سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: صدام می‌گوید شما را به زور جبهه می‌برند، نظرتان چیست؟

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,238
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,449 در 2,230
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar. صدام می‌گوید شما را به زور جبهه می‌برند، نظرتان چیست؟


    تاریخ - سایت پژوهشکده دفاع مقدس نوشت: خاطره ای به نقل از محمد معصومی‌رود، رزمنده گردان یاسین تیپ 21 امام رضا(ع)

    یکی از بخش‌های قابل توجه و جذاب دفاع مقدس خاطرات رزمندگان از روزهای حماسه و ایثار است؛ خاطراتی تلخ و شیرین که روایتگر لحظه‌های به یادماندنی زندگی به سبک دفاع مقدس است.


    16 سال بیشتر نداشتم و مخفیانه به جبهه رفته بودم؛ یکدفعه خبرنگاری از راه رسید و از من پرسید «صدام می‌گوید شما را به زور جبهه می‌برند، نظرتان چیست؟» خیلی جدی و بدون تأمل گفتم «صدام بیخود گفته!» تمام بچه‌هایی که آنجا بودند، خندیدند.

    محمد معصومی رود نقل می کند:

    با داشتن 16 سال سن روز 23 آبان سال 61 برای ثبت‌نام و اعزام اقدام کردم؛ هیکلم به مراتب کمتر از سن و سالم نشان می‌داد؛ پیش از این چندین مرتبه به بسیج مراجعه کرده و مثل خیلی‌ها جواب رد شنیده بودم؛ آن روز هم یکی از همان‌ روزها بود که قبول نکردند؛ آخرین ماشین در حال حرکت بود و مسئول اعزام نیرو، سرگرم آنها بود که دزدکی سوار شدم و پشت صندلی عقب خودم را پنهان کردم.


    به هر ترتیب بود، خودم را به پایگاه اعزام استان یعنی «ورزشگاه سعدآباد مشهد» رساندم؛ با کمک چند نفر از دوستانم که در کار پرونده‌سازی به نیروهای رسمی کمک می‌کردند، موفق شدم کارت جنگی بگیرم. آسوده‌ ‌خاطر، کنجی نشسته بودم که خبر دادند برادران سپاهی کارت‌های جنگی نوجوانان را می‌گیرند و پاره می‌کنند؛ ساکم را زیرم گذاشته و رویش نشسته بودم تا بزرگ‌تر نشان داده بشوم.

    حواسم به سمت راست بود که یک نفر از طرف چپم پرسید «چند ساله هستی؟» نیم‌ خیز شدم فرار کنم که دیدم میکروفون خبرنگاری جلو دهانم است؛ از بس ترسیده بودم نفهمیدم چه می‌گویم؛ وقتی گفت «صدام می‌گوید شما را به زور جبهه می‌برند، نظرتان چیست؟» خیلی جدی و بدون تأمل، مثل اینکه واقعاً نظرم مهم باشد، گفتم «صدام بیخود گفته!» تمام بچه‌هایی که آنجا بودند، خندیدند.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  2. تشكر

    نرگس منتظر (03-07-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی