اهل بیت (ع) مفسران قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اهل بیت (ع) مفسران قرآن
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,158      تشکر : 122
    715 در 443 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض اهل بیت (ع) مفسران قرآن




    اگر مراد علم ائمه ـ علیهم السّلام ـ به همه قرآن اعم از ظاهر، باطن، تنزیل و تأویل آن است، باید گفت این امری مسلم و مورد قبول است از آنجا كه قرآن كریم، دارای ظاهر، باطن، تأویل و تنزیل است، علم به باطن و تأویل قرآن كریم در اختیار معصومین ـ علیهم السّلام ـ است و آن بزرگواران احاطه تام بر همه ابعاد قرآن دارند. به تعبیر دیگر پیوند میان قرآن و اهل بیت، پیوند میان نور و بینایی است؛ گرچه نور وحی در ذات خود روشن و روشنگر است، اما بهره‌گیری از آن، نیاز به چشمانی بصیر و نافذ دارد و راهندازان طریق دیانت به میزان بصیرت و بینایی خویش از آن سود می‌جویند.
    نقش تبیینی و تفسیری سنت نسبت به قرآن:
    بی‌تردید قطعی‌ترین كاركرد سنت نسبت به قرآن، كه هیچ كس نمی‌تواند در آن تردید كند، نقش توضیحی و تفسیری سنت نسبت به قرآن است؛ این حقیقت را می‌توان از خود قرآن استفاده كرد، آنجا كه می‌فرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ»[1]زیرا بر اساس آیه فوق، نقش پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ شرح ما انزل الله برای مردم است و واقعیت امر نیز بر آن صحه می‌گذارد. اگر به مجامع روایی‌مان مراجعه كنیم، می‌بینیم قسمت اعظم روایات، شرح آیات وحی هستند؛ برخی به تفسیر معارف و مفاهیم اعتقادی و نظری و عملی پرداخته‌اند و مفاهیمی چون عرش، كرسی، صفات الهی، امانت الهی به انسان، عدل، ظلم، خیانت، تبذیر و اسراف، تزكیه، تقوا، تكبر، فسوق.... را شرح داده‌اند و برخی دیگر به تبیین حدود و گستره مفاهیم و معانی قرآن پرداخته‌اند.
    منشأ نیاز قرآن به سنت
    قرآن كریم، بنابر مصالح چندی كه شاید یكی از آنها تضمین جاودانگی و تداوم حیات معارف و قانون‌گذاری‌های قرآنی است، به گونه‌ای كلی و بدون طرح جزئیات به بیان مسائل پرداخته است، تا چون آفتاب بر همه لحظات تاریخ بتابد، این سبك، ناگزیر همراه با نوعی اطلاق و كلیت و شمول است كه می‌بایست به وسیله سنت، قیدها و خصوصیات ثابت و متغیر آن بیان شود.
    پس نیازمندی قرآن به سنّت در تبیین معارف آن، واقعیتی است كه از خود قرآن برخاسته است و به همین لحاظ می‌توان گفت همان گونه كه سنت در اصل اعتبار و حجت بودن خود به قرآن متكی است قرآن نیز در تفهیم و القای معارف خود به سنت تكیه دارد و به آن محتاج است. جمله پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ كه فرمود: «انی تارك فیكم الثقلین لن یفترقا حتّی یروا علی الحوض»، نیز همین واقعیت نیازمندی دو سویه كتاب و سنت را كه اهل بیت بیانگر آن هستند، تأیید می‌كند.
    تفسیر معنوی، مهم‌ترین ویژگی تفسیر اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ
    كاوش در روایات تفسیری اهل بیت بیانگر آن است كه اهتمام ایشان و تأكید آنان در زمینه تفسیر معنوی قرآن بوده است و تفسیر لفظی قرآن در روایات تفسیری ایشان اندك است و این می‌تواند بدان جهت باشد كه تفسیر لفظی، كاری چندان پیچیده و دور از دسترس نبوده، بلكه لغت‌شناسان با اندكی بازكاوی و دقت می‌توانسته‌اند به آن برسند، ولی این تفسیر معنوی قرآن است كه نیاز به آگاهی‌های ژرف دینی و آشنایی با روح فرهنگ قرآنی دارد و این چیزی نیست كه همواره از منابع دانش و تجربه‌های بشری، ا رتزاق كند، بلكه تفسیر معنوی كتاب الهی، ویژه كسانی است كه در قرآن به عنوان «اولوالالباب»، «اهل الذكر»، «مطهرون» یاد شده‌اند و اهل بیت كامل‌ترین و بارزترین نمونه‌های این عناوین هستند؛ چه این كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در حدیث مشهور، متواتر ثقلین، ایشان را از قرآن و قرآن را از ایشان جدایی‌ناپذیر معرفی كرده است و رهیابی امت به زلال هدایت را بسته به جدا نشدن از قرآن و اهل بیت دانسته است.
    صدرالدین محمد شیرازی(ملاصدرا) در ارتباط با ژرفای مفهومی قرآن و دسته‌بندی انسان‌ها نسبت به درك مفاهیم قرآنی می‌نویسد:
    «... و تمام سخن این كه: برای قرآن درجات و منازلی است، چنانكه برای انسان مرتبه‌ها و مقام‌هایی است، پایین‌ترین مرتبه‌های قرآن، بسان پایین‌ترین مرتبه‌های انسانی است و آن همان قرآن میان دو جلد است، همان گونه كه پایین‌ترین درجه‌های انسان، پوست و بشره اوست، برای هر درجه از قرآن، حاملانی است كه آن درجه را حفظ و كتابت می كنند و مس نمی‌كنند (و در نمی‌یابند) قرآن را در هر درجه‌ای مگر پس از آن كه پاكیزه و پیراسته از آلایش متناسب با همان درجه باشند. توده انسان‌ها تنها به پوسته و خط‌ها و معانی ظاهر قرآن ره می‌یابند... اما جان و مغز و راز قرآن را جز صاحبان خرد ناب در نمی‌یابند و رسیدن به روح قرآن از راه علوم آموختنی و فراگرفتنی میسّر نیست كه علم لدنّی و موهبتی می‌خواهد.»
    تأكید و توجه ویژه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ به عترت خویش، نه از سر نگهداشت خویشاوندی است، چه این كه ساخت آن گرامی از چنین گمانه‌هایی به دور است و روابط نسبی، در فرهنگ انبیاء نمی‌تواند، مایه برتری باشد، بلكه تعبیر عترت اهل بیت، تنها عنوان مشیر است و آنچه فلسفه و علت اصلی این ارتباط را می‌نمایاند، تعبیر «لن تضلوا ابدا» است، یعنی آنچه اهل بیت را همراه و نزدیك قرآن ساخته، شأن بیانگری و تفسیر و تبیین آنان است تا بدان جا كه دور ماندن از مكتب تفسیری آنان و بسنده كردن به تفسیر لغوی و فهم ظاهری قرآن، مایه گمراهی است.
    امام علی ـ علیه السّلام ـ با توجه به همین واقعیت بود كه در واقعه نهروان به ابن عباس سفارش كرد كه وی در بحث و استدلال با خوراج نباید از طریق قرآن وارد شود، زیرا قرآن دارای وجوه گوناگون و در خور حمل بر معانی گوناگون است: «...لاتخاصهم بالقرآن، فان القرآن حمال ذو وجوه...»[2]
    در عرصه تأویل و تفسیر معنوی قرآن است كه نااهلان، توجیه‌ها و تأویلات ناروایی كه از ساحت ملكوتی آن به دور است، به نام تفسیر مراد كلام الهی به خورد انسان‌ها می‌دهند، همچون تفسیر «ایمان به غیب» به مبارزه مخفی و پنهانی و تفسیر معاد و سرای دیگر و بهشت به عاقبت تكامل جوامع انسانی و پدید آمدن جامعه بی‌طبقه توحیدی و دیگر یاوه سرایی‌ها. بنابراین هرچند قرآن كریم، ‌در آیات بسیاری، همگان را به، تدبر و تعقل دعوت كرده است: گاهی می‌فرماید: «یا ایها الناس» گاه می‎فرماید یا اهل الكتاب گاه می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا» زمانی می‌فرماید: «یا اولی الابصار» و یا «اولی الالباب» ولی چون فهم معانی آیات قرآن مراتب دارد؛ مراتب پایین آن از عموم مردم دور نیست و مراتب بالای آن تنها محدود به «راسخون در علم» می‌شود.
    فهم قرآن كریم در حد تفسیر (و نه تأویل) و فهم ظواهر الفاظ آن منحصر به معصومان ـ علیهم السّلام ـ نیست و نه تنها آنها آن را به خود منحصر نساختند، بلكه مردم را به آن تشویق و ترغیب كردند. خلاصه آنكه: استفاده از ظواهر الفاظ قرآن در حد تبیین كلیات دین با رعایت شرایط ویژه آن، بهره همگان است، چون رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ عهده‌دار تبیین جزئیات و تفصیل كلیات شریعت و معلم الهی قرآن كریم است و آن حضرت نیز به موجب حدیث متواتر ثقلین همین سمت‌ها را به جانشینان خود سپرده است، تبیین حدود و جزئیات معارف و احكام كلی قرآنی بر عهده معصومین ـ علیهم السّلام ـ است و سخنان آنان عمومات قرآنی را تخصیص و مطلقات آن را تقیید می‌كند و بر همین اساس نیز استناد به قرآن برای معتقد شدن به «اصول اعتقادی» و عمل كردن به «فروع عملی» بدون رجوع به روایات بی‌ارزش است و در حقیقت، سخن «مجموع ثقلین» سخن اسلام است نه آنكه سخن «یكی از دو ثقل» به تنهایی باشد.[3]

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] . سوره نحل، آیه 44.
    [2] . نهج‌البلاغه، صبحی صالح، 465، نامه 77.
    [3] . ر.ك: تسنیم، آیت الله جوادی آمل، ج1، ص88، نشر اسراء، پژوهش‌های قرآنی، شماره 5و6، بهار و تابستان 1375، نشر دفتر تبلیغات اسلامی.
    اهل بیت (ع) مفسران قرآن
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •