نامه تكان‌دهنده مادری كه فقط یك چشم داشت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
نامه تكان‌دهنده مادری كه فقط یك چشم داشت
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو خودماني
    شکيبا آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 1,427      تشکر : 6,052
    4,852 در 1,201 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شکيبا آنلاین نیست.

    khmgin نامه تكان‌دهنده مادری كه فقط یك چشم داشت




    نامه تكان‌دهنده مادری كه فقط یك چشم داشت


    برای من اقتخار بود كه پسرم می‌توانست با آن چشم به جای من دنیای جدید را به‌طور كامل ببیند.

    مادر من فقط یك چشم داشت. من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود.
    اون برای امرار معاش خانواده برای معلم‌ها و بچه‌مدرسه‌ای‌ها غذا می‌پخت.
    یك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خودش به خونه ببره.
    خیلی خجالت كشیدم. آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه؟
    به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم و فورا از اون‌جا دور شدم
    روز بعد یكی از هم‌كلاسی‌ها منو مسخره كرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یه چشم داره
    فقط دلم می‌خواست یه جوری خودم رو گم‌و‌گور كنم. كاش زمین دهن وا می‌كرد و منو ... كاش مادرم یه جوری گم‌و‌گور می‌شد... .
    روز بعد بهش گفتم اگه واقعا می‌خوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی‌میری؟
    اون هیچ جوابی نداد... .
    حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم، چون خیلی عصبانی بودم.
    احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت.
    دلم می‌خواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم.
    سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم.
    اونجا ازدواج كردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی... .
    از زندگی، بچه‌ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم.
    تا این‌كه یه روز مادرم اومد به دیدن من.
    اون سال‌ها منو ندیده بود و همین‌طور نوه‌ها شو.
    وقتی ایستاده بود دم در، بچه‌ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا؟! اونم بی‌خبر.
    سرش داد زدم: «چه‌طور جرات كردی بیای به خونه من و بچه ها رو بترسونی؟!» گم شو از این‌جا! همین حالا.
    اون به آرومی جواب داد: «اوه خیلی معذرت می‌خوام؛ مثل این‌كه آدرس رو عوضی اومدم.» و بعد فورا رفت و از نظر ناپدید شد.
    یك روز یه دعوت‌نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت در جشن تجدید دیدار دانش‌آموزان مدرسه.
    ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری می‌رم.
    بعد از مراسم، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون؛ البته فقط از روی كنجكاوی.
    همسایه‌ها گفتن كه اون مرده.
    ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم.
    اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن:
    «ای عزیزترین پسرم! من همیشه به فكر تو بوده‌ام، مرا ببخش كه به خانه‌ات در سنگاپور آمدم و بچه‌هایت را ترساندم!
    خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری به اینجا برمی‌گردی.
    ولی من ممكن است نتوانم از جایم بلند شوم و برای دیدنت بیایم.
    وقتی داشتی بزرگ می‌شدی از این‌كه دائم باعث خجالت تو می‌شدم، خیلی متأسفم.
    آخر می‌دانی... وقتی تو خیلی كوچك بودی در یك تصادف یك چشمت را از دست دادی؛
    به عنوان یك مادر نمی‌توانستم تحمل كنم و ببینم كه تو با یك چشم بزرگ می‌شوی!
    بنابراین چشم خودم را به تو دادم.
    برای من اقتخار بود كه پسرم می‌توانست با آن چشم به جای من دنیای جدید را به‌طور كامل ببیند.
    با همه عشق و علاقه من به تو»
    نامه تكان‌دهنده مادری كه فقط یك چشم داشت

  2. تشكرها 2

    نرگس منتظر (02-07-1390), شهیده (02-07-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. (...◕✿◕◕✿◕ انتظارات قرآن از یك زن مسلمان ◕✿◕◕✿◕...)
    توسط یاس بهشتی در انجمن حقوق زن در اسلام
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 31-04-1392, 20:41
  2. دو شهید با یك وصیت +عكس
    توسط ╬✿╬ فاطمه ╬ ✿╬ در انجمن وصيت نامه شهدا
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 26-02-1392, 10:40
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 13-12-1389, 03:00
  4. یك همسر مناسب چه خصوصیاتی دارد؟
    توسط ganjineh در انجمن جوانان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 03-09-1388, 20:53
  5. كفر و ایمان چه به هم نزدیك است
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن ديگر نواها
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1388, 05:26

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •