داستان بسیار بسیار آموزنده و جذاب ” یک لیوان شیر” حتما بخوانید سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
داستان بسیار بسیار آموزنده و جذاب ” یک لیوان شیر” حتما بخوانید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    gol. داستان بسیار بسیار آموزنده و جذاب ” یک لیوان شیر” حتما بخوانید







    روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.
    از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد که تنها یک سکه ۱۰ سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.
    تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.

    دختر جوان و زیبایی در را باز کرد. پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و به جای غذا، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.
    دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود به جای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد. پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت: «چقدر باید به شما بپردازم؟». دختر پاسخ داد: «چیزی نباید بپردازی. مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازایی ندارد.» پسرک گفت: «پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»
    سال ها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.

    پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.
    دکتر هوارد کلی، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگامی که متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.

    بلافاصله بلند شد و به سرعت به طرف اطاق بیمار حرکت کرد.
    لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد. در اولین نگاه او را شناخت.
    سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری، پیروزی از آن دکتر کلی گردید.
    آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.

    به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چیزی نوشت. آن را درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
    زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد. سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد. چیزی توجه اش را جلب کرد. چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود. آهسته آن را خواند:

    «بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است . . . »
    و این هم یک مکالمه خواندنی که این روزا نمونه اش برای خیلی ها اتفاق می افته
    گفتی عاشقمی٬
    گفتم دوستت دارم.
    گفتی اگه یه روز نبینمت می میرم٬
    گفتم من فقط ناراحت می شم.
    گفتی من به جز تو به کسی فکر نمی کنم٬
    گفتم من اتفاقا به خیلی ها فکر می کنم!
    گفتی تا ابد توو قلب منی٬
    گفتم فعلا توو قلبم جا داری.
    گفتی اگه بری با یکی دیگه من خودمو می کشم٬
    گفتم اما اگه تو بری با یکی دیگه من فقط دلم می خواد طرفو خفه کنم.
    گفتی …
    گفتم … حالا فکر کردی فرق ما ایناس؟

    نه! فرق من اینه که تو دروغ می گفتی و من راست می گفتم . . .





    داستان بسیار بسیار آموزنده و جذاب ” یک لیوان شیر” حتما بخوانید



  2. تشكرها 9

    *فاطمه* (15-07-1390), *آیه های انتظار* (14-07-1390), parsa (17-07-1390), salamekhoda (15-07-1390), نرگس منتظر (15-07-1390), بیقرار ظهور (14-07-1390), خادم کریمه اهل بیت (14-07-1390), علياء النجار (14-07-1390)

  3.  

  4. #2
    عضو خودماني
    بیقرار ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1390
    نوشته : 1,160      تشکر : 26,932
    6,673 در 1,742 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بیقرار ظهور آنلاین نیست.

    gol..




    بسیار زیبا و اموزنده بود.
    ممنون
    داستان بسیار بسیار آموزنده و جذاب ” یک لیوان شیر” حتما بخوانید

  5. تشكرها 6

    *فاطمه* (15-07-1390), *آیه های انتظار* (14-07-1390), نرگس منتظر (15-07-1390), خادم کریمه اهل بیت (15-07-1390), شهیده (14-08-1390)

  6. #3
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : مهر 1390
    نوشته : 2      تشکر : 3
    10 در 3 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    علياء النجار آنلاین نیست.

    gol..




    دستت درد نكند
    داستان بسیار بسیار آموزنده و جذاب ” یک لیوان شیر” حتما بخوانید

  7. تشكرها 6

    *فاطمه* (15-07-1390), *آیه های انتظار* (14-07-1390), نرگس منتظر (15-07-1390), بیقرار ظهور (16-07-1390), خادم کریمه اهل بیت (15-07-1390), شهیده (14-08-1390)

  8. #4
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : مهر 1390
    نوشته : 2      تشکر : 3
    10 در 3 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    علياء النجار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بلكه اخرين داستان نمى فهميدم لطفا توضيح بدهيد ( خواهش مى كنم )
    داستان بسیار بسیار آموزنده و جذاب ” یک لیوان شیر” حتما بخوانید

  9. تشكرها 3

    *فاطمه* (15-07-1390), نرگس منتظر (15-07-1390), بیقرار ظهور (13-06-1391)

  10. #5
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    نوشته : 55      تشکر : 119
    204 در 50 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    salamekhoda آنلاین نیست.

    پیش فرض




    واقعا آموزنده بود
    ممنون
    داستان بسیار بسیار آموزنده و جذاب ” یک لیوان شیر” حتما بخوانید

  11. تشكرها 5

    *فاطمه* (15-07-1390), نرگس منتظر (31-05-1391), بیقرار ظهور (16-07-1390), شهیده (14-08-1390), علياء النجار (15-07-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •