سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: پيكر بچه‌هايي كه بدني سوخته داشتند ...

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll پيكر بچه‌هايي كه بدني سوخته داشتند ...





    تا توانسته بوديم رفته بوديم توي مواضع دشمن، كنار يك جاده مواصلاتي اتراق كرديم و سه، چهار ساعت باقيمانده شب را همانجا مانديم، پشت همان خاكريزي كه خوابيده بوديم كاميون‌هاي عراقي رفت و آمد داشتند، وقتي سرك كشيدم ديدم روي بعضي از اين كاميون‌ها دوشكا و تيربار كار گذاشته‌اند، گشت‌زني، ماموريت اين كاميون‌ها بود،
    صداي عراقي‌ها از پشت خاكريز مي‌آمد و ما داشتيم براي صبح برنامه‌ريزي مي‌كرديم كه دستور عقب‌نشيني را از بي‌سيم به بچه‌ها اعلام كردند.
    هنگام بازگشت صحنه‌هاي عجيب و غريبي جلوي چشمان همه مجسم مي‌شد. توي همان گير و دار كه هر كسي جانش را برداشته بود ببرد عقب، مهدي سجادي كه خودش بعدها به اسارت رفت يكه و تنها ستوني از نيروهاي عراقي را به اسارت گرفته بود و به پشت جبهه نيروهاي خودي منتقل مي‌كرد، اجازه نمي‌داد كسي كمكش كند و مواظب عراقي‌‌ها باشد.
    پاتك عراقي‌ها در آن سپيده‌دم صبح سنگين بود، زمين و زمان زير آتش توپخانه و خمپاره‌‌اندازها و سلاح‌هاي سنگين قرار گرفت.

    چند قدمي كه برگشتيم عقب، صحنه دلخراشي پاهايم را مثل بقيه بچه‌ها سست و در جاي خود ميخكوب كرد، چهار، پنج نفري از بچه‌هاي گردان فرورفته بودند داخل باتلاق.
    آنها ديشب هنگام عمليات وارد باتلاق شده بودند.

    كسي نمي‌توانست كمكشان كند و حالا آنها تا گردن توي گل فرو رفته و غريبانه به شهادت رسيده بودند.
    پيكر پاك بعضي بچه‌ها افتاده بود روي زمين، همان‌ها كه توي گردان سيدالشهداء(ع)‌ به «فلق» معروف بودند، همان‌ها كه روز را با دعاي عهد شروع و شب زيارت عاشورا زمزمه مي‌كردند.
    پيكر پاك شهيد محمدعلي شكراللهي ، همان كسي كه از واحد آموزش لشكر خودش را رسانده بود گردان و با تمنا و التماس در زمره نيروهاي گردان قرار گرفت، پيكر بچه‌هايي كه بدني سوخته داشتند و روي خاك سرد آرام خفته بودند. عمليات والفجر مقدماتي، عمليات سختي بود، حركت توي زمين رمل و ماسه نفسگير بود، در شب سردي كه زمين زيرانداز ما شد و آسمان روانداز، آن هم توي فصل زمستان و سرماي بهمن‌ماه!


    منبع:جام جم آنلاين

    امضاء

  2. تشكرها 3

    بیقرار ظهور (18-07-1390), شکيبا (17-07-1390), عهد آسمانى (17-07-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 09-02-1393, 11:48
  2. همجنس‌گرايي در آمريكا رو به افزايش است
    توسط ganjineh در انجمن ازچهار گوشه جهان
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 30-09-1389, 18:52
  3. زندگينامه ويليام كنراد رونتگن ((كاشف اشعه ايكس))
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن مشاهير علمي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 01-07-1389, 15:32
  4. خدايا به ما اسلام ناب امريكايي عطاكن( (طنز))
    توسط علم الهدى در انجمن طنز
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 03-06-1389, 17:03

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی