▐*✿* ▐اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى ▐*✿* ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐*✿* ▐اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى ▐*✿* ▐
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 32
  1. #21
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalb..






    3. راه بستن بر فتنه‏ هاى خارجى:
    پاره‏اى از كدورتها و كينه ‏ها در بين مؤمنان و گروههاى پاى بند به ارزشها در جامعه اسلامى، ريشه بيرونى دارند. فتنه گران و بدخواهان، براى بدبين كردن گروهى از مؤمنان، به گروهى ديگر، دو شخص مؤمن نسبت به يكديگر و رويارو قرار دادن هواداران دو شخصيت سياسى و يا دينى، از گوناگون شگردها استفاده مى‏ كنند، تا بين مردم مسلمان پراكندگى پديد آورند. قرآن اينان را شيطان ناميده و حركت آنان را حركتى شيطانى:
    (إنّما ذلكم الشّيطان يوقع بينكم العداوة والبغضاء). [70]
    در صدر اسلام، منافقان و گروههايى كه منافع خود را با گسترش اسلام در خطر مى ديدند، هميشه ميان مسلمانان سم‏پاشى مى ‏كردند و با يادآوريهاى ناگواري ها و اختلاف هاى كهنه، خشم مسلمانان را نسبت به يكديگر، برمى ‏افروختند.

    عبدالله بن ابى، در غزوه بنى المصطلق، با استفاده از جريان پيش آمده ميان يكى از مهاجران و انصار، تلاش كرد ميان آنان اختلاف بيندازد و با پررنگ كردن مرزهاى فراموش شده قومى، دوباره آنان را به رويارويى كشاند كه پيامبر با درايت و تيزبينى، فتنه را از ميان برد.

    (پيامبر در گرماگرم هوا دستور كوچ داد. بيش از يك شبانه روز سپاه خسته از راه و جنگ، در حركت بودند و هنگامى كه دستور استراحت داد، همگى يكسره به خواب رفتند و پس از استراحت لازم حركت كردند. بدين روش، مردم گفت و گوهاى بيهوده گذشته را از ياد بردند و مشكل برطرف شد). [71]

    يهوديان، در ميان مسلمانان فتنه ‏گرى مى‏ كردند. آنان گسترش اسلام را در شهر خود بر نمى ‏تافتند و از استقبال گسترده مردم به اين دين نوظهور، در رنج و عذاب بودند؛ از اين روى، براى دامن زدن به اختلاف بين مسلمانان دست به كار شدند و با شايعه پراكنى، دروغ گويى، بدگويى، يادآورى جنگهاى خونين اوس و خزرج به افساد ذات البين مى ‏پرداختند:

    (يكى از يهوديان، به نام شاس بن قيس، از كنار مسلمانان مى ‏گذشت. گروهى از طوايف اوس و خزرج دوستانه در كنار يكديگر نشسته بودند. كينه‏ هاى درونى او به جوش آمد. به يكى از جوانان يهود سفارش كرد: در جمع مسلمانان حوادث خونين بعاث و جنگهاى شديد بين اوس و خزرج را يادآور شود.
    جمعى از مسلمانان ساده دل، تحت تأثير قرار گرفتند و همديگر را تهديد كردند. نزديك بود آتش جنگ روشن شود). [72]

    پيامبر به سراغ آنان رفت و با اندرز ، آتش فتنه را خاموش كرد. آياتى از سوره آل عمران در اهميت يگانگى و همبستگى و نعمت الفت و هوشيارى نسبت به فتنه ‏هاى يهوديان نازل شده است. [73]

    امروز نيز، منافقان و صهيونيسم جهانى، از گردانندگان اصلى اختلاف اندازى و فتنه‏گرى در بين مسلمانان هستند. از ديرباز تا كنون، استعمارگران براى دردست گرفتن زمام كشورهاى اسلامى، از اين شگرد بهره برده به اختلافهاى قومى و مذهبى، دامن زده‏اند. با ايجاد مرزهاى مصنوعى ترك و عرب و فارس از يك سوى و نزاع شيعه و سنى از ديگر سوى، در سرزمين امت اسلامى، بذر كينه افشاندند و امت اسلامى را از بالندگى و شكوفايى باز داشتند.

    در دوران صفويه، دولتهاى اروپايى براى درهم شكستن دولت عثمانى،همواره، با دسيسه، آتش جنگ ميان ايران و عثمانى را شعله ور نگه مى‏داشتند. آنها جاسوسها و آتش افروزان خود را با نام سفير، بازرگان و جهانگرد به دربارها گسيل مى داشتند و به فتنه‏گرى مى‏پرداختند. شاردن در سفرنامه خود، موردهاى بسيارى از فتنه گريهاى دولتهاى غربى را براى واداشتن ايران به جنگ با عثمانى، به شرح آورده است. [74]

    كشمكشهاى بين عثمانى و ايران، توان هر دو كشور را فرسود و با سربرداشتن اختلافهاى قومى در قلمرو عثمانى، قدرت و شوكت اين حكومت بزرگ در هم شكست و با ضربه‏اى از بيرون به كلى از هم فروپاشيد. با فروپاشى حكومت عثمانى، دنياى اسلام، قطعه قطعه شد و هرج ومرج، تار و پودش را از هم دريد.

    از بامداد پيروزى انقلاب اسلامى، درگيريهاى مذهبى و دامن زدن به اختلافهاى قومى از شگردهاى مهم بدخواهان در راه سست كردن بنياد نهضت اسلامى بود كه با درايت امام خمينى و همراهى و همگامى عالمان دين و فرهيختگان سنى و شيعه به جايى نرسيد.

    در سالهاى اخير منافقان با پشتيبانى امريكا و صدام، اين حربه قديمى را دوباره به كار گرفتند و در 30 خرداد 1373، در روز عاشورا، در حرم مطهر امام رضا(ع) فاجعه هولناكى آفريدند كه به شهادت و زخمى شدن صدها نفر انجاميد.

    همزمان، در مسجد مكى برادران اهل سنت زاهدان، بمب‏گذارى كردند، تا چنين وانمود شود اين شيعيان و سنيان هستند كه مكانهاى مقدس همديگر را هدف گرفته‏اند و به ويرانى مى‏كشانند. تا از اين رهگذر فتنه‏اى ديگر بر پا كنند و انقلاب اسلامى را در گرداب بلا فرو برند كه خوشبختانه با دستگيرى مزدوران سياه بخت وابسته به گروهك منافقان همه چيز روشن شد.

    ▐*✿* ▐اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى ▐*✿* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. #22
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalb..






    4. بيت ‏المال در خدمت اصلاح ذات البين:
    نزاعها گاهى بر سر امور مالى است. تنها راه پايان دادن به آن بذل مال است كه مؤمنان بايد به بذل مال همت گمارند و نگذارند زخم نزاع، دشمنى، دوگانگى در بدن جامعه كهنه شود و ناعلاج.
    زكات، بايد فى سبيل اللّه هزينه شود، بهترين راه، اصلاح ذات البين مؤمنان است.
    امام صادق(ع) به كارگزار مالى خود مفضل بن عمر، فرمود:
    (إذا رأيت بين اثنين من شيعتنا منازعة فافتدها من مالى). [75]
    هنگامى كه بين دو نفر از پيروان ما نزاعى را ديدى از مال من غرامت بپرداز تا با يكديگر آشتى كنند.

    (ابوحنيفه،كاروان دار حاجيان كوفه مى گويد: من و دامادم درباره ميراثى درگيرى داشتيم. مفضل بن عمر به ما رسيد. لختى درباره كار ما نگريست. سپس ما را بر سراى خود برد و با مبلغ چهارصد درهم ميان ما آشتى داد و گفت: بدانيد اين مال از مال من نبود.
    امام صادق(ع) به من فرمود: هرگاه بين دو نفر از پيروان اهل بيت مشاجره اى پيش آمد. با دارايى ايشان كه در اختيار دارم، آن را برطرف سازم. اين مال از دارايى امام صادق بود). [76]

    فقهاء از متون دينى استفاده كرده‏ اند: از موارد مصرف بيت‏ المال، بويژه زكات، اصلاح ذات ‏البين است. چه اصلاح از نمونه ‏ها و مصداق هاى بارز (فى سبيل اللّه) است. افزون بر اين، اگر كسى در اين راه خسارتى ديد، به عنوان سهم غارم، مى توان از زكات خسارت وى را جبران كرد.

    صاحب جواهر، در تعريفِ غارم در راه اصلاح نوشته است:
    (غارم، كسى است كه براى اصلاح ذات البين غرامت مى‏پردازد، چنانكه كشت ه‏اى افتاده و كشنده وى معلوم نيست و نزديك باشد بر سر آن فتنه ‏اى رخ دهد. كسى خونب هاى او را بر عهده مى‏ گيرد، يا مالى تلف شده و تباه كننده ‏اش را نمى ‏دانند، كسى براى پيشگيرى از اختلاف قيمت آن را بپردازد). [77]

    صاحب جواهر، از ديگر فقيهان، از جمله شيخ طوسى نقل كرده است: در راه اصلاح ذات‏ البين مى ‏توان از زكات استفاده كرد.

    ▐*✿* ▐اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى ▐*✿* ▐
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 25-06-1390 در ساعت 17:20
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  3. #23
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalb..






    5. داورى خدا و رسول:

    در هر نزاع و درگيرى، چه فكرى، چه مالى، چه خانوادگى و... بهترين داور خدا و رسول خداست.
    (وإن تنازعتم فى شى‏ء فردّوه إلى اللّه والرّسول إن كنتم تؤمنون باللّه واليوم الآخر ذلك خير وأحسن تأويلا).[78]
    و چون در امرى اختلاف كرديد، اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، به خدا و پيامبر رجوع كنيد. در اين خير شماست و سرانجامى بهتر دارد.

    نزاع در دين و شريعت از مصداق هاى بارز اختلاف هايى است كه با رجوع به نص قرآن و سنت روشن پيامبر(ص) پايان مى ‏يابد.عقل و خرد و سنت حكم مى ‏كنند، هرگاه در تفسير قرآن و يا در گفته‏ هاى پيامبر(ص) اختلافى پديد آمد، به نزديك‏ترين كسان به پيامبر(ص) و داناترين خويشان او؛ يعنى اهل بيت و خاندان او، بايد مراجعه شود.

    در اين كه عترت پيامبر(ص) و على و خويشان او و فرزندانش(ع) از اهل بيت پيامبرند در ميان مسلمانان اختلافى نيست. حديث ثقلين كه مورد اتفاق همه مسلمانان است، راه مناسب و روشن براى اصلاح ذات ‏البين است.

    احمد حنبل به سند صحيح، از ابى سعيد خدرى نقل كرده است:
    (قال رسول اللّه(ص) إنّى تارك فيكم الثّقلين أحدهما أكبر من الآخر، كتاب اللّه حبل ممدود من السّماء الى الأرض وعترتى، اهل بيتى وإنّهما لن يفترقا حتّى يردا على الحوض). [79]

    حضرت على(ع) گاه رويارويى با سركشي هاى معاويه و انديشه ‏هاى ويران‏گر خوارج، تأكيد فرمود براى رهايى از اين باتلاق كه اين گمراهان گرفتارش آمده اند، بايستى از چراغى كه اهل بيت فرا راه انسانها افروخته ‏اند، پرتو گرفت. زيرا اهل بيت، شارحان و مفسران قرآنند و در روشنگرى سنتِ پيامبر، از كسانى كه از آن حضرت دورتر بوده ‏اند، بسى سزاوارترند.

    امام به مردم بارها سفارش فرمود:
    (در فتنه ها و اختلافهاى فكرى، از اهل بيت پيامبر جدا نشوند و از گفتار و رفتارشان در گشودن گره‏هاى فكرى و رسيدن به صلح و آشتى بين خود كمك گيرند). [80]


    امامان ديگر نيز، براى حل فتنه هاى فكرى برخاسته از ديدگاههاى كلامى و فقهى، به مسلمانان سفارش مى‏كردند: اهل بيت پيامبر شايسته‏ترين مردم هستند كه اربابان مذاهب براى فهم قرآن و سنت بايستى به آنان مراجعه كنند.

    در روزگار غيبت نيز، براى شناخت قرآن و سنت و گفته‏هاى عترت پيامبر، و پيشگيرى از دسته دسته شدن پيروان اهل بيت، امامان ما را به فقيهان و دين شناسان پارسا رهنمون ساخته‏ اند. [81]

    امامان به پيروان خود اندرز داده ‏اند:
    در برخورد با ديگر اربابان مذاهب و پيروان آنان و كسانى كه با سيرت اهل بيت بيگانه و ناآشنايند، با روشنگرى سنت پيامبر، وفاق و اصلاح ذات‏البين را در دستور كار داشته باشند و از تكفير و رنجاندن پيروان ديگر فرقه ‏هاى اسلامى خوددارى كنند. بلكه با همدلى و كمك و شركت در برنامه‏هاى فردى و جمعى آنان، چونان عيادت بيماران و تشييع جنازه، اساس برادرى اسلامى را استوارتر كرده و از تيرگيها بكاهند.[82]


    ▐*✿* ▐اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى ▐*✿* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. #24
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalb..






    6. عدالت، زمينه ساز صلح پايدار:

    اصلاح، يعنى از بين بردن فساد و شقاق. بسيارى از دوگانگيها، دشمنيها، ريشه در ستمگرى دارد. ستمِ ستمگر سبب شده كه ستمديده در برابر ستمگر بايستد.در اين هنگام، اصلاح پايدار، تنها در سايه برآوردن حق ستمديده و برقرارى عدالت ممكن است. گذشت، گرچه در پديدآوردن آشتى كارگر است، ولى فراگير و گسترده نيست. بخشش، چه بسا دشمنى را فرو نشاند، ولى اگر صاحب حق به خواسته ‏هاى مشروع خود نرسد، گاه با پيش آمدى ديگر، خشمهاى فروخورده شعله‏ور مى‏شود و دشمنى ژرف‏تر مى ‏گردد. قرآن، دادورزى را شرط نخستين مصالحه و ايجاد پيوند استوار، توصيف مى‏كند:
    (فأصلحوا بينهما بالعدل واقسطوا اِنّ اللّه يحبّ المقسطين). [83]
    ميان دو سوى نزاع، صلحى عادلانه برقرار كنيد و عدالت ورزيد كه خداوند عادلان را دوست دارد.
    عدل، موازنه و هر چيز را درجاى خود نهادن است و رسيدن حق به صاحب آن.از بين بردن تبعيض و آزادى ستمديده در گرفتن حقوق خود، زمينه اصلاح را فراهم مى‏كند و در موارد بسيار به عفو و احسان نيز مى انجامد.

    علاّمه طباطبائى مى‏نويسد:
    (در اصلاح نزاعهاى خونبار و مسلحانه، تنها كنار گذاشتن جنگ افزار بسنده نيست اگر در ميان اين دو گروه حقى پايمال شده يا خونى ريخته شده و يا آبرويى از ميان رفته، بايد جبران شود و گرنه اصلاح به عدل نيست). [84]

    شيخ طبرسى در تفسير آيه شريفه(وإن امراة خافت من بعلها نشوزاً أو اعراضاً فلاجناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحاً).اشكالى ندارد كه زن براى اصلاح و بازگرداندن مرد از نشوز و روى برگردانى، از پاره‏اى حقوق واجب خود، مانند: حق نفقه و لباس و همخوابگى بگذرد). [85]

    مقدس اردبيلى اين تفسير را نپذيرفته، و گفته است: اين با برآوردن حق سازگار نيست و سبب مى‏ شود كه صاحب حق براى رسيدن به حقوق خود و اداى واجب از سوى مرد، از پاره‏اى از حقوق خود بگذرد و اين كه اين كار اشكالى نداشته باشد، جاى درنگ است:
    (وفيه تأمل لانّه يلزم اباحة اخذ شى‏ء للاتيان بما يجب عليه وترك ما يحرم عليه و الجاء صاحب الحقّ بان يعطى شيئا حتّى يستوفى الحق وعدم الاثم وعدم الحرج حينئذ محلّ التّأمل). [86]
    سپس مقدس اردبيلى، آن را چنين توجيه مى ‏كند:
    (چه بسا مرد، آنچه را از واجب بر عهده دارد، انجام مى‏دهد و به حرام آلوده نمى‏شود؛ ولى از مهرورزيها و پيوندهاى عاطفى بين زن و شوهر، زياده بر واجب شرعى، خوددارى مى ‏ورزد و زن، به مرد احسان و بخشش مى ‏كند، تا دوستى و مهرورزى مرد را بيش از گذشته به خود جلب كند). با اين تفسير محقق اردبيلى، در راه اصلاح، حقوق زن و شوهر بايد پاس داشته شود و به نام اصلاح، حقوق واجبِ يكى از آن دو، پايمال نشود.

    ▐*✿* ▐اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى ▐*✿* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. #25
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalb..






    امام امّت، در دوران دفاع مقدس، در پاسخ به هيأتهاى به ظاهر صلح طلب، آيه شريفه: (وإن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فأصلحوا بينهما) را تلاوت مى ‏كرد. و يادآور مى ‏شد: بايد حقوق ملت گرفته شود و ريشه‏ هاى فساد خشكانده شود و مظلوم به حق خود برسد.

    بارها به جهانيان و به همه انسانهاى آزاده دنيا و ملتها اعلام كرد:
    صدام به هيچ يك از قانونهاى اسلامى پاى بند نيست. او، تجاوزگر است و حاضر نيست بدان اعتراف كند و حقوق ملت ايران را برآورده سازد. گذشت از انبوه خسارتهاى جانى و مالى و رها كردن جانى و تنبيه نكردن او، او را گستاخ‏تر و به گسترش دامنه ستم مى ‏انجامد. [87] پيش بينى امام، درست و دقيق از كار درآمد. پشتيبانان صدام، طعم تلخ پشتيبانى از تجاوزگر را چشيدند.

    ▐*✿* ▐اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى ▐*✿* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. #26
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalb..






    7 .استفاده از داوران برگزيده:
    قرآن كريم براى اصلاح اختلافهاى خانوادگى فرمان داده است كه داورانى از دو سوى اختلاف برگزيده شوند و آنان با همفكرى و رايزنى به اختلاف پايان دهند:
    (وإن خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكما من اهله وحكما من اهلها ان يريدا اصلاحا يوفّق اللّه بينهما). [88]

    حَكم، از ريشه حكمت به معناى انسان رشيد و باتجربه و كاردان است و در يك كلمه:
    (مردى مورد اعتماد و داراى نفوذ كلام و منطق نافذ و پسنديده و شايسته براى داورى عادلانه و اصلاح بين زن و مرد). [89]

    دادگاه خانوادگى، امتيازها و برجستگيهاى بسيارى بر دادگاههاى عرفى و دولتى دارد، چه افراد خانواده به ريشه‏هاى سرگرانيها آشناترند، اسرار خانواده در آن مصون مى‏ماند و هزينه كم‏ترى بر دوش جامعه و حكومت مى ‏نهد.

    زمخشرى در اين باره نوشته است:
    (علت اين كه در درجه نخست، بايد داوران از ميان خانواده زن و شوهر برگزيده شوند اين است كه نزديكان مرد و زن از رويدادهاى جارى ميان آن دو آگاه‏ترند و نيز علاقه آنها به اصلاح به واسطه خويشاوندى از بيگانه بيش‏تر است. افزون، زوجين اسرار دل خود را در نزد خويشاوند بهتر از بيگانه آشكار مى‏ كنند. رازهايى را كه آماده نيستند به بيگانه بگويند به خويشاوند ابراز مى ‏كنند). [90]

    ...داوران نقش اثرگذارى در اصلاح بين خانواده‏ها و پيشگيرى از پيدايش وگسترش جداييها و اختلافها دارند.تجربه نشان داده است به موازى توسعه جامعه ‏ها، افزونى نهادهاى دادرسى، آمار اختلافها و طلاقها، افزايش يافته و نگرانيها و دردمنديهاى خانوادگى دامن گسترده‏ اند .

    گزينش داوران شايسته و دلسوز از ميان افراد خانواده و دادن اختيارهاى لازم به آنان، از نگرانيها مى‏كاهد، از طلاقها جلوگيرى مى‏كند، صلح و صفا را در خانواده برقرار مى‏سازد، اين يك شعار نيست. گواه بر آن سيره مسلمانان در درازاى تاريخ اسلام است. مسلمانان در همه ادوار، از داوران خانوادگى، كم وبيش استفاده كرده و بهره‏هاى خوبى هم برده اند. ولى اكنون در بين خانواده‏هاى مسلمان اين مسأله به خاطر زندگى شهرى و أ كم رنگ شده و مى‏بينيم كه پيامدهاى ناگوارى هم داشته و آمار طلاق در جامعه‏هاى اسلامى فزونى يافته است.

    شهيد مطهرى به نقل از تفسير المنار در اهميت مسأله حكمين نوشته است:
    (آنچه عملاً در ميان مسلمانان وجود ندارد خود اين كار و استفاده از مزاياى بى ‏پايان آن است. طلاقها مرتب صورت مى ‏گيرد و خلافها و شقاقها در خانه‏ها راه مى ‏يابد، بدون آن كه از اصل حكميت، كه نصّ قرآن كريم است، كوچك‏ترين استفاده ‏اى بشود. تمام نيروى علماى مسلمين صرف بحث و جدل در اطراف وجوب و استحباب اين كار شده است. اگر بناست عمل نشود و مردم از مزاياى آن استفاده نكنند، چه فرقى مى كند كه واجب باشد يا مستحب). [92]


    ▐*✿* ▐اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى ▐*✿* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. #27
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalb..






    برگمارى داور براى اختلافهاى اجتماعى:

    گستره كار داوران در حوزه مسائل خانوادگى نيست و همه اختلافهاى اجتماعى و سياسى را در برمى‏گيرد. حضرت على(ع) در ماجراى جنگ صفين، به داورى داوران رضايت داد و اصل داورى را پذيرفت. آنچه كه مورد پسند امام نبود، داورى بود كه از سوى شمارى از لشكريان بر وى تحميل شد.امام در پاسخ خوارج كه مى‏ گفتند: چرا حضرت على(ع) افرادى را براى داورى در اين باره برگزيده، با اين كه حكومت از آنِ خداست، فرمود:
    ضرورت حكومت و حاكميت انسان بر انسان، امرى است ناگزير و من در گزينش داور، براى حل اختلافهاى اجتماعى از قرآن و سنت پيامبر پيروى كرده‏ ام:

    (پيامبر خدا در روز بنى قريظه، سعد را به داورى برگزيد و حال آن كه پيامبر خود بهترين داور بود و خداوند فرموده: پيامبر براى شما الگو و اسوه است. و اين گفته شما كه چرا به افراد حق حكميت در دين خدا داديد، من افراد را به داورى برنگزيدم ، بلكه كلام خدا را داور كردم. در قرآن، خداوند افراد را براى داورى در مورد قتل پرنده اى نامزد كرده است و فرموده: هركس صيدى را در حال احرام به عمد بكشد، جزاى او حيوان است، همانند آنچه كشته است، به شرط آن كه: دو عادل بدان گواهى دهند. پس حفظ خونهاى مسلمانان سزاوارتر است از خون پرنده‏اى). [93]

    ابن عباس كه از سوى امام براى گفت وگو با خوارج فرستاده شده بود، در مشروع بودن گزينش داور براى اصلاح ذات‏البين به آيه شريفه زير استدلال كرد: [94]
    (فابعثوا حكماً من اهله وحكماً من اهلها).

    امام باقر(ع) در گفت وگو با نافع بن ارزق، از رهبران خوارج، بر مشروع بودن گزينش داوران براى پايان دادن به اختلاف بين مؤمنان به آيات قرآن و سيره پيامبر استدلال فرموده است:
    (خداوند در شريعت پيامبرش، دو نفر را براى حكومت نامزد كرده است: (بفرستيد داورى از خانواده مرد و داورى از خانواده زن و...)

    و پيامبر در ماجراى بنى قريظه سعدبن معاذ را به داورى برگزيد. او نيز به آنچه خداوند خواست داورى كرد. آيا نمى ‏دانيد اميرمؤمنان به دو داور دستور داد: برابر قرآن حكم كنند و از آن نگذرند و به آنان شرط كرد: آنچه را با قرآن، همخوانى و هماهنگى ندارد، ردّ كنند). [95]

    ▐*✿* ▐اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى ▐*✿* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. #28
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalb..






    8 . قوه قهريه و جهاد:
    آخرين راه براى اصلاح بين مردم در كشمكشهاى خونين استفاده از قوه قهريه و جهاد است. جنگ به قصد پيشگيرى و يا جلوگيرى از گسترش جنگ. اگر يكى از دو طرف درگيرى، به سازش تن نداد و از مرزهاى انسانى و شرعى خود، در گذشت، مصلحان بايستى با او بستيزند و تا مرز تسليم، تجاوزگر را دنبال كنند .

    (وان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما. فان بغت احداهما على الاخرى فقاتلوا التى تبغى حتى تفى‏ء الى امر اللّه. فان فاءت فاصلحوا بينهما بالعدل). [96]
    و اگر دو گروه از مؤمنان با يكديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتى برقرار سازيد و اگر يك گروه بر ديگرى ستم كرد، با ستمكار بجنگيد تا به فرمان خدا باز گردد.پس از بازگشت، بين آن دو گروه صلحى عادلانه برقرار كنيد.

    حضرت على(ع) زمام حكومت را در زمانى آكنده از ناگواري ها و اختلافها دودستگي ها و فتنه‏ ها در دست گرفت نشانه‏هايى در دست بود كه غارتگران بيت ‏المال و باند امويان حاضر نبودند به عدالت تن دهند و در صدد بودند با پديد آوردن بحرانهاى داخلى و رو در رو قرار دادن گروهها و قبيله‏ ها و درگيريهاى مذهبى و فرقه اى حكومت امام را در آغاز با شكست روبه رو سازند.

    حضرت على(ع) در نخستين خطبه، به آشوب گران و فتنه جويان هشدار داد كه دست از آشوب و فتنه و درگيرى بردارند وگرنه پاسخ آنان را با شمشير خواهد داد.
    (انّ اللّه جلّ وعلا ادب هذه الامة بالسّيف و السوط فاستتروا فى بيوتكم واصلحوا ذات بينكم). [97]
    همانا خداوند، ادب اين امت را با شمشير و تازيانه، استوار ساخته است. پس در خانه ها پنهان شويد و بين خود را اصلاح كنيد.

    آن حضرت، با جنگ افروزان بصره، برابر قرآن عمل كرد. ابتدا آنان را به اصلاح و عدالت فرا خواند، ولى آن گروه باغى، به نام دفاع از مظلوم، تن به اصلاح و رفتار برابر عدالت ندادند و دم به دم بر شعله جنگ افروختند، تا اين كه شمارى را به كشتن دادند و بيت ‏المال را به غارت بردند.

    امام، پس از آن كه بر اين گروه باغى پيروز شد و آنان را در هم كوفت، پا از مرز عدالت بيرون نگذاشت به عدالت كه دستور خدا بود، رفتار كرد. معاويه نيز از پيروى امام سر برتافته بود و موجوديت نظام اسلامى را تهديد مى ‏كرد و سرتا سر شام را به صف آرايى عليه حكومت مركزى واداشته بود. امام با نامه ‏ها و پيامهاى روشنگرانه، او را به اصلاح و بازگشت به حق دعوت كرد و بر آن بارها تأكيد ورزيد:
    (ما و شاميان در پرستش خداى يكتا و پيامبرى پيامبر و اسلام و قرآن هم داستانيم و نقطه اختلاف در خون عثمان است، كه ما از آن بركناريم. وانگهى با تشويش اذهان و شوراندن مردم كه حقى به كرسى نمى ‏نشيند. شما با ما همكارى كنيد تا آرامش حفظ شود و پايه ‏هاى نظام و حكومت نوپا استوار گردد و در سايه آن به بررسى نقطه‏ هاى تاريك ومبهم بپردازيم). [98]

    ولى معاويه به جاى صلح و آشتى راه جنگ پيش گرفت و امام به فرمان خدا، براى تاراندن ستمكار و تجاوزگر با معاويه درگير شد.

    حضرت در نامه‏اى به معاويه نوشت:
    (فلعمرى لو كنت الباغى عليك لكان لك ان تحذرنى ذلك و لكنّى وجدت اللّه تعالى يقول: فقاتلوا الّتى تبغى حتى تفى‏ء الى امراللّه.فنظرنا الى الفئتين.اما الفئة الباغيه فوجدناها الفئة الّتى انت فيها لان بيعتى بالمدينه لزمتك وانت بالشّام). [99]
    به جانم سوگند، اگر من تجاوزگر بودم، تو بايستى به من هشدار مى‏دادى و لكن من در كتاب خدا ديدم كه مى‏گويد: با گروه تجاوزگر بجنگيد تا به فرمان خدا گردن نهد ما در دو گروه نگريستيم، ديديم تو در ميان گروه باغى و تجاوزگرى؛ زيرا بيعت من در مدينه گردنگير تو نيز هست.

    ▐*✿* ▐اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى ▐*✿* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. #29
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalb..






    اينها مرورى بود بر جايگاه و راهكارهاى اصلاح ذات البين درمتون دينى و سيره و سيرت پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) اكنون اين پرسش هست كه جامعه مذهبى ما چه قدر به اندرزهاى قرآنى در اين باره پاى‏بندى نشان مى ‏دهد.

    اصلاح ذات البين كه اين اندازه پردامنه است و گسترده و همه اختلافهاى بين قومها، گروهها، قبيله ها و فرقه‏هاى اسلامى را در بر مى‏گيرد، در فرهنگ كنونى در دائره تنگ بين دو نفر محدود شده است.

    اسلامى كه براى نزديكى و انس دلها و نرم كردن دلهاى غيرمسلمانان، از بيت‏المال هزينه مى‏كند، بى‏گمان براى نرم كردن و نزديك ساختن اصلاح امت پيامبر و همبستگى و همسويى و همفكرى آنان، بيش‏تر تأكيد دارد.

    امام صادق كه نمى ‏تواند اختلاف بين دو نفر از پيروان خود را تحمل كند و از مال خويش براى زدودن كدورتها مى‏ بخشد، بى گمان براى سازش ميان امّت پيامبر، بويژه پيروان اهل بيت، اهميت بيش ترى قائل است و بر همگان واجب مى ‏سازد همه نيرو و توان خود را در راه برادرى و همبستگى و از بين بردن زمينه ‏ها و انگيزه‏ هاى بدبينى و رنجش به كار گيرند و واجب اهم و فورى را فداى كارهاى مهم ديگر نكنند.

    هزينه كردن از بيت ‏المال براى جاهايى كه پايان دادن به اختلاف بين دو مسلمان، دو گروه بدان بستگى دارد، كم‏اهميت‏تر از ديگر نيازهاى اقتصادى نيست و فساد ذات‏البين و پيامدهاى خطرناك آن، هزينه‏هايى به مراتب بيش‏تر بر بيت ‏المال بار مى ‏كند.

    برادران دينى كه در پيشبرد نظام اسلامى و دوران دفاع مقدس، همراه بوده اند، اكنون كه دشمنان دين و نظام از هر سو حلقه‏هاى محاصره را تنگ‏تر كرده و چنگ و دندان نشان مى‏دهند، بيش‏تر از گذشته وظيفه دارند براى حفظ نظام و ميراث گران بهاى امام امت انديشه كنند. و مباد اختلاف سليقه‏ها و آرزوهاى كوتاه ما را به تعصبهاى ناروا و لجاجت وا دارد و چشمان ما به روى واقعيتها و خطرها بسته شود و زحمتها و رنجها و مجاهدتهاى همديگر را بى‏ ارزش شمريم و اشتباه‏ هاى كوچك را بزرگ كرده و زمينه ‏هاى رنجش و رميدگى از نظام را بيش‏تر كنيم؛ چه در غوغاى سخنهاى ناروا و شايعه‏هاى رنگارنگ و گمانها، شاهراه هدايت و اصول محكم، تيره و تار مى ‏شود و راه بر حقيقت بسته مى ‏گردد.

    پاسدارى از وحدت و وفاق بر محور اصول، بر عهده همه است. مراجع دينى، رهبران سياسى و اهل حلّ و عقد، در اين باره، مسؤوليتى بيش از ديگران دارند. عبرتهاى تاريخ و هشدارهاى امام امّت و رهبر فرزانه انقلاب، بايد ما را به خود آورد؛ زيرا به تعبير رهبر انقلاب:
    (در طول ده سال كه امام امت مهمان انقلاب بودند، در همه سخنهاى حكمت آميز، بر چيزى به اندازه وحدت و اصلاح ذات البين، تأكيد نكرده اند). [100]
    اين آرمان بلند، در همه آفات زندگى سرلوحه برنامه‏هاى آن مرد بزرگ بود. از اين روى، در بستر بيمارى در سال 1365 كه فكر مى‏كرد شايد آخرين لحظه‏هاى زندگى باشد، مهم‏تريم مسأله‏اى كه در ذهن ايشان بوده و بر زبان جارى مى‏شود، همانا، همدلى، همراهى و يگانگى مسلمانان است.
    مقام معظم رهبرى از آن لحظه چنين مى‏ گويد:
    در آن لحظه ‏اى كه امام ناراحتى پيدا كرده بودند، ما به شدت نگران بوديم. وقتى كه من رسيدم، ايشان، انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه داشتند. بنابراين، مهم‏ترين حرفى كه در ذهن ايشان بود، قاعدتاً مى ‏بايد در آن لحظه حساس به ما مى ‏گفتند: ايشان گفتند: (قوى باشيد، احساس ضعف نكنيد، به خدا متكى باشيد، (اشداء على الكفار رحماء بينهم) باشيد. و اگر با هم بوديد، هيچ كس نمى‏تواند به شما آسيبى برساند). به نظر من، وصيت سى صفحه ‏اى امام، مى ‏تواند در همين چند جمله خلاصه شود.

    ▐*✿* ▐اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى ▐*✿* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. #30
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalb..






    پى‌نوشت‌ها:

    [1]. (نهج البلاغه)، سيدرضى، تحقيق صبحى صالح، نامه 47.
    [2]. (مجمع البيان فى تفسير القرآن) ابوعلى طبرسى، ج 3 جزء 101/9، دارمكتبة الحياة، بيروت؛ (رياض السالكين)، سيد على خان شيرازى ج 344/3، انتشارات اسلامى، وابسته به جامعه مدرسين، (الكشاف)، زمخشرى، ج 141/2، دارالمعرفة؛ (التحقيق فى كلمات القرآن الكريم)، مصطفوى، ج 158/4، وزارت ارشاد؛ (مصباح المنير) فيوّمى 345/، دارالهجرة؛ (مجمع البحرين) طريحى ج 382/2، مرتضوى، تهران.
    [3]. (اساس البلاغه)زمخشرى 257/، دارالمعرفة؛ (تهذيب الاحكام) شيخ طوسى ج 177/9، دارالتعارف للمطبوعات، بيروت.
    [4]. (الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربية) اسماعيل جوهرى، ج 383/1، دارالعلم للملائين؛ (شرح و تفسير دعاى مكارم الاخلاق)، محمدتقى فلسفى ج 87/2، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
    [5]. سوره (نساء)، آية 114.
    [6]. (زبدة البيان فى احكام القرآن)، ج 1 و 284/2، كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى، 1375، قم.
    [7]. (معجم مقاييس اللغه)، ابن فارس، ج 99/5، اسماعيليان، قم.
    [8]. (جواهر الكلام فى شرح شرايع الاسلام)، محمد حسن نجفى، ج 145/40، داراحياء التراث العربى.
    [9]. سوره (حجرات)، آيه 9.
    [10]. (زاد المسير فى علم التفسير)، ابى الفرج جمال الدين جوزى،تحقيق احمد شمس الدين، ج 351/1، دار الكتب العلميه، بيروت 1414.
    [11]. همان، ج 27/1، ذيل آيه 11 سوره بقره.
    [12]. (الميزان فى تفسير القرآن)، علامه طباطبايى، ج 60/11، مؤسسه اعلمى، لبنان.
    [13]. (تدوين الاقاويل فى مشيخة اردبيل)، منوچهر صدوقى سهار، 248، كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى، ج 12.
    [14]. اعلام الشيعه)، ج 3. قرن 207/8، مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان.
    [15]. سوره (آل عمران)، آيه 103.
    [16]. سوره (حجرات)، آيه 9.
    [17]. البيان)، ج 1و 284/2.
    [18]. علامه مجلسى، ج 186/72، مؤسسه الوفاء، بيروت.
    [19]. سوره (انفال)، آيه‏1.
    [20]. سوره (حجرات)، آيه 9.
    [21]. (زبدة البيان)، ج 409/1.(الجامع لاحكام القرآن)، قرطبى ج 8، جزء 319/16، داراحياء التراث العربى.
    [22]. تفسير (ابوالفتوح رازى)، ج 25/10، اسلامية.
    [23]. (نهج البلاغه)، خطبه 16.
    [24]. همان، نامه 47.
    [25]. الاحكام)، شيخ طوسى، ج 177/9، دارالتعارف، بيروت.
    [26]. سوره (زمر) آيه 3، (بحارالانوار)، ج 232/72.
    [27]. المحرمة)، امام خمينى، ج 92/1، اسماعيليان.
    [28]. (اصول كافى)، كلينى، ج 210/2.
    [29]. (من لايحضره الفقيه)، شيخ صدوق، ج 255/4، دارالتعارف، بيروت.
    [30]. سوره (بقره)، آيه 224.
    [31]. (اصول كافى)، ج 218/2.
    [32]. (مجمع البيان)، ج 1 جزء 218/2.
    [33]. سوره (بقره)، آيه 182.
    [34]. همان آيه 183.
    [35]. (زبدة البيان)، ج 1 و 599/2؛ الميزان، ج 439/1.
    [36]. (تهذيب الاحكام)، ج 186/9.
    [37]. سوره (مجادله)، آيه 10.
    [38]. سوره (نساء) آيه 114.
    [39]. (تفسير القمى)، على بن ابراهيم قمى، ج 152/1، كتابفروشى علاّمه.
    [40]. (المصنف)، عبدالرزاق صنعانى، تحقيق حبيب الرحمن اعظمى، المكتب الاسلامى.
    [41]. (المجازات النبويه)، سيدرضى، تحقيق طه محمد الزينى 164/، مؤسسه حلبى و شركاء.
    [42]. (بحارالانوار)، ج 57/41.
    [43]. (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد)، ج 43/14.
    [44]. (اصول كافى)، ج 209/2.
    [45]. (نهج البلاغه)، حكمت 263.
    [46]. (الجامع لاحكام القرآن)، قرطبى ج 319/8.
    [47]. (قاموس الرجال)، علامه تسترى ج 198/3، مؤسسه نشراسلامى.
    [48]. الدرجات الرفيعه فى طبقات الشيعه)، سيد على خان شيرازى 458/، مؤسسه الوفاء، بيروت.
    [49]. الرجال)، شيخ محمد حوزالدين، ج 151/1، انتشارات كتابخانه مرعشى نجفى.
    [50]. (ميرزاى شيرازى)، آقا بزرگ تهرانى 226/، وزارت ارشاد.
    [51]. (معارف الرجال)، ج 141/1.
    [52]. (راست قامتان جاودانه تاريخ اسلام)، گفتارى از شهيد بهشتى، بنياد شهيد.
    [53]. البلاغه)، خطبه 14.
    [54]. (مجمع البيان)، ج 3 جزء 101/9؛ (تفسير ابى السعود)، ج 3/4،داراحياء التراث العربى.
    [55]. (ميزان الحكمه)، رى شهرى، ج 78/3، دفترتبليغات حوزه علميه قم.
    [56]. سوره (نساء)، آيه 128.
    [57]. فى غريب القرآن)، راغب اصفهانى 282/. دار المعرفة.
    [58]. (نور)، آيه 22.
    [59]. سوره (شورى) ، آيه 40.
    [60]. سوره (بقره)، آيه 178.
    [61]. سوره (مائده)، آيه 40.
    [62]. سوره (نساء)، آيه 128.
    [63]. (دعائم الاسلام)، قاضى نعمان، ج 253/2، دارالمعارف مصر 1389.
    [64]. سوره (بقره)، آيه 224.
    [65]. (كافى)، ج 143/5.
    [66]. (نور الثقلين)، عبدعلى حويزى، ج 558/1، اسماعيليان.
    [67]. (الجمل و النصرة لسيد العتره)، شيخ مفيد 382/، چاپ شده در مجموعه مصنفات شيخ مفيد، ج 1، كنگره هزاره شيخ مفيد.
    [68]. (نهج البلاغه)، نامه 18.
    [69]. همان، نامه 53.
    [70]. سوره (مائده)، آيه 91.
    [71]. (سيره ابن هشام)، ج 34/2، داراحياء التراث العربى.
    [72]. لاحكام القرآن)، ج 2، جزء 155/3؛(آل عمران)، آيه 103.
    [73]. (سفرنامه شاردن)، ترجمه اقبال يغمايى، ج 655/2، توس.
    [74]. (اصول كافى)، ج 209/2.
    [75]. همان.
    [76]. (جواهر الكلام)، محمد حسن نجفى، ج 361/15.
    [77]. سوره (نساء)، آيه 59.
    [78]. (مسند احمد حنبل)، ج 14/3و 17.
    [79]. (نهج البلاغه)، خطبه 93 و 97.
    [80]. (اكمال الدين)، شيخ صدوق، ج 486/2، مرتضوى، تهران.
    [81]. (وسائل الشيعه)، شيخ حر عاملى، تحقيق شيخ عبدالرحيم ربانى، ج 399/8.داراحياء التراث العربى.
    [82]. سوره (حجرات)، آيه 9.
    [83]. (الميزان)، ج 314/18.
    [84]. (مجمع البيان)، ج 2، جزء 250/5.
    [85]. (زبدة البيان)، 580/.
    [86]. (صحيفه نور)، مجموعه رهنمودهاى امام خمينى، ج 43/14، وزارت ارشاد.
    [87]. سوره (نساء)، آيه 35.
    [88]. (الكشاف)، ج 525/1.
    [89]. همان.
    [90]. (شرايع الاحكام)، محقق حلى ج 339/2، دارالاضواء؛ (مسالك الافهام)، شهيد دوم ج 367/8، مؤسسه المعارف الاسلامية؛ (مجمع البيان)، ج 2، جزء 97/5.
    [91]. (نظام حقوق زن در اسلام)، شهيد مطهرى 334/، صدراء.
    [92]. (احتجاج)، طبرسى، ج 189/1. درباره داورى سعد:(المغازى)، واقدى، ج 510/1، دانش اسلامى، قم.
    [93]. (المصنف)، ج 159/10.
    [94]. (احتجاج)، ج 324/1.
    [95]. سوره (حجرات)، آيه 9.
    [96]. (اثبات الوصية)، ابى الحسن على بن حسين مسعودى 146/، بصيرتى، قم.
    [97]. (نهج البلاغه)، نامه 58.
    [98]. (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد)، ج 78/14.
    [99]. (حديث ولايت)، مجموعه رهنمودهاى مقام معظم رهبرى، ج 78/1،سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى.
    [100]. همان 194/.

    ماهنامه كوثر


    ▐*✿* ▐اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى ▐*✿* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •