نوگرایى اسلامى و دغدغه نوگرایان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
نوگرایى اسلامى و دغدغه نوگرایان
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض نوگرایى اسلامى و دغدغه نوگرایان







    نوگرایى اسلامى و دغدغه نوگرایان



    سؤال: منظور از نوگرایى اسلامى چیست و دغدغه نوگرایان چه بوده است؟


    پاسخ: نوگرایى اسلامى، حرکت و گرایشى فکرى عقلى است که مسلمانان در قرون 19 و 20 در مواجهه با غرب اتخاذ کردند. نوگرایى، پدیده‌اى مختص به اسلام نیست، بلکه در شرایطى همسان در سایر ادیان نیز به چشم مى‌خورد.(1) نوگرایى اسلامى یا تجددگرایى اسلامى، مفهومى است که در ترجمه Islamic Modernism به کار مى‌رود و به طور کلى بیانگر نحوه پاسخ مسلمانان به فن‌آوری و پیشرفت‌هاى چشم گیر غرب در دو قرن اخیر است. براى آن که دقیقاً با این مفهوم آشنا شویم، لازم است با مراحل و سیر تاریخى نوگرایى اسلامى و در واقع، سیر تاریخى چگونگى مواجهه مسلمانان با غرب و فن‌آوری غرب، آشنا شویم. بررسى مراحل تاریخى این جریان از توان این مقاله خارج است؛ بنابراین به مطالعات یکى از جامعه شناسان معاصر(2) که تا حدودى از عهده این کار برآمده است، تکیه مى‌کنیم. از نظر ایشان بیشتر کشورهاى اسلامى در جریان مواجهه با غرب، سه حالت داشته‌اند که مى‌توان بر اساس آن، سیر تاریخى جریان فوق را به سه مرحله مشخص تقسیم کرد:

    1. مرحله غرب‌گرایى:

    در نخستین مرحله، مسلمانان به طور آگاهانه و براى اقتباس پاره اى از شیوه‌هاى غربى، از خود نوعى گرایش به غرب بروز دادند، تا از طریق به‌کارگیرى ابزار و شیوه‌هاى غربى، به مقابله با خود غرب بپردازند. چنین گرایشى، در ابتدا، ناشى از شیفتگى به غرب نبوده، بلکه کاملاً آگاهانه و براى مبارزه با آن بوده است. آغازگر فراگرد غرب‌گرایى در این مرحله، زمامداران اسلامى بودند. آن‌ها براى تجدید سازمان کشورهاى اسلامى، شیوه‌ها و فرآورده‌هاى غربى را به کشورهاى اسلامى وارد کردند. در این میان، آنچه به طور عمده از غرب اقتباس شد، تاکتیک‌هاى نظامى غرب و ساز و برگ‌هاى جنگى، روش‌هاى ادارى و سیستم آموزش غرب بود. (3) هر چند تعیین دقیق زمان این مرحله، اندکى مشکل مى‌نماید، اما مى‌توان گفت که این مرحله در دهه‌هاى آخر سده هجدهم و سال‌هاى اول سده نوزدهم آغاز گردید و تا آغاز قرن بیستم ادامه داشت. (4)
    نوگرایى اسلامى و دغدغه نوگرایان
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2.  

  3. #2
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    2. مرحله «غرب زدگى»:

    مرحله دوم، از آغاز قرن بیستم رخ نمود. در واقع، در ایران و ترکیه به طور مشخص و در مصر و مناطق دیگر جهان اسلام نیز تا حدى، دهه اول قرن بیستم، بخصوص سال‌هاى 1324 تا 1328 ه.ق (1906 تا 1910 م) را مى‌توان به عنوان سال‌هاى پایان مرحله غرب‌گرایى و آغاز مرحله غرب‌زدگى قلمداد کرد. دوران فاجعه‌بار غرب‌زدگى در سال‌هاى بین جنگ جهانى اول و دوم به اوج خود رسید.(5) مرحله‌اى که باید آن را مرحله «تسلیم به غرب و تقلید چشم و گوش بسته و محض از آن» دانست.(6) در این مرحله، برخلاف مرحله اول که رویکرد به غرب، به نحوى آگاهانه و فقط در سطح دولت‌ها صورت گرفته بود و توده مردم با آن بیگانه بودند، غرب‌زدگى سطحى عمومیت یافت و طرز تفکر زندگى اجتماعى مردم را متحول ساخت. در دوره نخست، نظام آموزشى جدید از غرب اقتباس شد، و جوانان به اروپا اعزام گردیدند و در دوره دوم، همین نسل تحصیل‌کرده در دانشگاه‌ها و محیط‌هاى جدید غرب، با کمک استعمارگران خارجى گام به گام زمام امور را به دست گرفت. این جوان‌هاى از غرب برگشته، به عنوان دیوان‌سالاران و نخبگان و روشنفکران، قدرت سیاسى، مدیریت اقتصادى و ادارى و فعالیت‌هاى فرهنگى، ادبى، علمى و آموزشى را در انحصار خود درآوردند. (7) در واقع، در دوره دوم، استعمارگران بودند که در پشت پرده، رهبرى جریان غرب زدگى را به دست گرفتند. از آن جا که زمامداران کشورهاى اسلامى هیچ‌گونه برنامه مدون و مشخصى براى پیشرفت کشورهاى خویش نداشتند، کشور را به انحصار تقلید از غرب در‌آورده و به تدریج به تقلید کورکورانه از غرب روى آوردند. بسیارى از آنان با دلباخته شدن به فن‌آوری غرب، در مسیر تقلید از آن، حتى از بدیهیات احکام دین اسلام نیز چشم پوشیدند. تعطیلى مدارس دینى، منع اذان و اقامه به زبان عربى، گسترش و اشاعه نظام حقوقى سوئد به جاى نظام شرع اسلام، تغییر خط عربى به لاتین، کشف حجاب و اجبارى کردن پوشش غربى و ده‌ها اقدام مشابه که آتاتورک در ترکیه پیاده کرد و نیز اقدامات مشابه و خائنانه رضاخان در ایران که کاملاً مقلد و تابع آتاتورک بود؛ و همین‌طور اقدامات بعدى فرزندش محمدرضا شاه، همه در همین راستا مى‌گنجد. ترکیه در غرب‌زدگى گوى سبقت را از دیگر کشورهاى اسلامى ربود، و این معلول عواملى چون فعالیت‌هاى عناصر وابسته به غرب و نیز برخى از محافل صهیونیستى و امپریالیستى و رواج ژورنالیسم به سبک غربى بود. ظهور روزنامه‌ها و مطبوعات متنوع در ترکیه، مى‌تواند زنگ خطرى جدى براى بسیارى از کشورهایى باشد که ظهور بى‌حد ‌و ‌حصر و بدون محدودیت مطبوعات را دلیل پیشرفت فرهنگى مى‌دانند.
    نوگرایى اسلامى و دغدغه نوگرایان
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  4. #3
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    3. مرحله ظهور مصلحان:

    با توجه به دو مرحله پیش‌زمینه‌ها و عوامل، اصلاح‌گرایى یا به تعبیرى نوگرایى واقعى را در‌مى‌یابیم. پس از دو مرحله قبلى، آن‌چه براى مسلمانان و کشورهاى اسلامى باقى ماند، جز تباهى فرهنگى، سرخوردگى، بردگى فکرى، تضاد دینى - فرهنگى محسوس و... نبود. از سوى دیگر، استعمار فرهنگى منجر به استعمار سیاسى و به دنبال آن استعمار اقتصادى شد. جوامع اسلامى شاهد آن بودند که همه سرمایه‌هاى ملى آن‌ها به‌جاى به‌کار افتادن در صنعت و تولید، به حساب سرمایه داران استعمارگر خارجى و دولت‌هایشان ریخته مى‌شود. گذشته از آن، از این رهگذر، ذلت و خوارى فراوانى نصیب مسلمانان شد و مسلمانان، به ویژه متفکران آن‌ها، این امر را به روشنى لمس مى‌کردند. در این دوران بود که مصلحان واقعى به پا خاستند و حرکتى نوین را بنا نهادند. آن‌ها به معناى واقعى کلمه نوگرا یا تجددگرا بودند و خواهان بازاندیشى مسلمانان در رفتارهاى خود شدند. شاید برخى، آغاز نوگرایى مسلمانان را همان مرحله اول بدانند، اما حقیقت آن است که دو مرحله پیش را باید به همان نحو که گفته شد، توصیف کرد. مسلمانان در دو مرحله پیش، هیچ‌گاه به معناى واقعى کلمه نوگرا نبودند، بلکه مقلد یا مجرى فرهنگ منحط غرب بودند. به تعبیر دیگر، در مراحل اول و دوم، مسلمانان و سردمداران آن‌ها، شیفته علم و فن‌آوری و نظام‌هاى اجتماعى غرب شدند و رویکردشان هیچ‌گاه با معتقدات دینى آن‌ها هم‌خوان نبود. البته بودند کسانى که تلاش آن‌ها هم‌خوان کردن رویکردهایشان بافرهنگ و دین اسلام بود، اما این عده در اقلیت بودند و رویکرد غالب، شیفتگى به غرب و فراموشى فرهنگ اصیل اسلام بود. اما در مرحله سوم، محتواى رویکرد نوگرایان، بازبینى در رفتارهاى سابق و دین اندیشى به معناى واقعى کلمه بود.
    در مرحله سوم، دین هیچ‌گاه در حاشیه حرکت نبود، بلکه در متن حرکت نوگرایى و در واقع محرک و انگیزه اصلى نوگرایى بود. مرحله سوم کاملاً صبغه دینى داشت و نوگرایان در این مرحله، که به معناى واقعى و دقیق کلمه باید از آنان به عنوان «اصلاح‌گر» یاد کرد، دغدغه دینى داشتند. این مرحله را مى‌توان نوگرایى دینى یا همان اصلاح‌گرایى دینى ‌خواند و در این نوشتار نیز، نوگرایى مورد بحث، نوگرایى اسلامى یا همان اصلاح‌گرایى دینى است. (8) هم‌چنان که گفته شد، دو مرحله اول، زمینه‌هاى اجتماعى، فرهنگى، تاریخى و دینى این مرحله را فراهم آورد. باید دید در مرحله سوم، دغدغه خاطر نوگرایان یا اصلاح‌گرایان دینى چه بوده است؛ مسأله‌اى که در پاسخ پرسش بعد به آن خواهیم پرداخت. دغدغه خاطر نوگرایان اسلامى، تصفیه میراث دینى و تفسیر دوباره آن و پیوند دادن آن با دنیاى مدرن بود، تا از این راه، اعتبارى دوباره به آن داده، و ارزش و اعتبار آن را در برابر تجاوز و پیشروى فرهنگ بیگانه به اثبات برسانند.
    آنان، علم، فن‌آوری و اشکال نهادین ساماندهى غرب را به دیده تحسین مى‌نگریستند و آن‌ها را عناصر ضرورى براى توسعه و پیشرفت کشورهایشان مى‌دانستند. آن‌چه آن‌ها با آن مخالف بودند، واردات همه‌جانبه و درهم و برهم ایده‌هاى غربى بود که از نظر آن‌ها، نتیجه اى جز فروپاشى بافت اخلاقى جامعه و از بین رفتن اصالت و اعتبار آن نداشته است. بنابراین، باید گفت هدف نوگرایان دردمند آن بود که اسلام را نسبت به شرایط جوامع پیشرفته، سازگار و پاسخگو نمایند. پیام آن‌ها این بود که مسلمانان مى‌توانند فعالانه در جهان مدرن زندگى کرده، با جهان مدرن و مسائل جدید سروکار داشته و در آن سهیم شوند و در عین حال، به دین خود مؤمن و وفادار باقى بمانند. هدف غایى آن‌ها این بود که یک ایدئولوژى اصیل و بومى در باب توسعه و پیشرفت را در اختیار مسلمانان و جوامع اسلامى قرار دهند که از غرب نسخه‌بردارى نشده باشد و بتواند شالوده جامعه‌اى پیشرفته و عقلانى گردد، و از این راه، مسلمانان را به خودباورى در برابر غرب و حفظ اصالت‌هاى دینى - فرهنگى خود ترغیب کنند؛ کارى که در دو مرحله پیش انجام نشد و مسلمانان را به بردگانى مقلد و نوین تبدیل کرد. البته بودند نوگرایانى که در این راه دچار افراط و تفریط و سوء برداشت و انحراف شدند؛ از‌این‌رو، نواندیشان دینى، به دو گروه تقسیم مى‌شوند. در یک سو کسانى چون سیدجمال‌الدین اسدآبادى قرار دارند که با پاى‌بندى راسخ به تعالیم اسلام، از هرگونه دست برداشتن از تعالیم اسلام اجتناب مى‌کردند، و در سوى دیگر، افرادى چون سید احمدخان به نوعى درصدد پذیرش اندیشه‌هاى غربى و سازش تعالیم اسلام با آن برآمدند.

    پى‌نوشت‌ها:
    1. Islamic Modernism P.10 The Encyclopedia Of Religion, (Mircea Ekiade) Vol.14 Dessouki Ali E. Hillal,
    2. على‌محمد نقوى، جامعه‌شناسى غرب‌گرایى1/20-27.
    3. همان.
    4. همان، ص57.
    5. همان، ص 58.
    6. همان، ص 27.
    7. همان، ص 61.
    8. براى تفصیل بیشتر ر. ک: معرفت، ش51، منصور نصیرى، زمینه‌هاى تاریخى و سیر اندیشه اصلاح‌گرایى دینى سید‌ جمال‌الدین اسدآبادى، ص66-75.
    نشریه افق حوزه
    نوگرایى اسلامى و دغدغه نوگرایان
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •