منظور از زدن زنان كه در آيه 34 سوره نساء كه مجاز شمرده شده است چيست؟ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
منظور از زدن زنان كه در آيه 34 سوره نساء كه مجاز شمرده شده است چيست؟
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1
    عضو ماندگار
    *آیه های انتظار* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 742      تشکر : 4,542
    2,528 در 714 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *آیه های انتظار* آنلاین نیست.

    gozaresh منظور از زدن زنان كه در آيه 34 سوره نساء كه مجاز شمرده شده است چيست؟







    شبهه :

    منظور از زدن زنان كه در آيه 34 سوره نساء كه مجاز شمرده شده است چيست؟

    اگر چه آيه صراحت در زدن دارد ولى برخى مقصود از آن را تاديب توسط حاكم دانسته اند; اگر چنين مطلبى صحت دارد چرا فعل امر از باب «ضرب» به كار رفته، نه از باب تأديب؟

    پاسخ :

    طبق صريح آيه شريفه، مديريت خانواده به مرد محوّل شده است. اثبات اين امر، ما را در پاسخ گويى به اين شبهه كمك مى كند. مدير و سرپرست خانواده در قبال همسرى كه وظيفه نشناس و ناشزه شده است، مسئوليت دارد كه خداوند متعال مراحلى را براى تنبيه زن به مردان پيشنهاد مى دهد. بنا بر اين، بايد در مرحله ى اوّل، قيومت براى مرد ثابت شود و بعد از اثبات آن بر اساس ضوابط مديريت، در برابر زنان نافرمان اعمال مديريت نمايد.
    سرپرستى مردان در نظام خانواده
    سرپرستى در نظام خانواده به عهده مردان است (الرجال قوّامون على النساء...); مردان سرپرست و خدمت گزار زنان هستند...; زيرا خانواده يك واحد كوچك اجتماعى است و همانند يك اجتماع بزرگ بايد رهبر و سرپرست واحدى داشته باشد و اين كه هر اجتماعى ـ خواه كوچك و خواه بزرگ ـ نياز به رهبرى و مديريت دارد، امرى فطرى و غريزى است و پيدايش مديريت فطرى از همين جا آغاز مى شود و در بازى بچه هاى نا بالغ و در زندگى حيوانات، خود به خود يكى جلودار مى شود و اين جا نيز در قرآن كه مردان را مدير خانواده قرار داده است، تأييد و امضاى همان حكم تكوينى و فطرى است و علاوه بر اين دليل در دنياى امروز پيش از هر زمان اين مسئله محسوس است كه اگر هيئتى (حتّى يك هيئت دو نفرى) مأمور انجام كار مى شود، حتماً بايد يكى از آن دو رييس و ديگرى معاون يا عضو باشد; و گرنه هرج و مرج در كار آن ها پيدا مى شود.
    نكته ى قابل توجه اين كه چرا اين مديريت به صورت دست جمعى نباشد؟ زيرا اين گونه مديريت مفهومى ندارد و كار به هرج و مرج مى انجامد;[1] پس دو راه دارد: نظام خانواده به صورت شورايى اداره شود يا اين وظيفه تنها به مرد محوّل شود.
    امّا صورت اوّل كه نحو شورايى باشد، ايرادش اين است كه در يك نظام شورايى خانواده هميشه اعضايش دو نفرند; يك نفر مرد و يك نفر زن. براى تحقق شورا حداقل بايد سه نفر باشند و بين دو نفر شورا معنا ندارد تا رأى گيرى شود و نظر اقل و اكثر را به دست آورد. امّا صورت دوم كه مدير خانه، مرد باشد عقلا و عرفاً متصور است; امّا اين كه چرا مديريت به مرد محوّل شده است، به خاطر وجود خصوصياتى در مرد است;
    مانند ترجيح قدرت تفكر او بر نيروى عاطفه و احساسات (به عكس زن كه از نيروى سرشار عواطف بيش ترى بهره مند است) و ديگرى داشتن بنيه و نيروى جسمى بيش تر كه با اوّلى بتواند بينديشد و نقشه طرح كند و با دوّمى بتواند از حريم خانواده ى خود دفاع كند. به علاوه، تعهد مرد در برابر زن و فرزندان، نسبت به پرداختن هزينه هاى زندگى و پرداخت مهر و تأمين زندگى آبرومندانه ى همسر و فرزند، اين حق را به او مى دهد كه وظيفه ى سرپرستى به عهده ى او باشد كه در آيه اين انگيزه ى اخير اشاره شده است.
    اين سرپرستى به خاطر تفاوت هايى است كه خداوند از نظر آفرينش، روى مصلحت نوع بشر ميان آن ها قرار داده، نه اين كه سپردن اين وظيفه به مردان، دليل بالاتر بودن شخصيت انسانى آن ها است و نه سبب امتياز آن ها در جهان ديگر; زيرا اين صرفاً بستگى به تقوى و پرهيزگارى دارد و دليل سپرده شده اين وظيفه به مردان، به علت تفاوت هايى است كه در خلق و آفرينش آن ها وجود دارد.
    و علّت دومش هم در قسمت بعدى آيه آمده است كه (... و بما انفقوا مِنْ اموالهم); اين سرپرستى به خاطر تعهداتى است كه مردان در مورد اتفاق كردن و پرداخت هاى مالى در برابر زنان و خانواده به عهده دارند.
    وظايف مردان در برابر زنان نافرمان
    امّا در مورد زنان متخلف كه از وظايف خود سرپيچى مى كنند، خداوند متعال در آيه ى شريفه براى مردان كه مدير خانه هستند وظايف و مراحلى را پيشنهاد داده است و مرد با توجه به اين كه بايد اين مراحل را به ترتيب اجرا كند و مشفقانه و كريمانه باشد نه از روى كينه و عداوت و دشمنى، بايد قصدش اين باشد كه زن را به آغوش خانواده باز گرداند و او را از نشوز و نافرمانى باز دارد (چنان چه اگر مرد در اجراى وظايف اسلامى خانوادگى و در تعهد سرپرستى خود از طريق عدل و انصاف عدول كند، حكومت اسلام حق مجازات او را دارد.
    مراحلى كه در آيه ى شريفه آمده است: 1ـ موعظه كردن «فعظوهن»; زنانى را كه از طغيان و سركشى آن ها مى ترسيدموعظه كنيد و پند و اندرز دهد، و به اين وسيله نتايج اين گونه كارها را براى زنان بيان كنيد و آن ها را متوجه مسئوليت خود نماييد. 2ـ (و اهجروهن فى المضاجع) در صورتى كه اندرزهاى شما سودى نداد، در بستر از آن ها دورى كنيد و با اين عكس العمل و بى اعتنايى و به اصطلاح، قهر كردن; عدم رضايت خود را از رفتار آن ها آشكار سازيد. شايد همين واكنش خفيف در روح آنان موثر گردد.
    اصلا، تنبيه بدنى در مورد آن دسته زنان وظيفه نشناس و نافرمان است كه هيچ وسيله ى ديگرى مانند موعظه و قهر كردن درباره ى آنان مفيد واقع نشود و البته اگر از دو طريق ديگر كه موعظه و هجرت باشد، درست از آن ها استفاده شود (نوعاً جز در موارد نادر) مرحله ى سوم كه ضرب باشد پيش نمى آيد. و نكته ى اصلى زدن و ضرب در جايى است كه از مراحل اصلاحى گذشت كه آيه ى بعدى (آيه ى 35 سوره ى نساء) اشاره به آن دارد و آن كار به مرحله ى شقاق و جدايى مى رسد.
    در اين جا يك قانون عقلانى وجود دارد و آن دفع افسد به فاسد است. «هر چند زدن در حدّ كم هم بد است ولى جدايى بدتر و آثار شوم آن بر كسى پوشيده نيست.
    ثانياً، تنبيه بدنى بايد ملايم باشد; به طورى كه نه موجب شكستگى و نه مجروح شدن گردد و نه باعث كبودى بدن.
    ثالثاً، روان كاوان امروز معتقدند كه جمعى از زنان داراى حالتى به نام مازوشيم (آزادطلبى) هستند و هرگاه كه اين حالت در آن ها تشديد مى شود. تنها راه آرامش آنان تنبيه مختصر بدنى است; بنا بر اين، ممكن است ناظر به چنين افرادى باشد كه تنبيه خفيف بدنى در موارد آنان جنبه ى آرام بخشى دارد و يك نوع درمان روانى است .
    در پايان بايد گفت: حقوق زن و مرد يك حقوق متقابل است نه يك طرفه; مردان نيز درست همانند زنان در صورت تخلف از وظايف مجازات مى گردند; حتّى مجازات بدنى. منتهى چون اين كار غالباً از عهده ى زنان خارج است، حاكم شرع موظف است كه مردان متخلف را از راه هاى مختلف و حتّى از طريق تعزير (مجازات بدنى) به وظايف خود آشنا سازد.

    منظور از زدن زنان كه در آيه 34 سوره نساء كه مجاز شمرده شده است چيست؟

  2. تشكرها 5

    مدير اجرايي (11-07-1390), الهادی المهدی (10-01-1391), خادم کریمه اهل بیت (10-07-1390), شهیده (10-01-1391), عهد آسمانى (11-07-1390)

  3.  

  4. #2
    عضو ماندگار
    *آیه های انتظار* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 742      تشکر : 4,542
    2,528 در 714 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *آیه های انتظار* آنلاین نیست.

    gozaresh





    نتيجه
    از مطالب گذشته معلوم شد كه:

    1ـ سرپرستى در نظام خانواده به مرد محوّل شده است و اين مسئله با توجه به ويژگى هايى است كه مردان دارند و به معناى زورگويى نيست.
    وقتى مديريت خانواده به مرد داده شده است، او در قبال اين اجتماع كوچك وظايفى دارد.
    در صورت ناشزه و نافرمان شدن زن، خداوند متعال براى تحكيم بنيان خانواده مراحلى را براى مرد پيشنهاد كرده است تا زن را وظيفه شناس و مطيع نمايد;

    2ـ زدن مراتبى دارد و مقصود زدنى است كه منجر به جراحت، شكستگى و كبودى نشود;

    3ـ مقصود از «اضربوهن» در آيه ى شريفه ى 34 سوره ى نساء، زدن (با توصيفات گذشته)
    است; نه ادب نمودن.
    و با تتبّعى كه در تفاسير به عمل آمد، هيچ كدام از مفسران «و اضربوهن» را به ادب نمودن معنا نكرده اند; گرچه هدف از تمامى مراحل سه گانه اعم از موعظه، ترك هم خوابگى و زدن، تأديب مى باشد ولى اين موضوع دليل نمى شود كه در معناى «و اضربوهنَّ» تصرّف نماييم.

    [1] . ر.ك: ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه،
    (تهران: انتشارات اسلاميه، 1361)، ج 3، ص 369.


    منظور از زدن زنان كه در آيه 34 سوره نساء كه مجاز شمرده شده است چيست؟

  5. تشكرها 5

    مدير اجرايي (09-01-1391), الهادی المهدی (10-01-1391), خادم کریمه اهل بیت (10-07-1390), شهیده (10-01-1391), عهد آسمانى (11-07-1390)

  6. #3
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط *آیه های انتظار* نمایش پست ها


    منظور از زدن زنان كه در آيه 34 سوره نساء كه مجاز شمرده شده است چيست؟



    کسانی که مدام به اسلام ایراد می گیرند یکی از ایراداتی که به اسلام می گیرند می گویند که اسلام دین خشونت است این افراد ظاهر نگر آیه ای و یا جمله ای از معصوم می شنوند و چون هضم این کلام برایشان سنگین است ایراداتی برایشان مطرح می شود

    یکی از ایراداتی که به اسلام می گیرند این است که می گویند اسلام با ضرب و شتم موافق است و آیه ذیل را به عنوان دلیلشان ذکر می کنند

    اللاَّتي‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيرا

    زنانى كه از نافرمانى آنان (در حقوق همسرى) بيمناكيد بايد نخست آنان را موعظه كنيد و (اگر مطيع نشدند) از خوابگاه آنان دورى گزينيد و (اگر باز مطيع نشدند) آنان را به زدن تنبيه كنيد، چنانچه اطاعت كردند ديگر راهى بر آنها مجوييد، كه همانا خدا بزرگوار و عظيم الشأن است(نساء آیه 34)

    نکاتی قابل توجه برای کسانی که با توجه به این آیه دین اسلام را دینی خشونت طلب معرفی می کنند


    نکته اول:

    اولین وظیفه مرد این است که زنانی كه پا از حريم نظام خانوادگى فراتر مى‏ گذارند قبل از هر چيز بايد بوسيله اندرزهاى دوستانه و بيان نتائج سوء اينگونه كارها آنان را براه آورد و متوجه مسئوليت خود نمود

    نکته دوم:

    در صورتى كه اندرزهاى شما سودى نداد، در بستر از آنها دورى كنيد" و با اين عكس العمل عدم رضايت خود را از رفتار آنها آشكار سازيد شايد همين" واكنش خفيف" در روح آنان مؤثر گردد چون که ترك همخوابگى، يك مسأله عاطفى است كه در مورد اصلاح زنان سفارش شده است.

    از امام باقر (ع) [درباره سخن خداوند: «وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ»] (از خوابگاه آنان دورى گزينيد) روايت شده كه فرمود: شوهر [هنگام خواب‏] پشت خود را به طرف همسرش برگرداند». مجمع البيان، ج 3، ص 69

    نکته سوم:

    در صورتى كه سركشى ادامه داشت نه اندرزها تاثير كند، و نه جدا شدن در بستر و كم اعتنايى نفعى ببخشد و راهى جز" شدت عمل" باقى نماند، براى وادار كردن آنها به انجام مسئوليتهاى خود چاره منحصر به- خشونت و شدت عمل گردد، در اينجا اجازه داده شده كه از طريق" تنبيه بدنى" آنها را به انجام وظائف خويش وادار كنند


    اشكال: چگونه اسلام اجازه تنبيه زن را داده؟

    جواب :

    به گفته‏ روانشناسان، بعضى افراد، حالت مازوشيسم (آزاد طلبى) پيدا مى‏ كنند كه تنبيه مختصر بدنى، برايشان همچون مرهم است. در تنبيهات بدنى هم، اسلام سفارش كرده كه نبايد به مرحله‏ كبودى جسم يا زخمى شدن بدن برسد.

    امام صادق عليه السلام فرمودند: مقصود از «اضْرِبُوهُنَّ»(زنان را بزنید)، زدن با چوب مسواك و شبيه آن است، زدنى كه از روى رفق و دوستى باشد. (من لا یحضره الفقیه ج 3 ص 521)


    در پايان آيه مجددا به مردان هشدار مي دهد كه از موقعيت سرپرستي خود در خانواده سؤاستفاده نـكـنـنـد و به قدرت خدا كه بالاتر از همه قدرتهاست بينديشند ((زيرا خداوند بلندمرتبه و بزرگ است )) (ان اللّه كان عليا كبيرا)
    منظور از زدن زنان كه در آيه 34 سوره نساء كه مجاز شمرده شده است چيست؟

  7. تشكرها 3

    مدير اجرايي (09-01-1391), الهادی المهدی (10-01-1391), شهیده (10-01-1391)

  8. #4
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    یک سوال:

    خوب اگر مرد هم کار بدی انجام بده زن هم میتونه اونرو بزنه ؟!

    جواب:

    آرى مردان هم درست همانند زنان در صورت تخلف از وظائف مجازات مى‏ گردند حتى مجازات بدنى، منتها چون اين كار غالبا از عهده زنان خارج است حاكم شرع موظف است كه مردان متخلف را از طرق مختلف و حتى از طريق تعزير (مجازات بدنى) به وظائف خود آشنا سازد.

    داستان مردى كه به همسر خود اجحاف كرده بود و به هيچ قيمت حاضر به تسليم در برابر حق نبود و على ع او را با شدت عمل و حتى با تهديد به شمشير وادار به- تسليم كرد معروف است
    منظور از زدن زنان كه در آيه 34 سوره نساء كه مجاز شمرده شده است چيست؟

  9. تشكرها 3

    مدير اجرايي (09-01-1391), الهادی المهدی (10-01-1391), شهیده (10-01-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •