چرا رهبران مذهبی در انقلاب مشروطیت شرکت کردند؟ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
چرا رهبران مذهبی در انقلاب مشروطیت شرکت کردند؟
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    مدیر افتخاری
    ملکوت آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 3,144      تشکر : 3,634
    5,396 در 2,194 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ملکوت آنلاین نیست.

    kabotar. چرا رهبران مذهبی در انقلاب مشروطیت شرکت کردند؟





    مقاله دکتر عبدالهادی حائری نوه شیخ عبدالکریم حائری یزدی - منتشر شده در مجله وحید شماره مهر 1355



    دکتر عبدالهادی حائری نوه شیخ عبدالکریم حائری یزدی است که در رابطه با اندیشه های سیاسی و اجتماعی علمای شیعه در دو قرن اخیر چندین کتاب و مقاله نگاشته است. البته دیدگاه ایشان در تحلیل قضایا دارای خصائصی است که مورد قبول هر کس نیست و می تواند مورد رد و ابرام قرار گیرد. برادر فقیدشان مرحوم عبدالحسین حائری هم با آرایی چند از ایشان در تحلیل قضایای مشروطه-بخصوص در کتاب"تشیع و مشروطیت" ایشان مخالف بود. در هر حال متن زیر قسمتی از یک سلسله مقالات حائری در رابطه با مشروطه است و برای تضارب آراء و استفاده سلبی یا ایجابی در اینجا گذارده می شود. این مقاله در مجله وحید شماره مهر 1355 ، شماره 196 منتشر شده است.


    هنگامیکه ناصر الدین شاه امتیاز تنباکو را بیک شرکت انگلیسی داد این بازرگانان‏ تنباکو و متصدیان خرید فروش آن بودند که هستهء اصلی مبارزهء ضد آن امتیاز را تشکیل دادند و آن علمای وابسته بمردم مانند میرزای شیرازی و میرزای آشتیانی بودند که به پشتیبانی آنها برخاستند و فتاوی تحریم صادر کردند.


    این همکاری نزدیک علما با بازرگانان در امور بازرگانی ملی در سالهای پیش از انقلاب‏ مشروطه بهترین نشانهء سود مشترک آندو گروه و وابستگی آنها بیکدیگر و در نتیجه بوجود آمدن یک مسؤلیت مدهبی برای علما از یکطرف و برای بازرگانان از طرف دیگر در امر مبارزه‏ با نفوذ اقتصادی خارجی بود.

    علما خواسته‏های بازرگانان را در مورد تغییر رژیم نیز کاملا قانونی و حتی مطابق شرع اسلام‏ میدیدند زیرا آنها خواسته‏ها را سود مسلمانان دانستند-مسلمانانی که حمایتشان از روحانیت‏ ملی بمعنی نیرومندی مذهب اسلام بود.بنابراین وقتی می‏بینیم که علما و بازرگانان باهم‏ همگام شده قانون اساسی و مشروطیت و مجلس قانونگزاری بنام اسلام و بعنوان انجام یک‏ وظیفهء مذهبی و یک گونه جهاد تحت فرمان امام غایب میخواهند امری تصادفی نیست(50). نکتهء طرح شده بالا وسیلهء مرحوم میرزا محمد حسین نائینی دربارهء اینکه الهام‏بخش علما در مبارزات مشروطه‏خواهی آنها همانا خود مردم بودند(51)اشاره‏ای بهمین متکی بودن علما- بازرگانان بیکدیگر و اشتراک منافع آن دو گروه و احساس مسؤلیت مذهبی علما در امر حمایت‏ از بازرگانان و دیگر طبقات ملت مسلمان ایران است.البته این بحث نباید بدین معنی گرفته‏ شود که علمای ملی و وابسته بطبقهء متوسط باطبقات باصطلاح«فئودال»و وابسته بزمین هیچگونه‏ پیوندی نداشتند؛این مطلب نیازمند بگفتاری جداگانه است.نکته ما در اینجا تنها این است‏ که علما و بازرگانان و کسبه همواره و بویژه در انقلاب مشروطیت بعلل یاد شدهء در بالا دارای‏ پیوندی بسیار نزدیک،استوار،ژرف و دیرپا بودند.

    بنابراین ما علت جنبش مشروطه‏خواهی علمای نجف را میتوانیم بدین ترتیب خلاصه‏ کنیم که چون آن سه مرجع تقلید بزرگ یعنی تهرانی،خراسانی و مازندرانی و همکاران‏ آنان مانند نائنی و محلاتی علاقمند بسعادت و رفاه مردم مسلمان ایران بودند و رفاه و آسایش‏ طبقهء متوسط جامعهء ایران را سبب پیشرفت نفوذ علما و در نتیجه حفظ اهمیت آداب و احکام‏ مذهبی میدانستند و چون،همانطوریکه میدانیم،در دورهء قاجار دادگری وجود نداشت و زندگی مردم در دست قدرت زورمندان بود و منافع مشروع حامیان اسلام یعنی بازرگانان و کسبه مورد تهدید قرار گرفت این علمای مورد بحث از نظر مذهبی احساس مسؤلیت کردند که جنبشی را که هدفش از میان بر داشتن چنین رژیم ضد مردم بود حمایت و رهبری کنند و بهمین دلیل پشتیبانی از انقلاب مشروطه را باجهاد در راه خدا بامر امام غایب یکسان و مخالفت‏ با آن را اعلان جنگ بر ضد امام دانستند.
    چرا رهبران مذهبی در انقلاب مشروطیت شرکت کردند؟

  2.  

  3. #2
    مدیر افتخاری
    ملکوت آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 3,144      تشکر : 3,634
    5,396 در 2,194 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ملکوت آنلاین نیست.

    kabotar.




    خانم کدی میگوید که واکنش علما در برابر باختر«هنگامیکه متوجه مبارزه بانوگرایی‏ میشد بنظر«ارتجاعی»...میآمد و بگاه توجه به جدیت با نفوذ امپریالیسم،آن واکنش‏ «مترقی»نمودار میگردید لیکن در هر دو مورد علما همواره برای حفظ قدرت خود تلاش میکردند.» (52)ولی از طرف دیگر نوشته‏های خود علماء اظهار نظرهای بسیاری از نویسندگان و تاریخ‏ نگاران همزمان علما و برخی از گزارشهای رسمی گزارش گزاران آن است که علمای مشروطه‏ خواه طراز اول مانند خراسانی،تهرانی و مازندرانی و سید محمد طباطبائی که مهمترین نقش‏ها را در برقراری حکومت پارلمانی بازی کردند افرادی پرهیزکار و فسادناپذیر بوده‏اند و انگیزهء اصلی آنها فداکاری مذهبی و وطن‏پرستی ایده‏آلی و معنوی بوده است.

    بنابراین درست‏تر خواهد بود که بگوئیم که علما در مشروطیت شرکت جستند نه تنها برای اینکه قدرت و نفوذ خود را حفظ کنند بلکه از هدفهایشان نیز این بود که مردم مسلمان را از ستم حکومت استبدادی‏ قاجار برهانند و کشور اسلامی ایران و منافع اقتصادی آنرا از تجاوز امپریالیسم نجات دهند و چون آنها نیز خود را وقف مذهب کرده بودند حس مسؤلیت مذهبی آنها،دست کم تا یک اندازهء مهمی،سبب قیامشان بر ضد استبداد و حمایتشان از یک سیستم قانونی پارلمانی که منافع مسلمانان‏ را همراه داشت گردید.البته این عمل نیز مانع از آن نمیشود که بگوئیم همین علما معنی‏ واقعی حکومت مشروطه دمکراسی را نمیدانستند و از نتایج ناگواری که یک سیستم دمکراسی‏ برای مذهب ببار میآورد آگاهی نداشتند.(53)

    گروه دیگری از علما که مهمترین آنها سید محمد طباطبائی و سید عبد اللّه بهبهانی بودند جنبش مشروطه را در تهران رهبری میکردند.گرچه آنان پیمان همکاری بسته بودند ولی‏ منفردا هدفهای گوناگونی در فعالیت‏هایشان داشتند.طباطبائی مردی بود روشنفکر،مطلع‏ و همچنانکه در بالا یاد گردید،آگاه به اصول مشروطه و ملیت.او با کمال جدیت در راه اصلاح‏ کوشش میکرد و خیلی درگیر انگیزه‏ها و منافع مادی و فردی نبود،و یا اصلا نبود.

    او تشخیص داده بود که برقراری یک«عدالت‏خانه»نوین و یک«مجلس»سبب میشود که او امتیازات‏ روحانی خود را از دست بدهد.(54)از طرف دیگر همکار نزدیک او،بهبهانی،گرچه از او دلیرتر و بی‏پرواتر و در مبارزه سرسخت‏تر بود انگیزه‏های مادی و فردی فراوانی داشت. فعالیت‏های او در انقلاب مشروطه،دست‏کم تا اندازه‏ای محدود،یک گونه مبارزهء ثروت و قدرت‏طلبی بود.(55)

    نمونهء دیگری نیز از علمای مشروطه‏خواه وجود داشت که کسروی آنها ر«پیشنمازان» میخواند.او میگوید:

    «اما پیشنمازان که این زمان با مشروطه‏خواهان همراهی مینمودند و تلگراف برای‏ طلبیدن قانون اساسی بتهران میفرستادند بیشتر ایشان معنی مشروطه را نمی‏فهمیدند و دلبستگی‏ هم بآن نمیداشتند.چون این زمان حاجی میرزا حسن و دیگر مجتهدان از میان رفته و میدان‏ برای اینان باز شده بود از آن خشنود میبودند،و همینکه رو آوردن مردم را بسوی خود میدیدند بسیار شادمان میگردیدند و هرچه آنان میخواستند بکار میبستند و آن تلگرافها را آزادیخواهان‏ مینوشتند و آنان بی‏آنکه معنی درست مشروطه و قانون اساسی را بدانند،تنها بپاس آنکه در ردهء علما شمرده شوند،آنرا مهر میکردند.»(56)

    البته همین پیشنمازان هم از حکومت ناراضی و تا حد زیادی هم علاقمند برفاه جامعه و مردم بودند.این اظهارنظر کسروی کاملا شایسته توجه و توجیه است زیرا اگر حادثهء مشروطه رخ‏ نداده بود شاید آنها هیچگونه پشتیبان و طرفدار نمیداشتند و در نتیجه اهمیتی بعنوان مجتهد و پیشوای مردم نمی‏یافتند.بدین ترتیب هدف این نمونه از علما باعلمای دیگری که در بالا از آنان‏ یاد کردیم تفاوت داشت،ولی همه علماییکه در جنبش مشروطه درگیر بودند بدون در نظر گرفتن‏ انگیزه‏های شخصی‏شان مخالف رژیم استبدادی و تحت نفوذ بیگانه قرار گرفتهء قاجار بودند. البته این نکته را علما همواره در نظر داشته مدعی بودند که در غیبت امام دوازدهم حکومت حق‏ آنهاست و بر همین اساس بخود حق میدادند که در موقع و شرایط مناسب حتی یک حکومت‏ دادگر را نیز از میان بردارند تا چه رسد بیک دولت ستمکار و مستبدی مانند دولتهای دورهء قاجار.

    بسیاری از آنان از جمله مراجع تقلید ملی همواره در رابطهء نزدیک با مردم بوده از آنها الهام میگرفتند و بآنها الهام میبخشیدند و بهمین جهت در حادثهء مشروطیت باتمام نیرو با روشنفکران و دیگر مردم مشروطه‏خواه همدست شدند تا با تشکیل یک حکومت ملی مشروطه‏ که بعقیدهء آنها بهترین‏گونهء حکومت در غیبت امام محسوب میشد به تجاوز اقتصادی و سیاسی‏ بیگانگان پایان بخشند و اصلاحات داخلی را بسود صنایع داخلی و بازرگانی ملی آغاز کنند. مردم و علما البته در کوشش خود کامیاب نشدند و با آنکه پارلمانی نو تشکیل دادند بعلت دخالت‏ بیگانگان استعمارگرا انقلاب مشروطه نتیجهء مورد انتظار را ببار نیاورد و کار در دست بیگانگانو عناصر باصطلاح«فئودال»جامعهء ایران افتاد.

    ارجاعات مقاله:

    (50)-در مورد این مسأله که چرا بسیاری از علما نیز بر ضد مشروطیت مبارزه کردند باید بگفتار جداگانه‏ای پرداخت ولی این نکته مسلم است که در آغاز برای بدست آوردن‏ مشروطه همهء علما تقریبا یکدل و یک زبان بودند و شیخ فضل اللّه نوری سردمدار مبارزه با مشروطهنیز تا زمان طرح اصل 8 متمم قانون اساسی(که درباره مساوات است)با دیگر علمای‏ مشروطه خواه کم و بیش همکاری داشت.دربارهء برخورد عقیدتی اینگونه علما با مسألهء مشروطیت نگاه کنید به:

    Abdul-Hadi Hairi,>Shaykh Fazl Allah Nuri's Reputation of the Idea of Constitutionalism<,toappear in Middle Eastern Studies.

    مقاله زیر که پیرامون برخی از علل اجتماعی و اقتصادی مبارزهء گروهها با یکدیگر در مسأله مشروطیت است بخواندنش میارزد:

    Ervand Abrahamian,>The Crowd in the Persian Revolution<.Iranian Studics,III(1969),123-150.

    (51)-نائینی،تنبیه الامه،صفحه 36

    (52)- Keddie,>The Roots of the Ulama<,50.

    (53)-برای شرح حال آخوند خراسانی نگاه کنید به سید هبة الدین الحسینی الشهرستانی،» اعظم الحوادث و اشهر الرجال»العلم،2(1911)،290-298؛همان نویسنده، «آیة اللّه الخراسانی اکبر علماء الدین و رئیس المجتهدین»،المعلم،2(1911)،338-342 محسن امین الحسینی(العاملی)،«ترجمة المرحوم المقدس حجة الاسلام الشیخ ملا کاظم- الخراسانی قدس سره»،العرفان،4(1912)،36-40؛مهدی بامداد.شرح حال‏ رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری.جلد 4(تهران،1347)،صفحه 1.دربارهء محلاتی نگاه کنید به آقا بزرگ تهرانی،طبقات اعلام الشیعه،جلد 1(نجف،1954)، صفحات 163-164؛شرح حال محلاتی بقلم خودش در این کتاب آمده است:محمد اسماعیل‏ المحلاتی،انوار العلم و المعرفه(نجف،1342 قمری).صفحات 150-153.پیرامون‏ میرزا محمد حسین نائینی کتابی وسیله نویسنده حاضر نوشته شده که پراکنده خواهد شد. درباره شمه‏ای از مبارزات علما باروس و انگلیس بمقاله اشاره شده این نویسنده در یادداشت‏ در همین مقاله نگاه کنید.

    (54)-نگاه کنید بشماره‏های 14-15 از یادداشتهای همین مقاله.

    (55)-برای توضیح بیشتر پیرامون این جنبهء بهبهانی نگاه کنید به کسروی،تاریخ‏ مشروطه،صفحات 48-49؛سید حسن تقی‏زاده،«اشخاصی که در مشروطیت سهمی داشتند»، یغما 24(1350)،65-70.

    (56)-کسروی،تاریخ مشروطه،صفحات 309-310.
    چرا رهبران مذهبی در انقلاب مشروطیت شرکت کردند؟

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •