سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 70

موضوع: ▐★*★ ▐ويژه نامه ميلاد فرخنده شمس الضحي ٬ مولا علي بن موسي الرضا (ع)▐★*★ ▐

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    شماره عضویت
    1462
    نوشته
    55
    تشکر
    119
    مورد تشکر
    204 در 50
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    «الامير الرضا وليعهد المسلمين علي بن موسي»
    مامون، لقب رضا را از شعار «الرضا من آل محمد» گرفته بود که اشعاري است که اولين بارمختار درقيامش که به خونخواهي امام حسين (ع) بود، در کوفه از آن استفاده مي کرد(سال 76ق) اين شعار يعني «ما فقط به حکومت کسي از آل محمد راضي هستيم.» اين شعار را بعدها داعيان عباسي (کساني که براي قيام به نفع بني عباس وعليه بني اميه دعوت مي کردند، مثل ابومسلم خراساني) هم به کار بردند وحالا مامون مي خواست وانمود بکند که اوست که اين شعار و آرزوي قديمي را تحقق بخشيده است.
    البته سياسي بودن اقدام مامون، از همان زمان هم برملا شده بود. ومثلاً دعبل خزاعي- شاعري که معاصر امام (ع) و مامون بوده (متوفاي 246ق)- درشعري سروده است:
    «ايا عجبا منهم يسمونک الرضا/ وتلقاک منهم کلحه وغضون»
    يعني در تعجبم ازآنها که شما را «رضا» مي نامند ولي از جانب ايشان رنج ها وسختي ها به شما مي رسد.
    حديثي هم از امام جواد(ع) در «عيون اخبار الرضا» هست که درجواب سوالي که مي گويد چرا پدر شما را رضا ناميده اند، فرموده اند: «زيرا مرضي (= مورد رضايت) خدا در آسمان ومرضي رسول خدا وائمه او درزمين بود». آن شخصي به سوالش اصرار مي کند. مي پرسد مگر باقي پدران شما مرضي خدا ورسول نبودند؟ امام جواب مي دهند: «چرا، اما فقط پدرم بود که مرضي موافقان ومخالفان قرار گرفت.» بعدها مضمون اين حديث بيشتر مورد توجه قرار گرفت ومثلاً مولف تاريخ «حبيب السير» (نوشته شده حدود 930ق) درتوضيح لقب آن حضرت آورده است: « امام علي نام عالي نسب /پناه عجم، مقتداي عرب / ازوبود راضي جهان آفرين / از آن رو رضا گشت او را لقب».


  2. تشكرها 4

    *آیه های انتظار* (16-07-1390), نرگس منتظر (15-07-1390), جمعه سبز (15-07-1390), خادم کریمه اهل بیت (15-07-1390)

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    شماره عضویت
    1462
    نوشته
    55
    تشکر
    119
    مورد تشکر
    204 در 50
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سلطان
    اسم ولقب سلطان تا قرن دوم هجري اصلاً کاربرد نداشته است ودر زمان هارون الرشيد، براي اولين بار به وزير معروفش - جعفر برمکي سلطان لقب داده شد. اين واژه ابتدا به معناي پادشاه نبود وبه معناي شخصي بود که تسلط برامور دارد(مثل سايرصفت هايي که بر وزن فعلان ساخته مي شود . مثلاً «قرآن » يعني خواندني.) اولين سلطان هم جعفر وزير بود که در دوره اي کنار خليفه، سلطان هم وجود داشت.بعد از سرکوبي برامکه اما تا مدت ها ديگر سلطاني وجود نداشت تا درزمان ولايتعهدي امام هشتم(ع) اين لقب را دوباره به ايشان دادند.
    در دوره هاي بعدي هم اين لقب براي ايشان باقي ماند وبه معناي غير از پادشاه استفاده شد .مثلاً در «تاريخ نيشابور» (تاليف 400 ق) از آن حضرت با عنوان «حضرت سلطان» ياد شده . حافظ (متوفاي 792ق) سروده: «قبرامام هشتم وسلطان دين، رضا از جان ببوس وبر در آن بارگاه باش.» وگونزالس کلاويخو، سفير اسپانيا که در قبل از عهد صفوي به ايران آمد (806ق) درسفرنامه اش آورده است :«رسيديم به شهر مشهد يعني محل شهادت امام رضا (ع) که به نام سلطان خراسان مشهور است...»


  4. تشكرها 2

    نرگس منتظر (15-07-1390), جمعه سبز (15-07-1390)

  5. Top | #23

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    شماره عضویت
    1462
    نوشته
    55
    تشکر
    119
    مورد تشکر
    204 در 50
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ضامن آهو
    بعد از «رضا» مشهورترين لقب امام هشتم همين «ضامن آهو» است وجالب اينکه درهيچ کدام از منابع کهن تاريخي ، داستان پناه آوردن آهو به امام رضا(ع) نيامده است.قديمي ترين منبعي که چنين لقبي آورده ، اين شهر آشوب (متوفاي 588ق) در«مناقب آل ابي طالب» است که د ر وصف آن حضرت - جايي که درجريان ذکر وقايع سفر امام (ع) به ايران به نيشابور مي رسد- يک بيت شعر از شاعري به نام «ابن حماد» نقل مي کند که به اين شکل :«الذي لاذت به الظبيه والقوم جلوس / من ابوه المرتضي يزکو ويعلو و يروس» يعني اوکسي است که آهوي ماده به او پناه آورد؛ درحالي که گروهي نشسته بودند. او کسي است که پدرش علي مرتضي(ع) است وهمواره درحال تزکيه وتعالي وبالا رفتن است. اين درحالي است که روايت پناه آوردن آهوي ماده، دوقرن قبل از اين کتاب براي پيامبر (ص) روايت شده است.
    طبراني (متوفاي 360ق) در «المعجم الکبير» وامام بيهقي (متوفاي 430ق) در«دلايل النبوه» نقل کرده اند که روزي پيامبر از کنار شکارچياني مي گذشت که آهويي شکار کرده بودند. آن آهو با حضرت سخن گفت. پيامبر به شکارچي ها فرمود که آهو را رها کنند تا برود به بچه هايش شير بدهد. وبرگردد. شکارچي ها پرسيدند: «درقبال چه چيزي آن را آزاد کنيم؟» حضرت فرمودند: من ضامنم» . رسول خدا(ص) نشست تا آهو رفت و برگشت. شکارچي ها هم آهو را به حضرت بخشيدند وآن حضرت، آهو را آزاد فرمودند.
    درعوض، شيخ صدوق (متوفاي 381ق) درکتاب «عيون الاخبار الرضا» داستاني را نقل مي کند از ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسي (متوفاي 350ق) . ابومنصور طوسي ، کسي است که به دستورش داستان هاي «شاهنامه» جمع شده بود وابتدا دقيقي وبعد فردوسي آن را به نظم کشيدند.
    ابومنصور طوسي تعريف مي کند که در جواني اش يک بار براي شکار رفته بوده. آهويي گيرش مي آيد.او را دنبال مي کند. آهو مي رود ومي رود تا به مزار حضرت رضا(ع) مي رسد، به محض وارد شدن آهو به داخل ساختمان مزار، سگ ابومنصور دست از تعقيب او بر مي دارد. خود ابومنصور که سني مذهب بوده، داخل مزار هم مي رود. اما به جز پشکل آهو چيزي پيدا نمي کند. ابومنصور مي گويد از آن زمان معتقد به مزار امام رضا(ع) شده است ومدام به زيارت آن حضرت مي رود.
    به نظر مي رسد داستان ضامن آهو شدن امام رضا(ع) ، از ادغام اين دو داستان با هم آمده باشد.


  6. تشكرها 3

    *آیه های انتظار* (16-07-1390), نرگس منتظر (15-07-1390), جمعه سبز (15-07-1390)

  7. Top | #24

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    شماره عضویت
    1462
    نوشته
    55
    تشکر
    119
    مورد تشکر
    204 در 50
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    عالم آل محمد
    ائمه معصومين ما (ع) همگي از علماي عصرخود بوده اند و قبل از امام رضا (ع) به امام باقر(ع) هم اين لقب را داده بودند. با اين حال شهرت امام رضا(ع) به برتري علمي برهمعصرانش از آنجا آمده است که مامون که خودش هم از دانشمندان بود. و«اعلم بني عباس» به حساب مي آمد دردوره ولايتعهدي، مناظرات متعددي را بين امام رضا (ع) و علماي ديگر مذاهب ترتيب مي داد.
    انگيزه مامون از اين کار را بعضي مثل طبري (درتاريخ طبري) علاقه او به علم ودانش ذکر کرده اند وحاکم نيشابوري (درتاريخ نيشابور) مي گويد که اين کار را مي کرد تا نقاط ضعف احتمالي امام رضا (ع) را برملا کند وبه جايگاه ايشان توهين کند.به هر حال، هدف هرچه که بود نتيجه مناظرات اذعان همه به علم ودانش سرشار امام (ع) ودادن لقب «عالم آل محمد» به آن حضرت بود. براي آنکه به صحت اين حرف پي ببريد، مي توانيد موضوع يکي از جلسات اين مناظرات را در دو منبع سني («عقدالفريد» نوشته ابن عبد ربه اندلسي، متوفاي 328ق) و شيعه («عيون اخبار الرضا»، نوشته ابن بابويه يا شيخ صدوق، متوفاي 381ق) بخوانيد که دقيقاً عين همان را نقل کرده اند.

  8. تشكرها 2

    نرگس منتظر (15-07-1390), جمعه سبز (15-07-1390)

  9. Top | #25

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    شماره عضویت
    1462
    نوشته
    55
    تشکر
    119
    مورد تشکر
    204 در 50
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    غريب يا غريب الغربا
    ممکن است تصور شود لقب «غريب» براي امام هشتم (ع) به خاطر دوري آن حضرت از شهر پيامير(ص) يعني مدينه بوده است اما از بين امامان ما ، فقط دوامام بوده اند که به طور کامل درمدينه زندگي کرده اند (امام باقر(ع) و امام صادق(ع) . سه امام اول دوره اي را در کوفه بوده اند وامام سوم پس از ترک مدينه به اجبار وحرکت به سمت مکه، عاقبت در سرزمين عراق به شهادت رسيد.امام چهارم که به اسارت تا دمشق هم رفتند واز امام کاظم(ع) به بعد هم همه ائمه در بغداد وتحت نظر خلفاي عباسي بودند (جز امام رضا(ع) که درمرو تحت نظر بودند) با اين حساب، اين لقب نبايد تنها به اين دليل باشد.
    به نظر مي رسد که اين لقب را خود امام و نزديکان آن حضرت شايع کرده اند تا مانع از موفقيت اقدام سياسي مامون که مي خواست از ولايتعهدي امام رضا (ع) سوء استفاده بکند، بشوند.
    همچنان که امام رضا (ع) در وقت حرکت به سوي ايران، از اهل بيتشان خواستند تا گريه و نوحه بکنند، يا وقتي که دعبل خزاعي درمرو خدمت ايشان رسيد وشعري را که در رثاي شهادت امامان قبلي براي آن حضرت خواند، حضرت به شعر او دوبيت اضافه کردند: «وقبر بطوس يالها من مصيبت / الحت علي الاحشا بالزفرات / الي الحشر حتي يبعث الله قائما/ يفرج عنا الغم والکربات» يعني «وقبري در طوس است که مصيبتش غم را تا روز قيامت در دل ها مي افروزد تا اينکه خداوند قائمي را برانگيزد واندوه را از دل ما برطرف کند.» دعبل پرسيده بود: « يابن رسول الله! من چنين قبري را نمي شناسم.» وحضرت جواب داده بود: « آن قبر من است.» دعبل هم قصيده اش را با دوبيت امام، اين طرف و آن طرف براي شيعيان مي خواند.



  10. تشكرها 2

    نرگس منتظر (15-07-1390), جمعه سبز (15-07-1390)

  11. Top | #26

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    شماره عضویت
    1462
    نوشته
    55
    تشکر
    119
    مورد تشکر
    204 در 50
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    مرتضي
    اين لقب به معناي مورد رضايت و پسنديده ، لقبي است که شيعيان دربرابر لقب «رضا» که مامون به آن حضرت داده بود براي ايشان به کار بردند، ، لفب مرتضي البته ازالقاب مشترک بين آن حضرت با ساير ائمه (ع) است واگر هم درمتني، مرتضاي خالي ديديد، قاعدتاً منظور امام اول(ع) است؛ اما در صلوات خاصه امام رضا هم اين لقب بلافاصله بعد از لقب رضا آمده است:«اللهم صل علي علي بن موسي الرضا المرتضي»

  12. تشكرها 2

    نرگس منتظر (15-07-1390), جمعه سبز (15-07-1390)

  13. Top | #27

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    شماره عضویت
    1462
    نوشته
    55
    تشکر
    119
    مورد تشکر
    204 در 50
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    من کیـــــــــــم از خیل غلامان او
    دست طلـــب سوده به دامان او
    ذره سر گشته خورشید عشـــق
    مرده ولی زنده جاوید عشـــــــق
    شاه خراســـــــــان را دربان منم
    خاک در شـــــــــاه خراسان منم


  14. تشكرها 3

    *آیه های انتظار* (16-07-1390), نرگس منتظر (15-07-1390), جمعه سبز (15-07-1390)

  15. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,969 در 52,597
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    اِذ انْتَبْدَتْ مِنْ اَهْلِها مَکاناً شَرْقِیّاً. (مریم: ۱۶)
    هنگامی که از خویشان خود دوری جست تا به شرق رود...

    نه کبوتر بود، نه آهو. نه دانه برای چیدن میخواست
    و نه از صیاد و دام و تفنگ میگریخت.

    تنها یک دل بود، در سینه ای به تنگ آمده از روزگار،
    تنها خستگی بود از زمانه و دنیای خالی از تبرک و تقدس.


    شب در تمام جانش ریشه دوانده و خورشید را گم کرده بود.
    نومیدی همچون تیری زهرآلود، همچون نیزهای مسموم
    او را نشانه رفته و امیدش را پنجه در گلو افکنده بود.


    امیدش به شمعی می مانست که نفس های آخر را میزد؛
    شمعی که کورسو شدهای در مسیر طوفان بود
    و هر لحظه بیم خاموشی اش میرفت.


    از دور شعله های مقدس خورشید را دید
    و روشنایی بادیه طور چشمانش را به خود فرا خواند.
    از ورای آن همه راه و دورى،
    آفتاب شعله ور را دید و به او دلباخته و امید بست.


    خورشید را میخواست، تمام بی‌قراری اش برای دیدار آفتاب بود،
    پس راه شرق را درپیش گرفت. رنج جاده ها را با تمام دور و درازیشان بردوش کشید
    و فاصله ها را فرسنگ به فرسنگ تحمل کرد و گذشت تا به سرزمین موعود رسید؛
    به سینای روشنی ها، به وادی مقدس «طُویٰ»؛ به مشهد تو رسید.


    به اینجا که تنها تو هستی و خدا هست و هیچ‌چیز دیگر نیست؛
    اینجا که زمان از حرکت ایستاده؛ اینجا که زمین دور تو میچرخد،
    ابدیت حاکم است و هرکسی تنها تو را در آیینه اشک خویش میبیند و میجوید.


    اینجا مردی هست که از آسمان آمده
    و زمین را در آغوش مهر خویش کشیده تا چهار فصلش بهار باشد.


    اینجا مردی هست که کبوتران، از هر کجای عالم،
    راه حریم او را میدانند و به‌سویش پر میکشند،


    مردی که آهوان رمیده و هراسان روزگار را
    هرکجای هستی که باشند، پناه میدهد و ضامن میشود.


    اینجا مردی هست که سنگ‌فرش‌های خانه اش را
    فرشتگان به بال‌های خویش جارو میکشند
    و پرده های حرمش را به تبرک، روسری خویش میکنند.


    اینجا مردی هست که عاشق و دلداده فراوان دارد.
    اینجا یک مرد هست و مانند او در این خاک، هیچ مردی نیست.




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  16. تشكرها 3


  17. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalb.








    میلاد شمس الشموس،

    خسرو اقلیم طوس،

    شاه انیس النفوس،


    به پیشگاه مقدس صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)

    و منتظران حضرتش تبریک و تهنیت باد.


    امضاء

  18. تشكرها 3


  19. Top | #30

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    امرداد 1390
    شماره عضویت
    1601
    نوشته
    51
    تشکر
    142
    مورد تشکر
    246 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد
    به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد
    خدا داد آنچه را وعده،‌ بشد در ماه ذیقعده
    که آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمد


    با سلام و تبریک دهه کرامت و ولادت با سعادت حضرت فاطمه معصومه(س) و هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا(ع)
    اینم هدیه من برای ولادت با سعادت امام رضا(ع)

    کتاب اس ام اس(پیامک)تبریک ولادت امام رضا(ع) با قابلیت ارسال برای تلفن های همراه

    این کتاب جاوا بوده و بر روی اکثر تلفن های همراه قابل نصب است.



    دانلود کنید

    امضاء


صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی