تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران)) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران))
نازدونه
صفحه 37 از 133 نخستنخست ... 273334353637383940414787 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 361 تا 370 , از مجموع 1330
  1. #361
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))





    ای آشنای غربت جمعه ظهور کن
    یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن

    حک شد به روی بال قنوت نمازمان
    این خواهش قدیمی آقا ظهور کن

    چشم انتظار قایق صیاد مانده‌ام
    محض خدا بیا و مرا صید تور کن

    من را که دور مانده‌ام از خاک کربلا
    آقا بیا و همسفر بال نور کن

    یک شب بیا میان حسینیه عزا
    یادی ز روضه‌های كنار تنور كن

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

    و المستشهدین بین یدیه




    کدامین جاده

    امشب میگذارد سر به پای تو


    تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران))



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكرها 2

    درگاه محبوب (17-10-1389), عهد آسمانى (25-10-1389)

  3. #362
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    moteharak3 پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))




    مولای من





    امروز كه عزم رویش دارم، كاش می‌شد بذر شوم و خود را در خاك پایت پنهان كنم و تا به آبی‌ترین نقطة هستی بالا روم.


    هر وقت كه روشنایی دعا را در تیرگی دلم می‌كارم، بهاران آرام، آرام در برگ‌هایم می‌خزد و ساقه‌هایم عاشقانه تو را فریاد می‌زنند.


    و غروب جمعه كه عطر تو در كوچه پس كوچه‌های غبارآلودم می‌پیچد، كوچه‌های خاك گرفته دلم از بوی خوشت عطرآگین می‌شود.


    آقای من!


    به زلال اشك‌هایم قسم، در كوچه‌های غمین و غریب روزگار، تنها در هوای آینده ی روشن انتظار نفس می‌كشم ...



    و ظهورت را به انتظار نشسته‌ام...
    تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران))

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


  4. تشكرها 6

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (25-10-1389), نرگس منتظر (25-10-1389), ya_fatemeh (25-10-1389), ترنم باران (24-10-1389), شكوه انتظار (23-10-1389), عهد آسمانى (25-10-1389)

  5. #363
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    moteharak3 پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))




    انتظار ... انتظار ... انتظار ...

    انتظار يك بن بست نيست
    انتظار يك رودخانه جارى از حقايق است
    انتظار ديدن روزنه اميد براى رهايى است
    انتظار ديدن افق فردا و فرداهاست
    اميد به آينده است
    اميد به روزى بهتر
    اميد به فردايى آفتابى و نورانى
    اميد به آرامش در زير سايه ى خدا
    انتظار، اشتياق رسيدن به بهترين وضع است و نه تنها تلاش براى تثبيت وضع موجود نيست‏ بلكه تلاشى است‏براى بهتر شدن، تكامل يافتن و هميشه پويا زيستن
    انتظار اشتياق قلب به پاكى
    انتظار چشمهاى نخفته است
    انتظار نگاههاى آشفته است
    انتظار اشك هاى ريخته است
    انتظار دلهاى بي قرار است


    تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران))

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


  6. تشكرها 6

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (25-10-1389), نرگس منتظر (01-11-1389), ya_fatemeh (25-10-1389), ترنم باران (24-10-1389), شكوه انتظار (23-10-1389), عهد آسمانى (25-10-1389)

  7. #364
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))





    روز جمعه،
    روز خودت،
    روز منتظرانت به سراغ حافظ رفتم تا با فالی دلِ شکسته و سینه ی زخمی ام را مرهمی باشم.
    می دانی چه آمد؟
    یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور....
    نه غم می خورم،

    نه غم می خورم بخاطر روزهایی که نبوده ای تا لحظات تلخ غم را کنارم باشی.
    نبوده ای تا ندای مظلوم را بشنوی و ظالم را نابود سازی.
    غم می خورم به خاطر روزهایی که به یادت نبوده ام و با گناه شب شده اند.
    همان روزهایی که در تقویم خاطره هها در منجلاب گناه و زشتی با قلم جهل ثبت کرده ام.
    «بهترین روز» اما براستی جز جهل نبود بهترین روز تنها روز ظهور توست.
    کی می آید؟
    کی می آید؟
    کی می آید؟
    کی می آید؟
    کی می آید؟
    کی می آید؟
    کی می آید؟
    کی می شود که با قلم عقل و راستی بر صفحه دل حک کنم و با صدای بلند فریاد بزنم و به گوش جهانیان برسانم.
    «بهترین روز ،
    روز ظهور مولاست»
    با تمام جهل و گناهایم تصمیم گرفته ام دفترچه روزگار را با پاک کنِ مهر و عطوفت پاک کنم و از اول با نام تو روزگار را آغاز کنم.
    هنوز در نخستین صفحات آن مانده ام و مطلبی برای نوشتن ندارم.
    تا پایان نوشتن انتظارت می کشم.
    دیوانه مسلمانی که در روزهای انتظار هزار بار به دیوانگی اش ایمان می آورد....

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره
    و المستشهدین بین یدیه



    کدامین جاده

    امشب میگذارد سر به پای تو


    تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران))



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكرها 4


  9. #365
    عضو كوشا
    ترنم باران آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 152      تشکر : 2,132
    902 در 158 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ترنم باران آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))





    خدا کند که بهار رسيدنش برسد


    شب تولد چشمان روشنش برسد


    چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز


    به اين اميد که دستم به دامنش برسد

    هزار دست پر از خواهشند و گوش به زنگ

    که آن انــارترين روز چيدنش
    برسد

    چه سال ها که در اين دشت خوشه چين ماندم

    که دست خالي شوقم به خرمنش
    برسد

    بر اين مشام و براين جان چه مي شود يارب

    نسيـمي از چمنش بـويي از تنش
    برسد

    خداي من دل چشم انتظـار من تا چند

    به دوردست فلک بانگ شيونش
    برسد

    چقدر بر لب اين جاده منتظر ماندن

    خداکند که از آن دور توسنش برسد

    تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران))


  10. تشكرها 6

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (25-10-1389), نرگس منتظر (25-10-1389), ya_fatemeh (25-10-1389), آسیه سادات (24-10-1389), شكوه انتظار (30-10-1389), عهد آسمانى (25-10-1389)

  11. #366
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 7      تشکر : 52
    23 در 7 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ya_fatemeh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))





    عصر یک جمعه‌ی دلگیر،
    دلم گفت بگویم، بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیدست؟
    چرا آب به گلدان نرسیدست؟
    چرا لحظه باران نرسیده است؟
    و هرکس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیدست، به ایمان نرسیدست
    و غم عشق به پایان نرسیدست.
    بگو حافظ دل‌خسته ز شیراز بیاید،
    بنویسد
    که هنوزم که هنوز است، چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست؟
    و چرا کلبه‌ی احزان به گلستان نرسیدست؟
    دل عشق ترک خورد؛
    گل زخم، نمک خورد؛
    زمین مرد؛
    زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،
    فقط برد،
    زمین مرد،
    زمین مرد،
    خداوند گواه است،
    دلم چشم به راه است
    و در حسرت یک پلک نگاه است
    ولی حیف نصیبم فقط آه است
    و همین آه خدایا برسد کاش به جائی؛
    برسد کاش صدایم به صدایی
    عصر این جمعه‌ی دلگیر
    وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس،
    تو کجائی گل نرگس؟
    به خدا آه نفس‌های غریب تو که آغشته به حزنی است ز جنس غم و ماتم،
    زده آتش به دل عالم و آدم
    مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده‌ای ای عشق مجسم
    که به جای نم شبنم
    بچکد خون جگر، دم به دم از عمق نگاهت
    نکند باز شده ماه محرم که چنین می‌زند آتش به دل فاطمه، آهت
    به فدای نخ آن شال سیاهت
    به فدای رخت ای ماه
    بیا،
    صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی،
    آجرک الله
    عزیز دو جهان یوسف در چاه
    دلم سوخته از آه نفس‌های غریبت
    دل من بال کبوتر شده
    خاکستر پرپر شده
    همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج
    نفس گشته هوایی
    و سپس رفته به اقلیم رهایی
    به همان صحن و سرائی که شما زائر آنی
    و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت
    زیر رکابت
    ببری تا بشوم کرب‌و‌بلائی
    به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد
    نگهم خواب ندارد
    قلمم گوشه دفتر، غزل ناب ندارد
    شبِ من، روزن مهتاب ندارد
    همه گویند به انگشت اشاره
    مگر این عاشق بیچارهٔ دل‌دادهٔ دل‌سوخته، ارباب ندارد

    تو کجائی؟
    تو کجائی شده‌ام باز هوایی
    شده‌ام باز هوایی
    گریه کن
    گریه و خون گریه کن آری
    که هر آن مرثیه را خلق شنیده‌ست
    شما دیده‌ای آن را
    و اگر طاقتتان هست
    کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم
    و خودت نیز مدد کن
    که قلم در کف من هم‌چو عصا در ید موسی بشود
    چون تپش موجِ مصیبات بلند است
    به گستردگی ساحل نیل است
    و این بحر طویل است
    و ببخشید اگر این مخمل خون بر تن تب‌دار حروف است
    که این روضه‌ی مکشوف لهوف است
    عطش بر لب عطشان لغات است
    و صدای تپش سطر به سطرش همگی «موج مزن آب فرات» است
    و ارباب همه سینه زنان،
    کشتی آرام نجات است.
    ولی حیف که ارباب، قتیل العبرات است.
    ولی حیف که ارباب، اسیرالکربات است.
    ولی حیف هنوزم که هنوز است،
    حسین بن علی تشنه‌ی یار است.
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی،
    الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ…»
    خدایا چه بگویم که
    «شکستند سبو را و بریدند…»
    دلم تاب ندارد
    به خدا باخبرم می‌گذرم از تپش روضه
    که خود غرق عزائی
    تو خودت کرب‌و‌بلائی
    قسمت می‌دهم آقا
    به همین روضه که
    در مجلس ما نیز بیایی
    تو کجائی؟
    تو کجائی؟
    سید حمیدرضا برقعی
    تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران))

  12. تشكرها 4


  13. #367
    عضو حرفه‌ ای
    ستايش آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1396
    نوشته : 2,257      تشکر : 3,017
    8,474 در 2,450 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ستايش آنلاین نیست.

    moteharak پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))





    گرچه پنهان زنظر چهره ی زیبای تو نیست

    چه کنم؟دیده ی من لایق دیدار تو نیست
    تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران))

  14. تشكرها 5


  15. #368
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,169      تشکر : 3,784
    6,467 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))




    گفتم دلم ندارد بی تو قرار و آرام

    من عقده ی دلم را امشب دگر گسستم

    گفتا حجابِ غفلت باشد هوای نفست

    گر نفس را شکستی دستت رسد به دستم
    تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران))

  16. تشكرها 5


  17. #369
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))





    امان از غروب جمعه....
    چه حس غریبی
    عصر های آدینه حال و هوای عجیبی داره...
    تو هر شلوغی و بروبیایی هم که باشی،...
    بازم سنگینی و سکوت عصر جمعه رو روی دلت احساس می کنی.

    اصلا عصر آدینه یعنی دلتنگی....
    یعنی غریبی.
    یعنی سکوت.
    یعنی تنهایی ...
    صبح های جمعه رنگ و بوی دیگه ای داره،
    مخصوصا اگه با عشق و عهد و ندبه شروعش کرده باشی،....
    یه جور امید و شوق انتظار تو عمق چشمات برق میزنه......
    در عوض عصرهای جمعه یه سکوت و سنگینی و دلتنگی سر تا پای وجودت روپر میکنه.
    آدم دوست داره همش تو خودش باشه.
    یه گوشه با صفا گیر بیاره و به آسموننیلی ذل بزنه.
    عصرهای روز جمعه برگها ساکت و بی سر و صدا کنار هم آروم میگیرند.
    درخت ها با متانت و وقار،
    تنهایی شون و به سیاهی شب پیوند می زنند....
    باد از هیاهو وهیجان می افته و سر به کوه و بیابون میذاره.
    پرنده ها هم دیگه شور شوق خواندن ندارن پس یه گوشه تو خلوت زندگی گیر میارن و به آسمون شب زده خیره میشن.
    حالا اگه به لحن غم زده شون دقت کنی زمزمه سمات رو احساس میکنی.
    عصر جمعه فرصت مناسبیه که یه گوشه خلوت بشینی و به روزهای از دست رفته عمرت یه نگاهی بندازی.
    با خودت میگی یه جمعه دیگه هم گذشت....
    این جمعه هم مثل جمعه قبل و قبل تر.
    اما یه فرق کوچک باآدینه های گذشته پیدا کرده اونم یه دلتنگی بیشتر.
    یه افسوس عمیق تر و یه آه سوزناکتره...
    با خودت میگی این هفته هم مسافرمون نیومد.

    حتما آماده نبودیم.
    از خودت می پرسی،
    نکنه مسافرمون اومده و دیده خونمون آماده پذیرایی از مهمون نیست و از دمدر برگشته.....
    حالا که دیگه گذشت. گفتن چه فایده ای داره؟
    الان تنها کاری که میتونی بکنی اینه که سعی کنی آدرس جاده انتظار رو پیدا کنی و قدم بذاری تو کوچه عاشقی
    . به اولین کوی آدینه که رسیدی یه تخته سنگ خالی گیر بیاری و بنشینی و ذل بزنی به انتهای جاده.
    تا بلکه مسافری که منتظرشی از راه سر برسه و اون وقته که دیگه میرسی به آخر جاده انتظار. ...

    راه و رسم کوچه عاشقی که بیشتر از این نمی شه. حالاتا آدینه دیگه باید چشمت به انتهای جاده باشه.
    تا بلکه به حرمت چشمهای منتظرت هم که شده عشقمون از سر کوچه بن بست دل ما هم گذر کنه....
    ولی یه قولی هم بده که اگه آدرس جاده انتظار و کوچه عاشقی رو پیدا کردی به بقیه راه گم کرده ها هم نشون بده .
    ثوابداره به خدا.
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

    و المستشهدین بین یدیه



    کدامین جاده

    امشب میگذارد سر به پای تو


    تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران))



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  18. تشكر

    نرگس منتظر (01-11-1389)

  19. #370
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1396
    نوشته : 12,739      تشکر : 34,808
    35,551 در 11,352 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    parbane پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))






    وقتی تو نیستی


    تو نیستی
    و انسان به طرز غریبانه ای عریان می شود
    و تمام لحظه های شنیدن، کر...
    «تو نیستی»
    الفبای معصومانه ای است
    در کالبد مسخ دفترمان جاری...
    دنیا
    آبستن کودکان عصیان
    و عرصه بی دریغ پاییز گونه ای است
    که زانوان سبز آزادی را
    بارها زمین می زند
    طنین آمدنت مگر
    به سرودی بلند بدل کند
    هجای سست عدالت را
    سال ها ایستاده ایم
    به بدرقه شانه هایت
    در رواق هایی بی حوصله
    و تو نیستی...

    ملیحه سیف آبادی



    تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران))





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  20. تشكرها 2


صفحه 37 از 133 نخستنخست ... 273334353637383940414787 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

◆☼◆☼◆مولای سبز پوش جمعه ها ................ ◆☼◆☼◆, قؤان ناب, لایق وصف مقام علی, منتظر, مهدی(عج), مولا برای از تو سرودن غزل کم است, متن ادبی مهدوی, متن ادبی درباره حضرت مهدی(عج), نجوا با مولای منتظران, هیجای نهروان و شکوه جمل, وقتی تو اینجایی بیا معنا ندارد, وصف دلتنگی برای مولای منتظران, کدام جمعه میآیی؟, گفتگو با امام زمان, گفتگو در باره امام زمان, گرم یاد آوری یانه من از یادت نمی کاهم, آقا کجا هستی کجا معنا ندارد, امام زمان, انتظار, اي, ای, ادبیات مهدوی, ادبیات انتظار, ادعیه مربوط به امام زمان, اشگ و انتظار ، شوق ظهور, ترا من جشم در راهم, جمعه های چشم انتظاری, حرفهای دلتنگی, حرفهای دلتنگی ، نجوابا مولای منتظران, خورشید پنهان در پشت ابرغیبت, دلنوشته های شما برای امام زمان, دلتنگی های انتظار, دلسروده ها در وصف امام زمان, درد دل منتظران, درد دل با امام زمان عج الله تعالی, دعا, دعا برای فرج امام زمان عج الله تعالی ظهوره, سرودن غزل, شمس ضحی یا ابالحسن, شوکت و جلالت تو, شرمندگی ازکوتاهی منتظران, شعر, شعر انتظار, شعر درباره امام زمان, شعرغربت امام زمان, ظهور

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •