معنا و مقام دولت در قرآن كريم سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
معنا و مقام دولت در قرآن كريم
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض معنا و مقام دولت در قرآن كريم









    معنا و مقام دولت در قرآن كريم (1)



    نويسنده:اصغر افتخاري


    چكيده

    دولت از مباني تدبير سياسي در جوامع انساني است كه علاوه بر ساختار ويژه اش ، به اشكال گوناگون در جماعت هاي انساني از قبيل ، امپراتوري ، كشور ، ملت ـ دولت و ... حضور داشته است . از اين رو ، اديان از آن جهت كه به مقوله مهم تدبير سياسي مي پردازند ، به موضوع «دولت» نيز توجه داشته اند.

    اين مقاله با روش تحليل نظري و اسنادي و با هدف بيان معنا و منزلت دولت در قرآن كريم با اين پرسش آغاز مي شود كه مقتضاي ديني بودن دولت در گفتمان اسلامي چيست ؟ به عبارت ديگر ، «اسلامي شدن» دولت در يك جامعه ، چه تحول معنا شناختي و كاركردي براي دولت در پي خواهد داشت؟ در پاسخ به اين پرسش ، طرح و نقد نظريه هاي دولت ، انتخاب «نظريه دولت مشروطه» به عنوان نظريه مبنا ، بر اساس جهان بيني اسلامي و بازخواني كار ويژه هاي دولت اسلامي مستند به گفتمان سياسي اسلامي و معرفي الگوي «دولت اسلامي» حاصل مقاله پيش روي شماست.
    كليد واژه ها: دولت ، اسلام ، قدرت ، مسئوليت سياسي ، ملت ـ دولت ، حقوق شهروندي.

    مقدمه

    «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ» ( سجده: 24 )

    اين واقعيت كه تدبير سياسي از لوازم و مقتضيات اوليه هر اجتماعي است ، ما را بدانجا رهنمون مي كند تا اين فرضيه را قرين صحت بدانيم كه ، تمامي جوامع ، اعم از ابتدايي تا فرامدرن امروزي ، به صورت آگاهانه يا ناآگاهانه در خصوص قواعد و ساختار سازمان اداره كننده امور سياسي ، يا همان دولت ها ، اصول و مباني اي رادر دستور كار داشته باشند. تصريح خداي متعال دلالت بر آن دارد كه ، «پيشوايي» خلق ، گام نخست و ضرورت اوليه تشكيل يك جامعه است . اين واقعيتي است كه تجربه بشري مؤيد آن مي باشد .(1) تعبير امام علي (عليه السلام) در اين خصوص ، راهگشاست ؛ آنجا كه در پاسخ به خوارج ، آيه «لا حكم الا الله» را مي خواندند و نفي حكومت در عمل سياسي مي كردند ، فرمودند:

    سخني است حق كه بدان باطلي را خواهند. آري حكم ، جز از آن خدا نيست ، لكن اينان گويند فرمانروايي را ، را جز خدا روا نيست . حالي كه مردم را حاكمي بايد نيكوكردار يا تبه كار ، تا در حكومت او مرد با ايمان كار خويش كند و كافر بهره خود برد ، تا آن گاه كه وعده حق سر رسد و مدت هر دو در رسد . در سايه حكومت مال ديواني را فراهم آورند و با دشمنان پيكار كنندو راه ها را ايمن سازند؛ و...»(2).

    چنانكه از پاسخ امام علي (عليه السلام) بر مي آيد ، «فرمانروايي» با «حُكم» متفاوت است ؛ بدين صورت كه ، «حُكم» از شئون الهي است و «فرمانروايي »از شئون آدميان . از اين رو ، «دولت ها» به عنوان مصداق عيني فرمانروايي ضرورتي اجرايي هستند كه وجود بدشان ، حتي بر نبود خوبشان ترجيح دارد . آنچه حضرت (عليه السلام) در ادامه خطبه از ذكر وظايف فرمانروايان بيان مي كنند ، مؤيد اين ديدگاه است كه معناي مورد نظر مطابق با دولت و رسالت هاي آن در زمان حاضر مي باشد.

    در نوشتار حاضر نگارنده با طرح اين پرسش كه «معنا و مقام دولت در گفتمان اسلامي ، چيست؟» در نظر دارد سه موضوع اصلي در بحث از دولت را به بررسي گذارد:

    1. درك معناي دولت در گفتمان اسلامي؛

    2. تبيين ساختار اصلي و اصول و قواعد دولت ؛

    3. تشريح كار ويژه دولت در جوامع اسلامي .

    بدين منظور ، ابتدا چارچوب نظري بحث ارايه و نظريه «دولت با مسئوليت دوگانه» به عنوان نظريه پيشنهادي مؤلف ارايه مي گردد و در ادامه معنا ، ساختار و كار ويژه دولت اسلامي درون اين نظريه تحليل مي گردد.
    معنا و مقام دولت در قرآن كريم
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2.  

  3. #2
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    1. دولت اسلامي در سپهر نظري


    تفسير نظري هيچ گاه خنثي يا بي طرف نيست ، بلكه همواره با چشم اندازهاي نظري و روش شناختي خاص پيوند دارد. ....مدعاي من اين است كه نظريه و روش ... اغلب ريشه در اقناعات ، اولويت ها و منافعي دارند كه در سبك ها و اشكال پارادايمي متنوع شكل مي گيرند.(3)

    اين واقعيت كه نظريه ها بنياد هويتي ، پديده هاي سياسي ـ اجتماعي را شكل مي دهند، ما را به اين مهم رهنمون مي كند كه براي دولت قايل به هويتي هنجاري شده ايده امكان تأسيس دولت هاي فارغ از هنجار را امري غيرواقعي ارزيابي كنيم . از همين منظر مي توان به گونه شناسي نظريه هاي دولت و ارايه «نظريه دولت اسلامي» اقدام كرد.


    معنا و مقام دولت در قرآن كريم
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  4. #3
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    1. دولت اسلامي در سپهر نظري


    تفسير نظري هيچ گاه خنثي يا بي طرف نيست ، بلكه همواره با چشم اندازهاي نظري و روش شناختي خاص پيوند دارد. ....مدعاي من اين است كه نظريه و روش ... اغلب ريشه در اقناعات ، اولويت ها و منافعي دارند كه در سبك ها و اشكال پارادايمي متنوع شكل مي گيرند.(3)

    اين واقعيت كه نظريه ها بنياد هويتي ، پديده هاي سياسي ـ اجتماعي را شكل مي دهند، ما را به اين مهم رهنمون مي كند كه براي دولت قايل به هويتي هنجاري شده ايده امكان تأسيس دولت هاي فارغ از هنجار را امري غيرواقعي ارزيابي كنيم . از همين منظر مي توان به گونه شناسي نظريه هاي دولت و ارايه «نظريه دولت اسلامي» اقدام كرد.




    نظريه ها

    با عنايت به جوهره هنجاري دولت يا همان ايده «دولت»(4) مي توان گونه هاي اصلي دولت را به شكل زير از يكديگر تمييز داد(5):
    1. نظريه دولت استعلايي

    دراين گونه از دولت ها ، ماهيتي مستقل براي سازمان رسم قدرت تعريف شده كه به آن اين امكان را مي دهد تا در خصوص مصالح و منافع شهروندان تصميم گرفته و عمل نمايد . براين اساس ، دولت مبناي شناخت منفعت عموم بوده است . از اين رو ، وظيفه جامعه حمايت از دولت با هدف تأمين منافعي است كه در صورت برآورده شدن ، منافع ملت نيز تأمين مي شود.

    دولت هاي استعلايي تاكنون به الگوهاي متفاوتي تجلي يافته اند كه مهم ترين آنها عبارت اند از :

    دولت تماميت خواه و استبدادي :
    مبناي اين دولت را تعريف و تلاش براي تحصيل منافع مادي شكل مي دهد كه قدرت سياسي ، هر چند با هزينه كردن ارزش هاي اجتماعي ، اخلاقي و يا ديني ، تأمين آنها را دردستور كار دارد.

    دولت ديكتاتوري مصلح:
    در اين گونه دولت ها ، اگر چه «مصلحت عمومي» مورد توجه است ، اما براي مردم نقش محوري و مؤثري در تصميم سازي و تصميم گيري سياسي تعريف نشده است .

    دولت كليسايي:
    تجربه كليسا در قرون وسطا معرف الگويي بود كه در آن قدرت سياسي ، به نمايندگي از يك كانون آسماني زمام امور را به طور كامل عهده دار بودو مردم هيچ گونه حق يا حضوري دراين الگوي تدبير سياسي جز پذيرش و تبعيت محض نداشتند. مباني اين بحث به فلسفه قرون وسطا باز مي گردد كه در آن جهان بيني و الگوي شناختي متمايزي مورد تأكيد و توجه قرار گرفته است . اتين ژيلسون (Etience Henri Gilson) در بررسي تحليلي اي كه از روح فلسفه در قرون وسطا به عمل آورده ، به اين نكته اشاره دارد و معتقد است كه ، عالمان قرون وسطا اصل اوليه اختيار انسان را ، كه در مسيحيت وجود داشت ، متحول ساختند. «ايشان در اين باب به قدري الفاظ را جابه جا كردند كه نظير آن

    به ندرت در ساير موارد ديده مي شود.»(6) نتيجه اين اقدام در حوزه سياست ، ابتناي اختيار فردي بر انتخاب و تأييد خواست نمايندگان خدا بر روي زمين بود كه ، شاخصه بارز فلسفه سياسي مسيحي در قرون وسطا به شمار مي آيد .(7)
    معنا و مقام دولت در قرآن كريم
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  5. #4
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    2. نظريه ي دولت مشروطه

    نقد نظريه و عملكرد دولت هاي استعلايي ، زمينه تكوين و خيزش نظريه هاي بديلي را فراهم ساخت كه از آن به نظريه «مشروطه» ياد مي شود .در قالب اين نظريه نيز الگوهاي متفاوتي از دولت ، اعم از ديني يا عرفي ، پديدار گشته است كه عمده ترين آنها عبارت اند از:

    دولت سلطنتي محدود :
    در اين الگو ، قانون اساسي به منزله ميراث جنبش هاي طرفدار حقوق مردم با الگوي دولت هاي بسته و استبدادي تركيب شده ، نوع تازه اي از سلطنت را پديد مي آورد كه از آن به ، سلطنت مشروطه يا محدود تعبير مي شود. در اين الگو ، تمركز قدرت و اصل وراثت حفظ مي شود ، اما گستره اختيارات متناسب با نوع قانون تعديل مي شود . اين الگو ، در عالي ترين سطح خود نوعي جمهوري را بنياد مي گذارد .

    دولت دموكراتيك :
    در اين دولت ها ، مرجع قدرت بر رأي اكثريت استوار است و از اين جهت ، از ساير الگوها متمايز مي شود . البته ، اين مرجعيت در عمل مي تواند اين الگو را غير اخلاقي نموده و به الگوهاي پيشين نزديك سازد . اما آنچه به عنوان وجه تمايز به آن اشاره مي شود ، وجه ليبرالي آن است .

    دولت ديني : وجه عمومي الگوهاي ديني از دولت را مي توان در زير مجموعه نظريه مشروطه به حساب آورد ؛ چرا كه قدرت را مشروط به اصول ديني مي دانند. اين تلقي ، برداشتي كلان از دولت ديني است كه مي تواند نحوه مواجهه با نظريه دولت اسلامي را مشخص سازد . چنانكه امام خميني (رحمه الله) در نخستين معرفي هاي بعمل آمده از ماهيت حكومت اسلامي ، فرموده اند:

    حكومت اسلامي هيچ يك از طرز حكومت هاي موجود نيست . مثلاً استبدادي نيست كه رئيس دولت مستبد و خودرأي باشد ... حكومت اسلامي نه استبدادي و نه مطلقه ، بلكه مشروطه است . البته نه مشروطه به معني متعارف فعلي آن كه تصويب قوانين تابع آراي اشخاص و اكثريت باشد . مشروطه از اين جهت كه حكومت كنندگان در اجرا و اراده ، مقيد به يك مجموعه شرط هستند كه در قرآن كريم وسنت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)معين گشته است .(8)

    پي نوشت:

    1. بحث از فلسفه دولت ، موضوعي مهم در فلسفه سياسي معاصر به شمارمي آيد و نظريه هاي موجود حكايت از آن دارد كه اشكال ابتدايي دولت ، در همان اجتماعات اوليه حيات انساني ظهور و بروز داشته اند و سپس طي زمان متناسب با تكامل جوامع بشري ، تغيير يافته و امروز به صورت State در Nation-State در آمده اند . با اين تفسير ، ايده دولت پيوسته در حيات سياسي ـ اجتماعي انسان حضور داشته ، اما شكل وساختار آن تغيير كرده است .
    2. نهج البلاغه ، ترجمه سيد جعفرشهيدي ، خطبه 40 ، ص39.
    3. هشام شرابي و ديگران، سياست ،نظريه و جهان عرب : نگاه انتقادي ، ص 1-2.
    4. هر پديده اي مركب از دو عنصر اساسي مي باشد كه مي توان از آنها به شرح زير ياد كرد: اول . ايده (Idea) كه دلالت بر جوهره و نظريه انتزاعي اي دارد كه فلسفه وجودي آن پديده را شكل مي دهد . ايده ، مقوله اي كلي و ماهيت شناسانه(Onthological) مي باشد . دوم. پديدار (Phenomenon) كه دلالت بر عينيت و ساخت بيروني پديده دار و شامل موضوعاتي چون سازمان ، ساختار و شبكه ارتباطات و... مي شود . پديدار ، مقوله اي معرفت شناسانه (Epistemological) به شمار مي آيد.
    5. ر.ك: اندرو وينسنت ، نظريه هاي دولت ، ترجمه حسين بشيريه.
    6. ژيلسون ، اتين ، روح فلسفه قرون وسطي.ع. داوودي ، ص 475.
    7. همان ، ص 487-491.
    8. امام خميني (رحمه الله) ، ولايت فقيه و جهاد اكبر ، ص 45.
    منبع :.
    منبع:نشريه معرفت سياسي،شماره1
    معنا و مقام دولت در قرآن كريم
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  6. #5
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض









    معنا و مقام دولت در قرآن كريم (2)



    نويسنده:اصغر افتخاري

    نقد نظريه هاي دولت

    بر اساس كلام منقول از سوي حضرت امام (رحمه الله) مي توان مهم ترين نقص دو نظريه اصلي ارايه شده در حوزه دولت شناسي در عدم توجه به منافع دنيوي و اخروي و يا ماهيت منافع دانست .

    ماهيت تركيبي انسان در جهان بيني اسلامي ، مانع از آن است كه بتوان منافع او را در حيات سياسي به حوزه اي خاص اعم از منافع دنياي صرف ، و يا آخرت صرف محدود نمود.

    اين كلام الهي كه مي فرمايد :« وَ ابْتَغِ فيما آتاكَ اللّهُ الدّارَ اْلآخِرَهَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي اْلأَرْضِ إِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدينَ» (قصص: 77 ) دلالت بر آن دارد كه، خير سياسي آدميان ، آميزه اي از منافع مادي و مصالح اخروي است .(1) بر اين اساس ، مي توان گفت :

    1. الگوي ديكتاتوري و استبدادي ، به دليل مرجعيت منافع شخصي و گروهي ، با نظريه دولت اسلامي كه بر خير جمعي استوار است ، همخوان نيست . محكومت«ملأ» (گروه هاي استكباري) از ناحيه حضرت حق اين معنا را به تصريح بيان مي دارد:«ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسي‏ وَ أَخاهُ هارُونَ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبينٍ. إِلي‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْمًا عالينَ» (مؤمنون :45- 46 ) .

    2. الگوي ديكتاتوري مصلح ، به دليل عدم توجه به اصل اختيار و سلطه انسان بر سرنوشتش ، با گفتمان اسلامي قابل جمع نيست .(2) خداوند متعال با تأكيد بر
    اينكه سرنوشت هر قومي در كف اختيار آنهاست ، اين اصل را در حوزه سياست مورد تأييد قرار داده است :

    « ان الله لا يغيروا ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم». چنان كه مي فرمايد :«لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّي يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوْءًا فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ » (رعد: 11 ) .

    3. الگوي كليسايي به دليل عدم اعتبار بخشي به منافع دنيوي مردم ، از نظريه اسلامي دولت ، كه قايل به اهميت و ارزش مندي اين دسته از منافع هم است ، متمايز مي گردد.(3) آنجا كه قرآن كريم مي فرمايد : «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَهً وَ فِي اْلآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النّارِ» ( بقره:201 ) .

    4. الگوي سلطنتي محدود ، از آنجا كه به تحديد قلمرو بنيادي دين در مقام مشروعيت بخشي به قدرت منجر مي شود ، با نظريه اسلامي دولت سازگار نيست .(4) «قُلْ إِنّي عَلي‏ بَيِّنَهٍ مِنْ رَبّي وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلاّ لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلينَ» (انعام: 57 ) .

    5. الگوي دولت دموكراتيك ،به دليل نفي ارزش استقلالي دين و حجيت بخشيدن به رأي اكثريت ، با بنياد معرفت شناختي دولت اسلامي در تعارض است . به عبارت ديگر ، اسلام در اصول ، راهي براي اظهار نظر ديگران يا رجوع به رأي اكثريت و يا حتي نظر شخصي رسولان و امامان باز نمي گذارد . چنانكه مي خوانيم‌:

    « وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَي اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبينًا» (احزاب: 36 ) ؛ « وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ اْلأَقاويلِ. َلأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ .ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ.فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزينَ» (حاقه :44- 47 ) .

    نتيجه آنكه ، دولت ديني با عنوان كلان «مشروط به اصول دين» به عنوان نظريه راهنما، در اين بخش باقي مي ماند كه مي تواند زمينه مناسب را براي فهم تخصصي دولت اسلامي فراهم سازد.

    معنا و مقام دولت در قرآن كريم
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  7. #6
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    3. مدلول مشروطه ديني

    به عنوان جمع بندي در اين قسمت ، مي توان مستند به نظريه دولت مشروطه ، معناي دولت اسلامي را چنين بيان كرد:

    نظريه نصب

    اين نظريه ارتباط معنايي «فرمانروايي» را با «حكم» الهي برقرار مي كند. بدين معنا كه دولت اسلامي بدون اتصال به جريان حاكميت الهي اصولاً نمي تواند «شرعي» باشد . از اين رو ، «نصب » نقطه آغازين مشروعيت در حكومت اسلامي است . اصل انحصار حاكميت به الله، از شعار اوليه اسلام «لااله الا الله » قابل استنتاج است و تصريح الهي بر اينكه ، «ان الحكم الا الله» (يوسف :12) ، «الا له الحكم»(انعام :62 ، «و له الحكم» (قصص :70) ، دلالت بر آن دارد كه در صورت انقطاع قدرت از حكم الهي ، به زوال مشروعيت دچار مي شود . امام خميني (رحمه الله) از همين منظر مي نويسند:

    حكومت اسلامي ، حكومت قانون است . در اين طرز حكومت ، حاكميت منحصر به خدا است و قانون ، فرمان و حكم خدا است . قانون اسلام يا فرمان خدا بر همه افراد و بر دولت اسلامي حكومت تام دارد.(5)

    البته ، آنچه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد ، نوع «نصب» است كه در دوران حضور و غيبت ، تفاوت نموده و همين امر زمينه را براي طرح گزاره دوم ، به شرح زير فراهم مي سازد:

    پذيرش اكثريت

    مطابق تفسير امام خميني (رحمه الله) نصب در حكومت اسلامي به دو گونه قابل تصور است (6):
    نخست ، نصب خاص كه درآن خداوند متعال شخص معيني با ويژگي هاي معيني را براي تصدي حكومت مشخص نموده است .

    دوم ، نصب عام كه در آن خداوند متعال ويژگي هاي معيني را براي حاكم مشخص نموده ، اما فرد معيني را منصوب ننموده است . از اين رو ، مردم لازم است در چارچوب ويژگي هاي تعريف شده ، فردي را معين نمايند كه از آن به «ولي فقيه » ياد مي شود.

    با اين تفسير مي توان چنين ادعا كرد كه «نصب خاص» ويژه عصر حضور بوده و بر مقتضاي آن، حكومت اسلامي با نصب رسول خدا (صلي الله عليه وآله و سلم) و ائمه اطهار (عليهم السلام) مشروعيت يافته است . متقابلاً مردم نيز مكلف هستند تا به اين بزرگان مراجعه و از طريق «بيعت» به اقامه حكومت عدل اهتمام گمارند.

    حال آنكه ، با رسيدن دوره غيبت كبرا ، عملاً اداره جامعه از طريق شخص امام معصوم (عليه السلام) ممكن نبوده و لازم مي آيد تا از ميان افراد داراي صلاحيت ، فرد يا افراد اداره جامعه را به دست گيرند . آنچه راه را بر تزاحم سد نموده و از ميان گروه واجد شرايط ، ولي فقيه را مشخص مي سازد ، «انتخاب» مردم است كه امروزه از آن به «مردم سالاري» تعبير مي شد. بنابراين ، دومين گزاره معناشناسانه حكومت اسلامي را «مقبوليت» تشكيل مي دهد كه به لحاظ مفهوم برآمده از گزاره اول ، معناي كامل «مشروعيت» را شكل مي دهند .

    امام خميني (رحمه الله) اين تفسير از حكومت اسلامي را مد نظر دارند ، آنجا كه مي نويسند :

    «اكنون كه شخص معيني از طرف خداي تبارك و تعالي براي احراز امر حكومت ، در دوره غيبت تعيين نشده است ، تكليف چيست؟ آيا بايد اسلام را رها كنيد ؟»(7) ايشان در فرازهاي متعدد ديگري پاسخ اين پرسش را داده اند و ضمن تأكيد بر مؤيدات عقلي و نقلي ، اظهار داشته اند كه «ولي فقيه » مسئوليت اقامه حكومت را دارد و اين امر ميسر نمي شود ، مگر اينكه مردم از ميان اشخاص داراي صلاحيت ، صالح ترين را برگزيده و بر حكومت او اجماع نمايند:

    قهراً وقتي مردم آزاد هستند ، يك نفر صالح را انتخاب مي كنند و آراي عمومي نمي شود [در اين سطح] خطا بكند. يك وقت يكي مي خواهد يك كاري بكند ، اشتباه مي كند. يك وقت يك مملكت ... [مي خواهد] ، نمي شود اشتباه بكند.(8)

    پذيرش و پيشنهاد شكل جمهوري اسلامي از سوي حضرت امام (رحمه الله) نيز بر همين مبنا استوار بود كه «جمهوري» با ماهيت سياست اسلامي قابل جمع است . اما از آنجايي كه حكومت دموكراتيك و استبدادي چنين نبوده ، نمي توان آن را اسلامي نموده و با نام حكومت اسلامي به اجرا گذارد.

    نتيجه آنكه ، معناي دولت اسلامي در عصر غيبت به روايت ارايه شده از سوي امام خميني (رحمه الله) مستند به آيات بيان شده ، عبارت است از : «قدرت برآمده از (متصل به ) حاكميت الهي كه در چارچوب عدل ، علم انتخاب مردمي ، تعيين يافته است.» در خصوص اين معنا سه نكته بايد توجه داشت:

    نخست آنكه ، تعريف با شرايط زمان غيبت بيان شده است . از اين رو در عصر حضور متأثر از اصل نصب خاص ، تعريف به صورت زير بازخواني مي شود :

    قدرت برآمده از حاكميت الهي كه از طريق بيعت با شخص معين شده از سوي خداوند ، تعين مي يابد.

    دوم آنكه ، اين معنا از حكومت اسلامي مي تواندبا شكل هاي متفاوتي در سياست عملي تجلي يابد . بنابراين ، در قسمت دوم به ملاحظات ساختاري حكومت اسلامي پرداخته و اصول ذاتي و عرضي آن را از يكديگر تفكيك مي نماييم.

    سوم آنكه ، اين معنا از حكومت اسلامي مي تواندمعرف ويژگي هاي متفاوتي در مقام تأسيس حكومت باشد . بنابراين ، در قسمت سوم تلاش مي شود ويژگي هاي اصلي حكومت اسلامي در مقام عمل معرفي گردند تا از اين طريق ، امكان شناخت حكومت اسلامي واقعي ، مطابق اين گفتمان ، ميسر گردد.

    پي نوشت ها :

    1. اين ادعا از اصول معرفتي اسلام به شمار مي آيد و اهل سنت تشيع بر آن به عنوان راهنماي فهم سياست اسلامي متفق القول هستند . بر اين اساس ، اوامر و نواهي الهي از دو حيث به منفعت و مفاسد انسان ارتباط دارند: اول ، هر امري متضمن منفعتي است و در عين حال، مفاسدي را از انسان دور مي سازد . دوم ، هر نهي اي متضمن دفع مفسده اي است و در عين حال منافعي را براي انسان در پي خواهد داشت . اين موضوع به صورت مبسوط در تشريح مفهوم و نظريه «مصلحت» آمده است .(اصغر افتخاري و ديگران ، اقتدار ملي ، جامعه شناسي سياسي قدرت از ديدگاه امام خميني (رحمه الله ) ، ص 35-112).
    2. اصل حاكميت انسان بر سرنوشت خويش از اصول مترقي ديدگاه شيعي است كه ، در عين اعتقاد به تعلق حاكميت به خداوند متعال ، مستند به آيات الهي و روايات صحيحه مي باشد . اين معنا ، در مقدمه قانون اساسي به منزله يك اصل مبنايي آورده شده و مباني فلسفي ـ تحليلي آن توسط انديشه گران مسلمان به صورت مبسوط به بحث گذارده شده است .
    3. در اسلام دنيا در حكم مزرعه آخرت تعريف شده و از اين حيث اهميت و نسبت آن با آخرت
    مشخص شده است و اين حكايت از آن دارد كه اسلام دنيا گريزي و انزوا را اصولاً تأييد نمي كند. حتي آن را نوعي بدعت مي داند كه در اسلام اصيل سابقه ندارد .بر عكس ، تأكيد بر اينكه آدمي بايد قدر دنيا را دانسته و حفظ خويش را از آن فراموش نكند و آباداني آن را در نظر داشته باشد ، ركني اساسي در سياست اسلامي به شمار مي آيد و همين امر ، آن را از رويكرد مسيحي متمايز مي سازد .
    4.در برخورد با حضور سياسي دين ، الگوهاي متفاوتي ارايه شده است كه مهم ترين آنها ،عرفي گرايي است . عرفي گرايي (Secularism) با ورود به جامعه ديني ، تحولات و روايت هاي متفاوتي يافته كه با مبادي ديني به تحديد دين نظر دارد . اين در حالي است كه جوهره اسلام ، بر اطلاق حاكميت الهي و حضور فراگير دين در حيات سياسي ـ اجتماعي دلالت دارد. بدين ترتيب ، مي توان ديدگاه هاي تحديدگرا را در دركشان از ماهيت حكومت اسلامي ، ناصواب ارزيابي كرد(ر.ك: افتخاري ، پيشين).
    5. امام خميني (رحمه الله ) ، ولايت فقيه و جهاد اكبر ، ص 47.
    6.همان ، ص 50-54.
    7. همان ، ص 54.
    8. همو، سخنراني 1357/10/10 .

    منبع:نشريه معرفت سياسي،شماره1
    معنا و مقام دولت در قرآن كريم
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  8. #7
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض







    معنا و مقام دولت در قرآن كريم (3)



    نويسنده:اصغر افتخاري


    2. دولت اسلامي در سپهر سازماني

    منظور از «سپهر سازماني» ، توجه دادن به اصول و ملاحظات ساختاريي است كه دولت ها در هر عصر و زمانه اي براي استقرار خويش تعريف مي كنند . آنچه در ارتباط با ملاحظات ساختاري بايد توجه داشت اين است كه، ساختار تابعي از مقتضيات «نظريه دولت» و «شرايط زماني و مكاني» است . از اين رو ، از اصالتي مشابه اصول بيان شده در قسمت اول برخوردار نيستند.(1)

    با اين حال ، بررسي هاي موجود حكايت از آن دارد كه اسلام در حوزه ساختار دولت اسلامي ملاحظاتي دارد كه متناسب با اصول ماهوي و معنا شناسانه بيان شده است و از اين جهت دولت اسلامي را متمايز و برجسته مي سازد . اين ملاحظات ، با مقتضيات سياست و حكومت در جوامع انساني سنخيت دارد. از اين رو ، مي توان از طريق عقل سليم و تجربه انساني نيز به آنها رسيد. به عبارت ديگر ، مقتضاي اسلامي بودن دولت ، آن است كه نظام در سطح ساختاري براي تأمين ملاحظات زير ، چاره انديشي نموده باشد:

    1. همگرايي

    بنياد نظريه هاي دولت در نگرش عرفي را اين نكته شكل مي دهد: بين ملت با دولت حد فاصلي وجود دارد كه آنها را از يكديگر متمايز كرد و به عنوان عرصه تقابل ملت با دولت شناسانده مي شود . اين تقابل ، كه حركت هاي واگرايانه را پديد مي آورد ، چند دليل دارد:

    1. دولت پديده اي قدرت محور است كه خواهان اعمال سلطه بيشتر ، تأمين منافع خاص و بالاخره ، حفظ خود در گذر زمان است . اين تلقي از دولت آن را با فساد ملازم مي سازد . به گونه اي كه بايد پذيرفت قدرت فساد مي آورد و قدرت مطلق فساد مطلق مي آورد.(2)

    2. ملت منبع اصلي قدرت است كه با تأسيس دولت ، موضوع احكام آن قرار گرفته و به تدريج ، در موضع ضعيف در رابطه اش با قدرت قرار مي گيرد . بنابراين حمايت از حقوق شهروندي موضوعيت يافته و به اصلي اوليه تبديل مي شود.(3)

    دو نكته مزبور تصويري از «ملت ـ دولت » ترسيم مي كند كه به جز از طريق تأسيس «جامعه مدني» (‍Civil Society) نمي توان به واگرايي بين ملت و دولت فايق آمد. اين جامعه مدني است كه از طريق تجميع خواسته هاي شهروندي و انتقال آن به درون قدرت حاكمه و انتقال خدمات دولت به ملت ، زمينه ماندن اين دو را در كنار يكديگر و عدم فروپاشي آن را از درون ، فراهم مي سازد .(4)

    اما در نظريه اسلامي دولت ، چنين تلقي اي از نوع رابطه بين ملت و دولت وجود ندارد .بنابراين ، دولت اسلامي با وصف «همگرايي» تا «واگرايي» شناسانده مي شود . با توجه به تجربه نبوي (صلي الله عليه و آله و سلم) و بنياد اسلامي گذارده شده در فقه شيعي (5) و همچنين سير تحول مهم ترين انديشه دولت در فقه سياسي شيعه ـ يعني ولايت فقيه ـ (6) مي توان گفت : مباني اين همگرايي تماماً هنجاري بوده و ريشه در ايدئولوژي اسلامي دارند . اين مباني عبارت اند از :

    الف .همگرايي ناشي از التزام به ارزش هاي بنيادين واحد

    در حكومت اسلامي ، حاكم و مردم موظف به تبعيت از اصول واحدي هستند و اين چنين نيست كه حاكمان بتوانند خود را از عمل به ارزش ها استثنا كنند. به همين دليل ، امر به معروف و نهي از منكر رسالت عمومي اعلام شده است :

    «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاهَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاهَ وَ يُطيعُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ »(توبه: 71 ) .
    تعريف گونه اي از امر به معروف و نهي از منكر كه با عنوان نصيحت ائمه مسلمين شناسانده مي شود ، معرف آن است كه حاكمان بر اين التزام بايد استوارتر باشند.

    ب. همگرايي ناشي از تعريف اهداف واحد

    اهداف سياسي كه براي آنها اقامه حكومت مي شود ، از ناحيه دين مشخص شده و همين امر مانع از آن مي شود تا جريان هاي سياسي بتوانند با دست كاري در اين اهداف به بهره برداري از توان و احساسات مردم همت گمارند .(7) به عبارت ديگر ، شأن تكليفي حكومت ، به نزديكي ملت و دولت كمك مي كند:«إِنّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقّ‏ِ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النّاسِ بِما أَراكَ اللّهُ وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنينَ خَصيمًا »(نساء: 105 ) .

    ج. همگرايي ناشي از ولايت

    جريان حاكميت الهي در عصر غيبت با عنوان «ولايت فقيه» ، نوعي محوريت براي نظام سياسي پديد مي آورد كه صرفاً تعريف يا ارزشي سياسي ندارد. به همين دليل ، «ولي فقيه» را نمي توان ـ و نبايد ـ به عنوان يك عنصر از «قدرت در حاكميت» تعريف كرد ، (8) بلكه اين نهاد به همان اندازه كه سياسي است ، مدني هم هست و چونان عناصر و جنبش هاي اجتماعي در نقد و مهار قدرت حاكمه نيز نقش ايفا مي كند. تعبير حضرت علي (عليه السلام) از امامت و ولايت به محور آسياب در جامعه اسلامي (9) ، بيانگر اين وجه از همگرايي در جامعه اسلامي است . خداوند متعالي نيز با اصل «انحصار ولايت» ، اين نوع از همگرايي را تصريح نموده است :« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاهَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاهَ وَ هُمْ راكِعُونَ »(مائده: 55 ).

    به همين دليل خداوند ولايت را مبناي تشكيل حزب الهي دانسته و از برتري و توفيق آنها خبر مي دهد :«وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ »(مائده:56 ) .

    در همين ارتباط ، خداوند جنبه سلبي ولايت را نيز به مسلمانان متذكر شده و امر به قطع ولايت غير مسلمانان مي نمايد تا از اين طريق ، انسجام و وحدت
    اسلامي تحصيل و تقويت گردد:«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُوًا وَ لَعِبًا مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» (مائده: 57 ).

    «اُسوه» شدن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به عنوان مصداق بارز «ولايت سياسي» ، در واقع تجلي عيني اين اصل مي باشد ؛ بدين معنا كه ، مبناي همگرايي در جامعه اسلامي بوده و مي تواند ايده امت واحده و دولت اسلامي جهاني را معنادار كند: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللّهَ وَ الْيَوْمَ اْلآخِرَ وَ ذَكَرَ اللّهَ كَثيرًا »(احزاب: 21 ).


    د. همگني

    دولت در نظريه هاي ليبراليستي مشتمل بر سه نيروي اصلي است كه به صورت همزمان و توأمان درون اين تأسيس حقوقي فعال مي باشند.(10)

    1. نيروي ايدئولوژيك كه آن را موظف به جلب و كسب اجماع عمومي در حمايت از خود مي نمايد.

    2. نيروي بوروكراتيك كه دولت را موظف به تحصيل و تأمين منافع عناصر سازماني خود مي نمايد.

    3. نيروي اقتصادي كه تعريف منافع دولت و تأمين آنها را اجباري مي سازد .

    چنان كه «يورگن هابرماس» (11) نشان داده ، اين نيروها در تعارض با يكديگر درآمده ودولت ها را با بحران هاي سازماني اي روبه رو مي سازند كه مديريت آنها گام نخست در مواجهه با بحران مشروعيت را شكل مي دهد .(12) اما در نظريه دولت اسلامي ، «تعارض» بنا به ملاحظات ساختاري اصولاً قابليت طرح ندارد و دولت به سان مجموعه اي يك پارچه و يك دست تعريف مي شود كه «همگن» تا «متعارض» است . آنچه كه همگني دولت اسلامي را ممكن مي سازد ، عبارت است از :

    الف . اصلاح نظريه ي تفكيك قوا

    تفكيك قوا به گونه اي كه در انديشه سياسي غرب مطرح شده ، در سياست اسلامي معنا ندارد. دليل اين امر به قاعده «نصب» باز مي گردد كه لازم است بنياد قدرت بر حاكميت الهي استوار گردد. بر اين اساس ، قدرت مجراي واحدي دارد و انفكاك به شكل متعارف ضرورتي نمي يابد . حضور مستقيم يا غير مستقيم ولي فقيه در قواي سه گانه ، در واقع ضامن اين معنا از همگني در حكومت اسلامي است . با اين تفسير ، رياست عاليه ولي فقيه در قوه مجريه ، نصب رئيس قوه قضائيه و يا انتصاب فقهاي شوراي نگبهان و مواردي از اين قبيل كه ، اين نماد را جايگاهي فراقوه اي مي دهد ، معنا دار بوده ودولت را از تعارضات احتمالي دور مي سازد .(13) تجربه حكومت نبوي (صلي الله عليه و آله و سلم ) و علوي (عليه السلام) نيز مبين همين مدعاست ؛ چرا كه همه فعاليت هاي حكومت ها در دولت اسلامي ، با مرجعيت اين بزرگان معنا مي يافته است .(14) اين معنا در قرآن كريم ، به طور مكرر مورد توجه قرار گرفته است . از آن جمله :« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَميعٌ عَليمٌ »(حجرات : 1 ) ؛ «ما افاء الله علي رسوله من اهل القري فلله و للرسول لذي القربي و اليتامي و المساکين وابن السبيل کي لا يکون دوله بين الاغنياء منکم و ما اتاکم الرسول فخدوه و ما نهاکم عنه فانتهوا و اتقوا الله ان الله شديد العقاب »(حجرات: 7 ).

    ب. اولويت اخلاق دولت بر قانون دولت

    اگر چه دولت ها خود را تابع ضوابط قانوني مي دانند و معمولاً «قانون گرايي» به عنوان اصلي راهبردي در رفع تعارضات دروني دولت ها شناخته مي شود ، اما تجربه انساني و تحليل هاي موردي نشان مي دهد ، «اخلاق» مقوله اي مؤثرتر و جامع تر از «قانون» است كه مي تواند اصلاح يا افساد يك دولت را در پي داشته باشد .(15) دلايل اين بحث به ويژگي هاي ممتاز «اخلاق» در قياس با «قانون» بر مي گردد كه به اصلاح امور با هزينه اي كمتر ولي به صورت مؤثرتر منتهي مي شود.(16)

    در نظريه دولت اسلامي ، اصلاح «اخلاق دولت» از اهميت و اولويتي به مراتب بيشتر از استقرار «قانون دولت »برخوردار است . به عبارت ديگر ، مي توان استقرار قانون دولت را بر پايه «اخلاق» درك و عملياتي نمود. اخلاق اگر چه ضمانت قانوني ندارد ،اما الزام دروني تعريف شده براي آن عناصر دولت را به هم نزديك نموده و ماهيتي واحد به آن مي بخشد؛ ماهيتي كه وراي قانون قرار دارد و از ضعف هاي احتمالي نظام قانوني تأثير نمي پذيرد.(17)

    ج. «مسئوليت» در مقابل «قدرت»

    سومين ركني كه همگني دولت در گفتمان اسلامي را تأييد و توسعه مي دهد ، تفسيري است كه از ايجاد حكومت عرضه مي گردد. در حالي كه ، در پاره اي از مكاتب ، حكومت به عنوان يك هدف ارزشمند در رقابت هاي سياسي تعريف مي شود ، در نگرش اسلامي ابزاري براي تحقق اهدافي ديگر شناسانده مي شود. اين نگرش ، منجر مي شود تا قدرت از يك امتياز به يك «مسئوليت» تبديل شود.(18)

    بررسي نظريه دولت اسلامي از اين جهت بسيار معنادار است و اصل بر آن است كه ، ميزان مسئوليت در پي دسترسي فرد به قدرت بايد افزايش يابد و همزمان با افزايش قدرت ، احساس مسئوليت هم بايد افزايش يابد. با اين تفسير ، «دولت» با يك مفهوم اصلي قابل تعريف است كه از آن به «خدمتگزاري» ياد مي شود . امام خميني (رحمه الله) با عنايت به همين اصل است كه عدم خدمتگزاري را از جمله معاصي بزرگ دانسته كه به زوال قدرت و تزلزل دولت منجر مي شود.(19)

    مثال هاي تاريخي متعددي كه در باب حكومت هاي نالايق در قرآن كريم وارد شده و اينكه زوال آنها به عنوان يك «سنت الهي» بيان شده ، حكايت از آن دارد كه هر نظام سياسي اي كه از قدرت چونان ابزاري براي اصلاح امور و هدايت خلق بهره نبرد و آن را ابزاري براي جلب منافع نمايد ، محكوم به زوال است .

    سرنوشت فرعون ، قارون ، و... مؤيد اين مدعاست . تأكيد بر عنصر ظلم و نقش مخرب آن در اين آيات روشن گر است ؛ چرا كه ظلم ابعاد متعددي دارد و از آن جمله ، عدم كاربرد مناسب و مؤثر نعمتي چون قدرت ، كه مي تواند در خدمت هدايت و رستگاري قرار گيرد :«وَ تِلْكَ الْقُري‏ أَهْلَكْناهُمْ لَمّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِدًا »(كهف: 59 ).

    پي نوشت ها :

    1.Norman Barry ,An Introduction to Modern Political Theory,P.57-82
    2.Paul Brooker, Non-Democratic Regimes, P.188-222.
    3. ميلر ، ديويد ، مليت ، ترجمه داود غراياق زندي ، ص 93-134.
    4. رابرت هولاب ، يورگن هابرماس : نقد در حوزه عمومي . حسين بشيريه ، ص 23-44.
    5. ر.ك: احمد جهان بزرگي ، درآمدي بر تحول نظريه دولت اسلام.
    6. ر.ك: يعقوبعلي برجي ، ولايت فقيه در انديشه فقيهان .
    7.ر.ك: مرتضي مطهري ، امامت و رهبري.
    8. ر.ك: مرتضي مطهري ، ولاءها و ولايت ها .
    9. نهج البلاغه ، خطبه 3 ، ص9.
    10.C.F.Offe,K,Contradictions in the Welfare State.
    11.Jurgen Habermas
    12.Habermas,Jurgen, Legitimation Crisis. Trans by: Thomas Mc Carthy, Cambridge:Polity Press.
    13. محمدرضا مهدوي كني ، بيست گفتار . ص 147-184.
    14. ر.ك: ابراهيم بيضون ، الحجاز و الدوله الاسلاميه ،/ محمد حسيني شيرازي ، اول حكومه اسلاميه في المدينه المنوره .
    15. R.G.Frey ,Value,Welfare&Morality.Cambridge.
    16. آلن هملين ، اخلاق اقتصاد ، ص 33-52.
    17. محمد رضا مهدوي كني ، البدايه في الاخلاق العلميه ، ص 5-27.
    18. ر.ك: عبدالله عروي ،مفهوم الدوله .
    19. اصغر افتخاري ، اقتدار ملي : جامعه شناسي سياسي قدرت از ديدگاه امام خميني (رحمه الله) ، ص 152-154.

    منبع:نشريه معرفت سياسي،شماره1
    معنا و مقام دولت در قرآن كريم
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  9. #8
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض






    معنا و مقام دولت در قرآن كريم (4)



    نويسنده:اصغر افتخاري


    3. دولت اسلامي در سپهر عملي

    گذشته از دو سپهر نظري و سازماني ، در نهايت دولت ها تأسيس مي شوند تا بتوانند از طريق مديريت منافع ملي به تنظيم امور همت گمارند و تحصيل منافع عمومي را ميسر سازند . از اين منظر ، هر دولتي يك نهاد ارزيابي مي شود كه بايد از عهده تكاليف اوليه تعريف شده برايش برآيد . در غير اين صورت ، توجيهي براي آن وجود ندارد . مجموع مباحث اين بخش ذيل عنوان دولت هاي مقتدر مي آيد . نتيجه بحث آن است كه ، جوامع خواهان دولت هاي مقتدري هستند كه بتوانند از عهده وظايف شان به نحو احسن برآيند. دولت اسلامي مقتدر از اين منظر با دو حوزه رسالتي شناسانده مي شود:

    الف . تربيت ديني و دولت اسلامي مقتدر

    اگر نظريه «محروميت نسبي»(1) را كه «تد رابرت گار» (2) بيان داشته ، به عنوان نظريه مبنا در ارزيابي عملي دولت ها بپذيريم ، چنانكه امروزه بسياري از انديشه گران سياسي بر آن اتفاق نظر دارند ، در آن صورت مشخص مي شود كه يك دولت از سه ناحيه در مقام عمل آسيب پذير بوده و در معرض تهديد است :(3)


    1. افزايش نابهنگام و خارج از كنترل خواسته هاي شهروندي ، به گونه اي كه دولت از پاسخ گويي به آنها عاجز مانده و عملاً ورشكسته گردد.

    2. افت كارآمدي دولت ، به گونه اي كه هزينه هاي دولت افزايش يابد ،‌اما
    خدمات آن ثابت مانده يا كاهش يابد. در اين صورت با پديده دولت ناكارآمد روبه رو خواهيم بود.

    3. زوال سرمايه اجتماعي دولت و ضعف هنجارها ، اصول ، ارزش ها و يا آرمان هايي كه بر بنياد آن دولت شكل گرفته است . در اين صورت ، فروپاشي از درون رخ خواهد داد.

    با عنايت به اين سه مؤلفه ، شاهد تعريف رويكرد متفاوتي از سوي دولت ها براي مقابله با اين تهديدات مي باشيم . رويكرد هاي اقتدارآميز يا دموكراتيكي اي كه امروزه نظريه پردازان متعددي دارند و هر يك از نظام هاي سياسي مختلف را راهبري مي كنند .رويكرد دولت اسلامي در اين ميان ، متمايز و بسيار مؤثر است كه مي توان از آن به ، «تربيت» تعبير نمود. اركان اين رويكرد به رجال در بحث حاضر عبارت اند از:

    1. ايمان

    ايمان به معناي درک و پذيرش قلبي موضوعاتي است که عقل نيز آنها را درک مي کند. اما زماني تأثير گذار خواهد بود که از «علم» به «باور» تبديل شود. در اين صورت، به تعبير امام خميني (قدس سره) انسان از زياده خواهي ها ، معاصي و تعرض ها دور شده و در نتيجه ، جامعه رو به صلاح و آرامش مي رود.(4)

    با اين تفسير، ايمان عرصه سياست را از تعارض مي پيرايد و بدين وسيله زمينه تجميع توان مندي و ارتقاي آن را فراهم مي آورد ؛ چرا كه ايمان خواسته ها را تعديل و معقول مي سازد ، قدرت بخش بوده و توان ملي را افزايش مي دهد و بالأخره، آنكه چونان سرمايه بزرگ در حوزه سياسي ـ اجتماعي عمل مي نمايد.(5)
    تأكيد حضرت حق بر پذيرش ايمان و ارتقاي آن از همين ناحيه قابل تفسير است ، آنجا كه از ايمان به عنوان راه كاري براي خروج از ظلمات تعبير شده است :

    «اللّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَي الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ» (بقره: 257 )


    2. تهذيب

    توجه اسلام به مقوله مهم تهذيب ، افزون بر سالم سازي دروني و اعتدال در قواي انساني ، در عرصه خارجي نيز بسيار تأثيرگذار است ؛ چرا كه تهذيب راه را بر خواسته هاي نامشروع و فزاينده سد مي كند و ازاين ناحيه ، مديريت سياسي را تسهيل و مؤثرتر مي سازد . چنانكه تهذيب از تكوين و توسعه مفاسد مختلف در پيكره نظام سياسي ماهيت به عمل آورده و در نتيجه ، به ارتقاي كارآمدي نظام سياسي منجر مي شود .(6) امام خميني (رحمه الله) با عنايت به همين وجه ، تهذيب را سرلوحه كار دولتمردان قرار داده و ايشان را به آن سفارش مؤكد مي نمايند.(7) اين اصل برگرفته از كلام حق است ، آنجا كه در مقام هدايت مردمان ايشان را به انجام فرايض ديني و يا التزام به اعمال نيكو و ... امر مي نمايد تا از اين طريق ، بتوانند به بهبود امور خويش توفيق يابند:

    «قُلْ أَمَرَ رَبّي بِالْقِسْطِ وَ أَقيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلّ‏ِ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ» (اعراف: 29 ) .


    3. تعليم

    سومين ركن تربيت را تعليم و توسعه هدفمند آگاهي شكل مي دهد ، تا از اين طريق جامعه اي آگاه پديد آيد كه بر مبناي علم و معرفت با نظام سياسي خود تعامل نمايد. اين واقعيت كه ، حكومت بر جهال امري پسنديده نبوده وبه شدت متزلزل مي نمايد ، ما را به اهميت اين ركن رهنمون مي كند. بنياد دولت اسلامي بر بينش و آگاهي استوار گشته و فرمان حضرت حق براي انتخاب آگاهانه مؤيد اين معناست كه ، دولت اسلامي بر پايه معرفت و شناخت تا جهل و ناداني استوار است .(8) اقتدار دولت اسلامي نيز از همين ناحيه قابل درك است ؛(9) چنانكه خداي
    متعال در آيات متعددد؛ جهل و بناي قدرت بر آن را ذم مي نمايد:

    «أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّهِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (مائده: 50 ).

    معنا و مقام دولت در قرآن كريم
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  10. #9
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ب. افتخار ملي ودولت اسلامي مقتدر

    «... وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكافِرينَ عَلَي الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً »(نساء: 141 ) .


    مبناي بحث در اين قسمت را اصل «استعلاء» شكل مي دهد كه مطابق آن ، استيلاي كفار بر مسلمانان نفي شده و دستور داده شده است كه ، دولت اسلامي در مناسبات خود با ديگران نبايد به گونه اي رفتار كند كه فرودست و ذليل گردد.بر اين اساس ، مقتضاي ديني بودن دولت را ازمنظر اسلامي در گستره بيروني مي توان چنين برشمرد:

    1. جهان شمولي

    اگر چه دولت اسلامي در قلمرو جغرافيايي خاص و محدودي شكل مي گيرد ، اما بايد توجه داشت كه ايدئولوژي و ارزش هاي آن فراگير است . بنابراين انحصار و تحديد جغرافيايي آن اصلاً توجيه پذير نيست . تأكيد امام خميني (رحمه الله) بر اصل صدور انقلاب اسلامي (10) از اين منظر قابل درك است . اين موضوع مبتني بر كلام الهي است ، آنجاكه رسولش را صاحب رسالت جهاني مي داند :

    «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاّ كَافَّهً لِلنّاسِ بَشيرًا وَ نَذيرًا وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمُونَ »(سبأ: 28 ) ؛ «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاّ رَحْمَهً لِلْعالَمينَ» (انبياء: 107 ) .

    بر پايه ي آن ، ارزش ها و اصولي را در دستور كار دولت اسلامي قرار مي دهد كه نمي توان به جغرافياي خاصي محدود كرد . اصولي چون : ظلم ستيزي ، حمايت از مستضعفان ، توجه به سرنوشت ديگر ملل و ... (11) مدلول تعريف چنين ارزش ها و اهدافي آن است كه ، دولت اسلامي جهان نگر باشد و به تعبيري ، داراي افق راهبردي گسترده اي به بلنداي تاريخ باشد . گزاره هاي قرآني كه حكايت از برتري اسلام و حاكميت مستضعفان دارد ، اين وجه را به صورت مشخص تأييد مي كند.

    2. تكليف گرايي

    با عنايت به اينكه ساخت و مناسبات خارجي پيوسته با حضور و تحت تأثير نظام هاي سياسي اسلامي شكل نمي گيرد و چنان نيست كه بتوان با فعال سازي ظرفيت هاي قانوني همواره به اهداف خود نايل آمد ، اسلام اصل دومي را در اين ساحت مد نظر دارد كه از آن به «تكليف گرايي» تعبير مي شود . دولت اسلامي در مواجهه با جهان بيروني ، از تكاليف اوليه دين (هدايت و روشنگري ) عاري نيست و اين امر جايگاه «دعوت» را در نظريه دولت اسلامي ارتقا مي دهد ؛ به گونه اي كه «دعوت» به رسالتي ديني و اساسي براي دولت اسلامي تبديل مي شود . با اين تفسير ، مي توان ادعا كرد كه اقتضاي اسلامي بودن دولت آن است كه در عرصه بين المللي به عنصري فعال در عرصه عمل و نظر براي هدايت ديگر ملل و ورود آنها به جرگه جهان اسلام ، تبديل شود: «الَّذينَ إِنْ مَكَّنّاهُمْ فِي اْلأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّكاهَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَهُ اْلأُمُورِ »(حج: 41 ) .

    حاصل آنكه ، دولت اسلامي تكليف مشخص و معيني از ناحيه خدا دارد و آن ، تبليغ دين با هدف گسترش حاكميت الله مي باشد . به همين دليل ، بين دولت اسلامي و تبليغ ديني رابطه اي مستقيم وجود دارد.

    3. قدرتمندي

    با توجه به تأثيرپذيري نظام بين المللي از واقع گرايي و تأثيرگذاري عنصر قدرت در نوع مناسبات و تأسيسات حقوقي ـ سياسي ، دولت اسلامي موظف است نسبت به تقويت منابع قدرت خويش اهتمام ورزد تا بتواند جايگاه در خور خود را در سلسله مراتب جهاني به دست آورد. همچنين زمينه عملي تحقق اصل استعلاء را فراهم سازد.

    «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّكُمْ
    وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ في سَبيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ» (انفال: 60 ).

    مجموع ملاحظات شش گانه اي كه بيان شد ، حكايت از آن دارد كه نظريه دولت تحت تأثيراسلام ، در دو فضاي درون و برون ، به شدت متحول شده و از يك نهاد مبتني بر اجبار كه به دنبال كسب ، حفظ و توسعه نفوذ خود از طريق كاربرد ابزارهاي خشونت باراست ، به نهادي مدني كه بر دو ركن رأفت و شدت استوار بوده و خواهان استقرار و توسعه صلح جهاني مبتني بر آموزه هاي انساني اسلام است ، تبديل مي شود . اين تصوير از دولت ، منادي سعادت بوده و در عمل به شدت محدود ، ضابطه مند و شريعت مدار است تا بتواند زمينه ساز تأسيس حكومت جهاني عادلانه گردد.

    نتيجه گيري

    1. اگر چه دولت هاي ملي ، پديده اي نوين و متعلق به دوران طرح و حاكميت ملي گرايي ارزيابي مي شوند ، اما اين واقعيت كه ايده دولت مقوله اي تاريخي بوده و ريشه در تكوين جماعت هاي انساني دارد ، ما را به اين امر رهنمون مي كند تا از دولت به عنوان يك واقعيت سياسي تاريخ مند سخن گوييم. از اين منظر ، بررسي سيرتحول دولت به ما نشان مي دهد كه تاكنون گونه هاي متفاوتي از دولت براي سامان بخشي به امور جامعه پديد آمده اندكه علي رغم داعيه شان براي سعادتمندي انسان ، نتوانسته اند در تحصيل اين هدف كارنامه قابل قبولي را عرضه بدارند.

    2. ظهور نظريه دولت ديني در همين چارچوب معنادار است ؛ چرا كه معرف حضور اديان در عرصه سياست عملي براي حل و فصل مسائل جامعه مي باشد . البته ، اين حضور نيز همگن نبوده و عملكرد دولت هاي ديني ، از تجارب قرون وسطايي گرفته تا دولت هاي عرفي گراي ديني امروزي ، انواع متفاوتي از واكنش را در پي داشته اندكه بعضاً به نفي دين گرايي در عرصه دولت سازي منجر شده است .

    3. وقوع انقلاب اسلامي در ايران و تأسيس جمهوري اسلامي ، خيزش دوباره در اين حوزه را دامن زد كه با محوريت «دولت اسلامي» شناسانده مي شود. انقلاب اسلامي توانست از ظرفيت بالاي گفتمان سياسي تشيع در عرصه دولت سازي پرده بردارد؛ چرا كه الگويي را ارائه دادكه در عين پاي بندي به اصول اسلامي در بردارنده ملاحظات و نيازمندي هاي جامعه سياسي معاصر (مردم سالاري) نيز مي باشد .

    4. دولت اسلامي چنانچه در اين مقاله معرفي شده ، از سه سو با گفتمان اسلامي ارتباط دارد:

    الف. از ناحيه ملاحظات هويتي كه معناي دولت اسلامي را بر بنياد هنجارها و نقش مردمي شكل مي دهد .

    ب. از ناحيه سازماني كه اصول همگرايي و همگني را در بناي دولت ، تعريف مي نمايد .

    ج. از ناحيه كاركردي كه تربيت ديني و اداره امور معيني را به صورت توأمان در دستور كار دولت اسلامي مي دهد.

    پي نوشت ها :

    1. Relative Deprivation
    2. Ted R.Gurr
    3. تدرابرت گر ، چرا انسان ها شورش مي كنند ، علي مرشدي زاد، ص 51-148.
    4. امام خميني (رحمه الله) صحيفه نور ، ج11 ، ص82.
    5. ر.ك: افتخاري ، اصغر و همكاران ، قدرت نرم ، فرهنگ و امنيت/ همو، قدرت نرم و سرمايه اجتماعي.
    6. محمدرضا مهدوي كني ، البدايه في الاخلاق العلميه ، ص 11-27.
    7. امام خميني (رحمه الله) ، صحيفه نور ، ج14 ، ص112.
    8. ر.ك: منير الدين احمد ، نهاد آموزش اسلامي ، محمد حسين ساكت.
    9. ر.ك: اصغر افتخاري و همكاران ، قدرت نرم و سرمايه اجتماعي.
    10. امام خميني (رحمه الله) صحيفه نور ، ج18 ، ص11 ؛ ج22 ، ص 267.
    11. عباسعلي عميد زنجاني ، مباني انديشه سياسي اسلام ، ص 221-243.

    منابع:
    ـ احمد ، منير الدين ، نهاد آموزش اسلامي ، محمد حسين ساكت ، تهران ، نگاه معاصر ، 1384.
    ـ افتخاري ، اصغر و كمالي علي اكبر ، رويكرد ديني در تهاجم فرهنگي ، تهران ،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1377.
    ـ افتخاري ، اصغر و همكاران ، قدرت نرم و سرمايه اجتماعي ، تهران ، دانشگاه امام صادق (عليه السلام) ، 1387 ـ ب.
    ـ افتخاري ، اصغر و همكاران ، قدرت نرم ، فرهنگ و امنيت ، تهران ، دانشگاه امام صادق (عليه السلام) ، 1387 ـ الف.
    ـ افتخاري ، اصغر ، «شرعي سازي در مقابل عرفي سازي» ، در: علي اكبر كمالي (به اهتمام) بررسي و نقد مباني سكولاريسم ، تهران ، دانشگاه امام صادق (عليه السلام) ، 1386.
    ـ افتخاري ، اصغر ،اقتدار ملي ؛ جامعه شناسي سياسي قدرت از ديدگاه امام خميني (رحمه الله) ، تهران ، عقيدتي سياسي نيروي انتظامي ، 1380.
    ـ افتخاري ، اصغر ، مصلحت و سياست ؛ رويكردي اسلامي ، تهران ، دانشگاه امام صادق (عليه السلام) ، 1384.
    ـ البوطي ، محمد سعيد رمضان ، مصلحت و شرعيت ، اصغر افتخاري ، تهران ، گام نو ، 1384.
    ـ العروي ، عبدالله ، مفهوم الدوله ، بيروت ، المركز الثقافي العربي ، 2001.
    ـ امام خميني (رحمه الله) ، صحيفه نور ، تهران ، وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي ، 1361.
    ـ امام خميني (رحمه الله) ، صحيفه نور ، تهران ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1361.
    ـ امام خميني (رحمه الله) ، ولايت فقيه و جهاد اكبر ، تهران ، الست فقيه ،بي تا.
    ـ برجي ، يعقوبعلي ، ولايت فقيه در انديشه فقيهان ، تهران ، دانشگاه امام صادق (عليه السلام) ، 1385.
    ـ بيضون ، ابراهيم ،‌الحجاز و الدوله الاسلاميه ، بيروت ، المؤسسه الجامعيه للدراسات و النشر و التوزيع ، 1983.
    ـ جهان بزرگي ، احمد ، درآمدي بر تحول نظريه دولت در اسلام ، تهران ، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ، 1381.
    ـ حسيني شيرازي ، محمد ، اول حكومه اسلاميه في المدينه المنوره ، بيروت ، مركز الرسول الاعظم للتحقيق و النشر ، 1998.
    ـ دشتي ، محمد و سيد كاظم محمدي ، المعجم المفهرس نهج البلاغه ، قم ، مشهور، 1380.
    ـ ژيلسون اتين ، روح فلسفه قرون وسطي ، ع. داوودي ، تهران ، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي ، 1366.
    ـ شرابي ، هشام و ديگران ، سياست ، نظريه و جهان عرب ؛ نگاه انتقادي ، مرتضي بحراني و ديگران ، تهران ، پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي ، 1386.
    ـ عبدالباقي ، محمد فؤاد ، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكريم ، تهران ، اسلامي ، 1384.
    ـ عميد زنجاني ، عباسعلي ، مباني انديشه سياسي اسلام ، تهران ، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ، بي تا.
    ـ گر ، تدرابرت ، چرا انسان ها شورش مي كنند ، علي مرشدي زاد ، تهران ، پژوهشكده مطالعات راهبردي ، 1377.
    ـ مطهري ، مرتضي ، امامت و رهبري ، تهران، صدرا ، 1370 ـ ب.
    ـ مطهري ، ولاء ها و ولايت ها ، تهران، صدرا ، 1370 ـ الف.
    ـ مهدوي كني ، محمدرضا ، البدايه في الاخلاق العلميه ، بيروت ، دارالهادي ، 2002.
    ـ مهدوي كني ، محمد رضا ، بيست گفتار، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، 1380.
    ـ ميلر ، ديويد ، مليت ، داوود غراياق زندي ، تهران ، مؤسسه مطالعات ملي ، 1383.
    ـ نهج البلاغه ، ترجمه سيد جعفر شهيدي ، تهران ، آموزش انقلاب اسلامي ، 1371.
    ـ هملين ، آلن ، اخلاق و اقتصاد ، افشين خاكباز و ديگران ، تهران ، پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي ، 1386.
    ـ هولاب ، رابرت ، يورگن هابرماس ؛ نقد در حوزه عمومي ، حسين بشريه ، تهران ، ني ، 1375.
    ـ وينسنت ، اندرو ، نظريه هاي دولت ، حسين بشريه ، تهران ، ني ، 1371.
    Barry, NormanAN, /!« Introduction to Modern Political Theory. London: Mac
    Millan Press, 2000.
    Brooker, Paul, Non-Democratic Regimes. London: St. Martin, 2000. Frey, R.G.& Christopher Morris-Edis-, Value, Welfare & Morality.
    Cambridge: C.U.P, 1993. Habermas, Jurgen, Legitimation Crisis. Trans by: Thomas Me Carthy,
    Cambridge: Polity Press, 1992. Offe, K, Contradictions in the Welfare State. London: Heinemann, 1984.
    منبع:نشريه معرفت سياسي،شماره1
    معنا و مقام دولت در قرآن كريم
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •