سخنان عارفانه از خواجه عبدالله انصاري...... سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سخنان عارفانه از خواجه عبدالله انصاري......
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 38      تشکر : 0
    102 در 38 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    اسماء آنلاین نیست.

    پیش فرض سخنان عارفانه از خواجه عبدالله انصاري......




    دل در خلق مبند كه خسته شوي ، دل در حق بند كه رسته شوي.
    اگر جان ما در سراين كار رود، شايد؛كه اين كار ما را جان افزايد. حكايت از گذشته خطاست و شكايت از دوست نه سزاست.
    هر كه را رنج بيش ، گنج بيش.
    بيدار باش كه كاروان بر سر راه است؛ اگر تو باز پس ماني، مرا چه گناه است؟

    با مردم نا اهل مبادم صحبت...............كز مرگ بتر صحبت با مردم نا اهل بود.

    يكي چهل سال آموخت، چراغي نيفروخت؛ ديگري سخني گفت و دل خلقي بسوخت.

    اگر در آيي، در باز است؛ و اگر نيايي، حق بي نياز است.

    خدا را نه به عرش حاجت است نه كرسي، قصّه تمام است؛ ديگر چه پرسي؟
    دي رفت، باز نيايد؛ فردا را اعتمادي نشايد؛ وقت را غنيمت دان كه بسي بر نپايد.
    هركه دانست كه خالق در حق خلق بد نكرد، از غيبت برست؛و هركه دانست قسّام، قسمت بد نكرد، از حسد برست.
    اگر داري، ‌بگوي و اگر نداري، دروغ مگوي. اگر داري ، مفروش و اگر نداري ، مخروش.
    اگر بر آب روي، خسي باشي؛‌ و اگر در هوا پري، مگسي باشي؛ دل به دست آر تا كسي باشي.
    به كودكي پستي؛ به جواني مستي؛ به پيري سستي؛ پس اي عزيز، خدا را كي پرستي؟
    حقيقت درياست، شريعت كشتي؛ از دريا، بي كشتي به چه پُشتي گذشتي؟
    سخنان عارفانه از خواجه عبدالله انصاري......

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •