اهل بیت (ع) در قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اهل بیت (ع) در قرآن
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22
  1. #1
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض اهل بیت (ع) در قرآن




    عترت طاهرین ـ علیهم السلام ـ بر اساس آیات قرآن و حدیث متواتر ثقلین، همتای قرآن بوده، و تمسك به یكی از آن دو، بدون دیگری، مساوی با ترك هر دو ثِقل است و دستیابی به دین كامل، تمسك به هر دو ثِقل است. قرآن و عترت، عصاره نبوت و تداوم بخش رسالت هستند كه هدایت بشر را تا قیامت تضمین می‎كنند.[1]
    قرآن، اسلام مكتوب است و اهل بیت اسلام ناطق.
    قرآن، راه است و اهل بیت، رهبر.
    قرآن، قانون است و اهل بیت قانون‎شناس و مجری قانون.
    قرآن مشعل است و امام، مشعل‎دار و قرآن ، كتاب حكمت است و اهل بیت الگوی حكمت.
    در این تحقیق، به این موضوع بررسی می‎شود كه آیا اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و ویژگیهای آنها در قرآن بیان شده است؟
    درباره این موضوع باید گفته شود كه كلمه «اهل بیت» در قرآن در سه آیه آمده است. آیه اول: سوره قصص آیه 12، «هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَیْتٍ یَكْفُلُونَهُ لَكُمْ» این آیه اشاره به قصد حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ دارد، زمانی كه طفل صغیری بوده و شیر هیچ دایه‎ای را در كاخ فرعون قبول نمی‎كرد. خواهر موسی به آنها گفت: «آیا مایلید كه من شما را بر خانواده‎ای كه دایه و پرستار این طفل شوند؛ راهنمایی كنم».
    اهل بیت در این آیه دارای هیچ ابهامی نیست چون آن كسی كه درخانواده دایه و پرستار طفل است؛ مادر خانواده است.
    آیه دوم، در سوره دهر آیه 73 آمده است كه: «قالُوا أَ تَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ» بعد از آنكه خداوند، بشارت داشتن فرزند را به ساره همسر حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ داده است او به خاطر پیری خود و همسرش متعجب شده و فرشتگان به او گفته‎اند: «آیا از كار خدا متعجب هستی كه رحمت و بركات خداوند مخصوص شما اهل بیت رسالت است».
    اهل بیت در این آیه نیز دارای هیچ ابهامی نیست و شامل خاندان وخانواده حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ است.
    آیه سوم: در سوره‌احزاب آیه 33 آمده است كه: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً» «براستی كه خداوند، می‎خواهد پلیدی را از شما اهل بیت بزداید و كاملاً پاك و پیراسته‎تان نماید».
    با بررسی و تفسیر و شأن نزول و سیاق آیات فوق، در می‎یابیم كه در دو آیه اول، مراد از «اهل بیت» مشخص بوده و دارای هیچ ابهامی نیست. اما با بررسی سیاق آیه سوم و شأن نزول آن می‎توان فهمید كه این آیه در مقام بیان مسئله مهمی درباره «اهل بیت» است. برای بررسی این آیه، چند نكته را باید مورد توجّه قرار داد:
    نكته اول: آیه «تطهیر» دارای سه تأكید است.
    الف. حرف «انّ» كه در پی آن «مای» حصر آمده و دلالت دارد كه طهارت منحصر در اهل بیت است.
    ب. «لام» تأكید كه بر سر كلمه «یذهب» آمده تا از ازاله كامل تمام گناهان ومعاصی از اهل بیت پرده بردارد.
    ج. جمله «یطهركم تطهیرا» كه در آخر این آیه آمده تا بفهماند، طهارت برای اهل بیت، كامل و بدور از هرگونه شائبه و شبهه است.[2]
    این سه تأكید نشان می‎دهد كه «اهل بیت» خانواده عادی و معمولی نیستند و دارای خصوصیات منحصر بفرد می‎باشند.
    نكته دوم: اراده خداوند در جمله «انما یرید الله...» بر فعل او، یعنی «اذهاب رجس»، و «تطهیر» تعلق گرفته و چنین اراده‎ای جز اراده‎ی تكوینی نیست چرا كه اراده تشریعی به فعل دیگران تعلق خواهد گرفت نه به فعل صاحب اراده، همچنین سیاق آیه در مقام مدح و ستایش اهل بیت است و اگر این اراده تشریعی بود؛ مختص به گروه خاصی نبود و این مدح و ستایش نیز موردی نداشت.
    نكته سوم: با ملاحظه موارد استعمال لفظ «رجس» در قرآن (مائده، آیه 90؛ انعام، 125؛ یونس، 100) می‎توان گفت: این لفظ هم شامل پلیدی محسوس و ظاهری می‎شود و هم شامل آلودگی معنوی و نامحسوس.[3] و شكی نیست كه مقصود «رجس» در آیه تطهیر ( كه با الف و لام نیز آمده) شامل تمام گناهان می‎شود.[4]
    نكته چهارم: علماء اهل تسنن با توجه به معنای لغوی «اهل بیت»، آیه‎ را به خانواده و همسران پیامبر تفسیر می‎كنند.[5] اما در پاسخ باید گفت كه درست است. در كتابهای لغت، كلمه «اهل بیت» به معنای اهل خانواده (اعم از پدر، مادر، فرزندان و...) و خاندان آمده است.[6] اما سیاق آیه تطهیر نشان می‎دهد كه «اهل بیت» در این آیه افراد خاص از خانواده هستند و شامل همسران پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎شود چون اگر شامل آنها می‎شد لازم بود ضمیر «عنكم» كه مذكر است به «عنكنّ» تبدیل شود.[7] علاوه بر آن روایات كه تبیین كننده مجهولات و تأویل كننده متشابهات قرآن هستند؛ استفاده می‎شود.
    كه در این قسمت از آیه (مانند بعضی از آیات) جداگانه نازل شده است و به هنگام جمع‎آوری آیات قرآن، در كنار این آیات قرار گرفته است.[8] و روایات بوضوح، مصداق «اهل بیت» در این آیه را بیان كردند. طبری[9] در تفسیر خود «17» حدیث و جلال الدین سیوطی،[10] در الدر المنثور، «14» حدیث را نقل نموده‎اند كه سند همه آنها به صحابه و تابعین (همچون: ابوسعید خدری، انس بن مالك، ابواسحاق، ابوهریره، ابو حمراء، سعد بن وقاص، علی بن حسین، عایشه، ابن عباس و...» منتهی می‎گردد.
    بر طبق این احادیث، پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ كساء یا عباء بر سر پنج تن (پیامبر، علی، فاطمه،‌حسن و حسین ـ علیهم السلام ـ ) افكند و ام سلمه كه قصد ورود به آن را داشت؛ منع نمود و این جمله را فرمود: «خدایا! اینان اهل بیت من می‎باشند، پروردگارا! پلیدی را از آنها دور ساز».[11]
    آیات زیادی در شأن و منزلت «اهل بیت» نازل شده است تا جایی كه ابن عباس روایت كرده كه درباره علی ـ علیه السّلام ـ به تنهایی، سیصد آیه نازل شده است.[12] و برخی دیگر گفته‎اند: كه ربع آیات قرآن در مورد اهل بیت می‎باشند[13]. و از باب نمونه «60» آیه را با شأن نزول ذكر كرده‎اند كه به اعتراف بزرگان اهل سنت درباره اهل بیت نازل شده است.
    در این جا به نمونه‎هایی از آیات كه شیعه و سنی در آن اتفاق نظر دارند كه درباره اهل بیت نازل شده را ذكر می‎نمائیم:
    1. آیه مودّت: خداوند متعال می‎فرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى»[14]
    «به مردم بگو! برای تبلیغ و رسالت، پاداش از شما نمی‎خواهم؛ مگر مودت و دوستی خویشانم».
    صحیح مسلم و صحیح بخاری و مسند احمد بن حنبل و تفسیر ثعلبی همگی از ابن عباس نقل كرده‎اند كه وقتی این آیه نازل شده مسلمانان از پیامبر سئوال كردند؛ اقربای شما چه كسانی هستند؟ پیامبر فرمود: آنها علی و فاطمه و دو فرزندانشان (حسن و حسین) هستند.[15]
    2. آیه ‌مباهله: خداوند در سوره نساء آیه 47 می‎فرماید: «فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِسائَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ...»[16]
    پس هركس با تو در مقام مجادله برآید درباره عیسی، بعد از آنكه بوحی خدا بر احوال او آگاهی یافتی با او بگو: بیائید و ما و شما با فرزندان و زنان خود به مباهله برخیزیم...».
    مفسرین شیعه و سنی اتفاق نظر دارند كه لفظ «ابنائنا» اشاره به امام حسن و امام حسین و لفظ «نسائنا و انفسنا» به ترتیب به فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و حضرت علی ـ علیه السّلام ـ شامل می‎شود. مسلم و ترمذی در كتابهای خود در باب فضایل علی ـ علیه السّلام ـ از سعید بن وقاص روایت كرده‎اند: وقتی كه این آیه نازل شده پیامبر، علی و فاطمه و حسن و حسین را فراخواند و سپس فرمود: خداوندا، اینان اهل من می‎باشند.[17]
    3. آیه كلمات: قرآن، داستان توبه حضرت آدم را چنین بیان می‎كند:‌«فتلقیّ آدم من ربّهِ كلماتٍ فتاب علیه انه هو التراب الرحیم»[18] حضرت آدم از پروردگارش كلماتی را فراگرفت پس توبه او را پذیرفت، همانا خداوند توبه پذیر و مهربان است.
    جلال الدین سیوطی در تفسیر «الدر المنثور» در ذیل همین آیه از ابن عباس روایت كرده كه گفت از رسول خدا درباره كلمات كه حضرت آدم از خداوند دریافت كرد و موجب پذیرش توبه شد سئوال كردم، پیامبر فرمود: «حضرت آدم به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین از خداوند طلب بخشش كرد و خداوند هم پذیرفت».[19]
    4. آیاتی كه در شأن اهل بیت به خصوص درباره حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نازل شده، بسیار زیاداست ما برای اختصار فقط به آدرس سوره‎ها و آیات اكتفا می‎كنیم:[20] آیات برائت (توبه، 1)، آیه سقایه الحاج (توبه، 19)، آیه صالح المؤمنین (تحریم، 4)، آیه حكمت (بقره، 269)، آیه بینه (هود، 17)، آیه صد یقول (حدید، 19)، آیه نور (حدید، 28)، آیه انذار (شعراء، 214)، آیه مرج البحرین (الرحمن، 19 ـ 22)، آیه نجوی (مجادله، 12)، آیه سابقون (واقعه، 10 ـ 11)، آیه محبت (مریم، 96؛ مائده، 54)، آیه انفاق (بقره، 274)، آیه حبل الله (ال عمران، 103)، آیه راسخان در علم (ال عمران، 7)، آیه ولایت (مائده، 55)، آیه علم الكتاب (رعد، 13)، اهل الذكر (نحل، 43)، و... .
    گوشه‎های از شأن و منزلت اهل بیت را در قرآن به رشته تحریر در آوردم و هیچ كس را قادر به انكار این آیات نیست، و تمام فرق مسلمین اعم از شیعه وسنی به این واقعیت اعتراف دارند كه اهل بیت(علیهم السلام) حلقه ناگسستنی قرآن هستند و قرآن بدون اهل بیت و اهل بیت بدون قرآن، نمی‎توانند این كشتی پرتلاطم هدایت را به مقصد برسانند. امیدواریم بتوانیم با تمسك به قران و تبعیت از اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) ،در صراط مستقیم را مسی تكامل و سعادت را بپیماییم«انشاءالله» ..

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] . تفسیر تسنیم، حضرت آیت الله جوادی آملی، انتشارات اسراء، چ 1، قم، 1379، ج 1، ص 132.
    [2] . اهل بیت رهبران الهی، محمد كاظم، محمد جواد، انتشارات عاشورا، قم، چ 1، 1374، ص 17.
    [3] . ره توشه راهیان نور، ویژه محرم 1377، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، مقاله سیمای اهل بیت در قرآن و سنت، عبدالرحیم سلیمانی، ص 35.
    [4] . تفسیر نمونه، حضرت آیت الله مكارم شیرازی و همكاران (دار الكتب الاسلامیه، تهران، چ 11، 1371، ج 17، ص 195.
    [5] . تفسیر الدر المنثور، سیوطی، ج 5، ص 196.
    [6] . مفردات راغب اصفهانی، تهران، مكتب مرتضویه، ذیل.
    [7] . تفسیر المیزان، علامه طباطبایی،‌انتشارات اسراء، قم، 1364، ج 16، ص 484.
    [8] . همان.
    [9] . تفسیر طبری، محمد بن جریر طبری، ج 2، ص 5 ـ 7، انتشارات موسسه رسالت، بیروت، 1415ق.
    [10] . تفسیر الدر المنثور، جلال الدین سیوطی، ج5، ص 199، قم منشورات كتابخانه مرعشی، 1404 ق.
    [11] . رك: اهل بیت در كتاب وسنت، محمد ری شهری، دار الحدیث تهران، چ1، ص 35، و رك: شواهد التنزیل، حفطایی، ج 2، ص 25، بیروت، موسسه علمی للمطبوعات، 1393 ق.
    [12] . الصواعق المحرقه، حیثمی، فصل 3، باب 9، ص 76، مكتبه القاهره، چاپ مصر، 1312.
    [13] . المراجعات، ص 48.
    [14] . شوری، آیه 23.
    [15] . رك: اهل بیت در كتاب و سنت، ری شهری، ص 40؛ رك: و دلائل الصدق، حسن بن محمد مظفر، ج 2، ص 119، انتشارات بصیرت، قم، 1395ق.
    [16] . آل عمران، آیه 6.
    [17] . دلائل الصدق، همان، ج2 ، ص 135.
    [18] . بقره، 37.
    [19] . تفسیر در المنثور، سیوطی، ج 1، ذیل آیه.
    [20] . تفسیر نور الثّقلین، عروس حویزی، و تفسیر بحرانی، سیدهاشم بحرانی، و تفسیر الدر المنثور، جلال الدین سیوطی و تفسیر نمونه، مكارم شیرازی و تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیات فوق.
    اهل بیت (ع) در قرآن
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  2. تشكرها 2

    نرگس منتظر (01-04-1391), صافات (25-12-1390)

  3.  

  4. #2
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض اهل بیت در قرآن




    فضل قرآن

    1 ـ عَلِی ، عَن أَبيهِ ، عَن عَبدِاللهِ بنِ المُغيرَةِ ، عَن سَماعَةَ بنِ مِهرانَ قالَ : قالَ أَبُوعَبدِاللهِ إِنَ العَزيزَ الجَبّارَ أَنزَلَ عَلَيکُم کِتابَهُ وَ هُوَ الصّادِق البارُّ ، فيهِ خَبَرُکُم وَخَبَرُمَن قَبلَکُم وَ خَبَرُمَن بَعدَکُم وَخَبَرُالسَّماءِ وَ الأَرضِ وَلَوأَتاکُم مَن يخبِرُکُم عَن ذلِکَ لَتَعَجبّتُم .

    ـ حضرت صادق (عليه السلام) فرمود : همانا خدای عزيز و جبار کتابش را بر شما فرود فرستاد و اواست راست گو و نيک خواه ، در آن کتاب است آگاهی از شما و آنانکه پيش از شما بودند ، و آنانکه پيش از شما بودند ، و آنانکه پس از شمايند ، و آگاهی از آسمان و زمين ، و اگر کسی نزد شما آيد واز آنها بشما آگاهی دهد هر آينه شمادر شگفت شويد .

    2 ـ مُحَمَّدبنُ يحيی ، عَن أَحمَدَبنِ مُحَمَّدِ بن عيسی ، عَن مُحَمَّدِ بنِ سِنان ، عَن أَبِی الجارُودِقالَ قالَ : أَبوُجَعفَرٍ (عليه السلام) : قال رَسُولُ اللهِ (صلی الله عليه و آله) : أَناَا أَوَّلُ وافِدٍ عَلَی العَزيزِ الجَبّارِ يومَ القِيامَةِ وَکِتابُهُ وَأَهلُ بَيتی ثُمَّ اُمَّتی ، ثُمَّ أَسأَلُهُم ما فَعَلتُم بِکِتابِ اللهِ وَبِأَهلِ بَيتی .

    ـ حضرت باقر (عليه السلام) فرمود : رسول خدا (ص) فرمود : من نخستين کسی هستم که روز قيامت بر خدای عزيز جبار وارد شوم با کتابش و اهل بيتم ، سپس امتم (وارد شوند) پس از ايشان بپرسم چه کرديد با کتاب خدا و اهل بيت من .

    3 ـ مُحَمَّدُ بنُ يحيی ، عَن أَحمَدَبنِ مُحَمَّدٍ ، عَن مُحَمَّدِ بنِ أَحمَدَبنِ يحيی ، عَن طَلحَةَ بنِ زَيدٍ ، عَن أَبی عَبدِاللهِ (عليه السلام) قالَ : إِنَّ هذَا القُرآنَ فيه مَنارُالهُدی وَمَصابيحُ الدُّجی فَليجلُ جالٍ بَصَرَهُ وَ يفتَحُ لِلضِّياءِ نَظَرَهُ فَاِنَّ التَّفَکّسرَ حَياةُ قَلبِ البَصيرِ ، کَما يمشِی المُستَنيرُ في الظّلُماتِ بِالنُّورِ .

    ـ حضرت صادق (علبيه السلام) فرمود : همانا اين قرآن )کتابي) است که در آن است جايگاه نور هدايت و چراغهای شب تار ، پس شخص تيزبين بايد که در آن دقت کند و برای پرتوش نظر خويش را بگشايد ، زيرا که انديشه کردن زندگانی دل بينا است ، چنانکه آنکه جويای روشنی است در تاريکی ها بسبب نور راه پيمايد .

    4 ـ عَلِی بنُ إِبراهيمَ ، عَن مُحَمَّدِبنِ عيسی ، عَن يونُسَ ، عَن أَبی جَميلَةَ قالَ : قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (عليه السلام) : کانَ في وَصِيةِ أَميرِ المؤمنينَ (عليه السلام) أَصحابَهُ : اعلَمُوا أَنَّ القُرآنَ هُدَی النَّهارِ وَ نُورُ اللَّيلِ المُظِلمِ عَلی ما کانَ مِن جَهدِ وَفاقَةٍ .
    ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود : در سفارش امير المؤمنين (عليه السلام) بيارانش بود که : بدانيد همانا قرآن راهبر روز است و پرتو افکن شب تار اگر چه (آنکس که در صدد راهنمائی شدن و کسب نورش باشد) در سختی و نداری باشد . (زيرا فقر وفاقه او را از آن باز ندارد بلکه رغبتشان را در اينباره افزون کنند زا فيض ـ ره ـ)

    5 ـ عَلِی ، عَن أبيهِ عَنِ النّوفَلِی ، عَن السَّکُونِی ، عَن أبی عَبدِاللهِ ، عَن آبائِهِ (عليهم السلام) قالَ : شَکا رَجُلُ إِلَی النَّبِی (صلی الله عليه و اله و سلم) وَجَعاً في صَدرِهِ فَقالَ (صلی الله عليه و آله و سلم) : استَشفِ بِالقُرآنِ فَاِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ يقُولُ : « وَشِفاءٌ لِما في الصُّدوُرِ » .
    ـ حضرت صادق (عليه السلام) از پدرانش (عليهم السلام) حديث کند که مردی از درد سينه به پيغمبر (ص) شکايت کرد ، حضرت (ص) فرمود : بوسيله قرآن شفا بجوی زيرا خدای عزوجيل فرمايد : « ( و اين قرآن) شفاء است برای آنچه در سينه ها است » ( سوره يونس آيه 57 ) .
    اهل بیت (ع) در قرآن

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  5. تشكر


  6. #3
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اهل بیت در قرآن




    6 ـ أَبُوعَلِی الأًَشعَرِی ؛ عَن بَعضِ أَصحابِهِ ، عَن الخَشّابِ ، رَفَعَهُ قالَ : قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (عليه السلام) : لاوَاللهِ لا يرجِعُ الأَمرُ وَالخِلافَةُ إِلی آلِ أَبی بَکرٍ وَعُمَرَ أَبَداً وَلا إِلی بَنی اُميةَ أَبَداً وَلا في وُلدِ طَلحَةَ وَالزُّبَيرِ أَبَداً وَ ذلِکَ أَنَّهُم نَبَذوُا القُرآنَ وَأَبطَلُوا السُّنَنَ وَعَطَّلُوا الأحکامَ ، وَقالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله عليه و آله و سلم) : القُرآنُ هُدی مِنَ الضَّلالَةِ وَتِبيانُ مِنَ العَمی وَاستقالَةٌ مِنَ العَثرَةِ وَنُورٌ مِنَ الظُّلمَةِ وَ ضِياءٌ مِنَ الأحداثِ وَ عِصمَةٌ مِنَ الهَلَکَةِ وَرُشدٌ مِنَ الغَوايةِ وَبَيانٌ مينَ الفِتَنِ وَبَلاغٌ مِنَ الدُّنيا إِلَی الآخِرَةِ وَفيهِ کَماُ دينِکُم وَ ما عَدَلَ أَحَدٌ عَن القُرآنِ إلّا إِلَی النّارِ .
    ـ امام صادق (عليه السلام) : نه بخدا سوگند اين امر خلافت هرگز در دودمان ابوبکر و عرم باز نگردد ، و نه هرگز در بنی اميه ، و نه در فرزندان طلحه و زبير باز آيد ، برای آنکه اينان قرآن را به يک سو نهادند ، و سنتها را باطل کردند ، و احکام (الهي) را تعطيل کرده (و مهمل گذاردند) . و رسولخدا (ص) فرموده است : قرآن راهنمای گمراهی است و بينائی از هر کوری است ، و سبب گذشت از لغزشها است ، و روشنی در هر تاريکی است ، و در پيشامدها ( و بدعتها ) پرتوی است ف و نگاهدارنده از هر هلاکتی است و ره جوئی در هر گمراهی است ، و بيان کننده هر فتنه و اشتباهی است ، و انسانيرا از دنيای (پست بسعادتهاي) آخرت رساند ، و در آنست کمال دينی شما ، و هيچکس از قرآن رو گردان نشود جز بسوی دوزخ .


    7 ـ حُمَيدُبنُ زِيادٍ ؛ عَن الحَسَنِ بنِ مُحَمَّد ، عَن وُهَيبِ بنِ حَفصٍ ، عَن أَبی بَصيرٍ قالَ : سَمِعتُ أَباعَبدِاللهِ (عليه السلام) يقُولُ : إِنَّ القُرآنَ زاجرٌ وَ آمِرٌ : يأمُرُ بِالجَنَّةِ وَيزجُرُ عَنِ النّارِ .

    ـ ابوبصير گويد : شنيدم حضرت صادق (عليه السلام) ميفرمود : همانا قرآن بازدارنده و فرمان دهنده است . به بهشت فرمان دهد و از دوزخ باز دارد .


    8 ـ عَلِی بنُ إِبراهيمَ ، عَن صالِحِ بنِ السِندِی ، عَن جَعفَرِبنِ بَشيرٍ ، عَن سَعدريال الاِسکافِ قالَ : قالَ رسُولُ (صلی الله عليه و آله) : اُعطيتُ السُّوَرَ الطّوَلَ مَکانَ النَّوراةِ وَاُعطيتُ المِئينَ مَکانَ الانجيلِ وَاُعطيتُ المَثانِی مَکانَ الزّبُورِ وَفُضِّلتُ بِالمُفَصَّلِ ثَمانٌ وَسِتّوُنَ سِورَةً وَهُوَمُهَيمِنٌ عَلی سائِرِ الکتُتُبِ وَالتَّوراةُ لِموُسی وَالاِنجيلُ لِعيسی والزَّبوُرُ لِداوُدَ .

    ـ سعد اسکاف از رسول خدا (صلی الله عليه و آله و سلم) حديث کند که فرمود : بمن سوره های طولانی داده شده بجای تورات ، و سوره های صد آيه ای داده شدم بجای انجيل . و سوره های صد آيه ای داده شدم بجای انجيل . و سوره های مثانی (تفسير آن بيايد) بمن داده شد بجای زبور ، و سوره های مفصل (يعنی آيه کوتاه) را که شصت و هشت سوره است افزون بمن دادند و اين قرآن نگهبان و گواه است بير کتابهای ديگر و تورات از موسی (عليه السلام) است و انجيل از عيسی (عليه السلام) است و زبور از داود (عليه السلام) است .

    9 ـ عَلِی بنُ إِبراهيمَ ، عَن أَبيهِ ؛ وَعَلِی بنِ مُحَمَّدريال القاسانِی ف جَميعاً ، عَنِ القاسِمِ بنِ مُحَمَّدٍ ؛ عَن سُلَيمانَ بنِ داوِدَ ، عَن سُفيانَ بنِ عُيينَةَ ، عَنِ الزُّهَرِی قالَ : قالَ عَلِی بنُ الحُسَينِ عَلَيهِمَاالسَّلامُ : لَوماتَ مَن بَينَ المَشرِقِ و المَغرِبِ لَمَا استَوحَشتُ بَعدَأَن يکُونَ القُرآنُ مَعِی . وَکانَ (عليه السلام) إذاقَرَأَ « مالِکِ يومِ الدّينِ » يکَرِّرها حَتّی کادَ أَن يموُتَ .
    9 ـ زهری گويد : حضرت علی بن الحسين عليهما السلام فرمود : اگر همه مردم که ما بين مشرق و مغرب هستند بميرند من از تنهائی هراس نکنم پس از آنکه قرآن با من باشد ، و آنحضرت (عليه السلام) شيوه اش اين بود که هر گاه « مالک يوم الدين » را ميخواند آنقدر آنرا تکرار ميکرد که نزديک بود بميرد .
    اهل بیت (ع) در قرآن

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  7. تشكرها 2


  8. #4
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اهل بیت در قرآن




    سليمان عليه السلام

    الصدوق قال: حدّثنا عبدالله بن محمّد بن عبدالوهاب القرشى قال: حدّثنا منصور بن عبدالله الإصفهانى الصوفى قال: حدّثنى علىّ بن مهرويه القزوينى قال: حدّثنا سليمان الغازى قال: سمعت علىّ بن موسي الرضا عليه السلام يقول عن أبيه موسي عن أبيه جعفر بن محمّد فى قوله عزّوجلّ (فَتَبِسّمَ ضاحِكًا مِنْ قَوْلها) قال: لمّا قالت النملة: (يا أَيّهَا النّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لايَحْطِمَنّكُمْ سُلَيْمانُ وُ جُنودُهُ) حملت الريح صوت النملة إلي سليمان عليه السلام، و هو مارّ فى الهواء و الريح قدحملته فوقف و قال: علىّ بالنملة، فلمّا أتى بها قال سليمان: يا أيّتها النملة أما علمت أنّى نبىّ و أنّى لاأظلم أحداً؟! قالت النملة: بلي. قال سليمان عليه السلام فلِمَ حذّرتهم ظلمى و قلت: (يا أيّها النمل ادخلوا مساكنكم) قالت : خشيت أن ينظروا إلي زينتك فيفتتنوا بها فيعبدون غير الله تعالي ذكره، ثمّ قالت النملة: أنت أكبر أم أبوك؟ قال سليمان: بل أبى داود، قالت النملة: فلم زيد فى حروف اسمك علي حروف اسم أبيك داود؟! قال سليمان: ما لى بهذا علم، قالت النملة: لأنّ أباك داود عليه السلام داوي جرحه بودّ فسمّى داود و أنت يا سليمان أرجو أن تلحق بأبيك، ثمّ قالت النملة: هل تدرى لم سخّرت لك الريح من بين سائر المملكة؟ قال سليمان: ما لى بهذا علم، قالت النملة: يعنى عزّوجلّ بذلك لوسخّرت لك جميع المملكة كما سخّرت لك هذه الريح لكان زوالها من يدك كزوال الريح، فحينئذ تبسّم ضاحكاً من قولها .
    نمل/ 18- 19. علل الشرائع 1 / 72.



    صدوق گويد: عبدالله بن محمد بن عبدالوهاب قرشي ما را حديث كرد كه منصور بن عبدالله اصفهاني صوفي، از علي بن مهرويه قزويني، از سليمان غازي نقل كند كه گفت? از علي بن موسي الرضا(ع) شنيدم كه مي�فرمو�? از پدرش موسي بن جعفر، از پدرش�جعف�?بن محمد درباره اين آيه ( از سخن او لبخندي زد) و فرمود: چون آن مور گفت : ( اي موران به داخل خانه�هاي�تان برويد كه سليمان و سپاهيانش ناآگاهانه شما را درهم نكوبند)2 باد صداي مور را به سليمان(ع) كه در هوا بر باد سوار بود رساند، ايستاد و گفت آن مور را نزد من آوريد، چون آورده شد سليمان گفت: اي مور آيا نمي�دان�?كه پيامبر خدايم و به كسي ستمي روا ندارم؟ مور گفت: آري، سليمان(ع) گفت: پس چرا آنان را از ستم من پرهيز دادي و گفتي: (اي موران به�خانه�هاي�تا�?درآييد)؟ مور گفت: بيم داشتم زينت تو را ديده و فريفته شوند و غير خدا را بپرستند، سپس مور گفت: تو بزرگتري يا پدرت داوود؟ سليمان گفت: البته پدرم �داوود�? مور گفت: پس چرا حروف نام تو بر حروف نام پدرت داوود بيشتر است، سليمان�گف�? نمي�دانم�?مور گفت : زيرا پدرت داوود(ع) خود زخم خويش را مداوا كرد و بدان داوود ناميده شد در حالي كه تو سليماني [ پر از سلامتي�] و اميد دارم به پدرت ملحق شوي? مور گفت: آيا مي�دان�? چرا از ميان همه قدرتها، باد مسخّر تو شد؟ سليمان گفت? نمي�دانم�?مور گفت: يعني آن كه اگر خداوند عزّوجلّ همه قدرتها را به فرمان تو مي�آور�?چنانكه اين باد را مطيع تو نمود، نيستي�ا�?به دست تو چون نيستي باد بود و آنگاه بود كه سليمان از گفته او لبخندي زد3 .
    اهل بیت (ع) در قرآن
    ویرایش توسط شكوفه ياس : 16-09-1388 در ساعت 00:57

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  9. تشكر


  10. #5
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اهل بیت در قرآن





    الصدوق قال: حدّثنا محمّد بن القاسم المفسّر المعروف بأبى الحسن الجرجانى رضى الله عنه قال: حدّثنا يوسف بن محمّد بن زياد و علىّ بن محمّد بن سيّار عن أبويهما عن الحسن بن علىّ، عن أبيه علىّ بن محمّد، عن أبيه محمّد بن علىّ، عن أبيه الرضا علىّ بن موسي بن جعفرعليه السلام، عن أبيه موسي بن جعفرعليه السلام عن أبيه الصادق جعفر بن محمّد عليه السلام فى قول الله عزّوجلّ (وَ اتّبعُوا ما تَتْلُوا الشّياطِينُ علي مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ) قال: اتبعوا ما تتلوا كفرة الشياطين من السحر و النيرنجات علي ملك سليمان الّذين يزعمون أنّ سليمان به ملك و نحن أيضاً به نظهر العجائب حتّي ينقاد لنا الناس و قالوا: كان سليمان كافراً، ساحراً، ماهراً بسحره ملك ما ملك و قدر ما قدر، فردّ الله عزّوجلّ عليهم فقال (و ما كفر سليمان) و لااستعمل السحر كما قال هؤلاء الكافرون (و لكن الشياطين كفروا يعلّمون الناس السحر) الّذى نسبوه إلي سليمان و إلي (ما اُنزل علي الملكين ببابل هارون و ماروت) و كان بعد نوح عليه السلام قدكثر السحرة و المموّهون، فبعث الله عزّوجلّ ملكين إلي نبىّ ذلك الزمان بذكر ما تسحر به السحرة و ذكر ما يبطل به سحرهم و يردّ به كيدهم فتلقّاه النبىّ عن الملكين و أداه إلي عباد الله بأمر الله عزّوجلّ فأمرهم أن يقفوا به علي السحر و أن يبطلوه و نهاهم أن يسحروا به الناس و هذا كما يدلّ علي السمّ ما هو و علي ما يدفع به غائلة السمّ، ثمّ قال عزّوجلّ (و ما يعلمان من أحد حتّي يقولا إنّما نحن فتنة فلاتكفر) يعنى أنّ ذلك النبىّ أمر الملكين أن يظهرا للناس بصورة بشرين و يعلّماهم ما علّمهما الله ذلك فقال الله عزّوجلّ (و ما يعلّمان من أحد) ذلك السحر و إبطاله (حتّي يقولا) للمتعلّم ( إنّما نحن فتنة) و امتحان للعباد ليطيعوا الله عزّوجلّ فيما يتعلمون من هذا و يبطلوا به كيد السحرة و لايسحروهم (فلاتكفر) باستعمال هذا السحر و طلب الإضرار به و دعاء الناس إلي أن يعتقدوا أنّك به تحيى و تميت و تفعل ما لايقدر عليه إلّا الله عزّوجلّ فإنّ ذلك كفر. قال الله عزّوجلّ (فيتعلّمون) يعنى طالبى السحر (منهما) يعنى مما كتبت الشياطين علي ملك سليمان من النيرنجات و ممّا (أنزل علي الملكين ببابل هاروت و ماروت) يتعلّمون من هذين الصنفين (ما يفرّقون به بين المرء و زوجه) هذا ما يتعلّم للإضرار بالناس يتعلّمون التضريب بضروب الحيل و النمائم و الايهام و أنّه قددفن فى موضع كذا و عمل كذا ليحبّب المرأة إلي الرجل و الرجل إلي المرأة و يؤدّى إلي الفراق بينهما، فقال عزّوجلّ (و ما هم بضارّين به من أحد إلّا بإذن الله) أى ما المتعلمون بذلك بضارّين به من أحد إلّا بإذن الله يعنى بتخلية الله و علمه فإنّه لوشاء لمنعهم بالجبر و القهر. ثمّ قال (و يتعلّمون ما يضرّهم و لاينفعهم لأنّهم إذا تعلّموا ذلك السحر ليسحروا به و يضرّوا فقدتعلّموا مايضرهم فى دينهم و لاينفعهم فيه، بل ينسلخون عن دين الله بذلك (وَ لَقَدْعَلِمُوا) هؤلاء المتعلّمون (لَمَنِ اشْتَراهُ) بدينه الّذى ينسلخ عنه بتعلّمه (ما له فى الآخرة من خلاق) أى من نصيب فى ثواب الجنّة، ثمّ قال عزّوجلّ (و لبئس ما شروا به أنفسهم) و رهنوها بالعذاب ( لوكانوا يعلمون) أنّهم قدباعوا الآخرة و تركوا نصيبهم من الجنّة، لأنّ المتعلّمين لهذا السحر الّذين يعتقدون أن لارسول و لاإله و لابعث و لانشور. فقال (وَ لَقَدْعَلِمُوا لَمَن اشْتَراهُ ما لَهُ فِى الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ) لأنّهم يعتقدون أن لاآخرة فهم يعتقدون أنّها إذا لم تكن آخرة فلاخلاق لهم فى دار بعد الدنيا و إن كانت بعد الدنيا آخرة فهم مع كفرهم بها لاخلاق لهم فيها. ثمّ قال (و لبئس ماشروا به أنفسهم) بالعذاب إذ باعوا الآخرة بالدنيا و رهنوا بالعذاب الدائم أنفسهم (لوكانوا يعلمون) أنّهم قدباعوا أنفسهم بالعذاب و لكن لايعلمون ذلك لكفرهم به، فلمّا تركوا النظر فى حجج الله حتّي يعلموا عذّبهم علي اعتقادهم الباطل و جحدهم الحقّ .
    بقره /102. عيون أخبار الرضا 1 / 266.

    صدوق گويد: محمد بن قاسم مفسّر معروف به ابوالحسن جرجاني(ره ) ما را حديث كرد كه يوسف بن محمد بن زياد و علي بن محمد بن سيّار از پدرشان، از حسن بن�علي�?از پدرش علي بن محمد، از پدرش محمد بن علي، از پدرش علي بن�موس�?بن جعفر، از پدرش موسي بن جعفر، از پدرش جعفر بن محمد(ع) درباره اين سخن خداوند عزّوجلّ (و آنچه را شيطانها در سلطنت سليمان خوانده بودند، پيروي كردند و سليمان كفر نورزيد ) ما را چنين حديث نمود كه فرمود: آنچه شيطانهاي كافر از سحر و نيرنگ در سلطنت سليمان مي�خواندند�?پيروي كردند، كساني كه مي�پنداشتن�? سليمان بدان سلطنت يافته و ما نيز عجايبي به ظهور مي�رساني�? تا مردم اطاعت ما كنند و گفتند: سليمان، كافر و جادوگري زبردست است كه به جادو آنچه را بر آن حكم مي�راند�?مالك شده و بر آن قدرت يافته است، پس خداوند عزّوجلّ پاسخ�شا�?داد و فرمود (سليمان كافر نشد) و جادويي به كار نبست آن�گون�?كه اين كافران گويند، بلكه شيطانها با آموختن جادو به مردم، كفر ورزيدند، جادويي كه آن را به سليمان و ما نسبت دادند (آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود [پيروي كردند]) كه پس از نوح(ع) ساحران و تردستان زياد شدند و خداوند عزّوجلّ دو فرشته را به سوي پيامبر آن زمان گسيل داشت با همان وردي كه جادوگران بدان جادو مي�كردن�?و ذكري كه با آن جادوي�شا�? را باطل كرده و كيدشان را به خودشان باز مي�گرداند�?و آن پيامبر(ع) از آن دو فرشته، آنچه را كه بايد، فرا گرفت و به امر خدا به بندگان او عزّوجلّ رساند و فرمان�شا�?داد تا در برابر سحر ايستاده، آن را باطل كنند اما ايشان را از اين كه خود، مردم را سحر كنند نهي كرد. چنان كه نشان مي�ده�?كه سَم چيست و چگونه اثر سوء آن دفع مي�شو�? سپس خداوند عزّوجلّ فرمود (آن دو فرشته هيچ كس را تعليم [سحر] نمي�كردن�?مگر آن كه مي�گفتن�?ما آزمايشي [براي شما] هستيم پس زنهار كافر نشوي? يعني آنكه آن پيامبر(ع ) دو فرشته را دستور داد تا به صورت دو انسان بر مردم ظاهر شده، سحر را همانطور كه خداوند به آن دو ياد داده بود كه خداوند فرمود (از احدي ياد نگرفتند) اين سحر را، و نحوه باطل ساختن آن را به ايشان بياموزند (تا آنكه بگويند) به هر فراگيري (ما تنها وسيله�ا�?براي آزمايشيم? و آزموني براي همه بندگان تا خداوند عزّوجلّ را در آنچه از اين [سحر] مي�آموزند�? اطاعت كنند و بدان نيرنگ ساحران را نابود سازند و مردم را سحر نكنند، ( پس كافر مشو) با به كارگيري اين سحر و قصد آزار و زيان رساندن بدان و با دعوت مردم به اين كه معتقد شوند تو زنده نموده و مي�ميران�?و آنچه جز خدا قدرت انجام آن را ندارد، انجام مي�ده�?كه اين كفر است? خداوند عزّوجلّ فرمود (پس فرا مي�گيرن�? يعني علاقه�مندا�?به جادو (از آن دو) يعني از آنچه شيطانها در سلطنت سليمان از انواع نيرنگ نوشتند و از آنچه (آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت در بابل نازل شد) از اين دو گروه (آنچه بدان ميان شخص و همسرش جدايي مي�افكنن�? اين چيزي است كه براي زيان رساندن به مردم فرا گرفته مي�شود�?سخن�چين�?و انواع حيله�ه�? و در پرده سخن گفتن�ه�?فرا مي�گيرند�?و اين كه در فلان جا در زير خاك شود تا زن نزد شوهرش و مرد نزد همسرش را محبوب كنند تا آنجا كه ميان�شا�?جدايي افكنند، پس خداوند عزّوجلّ فرمود (آنها نمي�توانن�?به هيچ كس زياني رسانند مگر به إذن خداوند) يعني فراگيران آن بدان نخواهند توانست به كسي زياني رسانند مگر به اذن خدا يعني پنهان از خدا و قدرت او كه اگر او بخواهد با جبر و قهر بازشان دارد. آنگاه فرمود (فرا مي�گيرن�?آنچه زيان�شا�?رساند و سودي براي�شا�? ندارد) زيرا آن جادو را فرا گرفتند تا بدان جادويي كنند و زياني رسانند، چيزي فرا گرفتند كه در دين�شا�?به ايشان زياني رساند و فايده�ا�?براي دين�شا�?نداشت بلكه با اين كار از دين خدا جدا مي�شدن�? (و به قطع دانستند) اين فرا گيرندگان (آنكه/ آنچه با دين خود خريدند) و بدين�سا�? كه از دين خويش جدا شدند (در آخرت بهره�ا�?ندارند) يعني نصيبي از ثواب بهشت نبرند، سپس او عزّوجلّ فرمود (خويشتن را به بدترين آنچه ممكن بود فروختند) و گرفتار عذاب ساختند ( اي كاش مي�فهميدن�? كه آخرت را فروخته و بهره خود از بهشت را رها كرده�ان�?كه فراگيران اين جادو معتقدند نه پيامبري وجود دارد و نه خدا و نه زنده شدن و برانگيختني? آنگاه فرمود (آنچه خريده�ان�?در آخرت هيچ بهره�ا�?ندارد) زيرا معتقدند آخرتي وجود ندارد و برآنند چون آخرتي وجود ندارد بهره�ا�?در سراي پس از دنيا ندارند در حالي كه از پس دنيا آخرتي است و آنان با كفر خود بدان، بهره�شا�?در آنجا را از دست دادند سپس فرمود (چه بد چيزي است آنچه خويش را بدان فروختند) كه در برابر دنيا آخرت را فروختند و خويشتن را گرفتار عذابي دائم نمودند (كاش در مي�يافتن�? كه خود را به عذاب فروخته�ان�?اما نمي�دانن�?به خاطر كفرشان به او بوده است. و چون حجّت هاي خدا را ناديده انگاشتند، تا حقيقت را دريابند، خداوند به اعتقاد باطل و انكارشان نسبت به حق، عذابشان نمود .
    اهل بیت (ع) در قرآن

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  11. تشكر


  12. #6
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اهل بیت در قرآن




    سورة الأحزاب

    الصدوق حدّثنا أحمد بن زياد بن جعفر الهمدانى رضى الله عنه قال: حدّثنا علىّ بن إبراهيم بن هاشم عن أبيه عن علىّ بن معبد عن الحسين بن خالد، قال: سألت أباالحسن علىّ بن موسي الرضا عليه السلام عن قول الله عزّوجلّ (إنّا عرضنا الأمانة علي السّموات والأرض و الجبال فأبين أن يحملنها)، فقال: الأمانة الولاية من ادّعاها بغير حقّ فقد كفر .
    احزاب / 72. عيون اخبار الرضا 1 / 306.

    صدوق از احمد بن زياد بن جعفر همداني(رض) از علي بن ابراهيم بن هاشم، از پدرش، از علي بن معبد، از حسين بن خالد روايت كرده است كه گفت از ابوالحسن علي بن موسي الرضا(ع) درباره اين سخن خداي عزّوجلّ (ما امانت را به آسمان و زمين عرضه كرديم اما آن دو از پذيرش آن خودداري كردند) سؤال كردم، فرمود: مقصود از امانت، ولايت است. هر كس بناحق آن را ادعا كند كافر است .
    اهل بیت (ع) در قرآن

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  13. تشكر


  14. #7
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اهل بیت در قرآن




    سورة الأحقاف

    الصدوق قال: حدّثنا محمّد بن إبراهيم بن إسحاق الطالقانى رضى الله عنه قال: حدّثنا أحمد بن محمّد بن سعيد الهمدانىّ قال: حدّثنا علىّ بن الحسن بن فضّال عن أبيه، عن أبى الحسن الرضا عليه السلام، قال: إنّما سمّى (أولوا العزم) أولى العزم لأنّهم كانوا أصحاب العزائم و الشرائع، و ذلك أنّ كلّ نبىّ كان بعد نوح عليه السلام كان علي شريعته و منهاجه و تابعاً لكتابه إلي زمان إبراهيم الخليل عليه السلام ، و كلّ نبىّ كان فى أيّام إبراهيم و بعده كان علي شريعة إبراهيم و منهاجه و تابعاً لكتابه إلي زمن موسي عليه السلام ، و كلّ نبىّ كان فى زمن موسي و بعده كان علي شريعة موسي و منهاجه و تابعاً لكتابه إلي أيّام عيسي عليه السلام ، و كلّ نبىّ كان فى أيّام عيسي و بعده كان علي منهاج عيسي و شريعته، و تابعاً لكتابه إلي زمن نبينا محمّد صلّي الله عليه و آله، فهؤلاء الخمسة هم أولوا العزم، و هم أفضل الأنبياء و الرسل، و شريعة محمّد صلّي الله عليه و آله لاتنسخ إلي يوم القيامة و لانبىّ بعده إلي يوم القيامة فمن ادّعي بعده نبيّناً أو أتي بعد القرآن بكتاب فدمه مباح لكلّ من سمع ذلك منه .
    أحقاف 46/ 35. علل الشرائع 122 - 123.

    صدوق از محمد بن ابراهيم بن اسحاق طالقاني(رض) از احمد بن محمد بن سعيد همداني، از علي بن حسن بن فضال، از پدرش، از ابوالحسن الرضا(ع) روايت كرده است كه فرمود: (پيامبران) (اولوا العزم) را اولوا العزم ناميده اند چون صاحب دين و شريعت (مستقل) بودند. هر پيامبري كه بعد از نوح(ع) آمد بر شريعت و آيين او و تابع كتاب آن حضرت بود تا زمان ابراهيم خليل(ع)، هر پيامبري هم كه در زمان ابراهيم و بعد از او بود از شريعت و آيين ابراهيم و كتاب او پيروي مي كرد، تا زمان موسي(ع)، هر پيامبري كه در زمان موسي و بعد از او بود از شريعت و راه او تبعيت مي كرده و پيرو كتاب او بود تا زمان عيسي(ع) هر پيامبري هم كه در زمان عيسي و بعد از او ظهور كرد بر راه و شريعت عيسي و كتاب او بود تا زمان پيامبر ما محمد(ص). اين پنج نفر پيامبران اولوا العزم هستند و از همه پيامبران و رسولان برترند. شريعت محمد تا روز قيامت منسوخ نمي شود و پس از او تا روز قيامت پيامبري نخواهد آمد. بنابر اين، پس از آن حضرت هر كس ادعاي نبوت كند، يا بعد از قرآن كتابي بياورد، ريختن خونش بر هر كس كه چنين ادعايي را از او بشنود، مباح است .
    اهل بیت (ع) در قرآن

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  15. تشكر


  16. #8
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اهل بیت در قرآن




    سورة الإسراء

    العيّاشى بإسناده عن محمّد بن الفضيل عن أبى الحسن عليه السلام سألته عن قول الله ( و من كان فى هذه أعمى فهو فى الآخرة أعمى و أضل سبيلا) فقال: ذاك الّذى يسوّف الحجّ يعنى حَجّة الإسلام يقول: العام أحجّ، العام أحجّ، حتّي يجيئه الموت .
    اسراء / 72. تفسير عيّاشى 2 / 305.

    عياشي به اسنادش از محمد بن فضيل روايت كرده است كه گفت: از ابوالحسن?(الرضا)(ع) درباره اين سخن خداوند (و كسي كه در اين دنيا كور باشد در آخرت هم كور خواهد بود و گمراه تر است) پرسيدم، فرمود: او كسي است كه حجّ، يعني حَجّه �الإسلام�?را به?تاخير مي�انداز�?و مي�گوي�? امسال به حجّ مي�روم�?امسال به حجّ مي�روم�?تا آنكه مرگ به سراغش مي�آي�?(و حجّ نمي�گذار�? .

    العيّاشى بإسناده عن إسماعيل بن همّام، قال: قال الرضا عليه السلام فى قول الله (يوم ندعوا كلّ أناس بإمامهم) فقال: إذا كان يوم القيامة، قال الله: أليس عدل من ربّكم أن تولّوا كلّ قوم، من تولّوا؟ قالوا: بلى، قال: فيقول تميّزوا فيتميّزون .
    تفسير عيّاشى 2/ 304 - 305.


    عياشي به اسنادش از اسماعيل بن همام روايت كرده است كه گفت : حضرت رضا(ع) درباره اين سخن خداوند (روزي كه هر طايفه از مردم را به امام خودشان مي خوانيم) فرمود: چون روز قيامت شود، خداوند فرمايد: آيا اين از عدالت پروردگارتان نيست كه (اينك) هر قومي?را با كسي كه (در دنيا) از او پيروي كرده�ان�?محشور كنيم؟ عرضه مي�دارن�? آري هست��?پس فرمايد: از هم جدا شويد و آنها از هم متمايز مي�شون�?.

    الصدوق عن الفقيه المروزى عن أبى بكر النيسابورى عن أبى القاسم الطائى عن أبيه عن الرضا عليه السلام عن أبيه عن آبائه: قال: قال رسول الله صلّي الله عليه و آله فى قول الله عزّوجلّ (يوم ندعوا كلّ أناس بإمامهم) قال: يدعي كلّ قوم بإمام زمانهم، و كتاب ربّهم و سنّة نبيّهم .
    اسراء / 71. عيون اخبار الرضا 2 / 33.

    صدوق از فقيه مروزي، از ابوبكر نيشابوري، از ابوالقاسم طائي، از پدرش، از حضرت رضا از پدرش، از پدر بزرگوارش روايت كرده است كه رسول خدا(ص?) درباره اين سخن خداي عزّوجلّ (روزي كه هر طايفه از مردم را به امام خودشان مي خوانيم) فرمود: هر قومي با امام?زمانشان و كتاب پروردگارشان و سنت پيامبرشان فرا خوانده مي�شون�? .


    ابن شهر آشوب مرسلاً عن الرضا عليه السلام أنّ النبىّ صلّي الله عليه و آله قرأ (إنّ السمع و البصر و الفؤاد كلّ أولئك كان عنه مسئولاً) فسئل عن ذلك، فأشار إلي الثّلاثة، فقال: هم السمع و البصر و الفؤاد، و سيسألون عن وصيّى هذا و أشار إلي علىّ بن أبى طالب عليه السلام، ثمّ قال: وعزّة ربّى إنّ جميع اُمّتى لموقوفون يوم القيامة و مسؤلون عن ولايته و ذلك قول الله تعالي (و قفوهم إنّهم مسؤولون) الآية .

    اسراء / 36. صافات / 24. مناقب ابن شهر آشوب 2 / 174 - 175.



    ابن شهرآشوب به طور مرسل، از حضرت رضا(ع) روايت كرده است كه? پيامبر(ص? آيه (همانا گوش و چشم و دل مورد سوال واقع مي شوند) را قرائت كرد. از آن حضرت در اين باره سؤال كردند، پيامبر(ص? به آن سه نفر (خلفاي ثلاثه? اشاره? كرده و فرمود: سمع و بصر و فؤاد آن سه نفر هستند، و بزودي درباره ابن وصيم به علي�ب�?ابي�طال�?اشاره فرمود - از آنان بازخواست خواهد شد. سپس فرمود: به عزّت? پروردگارم سوگند كه در روز قيامت همه امت مرا نگه مي�دارن�?و از آنان درباره ولايت? او (علي? سؤال مي�كنن�? اين است معناي سخن خداي تعالي كه (متوقف كنيد آنها را تا از آنها سوال شود تا آخر آيه).

    الصدوق قال: حدّثنا أحمد بن الحسن القطّان و محمّد بن بكران النقّاش و محمّد بن إبراهيم بن إسحاق عن أحمد بن محمّد بن سعيد الهمدانى عن ابن فضّال عن أبيه قال: قال الرضا عليه السلام فى قول الله عزّوجلّ (إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها) قال عليه السلام: إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها ربّ يغفرلها .
    اسراء / 7. عيون اخبار الرضا / 294.


    صدوق از احمد بن حسن قطان و محمد بن بكران نقاش و محمد بن ابراهيم بن اسحاق، از احمد بن?محمد بن سعيد همداني، از ابن فضال، از پدرش روايت كرده است كه گفت: حضرت رضا(ع) درباره اين سخن خداي عزّوجلّ (اگر كار خوب كرديد براي خود كرده ايد و اگر بد كرديد به خود بدي كرديد)1 فرمود: اگر نيكي كنيد به خود نيكي كرده�ايد�?و اگر بدي كنيد، مرآن را پروردگاري است كه مي�بخشدش� .
    اهل بیت (ع) در قرآن

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  17. تشكر


  18. #9
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اهل بیت در قرآن




    سورة الأعراف

    العيّاشى عن محمّد بن أبى زيد الرّازى عمّن ذكره عن الرضا عليه السلام قال: إذا نزلت بكم شدّة فاستعينوا بنا علي الله، و هو قول الله (و للّه الأسماء الحسنى فادعوه بها). قال: قال أبوعبدالله عليه السلام: نحن والله الأسماء الحسني الّذى لايقبل من أحد إلّا بمعرفتنا، [قال: فادعوه بها ].
    أعراف / 180. تفسير عيّاشى 2 / 42.



    عياشي از محمد بن ابي زيد رازي، از شخصي كه نامش را برد، از حضرت رضا(ع) روايت كرده است كه فرمود: هرگاه گرفتار سختي و بلايي شديد به نام و واسطه ما از خداوند كمك بطلبيد، خداوند مي�فرماي�?(و براي خدا اسماء حسنايي است با آن اسماء او را بخوانيد) ابوعبدالله (صادق?(ع) فرموده است: به خدا سوگند اسماي حسناي خدا ما هستيم، كه (طاعت و دعا) از هيچ كس پذيرفته نمي�شو�?جز با شناخت ما [ فرمود: پس خداوند را به اين اسماء حسني دعا كنيد] .

    علىّ بن إبراهيم عن الحسين بن خالد عن أبى الحسن الرضا عليه السلام: أنّه أعطى بلعم بن باعورا الاسم الأعظم فكان يدعو به فيستجاب له، فمال إلي فرعون، فلمّا مرّ فرعون فى طلب موسي و أصحابه، قال فرعون لبلعم: ادع الله علي موسي و أصحابه ليحبسه علينا، فركب حمارته ليمرّ فى طلب موسي و أصحابه فامتنعت عليه حمارته، فأقبل يضربها فأنطقها الله عزّوجلّ فقالت: ويلك علي ماتضربنى أتريد أن أجى ء معك لتدعو علي موسي نبىّ الله، و قوم مؤمنين، فلم يزل يضربها حتّي قتلها، و انسلخ الاسم الأعظم من لسانه و هو قوله (فانسلخ منها فأتبعه الشيطان فكان من الغاوين ).
    تفسير قمّى 1/ 248، آيه در سوره أعراف / 175.


    علي بن ابراهيم از حسين بن خالد، از ابوالحسن الرضا(ع) روايت كرده است كه فرمود: به بلعم بن باعورا اسم اعظم داده شده بود و او با آن اسم دعا مي�كر�?و دعايش مستجاب مي�ش�? اما بلعم به فرعون تمايل پيدا كرد، وقتي فرعون به? تعقيب موسي و يارانش پرداخت، به بلعم گفت: دعا كن كه خداوند نگذارد موسي و يارانش از چنگ ما بگريزند. بلعم شروع به زدن الاغ كرد، الاغ به اذن خداوند عزّوجلّ?زبان باز كرد و گفت: واي بر تو، چرا مرا مي�زني�، آيا مي�خواه�?همراه تو بيايم تا موسي? پيامبر خدا و عده�ا�?از مؤمنين را نفرين كني؟ بلعم آن قدر الاغش را زد كه از پا در آمد، پس اسم اعظم خداوند از زبان بلعم گرفته شد، اين است معناي آيه شريفه (پس بيرون آمد از آن پس شيطان او را پيروي كرد پس او از گمراهان شد) .


    علىّ بن إبراهيم، قال: حدّثنى أبى عن محمّد بن الفضيل عن أبى الحسن عليه السلام [فى قوله تعالي (فأذّن مؤذّن بينهم أنْ لعنة الله علي الظالمين)] قال: المؤذّن أميرالمؤمنين عليه السلام يؤذّن أذاناً يسمع الخلائق كلّها، و الدليل علي ذلك قول الله عزّوجلّ فى سورة البراءة (و أذان من الله و رسوله) فقال أميرالمؤمنين عليه السلام: كنت أنا الأذان فى الناس .

    أعراف / 44. توبه / . تفسير قمّى 1 / 231.

    علي بن ابراهيم از پدرش، از محمد بن فضيل، از حضرت ابوالحسن(ع)[درباره آيه شريفه (ندا دهد ندا دهنده اي كه لعنت خدا بر ظالمين)]4 روايت كرده است كه? فرمود: آن مؤذن و ندا دهنده اميرالمؤمنين(ع) است و چنان ندايي سر مي�ده�?كه?به گوش همه خلايق مي�رس�? دليل بر اين، سخن خداي عزّوجلّ است در سوره برائت (و أذان من الله و رسوله)5 زيرا اميرالمؤمنين فرمود: آن اذان و ندا دهنده در ميان مردم?من بودم? .


    العيّاشى عن الوشّاء عن الرضا عليه السلام قال: كان علىّ بن الحسين عليه السلام يلبس الجبّة و المطرف من الخز و القلنسوة ويبيع المطرف و يتصدّق بثمنه و يقول: (قل من حرّم زينة الله الّتى أخرج لعباده و الطيّبات من الرّزق ).

    تفسير عيّاشى 2/ 14، و آيه در سوره أعراف / 32.


    عياشي از وشاء از حضرت رضا(ع) روايت كرده است كه فرمود: علي بن الحسين(ع) جبه و رداي خزي نگارين و شب كلاه مي�پوشيد�?و رداي خزي?خود را مي�فروخ�? و پول آن را صدقه مي�دا�?و اين آيه را مي�خوان�?(بگو چه كسي زينت خدا و رزق پاك را كه براي بندگانش آورده حرام كرده است)3 .

    العيّاشى عن محمّد بن الفضيل عن أبى الحسن الرضا عليه السلام فى قول الله (خذوا زينتكم عند كلّ مسجد) قال: هى الثياب .
    أعراف / 31. تفسير عيّاشى 2 / 12.


    عياشي از محمد بن فضيل، از حضرت ابوالحسن الرضا(ع) درباره آيه? شريفه (در هر مسجدي زينت تان را برداريد) روايت كرده است كه فرمود: (مقصود از زينت? لباس است?.
    اهل بیت (ع) در قرآن

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  19. تشكر


  20. #10
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اهل بیت در قرآن




    سورة آل عمران

    علىّ بن إبراهيم قال: حدّثنى أبى عن الحسين بن خالد، عن الرضا عليه السلام فى قوله تعالي (اصبروا و صابروا و رابطوا) قال: إذا كان يوم القيامة ينادى مناد: أين الصابرون؟ فيقوم فئام من الناس، ثمّ ينادى: أين المتصبّرون؟ فيقوم فئام من الناس، قلت: جعلت فداك و ما الصابرون؟ قال: الصابرون علي أداء الفرائض، و المتصبّرون علي اجتناب المحارم .
    آل عمران / 200. تفسير قمّى 1 / 129.


    علي بن ابراهيم، از پدرش، از حسين بن خالد ، از حضرت رضا(ع ) ?روايت كرده است كه آن حضرت درباره آيه (صبر كنيد و ديگران را دعوت به صبر كنيد و مراقب باشيد) فرمود: چون?روز قيامت شود، ندا دهنده�ا�?ندا دهد: كجايند صابران؟ پس گروهي از مردم برمي�خيزن�? سپس ندا دهد: كجايند متصبران؟ گروهي ديگر بر مي�خيزند�?عرض كردم: فدايت شوم، صابران كيستند؟ فرمود: صابران كساني هستند كه در انجام فرايض و واجبات شكيبايي مي�ورزند�?و متصبران آنانند كه در اجتناب از حرامها شكيبايي را به?جان مي�خرن�? .

    العيّاشى عن أبى الحسن الرضا عليه السلام أنّه ذكر قول الله ( هم درجات عند الله) قال: الدّرجة ما بين السماء إلي الأرض .
    آل عمران / 163. تفسير عيّاشى 1 / 205.


    عياشي از حضرت ابوالحسن الرضا(ع) روايت كرده است كه آن بزرگوار آيه (آنها درجاتي نزد خدا دارند) را خواند و فرمود: اندازه درجه به اندازه فاصله آسمان تا زمين است?.

    الحميرى عن الرضا عليه السلام قال: و كان جعفر عليه السلام يقول: والله لايكون الّذى تمدّون إليه أعناقكم حتّي تميّزون و تمحّصون، ثمّ يذهب من كلّ عشرة شىء و لايبقي منكم إلّا الأنزر، ثمّ تلا هذه الآية (أم حسبتم أن تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم الله الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصابرين ).
    قرب الإسناد 369، آيه در سوره آل عمران? / 142.


    حميري از حضرت رضا(ع) روايت كرده است كه فرمود: جعفر(ع ) مي�فرمو�? به خدا سوگند آن چيزي كه به سويش گردن مي�كشي�?(و آرزويش را داريد) تحقق پيدا نمي�كن�?تا آن گاه كه كاملا آزموده شويد و سره و ناسره گرديد، تا جايي كه اكثريت حذف شويد و از هر ده نفر شما تعداد اندكي باقي ماند. حضرت آن?گاه?اين آيه را تلاوت فرمود (آيا پنداشتيد داخل بهشت مي شويد بدون آنكه خداوند امتحان كند و آنان كه جهاد در دين كرده و آنها كه در سختيها صبر كردند مقامشان را بر عالمي معلوم گرداند)7 .

    العيّاشى عن إسماعيل بن همّام عن أبى الحسن عليه السلام فى قول الله (مسوّمين) قال: العمائم اعتمّ رسول الله صلّي الله عليه و آله فسدلها من بين يديه و من خلفه .
    آل عمران / 125. تفسير عيّاشى1/ 196 - 197.
    عياشي از اسماعيل بن همام از ابوالحسن الرضا(ع) روايت كرده است كه?آن حضرت در تفسير (نشان كنندگان)5 فرمود: (اين نشان? عمامه�هاي�? بوده كه رسول�خد�?ص? (يكي از آنها را) به سر بست و دنباله�ها�? آنها را از جلو و پشت سرش آويزان?كرد .

    الصدوق عن أبى العبّاس محمّد بن ابراهيم بن إسحاق الطالقانى رضي الله عنه قال: حدّثنا أحمد بن محمّد بن سعيد الكوفى، قال: حدّثنا علىّ بن الحسن بن علىّ بن فضال، عن أبيه، قال: قلت لأبى الحسن الرضا عليه السلام: لِمَ سُمّى ( الحواريّون) الحواريّين؟ قال: أمّا عند الناس فإنّهم سمّوا حواريّين لأنّهم كانوا قصّارين يخلصون الثياب من الوسخ بالغسل و هو اسم مشتقّ من الخبز الحوار، و أمّا عندنا: فسمّى الحواريّون: الحوار لأنّهم كانوا مخلصين فى أنفسهم، و مخلصين لغيرهم من أوساخ الذنوب بالوعظ و التذكير، قال: فقلت له: لِمَ سُمّى النّصاري ؟ قال : لأنّهم كانوا من قرية إسمها ناصرة من بلاد الشام نزلتها مريم و نزلها عيسي عليه السلام بعد رجوعهما من مصر .
    اشاره به آيه 52 از سوره آل عمران? علل الشرايع 80-81.

    صدوق از ابوالعباس محمد بن ابراهيم بن اسحاق طالقاني(رض? از احمد بن محمد بن سعيد كوفي، از علي بن حسن بن علي بن فضال، از پدرش روايت كرده است? كه گفت: به ابوالحسن الرضا(ع) عرض كردم: چرا (حواريون) را به اين نام?خوانده�اند�? فرمود: از نظر عامه مردم، علت نامگذاري آنان به حواريون آن است كه اين?عده گازر بودند و لباسها را با شستشو از چرك و كثافت پاك و تميز مي�كردند�?و اين نامي?است كه از الخبز الحوار (نان سفيد) گرفته شده است، اما از نظر ما علتش اين است كه?اين عده هم خود پاك بودند و هم ديگران را با موعظه و نصيحت از چرك و آلودگيهاي?گناهان پاك مي�كردند�?راوي گويد: عرض كردم: نصارا را چرا نصارا گفته�اند�?فرمود: چون از روستايي به نام ناصره در بلاد شام بودند كه مريم و عيسي(ع) پس از بازگشت از مصر در اين آبادي سكنا گزيدند .

    العيّاشى بإسناده عن مرزبان القمى، قال: سألت أباالحسن عليه السلام عن قول الله (شهد الله أنّه لاإله إلّا هو و الملائكة و أولوا العلم قائماً بالقسط). قال: هو الامام.
    آل عمران / 18. تفسير عيّاشى 1 / 166.


    عياشي به اسنادش از مرزبان قمي روايت كرده است كه گفت: از حضرت?رضا (ع) درباره آيه (خداوند و ملائكه و صاحبان علم شهادت مي دهند كه خدايي جز او نيست و بر پا دارنده عدل است) سؤال كردم، فرمود: مقصود (از أولوا العلم? امام است?.
    اهل بیت (ع) در قرآن

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  21. تشكر


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •