طب الرضا (ع) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
طب الرضا (ع)
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    مدیر افتخاری
    نوای عشق آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 392      تشکر : 1,991
    750 در 283 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نوای عشق آنلاین نیست.

    پیش فرض طب الرضا (ع)




    بسم الله الرحمن الرحیم

    آموزه های پزشکی امام رضا (ع)


    طب الرضا یا رساله ی ذهبیه کتابی است پزشکی از امام رضا علیه السلام که بر خلاف کتب دیگر- که معمولا توصبه های پزشکی را از میان احادیث ائمه گلچین می کنند- وجود مبارک امام رضا علیه السلام آن را نگاشته اند. این کتاب از دو جهت دارای اهمیت است، اول اینکه کتابی است علمی در زمینه پزشکی و دیگر اینکه چون از ناحیه امام معصوم صادر شده، از اشتباهات مرسوم و رایج در علوم تجربی مبری است.

    رساله ذهبیه امام رضا(ع) مجموعه بیانات ارزشمند علمی و پزشکی امام است که در آن با شرح خواص اغذیه و اشربه، راهکارهای بهزیستی و بهداشت و سلامت را به انسان می‌آموزد و تکنیک‌های مقابله با بیماری‌ها و آسیب‌های روحی و روانی را مورد توجه و نقد و بررسی قرار می‌دهد. این رساله با اهمیت پزشکی، به درخواست مامون خلیفه عباسی، توسط امام تقریر و تحریر شده است که امام، آن را بزرگوارانه ظاهرا خطاب به مامون تقریر فرموده؛ اما در متن بیانات، افاضات جنبه خطاب عمومی داشته و از مفاد آن شمیم افادات همگانی به مشام می‌رسد، بخشی از آن رساله گرانمایه به بحث درباره اهمیت حیاتی حجامت و فصد(شکافتن رگ بیمار) پرداخته و این راهکار حیاتبخش را درمانگر بسیاری از بیماری‌های لاعلاج رقم زده است.

    تردیدی در صحت و اصالت سند رساله ذهبیه نیست زیرا برخی از روایت‌ها، سند آن را به «محمد‌بن جمهور» و در بعضی از این سندها نام «حسن‌بن محمد نوفلی» به چشم می‌خورد که نجاشی او را توثیق کرده و درباره او گفته است: «ثقه و جلیل‌القدر است و از امام رضا(ع) رساله‌ای را روایت کرده است که منظور او همان رساله ذهبیه است».
    شاید شهرت این رساله میان دانشمندان و اجماع آنها درباره نسبت آن به امام رضا(ع) در دوران‌های مختلف و عدم ورود خدشه‌ای از جانب احدی بر این انتساب، از جمله اسبابی است که به پژوهشگر اطمینانی نزدیک به یقین ‌بخشیده که این رساله از عطایای شخص امام رضا(ع) است. این رساله بلیغ علمی از نفیس‌ترین و گران‌بهاترین مواریث اسلامی، در زمینه دانش پزشکی است و به طور مختصر مشتمل بر رشته‌هایی از علوم پزشکی مانند علم تشریح، زیست‌شناسی، وظایف‌الاعضا و علم‌الامراض و بهداشت و جز آن بوده و بخش زیادی از طب پیشگیری را نیز بیان فرموده است و نیز شامل دانش شیمی و تغذیه و بسیاری از گرایش‌های علمی و دانش بشری است.
    منبع :سایت تبیان
    طب الرضا (ع)

    دلی کزمعرفت نور وصفا دید
    / به هرچه که دید اول خدا دید


  2. تشكرها 5


  3.  

  4. #2
    مدیر افتخاری
    نوای عشق آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 392      تشکر : 1,991
    750 در 283 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نوای عشق آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فرازهایی از رساله ذهبیه طیبه


    امام رضا(علیه السلام)
    - در فصل بهار، گوشت های لطیف و تخم مرغ نیم پخته بخورید و از خوردن پیاز و ترشی پرهیز کنید.
    - در فصل تابستان از سبزیجات و میوه های تازه و گوشت گوسفند و ماهی تازه بی نمک و گوشت مرغ تیه و و دراج و شیر بیشتر استفاده کنید.
    - در اوایل پاییز خیار و خربزه بخورید و در اواخر آن از کرفس و نعناع و تره پرهیز کنید.
    - در فصل زمستان هر بامداد استحمام کنید و ماهی تازه و شیر بخورید و ورزش بسیار کنید.
    منبع: تبیان


    طب الرضا (ع)

    دلی کزمعرفت نور وصفا دید
    / به هرچه که دید اول خدا دید


  5. تشكرها 5


  6. #3
    مدیر افتخاری
    نوای عشق آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 392      تشکر : 1,991
    750 در 283 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نوای عشق آنلاین نیست.

    پیش فرض




    برای این رساله اسانیدی ذکر شده که برخی از آنها به محمد بن جمهور منتهی می شود و در بعضی از این اسانید نام حسن بن محمد نوفلی هست که نجاشی او را موثق می داند و درباره ی او گفته است: "ثقه و جلیل القدر است و از امام رضا(ع) رساله ای را روایت کرده است." این رساله در میان دانشمندان و پژوهشگران به عنوان رساله ای از حضرت رضا(ع) بدون خدشه ای از جانب احدی بر این انتساب شهرت دارد و اشتهار این کتاب ، صحت انتساب آن را ممکن می سازد.
    این رساله ی بلیغ عملی از نفیسترین و گرانبهاترین مواریث اسلامی در زمینه ی دانش پزشکی است و به طور مختصر مشتمل بر رشته هایی از علوم پزشکی مانند تشریح، زیست شناسی (بیولوژی) وظایف الاعضا(فیزیولوژی)، علم الامراض(باکتریولوژی)، بهداشت و جز آن است و بخش زیادی از طب پیشگیری را نیز بیان کرده است. همچنین شامل دانش شیمی و تغذیه و بسیاری از دانش های دیگر می باشد.
    امام رضا(ع) این رساله را در حدود سال 201 هجری برای مأمو ن عباسی فرستاد. در آن زمان دانش پزشکی صورت علمی نداشت و در مرحله ی ابتدایی و اولیه و براساس مداومت در تجربه بود، نه بر پایه ی اکتشافات علمی . هم چنین در آن زمان هنوز وجود میکروب ها کشف نشده و ا زچگونگی مواد مهم غذایی مانند ویتامین ها آگاهی به دست نیامده بود و از اکتشافات مهم دیگر پزشکی برای مبارزه با میکروبها خبری نبود.
    این رساله در ظاهر ساده و هماهنگ با درک مردم آن زمان می باشد ولی در باطن عمیق و پیچیده است و به بررسی های علمی و مباحثات طولانی نیاز دارد تا نکات و اسرار آن مکشوف و با حقایق جدید علمی سنجیده و تطبیق شود.1

    در مورد علت نوشتن این رساله چنین آمده که در یکی از جلسات علمی که حضرت رضا(ع) و مأمون عباسی حضور داشتند گروهی از پزشکان و فیلسوفان نیشابور گرد آمده بودند و از جمله آنها یوحنّا بن ماسویه طبیب، جبرائیل بن بختیشوع طبیب، صالح بن سلهمه هندی فیلسوف و گروه دیگری از متفکران و دانشمندان سخنان بسیاری گفته شد. اما امام(ع) ساکت بود و سخنی نفرمود. مأمون به امام رضا(ع) عرض کرد: ای ابالحسن درباره ی این موضوع شما چه می فرمایید؟
    امام فرمودند: دراین باره نظریاتی دارم که صحت آنها را از طریق تجربه و به مرور زمان شناخته ام اضافه بر آگاهی هایی که گذشتگانم به من داده اند و چیزهایی است که هر انسانی باید آنها را بداند و در ترک آنها معذور نیست. من این نظریات و تجربیات را با آن چه شناخت آن در این زمینه مورد نیاز است ، گردآوری خواهم کرد.
    پس از این مأمون به سوی بلخ حرکت کرد و امام(ع) در مرو ماند. مأمون نامه ای به آن حضرت نوشت و خواستار شد که وعده ی خود را در آن مورد وفا فرماید. امام در پاسخ چنین نوشت:
    بسم الله الّرحمن الّحیم. اعتصمت بالله 2
    اما بعد، نامه امیرالمومنین به من رسید، فرمان داده اند که او را از تجربه ها و شنیده های خود درباره ی خوردنی ها و نوشیدنی ها و استعمال داروها و فصد و حجامت و حمام و نوره و باه و جز اینها که موجب سلامت و استقامت بدن است، به اندازه ای که مورد نیاز است آگاه گردانم، اینک آن چه مورد لزوم بوده و برای اداره و اصلاح بدن باید به جای آورده شود شرح وتوضیح داده شده است و توفیق از خداست.
    امام (ع) پس از این توضیح ، رساله را آغاز می کند.
    مأمون این رساله را با خوشحالی بسیار دریافت کرد و برای نشان دادن اهمیتی که به آن می دهد دستور داد که با طلا نوشته و پس از آن در خزانه دارالحکمه نگه داری شود، به همین مناسبت است که آن را رساله ذهبیه نامیده اند.


    -------------------------------------
    1) ر.ک:طب الرضا، ص 19و 20
    2) اعتصمت بالله: به خدا پناه می برم


    منبع: کتاب علی بن موسی (ع)، امام رضا- نوشته مرضیه محمد زاده
    طب الرضا (ع)

    دلی کزمعرفت نور وصفا دید
    / به هرچه که دید اول خدا دید


  7. تشكرها 4


  8. #4
    مدیر افتخاری
    نوای عشق آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 392      تشکر : 1,991
    750 در 283 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نوای عشق آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نسخه فارسی رساله «ذهبیه» در موزه ملک نگهداری می شود9 آبان 1388 ساعت 10:32هشت نسخه خطی نفیس از ترجمه فارسی رساله «ذهبیه» یا «طب‌الرضا» در گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک نگهداری می‌شود. ایبنا گزارشی دارد از این نسخه‌ها و ویژگی‌های آن‌ها.
    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، رساله «ذهبيه» رساله‌اي بوده است كه امام رضا(ع) درباره طب و بهداشت و صحت بدن توسط اغذيه، براي مامون عباسي نوشتند و چون مامون دستور داد آن‌ را با آب طلا بنويسند، به رساله «ذهبيه» معروف شد. نام دیگر این رساله «طب‌الرضا» است و ترجمه‌ها و شرح‌های گوناگونی در دوره‌های مختلف از آن ارایه شده است.

    از ترجمه‌ها و شرح‌های مختلف این رساله، هشت نسخه فارسی در گنجینه موزه ملک موجود است که سه نسخه از آن‌ها در قالب جشنواره ماه هشتم در این موزه به نمایش درآمدند. این هشت نسخه عبارتند از:

    ۱. ترجمه ذهبیه به خط غلامحسین‌بن علی یزدی
    این نسخه خطی که در جشنواره ماه هشتم به‌نمایش درآمد، در سال ۱۳۰۰ هجری قمری توسط غلامحسین‌بن علی یزدی به‌خط شکسته نستعلیق کتابت شد. این کتاب نفیس در ۹ برگ ۱۲ سطری از جنس کاغذ ترمه در ابعاد ۱۰ در ۱۸/۷ با جلد میشن لایی سیاه مغزی قهوه‌ای صحافی شده است.

    این نسخه نفیس که تذهیب آن به‌صورت «دوجدولی به اکلیل و شنگرف با عناوین شنگرفی» است، با عبارت «بر ضمایر آگاه ارباب هوش پوشیده نیست» آغاز شده و با عبارت «به امراض مبتلا و گرفتار سازی» پایان یافته است.

    این ترجمه از رساله «ذهبیه» با کد «۱۷۰۷» و کلمات کلیدی «علی‌بن موسی‌الرضا(ع)، امام هشتم، ۱۵۳- ۲۰۳ ق.- کلمات قصار» و «پزشکی اسلامی الف. یزدی، غلامحسین‌بن علی، مترجم ب.عنوان» در گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک نگهداری می شود.

    ۲. ترجمه ذهبیه (رساله حضرت امام رضا) به‌خط محمدسعیدبن محمدتقی خاتون‌آبادی
    این نسخه خطی که در جشنواره ماه هشتم به‌نمایش درآمد، مربوط به قرن ۱۱ هجری قمری است و در سال ۱۰۸۱ هجری قمری توسط محمدسعید‌بن محمدتقی خاتون‌آبادی به‌خط نستعلیق کتابت شد. این کتاب نفیس در ۱۹۲ برگ ۱۹ سطری با کاغذی از جنس نوعی ترمه در ابعاد ۷/۲۴ در ۸/۱۶ صحافی شده است.

    این نسخه نفیس که تذهیب آن به‌صورت «جدول و کمند با یک سرلوح و دو پیشانی» است، با عبارت «بسمله، حمدله...و علما و فضلا نشسته بود» آغاز شده و با عبارت «و آن زمان تاسف سود ندارد» پایان یافته است.

    این ترجمه از رساله «ذهبیه» با کد «۱۷/۴۲۷۵» و کلمات کلیدی «پزشکی اسلامی الف. خاتون‌آبادی، محمدسعیدبن محمدتقی، خطاط ب.عنوان» در گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک نگهداری می‌شود.

    ۳. ترجمه رساله ذهبیه به‌خط محمدتقی‌بن حسین خاتون‌آبادی
    این نسخه خطی مربوط به قرن ۱۱ هجری قمری است و در سال ۱۰۵۶ هجری قمری توسط محمدتقی‌بن حسین خاتون‌آبادی به‌خط نستعلیق و نسخ کتابت شد. این کتاب نفیس در کاغذ ترمه ۱۹ سطری در ابعاد ۲/۳۵ در ۱/۲۱ با جلد ساغری سیاه ضربی صحافی شده است.

    این نسخه نفیس که در تذهیب آن عنوان‌ها به رنگ‌های مختلف به‌ویژه شنگرفی هستند، با عبارت «بسمله، حمدله...با جماعتی ائمه و حکما و فضلا نشسته بود» آغاز شده و با عبارت «از دست دهد، آن زمان تاسف سود ندارد» پایان یافته است.

    این ترجمه از رساله «ذهبیه» با کد «۲۶/۴۳۷۹» و کلمات کلیدی «پزشکی اسلامی الف. خاتون‌آبادی اصفهانی، محمدتقی‌بن حسین، خطاط ب.عنوان» در گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک نگهداری می‌شود.

    ۴. ترجمه طب‌الرضا از مولا محمد مومن قزوینی الموتی
    این نسخه خطی مربوط به قرن ۱۲ هجری قمری است و در سال ۱۱۲۶ هجری قمری توسط مولا محمد مومن قزوینی الموتی ترجمه شد. این کتاب نفیس در ۴۲ برگ ۱۹ سطری با کاغذ «فستقی» در ابعاد ۳/۱۶ در ۲/۲۶ با جلد میشن قهوه‌ای ضربی صحافی شده است.

    این نسخه نفیس با عبارت «حمد بی و ثنای بی عدد مر واجب‌الوجودی است» آغاز شده و با عبارت «و امامی صدوق در پنجم ماه جمادی‌الاخر ۱۱۲۶» پایان یافته است.

    این ترجمه از رساله «ذهبیه» با کد «۵۷۰۹» و کلمات کلیدی «علی‌بن موسی‌الرضا(ع)، امام هشتم،۱۵۳-۲۰۳ ق.- کلمات قصار» و «پزشکی اسلامی الف.قزوینی الموتی، محمد مومن، مترجم ب.عنوان» در گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک نگهداری می‌شود.

    ۵. ترجمه طب‌الرضا به‌خط نسخ
    این نسخه خطی در قرن ۱۳ هجری قمری به‌خط نسخ کتابت شد. این کتاب نفیس در ۲۲ برگ ۱۱ سطری با کاغذ «ترمه اصفهانی» در ابعاد ۱/۱۱ در ۴/۷ با جلد رویه کاغذی صحافی شده است.

    این ترجمه از رساله «ذهبیه» با کد «۲/۴۴۲۷» و کلمات کلیدی «پزشکی اسلامی الف. خاتون‌آبادی، محمدسعیدبن محمدتقی، خطاط ب.عنوان» در گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک نگهداری می‌شود.

    ۶. ترجمه طب‌الرضا به‌خط نستعلیق
    این نسخه خطی که در جشنواره ماه هشتم به‌نمایش درآمد، در قرن ۱۴هجری قمری به‌خط نستعلیق کتابت شد. این کتاب نفیس در ۱۷۴ برگ ۱۲ سطری با کاغذ «فرنگی آهار مهره» در ابعاد 11.1 در 18.2 با جلد میشن قهوه‌ای روشن صحافی شده است.

    این نسخه نفیس که تذهیب آن به‌صورت مجدول (جدولی) با عناوین و نشان شنگرفی و دارای سرلوح است، با عبارت «بر ضمایر دل های ارباب هوش پوشیده نیست» آغاز شده و با عبارت «و نفس خود را در مرض نیاندازی» پایان یافته است.

    این ترجمه از رساله «ذهبیه» با کد «۴۲۲۱» و کلمات کلیدی «علی‌بن موسی‌الرضا(ع)، امام هشتم، ۱۵۳- ۲۰۳ ق.- کلمات قصار» و «پزشکی اسلامی» در گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک نگهداری می‌شود.

    ۷. ترجمه طب‌الرضا (الذهبیه) به‌خط منصوربن ولی‌الله‌الطبیب و ابومسلم کهپایی

    این نسخه خطی در قرن ۱۱هجری قمری توسط منصوربن ولی‌الله‌الطبیب و ابومسلم کهپایی(قهپایی) به‌خط نسخ کتابت شد. این کتاب نفیس با کاغذ ترمه و جلد میشن زرد سیر در ابعاد ۲۳ در ۹/۳۵ صحافی شده است.

    این نسخه نفیس که در تذهیب آن عناوین و نشان‌ها شنگرفی است، با عبارت «بسمله...امه بعد این رساله‌ایست مشتمل بر معرفت بدن» آغاز شده و با عبارت «در معرض تلف اندازد،...سود ندارد» پایان یافته است.

    این ترجمه از رساله «ذهبیه» با کد «۲/۴۵۷۳» و کلمات کلیدی «علی‌بن موسی‌الرضا(ع)، امام هشتم، ۱۵۳- ۲۰۳ ق.- نقل و قول‌ها» و «پزشکی اسلامی- قرن ۲ ق الف.الطبیب، منصوربن ولی‌الله، خطاط. ب.کهپایی، ابومسلم، خطاط ج.عنوان» در گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک نگهداری می‌شود.

    ۸. طب‌الرضا به‌خط نسخ
    این نسخه خطی كه مربوط به قرن ۱۱ هجري قمري است، در سال ۱۰۹۰ قمري توسط فيض‌الله به‌خط نسخ کتابت شد. این کتاب نفیس در ۲۸۹ برگ ۱۶ سطري با كاغذ ترمه در ابعاد ۴/۱۳ در ۵/۲۲ با جلد ميشن قهوه‌اي يك لايي با مغزي سفيد صحافی شده است.

    اين كتاب نفيس كه در تذهيب آن عنوان و نشان‌ها شنگرفي هستند، با عبارت «حمد بي‌قياس و سپاس ستوده اساس...سزاوار است» آغاز شده و با عبارت «به آب طلا بنويسند و به...موسوم سازند ترجمه طب‌الرضاست» پايان يافته است.

    این ترجمه از رساله «ذهبیه» با کد «۵/۴۴۴۴» و كلمات کلیدی «پزشكي اسلامي» و «علی‌بن موسی‌الرضا(ع)، امام هشتم، ۱۵۳- ۲۰۳ ق.- نقل و قول‌ها الف.عنوان» در گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک نگهداری می‌شود.

    كتابخانه و موزه ملي ملك، داراي ۱۹ هزار عنوان نسخه خطي و هفت مجموعه هنر لاكي، هنر خوشنويسي، سكه، تمبر، فرش، آثار هنري و مجموعه اهدايي بانو ملك است. اين مجموعه درواقع، دومين گنجينه نسخه‌های نفیس خطي ايران پس از كتابخانه آستان قدس رضوي و قديمي‌ترين موزه وقفي كشور است كه توسط حاج حسين آقاي ملك، خير فقيد، گردآوري و در ششم آبان ۱۳۱۶ خورشيدي، وقف بر آستان قدس رضوي شد.
    طب الرضا (ع)
    ویرایش توسط نوای عشق : 16-07-1390 در ساعت 23:07

    دلی کزمعرفت نور وصفا دید
    / به هرچه که دید اول خدا دید


  9. تشكرها 3


  10. #5
    مدیر افتخاری
    نوای عشق آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 392      تشکر : 1,991
    750 در 283 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نوای عشق آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ویژگی های منحصر به فرد رساله ذهبیه
    مقدمه:

    رساله ای در باب حفظ الصحه خطاب به مأمون عباسی و منسوب به امام رضا علیه السلام به دست ما رسیده است که در تاریخ به رساله ذهبیه یا رساله المذهبه معروف است. نویسندگان متعددی نیز به شرح و تحشیه این رساله پرداخته اند و کتابهایی تحت عنوان طب الرضا منتشر شده است. جمعی از بزرگان علما چون علامه مجلسی و در عصر ما علامه سید مرتضی عسگری بر سند این حدیث صحه گذاشته اند. برخی نیز امروزه در نسبت این رساله به امام رضا (ع) تشکیک می کنند.
    بررسی سند روایات بر عهده علماء علم رجال است و نگارنده بضاعتی در این جهت ندارد و به خود اجازه ورود به این عرصه تخصصی را نمی دهد. اما این رساله به عنوان یک متن طبی قدیمی در اختیار ماست و بنده به عنوان یک طبیب این متن را با سایر متون طبی سنتی ایران می توانم مقایسه کنم و در این جهت خود را مجاز می دانم. تخصص اینجانب درایه الحدیث نیست اما تخصص در طب سنتی و متون آن می تواند بخشی از درایه الحدیث را در این رساله تأمین کند.
    در این مقاله کوشیده ام تا کتب معتبر و مهم طب سنتی از قرون اولیه تا به حال را مورد بررسی قرار داده و مبحث حفظ الصحه آن را با رساله ذهبیه مقایسه نمایم. بررسی خود را با کتاب فردوس الحکمه اثر علی ربن طبری که در بغداد و در دربار متوکل عباسی نگاشته شده است و نزدیکترین کتاب مهم طب سنتی به زمان حضرت ثامن الحجج است، آغاز و با کتاب المنصوری فی الطب رازی و کامل الصناعه علی بن عباس اهوازی و قانون بوعلی و ذخیره خوارزمشاهی سید اسماعیل جرجانی و هدایه المتقین اخوینی ادامه دادم. از میان آثار متاخرین این علم نیز دو کتاب بسیار مهم و معتبر یعنی خلاصه الحکمه عقیلی خراسانی و حفظ الصحه ناصری تالیف حکیم گیلانی معروف به ملک الاطباء بررسی شد.
    سپس تفاوتهای موجود بین رساله ذهبیه و کتب طبی در دو بخش عمده دسته بندی شد. دسته اول تحت عنوان تفاوت در اسلوب نگارش و دسته دوم تحت عنوان تفاوت در محتوی بیان شد. این مقایسه ها ما را در این جهت کمک می کند تا ببینیم آیا این متن طبی که اکنون در اختیار ماست و تحت عنوان رساله ذهبیه مشهور است می تواند توسط یکی از اطباء نگاشته شده باشد مثلاَ رساله ای مربوط به طبری، اهوازی، رازی یا بوعلی باشد و به اشتباه به امام رضا نسبت داده باشد؟ آیا این رساله شباهتی به سایر نوشته های این دانشمندان دارد؟ اصولاَ وقتی کتب و رسائل یک دانشمند را با هم می بینیم اسلوب نگارش و محتوای آنها می تواند منشأ واحد برای نگارش را به ما معرفی کند. مثلاً کتاب اغراض الطبیه جرجانی و کتاب ذخیره وی را وقتی در کنار هم می گذاریم و اسلوب نگارش و محتوای مطالب را نزدیک به هم می بینیم و برای ما استبعادی ندارد که این دو متن از یک نویسنده یعنی جرجانی باشد.

    در این تحقیق تفاوتهای موجود بین رساله ذهبیه و آثار بزرگان علم طب رمزگشایی گردیده است و در برابر دیدگان پژوهشگران و علاقمندان قرار گرفته است تا خود بیاندیشند که این رساله از کیست؟






    یافته ها

    اگر رساله ذهبیه که منسوب به حضرت رضا علیه السلام است به عنوان یک متن طبی مورد مطالعه قرار دهیم درمی یابیم که این رساله با رسالات و کتبی که در این زمینه نگاشته شده است تفاوتهای عمده ای دارد. این رساله که عمدتاً معطوف به مسئله پیشگیری و حفظ سلامتی است که در کتب طب سنتی تحت عنوان حفظ الصحه ذکر می شده و در کتب مختلف طبی جایگاه ویژه ای داشته و حکما رساله های مجزایی نیز در این باب نگاشته اند. لکن رساله ذهبیه به همه آنچه ما در این مجال مورد بررسی قرار دادیم متفاوت است. این تفاوتها را می توان در دو بخش تفاوت در متد و اسلوب نگارش رساله و تفاوت در محتوی و ماهیت مطالب جای داد.

    الف- تفاوت در اسلوب نگارش:

    1- فصل بندی:
    در اکثر کتب یا رسالات حفظ صحت دارای6 اصل اساسی دانسته شده است و با تدبیر هوا شروع و با اطعمه و اشربه، خواب و بیداری، حرکت و سکون، احتباس و استفراغ ادامه و با اعراض نفسانی به پایان می رسد و این ها به عنوان سته ضروریه سلامتی شناخته می شوند. روش علی بن عباس اهوازی در کتاب کامل الصناعه، جرجانی در ذخیره و اغراض، عقیلی خراسانی در کتاب خلاصه الحکمه و گیلانی در حفظ الصحه ناصری و... چنین است.
    زکریای رازی در کتاب المنصوری فی الطب می گوید:«... پایه های نخستین تندرستی است برای درستی و به اندازه بودن جنبش و آرامش ،خوراک و نوشیدنی ها و بیرون راندن پس مانده ها و گزینش درست خانه و پیگیری رویدادهای بد .... و توجه به خواستهای روانی و نگاهداشت عادتها...»[1] وی در گفتار چهارم که تحت عنوان پاسداشت تندرستی ترجمه شده است عبارات فوق را اورده و به همین ترتیب مطالب فوق را به طور منظم شرح می دهد.
    اما شاید نتوان مطالب موجود در رساله ذهبیه را فصل بندی کرد. در این رساله رعایت ترتیب سته ضروریه رعایت نشده است و حتی به برخی از آنها اشاره نشده است. عناوین مشهور ذکر شده نیز در ابتدای هر فراز از سخن به روشی که روش معمول اطباء است نیامده است.
    در ابتدای رساله سخن از علاج پذیری هر بیماری می آید درحالیکه طبق دأب اطبا این عبارت مربوط به بحث حفظ الصحه نیست و در مبحث معالجات باید طرح شود. سپس مثالی جهت فهماندن نحوه عملکرد بدن(فیزیولوژی) زده می شود و به نحوه عملکرد و فیزیولوژی برخی از اندامها مانند حنجره اشاره می شود منشأ فرح و حزن بیان می شود که جای هیچکدام از آنها طبق روش اطبا در مبحث حفظ الصحه نیست. سپس با تشبیه بدن به زمین پاکیزه اهمیت توجه به اغذیه و اشربه یادآوری می شود و از این طریق وارد مبحث تغذیه می شوند و در مورد حجم و کیفیت غذا و دفعات تغذیه سخن گفته می شود. سپس وارد تدبیر فصول سال می شوند بر خلاف روش اطبا که ذکر فصول را در مبحث هوا بیان می کنند ذیل بحث تغذیه آن را مطرح می کنند
    در همین مبحث نیز بر خلاف شیوه رایج که پرداختن به خصوصیات هر فصل است به خصوصیات هر ماه و تدبیر هر یک از ماهها می پردازند بعد از آن بحث شراب حلال را پیش می کشند و روش تهیه آن را توضیح می دهند و خواص آن را می شمارند.
    سپس مجدداً وارد بحث هوا و تأثیر آن بر مزاج می شوند. در ادامه طبایع اربعه (دم، صفرا، سودا و بلغم) را مطرح و جایگاه هریک در بدن را بیان می کنند. ناگهان بحث عوض می شود و خاصیت خواب و روش درست خوابیدن مطرح می شود. در همین حین به تخلی اشاره می شود و سپس بهداشت دندان مطرح می گردد.
    سپس تغیرات ناشی از سن مطرح می شود و خصوصیات هر سنی برشمرده می شود. بطور عجیبی بحث در اینجا خاتمه می یابد و در ادامه بحث حجامت و فصد مطرح می شود. بحث در باب حجامت نیز بیش از آنچه که در کتب اطبا مورد توجه قرار گرفته است مطرح می شود
    مجدداً پس از اتمام بحث نسبتا مفصل حجامت و فصد وارد بحث تغذیه می شوند و از غذاهایی که با هم نباید خورد و توصیه هایی در باب تغذیه سخن به میان می آید و در لابه لای بحث تغذیه نکاتی در باب جماع مطرح می شود. پس از اتمام این بخش از مبحث تغذیه سخن از حمام می شود و نوره، خواص و روش استفاده آن می شود.
    سپس راه پیشگیری از چند بیماری خاص بیان می شود. در همین حین چند قاعده کلی در درمان غلبه بلغم، صفرا و سودا و ریح بیان می شود. در ادامه تدبیر مسافر بیان می شود و در لابه لای این بحث، مبحث انواع آبها و تدبیر آب بیان می شود درحالیکه روش اطبا آن است که در کنار بحث اغذیه، اشربه را بیان می کنند.در آخر رساله هم مبحث جماع مطرح می شود.
    همانطور که مشاهده می شود فصل بندی رایجی که در نوشتار همه اطبا در این مبحث رعایت می شود رعایت نشده است و شاید نتوان فصل بندی دقیقی را به رساله تحمیل کرد. روش نگارش این رساله با روش بیان قرآن و خطب نهج البلاغه بیشتر شباهت دارد تا نوشتار اطبا. در قرآن نیز اسلوب گویش، یک فصل بندی مشخص را بر نمی دارد. قرآن دارای فصل توحید، فصل نبوت، فصل معادو... نیست. مطالب را در هم آمیخته و پیوسته با هم بیان می کند مثلاً توحید را مطرح می کند و در این حین داستانی را بیان می کند و در حین آن نبوت و معاد را مطرح می کند در لابلای آنها احکام و اخلاق هم می گوید یعنی یک معجونی به شما می دهد که شما را تربیت می کند و می سازد صرفاً یک کتاب برای مطالعه نیست احکام و اخلاق وعقاید در هم تنیده است. در خطبه های نهج البلاغه هم همین اسلوب مشاهده می شود گاهی یک خطبه با توحید شروع می شود و با خلقت انسان و ملائکه ادامه می یابد و با مسائل اجتماعی و اخلاقی پایان می یابدو... رساله ذهبیه نیز چنین اسلوبی دارد و نمی توان آن را در قالبهای خاص اطبا و حکما گنجاند. این عدم فصل بندی به معنای پراکنده گویی نیست بلکه وقتی شما از ابتدا تا آخر آن را مطالعه می کنید مطلب را کاملاً پیوسته و مرتبط با هم می یابید اما تغییر در لحن و موضوع در رساله انسان را به یاد تغییر لحن های قرآن و یا نحوه خاص داستان سرایی آن و تغییر ناگهانی در صحنه های قصه های قرآنی می اندازد.

    2- آوردن مطالب خارج از موضوع حفظ الصحه (طبق عرف اطبا):
    - بیان این مطلب که هر دردی درمانی دارد
    - تشبیه بدن به یک مملکت و توضیح عملکرد اعضا مختلف
    - بیان جایگاه غلبه هر خلط در بدن
    - بیان مزاج سنی
    - تفصیل حجامت و فصد و بیان جزئیات آنها
    - بیان اصول درمان اخلاط مختلف

    ب- تفاوت در محتوی:

    1- شروع رساله با این عبارت است:« انّ الله تعالی لم یبتل العبد المؤمن ببلاء حتی جعل له دواء یعالج به و لکل صنف من الداء صنف من الدواء و تدبیر و نعت» در این عبارت بکار بردن لفظ الله تعالی و عبد و بحث ابتلاء مؤمن نمی تواند ناشی از گفتمان خارج از اسلام باشد و این نوشتار نمی تواند ترجمه ای از کتب یونانی، فارسی یا هندی که مکاتب عمده و اصلی طبی آن روزگار را تشکیل می دادند، باشد. مضاف بر این باید در نظر داشت که مترجمین اصلی بیت الحکمه مأمون که از خاندان بختیشوع و نیز امثال حنین بن اسحاق بودند ، همگی نصرانی بودند و چنین عباراتی که در واقع به گفتمانهای ناب اسلامی بر می گردد از چنین نویسندگان و مترجمانی برنمی آید.
    بیان عبارت دقیق و بسیار صریح که خداوند برای هر بیماری درمانی قرار داده است که به عنوان یک اصل طبی مهم می تواند مطرح شود، در کتب اطبا و حکماء و مشاهیر به چشم نمی خورد. این عبارت مشابه همان تعبیر رسول اکرم (ص) است که می فرمایند «... فما انزل الله داءً الا انزل معه دواء الالسام»[2] یا روایتی که از حضرت صادق (ع) رسیده است که :« انزل الله الداء و انزل الشفاء و ما خلق الله داء الا جعل له دواء...»[3] بنابراین عبارت رساله که منسوب به حضرت ثامن الحجج است همان عباراتی است که از آباء گرامش نقل شده است.
    2- حضرت در بخشی که به دفعات غذا خوردن اشاره می کنند نام از اجداد طاهرینش می برد و می فرماید:« و کذا امر جدی محمد صلی الله علیه و اله علیما علیه السلام...» چند سطر پایین تر مجدداً چنین اشاره ای وجود دارد که در بحث شراب حلال می گوید « و نعود الی قول الائمه علیهم السلام فی صفه شراب یحل شربه و یستعمل بعد الطعام» بکار بردن چنین عباراتی در کتب اطبا بی معنی است. این عبارات نه از جالینوس و بقراط است و نه از بختیشوع و جبرئیل و ابن ماسویه و حنین بن اسحاق (که همگی نصرانی بوده اند) و نه از علی بن ربن طبری، اهوازی، رازی و بوعلی.
    روش اطباء از قرون دوم و سوم تا این اواخر نیز ارجاع و استناد به قول پیامبر و امام نبوده است. چنانکه می بینید که در کتب مهم طبی مانند کتب رازی، اهوازی و بوعلی به قول پیامبر و ائمه استناد نمی شود مگر موارد بسیار نادری. نکته مهم دیگر آن است که حضرت می فرماید «کذا امر جدی محمد (ص)» و از پیامبر به عنوان جدی خویش یاد می کنند.
    3- پرداختن به خصوصیات ماههای مختلف و ذکر تدابیر آنها: در تمام کتب طبی مهم و رسائل مربوط به حفظ صحت فصلی تحت عنوان تدبیر فصول آمده است.
    طبری در فردوس الحکمه در گفتار پنجم از گونه نخست در باره چهار فصل بهار و تابستان و پاییز و زمستان و تدابیر آنها سخن گفته است. به عنوان مثال در باب فصل بهار می گوید:« در بهاران باید از خوراکیهای معتدلی چون جوجه و تیهو و تذرو و تخم مرغ نیم برشته و... بهره گیرد...»[4] وی حدوداً چهار صفحه در مورد فصول سخن می گوید اما به هیچ وجه وارد بحث ماههای مختلف نمی شود.
    رازی در المنصوری نیز همین روش را دارد تدبیر هر فصل را بدون اشاره به ماههای مختلف آن بیان می کند به عنوان نمونه می گوید:« بهتر است در بهار پیش از گرم شدن هوا به رگ زدن و خونگیری از تن و بکار بردن روان کننده ها روی آورند»[5]
    اهوازی در کامل الصناعه در مبحث « فی الطبایع فصول السنه» در ابتدا به ماههای مختلف فصول اشاره می کند اما صرفاً زمان آغاز و پایان هر ماه را بیان می کند بعنوان مثال در باب ماههای بهار می گوید«... فالشهر الاول هو دخول الشمس الحمل اوله الیوم السابع عشر من آذار و آخره الیوم السادس عشر من نیسان...»[6] وی ابتدا خصوصیات نجومی و تقویمی فصول و ماههای آن را بیان می کند و سپس امزجه فصول چهار گانه را مورد بحث قرار می دهد و تدابیر مربوط به هر فصل را بیان می کند اما وارد خصوصیات و تدبیر تک تک ماهها نمی شود.
    بوعلی در قانون نیز بحث فصول را ذیل عنوان انتقالات آورده است و بصورت بسیار خلاصه به بحث در باب فصول و تدبیر آن پرداخته است اما به ماههای مختلف فصل اصلاً اشاره ای نکرده است.
    این روال در کتب فارسی طبی نیز مشاهده می شود از هدایه المتعلمین تا ذخیره و اغراض و تا خلاصه الحکمه همین سبک و سیاق مشاهده می شود.
    اما در رساله ذهبیه بر خلاف همه متون مهم طب سنتی بحث فصول با جزئیات ماههای مختلف بیان شده است. ایشان برای ماه اول بهار که آذار باشد استعمال غذاهای لطیف و گوشتها و تخم مرغ نیم برشت را توصیه و از خوردن سیر و پیاز و ترشی پرهیز می دهند و توصیه مصرف مسهل و فصد و حجامت می کنند.
    اما در ماه دوم بهار که نیسان است توصیه می شود غذاهای بریان شده و غذاهایی که در آن سرکه استفاده شده است مصرف شود. در ماه سوم بهار یعنی ایار توصیه می شود گوشتهای غلیظ مثل کله و گوشت گاو استفاده نشود. توصیه به عدم مصرف آب ناشتا در ماه نیسان و دخول در حمام در اول روز در ماه ایار مطالبی است که در کتب طبی با این دقت مورد توجه واقع نشده است. پرهیز دادن از پیاز و سیر و ترشی در ماه آذار نیز از این دست است.
    در فردوس الحکمه که نزدیکترین کتاب مهم پزشکی به زمان امام رضا (ع) است و در زمان متوکل نگاشته شده است در مورد تدابیر تابستان توصیه مصرف به گوشت گوساله و گفته شده است:« به تابستان باید... غذاهایی را خورد که طبیعتی سرد داشته باشند مانند گوشت گوساله پخته شده در سرکه زیرا گوشت این حیوان خنک تر از گوشت گوسفند است»[7] درحالیکه در رساله ذهبیه برای ماه اول تابستان توصیه شده است که :« و من اللحوم لحم المعزا لثنی و الجذع و من الطیور الدجاج و الطیهوج و الدّراج و الالبان و السمک الطری» بنابراین بر خلاف کتاب فردوس الحکمه توصیه به مصرف گوشت بز و بزغاله و پرنده ها و ماهی شده است.
    4- شراب حلال: روش اطباء آن است که در کتب خود در کنار بحث آب مبحث شراب را نیز بیان می کنند اهوازی در کامل الصناعه یک باب تحت عنوان «فی صفه الانبذه و اولا فی الخمر» آورده است.
    وی در باب محاسن خمر می گوید:« و هو من اوفق الاشیاء فی باب حفظ الصحه اذا استعمل منه مقدار معتدل فی وقت الحاجه فانه یقوی الحراره الغریزیه و ینمیها و ینشرها فی جمیع اعضاء البدن، و یقوی النفس و یحدث لها سروراً و فرحا و نشاطا و شجاعه و کرما و یزید فی القوه و الشده و...»[8] سپس تاکید می کند که این مزایا موقعی است که به اندازه معتدل که به حد مستی نرسد مصرف شود. سپس انواع شراب و کاربردهای هریک از آنها را ذکر می کند.
    رازی در المنصوری می گوید:« شراب شکمبه و جگر را نرم می کند، باد شکن است و خوراک را خوب می گوارد، پیشاب آور و نرم کننده شکم است، روان را شادمان و خرسند می کند و به آن آرامش می دهد. این ویژگی شراب در هیچ نوشابه دیگری به این اندازه یافت نمی شود و جایگزینی ندارد»[9]
    جرجانی در ذخیره می گوید:« ... فرد همیشه اندرین دو کار مانده است، یکی قهر کردن قدرت شهوانی و دوم قصد کارهای صواب کردن و از کارهای آخرت اندیشیدن، بر وی رنجی عظیم است. چیزی باید که او را از این رنج و اندیشه آسایشی دهد. حکیمان جهان بجستند تا چیست که خردمندان از بکار داشتن آن این آسایش بیابند. هیچ طعامی و شراب نیافتند که این غرض از وی حاصل آمدی مگر شراب انگوری»
    وی سپس در منفعت شراب از قول گذشتگان می گوید:
    « روفس می گوید حرارت غریزی بفزاید و طعام را هضم نیکو کند... و خون را پاکیزه کند... و تندرستی نگاه دارد... جالینوس گوید: باد معده را بشکند و رگها را فراخ کند و غذا را به همه تن برساند و سده ها را بگشاید... بقراط گوید: شراب هیچ خلطی خام و فسرده که اندر تن مردم است باز ندارد تا نگشاید و بیرون نیارد و نفس را شادی دهد و روح را تازه کند و دل قوی کند ...»
    وی در ادامه بابی را تحت عنوان« اندر شناختن آن که هیچ طعامی و شرابی نیست که به جای شراب انگوری بایستد» آورده است سپس به مضرتهای شراب اشاره می کند و ابواب مختلفی را در مورد زمان و مکان و سن و شرایط مختلف شراب خوردن بیان می کند. سبب زود یا دیر مست شدن را بیان می کند و بابی را تحت عنوان« اندر تدبیر کسی که خواهد که شراب بیشتر تواند خورد و دیرتر مست شود» بیان کرده است. همچنین بابی را در «اندر مجلس شراب» آورده است.
    محمد کاظم گیلانی در حفظ الصحه ناصری پس از آنکه منافع و مضار شراب را بیان می کند و آیات قرآن در باب تحریم شراب را بیان می کند به نظر فقها در باب جواز مصرف شراب در هنگام ضرورت و اضطرار درمانی اشاره و سپس خود می گوید:« بالجمله در هر حال آشامیدن شراب در اصحا و مرضی شرایط دارد که در هر جزو آن موقوف به رجوع کردن به طبیب حاذق است... باید ملاحظه سه چیز بشود: اول اینکه باید طبیب ملاحظه کند که در مزاج این شخص شراب مناسب هست یا نه. دوم اینکه در هر سنی و فصلی و شهری قسمی از شراب معین و مقرر شده است که تعیین او با طبیب حاذق است... سوم به جهت تندرستان معتدل المزاج، شراب معینی موصوف به وصف خاص تعیین کرده اند و آن شراب ریحانی است...
    بالجمله مختصراً در آشامیدن شراب مراعات مزاج سن و فصل و بلدان و وقت و زمان و تدبیر سابق و نیکویی ترتیب به شرایطی که در کلیات کتب قوم مرقوم است و ملاحظه مکان که وسیع و مرغوب و خوش آب و هوا و معتدل و کنار آبهای جاری و گلها و میوه های خوشبو و اسباب سرور و فرح و نفحات و مغنیان و محبوبان دلکش و خوش الحان و عطریات و بخورات مطیب و رفیقان عاقل و فهمیده و صاحبان هوش و اخلاق حمیده در آن جمع باشند»[10]
    سخنان بوعلی در قانون نیز بیشتر شبیه آن چیزی است که جرجانی در ذخیره آورده است چراکه جرجانی در واقع شاگرد با واسطه او بوده و در این باب همان مطالب قانون را با دسته بندی بهتر و تفصیل بیشتر در ذخیره ذکر کرده است.
    بعنوان نمونه شیخ الرئیس می گوید:« و الشراب ینفع المحرورین بادرار المره و المرطوبین بانفتاج الرطوبه و کلما زادت عطریته و زاد طیبه و طاب طعمه فهو اوفق، و الشراب نعم المنفذ للغذاء فی جمیع البدن و هو یقطع البلغم و یحلله و یخرج الصفرا فی البول و غیره و یزلق السوداء فیخرج بسهوله...»
    وی همچنین به علل مست شدن، روش دیر مست شدن و مضرات آن اشاره می کند و در ادامه می گوید:« و قد رأی بعضهم ان السکر اذا وقع فی الشهر مره او مرتین نفع بما یخفف من القوی النفسانیه و یریح و یدر البول و العرق و یحلل الفضول سیما من المعده. و لیعلم ان غالب ضرر الشراب انما هو بالدماغ فلایشربه ضعیف الدماغ الا قلیلاً و ممزوجا...»
    البته تعریف و تمجیدهایی که در ذخیره از شراب شده است در قانون بسیار کمرنگ تر است.
    اخوینی در کتاب هدایه المتعلمین می گوید:« و هیچ چیز نیست که ازو هم تن را فایده بود و هم روان را که غم ببرد و بدل وی شادی آرد و بخل ببرد و به دل وی سخاوت آرد و گنگی ببرد و بدل وی فصاحت آرد و هضم طعام را یاری کند و مواد بد را از تن بیرون آرد و غذا را به اندامها رساند و حرارت غریزی را قوی گرداند و تن را غذا کند و رطوبات اصلی را نگاه دارد مگر شراب مسکر وز شرابها مسکر شراب انگوری کی از انگور لعل کرده باشند...»[11]
    در هیچ یک از کتب فوق الذکر(جز حفظ الصحه ناصری که در نهایت آنرا حلال کرده است) اشاره ای به حرمت شراب نشده است. اما حکیم ارزانی در کتاب مفرح القلوب به این مطلب اشاره کرده است. مرحوم عقیلی خراسانی در کتاب وزین خلاصه الحکمه می گوید:« و چون دأب اطباست که بعد تدبیر ماء، تدبیر شراب یعنی خمر را نیز بیان می نمایند، این حقیر بنا بر آن که صاحب شریعت صلی الله علیه و اله و سلم آن را ام الخبائث فرموده و حرام گردانیده متعرض ذکر آن نگردید ولیکن چون رسم و منصب طبیب، بیان استعلاج هر مرض و تدارک هر عارضه لا حقه است بنابر آن تدارک ضرر و عوارض لاحقه آن را بیان می نماید در چهار فایده»[12]
    بنابر آنچه گذشت در کتب مهم طب سنتی نه تنها مصرف شراب در درمان بیماریها توصیه شده است بلکه در باب حفظ صحت تندرستان نیز از شراب تعریف و تمجید شده و جزئیات و روش مصرف آن در افراد سالم برای حفظ سلامتی شرح داده شده است در این میان حکیم ارزانی و حکیم عقیلی خراسانی را باید جزو نوادری دانست که در کتب خود تابع شرع بوده و به پیروی از اطباء سلف در باب حفظ الصحه شراب را برای افراد سالم و حفظ تندرستی تجویز ننموده اند.
    حرمت شراب برای مسلمانان مسلم است و در این مقاله لازم نیست به اثبات آن بپردازیم. لکن در احادیث بحث مهمی داریم که تحت عناوین تداوی بالحرام یا استشفاء به حرام در کتب حدیثی مندرج است.
    علامه مجلسی در بحار بابی را به این احادیث اختصاص داده است و روایات متعددی در آنجا ضبط کرده است که افراد با بیماریهای مختلف برای درمان خویش از ائمه اجازه مصرف شراب می گرفتند اما حضرات معصومین اجازه نمی دادند و با تعابیر ذیل اهمیت موضوع را تبیین می نمودند« ... لانه حرام و انّ الله عزوجلّ لم یجعل فی شیء مما حرمه دواء و لا شفاء»[13] « لا ینبغی لاحد ان یستشفی بالحرام»[14]
    لذا ایشان می فرمایند خداوند در چیزی از حرام دواء و شفا قرار نداده است و شایسته نیست کسی از حرام طلب شفا کند در روایت دیگری امام صادق (ع) در پاسخ به کسی که سؤال می کند از دارویی که جز با شراب آماده نمی شود و مصرف آن اضطراری است می فرماید« لا و الله لا یحلّ لمسلم ان ینظر الیه فکیف یتداوی به...»[15] نه به خدا قسم برای مسلم حلال نیست که به آن نگاه کند چه برسد به آنکه با آن مداوا کند.
    حتی در برخی از روایات برای فرد مضطر گفته شده است که نوشیدن بول مقدم بر شراب است.
    لذا برخی از علما نیز چنین فتوی داده اند که در هنگام ضرورت اگر خمر، بول و آب نجسی بود بول و آب نجس بر خمر اولی است چون این دو مست نمی کنند[16]
    بنا بر آنچه بیان شد روش اطباء چنین بوده که شراب را برای حفظ سلامتی مفید می دانسته اند. برخی در توصیه این روش اطباء می گویند اکثر ایشان کتب خود را به شاهان هدیه می کرده اند یا در دربار پادشاهان بوده اند و روش اکثر پادشاهان نیز میگساری بوده است و ایشان از سر تقیه این مطالب را نوشته اند. البته باید توجه داشت کسی که از سر تقیه و با اکراه چیزی را بنویسد معمولاً مطلب را دو پهلو و خلاصه بیان می کند و این همه طول و تفصیل و تعریف و تمجید از خمر نمی نماید.
    پس از این توضیحات شایسته است ببینیم روش پرداختن به این موضوع در رساله ذهبیه چگونه است. قبل از ذکر تدبیر فصول و ماهها می فرمایند:« و نعود الی قول الائمه علیهم السلام فی صفه شراب یحلّ شربه»
    یعنی پس از ذکر تدبیر ماهها و فصول به گفتار ائمه علیهم السلام در باب خصوصیات شرابی که آشامیدن آن حلال است باز می گردیم سپس در پایان بحث تدابیر فصول و ماهها می فرمایند:« صفه الشراب الذی یحلّ شربه و استعماله بعد الطعام و قد تقدم ذکر نفعه فی ابتدائنا بالقول علی فصول السنه و ما یعتمد فیها من حفظ الصحه»
    مجدداً به حلال بودن این شراب و قابل اعتماد بودن آن در حفظ صحت اشاره می کنند و سپس روش ساخت آن را شرح می دهند. در این دستور آب و انگور ابتدا با شرایط خاصی جوشانده می شود و صاف می شود تا عصاره و آب انگور را استخراج شود سپس این آب و عصاره انگور صاف شده و در ظرف دیگری ارتفاع آن با یک چوب اندازه گیری می شود و سپس تحت حرارت ملایمی می جوشد تا دو سوم آن تبخیر شده و یک سوم باقی بماند سپس عسل و ادویه متعددی به آن اضافه می شود.
    طبیعی است با توجه به روش ساخت و ثلث شدن آب انگور این شراب حلال و پاک است و خصوصیات مسکر بودن ندارد. بعلاوه دارای خواصی است که ایشان در ادامه بشرح ذیل به آن اشاره می کنند:
    1- بیماریهای سرد مزمن مثل نقرس
    2- ریاح
    3- بیماریهای اعصاب و مغز و معده
    4- بعضی بیماریهای کبد و طحال و روده ها و احشاء
    5- تقویت قوای جنسی
    لذا مشاهده می شود در این بخش رساله ذهبیه با سایر کتب و رسائل طبی که قبل از وی و یا در زمان وی و پس از وی نگاشته شده است متفاوت است. با آنکه امام رضا (ع) مقام ولایتعهدی داشته و در دربار مامون بوده و این رساله را برای خلیفه عباسی نگاشته است در این باب تقیه نمی کند و سخنی از شراب حرام نمی آورد بلکه در یک کار ابداعی شراب حلال را معرفی می کند، روش تهیه آن را شرح می دهد و خواص آن را بر می شمرد و مقدار و روش درست مصرف آن را نیز توضیح می دهد.
    همچنین این شراب حلال را مستند به قول ائمه معرفی می کند. از این نظر رساله ذهبیه شباهتی به کتب و رسائل پزشکی دیگر ندارد و منحصر به فرد است بلکه با احادیث و آیات هماهنگ و همنواست. بنابراین، این بخش از رساله ذهبیه نیز ما را رهنمون به این موضوع می کند که «نگاشتن رساله ذهبیه نمی تواند اثر یک طبیب یا حکیم بزرگ چون رازی، بوعلی و جرجانی و... باشد بلکه اثر یک مرد آسمانی است که نگاه کردن به شراب را جایز نمی داند چه برسد به استشفاء از آن و یا حتی تجویز آن برای حفظ صحت.
    5- حجامت و فصد:
    اول: فواصل انجام حجامت: گاهی طبیب تصمیم می گیرد برای یک بیمار در سه مرحله حجامت انجام شود بعنوان مثال برای درمان بثورات پوستی و جوش یا درمان میگرن و... مراجعه به کتب مهم طب سنتی مانند قانون و ذخیره و... و حتی کتب متاخر مثل خلاصه الحکمه برای تعیین این فاصله کمکی نمی کند. در هیچیک از این کتب با آنکه نسبت به رساله ذهبیه متاخر هستند به این فاصله زمانی اشاره نشده است. اما در رساله ذهبیه این فاصله زمانی به طور دقیق تعیین شده است.
    ایشان می فرمایند:« ولتکن الحجامه بقدر ما یمضی من السنین: ابن عشرین سنه یحتجم فی کل عشرین یوما، و ابن ثلاثین فی کل ثلاثین یوما مره واحده، و کذلک من بلغ العمر اربعین سنه یحتجم فی کل اربعین یوما مره و مازاد بحسب ذلک»
    فاصله دو حجامت باید ]حداقل [ به اندازه سن افراد باشد: بیست ساله ها هر بیست روز یکبار و سی ساله ها هر سی روز یکبار و همچنین کسانی که به چهل سالگی رسیده اند هر چهل روز یکبار و هرچه سن بیشتر می شود به همین نسبت فاصله بیشتر می شود.
    باید توجه کرد تعیین این فاصله ها به معنی توصیه به انجام حجامت و تکرار آن نیست بطوریکه همه افراد بیست ساله هر بیست روز یکبار حجامت کنند بلکه به معنی تعیین حداقل فاصله مطلوب بین دو حجامت است. یعنی اگر فرد بیست ساله ای لازم شد دو بار حجامت کند با فاصله بیست روز باید این دو حجامت برای وی انجام شود.
    دوم: بیان جزئیات حجامت و فصد:
    1- طبری در فردوس الحکمه که نزدیکترین کتاب مهم طبی به زمان حضرت رضا(ع) است در فصد و حجامت رعایت اختصار زیادی کرده است در فصد به بیان رگهایی که فصد می شود و خواص هریک و روش بند آوردن خون فصد و مقدار خونگیری و افرادی که برای فصد مناسب هستند اکتفا کرده است.
    در رساله ذهبیه چند نکته بیان شده که در سایر کتب مشاهده نمی شود:« و کذلک الفصد یمسح الموضع الذی یفصد فیه بالدهن فانّه یقلل الالم... و لیقطر علی العروق اذا فصد شیئا من الدهن لئلا یحتجب فیضّر بالمفصود»
    « محل فصد قبل از انجام فصد روغن مالی شود تا درد آن کم شود... و هنگامی که فصد انجام شد کمی روغن روی عروق بچکاند تا رگ بسته نشود و به فصد شده ضرری نرسد»
    « و الواجب تکمید موضع الفصد بالماء الحار لیظهر الدم و خاصه فی الشتا فانه یلین الجلد و یقلّل الالم و یسهل الفصد» لازم است که موضع فصد کمپرس آب گرم شود تا خون ظاهر شود خصوصاً در زمستان این کار پوست را نرم و درد را کم و فصد را آسان می کند
    روش اطباء حتی در کتب طبی مفصل مثل فردوس الحکمه و قانون و... بیان این جزئیات در باب فصد و حجامت نبوده است چه برسد به یک رساله کوتاه حفظ الصحه.
    2- اجتناب از جماع 12 ساعت قبل از حجامت و فصد، حجامت در زمانی که هوا صاف و بدون ابر و بدون باد شدید باشد از جمله جزئیاتی است که در کتب هم عصر حضرت و حتی کتب متاخر از ایشان کمتر به آن توجه می شده است.
    3- روش صحیح انجام حجامت:
    ایشان توصیه می کنند که در هنگام حجامت برای کم کردن درد آن بادکش طی چند مرحله انجام شود و هر بار کشش آن بتدریج افزایش یابد تا جائیکه پوست کاملاً سرخ شود و سپس تیغ زده شود. در کتاب فردوس الحکمه در باب حجامت به هیچ وجه به روش انجام حجامت اشاره نشده است.
    4- میزان خونگیری: جستجو در کتب مهم طب سنتی چون قانون، ذخیره، خلاصه و... میزان خونگیری در حجامت را برای ما معین نمی کند. اما در رساله ذهبیه به این موضوع اشاره شده است:« و یخرج من الدم بقدر ما تری من تغیره» آنقدر خون خارج شود تا تغییر در خون دیده شود.
    5- اقدامات پس از حجامت: اقدامات ذیل که از رساله ذهبیه ذکر می شود در هیچیک از کتب قانون، ذخیره، خلاصه و فردوس الحکمه و... با این جزئیات یافت نمی شود:
    - اجتناب از حمام در روزی که حجامت انجام شده است
    - جواز شستشوی بدن و ریختن آب گرم بر سر و بدن پس از یک ساعت
    - تعیین نوع پوشش محل حجامت
    - خوردن تریاق اکبر در زمستان و سکنجبین عنصلی در تابستان و شراب حلال و شربت میوه هاو...
    - پرهیز از طعام شور تا سه ساعت
    - تعیین غذای تابستان و زمستانی پس از حجامت
    - روغن مالی سر و تعیین نوع روغن در زمستان و تابستان پس از حجامت
    - اجتناب از کثرت حرکت و غضب و مجامعت در همان روز حجامت
    سوم- منافع انواع حجامت:
    طبری در فردوس الحکمه دانش خود در باب حجامت را اینچنین آورده است « حجامت گودی پشت می تواند جایگزین فصد باسلیق باشد زیرا خون سینه و ریه را برمی آورد و حجامت قسمت بالای پشت می تواند جایگزین فصد اکحل باشد. حجامت قسمتهای فوقانی پرده های تن می تواند جایگزین فصد سیاهرگ ساق پا شود...»[17]
    گرچه بعید نیست که مترجم اشتباهاتی در ترجمه این بخش داشته باشد اما برای ما روشن می کند که وی به حجامت سه موضع اشاره کرده است و صرفاً به این موضوع که هر حجامتی جانشین کدام نوع از فصد می باشد اکتفا کرده است.
    اما خواص انواع حجامت در رساله ذهبیه« و حجامه النقره تنفع من ثقل الرأس و حجامه الاخدعین تخفف عن الرأس و الوجه و العینین و هی نافعه لوجع الاضراس... و قد یحتجم تحت الذقن لعلاج القلاع فی الفم و من فساد اللثه و غیر ذلک من اوجاع الفم و کذلک الحجامه بین الکتفین تنفع الخفقان الذی یکون من الامتلاء و الحراره و الذی یوضع علی الساقین قد ینقص من الامتلاء نقصا بینا و ینفع من الاوجاع المزمنه فی الکلی و المثانه و الارحام و یدرّ الطمث غیر انها تنهک الجسد و قد یعرض الغشی الشدید الا انّها تنفع ذوی البثور و الد ما میل»
    حجامت نقره در سنگینی سر مفید است و حجامت اخدعین سرو صورت و چشمها را سبک می کند و برای دندانها مفید است و حجامت زیر چانه در علاج زخمهای دهانی و فساد لثه و غیر آن از بیماریهای دهان بکار می رود و همچنین حجامت بین دو کتف در خفقان ناشی از حرارت و امتلاء مفید است و حجامت ساقین به طور واضحی از امتلاء می کاهد و در بیماریهای مزمن کلیه و مثانه و رحم مفید است و حیض را می راند جز آنکه بدن را ضعیف می کند و باعث غش شدید (ممکن است) بشود ولی در افراد دارای بثورات و دملها مفید است.
    در این بخش حضرت به پنج نوع حجامت اشاره کرده است و خواص و کاربرد هریک را برشمرده است و حتی عوارض احتمالی آنها را نیز بیان کرده است. این بیانات آنقدر دقیق است که دانشمند بزرگی چون زکریای رازی که تجربه را در همه جا بر هر چیزی مقدم می داند عیناً همین عبارات را ( با مختصر کم و زیاد که قابل اغماض است) در کتاب المنصوری آورده است اما متاسفانه نام از گوینده اصلی سخن و رساله ذهبیه به میان نیاورده است.
    چهارم- تقدم حجامت بر فصد: در کتب مهم طب سنتی از جمله فردوس الحکمه، قانون، ذخیره، خلاصه الحکمه و... روش اطباء این است که ابتدا فصد را بیان می کنند و احکام و جزئیات آن را شرح می دهند و سپس مبحث حجامت را بیان می کنند. در بحث حجامت معمولاً مباحث بسیار خلاصه بیان می شود و گاهی گفته می شود که سایر احکام حجامت مثل فصد است.
    کسانی که با متون طب سنتی کار می کنند به این موضوع می رسند که فصد بر حجامت مقدم است چه در مباحث کلیات و چه در زمانی که در مباحث معالجات برای درمان یک بیماری قرار است خونگیری صورت گیرد اول فصد مطرح می شود و گاهی در حاشیه حجامت نیز مطرح می شود و گاهی هم اصلاً مطرح نمی شود.
    اما نگاهی به جوامع حدیثی نشان می دهد که در روایات حجامت دارای سهم بسیار بیشتری است. توصیه به حجامت، بیان احکام و جزئیات حجامت و حجم روایات در این باب قابل مقایسه با روایات مشابه در باب فصد نیست. این مسئله برای ما این مطلب را روشن می کند که نزد پیامبر (ص) و ائمه(ع) حجامت نسبت به فصد اهمیت بیشتر و جایگاه ویژه ای داشته است.
    در رساله ذهبیه نیز این توجه ویژه به حجامت و ترجیح بر فصد مشاهده می شود. اولاً بر خلاف روش معمول اطبا، در رساله ذهبیه ابتدا مبحث حجامت مطرح شده است و سپس مبحث فصد
    ثانیاً در کتب طبی همانطور که از فردوس الحکمه نیز نقل کردیم حجامت به عنوان جانشین یا خلیفه فصد ذکر می شود و هر نوع حجامت خلیفه یک نوع فصد دانسته می شود مثلاً حجامت اخدعین جانشین فصد قیفال و حجامت کاهل جانشین فصد باسلیق دانسته می شود اما در رساله ذهبیه فصد جایگزین و جانشین حجامت تلقی می شود. حضرت در این باب پس از آنکه منافع و کاربرد حجامت نقره و حجامت اخدعین را بیان می کنند می فرمایند: «و ربما ناب الفصد عن جمیع ذلک» و چه بسا فصد جانشین همه اینها شود. یعنی حضرت فصد قیفال را جانشین حجامت نقره و حجامت اخدعین می دانند.
    به عبارت دیگر در طب سنتی اصل بر انجام فصد در موارد مورد نیاز به خونگیری است و حجامت یک روش فرعی و جایگزین است اما طبق آنچه از رساله ذهبیه بیان شد و از سوی روایات دیگر نیز تقویت می شود اصالت با حجامت است و فصد یک روش فرعی و جایگزین محسوب می شود.
    همچنین جزئیات بیان شده در رساله پیرامون حجامت بسیار بیش از فصد می باشد واز این نظر رساله با روایات همخوانی بیشتری دارد تا متون طبی رایج.



    نتیجه گیری:
    بر اساس آنچه در این تحقیق بیان شد رساله ذهبیه از دو بعد مهم با آثار بزرگان و دانشمندان عالم طب متفاوت است :
    1- تفاوت اول در باب اسلوب نگارش و شیوه طرح مسائل و نحوه چینش مطالب است که کاملاً با مباحث حفظ الصحه اطباء متفاوت است. اسلوب نگارش این رساله بیشتر با قرآن و نهج البلاغه شبیه است تا رسائل و کتب اطباء.
    2- در محتوای رساله نیز تفاوتهای زیادی با کتب طبی وجود دارد که برخی از آنها در این رساله اشاره شد.
    اول اعتقاد به درمان پذیر بودن تمام بیماریها و شاید اشاره به این که نگارنده از جانب حضرت حق درمان همه بیماریها را می داند.
    دوم اشاره به اقوال پیامبر (ص) و امامان معصوم(ع) به عنوان اجداد طاهرین نگارنده.
    سوم پرداختن به خصوصیات ماههای مختلف و بیان تدبیر جداگانه برای هریک بر خلاف روش اطبا که صرفاً خصوصیات و تدابیر فصول را بیان می نموده اند.
    چهارم عدم توجه به سیره اطبا در ذکر مبحث شراب (خمر) و توصیف شراب حلال بعنوان جایگزین و بیان روش تهیه و فوائد آن و روش استفاده از آن.
    پنجم بیان جزئیات و ظرائفی در باب حجامت و فصد که نه تنها در مباحث حفظ الصحه بلکه در باب حجامت و فصد سایر کتب نیز بعضا بیان نشده است. ترجیح حجامت بر فصد بر خلاف اسلوب رایج در کتب طبی است که در این رساله صورت گرفته است.
    بر اساس مطالب پیش گفت اکنون این سؤال مطرح می شود که رساله ای که در باب حفظ الصحه تحت عنوان رساله ذهبیه نگاشته شده است و با همه کتب مهم طب سنتی از جهت اسلوب و محتوی متفاوت است اثر چه کسی می تواند باشد؟
    اگر این رساله متعلق به امام رضا (ع) نیست متعلق به کیست؟ چه کسی پیامبر را به عنوان جد خویش معرفی کرده و از گفتار ائمه در رساله طبی خود نقل مطلب می کند؟ چه کسی می تواند مطالب طبی را به شیوه ای بنگارد که انسان را به یاد اسلوب قرآن و نهج البلاغه بیاندازد؟ کدام طبیب توانسته خصوصیات هر ماه و تدابیر مخصوص هر ماه را بیان کند؟ کدام طبیب بوده که در دربار پادشاه از فوائد شراب نگوید و شراب حلال را توصیف نماید؟ کدام طبیب بر خلاف روش همه اطبا حجامت را بر فصد مقدم دانسته و فصد را نایب مناب حجامت دانسته است؟
    لذا بر اساس متن حدیث که یک متن طبی است اطمینان حاصل می کنیم که این متن طبی کار یک طبیب بزرگ و یک دانشمند برجسته چون طبری، رازی، اهوازی و بوعلی و... نمی تواند باشد بلکه این متن بیش از متون طب رایج به سایر روایات اهل بیت شباهت دارد و انتساب آن به امام رضا علیه السلام صحیح ترین گزینه می تواند باشد.
    والله اعلم بالصواب



    منابع :


    ١- بحار الانوار ج 62

    2-قانون فی الطب ،بوعلی سینا

    3-المنصوری فی الطب ،رازی
    4-کامل الصناعه،اهوازی
    5-ذخیره خوارزمشاهی،جرجانی
    6-هدایه المتعلمین ، اخوینی
    7-حفظ الصحه ناصری،گیلانی
    8-خلاصه الحکمه،عقیلی خراسانی

    9-مفرح القلوب ، ارزانی

    10-منجد الطلاب


    1 ترجمه المنصوری ص 244
    1 بحار جلد 62 ص 65 ج9
    2 بحار جلد 62 ص 66 ح 10
    3 ترجمه فردوس الحکمه ص 128
    1 ترجمه المنصوری ص 272
    2 کامل الصناعه ج 1 ص 432
    1 فردوس الحکمه ص 128
    2 کامل الصناعه ص 572
    3 ترجمه المنصوری ص 259 و 260
    1 حفظ الصحه ناصری ص 127 و 128
    2 خلاصه الحکمه جلد 2 ص 848
    1 خلاصه الحکمه جلد ص 848
    2 بحار جلد 62 ص 86
    3 بحار جلد 62 ص 87
    4 بحار جلد 62 ص88
    1 بحار جلد 62 ص81
    1 ترجمه فردوس الحکمه ص 372

    منبع: موسسه تحقیقاتی شفاطب
    طب الرضا (ع)

    دلی کزمعرفت نور وصفا دید
    / به هرچه که دید اول خدا دید


  11. تشكرها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •