سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: شوخی همت با باكری

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    jadid شوخی همت با باكری


    شوخی همت با باكری


    دوران دفاع مقدس پر از لحظات سخت و دشوار بود. ولی با وجود تمام سختی‌ها، شرینی‌های زیادی هم کام جهادگران ما را شیرین می‌کرد.


    دوران دفاع مقدس پر از لحظات سخت و دشوار بود. ولی با وجود تمام سختی‌ها، شرینی‌های زیادی هم کام جهادگران ما را شیرین می‌کرد. از ن جمله می‌توان به شوخی‌ها و لبخندهای خالی از ریای رزمندگان اشاره کرد. اکنون گذری می‌کنیم بر خاطرات شاد ن روزگاران. باشد که ما هم به زیبایی ن لحظات، لحظه‌ای روح خود را صفا دهیم.

    در سال‌های دفاع مقدس چای مرهم خستگی جسمی رزمندگان اسلام بود. در میان لشکرها، رزمندگان لشکر عاشورا انس و الفت بیشتری با چای داشتند. روزی در محضر "آقا مهدی باکری" و شهید "حاج ابراهیم همت" ـ فرمانده لشکر 27 حضرت محمد رسول الله (ص) ـ بودیم که در ن صحبت از کنترل مناطق عملیاتی بود.



    حاج همت به قا مهدی گفت: نگهبانان لشکر شما برای نیروهای سایر لشکرها سخت می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند راحت عبور و مرور کنند؛ مگر ترکی بلد باشند. قای مهدی در پاسخ گفت: شما یقین دارید که نها نگهبانان لشکر ما هستند؟! حاج همت گفت: من نه تنها نگهبانان لشکر شما را می‌شناسم، حتی حد خط لشکر عاشورا را هم می‌شناسم. قا مهدی با تعجب پرسید چه‌طور؟ چگونه می‌شناسیدشان؟



    حاج همت گفت: شناختن حد و حدود لشکر شما کاری ندارد. اصلاً مشکلی نیست. هر خطی که از ن دود به هوا بلند شده باشد، ن خط لشکر عاشوراست! چون همیشه کتری‌های چای لشکر شما روی تش می‌جوشد. همگی خندیدیم.

    خاطره‌گو: اسفندیار مبتکر سرابی






    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكرها 4

    محمدی (09-07-1390), مدير اجرايي (10-07-1390), نرگس منتظر (17-10-1390), دلتنگ خدا (17-06-1391)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی