۩۞۩ ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) ۩۞۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۞۩ ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) ۩۞۩
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 37
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee










    کوچه ‏های شهر را غمی سنگین فرا گرفته است.
    فضای مکه گویی آکنده از اندوه است!
    کعبه نیز چند روزی است بر فرشته‏ای لبخند نمی‏زند و مگر می‏توان چهره نورانی رسول‏خدا صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله را گرفته و اندوهناک دید و بی‏تفاوت بود؟!
    وقتی شب پیش، یکی از اصحاب در کنار زمزم، آهسته در گوش دیگری گفت: «خدیجه همسر رسول‏خدا صلی‏الله ‏علیه‏ و‏آله سخت بیمار است»، زمزم گویی دیگر نمی‏جوشید، اشک می‏افشاند! حتی سنگریزه‏های حرم نیز دریافته‏اند دل رسول‏خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از چه لبریز غم است.
    این رسول‏خداست که از خانه بیرون می‏آید؛ چقدر شکسته شده! آه، این قطرات اشک است که از چشمان آسمانی‏اش می‏ریزد؛ چه شده؟ خدای من، چه بر زبان زمزمه می‏کند؛ «انّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ»
    آخرین وصیت
    ملائک، بی‏تاب و اشک‏ریزان بر گرد حجره‏ای کوچک، در اطراف بستری محقر، یکی از غمبارترین لحظه‏های تاریخ را به نظاره نشسته بودند. بزرگ بانوی اسلام، خدیجه کبرا، ساعات آخر عمر خویش را می‏گذراند.
    برترین مخلوق خدا، رسول خاتم کنار بستر او دل‏شکسته و محزون به وصایای خدیجه گوش فرا می‏داد.
    ناگهان خدیجه از سخن باز ایستاد و فرمود: «وصیت دیگرم را از زبان فاطمه به شما خواهم گفت که شرم، مانع گفتارم می‏شود».
    پیغمبر خدا نیز با لبخندی تلخ، مادر و دختر را تنها گذاشت.
    چیزی نگذشت که فاطمه کوچک آکنده از اندوه، از حجره بیرون آمد و نگاه منتظر پدر را این‏گونه پاسخ گفت: «مادر فرمود به پدرت بگو من از قبر وحشت دارم؛ از شما می‏خواهم لباسی را که هنگام نزول وحی الهی به تن داشتید، به من عطا کنید تا آن را کفن خویش سازم ـ تا مایه آرامش من گردد ـ ».
    و تو از اوج معرفت و عظمت بانویی که همه هست و نیست خود را در راه رسول خدا صلی‏الله ‏علیه‏و‏آله و رسالتش فدا کرد، متحیر می‏مانی و بی‏اختیار، درودی خالصانه از وجودت نثار آن روح آسمانی می‏شود.
    خدایا! به فاطمه صبر بده!
    پیامبر، اندوهگین و افسرده، اما لبریز از رضا و صبر، به خانه می‏آمد. چشم‏های مبارکش هنوز نمناک از اشک بود و دلش سوگوار فراق خدیجه؛ اما اکنون به غم دیگری می‏اندیشید؛ غم تسلای دختر یتیم خدیجه. آیا قلب کوچک فاطمه، تاب فراق مادر را دارد؟ در را که گشود، نگاه نگران و به در دوخته فاطمه بود که انتظارش را می‏کشید؟ فاطمه با دیدن پدر به سوی او دوید و خود را به او چسباند: مادرم کجاست؟ پدر! مادرم خدیجه کجاست؟ و این تنها سؤالی بود که مدام از زبان کودکانه دختر، وجود رسول خدا صلی‏الله ‏علیه‏ و‏آله را آکنده از اندوه می‏کرد. لحظاتی نگذشت که جبرئیل نازل شد و عرضه داشت: «ای رسول خدا! پروردگارت می‏فرماید سلام مرا به فاطمه برسان و بگو: مادرت در خانه‏ای بهشتی است که بند بند آن از طلا و ستون‏هایش از یاقوت سرخ است و در کنار آسیه (همسر فرعون) و مریم دختر عمران به سر می‏برد».
    روح الله حبیبیان


    ۩۞۩ ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) ۩۞۩

  2. تشكر

    شكوه انتظار (19-05-1390)

  3. #12
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee











    «زخم وفات تو»

    وقتی که خاطرات شیرین تو را ورق می‏زنم، تو را سرشار از عشق به رسول خدا۰ص) می‏بینیم.
    از آن ثانیه که میهمان لحظه‏ های عشق عمیق تو به محمّد صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم شدم، خودم را برای همیشه به پنجره محبت تو گره زدم.
    خوش آن ساعتی که در من طلوع کردی و مرا شیفته شخصیت گلبرگ‏های روح خویش ساختی و من اسیر و مبهوت آبی بلند تو شدم!
    این امانت و درستی محمّد امین صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م بود که زبانزد خاص و عام شد و تو را نیز دامن‏گیر کرد تا از این مهر لا یزال، تمام نجابت خویش را به پایش بریزی و همدم پاکی و شرافت آن مرد آسمانی شوی.
    غنچه محبوب الهی، حق پاکدامنی تو بود، ای بانوی آفتاب!
    سینه تاریخ، امین شبنم‏های توست که به پای ترویج دین محمّد، از همه آنها گذشتی و پیش‏کش آیین اسلام نمودی، که شاید اگر ثروت فراوان تو و مهر و مرهم‏های بی‏بدیل تو نبود، رسول خدا صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در تبلیغ رسالتش رفیق توفیق نمی‏شد.
    قارون‏های عرب، خواستار تو بودند، امّا تو خواستار امانت و حیای محمّد صلی ‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم شدی؛ چه سرزنش‏ها که گل نازکِ خیال تو از این پیوند مقدس، شنید که می‏گفتند: چرا ثروتمندترین زن جهان عرب باشی و با یتیم عبداللّه‏، عقد یگانگی ببندی؟
    امّا تو، نه تنها چروک غم، پای جرأتت را نبست، که در اوّلین حماسه، تمامِ غلامان خویش را به او بخشیدی و تمام ثروت خود را در راه او جاودانه کردی.
    چه مصیبت جانکاه و جراحت داغی است، زخم وفات تو. برای روح نازک محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ! حق بود اگر هیچ یک از همسران پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م به جلالت شأن تو نرسند و مهر و محبت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م نسبت به هیچ کدامشان به اندازه تو، بی‏اندازه نباشد که عایشه، روزی گفت: «چرا این همه از خدیجه می‏گویی، «در حالی که او پیرزنی بیش نبود؟!» و پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م فرمود:
    «خاموش عایشه! دیگر هیچ‏گاه درباره آن بانوی بزرگ چنین روا مدار که در زمانی که همه مرا تکذیب کردند، خدیجه مرا تصدیق کرد و در آن هنگام که هیچ کس به رسالتم ایمان نمی‏آورد، خدیجه نخستین زن مؤمن اسلام شد و تمام ثروتش را در کف آئینم نهاد.»
    سید عبدالحمید کریمی


    ۩۞۩ ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) ۩۞۩

  4. تشكر

    شكوه انتظار (19-05-1390)

  5. #13
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin






    هنوز چهره مکه غبار ماتم داشت
    هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت

    دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود

    به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت

    سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود
    کسی که حسن کمال چهار مریم داشت

    چه بانویی که خدایش سلام می فرمود
    که نامه عملش مُهر مِهر خاتم داشت

    یگانه بانوی مردی که از عدالت خود
    تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت

    سخای حاتم طایی کجا و این سفره
    که درب خانه جودش هزار حاتم داشت

    برای حضرت ام الائمه این یک بس
    که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت

    خدیجه مادر ما اولین مسلمانی است
    که با ولای علی عهد خویش محکم داشت

    در آخرین نفسش با اشاره می فرمود
    همیشه فاطمه ام غربتی دمادم داشت

    فدای دختر مظلومه ام که در آن شعب
    به روی گونه چو گلبرگ یاس شبنم داشت

    به اهل بیت بگو تا ملازمش باشند
    به هر زمان که به مادر نیاز مبرم داشت

    کسی به صورت او لطمه بعد من نزند
    شنیده ام که فلانی دو دست محکم داشت

    پس از وصیت ام الائمه پیغمبر
    خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت

    در آن دمی که کفن از بهشت آوردند
    هوای رحلت او روضه محرم داشت




    ۩۞۩ ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. تشكر

    نرگس منتظر (20-05-1390)

  7. #14
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee






    فرزندان حضرت خديجه (عليها سلام)


    در سيرت رسول اللّه از رفيع الدين اسحاق همداني ميخوانيم. "پس سيّد او را [ خديجه ] به خانه برد و هفت فرزند از وي ظاهر شد سه پسر و چهار دختر. پسران قاسم و طاهر و طيب بودند. دختران، زينب و رقيّه و ام كلثوم و فاطمه. و پسرانش - هر سه - در ايام جاهليت وفات يافتند و دخترانش همه اسلام را دريافتند و با سيّد به مدينه هجرت كردند. و سيّد فرزندان را همه از خديجه بياورد، الا ابراهيم كه از ماريه ي قبطيه بياورد و تا خديجه زنده بود، سيّد هيچ زن ديگري نخواست".(1)
    برخي ديگر گفته اند حضرت خديجه دو پسر به نامهاي قاسم و عبدالله داشته كه عبدالله را با لقب طيب و طاهر مي خوانند و دختران خديجه را نيز رقيّه، زينب، ام كلثوم و فاطمه دانسته اند.
    ابن هشام نيز همان نظر رفيع الدين اسحاق را تكرار ميكند.(2)
    در جاي ديگري نيز در حديثي شيعي به نقل از رسول اللّه وي فرزندان خود را طاهر (عبداللّه)، قاسم، فاطمه، رقيّه، امّ كلثوم، و زينب ناميده است.(3)
    قول تقريباً بعيدي نيز از ابن عباس نقل شده كه خديجه را صاحب ده فرزند از حضرت محمد (ص) ميداند (4)،و برخي محدثان اهل تسنن فرزندان آن دو را بالغ بر دوازده نفر برشمرده اند (5).
    ملاحظه مي شود كه در مورد فرزندان پسر حضرت محمد(ص) اختلاف بسيار است اما تقريباً همگي متفق القولند كه ايشان چهار فرزند دختر داشته است. هر چند نبايد غافل شويم كه برخي در انتساب دختران به جز فاطمه زهرا(س) به محمد(ص) و خديجه(ع) ترديد كرده اند و اّم كلثوم، زينب و رقيّه را فرزند خواندگان آنها ناميده اند.
    البته اين نظريه اخير با نگاه به قرآن آنجا كه در سوره احزاب پيرامون حجاب مي فرمايد:

    ۩۞۩ ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكر

    نرگس منتظر (20-05-1390)

  9. #15
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee






    "يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك...؛"
    يعني ؛ اي پيامبر! به همسران و دخترانت بگو..." كمي ضعيف بنظر مي رسد.
    لذا با نگاهي به متون نظر خود را اين گونه اعلام مي كنيم كه تعداد دختران همان 4 نفر ميباشند و در مورد پسران هم از ميان همه اقوال به نظريه اي كه تعداد آنها دو نفر ذكر شده است بسنده مي كنيم، زيرا شرط عقل اين است كه قدر متيقّن اين تعداد را در نظر بگيريم.
    نكته بعدي آنكه مورّخان ميگويند پسران نبي يعني قاسم كه كنيه رسول اللّه نيز از نام او بود و عبداللّه ملقب به طاهر يا طيب در خردسالي و يكي پيش از بعثت و ديگري اندكي بعد از آن درگذشتند.
    عمادزاده در كتاب زنان پيغمبر مينويسد: « قاسم در سن 4 سالگي درگذشت و عبداللّه يك ماه پس از وي » (6) و باز هم اينجا در مورد سن وفات آنها اختلاف فراوان است برخي ميگويند هر دو در هفت سالگي وفات يافتند و برخي گفته اند قاسم دو ساله بود كه درگذشته است.
    امّا روايت غم انگيزي از حضرت محمد (ص) و خديجه كبري نقل شده است كه: « آن بانوي بزرگوار چند روز پس از وفات قاسم در خانه نشسته بود و مي گريست.

    چون پيامبر وارد شد علت اين كار را پرسيد و او گفته است: از سينه هايم شير جاري شد و من به ياد فرزند كوچكم افتادم كه اكنون گرسنه و تنها در زير خاك آرميده است. و نظير اين حديث را در مورد عبدالله طاهر نقل كرده اند، كه در هر دو مورد نبي خديجه را بشارت مي دهد كه فرزندان كوچك تو به سان فرشتگان در كنار در بهشت به انتظار ورودت به سر ميبرند تا با دستان كوچك خود تو را به باغهاي ارم رهنمون شوند.
    اين موضوع نشان مي دهد هر دوي پسران نبي مكرم و خديجه در سن كودكي و شير خوارگي از دنيا رفته اند. دليل ديگر اثبات اين قضيه نيز انتساب عنوان ابتر به محمد (ص) از سوي كفار بود كه چون پسرانش زود از دنيا مي رفتند اين چنين او را مورد استهزاء قرار مي دادند .
    به هر حال درگذشت اين دو پسر كه مي توانستند محمد را در پيشبرد دين خدا ياري بسيار كنند براي اين زوج نمونه بسيار گران آمده بود. از تاريخ يعقوبي نقل شده است هنگامي كه قاسم در چهارسالگي از دنيا رفت، نگاه پيامبر (ص) در كنار جنازه او به يكي از كوههاي مكه افتاد و خطاب به آن فرمود: « اي كوه! آن چه به من در مورد مرگ قاسم وارد شد، اگر بر تو مي آمد متلاشي مي شدي » (7)
    اما دختران نبي مكرم (ص) به سن بلوغ و ازدواج رسيدند. شايد باقي ماندن دختران از ميان فرزندان نبي حكمتي در مورد اين مسئله دارد كه عرب دختران را خفيف ميشمردند و آنها را در سن خردسالي زنده در گور مي نمودند.
    اين ننگ را قرآن مجيد اين گونه نكوهش ميكند كه: «و اذا الموؤدة سئلت بأي ذنب قتلت؛(8) آنگاه كه درباره ي دختران زنده بگور پرسش شود كه به كدام گناه، كشته شدند» لذا در چنين محيطي پيامبر دختران خود را بسيار گرامي مي داشت و خصوصاً به غنچه خوش بوي كوچك خود فاطمه زهرا، ام ابيها، (س) عنايت خاصي داشت و آن بانوي مكرمه را كه در سختي ها و شدائد همراهش بود سرور زنان دو گيتي مي ناميد.
    فرزندان دختر خديجه از حضرت محمد(ص) عبارتند از:
    ۩۞۩ ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. تشكر

    نرگس منتظر (20-05-1390)

  11. #16
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    زينب:
    ايشان بزرگترين دختر پيامبر اكرم (ص) و خديجه بود. خديجه زينب را به عقد خواهرزادة خود ابوالعاص بن ربيع در آورد كه از آنها پسري به نام علي و دختري به نام امامه حاصل شد. علي در سنين پائين وفات يافت و اما امامه كه از همسر اول خود مغيرة بن نوفل جدا شده بود پس از وفات زهراي مرضيه به وصيت خودش به عقد اميرالمؤمنين (ع) در آمد.
    زينب هنگام هجرت نبي مكرم اسلام به مدينه به همراه شوهرش ابوالعاص در مكه باقي ماند به هنگام جنگ بدر (در سال دوم هجرت) ابوالعاص از لشگريان دشمن بود كه به همراه هفتاد نفر ديگر از مشركين به اسارت نيروهاي اسلام درآمد.
    هنگامي كه قرار شد اسرا با پرداختن فديه آزاد شوند زينب براي آزادي شوهرش گردنبندي كه خديجة كبري (ع) در شب عروسي به گردنش آويخته بود، به مدينه فرستاد. ابوالعاص آن را بعنوان فديه به محضر سرور عالميان آورد و چون نگاه نبي (ص) به آن گردنبند افتاد بي اختيار گريست و به ياد همسر فداكارش خديجه افتاد و فرمود: «رحم الله خديجه، هذه قلائد هي جهزتها بها؛ خداوند خديجه را رحمت كند، اين گردنبندي است كه خديجه آن را براي زينب فراهم كرده است.»

    پيامبر ابوالعاص را به شرط آن كه زينب را آزاد بگذارد تا به مدينه بيايد، رها كرد و وي نيز به عهد خود وفا نمود و زيدبن حارثه به مكه رفت و او را با خود به مدينه آورد سرانجام ابوالعاص قبل از فتح مكه مسلمان شد و به مدينه آمد تا با زينب ازدواج دوباره نمايد. زينب در سال هشتم هجرت در مدينه از دنيا رفت.
    ۩۞۩ ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. تشكر

    نرگس منتظر (20-05-1390)

  13. #17
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    ام كلثوم و رقيه :
    دومين و سومين دختر، ام كلثوم و رقيه بودند كه زندگي سختي را پشت سر نهادند ام كلثوم و رقيه در ابتدا به درخواست ابي لهب و همسرش ام جميل، هيزم كش آتش جهنم، به عقد عتيبه و عتبه فرزندان آنها در آمدند. اين ازدواج با پا در مياني ابوطالب صورت گرفته بود، لذا خديجه كبري عليرغم آن كه از خوي بد ام جميل و فرزندش آگاهي داشت به احترام عموي پيامبر سخن نگفت. تا جايي كه پس از آشكار شدن دعوت به اسلام از سوي محمد (ص) عتيبه و عتبه كه ام كلثوم و رقيه را در عقد خود داشتند آنها را به خانه پدر باز گرداندند تا مايه آبروريزي براي خانواده محمد (ص) شوند كه البته ناكام ماندند.
    دو دختر پيامبر به خانه پدر بازگشتند و پيامبر و خديجه نيز با روي خوش از آنها استقبال كردند. پس از اندكي عثمان بن عفان به خواستگاري رقيه آمد و با او تزويح نمود. اما خلق خشن عثمان سبب شد آن بانو بر اثر شدت ضربات كتك جان به جان آفرين تسليم كند. در مورد علت قتل وي از سوي عثمان گفته اند عثمان عموي خود مغيرة بن ابي العاص كه در جنگ احد دندان پيامبر را شكست و لب وي را شكافت و پيامبر او را مهدورالدم ناميده بود در خانه پنهان داشت. پيامبر چون از اين امر اطلاع يافت علي (ع) را مأمور كرد تا آنجا رود و او را به قتل رساند. عثمان چون اين را دريافت او را فراري داد و به همراه توشه و غذا از مدينه خارج كرد. در راه مركبش هلاك شد و پياده راه مي پيمود تا جبرئيل به پيامبر گفت كه دشمن خدا در فلان نقطه است برو و او را بكش كه مولا علي (ع) مأمور اين كار شد. پس خبر هلاكت مغيره به عثمان رسيد وي به خانه نزد رقيه آمد و او را متهم كرد كه جاي عمويش را به پيامبر اطلاع داده است. پس آنگاه آن چنان با چوب جهاز شتر او را پي در پي ميزد تا نيمه جان افتاد و پيكرش را كه به خانه ي نبي آوردند پس از سه روز از روح تهي شد. پيامبر عثمان را - كه به خاطر اين عمل منفور او گرديده بود - از شركت در تشيع جنازه رقيه منع فرمود پس از رقيه، ام كلثوم نيز به عقد عثمان بن عفان در آمد و باز هم به سبب خشونت وي جان سپرد.
    ۩۞۩ ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. تشكر

    نرگس منتظر (20-05-1390)

  15. #18
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    فاطمه زهرا سلام الله عليها:

    اگر چه سخن گفتن در مورد اين بانوي مكرم در اندازه و گنجايش اين مقاله نيست و در مورد او همچون مادر بزرگوارش ميتوان صفحات زيادي مطلب نوشت اما به لحاظ حفظ روند اصلي نوشتار، ذكري مختصر به ميان خواهد آمد.
    «انا اعطيناك الكوثر...»
    فاطمه كوچكترين فرزند خديجه و محمد بود. در مورد وي احاديث، روايات و آيات فراواني نقل شده. پيامبر ميفرمايد: «فاطمة حوراء انسيه؛ فاذا اشتقت الي الجنة شممت رائحة فاطمة عليها السلام؛ پس فاطمه بانوي بهشتي است كه به صورت انسان روي زمين در آمد، هرگاه مشتاق بهشت مي گردم بوي خوش وجود فاطمه را مي بويم»(9)
    باز هم حديثي نقل شده كه از نبي پرسيدند چرا ميزان علاقه اش به فاطمه بيش از ساير فرزندانش است، حضرت فرمود: «هنگامي كه من در شب معراج به آسمانها سير داده شدم، جبرئيل مرا در كنار درخت طوبي برد، ميوه اي از ميوه هاي آن درخت را چيد و به من داد، آن را خوردم، سپس دستش را بر ميان دو شانه ام كشيد، آنگاه فرمود: «اي محمد! خداوند متعال ولادت فاطمه (ع) از خديجه (ع) را به تو مژده ميدهد»(10)
    از اين حديث و قريب آن از لحاظ مفهوم در كلام محدثان و راويان بسيار نقل شده است. لذا آن وجود مباركه انساني ممتاز و در ميان زنان عصر خود سرآمد بود. نيز روايت شده قبل از حمل يافتن فاطمه (س) در بطن خديجه كبري، محمد (ص) چهل روز از وي كناره گرفت و به تنهائي به عبادت و راز و نياز مشغول گشت. فاطمه در 9 سالگي به ازدواج پسر عمويش علي بن ابيطالب (ع) در آمد پس از 9 سال حيات پربركت و به دنيا آوردن فرزنداني كه هر كدام بخشي از تاريخ بشريت به شمار مي آيند درگذشت.


    پي نوشت ها :

    1ـ سيره رسول الله، رفيع الدين اسحق همداني، ويراستة مدرسي صادق، چاپ دوم 1375، ص 90
    2ـ سيرة ابن حشام، ج 1، ص 202
    3ـ حصال شيخ صدوق صص 37 و 38، به نقل از خديجه اسطورة مقاومت صص 239،238
    4ـ مختصر تاريخ دمشق ج 2، ص 263
    5ـ خديجه اسطورة مقاومت ص 244
    6ـ زنان پيغمبر ص 312
    7ـ تاريخ يعقوبي ج 2، ص 32
    8ـ سورة تكوير. آية 8
    9ـ نورالثقلين، ج 3، ص 119
    10ـ بحارالنوار، ج 43 صص 2 تا 6.
    نويسنده: سميه صبوري
    ۩۞۩ ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  16. تشكر

    نرگس منتظر (20-05-1390)

  17. #19
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    محمّد را نكو همسر، خديجه
    عزيز قلب پيغمبر، خديجه

    يقين باشد، پس از زهرا و زينب
    بُوَد از هر زني برتر، خديجه

    پناه امّتي بود و ، نبي را
    به روز بي كسي، ياور، خديجه

    گهي غمخوار او هنگام سختي
    صفا بخش دل شوهر، خديجه

    گهي با خنده ي نوش آفرينش
    سُرور قلب آن سَروَر، خديجه

    ميان دلبران، همتاي او كيست؟
    دل "لولاك" را، دلبر، خديجه

    زني چون حوريان، مجذوب شوهر
    همه آسايش همسر، خديجه

    وجود " رَحْمةٌ لِلْعالَمينْ " را
    پرستار و نوازشگر، خديجه

    گرفته با ادب، چون هاله ي نور
    چراغ وحي را در بر، خديجه

    به طوفان بلا، چون كوه، محكم
    به كشتيّ امان، لنگر، خديجه

    مبارز محرمي، همراز و نستوه
    شكوه غم، ز پا تا سر، خديجه

    توان بخش صفوف مؤمنان بود
    به تنهائي، چو يك لشگر، خديجه

    چو مي شد سنگباران خانه او
    به پيش مصطفي، سنگر، خديجه

    به شام تار خورشيد نبوّت
    بُوَد مهتاب روشنگر، خديجه

    وفا و عشق و عفّت، زينت اوست
    ندارد غير ازين زيور، خديجه

    چه خوش"الله اكبر" گفت و بگذشت
    زجان و مال، سيم و زر، خديجه

    همين وارستگي، شايسته ي اوست
    چو زهرا را بُوَد مادر، خديجه

    كشد بار عطاي آسماني
    چو باشد مادر كوثر، خديجه

    چه كوثر، آنكه يكتا همچو طاهاست
    صدف شد بر چنين گوهر، خديجه

    ز نامش مادران برخود ببالند
    كه دارد يك چنين دختر، خديجه

    چه خوش باشد غلام خود بخوانَد
    (حسان) را در صف محشر خديجه
    ۩۞۩ ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  18. تشكر

    نرگس منتظر (20-05-1390)

  19. #20
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee







    رنج تنهایی مادر
    پاینده بادواژه زیبای مادر، که از آغاز تا پایان خلقت، نقش دل‏های مهربان است. چهزیباست تکرار نام مادر بر لبان دختری که خود مادری درد آشناست؛ فاطمه.
    فاطمه علیهاالسلام سوگوار مادری فداکارست.
    چقدر دشوار است تحمل رحلت مادری چنان صمیمی که در رحم خویش با او سخن می‏گفته است.
    بازار اشک، در چشمان فاطمه رونق گرفته است و رسول خدا، خود، دل شکسته و نالان، دل جوی فاطمه علیهاالسلام غمگین است.
    خدیجهعلیهاالسلام ، همسری مهربان، که با شنیدن اولین ندای وحدانیت، رو به سویقبله می‏کند و خدای را به یکتایی می‏خواند، پذیرای پیامبری مبعوث و لرزانبازگشته از حرا و شاهد نبوت، اکنون آرام، آرمیده است.
    «
    تنهایی» به گریه می‏افتد، هنگامی که ناچار باید همدم رسول خدا شود.
    امّاخدیجه، هرگز رنج تنهایی را بر محمد بر نمی‏تابد و دختر کوچک خویش را بهتیمارداری پدر می‏گمارد. زین پس، فاطمه علیهاالسلام تیماردار و غمخوار پدرخواهد بود، در لحظه ‏های خاکستر و سنگ و دشنام.
    پروردگارا! همسر فداکارمحمد صلی ‏الله‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم به سوی تو می‏آید؛ زنی که برای دین تو و درراه رسول تو، از دنیا چشم پوشیده و غرق در جمال نور است؛ کوله‏باری از زخمزبان قبیله قریش را لِه کرد و پر افتخار، خود را همسر وفادار محمد امیننامید تا یار و یاور رسالت او باشد و نامش در پیشگاه حق، در صف اولین زنانبزرگ عالم درآید.
    و فاطمه، گریان بر مزار مادر با او وداعی جاودانهمی‏سراید: مادر! قسم به خدایی که به من قدرت داد تا در رحم با تو سخن بگویمو سبب آرامش تو باشم و سوگند به نوری که از تو زاده شدم، پدرم را تنهانخواهم گذاشت.
    و این پیمانی خواهد بود، میان ما سه تن.
    مادرم! چه خوش آرام گرفته‏ای نزد پروردگارت بر بلند جایگاه بهشت، که همسر رسول خدا را جز این جایگاه نشاید.
    رفتنت ای بزرگ مادر! غمی است بر دل و اشکی است در چشم من و پدر.
    حبیب مقیمی




    ۩۞۩ ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) ۩۞۩

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •