شوخی همت با باكری سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شوخی همت با باكری
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    jadid شوخی همت با باكری





    شوخی همت با باكری


    دوران دفاع مقدس پر از لحظات سخت و دشوار بود. ولی با وجود تمام سختی‌ها، شرینی‌های زیادی هم کام جهادگران ما را شیرین می‌کرد.


    دوران دفاع مقدس پر از لحظات سخت و دشوار بود. ولی با وجود تمام سختی‌ها، شرینی‌های زیادی هم کام جهادگران ما را شیرین می‌کرد. از ن جمله می‌توان به شوخی‌ها و لبخندهای خالی از ریای رزمندگان اشاره کرد. اکنون گذری می‌کنیم بر خاطرات شاد ن روزگاران. باشد که ما هم به زیبایی ن لحظات، لحظه‌ای روح خود را صفا دهیم.

    در سال‌های دفاع مقدس چای مرهم خستگی جسمی رزمندگان اسلام بود. در میان لشکرها، رزمندگان لشکر عاشورا انس و الفت بیشتری با چای داشتند. روزی در محضر "آقا مهدی باکری" و شهید "حاج ابراهیم همت" ـ فرمانده لشکر 27 حضرت محمد رسول الله (ص) ـ بودیم که در ن صحبت از کنترل مناطق عملیاتی بود.



    حاج همت به قا مهدی گفت: نگهبانان لشکر شما برای نیروهای سایر لشکرها سخت می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند راحت عبور و مرور کنند؛ مگر ترکی بلد باشند. قای مهدی در پاسخ گفت: شما یقین دارید که نها نگهبانان لشکر ما هستند؟! حاج همت گفت: من نه تنها نگهبانان لشکر شما را می‌شناسم، حتی حد خط لشکر عاشورا را هم می‌شناسم. قا مهدی با تعجب پرسید چه‌طور؟ چگونه می‌شناسیدشان؟



    حاج همت گفت: شناختن حد و حدود لشکر شما کاری ندارد. اصلاً مشکلی نیست. هر خطی که از ن دود به هوا بلند شده باشد، ن خط لشکر عاشوراست! چون همیشه کتری‌های چای لشکر شما روی تش می‌جوشد. همگی خندیدیم.

    خاطره‌گو: اسفندیار مبتکر سرابی






    شوخی همت با باكری





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكرها 4

    محمدی (09-07-1390), مدير اجرايي (10-07-1390), نرگس منتظر (17-10-1390), دلتنگ خدا (17-06-1391)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •