعنى زير پاى تو فرش گستردن.

    عاشورا، يعنى غم هاى تو.

    محرم، يعنى دميدن مهتاب فراق.

    اين است معناى حقيقى كلمات.

    عريضه ‏ها را چاه به كجا مى‏ برد؟

    آيا او هم...

    خوشا آن در كه به روى تو هر روز مى‏ خندد.


    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-11-1391 در ساعت 17:14
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  8. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    khmgin




    سلام من به یوسف گمگشته ی دل زهرا و گل خوشبوی گلستان انتظار

    سلام بر تو ای زیباترین نقاش عدالت...

    سلام بر تو ای ناب ترین غزل تنهایی و غربت...

    سلام بر تو ای دلتنگترین ترانه محبت...

    سلام اى گل نرگسم...

    دخیل می‏بندم،
    به دست‏هایت که وسعت دریاها در آن جاری‏است.

    دخیل می‏بندم به چشم‏هایت،
    که صداقت آسمان‏ها در آن پیداست.

    دخیل می‏بندم
    به سبزینگی فضای جمکران و حرمت هوایی که جمعه‏هایش وجودم را مالامال عشق می‏کند،

    جمعه‏ای که لبریز از دعا می‏شوم و التماس.

    جمعه‏ای که لبریز از تمنّا می‏شوم و سرشار از ندبه و توسل.

    دخیل می‏بندم
    به تمام یاس‏ها و شقایق‏های که تو را به یادم می‏آورد

    و دخیل می‏بندم
    به هر آن‏چه که بهانه‏ای باشد تا بیشتر با تو بمانم و بیشتر بخوانمت

    «ای هم سفــــــر! قبیله مــــــا را صـــــــــدا بزن
    مردان این قبیلـــــــه پریشان و خســــــته‏اند
    آغـــــــــــاز کن ترانه زیــــبای خنده را
    امشب چکاوکان دلم، دل شکسته‏اند»

    خسته‏ایم از این همه خواستن.

    خسته‏ایم از این همه بهانه

    خسته‏ایم از این همه مرثیه فراق سر دادن

    خودت فرموده‏ای، بر آن که جرعه وصل تو را سر کشیده‏اند،
    به آنان که لحظاتی دست در دامن وصالت داشته‏اند و حضورت را شایسته شدند.
    خودت به آنها فرموده‏ای که زیاد دعا کنیم، زیاد ندبه بخوانیم.

    این بار دم فرو می‏بندم و با زبان دل می‏خوانم که
    «اللـــهم عجـل لولیک الفرج».

    آری فرا میرسد روز میلادت
    چه بغض سنگینی است...
    خدای من...

    روز شنيدن بوي نرگس...

    روز انتظار...

    روز تقديم اشکها بر زير پايت...


    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-11-1391 در ساعت 17:08
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. تشكرها 9

    parsa (04-05-1390), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (25-04-1390), مليکه (25-04-1390), نرگس منتظر (25-04-1390), الهادی المهدی (30-10-1390), خراباتي (26-04-1390), سابحات (24-04-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (10-07-1391), شوق یار (25-04-1390)

  10. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    khmgin



    مرا درياب
    مي داني چه هستم
    مي داني چه بايد باشم
    مي داني چه مي خواهم باشم
    دستم را بلند کرده از تو مدد مي خواهم
    تا يک دل آرام را ,تا آرزوي بازگشتت را , تا اميد به انتظارت را
    از تو طلب کنم مي خواهم بدانم چگونه دلم را به دست افکار تو ,
    اشکم را در دامان تو ,سوز عشق را براي تو داشته باشم
    ديگر نمي گويم کاش ميشد

    ميگويم از تو مي خواهم
    که خانه اي را که در بن بست سکوت ساخته ام ويران سازي

    ميگويم از تو مي خواهم
    که عشق به خودت را همچون داغي آتش در سينه ام نگاه داري

    ميگويم از تو مي خواهم
    که اشک هايم را در جويبار انتظارت بريزم
    با او حرف زدم


    صدايم را از ميان انبوه درد هاي عاشقانش شنيد
    من مي سوزم جوابش را نمي شنوم
    دفتر افکارم سفيد است
    اما
    او برايم نوشته است با رنگ سفيد
    مي خواهد من خود بيابم
    مي دانم نوشته است که فرياد سکوتش بلند است
    آري
    بايد بشنوم
    مي دانم که سبکي هواي درونم از گرد و غبار قدمهايش بر روي ذهن پريشانم است
    مي دانم که آرامش درياي قلبم از آرامش آبيه نگاهش است
    منتظر آمدنم است پس منتظر آمدنش مي مانم

    با عشـــــق به او ,

    با مــــدد از او

    و با توکل از خداي او


    کدامین جــــاده

    امشب میگذارد سر به پای تو




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-11-1391 در ساعت 17:09
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  11. تشكرها 8

    parsa (04-05-1390), مليکه (25-04-1390), نرگس منتظر (25-04-1390), الهادی المهدی (30-10-1390), انام*خادمه امام حسن مجتبی(ع) (30-03-1392), خراباتي (26-04-1390), سابحات (12-12-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (10-07-1391)

  12. Top | #7

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    gool



    سلام بر آقای خوبی ها ...
    آقا دلم برایتان خیلی تنگ شده بود
    گفتم دست به قلم ببرم
    و برایتان چند سطر نامه بنویسم
    سید ما مولای ما ....


    می دانم در مقابل عظمت شما ذره ای ؛ محسوب نمی شوم .
    اما چه کنم که قلبم آرام ندارد
    این توده ی خاک گرفته ؛ مانند پرنده ای در کالبد تن؛
    خودش را به هر دریچه ای می رساند
    تا غبار راه قدوم مبارک شما را بر چشمان خود سرمه سارد .

    مولایم با دیده ای اشک بار می نویسم تا شاید غبار اشک پرده ی باشد
    بین نگاه مهربان شما با دیدگان پر از گناه من

    شرمنده ام از اینکه نمی توانم آن باشم که ؛ یار مهدیم گویند .
    مولای من . می دانم گوش جانت با من است
    می دانم که نگاه غمگینت با من است
    می دانم دست پر مهرت با من است

    اما این نفس درون من است که من را با خود به نا کجا آباد بی هستی می کشاند .
    مولای خوبم ای مهربان هستی زاده شده از خوبیها
    می دانم مهربانی تو بیش ار ان است که دستان پر التماسم را
    که به سویت دراز شده اند ندیده بگیری

    اما آقایم خجلم از خودم
    خودی که با تو نبوده اما گدایی از تو را خوب می داند

    آری ؛دست سائل و پر تمنای من که از آستین خودخواهی ای درونم بیرون آمده است
    و هیچ کس نمی تواند آن را به اصلاح اصل خود بازگرداند

    جر نگاهی از لطف تو آقا ؛

    می دانم که آنقدر کریمی که گوشه چشمی از دیده ات می تواند
    نور زندگی من را به روشنایی سبز نگاهت پیوند دهد

    وقلب خاموش من را به گرمای وجودت اتصال .
    پس آقایم برای تو می نویسم .
    برای تو می خوانم و
    برای تو می گریم تا شاید به این گدای درگهت
    گوشه چشمی را عنایت فرمایی.




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-11-1391 در ساعت 17:19
    امضاء




  13. تشكرها 9


  14. Top | #8

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar.




    جانماز سپیدم ازتو آقا....

    قلبم را فرش زمین می کنم سجاده ای ساخته ام ازجنس پاکی ها ی قلبم

    وضو را با قطرات دلتنگی از چشمان منتظرم میگیرم

    دیگر قلبم نیست منم وجانماز سپیدم

    آقا،صاحب الزمان قلبم را برای تو،برای رسیدن به توآقا ،فقط برای تو گشوده ام

    هرروز در جانماز سپیدم تو را می جویم ......

    تورا ...

    جانماز سپیدم از تو طلب میکند:باتو بودن،ازتو خواندن،برای تو ماندن وبرای توشدن....

    جانماز سپیدم از توآقا ....

    از توآقا ظهور را میخواهد...


    اللهم عجل لولیک الفرج
    الهی آمین

    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-11-1391 در ساعت 17:22
    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  15. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    khmgin





    دير زماني است چشم هاي ما بي تاب و منتظر
    به افق هاي دور دست چشم دوخته اند تا تو از کرانه اميد طلوع کني،

    قفس تکرار روزهاي هجران را بشکني
    و اجازه دهي در آسمان وصالت پرنده شويم.


    اي پاک و زلال!
    ببين براي ديدنت چقدر مشتاق و بي قراريم.
    تو به کوچکي و حقارت ما منگر. اي درياي عظيم،
    بيا و به قلبمان عزيمت کن.
    اي خورشيد بي کرانه ازلي،
    دستان پر معنا و چشمان پر نيازمان را ببين
    و بر سجاده اي که نمازش عشق است،

    طلوع کن.

    در غم هجر رخ ماه تو در سوز و گدازيم
    تا به کي زين غم جانکاه بسوزيم و بسازيم


    شب هجران تو آخر نشود رُخ ننمايي
    در همه دهر تو درنازي و ما گرد نيازيم



    خورشيد سال هاست به نامت مي سوزد

    بيا اي نگارم که عمري است چشم انتظارم

    فقط يک نفس مانده تا جان سپارم

    امام محبوبم، نديده دل به تو سپردم و در ديدن، جان را.

    بارها دست دل را گرفتم و او را به هر کوي و برزني که نشاني از تو داده اند، کشاندم.
    به هر سو نظر افکندم و پرنده دلم را به هواي تو پرواز دادم.

    گفته اند مي آيي.
    نکند آمدنت فراتر از پيمانه عمرم باشد.
    از سال ها پيش مي شناختمت.
    تو در خون رگ هاي شيعه جاري هستي.
    در تار و پودشان،
    در ذرّه ذرّه وجودشان،
    در پشت قلب هاي شکسته مؤمنان،
    در صداي لرزان «الغوث الغوث»شان که مظلوميّت از آن مي بارد.




    شايد آنروز که سهراب نوشت
    (تا شقايق هست زندگي بايد کرد )
    خبري از دل پر درد گل ياس نداشت،
    بايد اينطور نوشت :
    هر گل هم که باشد، چه شقايق،چه گل پيچک و ياس ،
    تا نيايد مهدي زندگي دشوار است ....




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-11-1391 در ساعت 17:25
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  16. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll

    بسم رب المهدي




    درجوار کوچه های انتظار دعایم کن،
    در تنگنای سرودن غزل هایم

    نمی دانم از چه غریبم که دیدگانم به غروب عشق می مانند
    و به فکر کدامین لاله هستم که اشکدر خاکریز چشمانم موج می زند.


    نمی دانم در ساحل شب به جستجوی کدامین مهتابم
    و کرانه ی آسمان را به دیدار چه کسی نظاره گر شده ام!!!

    فقط می دانم که باران در کنج نگاه توآمدنی است

    !!!یوسف فاطمه

    !ای زمزمه واپسین حیاتم،

    بدان که ابهام اشک من تندیس حضور توست
    و غروب شعرهایم در سرا پرده انتظار،
    عبور غریبانه تو را گریه می کند .......




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-11-1391 در ساعت 17:28
    امضاء


صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی