***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)*** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)***
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20
  1. #1
    عضو آشنا
    بنده ی کوچک آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1390
    نوشته : 27      تشکر : 4
    35 در 12 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بنده ی کوچک آنلاین نیست.

    پیش فرض ***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)***




    سلام دوستان.در این پست،قصد دارم که با هم،به کتاب یک عارف بزرگ،نگاهی بندازیم...اما چون کتاب ایشون،کتاب بزرگی بود و قصد ندارم عین کتاب را اینجا قرار دهم،فقط قسمت هایی از این کتاب عزیز را برایتان قرار میدهم.انشالله که این گلچین کردن،باعث لطمه خوردن به اصل و هدف این کتاب نشود
    چهل حدیث عارف بزرگ ،روح الله موسوی الخمینی (ره)
    ***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)***
    دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان برتشنه ای ببارد

  2. تشكرها 3


  3.  

  4. #2
    عضو آشنا
    بنده ی کوچک آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1390
    نوشته : 27      تشکر : 4
    35 در 12 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بنده ی کوچک آنلاین نیست.

    goll




    حديث اول در جهاد با نفس
    سـكـونى از حضرت ابى عبدالله الصادق ، عليه السلام ، حديث كند كه فرمود: همانا پـيـغـمـبـر، صـلى الله عـليه و آله ، فرستاد لشكرى را. پس چون كه برگشتند فرمود: آفـريـن بـاد بـه گروهى كه به جاى آوردند جهاد كوچك را، و به جاى ماند بر آنها جهاد بزرگ . گفته شد اى پيغمبر خدا چيست جهاد بزرگ ؟ فرمود: جهاد نفس است .


    بدان كه انسان اعجوبه اى است داراى دو نشئة و دو عالم : نشئه ظاهره ملكيه دنيويه كه آن بـدن او اسـت ؛ و نشئه باطنه غيبيه ملكوتيه كه از عالم ديگر است . و نفس او، كه از عالم غـيـب و مـلكوت است ، داراى مقامات و درجاتى است كه به طريق كلى گاهى تقسيم كرده اند آن را بـه هـفـت قـسـمـت ،(43) و گـاهى به چهار قسمت ،(44) و گاهى به سه قسمت ،(45) و گـاهـى بـه دو قـسـمت .(46)


    و از براى هر يك از مقامات و درجات آن جنودى اسـت رحـمـانـى و عـقـلانى ، كه آن را جذب به ملكوت اعلى و دعوت به سعادت مى كنند، و جـنـودى اسـت شـيـطانى و جهلانى كه آن را جذب به ملكوت سفلى و دعوت به شقاوت مى كـنـنـد. و هـميشه بين اين دو لشكر جدال و نزاع است ، و انسان ميدان جنگ اين دو طايفه است : اگـر جـنود رحمانى غالب شد، انسان از اهل سعادت و رحمت است و در سلك ملائكه منخرط، و در زمـره انـبـيـا و اوليـا و صـالحـيـن مـحـشـور اسـت ، و اگـر جـنـود شـيـطـانـى و لشـكـر جـهـل غالب آمد، انسان از اهل شقاوت و غضب است ، و در زمره شياطين و كفار و محرومين محشور اسـت . و چـون در ايـن اوراق بناى تفصيل نيست ، به بعضى مقامات نفس اشاره كرده و وجوه سـعـادت و شـقـاوت آن را اجمالا بيان نموده ، كيفيت جهاد نفس را در آن مقام بيان مى كنيم . ان شاءالله .
    ***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)***
    دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان برتشنه ای ببارد


  5. #3
    عضو آشنا
    بنده ی کوچک آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1390
    نوشته : 27      تشکر : 4
    35 در 12 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بنده ی کوچک آنلاین نیست.

    goll حدیث اول،مقام اول،مقام نفس




    حدیث اول،مقام اول،مقام نفس


    بدان كه مقام اول نفس و منزل اسفل آن ، منزل ملك و ظاهر و دنياى آن است ، كه اشعه و انـوار غـيـبـيـه آن در ايـن بـدن مـحـسوس و بنيه ظاهره تابيده و او را زندگانى عرضى بـخـشـيـده و در ايـن بدن كرده ، و ميدان جنگ آن همين بدن است ، و قواى ظاهره آن ، لشكر آن اسـت كـه در اقاليم سبعه ملكيه ، يعنى گوش و چشم و زبان و شكم و فرج و دست و پا، بسط پيدا كرده . و تمام اين قواى منتشره در اين ممالك سبعه در تحت تصرف نفس است به مقام وهم ، زيرا كه وهم سلطان قواى ظاهره و باطنه نفس است . پس اگر وهم حكومت نـمـود در آنـهـا بـه تـصرف خود يا شيطان ، اين قوا جنود شيطان گردند و مملكت در تحت سـلطـنـت شـيـطـان واقـع شـود، و لشـكـر رحـمـان و جـنـود عـقل مضمحل گردند و شكست خورده رخت از نشئه ملك و دنياى انسان دركشند و هجرت نمايند، و مـمـلكـت خـاص بـه شـيـطـان گـردد. و اگـر وهـم در تـحـت تـصـرف عـقـل و شـرع در آنـهـا تـصـرف نـمـايـد و حـركـات و سـكـنـات آنـهـا در تـحـت نـظـام عـقـل و شرع باشد، مملكت رحمانى و عقلانى شود و شيطان و جنودش از آن رخت بربندند و دامن در كشند. پس جهاد نفس كه جهاد بزرگ است ، و از كشته شدن در راه حق تعالى بالاتر اسـت ، در ايـن مـقام عبارت است از غلبه كردن انسان بر قواى ظاهره خود، و آنها را در تحت فرمان خالق قرار دادن ، و مملكت را از لوث وجود قواى شيطان و جنود آن خالى نمودن است .
    ***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)***
    ویرایش توسط بنده ی کوچک : 18-05-1390 در ساعت 23:14
    دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان برتشنه ای ببارد


  6. #4
    عضو آشنا
    بنده ی کوچک آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1390
    نوشته : 27      تشکر : 4
    35 در 12 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بنده ی کوچک آنلاین نیست.

    پیش فرض حدیث اول،مقام اول،مقام نفس




    اولین شـرط مـجـاهـده بـا نـفـس چیست؟
    بـدان كـه اول شـرط مـجـاهـده بـا نـفـس و حـركت به جانب حق تعالى تفكر است . و بعضى از علماى اخلاق آن را در بدايات در مرتبه پنجم قرار داده اند.(47) و آن نيز در مقام خود صحيح است .

    و تـفـكـر در ايـن مـقام عبارت است از آنكه انسان لااقل در هر شب و روزى مقدارى ـ ولو كم هم بـاشـد ـ فـكر كند در اينكه آيا مولاى او كه او را در اين دنيا آورده و تمام اسباب آسايش و راحـتـى را از بـراى او فـراهـم كـرده ، و بـدن سـالم و قـواى صـحـيحه ، كه هر يك داراى منافعى است كه عقل هر كس را حيران ميكند. به او عنايت كرده ، و اين همه بسط بساط نعمت و رحـمـت كـرده ، و از طـرفـى هـم ايـن هـمـه انـبـيـا فـرسـتـاده ، و كـتـابـهـا نـازل كرده و راهنماييها نموده و دعوتها كرده ، آيا وظيفه ما با اين مولاى مالك الملوك چيست ؟

    آيـا تـمـام اين بساط فقط براى همين حيات حيوانى و اداره كردن شهوت است كه با تمام حـيـوانـات شـريـك هـستيم ، يا مقصود ديگرى در كار است ؟

    آيا انبياء كرام و اولياء معظم و حـكـمـاى بـزرگ و عـلمـاى هـر مـلت كـه مـردم را دعـوت بـه قـانـون عقل و شرع مى كردند و آنها را از شهوات حيوانى و از اين دنياى فانى پرهيز مى دادند با آنـهـا دشـمـن داشـتـنـد و دارنـد، يـا راه صـلاح مـا بـيـچـاره هـاى فـرو رفـتـه در شهوات را مثل ما نمى دانستند؟

    اگـر انـسـان عـاقل لحظه اى فكر كند مى فهمد كه مقصود از اين بساط چيز ديگر است ، و منظور از اين خلقت عالم بالا و بزرگترى است ، و اين حيات حيوانى مقصود بالذات نيست . و انـسـان عـاقـل بـايـد در فـكـر خـودش بـاشـد، و بـه حال بيچارگى خودش رحم كند و با خود خطاب كند: اى نفس شقى كه سالهاى دراز در پى شـهـوات عـمـر خـود را صـرف كـردى و چـيزى جز حسرت نصيبت نشد، خوب است قدرى به حـال خـود رحم كنى ، از مالك الملوك حيا كنى ، و قدرى در راه مقصود اصلى قدم زنى ، كه آن مـوجـب حيات هميشگى و سعادت دائمى است ، و سعادت هميشگى را مفروش به شهوات چند روزه فـانى ، كه آن هم به دست نمى آيد حتى با زحمتهاى طاقت فرسا. قدرى فكر كن در حـال اهـل دنيا از سابقين تا اين زمان كه مى بينى . ملاحظه كن زحمتهاى آنها و رنجهاى آنها در مقابل راحتى آنها چقدر زيادتر و بالاتر است ، در صورتى كه براى هر كس هم راحتى و خوشى پيدا نمى شود. آن انسانى كه در صورت انسان و از جنود شيطان است و از طرف او مـبـعـوث اسـت و تـو را دعـوت بـه شـهوات مى كند و مى گويد زندگانى مادى را بايد تـامـيـن كـرد، قـدرى در حـال خود او تاءمل كن ، و قدرى او را استنطاق كن ببين آيا خودش از وضعيت راضى است ؟ يا آنكه خودش مبتلا است مى خواهد بيچاره ديگرى را هم مبتلا كند؟
    و در هـر حـال از خـداى خـود با عجز و زارى تمنا كن كه تو را آشنا كند و وظايف خودت كه بايد منظور شود ما بين تو و او. و اميد است اين تفكر كه به قصد مجاهده با شيطان و نفس امـاره اسـت ، راه ديـگـرى بـراى تـو بـنـمـايـانـد و مـوفـق شـوى بـه منزل ديگر از مجاهده .

    ***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)***
    ویرایش توسط بنده ی کوچک : 18-05-1390 در ساعت 23:14
    دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان برتشنه ای ببارد

  7. #5
    عضو آشنا
    بنده ی کوچک آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1390
    نوشته : 27      تشکر : 4
    35 در 12 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بنده ی کوچک آنلاین نیست.

    پیش فرض ادامه ی حدیث اول،مقام اول،مقام نفس




    و اما بعد از تفکر؟؟؟
    مـنـزل ديـگـر كـه بـعـد از تـفـكـر از بـراى انـسـان مـجـاهـد پـيـش مـى آيـد، مـنـزل عـزم اسـت . (و ايـن غـيـر از اراده است كه شيخ ‌الرئيس (48) در اشارات آن را اول درجات عارفين دانسته .)(49)

    بـعـضـى از مـشـايـخ مـا، اءطـال الله عمره ، مى فرمودند كه عزم جوهره انسانيت و ميزان امتياز انسان است ، و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم او است .

    و عزمى كه مناسب با اين مقام است عبارت است از بناگذارى و تصميم بر ترك معاصى ، و فعل واجبات ، و جبران آنچه از او فوت شده در ايام حيات ، و بالاخره عزم بر اينكه ظاهر و صـورت خـود را انـسـان عـقـلى و شـرعـى نـمـايـد كـه شـرع و عـقـل بـه حـسب ظاهر حكم كنند كه اين شخص ، انسان است . و انسان شرعى عبارت از آن است كـه مـوافـق مـطـلوبـات شـرع رفـتـار كـنـد، و ظـاهـرش ظـاهـر رسـول اكـرم ، صلى الله عليه و آله ، باشد، و تاءسى به آن بزرگوار بكند در جميع حـركـات و سـكنات و در تمام افعال و تروك . و اين امرى است بس ممكن ، زيرا كه ظاهر را مثل آن سرور كردن امرى است مقدور هر يك از بندگان خدا.


    و بـدان كـه هـيچ راهى در معارف الهيه پيموده نمى شود مگر آنكه ابتدا كند انسان از ظاهر شـريـعت . و تا انسان متاءدب به آداب شريعت حقه نشود، هيچيك از اخلاق حسنه از براى او بـه حـقـيـقـت پيدا نشود، و ممكن نيست كه نور معرفت الهى در قلب او جلوه كند و علم باطن و اسرار شريعت از براى او منكشف شود. و پس از انكشاف حقيقت و بروز انوار معارف در قلب نـيـز مـتـاءدب بـه آداب ظـاهـره خـواهـد بـود. و از ايـن جـهـت دعـوى بـعـضـى بـاطـل اسـت كـه بـه ترك ظاهر. علم باطن پيدا شود. يا پس از پيدايش آن به آداب ظاهره احـتـيـاج نباشد. و اين از جهل گوينده است به مقامات عبادت و مدارج انسانيت . و شايد موفق شدم به بيان بعضى از آن در اين ورقه ها، انشاءالله تعالى .

    ***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)***
    ویرایش توسط بنده ی کوچک : 18-05-1390 در ساعت 23:15
    دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان برتشنه ای ببارد

  8. #6
    عضو آشنا
    بنده ی کوچک آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1390
    نوشته : 27      تشکر : 4
    35 در 12 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بنده ی کوچک آنلاین نیست.

    پیش فرض ادامه ی حدیث اول،مقام اول،مقام نفس




    اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف

    اى عـزيـز، بـكـوش تـا صـاحب عزم و داراى اراده شوى ، كه خداى نخواسته اگر بى عزم از اين دنيا هجرت كنى ، انسان صورى بيمغزى هستى كه در آن عالم به صورت انـسـان مـحـشور نشوى

    ،
    زيرا كه آن عالم محل كشف باطن و ظهور سريره است . و جرئت بر مـعـاصى كم كم انسان را بى عزم مى كند، و اين جوهر شريف را از انسان مى ربايد. استاد مـعـظم ما، دام ظله ، مى فرمودند بيشتر از هر چه گوش كردن به تغنيات سلب اراده و عزم از انسان مى كند.

    پـس اى بـرادر، از مـعـاصـى احـتراز كن ، و عزم هجرت به سوى حق تعالى نما، و ظاهر را ظـاهـر انـسـان كـن ، و خـود را در سـلك اربـاب شـرايـع داخـل كـن ، و از خـداونـد تـبـارك و تـعـالى در خـلوات بـخـواه كـه ترا در اين مقصد همراهى فـرمـايـد، و رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله ، و اهـل بـيت او را شفيع قرار ده كه خداوند به توفيق عنايت فرمايد و از تو دستگيرى نمايد در لغـزشـهـايـى كه در پيش دارى ، زيرا كه انسان در ايام حيات لغزشگاههاى عميقى دارد كـه مـمـكن است در آن واحد به پرتگاه هلاكت چنان افتد كه ديگر نتواند از براى خود چاره بـكـنـد، بـلكـه در صـدد چـاره جـويـى هـم بـرنـيـايـد ، بـلكـه شـايـد شـفـاعت شافعين هم شامل حال او نشود. نعوذبالله منها.


    ***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)***
    ویرایش توسط بنده ی کوچک : 18-05-1390 در ساعت 23:15
    دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان برتشنه ای ببارد

  9. #7
    عضو آشنا
    بنده ی کوچک آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1390
    نوشته : 27      تشکر : 4
    35 در 12 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بنده ی کوچک آنلاین نیست.

    پیش فرض ادامه ی حدیث اول،مقام اول،مقام نفس




    حاج آقا روح الله،برایمان بفرمایید ،چه چیز دیگری برای جهاد با نفس نیاز است؟

    و از امورى كه لازم است از براى مجاهد، مشارطه و مراقبه و محاسبه است .

    مشارطه آن اسـت كـه در اول روز مثلا با خود شرط كند كه امروز برخلاف فرموده خداوند تبارك و تعالى رفتار نكند. و اين مطلب را تصميم بگيرد. و معلوم است يك روز خلاف نكردن امرى اسـت خـيـلى سـهـل ، انسان مى تواند به آسانى از عهده برآيد.
    تو عازم شو و شرط كن و تـجـربـه نـمـا بـبـيـن چقدر سهل است . ممكن است شيطان و جنود آن ملعون بر تو اين امر را بزرگ نمايش دهند، ولى اين از تلبيسات آن ملعون است ، او را از روى واقع و قلب لعن كن ، و اوهام باطله را از قلب بيرون كن ، و يك روز تجربه كن ، آن وقت تصديق خواهى كرد.
    ***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)***
    ویرایش توسط بنده ی کوچک : 18-05-1390 در ساعت 23:16
    دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان برتشنه ای ببارد

  10. #8
    عضو آشنا
    بنده ی کوچک آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1390
    نوشته : 27      تشکر : 4
    35 در 12 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بنده ی کوچک آنلاین نیست.

    پیش فرض ادامه ی حدیث اول،مقام اول،مقام نفس




    ای عارف واصل ، بعد از مشارطه چه کنیم؟

    و پـس از ايـن مـشارطه ، بايد وارد مراقبه شوى .

    و آن چنان است كه در تمام مدت شـرط. مـتـوجـه عـمـل بـه آن بـاشـى ، و خـود را مـلزم بـدانـى بـه عمل كردن به آن ، و اگر خداى نخواسته در دلت افتاد كه امرى را مرتكب شوى كه خلاف فـرمـوده خـداسـت ، بدان كه اين از شيطان و جنود اوست كه مى خواهند تو را از شرطى كه كـردى بـاز دارنـد. بـه آنـهـا لعـنـت كـن و از شـر آنـهـا بـه خـداونـد پـنـاه بـبـر، و آن خيال باطل را از دل بيرون نما، و به شيطان بگو كه من يك امروز با خود شرط كردم كه خـلاف فرمان خداوند تعالى نكنم ، ولى نعمت من سالهاى دراز است به من نعمت داده ، صحت و سـلامـت و امنيت مرحمت فرموده و مرحمتهايى كرده كه اگر تا ابد خدمت او كنم از عهده يكى از آنها برنمى آيم سزاوار نيست يك شرط جزئى را وفا نكنم . اميد است انشاءالله شيطان طرد شود و منصرف گردد و جنود رحمان غالب آيد. و اين مراقبه با هيچ يك از كارهاى تو، از قبيل كسب و سفر و تحصيل و غيرها، منافات ندارد.

    ***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)***
    ویرایش توسط بنده ی کوچک : 18-05-1390 در ساعت 23:17
    دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان برتشنه ای ببارد

  11. #9
    عضو آشنا
    بنده ی کوچک آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1390
    نوشته : 27      تشکر : 4
    35 در 12 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بنده ی کوچک آنلاین نیست.

    پیش فرض ادامه ی حدیث اول،مقام اول،مقام نفس




    برایمان بگویید،که بعد از مراقبه باید چه کرد؟

    بـه هـمـيـن حال باشى تا شب كه موقع محاسبه است .

    و آن عبارت است از اينكه حـساب نفس را بكشى در اين شرطى كه با خداى خود كردى كه آيا به جا آورد، و با ولى نـعـمـت خـود در ايـن معامله جزئى خيانت نكردى ؟
    اگر درست وفا كردى ، شكر خدا كن در اين توفيق و بدان كه يك قدم پيش رفتى و مورد نظر الهى شدى ،
    و خداوند انشاءالله تو را راهـنـمايى مى كند در پيشرفت امور دنيا و آخرت ، و كار فردا آسانتر خواهد شد. چندى به اين عمل مواظبت كن ، اميد است ملكه گردد از براى تو به طورى كه از براى تو كار خيلى سـهـل و آسـان شـود، بلكه آن وقت لذت مى برى از اطاعت فرمان خدا و از ترك معاصى در هـمـين عالم ، با اينكه اينجا عالم جزا نيست لذت مى برد و جزاى الهى اثر مى كند و تو را ملتذ مى نمايد.
    و بدان كه خداى تبارك و تعالى تكليف شاق بر تو نكرده و چيزى كه از عهده تو خارج اسـت و در خـور طـاقت تو نيست بر تو تحميل نفرموده ، لكن شيطان و لشكر او كار را بر تـو مـشـكل جلوه مى دهند.
    و اگر خداى نخواسته در وقت محاسبه ديدى سستى و فتورى شده در شـرطـى كـه كـردى ، از خـداى تعالى معذرت بخواه و بنا بگذار كه فردا مردانه به عمل شرط قيام كنى . و به اين حال باشى تا خداى تعالى ابواب توفيق و سعادت را بر روى تو باز كند و تو را به صراط مستقيم انسانيت برساند.

    ***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)***
    ویرایش توسط بنده ی کوچک : 18-05-1390 در ساعت 23:17
    دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان برتشنه ای ببارد

  12. #10
    عضو آشنا
    بنده ی کوچک آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1390
    نوشته : 27      تشکر : 4
    35 در 12 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بنده ی کوچک آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و بعد از محاسبه چه کنیم؟

    و از امـورى كـه انـسـان را معاونت كامل مى نمايد در مجاهده با نفس و شيطان ، و بايد انسان سـالك مـجاهد خيلى مواظب آن باشد، تذكر است .

    و ما اين مقام را به ذكر آن ختم مى كـنيم با اينكه خيلى از مطالب باقى است . و آن در اين مقام عبارت است از ياد خداى تعالى و نعمتهايى كه به انسان مرحمت فرموده .
    بـدان كه از امور فطريه ، كه هر انسان جبلة و فطرة بدان حكم مى كند، احترام منعم است . و هر كس در كتاب ذات خود اگر تاءملى كند، مى بيند كه مسطور است كه بايد از كسى كه به انسان نعمتى داد احترام كند. و معلوم است هر چه نعمت بزرگتر باشد و منعم در آن انعام بـى غـرضـتر باشد، احترامش در نظر فطرت لازمتر و بيشتر است . مثلا فرق واضح است در احترام بين كسى كه به شما يك اسب مى دهد و آن منظور نظرش هست ، با كسى كه يك ده شـشـدانگى بدهد و در اين دادن منتى هم نگذارد. مثلا اگر دكترى شما را از كورى نجات داد فطرتا او را احترام مى كنيد، و اگر از مرگ نجات داد بيشتر احترام مى كنيد. اكنون ملاحظه كن نعمتهاى ظاهره و باطنه كه مالك الملوك جل شاءنه به ما مرحمت كرده كه اگر جن و انس بخواهند يكى از آنها را به ما بدهند نمى توانند و ما از آن غفلت داريم . مثلا اين هوايى كه ما شب و روز از آن استفاده مى كنيم و حيات ما و همه موجودات محيط بسته به وجود آن است ، كـه اگـر يـك ربـع سـاعت نباشد هيچ حيوانى زنده نمى ماند، چه نعمت بزرگى است ، كه اگر تمام جن و انس بخواهند شبيه آن را به ما بدهند عاجزند. و همين طور قدرى متذكر شو سـايـر نـعـيـم الهـى را از قـبـيـل صـحـت بـدن (و) قـواى ظـاهـره از قـبـيـل چـشـم و گـوش و ذوق و لمـس ، و قـواى بـاطـنـه از قـبـيـل خـيـال و وهـم و عقل و غير آن ، كه هر يك منافعى دارد كه حد ندارد. تمام اينها را مالك المـلوك بـه مـا عـنـايـت فـرمـوده بـدون ايـنـكـه از او بـخـواهيم ، و بدون اينكه به ما منتى تـحـمـيـل فـرمـايد. و به اينها نيز اكتفا نفرموده و انبيا و پيغمبران فرستاده و كتبى فرو فـرسـتـاده و راه سـعـادت و شـقـاوت و بهشت و جهنم را به ما نموده ، و هر چه محتاج به او بـوديـم در دنـيـا و آخـرت بـه مـا عنايت فرموده ، بدون اينكه به طاعت و عبادت ما احتياجى داشـتـه بـاشـد، يا به حال او طاعت و معصيت ما فرقى كند. فقط از براى نفع خود ما امر و نـهـى فـرمـوده . بـعـد از تـذكـر ايـن نـعمتها و هزاران نعمتهاى ديگر، كه حقيقتا از شمردن كليات آن تمام بشر عاجز است چه برسد به جزئيات آن ، آيا در فطرت شما احترام همچو مـنـعـمـى لازم اسـت ؟ و آيـا خـيـانـت نـمـودن بـه هـمـچـو ولى نـعـمـتـى در نـظـر عقل چه حالى دارد؟
    و نيز از امورى كه در فطرت ثبت و مسطور است احترام شخص بزرگ و عظيم است . اين همه احتراماتى كه مردم از اهل دنيا و ثروت مى كنند و از سلاطين و بزرگان مى نمايند، براى ايـن اسـت كه آنها را بزرگ و عظيم تشخيص ‍ داده اند. آيا چه عظمتى به عظمت و بزرگى مـالك الملوك است كه دنياى پست و مخلوق ناقابل آن ، كه كوچكترين عوالم است و تنگترين نـشـآت اسـت ، تـاكـنـون عـقـل هيچ موجودى به آن ، نرسيده ؟ بلكه به همين منظومه شمسى خـودمان ، كه از منظومات شمسى ديگر كوچكتر و در پيش شموس ديگر قدر محسوس ندارد، مـسـتكشفين بزرگ دنيا اطلاع پيدا نكرده اند. آيا اين عظيم كه با يك اشاره اين همه عوالم و هـزاران هـزار عـوالم غـيـبـه را خـلق فـرمـوده لازم الاحـتـرام نـيـسـت در فـطـرت عقل ؟
    و نـيـز، حـاضر در كتاب فطرت لازم الاحترام است . مى بينيد كه اگر انسان از كسى خداى نـكـرده بـدگـويى كند در غيابش ‍ ، اگر حاضر شد فطرتا سكوت مى كند و از او احترام مى نمايد. و معلوم است خداى تبارك و تعالى در همه جا حاضر و تمام ممالك وجود در تحت نظر او اداره مى شود، بلكه همه نفس حضور و همه عالم محضر ربوبيت است .
    اكـنـون مـتـذكـر شـو اى نفس خبيث نويسنده كه چه ظلمى است بزرگ و چه گناهى است عظيم اگـر مـعـصـيـت هـمـچـو عـظـيمى را به نعمت خودش كه قواى تو است در محضر مقدس خودش بـنـمايى . آيا اگر داراى يك خردله حيا باشى ، نبايد از خجلت آب شوى و به زمين فرو بروى ؟
    پـس ، اى عزيز متذكر عظمت خداى خودت باش ، و متذكر نعمتها و مرحمتهاى او شو، و متذكر حـضور باش ، و ترك كن نافرمانى او را، و در اين جنگ بزرگ بر جنود شيطان غلبه كن ، و مـمـلكـت خـود را مـمـلكـت رحـمـانـى و حـقـانـى كـن ، و بـه جـاى جـنـود شـيـطـان مـحـل اقـامـت لشـكـر حـق تـعالى نما، تا آنكه خداوند تبارك و تعالى تو را توفيق دهد در مـجـاهـده مـقـام ديـگـر و در مـيدان جنگ بزرگتر كه در پيش است ، و آن جهاد نفس است در عالم باطن و مقام دوم نفس ‍ كه ان شاءالله به آن اشاره مى كنيم .
    و بـاز تـذكـر دهـم كـه در هـر حـال به خود اميدى نداشته باش كه از غير خداى تعالى از كـسـى كارى برنمى آيد. و از خود حق تعالى با تضرع و زارى توفيق بخواه كه تو را در اين مجاهده اعانت فرمايد تا بلكه ان شاءالله غالب آيى . انه ولى التوفيق .
    پایان مقام اول از مقام نفس
    ***نگاهی کوچک بر کتابی بزرگ، چهل حدیث عارف بزرگ،روح الله موسوی الخمینی (ره)***
    دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان برتشنه ای ببارد

  13. تشكر

    مدير اجرايي (19-05-1390)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •