سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 70

موضوع: ▐★*★ ▐ويژه نامه ميلاد فرخنده شمس الضحي ٬ مولا علي بن موسي الرضا (ع)▐★*★ ▐

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,684 در 52,459
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    اَللّهُمَ صَلِّ عَلي عَلي ابنِ موسَي الرِّضَا المُرتِضي
    الاِمامِ التَّقي النَّقي وَ حُجَتِکَ عَلي مَنفَوقَ الاَرضِ
    وَ مَن تَحتَ الثَّري الصِّدّيق الشَّهيدِ
    صَلوهً کَثيرَهً تامَهً زاکِيهً
    مُتِواصِلَهً مُتَواتِرَهً مُتَرادِفَهً
    کَافَضلِ ما صَلّيتَ عَلي اَحَدٍ مِن اَوليائِک
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 3


  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,684 در 52,459
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102



    رضا آمد


    رضاآمد، رضا آمد ***** رضا آمد، رضا آمد


    بشارت ميرسد برما ******* كه اي اهل ولا برپا


    سپاس مقدم مولا ******* امير جان ما آمد


    رضا آمد *******رضا آمد







    جهان شد غرق نور از او ******* منورتر ز طور از او


    خلايق در سرور از او ******* شه ملك ولا آمد


    رضا آمد ******* رضا آمد







    سرور شيعيان باشد ******* كه شاد از او جهان باشد


    مفرح انس و جان باشد ******* كه عطرش با صفا آمد


    رضا آمد ******* رضا آمد







    زيمن مقدمش يكسر ******* جهان شد غرقه در زيور


    كه ما را آمده دلبر ******* به بزم ما صفا آمد


    رضا آمد ******* رضا آمد






    بود ايران ما خرم ******* نمايد فخر بر عالم


    از اين مولد از اين مقدم ******* كه از لطف خدا آمد


    رضا آمد *******رضا آمد



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  4. تشكرها 3


  5. Top | #53

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ای راهب کلیسا،کمتر بزن به ناقوس
    خاموش کن صدا را، نقاره میزند طوس
    آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان؟
    بردار جان خود را، با ما بیا به پابوس
    آنجا که خادمینش از روی زائرینش
    گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس
    **میلاد امام رئوف مبارک باد**

    امضاء


  6. Top | #54

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    هجده خرمايي كه واقعي شد



    همانطور كه پاي پياده، كوچه‌هاي بصره را در هواي گرم زير پا مي‌گذاشت، اضطرابي وجودش را مي‌فشرد. با نياز مبرمي به ديدن دوباره آن خانه، سرعتش را تند كرد. مدتي بود كه سعي مي‌كرد خوابش را فراموش كند، اما هر دفعه دوباره به ذهنش هجوم آورده بود.
    چند هفته پيش آن خواب عجيب را ديد. مردي در خواب به او گفت: رسول الله(ص) به بصره آمده و در خانه‌اي اقامت كرده است. هنوز هم وقتي چشمانش را مي‌بست و به خوابش فكر مي‌كرد به نظرش مي‌رسيد كه گرماي مبهمي را در وجودش احساس مي‌كند. همان گرمايي كه در خواب موقع دويدن داشت، وقتي براي ديدن رسول الله مي‌رفت. بعد توي كوچه‌اي پهن ايستاد. وارد دومين خانه در سمت چپ كوچه شد. همان خانه‌اي كه پنجره‌هايش درست رو به شرق باز مي‌شد. رسول الله را ديد كه با يارانش نشسته بود و طبقي از خرما جلوي آنها روي زمين بود. رسول الله مقداري خرما برداشت و به ابن علوان داد. ابن علوان آنها را شمرد. هجده خرما بود.
    وقتي از خواب بيدار شد، به خود لرزيد. براي لحظاتي در رختخواب نشست. بعد برخاست. وضو گرفت و نماز خواند. فردايش نتوانسته بود آرام بگيرد. توي كوچه‌هاي بصره راه افتاده بود. تنها راه چاره، گشتن بود. چيزي در وجودش ندا مي‌داد كه آن خانه را پيدا خواهد كرد. آگاهي مبهمي بود كه دليل منطقي هم نداشت.
    اين كوچه بود؟ يا نه كوچه مقابلش؟ شايد هم كوچه پشتي، يادش آمد انگار آن سوي بصره بوده. در حالي كه از كوچه‌اي به كوچه ديگر مي‌رفت، تصوير آن خانه را جلوي چشمش ديد. بدين ترتيب بعد از گذشتن از آن همه كوچه و ديوار و بازار، حالا نفس در سينه‌اش حبس شده بود. نشانه‌اي از آرامش از دست رفته.
    در مقابل خانه، با چشماني گشاد ايستاده بود. سكوت پشت ديوارها بيش از حد بود. سكوتي كه انگار در درونش انتظاري نهفته بود.
    اما انتظار براي چه؟
    و امروز براي ديدن دوباره آن خانه مي‌رفت. غروب گذشته شنيد كه پيشواي هشتم به بصره وارد شده است. نشاني‌اش را پرسيده بود: خانه‌اي آن سوي بصره در كوچه‌اي پهن و ساكت. دومين خانه در سمت چپ كه پنجره‌هايش درست رو به شرق باز مي‌شود.
    تمام ديشب را بيدار مانده بود و حالا در آرامش ديوارهاي آشناي اين سوي بصره، آنجا مي‌رفت.
    وارد خانه كه شد پيشوا را ديد. همان جايي نشسته بود كه رسول الله در خواب نشسته بود. طبقي از خرما هم روي زمين بود. پيشواي هشتم تعدادي از آنها را برداشت و به ابن علوان داد. ابن علوان شروع به شمردن كرد. با دلهره‌اي كه داشت قادر به شمردن خرماها نبود. دوباره شروع كرد. يك... دو... سه... چهار...
    هجده عدد بود. بعد در حالي كه سعي مي‌كرد كسي متوجه نشود، آهسته با صدايي لرزان گفت: اي فرزند پيامبر ممكن است تعدادي بيشتر عطا فرماييد.
    فقط مي‌خواست حرفي زده باشد تا جوابي بشنود. شايد مي‌خواست آنچه را كه روي سينه‌اش سنگيني مي‌كرد با او تقسيم كند. تحمل آن راز بيش از طاقت او بود.
    پيشوا گفت: اگر جدم رسول خدا(ص) بيشتر داده بود من هم بيشتر مي‌دادم.
    و روبرويش را نگاه كرد به سمت آن شعاع نوري كه از شرق مي‌تابيد.
    ابن علوان گذاشت لحظاتي بگذرد تا بر خود مسلط شود. بعد برخاست و بيرون آمد. سنگين از شوري كه حالا وجودش را گرفته بود.



    منبع: هشتمين سفير رستگاري ـ نوشته علي كرباسي‌زاده
    امضاء


  7. Top | #55

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    پيرمردي كه در احساسش گم شد


    آن اتفاق بيش از آنچه بتوان تصورش را كرد، غافلگير كننده بود و حالا كه پيرمرد داشت راه حمام تا خانه‌اش را زير آفتاب داغ طي مي‌كرد، نمي‌دانست به درستي چه حسي دارد. شايد كمي ناراحت بود.
    «نه، چرا ناراحت؟ مگر نه اينكه هميشه آرزوي ديدنش را داشتم؟»
    اين را پيرمرد با خودش زمزمه كرد وقتي كه پيچ كوچه را رد مي‌كرد.
    شادي؟ شايد اين حس شادي بود كه داشت وجودش را به هم مي‌فشرد.
    «شادي هست، اما خجالت هم هست، شايد اگر اين‌قدر پير و حواس پرت نشده بودم، زودتر او را مي‌شناختم. آن وقت ديگر…»
    پسر بچه‌اي از كنار پيرمرد رد شد و خيره او را نگاه كرد: خل ديوونه، با خودش حرف مي‌زنه.
    «… چقدر دوست داشتم او را از نزديك ببينم. هميشه با خودم فكر مي‌كردم در مقابل او چگونه بايد رفتار كنم. با احترام، مؤدب، مبادا حرفي بزنم كه او را برنجانم»
    آن چند باري كه پيرمرد او را ديده بود، در مراسم گوناگون بود. بنابراين در ميان آن همه جمعيت، فقط توانسته بود از دور چهره او را ببيند.
    توي حمام وقتي كيسه را به آن مرد داده بود تا پشتش را كيسه كند، سعي كرده بود به ياد بياورد او را كجا ديده است. چهره مرد به نظرش آشنا آمده بود. اما در آن لحظه نتوانسته بود چيزي به خاطر بياورد. بعد تلاش كرده بود ذهنش را به كار بيندازد. چشمانش را بسته بود حس كرده بود كه بايد جاي شلوغي با او مواجه شده باشد... سر و صدا هم بوده... باز هم فكر كرد... چشم‌هاي غمناكي را ديد... خدايا كجا بود... داشت كم كم نگران مي‌شد... احساس كرده بود در وجودش براي اين مرد احترام زيادي قائل است... براي اين چهره‌اي كه داشت توي ذهنش پررنگ مي‌شد.
    پيرمرد به يكباره برگشته و با وسواسي دقيق در آن چهره نگاه كرده بود. بعد آهي از سر پشيماني كشيد، و با دو دست صورتش را پوشانده بود.
    «شما پيشواي ما هستيد... درست است؟ ... پيشواي هشتم... واي مرا ببخشيد...»
    اين را با لكنت زبان گفته بود.
    «مگر چه اتفاقي افتاده... چرا بايد تو را ببخشم...»
    «ترا به خدا بگوييد كه مرا مي‌بخشيد... اين را به من بدهيد. ديگر لازم نيست دست به پشت من بزنيد... خدا مي‌داند كه چقدر خجالت زده‌ام»
    پيشوا از او دلجويي كرده بود و به كيسه كشيدن پشت او ادامه داده بود. پيرمرد از شرمندگي خود را باخته بود. اما در مقابل هم نمي‌توانست دست پيشوا را به زور بگيرد. نمي‌خواست بي‌احترامي كرده باشد. فقط با نگاه‌هاي ملتمسانه به او نگاه مي‌كرد اما پيشوا مي‌خواست كار خودش را بكند.
    حالا داشت به خانه‌اش بر مي‌گشت، درست همان اتفاقي روي داده بود كه هميشه آرزويش را داشت. حيف اگر زودتر او را به جا مي‌آورد... هر چه مي‌كوشيد نمي‌توانست اين اتفاق را باور كند.... نه باور كردني نبود.

    منبع: مناقب؛ ابن شهر آشوب، ج 4
    امضاء


  8. Top | #56

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    پیوند قلبی امام رضا(ع) و امام مهدی(عج)



    روایاتی از امام رضا(علیه السلام) به دست آمده که درباره غیبت و نهان زیستی امام مهدی(ع) ، فضیلت انتظار و چشم به راه بودن امام مهدی(عج) و ظهور امام مهدی(عج) و پیامدهای آن است که به توسعه و تعمیق اندیشه مهدوی و فرهنگ انتظار در میان شیعیان کمک می کند که به توضیح آن ها می پردازیم :
    1. غیبت و نهان زیستی امام مهدی(عج)


    امام رضا(علیه السلام) نیز چون دیگر اجداد طاهرینش موضوع غیبت آخرین حجت حق را پیش بینی و شیعیان را برای برخورد با این پدیده آماده نموده است .
    در
    یکی از روایاتی که « حسن بن علی بن فضال » از آن حضرت نقل کرده ، در این زمینه چنین می خوانیم :
    گویا شیعیان را می بینم که به هنگام فقدان سومین فرزند من ،1 مانند گوسفندانی که به دنبال چوپان خود می گردند سرگردانند و او را نمی یابند . گفتم : چرا این گونه است ، ای پسر رسول خدا ؟ فرمود : زیرا امامشان از آنها غایب شده است . پرسیدم : چرا ؟ فرمود : برای اینکه به هنگام قیامش با شمشیر ، بیعت هیچکس بر گردنش نباشد .2
    آن حضرت در روایت دیگری به نقل از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرمایند :
    پدرم به فدای فرزند بهترین کنیزان ، فرزند آن (کنیز) اهل نوبه 3 که دهانی خوشبو و رحمی نیک نژاد دارد . او رانده شده (دور افتاده) ، بی خانمان و کسی است که انتقام خون پدر و جدش گرفته نشده و صاحب غیبت است . گفته می شود : او مرده یا هلاک شده است ، در چه سرزمینی سیر می کند ؟ 4
    همچنین امام هشتم شیعیان (ع) در زمینه غیبت آخرین امام ، به نقل از پدران بزرگوار خود از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین روایت می کند:
    سوگند به آنکه مرا به حق به عنوان بشارت دهنده برگزید ، [ امام ] قائم از فرزندان من ، براساس پیمانی که ازجانب من برعهده اوست ، از دیده ها پنهان می شود تا آنجا که بیش تر مردم می گویند : خدا نیازی به خاندان محمد ندارد. و گروهی دیگر در ولادت او شک می کنند . پس هر کس زمان او را دریابد بایستی به دین او درآویزد و به واسطه شک خود برای شیطان راهی به سوی خود باز نسازد ، تا شیطان او را از آئین من زائل و از دین من بیرون نکند . همچنانکه پیش از این پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد . به درستی که خداوند عزّوجلّ شیطان را سرپرست (ولیّ) کسانی که ایمان ندارند ، قرار داده است . 5



    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  9. Top | #57

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    2. فضیلت انتظار و چشم به راه بودن امام مهدی(عج)


    موضوع دیگری که در زمینه باور مهدوی در کلام امام رضا(علیه السلام) یافت می شود ، موضوع « انتظار فرج » یا چشم به راه گشایش بودن است . آن حضرت در روایات متعددی به موضوع فضیلت انتظار فرج اشاره کرده اند . از جمله در روایتی خطاب به « حسن بن جهم » که از ایشان در مورد « فرج » می پرسد ، می فرماید :آیا می دانی که انتظار فرج [ جزیی ] از فرج است ؟ گفتم : نمی دانم مگر اینکه شما به من بیاموزید . فرمود : آری انتظار فرج ، جزیی از فرج است . 6
    در روایت دیگری نیز می فرماید :
    " ما أحسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح ": « و ارتقبوا إنّی معکم رقیب » [ سوره هود /93] ، « وانتظروا إنّی معکم من المنتظرین»[ سوره اعراف ، آیه 71] " فعلیکم بالصبر إنّما یجی ء الفرج علی الیأس و قدکان الذین من قبلکم أصبر منکم..." 7
    موضوع دیگری که در زمینه باور مهدوی در کلام امام رضا(علیه السلام) یافت می شود ، موضوع « انتظار فرج » یا چشم به راه گشایش بودن است .

    چه نیکوست صبر و انتظار فرج ، آیا سخن بنده صالح خدا [ شعیب ] را نشنیدی که فرمود : « و انتظار برید که من [هم] با شما منتظرم » و « پس منتظر باشید که من [هم] با شما از منتظرانم » ، بر شما باد به صبر و بردباری ؛ چرا گشایش بعد از ناامیدی فرا می رسد و به تحقیق کسانی که پیش از شما بودند از شما بردبارتر بودند .
    و بالاخره در روایت بسیار زیبایی فضیلت انتظار را این گونه بیان می کنند:
    ... آیا هیچ یک از شما خوش ندارد که در خانه خود بماند ، نفقه خانواده اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد ؟ پس اگر در چنین حالی از دنیا برود مانند کسی است که به همراه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در [نبرد] بدر به شهادت رسیده است . و اگر هم مرگ به سراغ او نیاید مانند کسی است که به همراه قائم ما و در خیمه او باشد . 8



    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  10. Top | #58

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalbha


    3. ظهور امام مهدی(عج)




    موضوع دیگری که در روایات رضوی به آن پرداخته شده ، موضوع ظهور امام مهدی و آثار و پیامدهای آن است . از جمله در روایتی که « حسین بن خالد » آن را نقل می کند آن حضرت در پاسخ این پرسش که :
    ای فرزند رسول خدا ! قائم شما اهل بیت کیست ؟
    می فرماید: چهارمین از فرزندان من ، فرزند سرور کنیزان ، کسی است که خداوند به واسطه وی زمین را از هر ستمی پاک و از هر ظلمی پیراسته می سازد و او کسی است که مردم در ولادتش شک می کنند و او کسی است که پیش از خروجش غیبت می کند و آنگاه که خروج کند زمین به نورش [نور پروردگارش] روشن گردد و در میان مردم میزان عدالت را برقرار کند و هیچکس به دیگری ستم نکند و او کسی است که زمین برای او درهم پیچیده می شود و سایه ای برای او نباشد و او کسی است که از آسمان ندا کننده ای او را به نام ندا کند و به وی دعوت نماید به گونه ای که همه اهل زمین آن ندا را بشنوند ، می گوید : « آگاه باشید که حجت خدا در کنار خانه خدا ظهور کرده است پس او را پیروی کنید که حق با او و در اوست » و این همان سخن خدای تعالی است که فرمود: « اگر بخواهیم از آسمان برایشان آیتی نازل می کنیم که در برابر آن به خضوع سر فرود آورند ». [سوره شعرا /9]

    4. دعا به امام مهدی(عج)


    میان امام رضا(علیه السلام) و امام مهدی(ع) آنچنان پیوند قلبی وجود داشته که آن حضرت از سال ها پیش از تولد نسل چهارم خود با بیان های متعدد و متفاوت او را دعا کرده و نصرت و یاریش را از خداوند طلب کرده است . در یکی از این دعاها چنین می خوانیم :
    خداوندا ! [امور] بنده و جانشین ات را اصلاح کن ، آنچنانکه [امور] پیامبران و رسولات را اصلاح کردی ؛ او را با فرشتگانت در برگیر و با روح القدس از جانب خودت یاری کن ؛ در پشت سر و پیش روی نگهبانانی قرار ده که او را از بدی در امان دارند ؛ بیم و نگرانی او را تبدیل به امنیت و آرامش کن تا تنها تو را بپرستد و کسی را برای تو شریک نگیرد ؛ هیچ یک از آفریدگانت را بر ولیّ ات مسلط مساز ؛ اجازه جهاد با دشمان تو و دشمنان خودش را به او عطا کن و مرا از یاران او قرار ده ؛ چرا که تو بر همه چیز توانایی. 10

    ابراهیم شفیعی سروستانی
    تهیه و تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان
    1.ظاهرا در اینجا از سوی راوی یا کسانی که از او نقل کرده اند اشتباهی رخ داده است؛ چرا که امام مهدی(عج) چهارمین فرزند امام رضا(علیه السلام) محسوب می شود نه سومین فرزند.
    2. محمد بن علی بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، ص480، ح4.
    3.«نوبه» ولایتی از بلاد سودان از اقلیم اول، به جنوبی مصر بر کنار رود نیل... هم اکنون نیمی از سرزمین نوبه جزو مملکت مصر و نیم دیگر جزو سودان است (علی اکبر دهخدا، لغتنامه، ج14، ص20158-20157). مراد از کنیز اهل نوبه (نوبیّه) مادر امام جواد(علیه السلام) است.
    4.محمد بن یعقوب الکلینی، همان، ج1، ص323-322، ح14؛ محمدباقر المجلسی، همان، ج50، 21، ح7.
    5.محمدبن علی بن الحسین (شیخ صدوق)، همان، ج1، ص51.
    6.ابو جعفر محمدبن الحسن (شیخ طوسی)، کتاب الغیبة، ص276؛ محمدباقر المجلسی، همان، ج52، ص130، ح29.
    7.عبداللّه بن جعفر الحمیری، قرب الاسناد، ص224، به نقل از: عزیزاللّه العطاردی، همان، ص217، ح373.
    8.محمدبن یعقوب الکلینی، همان، ج4، ص260، ح34.
    9.محمدبن علی بن الحسین (شیخ صدوق)، همان، ج2، ص372، ح5.
    10.ابوجعفر محمدبن الحسن (شیخ طوسی)، مصباح المتهجّد، ص326. به نقل از: معجم أحادیث الإمام المهدی(ع)، ح4، ص171.




    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  11. Top | #59

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1756
    نوشته
    741
    تشکر
    4,542
    مورد تشکر
    2,529 در 714
    دریافت
    0
    آپلود
    0



    میهمان دوستی امام علیه السلام

    مرد گفت: «سفر سختی بود. یک ماه طول کشید».
    امام رضا علیه السلام فرمودند: «خوش آمدی!»
    «ببخشید که دیروقت رسیدم.

    بی پناه بودن مرا مجبورکرد که دراین وقت شب، مزاحم شما شوم».
    امام لبخندی زدند و فرمودند:
    «با ما تعارف نکن! ما خانواده ای میهمان دوست هستیم».
    در این هنگام روغن چراغ گردسوز فرونشست و
    شعله اش آرام آرام کم نور شد.
    میهمان دست برد تا روغن در چراغ بریزد،

    اما امام دست او را آرام برگرداند و خود،
    مخزن چراغ را پر کرد. مرد گفت: «شرمنده ام!
    کاش این قدر شما را به زحمت نمی انداختم».
    امام در حالی که با تکه پارچه ای،
    روغن را از دستش پاک می کرد، فرمودند:

    «ما خانواده ای نیستیم که میهمان را به زحمت بیندازیم».







    امضاء


  12. Top | #60

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,684 در 52,459
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    او در میان بهشت رویید.

    وقتی در آغوش آسمان به روی موسی بن جعفر

    علیه‏السلام لبخند می‏پاشید،

    طراوتش تمام آسمان را تازه می‏کرد.

    تا پایش به زمین خشک رسید،

    برکت، تمام زمین را در آغوش کشید.

    هیچ کبوتری در بند نماند.

    آب و نور از آسمان سرازیر شد

    و زیر پاهای کوچکش، چشمه جان گرفت.



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  13. تشكر


صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی