بخوان ما را [گفتگوی خدای سبحان با بندهاش] سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
بخوان ما را [گفتگوی خدای سبحان با بندهاش]
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : مهر 1390
    نوشته : 28      تشکر : 17
    103 در 26 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حوریه بهشتی آنلاین نیست.

    doooaaa بخوان ما را [گفتگوی خدای سبحان با بندهاش]




    منم پروردگارت ، خالقت از ذره ای ناچیز
    صدایم کن ، مرا پروردگار قادر خود را
    قلم را علم را من هدیه ات کردم بخوان مارا

    منم معشوق زیبایت ، منم نزدیکتر از تو به تو
    اینک صدایم کن ، رها کن غیر ما را،سوی ما باز آ
    منم پروردگار پاک بی همتا ،
    منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم
    تو بگشا گوش دل ، پروردگارت با تو می گوید
    تو را در بیکران دنیای تنهایان ، رهایت من نخواهم کرد
    بساط روزی خود را بر من بسپار ،
    رها کن غصه یک لقمه نان و آب فردا را
    تو راه بندگی طی کن.
    عزیزا ، من خدائی خوب می دانم
    تو دعوت کن مرا بر خود به اشکی یا خدائی فمهمانم کن
    که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

    طلب کن خالق خود را ، بجو ما را تو خواهی یافت ،
    که عاشق می شوی بر ما و عاشق می شوم بر تو
    که وصل عاشق و معشوق هم آهسته می گویم ،
    خدایی عالمی دارد
    قسم بر عاشقان پاک با ایمان ،
    قسم بر اسبهای خسته در میدان
    تو را در بهترین اوقات آوردم
    قسم بر عصر روشن تکیه بر من
    قسم بر نور هنگامی که عالم را بگیرد نور
    قسم بر اختران روشن اما دور
    رهایت من نخواهم کرد

    بخوان ما را که می گوید که تو خواندن نمی دانی
    تو بگشا لب تو غر از ما خدای دیگری داری؟
    رها کن غیر ما را آشتی کن با خدای خود
    تو غیر از ما چه می جوئی و تو بی من چه داری هیچ!!!
    بگو با من چه کم داری عزیزم هیچ!!!
    هزاران کوه و کهکشان و دریا را
    خورشید و گیاه و نور هستی را
    برای جلوه خود آفریدم من
    ولی وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت گفتم
    توئی زیباتر از خورشید
    تووی والاترین مهمان دنیایم
    که دنیا بی تو ، چیزی چون تو را کم داشت
    تو ای محبوب تر مهمان دنیایم
    نمی خوانی چرا ما را؟
    مگر آیا کسی هم با خدایش قهر می گردد؟
    هزاران توبه ات را گر چه بشکستی
    ببینم ، من تو را از در گهم راندم؟
    اگر در روزگار سختیت خواندی مرا
    اما به روز شادیت ،یک لحظه هم یادم نکردی
    به رویت بنده ام من هیچ آوردم؟
    چه می ترساندت از من
    رها کن آن خدای دور
    آن نامهربان معبود
    آن مخلوق خود را
    این منم پروردگار مهربانت ،خالقت
    اینک صدایم کن ،مرا با قطره اشکی
    به پیش آور دو دست خالی خود را
    با زبان بسته ات کاری ندارم
    لیک،غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
    غریب این زمین خاکیم
    آیا عزیزم حاجتی داری
    توئی از ما کنون برگشته ، اما
    کلام آشتی را تو نمی دانی
    ببینم شمهای خیست آیا گفته ای دارند

    بخوان ما را
    بگردان قبله ات را سوی ما
    اینک وضوئی کن
    خجالت می کشی از من
    بگو جز من کسی دیگر نمی فهمد
    به نجوائی صدایم کن بدان آغوش من باز است
    برای درک آغوشم
    شروع کن ،یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من
    بخوان ما را [گفتگوی خدای سبحان با بندهاش]

  2. تشكرها 8


  3.  

  4. #2
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    گفتگوي خدا با انسان

    و خدا گفت: من همه جا با شما بوده‌ام، هستم و خواهم بود و حتي در جهنم نيز تنهايتان نخواهم گذاشت. شما همراه با من وارد آنجا مي‌شويد و من هستم که از آن عبورتان مي‌دهم؛ جايي که نه زمان در آن وجود دارد و نه مکاني محسوب مي‌شود؛ هر چند که شما آن را مکان مي‌پنداريد؛ همانگونه که به علت عدم وجود زمان، آن را جاويدان نيز مي‌انگاريد.
    تنها چيزي که در جهنم وجود دارد، آتشي از جنس آگاهي است که براي شما تلخ و براي من شيرين است. زيرا به کمک اين آتش است که حايل بين من و شما که همان حجاب ناشي از گناهان شما است، سوزانيده شده، پس از آن، ما به يکديگر رسيده، بعد از پيمان نخست، بار ديگر شما را باز مي‌يابم تا براي «آزمايش آخر»، اين بار همه‌ي قدرت خود را در اختيار شما بگذارم.


    اينک ما به هم رسيده‌ايم؛ چيزي که ظاهراً منتظرش بوديد و وصالي که طلبش را داشتيد؛ اما نه به اندازه‌اي که من مشتاق بودم. شما مرا بخشنده مي‌دانيد؛ ولي اصلاً حد آن را نمي‌دانيد و از آن صرفا تصوري مبهم داريد. ميزان بخشندگي من را پس از وصال خواهيد فهميد؛ وقتي که همه‌ي قدرت خود را به شما ببخشم. فقط در آنجاست که مفهوم بخشنده‌ي مهربان را خواهيد فهميد. حال من هستم و شما. آيا با داشتن همه‌ي قدرت من و احساس بي نيازي، باز هم طالب من خواهيد بود؟

    من براي رسيدن به شما، مرگ و جهنم را خلق کردم تا نشاني بر «رحيم» بودن من باشد و نشاني بر قدرت خلاقيتي که ناشي از شوق رسيدن به شما است و شما ناآگاه و بي خبر از آن، هر لحظه در آه و ناله و فرياد و طغيان نسبت به من قرار داريد.

    من «رحمان» بودم تا بتوانم بازيگوشي‌ها و بي اعتنايي‌هاي معشوقم را نظاره کنم و باز هم به دنبال او باشم و سايه‌ي رحمانيت خود را بر سر او بگسترانم. در عوض شما نمي‌دانيد که با من چه کرده‌ايد! اي کاش من نيز مي‌توانستم مانند شما شکايت‌هاي خود را به جايي ببرم!
    مرگ و جهنم، همچون داروهاي تلخي هستند که مادري با دلسوزي تمام به زور به طفل خود مي‌خوراند تا او را درمان کند ولي خود بيش از طفلش تلخي دارو را درک مي‌کند و طفل بي خبر از همه جا و بدون اطلاع از عشق مادر، گريان و نالان است از اين که چرا چنين خشونتي نسبت به او اعمال مي‌شود.


    بدون مرگ و جهنم، ما هرگز به يکديگر نمي‌رسيديم و حداقل، من عاشقي مهجور مي‌ماندم و شما نيز در نيازمندي ابدي باقي مي‌مانديد. اما شما بعد از اين وصال، همين که مطمئن شديد که عاشق سينه چاک، در اختيار شماست و شما سوار بر اريکه قدرت او مي‌توانيد يکه تازي کنيد، با او چه مي‌کنيد؟
    بخوان ما را [گفتگوی خدای سبحان با بندهاش]
    ویرایش توسط کوثر : 10-11-1390 در ساعت 14:43

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


  5. تشكر

    صافات (10-11-1390)

  6. #3
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    گفتگوی خدا با انسان

    من «رحمان» بودم تا بتوانم بازيگوشي‌ها و بي اعتنايي‌هاي معشوقم را نظاره کنم و باز هم به دنبال او باشم و سايه‌ي رحمانيت خود را بر سر او بگسترانم. در عوض شما نمي‌دانيد که با من چه کرده‌ايد! اي کاش من نيز مي‌توانستم مانند شما شکايت‌هاي خود را به جايي ببرم! اما از اين بابت نيز ناراضي نيستم؛ زيرا که من هم اگرچه سرانجام آگاه مي‌شويد و شما را دارم و مي‌دانم که بالاخره از يکديگر راضي خواهيم شد.




    آري من به شما مي‌رسم و همه چيز خود را به پاي معشوق خود تقديم مي‌کنم و در آن صورت آنجا بهشت شما خواهد بود. نه آن بهشت روز نخست که بهشت ناآگاهي بود؛ بلکه بهشت آگاهي. بهشت‌هايي که شما آن را بر اساس آگاهي‌ها، دانسته‌ها و ميل و سليقه‌هاي خود بنا خواهيد کرد. پس از کسب اين تجربه خواهيد فهميد که همه چيز عاشق شما، در اختيار شماست و شما مي‌توانيد با قدرتي که در اختيار داريد، جهان‌ها خلق کرده، بر ابعادي سايه بگسترانيد که هرگز تصورش را نداشتيد و به زودي يقين حاصل مي‌کنيد که داراي قدرتي خدايي هستيد. آن زمان که شما اينگونه خدا شديد، مي‌خواهيد بدانيد که با من چه خواهيد کرد؟

    شما مرا بخشنده مي‌دانيد؛ ولي اصلاً حد آن را نمي‌دانيد و از آن صرفا تصوري مبهم داريد. ميزان بخشندگي من را پس از وصال خواهيد فهميد؛ وقتي که همه‌ي قدرت خود را به شما ببخشم. فقط در آنجاست که مفهوم بخشنده‌ي مهربان را خواهيد فهميد. حال من هستم و شما. آيا با داشتن همه‌ي قدرت من و احساس بي نيازي، باز هم طالب من خواهيد بود؟



    شايد اگر همه داستان را بدانيد، براي من عاشق گريه کنيد. برخي از شما پس از کسب اطمينان از قدرت خدايي خود و احساس بي‌نيازي نسبت به من، خواهيد گفت: "حالا که خدا هستيم و بي نياز به او، چرا براي خود خدايي نکنيم؟" و فقط عده‌ي اندکي خواهند بود که خدايي در وحدت را انتخاب کرده، به سوي من آمده، با من به وحدت مي‌رسند. بلي! خداي در وحدت و خداي در کثرت، آخرين آزمايش است و شما کدام را انتخاب خواهيد کرد؟





    شايد بگوييد که براي اتخاذ چنين تصميمي وقت بسياري باقي است! بلي هست. اما شما امروز همان کاري را انجام مي‌دهيد که ديروز مقدمه‌اش را چيده‌ايد و امروز نيز مقدمه‌ي کارهاي فردا را تدارک مي‌بينيد و احتمال دارد فردا همان کاري را بکنيد که امروز انجام مي‌دهيد. پس امروز مرا دريابيد تا حرکت شما کسب آگاهي و تمريني براي فرداها باشد، جايي در لامکان و لازمان؛ تا شما به طور حتم مرا انتخاب کنيد؛ خداي در وحدت را و خدايي که عاشق شما است! مرا دريابيد.





    نويسنده: محمدعلي طاهري، تهيه: زهره پري نوش

    بخوان ما را [گفتگوی خدای سبحان با بندهاش]
    ویرایش توسط کوثر : 10-11-1390 در ساعت 14:44

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


  7. تشكر

    صافات (10-11-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •