▐*♥* ▐رابطه اي که بريده شد .........▐*♥* ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐*♥* ▐رابطه اي که بريده شد .........▐*♥* ▐
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,609 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    جديد ▐*♥* ▐رابطه اي که بريده شد .........▐*♥* ▐






    دوستی ها

    رابطه ای که بریده شد


    استاد شهيد مرتضي مطهري




    شاید كسی گمان نمی برد كه آن دوستی بریده شود و آن دو رفیق كه همیشه ملازم یكدیگر بودند، روزی از هم جدا شوند. مردم یكی از آنها را بیش از آن اندازه كه به نام اصلی خودش بشناسند به نام دوست و رفیقش ‍ می شناختند. معمولاً وقتی كه می خواستند از او یاد كنند، توجه به نام اصلیش نداشتند و می گفتند:رفیق ....

    آری او به نام رفیق امام صادق معروف شده بود، ولی در آن روز كه مثل همیشه با یكدیگر بودند و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند، آیا كسی گمان می كرد كه پیش از آنكه آنها از بازار بیرون بیایند، رشته دوستیشان برای همیشه بریده شود؟!

    در آن روز او مانند همیشه همراه امام بود و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند. غلام سیاه پوستش هم در آن روز با او بود و از پشت سرش حركت می كرد. در وسط بازار، ناگهان به پشت سر نگاه كرد، غلام را ندید. بعد از چند قدم دیگر، دو مرتبه سر را به عقب برگرداند، باز هم غلام را ندید.

    سومین بار به پشت سر نگاه كرد، هنوز هم از غلام كه سرگرم تماشای اطراف شده و از ارباب خود دور افتاده بود خبری نبود. برای مرتبه چهارم كه سر خود را به عقب برگرداند، غلام را دید، با خشم به وی گفت :مادر فلان ! كجا بودی ؟!!.

    تا این جمله از دهانش خارج شد، امام صادق به علامت تعجب، دست خود را بلند كرد و محكم به پیشانی خویش زد و فرمود:
    سُبْحانَ اللّه ! به مادرش دشنام می دهی ؟ به مادرش نسبت كار ناروا می دهی ؟! من خیال می كردم تو مردی باتقوا و پرهیزگاری . معلومم شد در تو، ورع و تقوایی وجود ندارد .

    یابن رسول اللّه ! این غلام اصلاً سندی است و مادرش هم از اهل سند است . خودت می دانی كه آنها مسلمان نیستند. مادر این غلام یك زن مسلمان نبوده كه من به او تهمت ناروا زده باشم !

    مادرش كافر بوده كه بوده . هر قومی سنتی و قانوی در امر ازدواج دارند. وقتی طبق همان سنت و قانونی رفتار كنند، عملشان زنا نیست و فرزندانشان زنازاده محسوب نمی شود.

    امام بعد از این بیان به او فرمود:دیگر از من دور شو.
    بعد از آن، دیگر كسی ندید كه امام صادق با او راه برود تا مرگ بین آنها جدایی كامل انداخت.

    منبع :
    اندیشه قم - داستان راستان / استاد مطهري






    ▐*♥* ▐رابطه اي که بريده شد .........▐*♥* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •