رابطه فكر و قلب با فهم قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
رابطه فكر و قلب با فهم قرآن
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    عضو ماندگار
    *آیه های انتظار* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 742      تشکر : 4,542
    2,528 در 714 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *آیه های انتظار* آنلاین نیست.

    sham1 رابطه فكر و قلب با فهم قرآن








    رابطه فكر و قلب با فهم قرآن


    «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظالمين الاخسارا.»(اسراء82)؛ و ما از قرآن چيزهايي را فرو مي فرستيم كه شفا و رحمتي (الهي) براي اهل ايمان است و ستمگران را جز زيان نمي افزايد.
    اي مسلمان تو اگر داري بصر
    در ضمير خويش و در قرآن نگر
    صد جهان تازه در آيات اوست
    عصرها پيچيده در آنات اوست
    بنده مؤمن ز آيات خداست
    هر جهان اندر بر او چون قباست
    چون كهن گردد جهاني بر برش
    مي دهد قرآن جهان ديگرش[1]

    رابطه فكر و قلب با فهم قرآن

    خداوند استعداد فراگرفتن علوم را با وسايل لازم و با تنوع و به صورت هاي مختلف تا بي نهايت به انسان عنايت كرده است و در اين راستا انسان هاي شايسته اي همچون انبياء را نيز پيشگام در همه علوم وپيشه ها فرستاده است[2] و بشر در توسعه و تكميل آن به تكاپو پرداخته و در كسب فهم ودست يابي به شناخت،كه ضروري ترين نياز حيات اوست، با ابزار حس و تجربه؛ انديشه و حتي روح و قلب پيش مي رود و براي درك واقعيت ها از دو روش كلي اكتسابي و الهامي بهره مي گيرد.
    1ـ فهم اكتسابي
    در اين نوع فهم و درك، محدوديت در زمان و مكان، تغيير و حركت تا سرحد فرسودگي، مشروط و مقيد بودن واقعيات اطراف خويش به چيزهايي همچون احساسات، محيط اجتماعي، شرايط اقتصادي، مصالح فردي و گروهي، سبب مي شود كه انسان تا سرحد نيازمندي در ميدان معرفت و شناخت گام بردارد.[3]

    سر تعالي و ارتقاء انسان در بعد بينش و آگاهي اكتسابي وابسته به قدرت تفكر و نتيجه گيري، استدلال و رفع مجهولات از معلومات است كه به همان اندازه باعث گسترش آگاهي هاي تازه و ابتكارات نو مي شود و اين همان فكر است.
    فكر براي انسان ارزش حياتي دارد تا آن حد كه ديگر توانايي هاي آدمي با كنترل فكر سير كمال را طي مي كنند. [4] با آن كه بهره همه مردم از فكر يكسان نيست و هيچ كس را نمي توان به جهت اين كه از مراتب عالي فكر برخوردار نيست مورد انتقاد و سرزنش قرار داد ولي هر صاحب فكري كه از همان مقدار بهره فكري خويش استفاده نكند و آن را براي يافتن طريق حق به كار نگيرد، مسلما فكر خود را به تباهي و ضلالت مي كشاند. چنين انساني به هر اندازه هم از فكر برخوردار باشد قابل سرزنش است و خداوند اين گونه افراد را توبيخ كرده و آن ها را پست تر از چهارپايان و ديگر موجودات فاقد فكر و شعور معرفي مي كند: «ايشان جز به مانند چهارپايان نيستند حتي گمراه تر از آنان هستند[5] ».
    1ـ1- ويژگي هاي فهم قرآن از طريق فكر و انديشه
    فهم قرآن از طريق فكر داراي ويژگي هاي زير است:
    1- بسياري از استدلال ها و تبيين هاي فكري درباره آيات به دليل پيوند با مباحث پيچيده فلسفي براي همگان مفيد نيست.
    2- مي توان از اين راه در مصاف علمي با شبهات ملحدان سود جست و در مقام مناظره ضعف و سستي دلايل منكران را آشكار ساخت و به چالش متفكراني كه جز به استدلال هاي منطقي و فكري محض گردن نمي نهند پاسخ گفت.
    3- راه فكر وقتي مي تواند در تقويت ايمان ديني و فهم شايسته قرآن مؤثر باشد كه در برابر حقيقت خاضع گردد. در اين صورت است كه با زدودن شك و ترديد در سايه استدلال استوار نقش به سزايي در پيش گيري از آسيب ديدن ايمان، به ويژه در ارتباط با فهم قرآن، ايفا مي كند.
    4- با توجه به كاركرد ويژه راه فكر از يك سو، و با نظر به تمايل فطري ذهن جست و جوگر انسان به بحث هاي عميق فكري و ذهني از سوي ديگر، دانشمندان مسلمان، پژوهش هاي گسترده اي را در زمينه فهم و تفسير قرآن با توضيحات عقلي و فكري به انجام رسانده اند كه بخشي از آن به پيدايش تفاسير متعدد و شهير انجاميده است.
    كوتاه سخن آن كه، راه فكر به ويژه براي آن كس كه اشتياق فهم دارد ولي از شهود باطني در پرتو استكمال روحي و معنوي فاصله دارد، سودمند است. [6] و مسلما تلاش چنين انسان مشتاقي براي تصحيح و تكميل مستمر فهم قرآن صرفا به كوششي براي دست يابي به منظومه معرفتي متقن و سزاوار اعتنا خلاصه نمي شود، بلكه آثار عملي و محسوس و گاه سرنوشت سازي در حيات او خواهد داشت. و از همين رو است كه قرآن توجه ويژه اي به تفكر مبذول داشته و آموزه هاي بلندي در اوصاف متفكران شايسته عرضه نموده است.
    2-1- كاربرد صحيح فكر از نظر قرآن و اهل بيت عليهم السلام
    كاربرد فكر و انديشه در قرآن و احاديث با عبرت گرفتن و بينش پيدا كردن ملازم گشته است و معمولا عبرت و بصيرت در پرتو وقايع تاريخي و پديده هاي هستي حاصل مي شود، به عنوان نمونه در آيه 176 سوره اعراف آمده است: «... داستان ها و حكايت ها را بازگو كن شايد كه انديشه كنند [7]» و يا در آيه 191 سوره آل عمران مي خوانيم «آنان كه خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مي كنند و در آفرينش آسمان ها و زمين مي انديشند...»[8] و به همين خاطر است كه سرتاسر قرآن آكنده از داستان هاي تاريخي و پديده هاي طبيعي و شگفت انگيز است تا فرد روي آورنده به قرآن با خواندن و انديشيدن درآن هاعبرت گرفته وصاحب بصيرت گردد.
    حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: «شخص بينا تنها آن كسي است كه چون سخن قرآن را بشنود، بينديشد و چون نگاه كند بينش پيدا كند و از عبرت ها سود ببرد.»[9]

    پس در مسير تفكر، طريق فهم قرآن و آيات پربار آن شايسته ترين و پرسودترين راهي است كه به كار گرفتن فكر و انديشه در آن ضروري است: «و ما سوي تو «ذكر»- يعني قرآن - را نازل كرديم تا براي مردم هر آنچه را سويشان فرو فرستاده شده بيان كني و شايد مردم بينديشند.»[10] و يا در جايي ديگر مي فرمايد «و اين مثال ها را براي مردم مي زنيم تا شايد انديشه كنند.»[11]



    رابطه فكر و قلب با فهم قرآن

  2. تشكرها 2


  3.  

  4. #2
    عضو ماندگار
    *آیه های انتظار* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 742      تشکر : 4,542
    2,528 در 714 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *آیه های انتظار* آنلاین نیست.

    sham1






    با مروري به كاربرد واژه فكر در قرآن مي توان نتيجه گرفت كه گويي زماني فكر به كار مي افتد و نام انديشه به خود مي گيرد كه فقط در جهت تامل آيات الهي باشد زيرا واژه «فكر»در قرآن تنها به صورت «فعل »و آن هم يك مرتبه درباب تفعيل و شانزده مرتبه در باب تفعل به كار رفته است و در اكثر اين كاربردها «تفكر»ملازم با آيات الهي آمده است. [12] به عبارت ديگر، ركن اساسي فكر ارتباط با فهم آيات الهي است و با تكيه به تفصيل آيات و تذكرات قرآني و تبيين شرايع ديني و علمي است كه معنا پيدا مي كند. سخن امام صادق عليه السلام در اين جا گره گشاست:
    «به راستي اين قرآن مشعل هدايت و چراغ روشنگر تاريكي هاست. باشد كه شخص تيزبين در آن دقت كند و چشم خويش را براي دريافت پرتوهاي نورانيش بگشايد. زيرا تفكر مايه حيات قلب روشن دل است، همان گونه كه جوينده نور در تاريكي ها به دنبال تابش نور حركت مي كند...»[13]

    پس متفكر واقعي از ديدگاه قرآن كسي است كه فكر را ابزار فهم قرآن و عبادت خدا قرار دهد و چنين حالتي از تفكر است كه از عبادت ساليانه هم ارزشمندتر است و از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود: «انديشه آيينه كارهاي نيكو و كفاره گناهان و روشنايي دل ها و گشايش براي مردم و اصلاح آخرت و معاد و اطلاع بر سر انجام كار و موجب افزايش دانش است.»[14]

    2- فهم الهامي يا غير اكتسابي و قلبي
    در اين نوع فهم، ادراكات انسان مي تواند تا بي نهايت پيش رود و از قيد زمان و چهارچوب ماده فراتر رود و قله هاي بلند عشق و ايمان را فتح كند. و اين حالت زماني است كه فطرت و عمل صالح همگام با عقل پيش رود و آدمي در اين مسير هرچه صحيح تر پيش مي رود، آگاهي هاي باطني اش افزايش پيدا مي كند و منبع وحي را به شايستگي همراهي مي كند و ايمان به خدا و بندگي او را عالي ترين جلوه فهم و عقل مي يابد: قال الحسين عليه السلام «لا يكمل العقل الا باتباع الحق »[15] امام حسين عليه السلام مي فرمايد: «خرد تنها با پيروي از حق به كمال مي رسد»و مسلم است كه قرآن را نيز مي توان از اين راه فهميد. اما چگونه و تا چه حد؟ اين موضوعي است كه در معرفت قلبي و ارتباط آن با وحي و عشق و ايمان بايد روشن شود.
    1-2- قلب و پيوند آن با وحي
    مسلما در اصطلاح قرآن، قلب آن عضو گوشتي بدن نيست هر چند كه جهت نشان دادن نقش حياتي آن و تقريب به ذهن مي توان تشابهي به آن در نظر داشت:
    قلب، آن حالت استعداد درك و شهود حقايق متعالي جداي از تصورات ذهني است. قلب كانون تلاقي نور عقل و نور وحي است،[16] جايگاه رشد فكر و تحول دروني، محيط كسب علم و توشه تقوي،[17] و خانه ايمان است.
    فهم قرآن براي كسي است كه قلب دارد: «ان في ذلك لذكري لمن كان له قلب.»(ق: 37) «به راستي در آن ذكر و يادآوري براي كسي است كه قلب دارد».
    پيامبرصلي الله عليه وآله، آن پيام گير كامل محتواي وحي، كسي است كه اين گونه قلبي دارد و از آن حقايق لبريز و سرشار مي شود. تنها زبان فكر و استدلال براي آشنايي با قرآن كافي نيست - بلكه مي تواند زيان رسان هم باشد - و زبان دل لازم تر است.
    خدا، آن هستي مطلق، زبان دل را مي داند و با آن انسان را مخاطب قرار مي دهد و او را از اعماق هستي و با تمامي وجودش به حركت مي آورد. در اين حالت، فكر و مغز انساني تحت تاثير نيست بلكه سراسر وجودش تحت تاثير قرار مي گيرد: «انما المؤمنون الذين اذا ذكرالله وجلت قلوبهم و اذاتليت عليهم اياته زادتهم ايمانا...»(انفال:2).
    «منحصرا مؤمنان فقط آن كساني هستند كه چون ياد خدا شود، دلهاشان بترسد و چون آيه هاي وي برايشان بخوانند ايمانشان را بيافزايد و به پروردگار خويش توكل كنند، آن ها كساني هستند كه نماز بپا مي دارند و از آنچه روزي شان داده ايم انفاق كنند، آنان، هم آنان، به راستي مؤمنان واقعي هستند.

    رابطه فكر و قلب با فهم قرآن

  5. تشكرها 2


  6. #3
    عضو ماندگار
    *آیه های انتظار* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 742      تشکر : 4,542
    2,528 در 714 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *آیه های انتظار* آنلاین نیست.

    sham1




    [1] . از اشعار اقبال لاهورى
    [2] . تقييد العلم، ابوبكر احمد بن على بن ثابت الخطيب بغدادى، به تحقيق يوسف العش، چاپ دوم، بيروت، 1974 م. ص 29
    [3] . احياء فكر دينى در اسلام، اقبال لاهورى، چاپ دوم، انتشارات جاويدان، 1363 ش، ص 47
    [4] . فرهنگ آفتاب، عبدالمجيد معاديخواه، چاپ اول، نشر ذره، 1370 ش، ج 8، ص 38، واژه فكر
    [5] . فرقان: 44
    [6] . به قول مولوى:
    چشم اگر دارى تو كورانه ميا
    ور ندارى چشم دست آور عصا
    آن عصاى حزم و استدلال را
    چون ندارى ديد، مى كن پيشوا
    [7] . فاقصص القصص لعلهم يتفكرون
    [8] . الذين يذكرون الله قياما و قعودا و على جنوبهم و يتفكرون فى خلق السموات و الارض
    [9] . نهج البلاغه، صبحى صالح، خطبه 153
    [10] . وانزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم و لعلهم يتفكرون، نحل: 44
    [11] . و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون، حشر: 21
    [12] . اعراف: 176، يونس: 24، رعد: 3، نحل: 11 و...
    [13] . ان هذا القرآن فيه منارالهدى و مصابيح الدجى فليجل جال بصره و يفتح للضياء نظره فان التفكر حياة القلب كما يمشى المستنير فى الظلمات بالنور. (اصول كافى، ج 2، ص 446).
    [14] . مصباح الشريعة، باب تفكر، امام على عليه السلام نيز تعبيراتى به مانند همين سخن را دارند.
    [15] . الحياة، عادل الاديب، مشهد، مجمع البحوث الاسلاميه، 1408ق، ج اول، ص 62
    [16] . 17- المفردات، راغب اصفهانى، واژه قلب، ص 272
    [17] . 19- قاموس قرآن، على اكبر قريشى، واژه قلب، ج 6، ص 23
    رضا رستمي زاده- فصلنامه معرفت، ش35

    رابطه فكر و قلب با فهم قرآن

  7. تشكرها 2


  8. #4
    عضو ماندگار
    *آیه های انتظار* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 742      تشکر : 4,542
    2,528 در 714 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *آیه های انتظار* آنلاین نیست.

    sham1




    اين حالت و اين احساس عظيم و عميق انسان با هستي، حالت قلب و دل است. همان دلي كه مي خواهد خود را با آيات الهي صيقل دهد و به حالت خضوع و خشوع درآيد.
    «الم يان للذين امنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله »(حديد: 16) «آيا وقت آن نرسيده است كه ايمان آورندگان دل هايشان براي ذكر خدا به خشوع درآيد.»
    با قرآن و ذكر الهي است كه فرد خود را مي شناسد و به وسعت و عمق پيچيدگي روح و قلب خويش واقف مي شود و به حساسيت و لطافت و آسيب پذيري شديد روح خويش پي مي برد. و به ميزان سلامتي روح و قلب از حقايق قرآن و ايمان برخوردار مي شود و با انس و مصاحبت با قرآن زمينه وسوسه هاي شيطاني از بين مي رود.[1]

    تاكيد قرآن بر اين نوع از درك با آن همه شدت و حدت (كه حدود 132 بار فهم قلبي يا موانع فهم قلبي در قرآن آمده) براي آن است كه خداوند يك روح و معنويت عالي و بي نهايت براي انسان قائل است [2] و بر آدمي واجب است كه با پيروي كامل و صادقانه و عاشقانه از احكام الهي - مثلا با انجام واجبات و مستحبات، دوري از محرمات و مكروهات و مجاهدت با نفس - اين جو را پاك و سالم نگه دارد تا از قرآن بهره شايسته ببرد. به تعبير ديگر، دل آدمي طوري ساخته شده است كه با نيكي ها پيوند دارد و قرآن كتابي است كه تمامي نيكي ها را بيان مي كند. و بهترين نيكي از آن كسي است كه با قرآن در نيت و فكر و عمل صادقانه و قلبي ارتباط برقرار ساخته باشد: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين »(اسراء: 82) «و ما از قرآن آن چيزي را فرو مي فرستيم كه شفا و رحمتي براي ايمان آورندگان است ».
    چه زيباست سخن امام صادق عليه السلام آن جا كه مي فرمايد: «من قرا القرآن و لم يخضع لله و لم يرق قلبه و لاينشي حزنا و وجلا في سره فقد استهان بعظم شان الله تعالي و خسر خسرانا مبينا.»[3]

    «كسي كه قرآن را تلاوت كند و در برابر خدا خضوع نكند و دلش نرم نشود و در اندرون خويش اندوه و ترسي نيافريند، مقام بزرگ خداوند را سبك شمرده و دچار زياني آشكار شده است.»
    اين كلام نوراني امام صادق عليه السلام در فهم قرآن از راه قلب بسيار مفيد و راهگشاست.
    2-2- قلب و پيوند آن با عشق
    سخن گفتن از خدا و قرآن و فهم آن يك زمينه همدلي و هم زباني و هم دردي را مي طلبد و اين زمينه در يك فضاي آكنده از محبت و صميميت مي تواند وجود پيدا كند و متعالي ترين جلوه هاي قلبي هر انسان در همين اظهار عشق است و بس. بنابراين، مي توان گفت كه با توجه به فطرت خدايي انسان، سر و كار قرآن پيوسته با اين جلوه عشق الهي است؛ چرا كه انسان وقتي بتواند آنچه را كه به عشق و علاقه اش متعلق است براي خويشتن درست و واضح معنا كند آن وقت است كه آن عشق و محبت سيري متنوع و صعودي پيدا مي كند، اينجاست كه قرآن هيچ وقت كهنه نمي شود؛ زيرا قرآن را كه باز مي كنيد و با توجه به قلب سليم، و درك شفاء و نور و ايمان، و به دور از هرگونه ظلم، به آن روي مي آوريد درمي يابيد كه زبان قرآن عبارت است از عشق، عشق و عشق؛ و چنان سخن مي گويد كه گويي جز عاشق و معشوق در جهان هيچ چيز ديگر معنايي ندارد، و جز عشق مساله اي در جهان وجود ندارد.
    محور قرآن را در فراق، وصال، قرب و بعد از معشوق، احتياج و فقر عاشق، استغناء و ناز غمزه معشوق و نزاع با مدعيان دروغين عشق و... مي يابيد و بس.[4]

    قرآن پيام خداي معشوق و معبود انسان هاي عاشق است، بايد به آن دل داد؛ زيرا مهم ترين ويژگي قلب و دل، عشق به خدا و دلدادگي به او است. كدامين عاشق است كه پيام معشوق را بشنود و به آن دل ندهد. اگر پيام خدا را مي شنويم و گوش نمي دهيم (تا چه رسد به دل دادن و از قلب مايه گذاشتن) پيداست كه از زبان قرآن يعني زبان عشق محروم هستيم. و مسلما پيام معشوق را نخواهيم شناخت و نخواهيم فهميد: «و اذا قرء القرآن فاستمعوله و انصتوا لعلكم ترحمون »(اعراف: 204) «آن گاه كه قرآن خوانده مي شود پس خوب گوش دهيد و به آن دل دهيد و آرام شويد باشد كه مورد رحمت واقع شويد.»

    رابطه فكر و قلب با فهم قرآن

  9. تشكرها 2


  10. #5
    عضو ماندگار
    *آیه های انتظار* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 742      تشکر : 4,542
    2,528 در 714 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *آیه های انتظار* آنلاین نیست.

    sham1





    مثالي را در اين باره جهت تقريب به ذهن درباره فهم قرآن با عشق بدين صورت مي توان آورد كه: «فرض كنيد پسري از مادرش به دور بوده پس از مدت ها دوري و از محل سربازيش، مثلا، براي مادر خويش كه مي داند او را بسيار دوست دارد فقط يك نامه مي نويسد. وقتي اين نامه به دست مادر مي رسد اگر مادر سواد داشته باشد، نامه را مي خواند، همواره تعبير مي كند، كلمات و جملات و عبارت هاي آن را پيوسته زير و رو كرده و براي خويش از سر عشق تعبيرات آن را زمزمه مي كند، مي گويد: اين جمله اش اين موضوع را مي گويد، از آن جمله منظورش فلان است و ارتباط اين جمله با آن جمله چيست، و... و اما اگر بي سواد باشد به هر كس كه مي رسد مي گويد آقا اين نامه را براي من بخوانيد و اگر نامه ادبي هم نوشته شده باشد از استعارات و تشبيهات و تعبيرات آن مي پرسد و آن قدر با اين نامه مانوس مي شود كه تمام آن را حفظ مي كند؛ چرا كه خودش را در آن نامه مي بيند و مي يابد. حتي جاي تعجب نيست كه اگر بي سواد باشد تنها به خاطر درك محتواي نامه فرزندش راه باسواد شدن را نيز طي كند و...
    حال كدامين ما (با پوزش از درگاه خدا) به اندازه عشق يك مادر به پيام فرزندش، به پيام خدا عشق مي ورزيم، آن را مي خوانيم، زمزمه مي كنيم، در تفسير آيات و فهم آن ها و روشن شدن مطالب آن صادقانه و عاشقانه كار مي كنيم و به آن دل مي دهيم. اينجاست كه پيامبرصلي الله عليه وآله مي فرمايد: «الا من اشتاق الي الله فليستمع كلام الله »[5] «بهوش باشيد هر كه شوق خدا را دارد و به خدا عشق مي ورزد پس بايد به سخن خدا گوش فرا دهد.»
    3-2- قلب، ايمان، فهم قرآن
    با توجه به آنچه در رابطه با قلب و نقش آن در فهم قرآن گفته شد ذكر اين نكته ضروري است كه قلب و ايمان نيز ارتباط تنگاتنگ با هم دارند و به صراحت بسياري از آيات قرآني جايگاه ايمان قلب است: «اولئك كتب الله في قلوبهم الايمان.»(مجله: 22) «آنان كساني هستند كه خداوند ايمان را در دل هايشان بنوشت »
    «ولكن الله حبب اليكم الايمان و زينه في قلوبكم ». (حجرات: 9) «وليكن خداوند ايمان را برايتان دوست داشتني قرار داده و در دلهايتان استوار كرد.»از يك سو، بر اساس آيه 82 سوره اسراء «ايمان »عامل مهم درك و فهم قرآن است، [6] و از سوي ديگر، اين باور با ايمان قلبي به مبدا هستي و عشق به خدا و ايمان به پيامبرصلي الله عليه وآله معنا پيدا مي كند تا بتواند مهم ترين عامل درك صحيح قرآن شود و آدمي را با معاني بلند قرآن آشنا كند.
    به عبارت ديگر، ايمان امانت بزرگ خداوند است و حمل اين امانت، شايستگي مي خواهد، ايمان اكراه بردار نيست و در ايمان نمي شود تقليد كرد و همان گونه كه ايمان آزادترين و با حرمت ترين انتخاب يك انسان است، هرگونه سخن وعمل كه اين انتخاب آزاد و حرمت آن را تباه كند، هر چند به نام دين و روي آوري به مردم باشد، قلب آدمي را تباه مي كند و او را از فهم قرآن دور مي كند.
    تنها كساني مي توانند قرآن را به نحو شايسته بفهمند كه خدا و پيامبرصلي الله عليه وآله را بشناسند و به او ايمان آورند و در ظاهر و باطن به گونه اي باشند كه در سينه هايشان نمونه كوچكي، هر چند در مقياس كوچك تر از آنچه تمامي قلب پيامبر را فراگرفته، وجود پيدا كرده باشد.
    امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «انما القرآن امثال لقوم يعلمون دون غيرهم و هم الذين يؤمنون به و يعرفونه فاما غيرهم فما اشد اشكاله عليهم و ابعده من مذاهب قلوبهم...»(بحارالانوار، ج 92، ص 10) «منحصرا قرآن نمونه هايي براي مردم داناست نه غير آنان همان عالماني كه به آن ايمان مي آورند و آن را مي شناسند ولي براي ديگران چقدر مشكل است و چه اندازه ازدسترس عقل ودل هايشان به دور است!»
    ايمان چنان سهل الوصول و ارزان نيست كه به دست هر كسي بيفتد، امري قلبي است كه با تمامي زندگي آدمي سر و كار دارد و تمامي هويت يك انسان است. پس فهم حقايق قرآن نيز براي كسي امكان پذير است كه در پي تسليم دروني و بروني به خدا و برگزيده خدا برآمده و تابع امر آن ها باشد. و اينجاست كه امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «ما مردم را مؤمن نمي شماريم مگر آن كه جميع اوامر ما را متابعت نمايد...»[7]

    خليفه خدا در زمين بودن يعني مطيع خدا بودن، شنونده خوبي براي كلام خدا بودن، تسليمي در اوج اختيار و در عين بيزاري از طاغوت همراه با شناخت خدا و عشق به او و فرمان برداري از او. [8] چنين قلبي شايسته نور خداست و حق اوست كه از اين سفره الهي و تجلي خداوندي به زيباترين وجه بهره ببرد و پيوسته با عنصر اعتماد، [9] عشق، [10] و اميد [11] به امنيت در بارگاه الهي زندگي مي كند [12] و در اين حالت، فرد مؤمن چنان مجذوب سخن حق مي شود كه حالت خدايي پيدا مي كند: «قال الله تعالي: لاتسعني ارضي ولاسمائي ولكن يسعني قلب عبدي المؤمن »(الغوالي، ج 4، ص 7) «نه زمينم گنجايشم را دارد و نه آسمانم، ولي قلب بنده مؤمنم گنجايش مرا دارد.»
    بنابراين، آنچه كه قرآن در تعليماتش مد نظر دارد، پرورش انسان هايي است كه هم از سلاح علم بهره مند هستند و هم از دلي آكنده از ايمان به محبوب خويش؛ و اين دو را با بهترين شيوه و عالي ترين وجه در راه حق به كار مي گيرند؛ انسان هايي كه نمونه هاي بارز آن خود پيامبرصلي الله عليه وآله و ائمه اطهارعليهم السلام و ياران شايسته و راستين آن ها مي باشند. همان هايي كه اهداف قرآن را پيوسته در دل و قلب خويش به يقين باور داشته و در عمل با پذيرش حقايق قرآني هميشه قرين عبادتند؛ يعني عاشقانه در پي سپاسگزاري از خدايي كه شايسته عبادت است برمي آيند و هدف قرآن را برآورده مي سازند. [13] و تنها توصيه قرآن نيز همين است آنجا كه مي فرمايد: «يا ايها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم و شفاء لما في الصدور و هدي و رحمة للمؤمنين »(يونس: 57) «اي مردم از جانب پروردگارتان سوي شما پندي رسيده با شفايي براي (آن مرض هايي كه) در سينه هاست، كتابي كه رحمت و هدايت براي مؤمنان است.»



    رابطه فكر و قلب با فهم قرآن

  11. تشكرها 2


  12. #6
    عضو ماندگار
    *آیه های انتظار* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 742      تشکر : 4,542
    2,528 در 714 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *آیه های انتظار* آنلاین نیست.

    sham1




    [1] . آشنايى باقرآن،محمودرجبى،چ اول، معاونت اموراساتيد،1376ش، ص 17
    [2] . چون از روح خويش بر وى دميده است: اولئك كتب الله فى قلوبهم الايمان و ايدهم بروح منه، مجادله: 22
    [3] . مصباح الشريعه، منسوب به امام جعفر صادق عليه السلام، شرح عبدالرزاق گيلانى، چاپ سوم، نشر صدوق، 1366 ش، باب 14، ص 87
    [4] . عشق در اين ديدگاه يعنى بى تابى انسان در اتصال و ارتباط نيازمندانه و آگاهانه و مستمر با معشوق يعنى خدا.
    «طفيل هستى عشق اند آدمى و پرى
    ارادتى بنما تا سعادتى ببرى.»
    [5] . كنزالعمال فى سنن الاقوال و الافعال، علاءالدين متقى هندى، به تصحيح صفوه السقا، چاپ پنجم، بيروت، خ 2541
    [6] . «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين...»
    [7] . كافى، ج 2، ص 78
    [8] . محتواى آية الكرسى
    [9] . و من يتوكل على الله فهو حسبه، طلاق: 3
    [10] . يحبهم و يحبونه، مائده: 54
    [11] . لاتياسوا من رحمة الله، يوسف: 87
    [12] . فى مقعد صدق عند مليك مقتدر، قمر: 55
    [13] . نهج البلاغه، صبحى صالح، خطبه 193، على عليه السلام در توصيف متقين مى فرمايد:... تالين لاجزاء القرآن يرتلونها ترتيلا... مؤمنان پرهيزگار همان كسانى هستند كه در شب همواره بر پا ايستاده اند، قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت مى كنند، با آن جان خويش را محزون ساخته و داروى درد خود را از آن مى گيرند هر گاه به آيه اى برسند كه در آن تشويق باشد با علاقه فراوان به آن روى مى آورند و جانشان با شوق بسيار در آن خيره مى شود و آن را همواره نصب العين خود قرار مى دهند و هر گاه به آيه اى برخورد كنند كه در آن ترساندن و بيمى باشد گوش هاى دل خويش را براى شنيدن آن باز مى كنند و صداى ناله و به هم خوردن زبانه هاى آتش با آن وضع مهيبش در درون گوش شان طنين انداز است آن ها در پيشگاه خدا به ركوع مى روند و پيشانى و دست و پاى خويش را بر خاك مى سايند و از خداوند آزادى خود را از آتش جهنم درخواست مى كنند... .

    رضا رستمي زاده- فصلنامه معرفت، ش35


    رابطه فكر و قلب با فهم قرآن

  13. تشكر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •