كبر و خودبینى سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
كبر و خودبینى
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    توجه كبر و خودبینى





    كبر و خودبینى
    قال رسول اللّه(صلّی الله علیه و آله و سلّم) : اِیّاكم والكبر فانّ ابلیس حمله الكبر على ان لا یسجد لآدم و ایّاكم و الحرص فأنّ آدم حمله الحرص على ان تأكل من الشّجرة و ایّاكم و الحسد فأنّ بنى آدم انّما قتل احدهما صاحبه حسداً فهنّ اصل كلّ خطیئة؛(1)رسولخدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: از تكبر دورى گزینید چه این كه كبر شیطان را وادار كرد كه بر آدم سجده نكند(وحال آن كه دستور خدا بود) و از حرص و آز دورى كنید زیرا همین صفت باعث شد كه آدم از میوه درخت (ممنوعه) بهره گیرد. و از حسد بپرهیزید كه علت كشتن یكى از فرزندان آدم دیگرى را حسد بود. و (بدانید) كه این سه ریشه و اساس هر خطا و گناهى است.
    پیامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در این حدیث نورانى امت خویش را از سه چیز نهى كرده و به آنان نسبت به این سه هشدار داده است:
    1ـ كبر
    2ـ حرص
    3ـ حسد
    جالب آن است كه نمونه‏هاى عینى و واقعى كه گرفتار این سه صفت ناپسند شدند نیز در این سخن ترسیم شده است.
    شاید بتوان از این حدیث یك نكته تربیتى را پیش از تشریح و توضیح آن دریافت كرد و آن این است كه:
    بهترین روش تربیت و مؤثرترین روش واداشت و بازداشت مردم به صفات نیك و بد، از راه الگو دهى و نمادها است.
    یك مربى تربیتى اگر در لابلاى آموزش فضیلتها و نهى از رذیلتها به نمونه‏هاى عینى آن نیز اشاره كند هم در نفوس متربى زودتر تأثیر مى‏گذارد و هم ماندگارتر و ماندنى‏تر خواهد بود.
    زیرا بشر بسیارى از معقولاتش را از راه محسوسات به دست مى‏آورد و راز داستانها و مَثَلهاى قرآن نیز همین است كه انسانها از راه مطالعه در زندگى الگوها و اسوه‏هاى نیك و حسنه، راه كمال را پیش گیرند و پیش روند و با درس‏گیرى از الگوهاى منفى از رذائل و رفتارهاى نادرست دورى گزیده و از سرنوشت آنان درس عبرت بگیرند.
    در این كلام نورانى مربى و معلم بشریت، جامعه بشرى را نسبت به سه آسیب بزرگ و بنیادى هشدار مى‏دهد و از آنان مى‏خواهد كه با توجه به نمونه‏هاى عینى و عملى یاد شده یعنى سرنوشت ابلیس با آن سابقه طولانى در عبادت و آدم با آن مقام والاى بندگى و نبوّت، و نیز فرزندان آدم با آن جایگاه و موقعیت، عبرت بگیرند و از این صفات منفى و لغزنده بسوى سقوط و نابودى، پرهیز كنند و فضاى روح و جان خود را از ظلمت كبر و تاریكى حرص و آتش حسد پاك نگهدارند.



    كبر و خودبینى



  2. تشكرها 2

    نرگس منتظر (05-05-1390), شکيبا (06-05-1390)

  3.  

  4. #2
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    توجه





    كبر و استكبار
    بزرگان اخلاق در تعریف تكبّر و فرق آن با عجب گفته‏اند:
    «و آن عبارت است از حالتى كه خود را بالاتر از دیگرى بیند و اعتقاد برترى خود را بر غیر داشته باشد و فرق آن با عُجب آن است كه آدمى خود را شخصى داند و خود پسند باشد اگرچه پاى كسى در میان نباشد، ولى در كبر باید پاى غیر نیز در میان آید تا خود را از آن برتر داند و بالاتر ببیند.»(2)
    به دیگر سخن تكبّر از سه عنصر تشكیل مى‏شود:
    «نخست آن كه براى خود جایگاهى مى‏بیند و مقامى قائل است.
    دوم آن كه براى دیگرى نیز مقامى ترسیم مى‏كند و در نظر مى‏گیرد.
    در مرحله سوم مقام خود را به رخ دیگران مى‏كشد و خود را بالاتر و برتر از آنان مى‏بیند و بر این كار خوشنود و خوشحال مى‏گردد.»(3)
    در حقیقت سرزمین وجود انسان متكبر مانند میدان پر از مین است، این مین‏ها عبارت از همان منیّت اوست، مین خود محورى، خودخواهى، خودبرتر بینى، برترى جویى، فخر فروشى، و مانند آن.
    اگر آدمى در مكتب الهى و در مدرسه پیامبران درس عبودیّت نگیرد و آن را در صفحه جان و جامعه‏اش جارى نسازد، گرفتار مین‏هاى منیّت مى‏گردد كه هر آن احتمال انفجار آن هست.
    فلسفه این كه اگر همه پیامبران در یك زمان زندگى مى‏كردند با هم اختلافى نداشتند همین است كه آنان به مقام عبدیّت و عبودیّت راه یافته‏اند، در آن مقام منیّت‏ها و منى‏ها رخت بر مى‏بندد و همه خود را بنده خدایى مى‏بینند كه شایسته كبریایى و بزرگى است و غیر او چیزى و كسى نیست.
    همه هرچه هستند از او كمترند
    كه با هستى‏اش نام هستى برند
    و علت این كه جبهه استكبار همواره در برابر خط رسالت و امامت موضع گرفته و گرد و غبار راه مى‏اندازد و هیاهو مى‏كند و جولان مى‏دهد، همین است كه روح انسان مستكبر شكل گرفته از این است كه همواره خود را بزرگ مى‏شمارد و دیگران را كوچك مى‏بیند و حاضر نیست حقیقت را بپذیرد و زیر بار واقعیتهاى زندگى برود.

    كبر و خودبینى



  5. تشكر

    شکيبا (06-05-1390)

  6. #3
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    توجه





    انگیزه‏هاى تكبّر
    اسباب و عواملى كه باعث مى‏شود انسان روحیه تكبّر و استكبار داشته باشد چند چیز است:
    1ـ علم و دانش
    2ـ عمل و كاركرد نیك
    3ـ نسب و خانواده
    4ـ زیبایى جسمى
    5 ـ قوت بدنى
    6ـ مال و ثروت
    7ـ فزونى یاران و یاوران
    1. چه بسا دانشمندانى كه علم آنها حجاب اكبر مى‏شود. به جاى آن كه علم آن‏ها نردبان كمال و معرفت گردد وسیله غرور و فخر آنها بر دیگران مى‏شود و آنان را به وادى سقوط و ذلّت مى‏كشاند، پیامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «آفة العلم النّسیان؛(4) آفت علم فراموشى است.»
    یك لحظه بیندیش اگر خداوند آنچه را داده از تو بگیرد چه خواهى كرد؟ پس به اندوخته‏هاى علمى خود مغرور مباش.
    2. برخى بر اثر انجام یك عمل نیك و انجام عبادت چنین احساسى در آن‏ها به وجود مى‏آید كه گویى خود را یك سرو گردن از دیگران بالاتر مى‏پندارند و باید دیگران آنان را احترام ویژه كنند و از آنها تعریف و تمجید نمایند. به دیگر سخن كارهاى خوب خود را به رخ دیگران مى‏كشند و عبادت خود را منّتى بر دیگران به شمار مى‏آورند و دیگران را بشمار نمى‏آورند، رسولخدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) درباره این گونه افراد فرمود: «كفى بالمرء شرّاً ان یحقّر اخاه المسلم؛(5) براى انسان این بدى و بدبختى كافى است كه برادر مسلمانش را خوار و ضعیف سازد.»
    3. برخى از مردم به حسب و نسب عالى خود مى‏نازند، این كه در یك خانواده شریف و معروف به دنیا آمده‏اند، از این كه در بیت علم و تقوا مى‏زیند آن را براى خود امتیازى مى‏بینند و به رخ دیگران مى‏كشند، در حالى كه از دیدگاه دین و آموزه‏هاى دینى حسب و نسب معیار و ملاك برترى نیست و هیچكس بر دیگرى جز به تقوا و انسانیت برترى ندارد. رسولخدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) این گونه نگاه را آسیب اجتماعى مؤمن دانسته و فرمود: «آفة الحسب الفخر؛(6) آفت بزرگ زادگى فخر فروشى است.»
    4. چهارمین چیزى كه ممكن است اسباب تكبّر و تفاخر گردد جمال و زیبایى و حسن ظاهر است، برخى از انسانها كه از قد و قامت رعنا و زیبا برخوردارند و اندام موزون و متناسب دارند به جاى آن كه از خالق و آفریننده خویش یاد كنند و شكرگزار او باشند به مخلوقى مانند خود تفرعن مى‏فروشند و دیگران را كه فاقد چنین نعمتى هستند و از درجه زیبایى كمترى برخوردارند مورد سرزنش و نكوهش قرار مى‏دهند و این آفتى است كه پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نسبت به آن هشدار داده‏اند: «آفة الجمال الخیلاء؛(7) آفت زیبایى تكبّر است.»
    البته این روحیه در بین زنان شدت و شهرت بیشترى دارد. چه این كه به تعبیر مولاى مؤمنان على(علیه السّلام): «انّ النّساء همّهنّ زینة الحیاة الدّنیا؛(8) به درستى كه زنان همّتشان آرایش زندگى دنیاست.»
    ولى همه باید بدانند كه زینت و زیبایى پایدار نیست، ممكن است یك حادثه كوچك باعث شود كه چهره زیبا و اندام موزون تبدیل به قیافه‏اى وحشتناك و غیر قابل تحمّل گردد.


    كبر و خودبینى



  7. تشكر

    شکيبا (06-05-1390)

  8. #4
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    توجه





    5. پنجمین سبب از اسباب تكبر بهره مندى از مال و ثروت فراوان است، ثروت اندوزان و سرمایه دارانى كه از سرمایه انسانى بى‏بهره‏اند به پول و مال و منال خود مى‏بالند و دیگران را به این وسیله به چیزى نمى‏انگارند، خانه‏هاى مجلّل و مركب‏هاى مدرن خود را وسیله تفاخر و تكبّر قرار مى‏دهند و گاه مؤمنان فقیر را با تعبیرهایى از قبیل این كه خرج یك روزه من به اندازه تمام دارایى توست، تحقیر مى‏كنند این گونه كسان غافلند از این كه اگر مال و ثروت مایه آبرومندى و عزّت بود امروز نام قارون‏ها به عنوان یك مظهر فزون خواهى و تكاثر مورد ملامت قرار نمى‏گرفت و ضرب المثل در حرص و آز نبود.
    قرآن عاقبت قارون را كه به فرمان خدا زمین او را در كام خویش فرو برد، درس عبرتى براى همه ثروتمندان از خدا بى خبر قرار داده و هشدار داده است كه: «الهكم التّكاثر؛(9) افزون‏طلبى (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (واز خدا غافل ساخته است).»
    6. عامل ششم در پیدایش تكبّر در برخوردهاى اجتماعى، بهره مندى از قدرت و نیروى جسمانى با موقعیت سیاسى و اجتماعى است. كسانى كه به هر دلیل به قدرت دست یافته‏اند و برو بیایى براى خود دارند، در این گیرو دار خود را گم كرده و به این ظواهر فریبنده دل مى‏بندند گاهى تبختر و خود بزرگ بینى در آنان به حدّى مى‏رسد كه خودشان را خدا و یا سایه خدا مى‏پندارند(انا ربّكم الأعلى ـ السّلطان ظلّ اللّه) اما اگر معناى سایه خدا را درك مى‏كردند از این حالت منفى و تنفرآمیز خود بر مى‏گشتند، زیرا سایه همواره تابع صاحب سایه است، وقتى شاخه‏هاى درخت به حركت در مى‏آید سایه هم متحرّك دیده مى‏شود، هنگامى كه درخت و شاخه هایش ثابت و آرام است سایه هم ثابت به نظر مى‏رسد.
    كسى كه مى‏گوید من سایه خدایم باید مطیع و فرمانبردار او باشد و تابع حركات و سكنات صاحب سایه باشد.
    و گرنه ادّعاى او ادّعایى پوچ و بى اساس و برخاسته از یك خود فریبى و مردم فریبى است.
    7. هفتمین و آخرین عاملى كه ممكن است آدمى را به درد بى درمان و نابود كننده تكبّر گرفتار سازد، فزونى یاران و مددكاران و كثرت پیروان و مریدان و اطرافیان است.
    ممكن است عالمى به كثرث شاگردان و شیخ قبیله‏اى به وسیله زیادى اقوام و پادشاهى به وسیله لشكریان انبوه، و مُرادى به وسیله زیادى مریدان گرفتار این حالت زشت و ناپسند تكبّر قرار گیرند.
    لكن اگر دیده بصیرت باشد و به جاى خود بینى، خدابینى بر وجود آدمى پرتو افكند همه این وسایل غرور و كبر تبدیل به وسیله كمال و سعادت مى‏گردد و آدمى را از فرش به عرش و از ملك به ملكوت به پرواز در مى‏آورد:

    بزرگان نكردند در خود نگاه
    خدابینى از خویشتن بین مخواه

    كبر و خودبینى



  9. تشكر

    شکيبا (06-05-1390)

  10. #5
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    توجه




    فروتنى و تواضع
    نقطه مقابل تكبّر و خودخواهى تواضع و فروتنى است، مطرح كردن بحث تكبّر بدون اشاره به موضوع تواضع ناقص و ناتمام است از این رو اشاره‏اى كوتاه به این صفت زیباى اخلاقى كه آثار اجتماعى فراوان دارد نیز خواهیم داشت.
    در روایات دینى و آیات قرآنى هم این دو در مقابل هم مطرح شده‏اند: «اذلّة على المؤمنین اعزّة على الكافرین؛(10) ذلّت و عزّت را قرآن در برابر هم قرار داده و على(علیه السلام) مى‏فرماید: «ضادو الكبر بالتواضع؛(11)به وسیله تواضع با تكبّر مقابله كنید»
    در جاى دیگر قرآن یكى از ویژگیهاى بندگان شایسته خدا را تواضع بر شمرده و مى‏فرماید: «و عبادالرّحمن الّذین یمشون على الأرض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً؛(12) بندگان خاص خداوند رحمان كسانى هستند كه با آرامش و بى تكبّر بر زمین راه مى‏روند و هرگاه كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند) به آنها سلام مى‏گویند(و با بزرگوارى و كرامت از كنار آنان مى‏گذرند).»
    در ساحت و صحنه اجتماع تواضع ثمرات و نتایج فراوانى دارد، زیرا انسان متواضع مانند درخت پر ثمره‏اى است كه در دسترس همگان قرار مى‏گیرد.
    سر فرو مى‏آورد هر شاخه از بارآورى
    مى‏كند افتادگى انسان اگر دانا شود
    درخت‏هاى انار، هلو و مركبات آن چنان فروتنند كه بچه‏هاى كم سن و سال هم به آنها دسترسى دارند، برخلاف برخى درختان میوه دار و یا بى ثمر كه به آسانى نمى‏توان به شاخ و برگهاى آنها دست یافت.
    مؤمن باید آنچنان زندگى كند كه به درد همه برسد، امكان دسترسى به او آسان باشد و برقرارى ارتباط با او دست انداز نداشته باشد، از این رو در روایات اسلامى مى‏خوانیم:
    «بخفض الجناح تنتظم الأمور؛(13) با تواضع و محبّت كارها نظم و سامان مى‏یابد.»
    بویژه مدیران و مسؤلان باید از این ویژگى رفتارى در حد اعلى برخوردار باشند تا بتوانند براى ارباب رجوع گره‏گشایى كنند.
    كسیكه در برج عاج زندگى مى‏كند و از متن جامعه گریزان است نمى‏تواند ادعاى رهبرى و اداره اجتماع را داشته باشد، روشنفكرانى كه اُتو كشیده و پرستیژى زندگى مى‏كنند در جامعه دینى جایگاهى ندارند. زیرا در جامعه دینى (خفض جناح) یكى از نشانه‏هاى انسان خدوم و خادم اجتماع است و آنكه از این نعمت بى‏بهره است شایستگى اداره امور مردم و پذیرفتن مدیریت و مسؤلیت را ندارد كوتاه سخن آن كه: یكى از هشدارهاى اجتماعى جدى كه آیات و روایات نسبت به آن با شدّت و كثرت اشاره كرده‏اند و مردم را از آن بازداشته‏اند رواج روحیه تكبّر و خودخواهى در جامعه دینى است و در برابر یكى از خصلتهایى كه بر گسترش آن تأكید شده است، روحیه فروتنى و تواضع در ساحت اجتماع و در ارتباط با دیگران است.
    حدیثى كه در اول این فصل از پیامبر بزگوار اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) عنوان كردیم داراى سه هشدار بزرگ اجتماعى بود كه به بخش اول آن اشارت كردیم و ادامه آن را در بخشهاى بعدى نوشتار دنبال خواهیم كرد.


    كبر و خودبینى



  11. تشكر

    شکيبا (06-05-1390)

  12. #6
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    توجه




    پي نوشت ها:
    1. نهج الفصاحة، شماره 931.
    2. معراج السعادة، نراقى، ص 268.
    3. اخلاق در قرآن، آیة اللّه مكارم شیرازى، ج 2، ص 43.
    4. میزان الحكمه، ج 1، مترجم، ص 178.
    5. نهج الفصاحه، شماره 2166.
    6. میزان الحكمة، ج 1، ص 178.
    7. همان.
    8. نهج البلاغه، خطبه 153.
    9. سوره تكاثر، آیه 1.
    10. سوره مائده، آیه 53.
    11. تصنیف غررالحكم، حدیث 5148.
    12. سوره فرقان، آیه 63.
    13. غررالحكم، حدیث 4302.
    برگرفته از : پاسدار اسلام :: بهمن 1387 - شماره 326
    منبع:http://www.hawzah.net


    كبر و خودبینى



  13. تشكر

    شکيبا (06-05-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •