۞*۞کرامات حضرت معصومه (سلام الله علیها)۞*۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞*۞کرامات حضرت معصومه (سلام الله علیها)۞*۞
صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 58 , از مجموع 58
  1. #51
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    پیش فرض "هر دو دستش به ضريح مطهّر چسبيده بود و به هيچ حيله اي نتوانسته بودند دستهايش را از ضريح جدا کنند"




    کرامت پنجاهم: تنبیه زن گستاخ.



    حضرت حجّه الاسلام والمسلمين آقاي شيخ عبدالحسين رضوي هشترودي (متوفّاي شب پنجشنبه سوّم شوّال 1419 هـ . ) که از علماي برجسته آذربايجان بودند نقل فرمودند : که در دوران طلبگي ما ، زني غير منزّه در حرم در صدد اغفال بانوي پاکدامني بوده ، چون با دو دستش ضريح مطهّر حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ را گرفته بود ، هر دو دستش به ضريح مطهّر چسبيده بود و به هيچ حيله اي نتوانسته بودند دستهايش را از ضريح جدا کنند .

    به محضر مقدّس آيت الله حجّت (1) مشرّف شده ، حلّ مشکل را از محضر ايشان خواسته بودند .

    آيت الله حجّت فرموده بودند : مقداري از تربت حضرت سيّد الشّهدا عليه السلام در آب حل کنند و روي دستهاي آن زن بد فرجام بريزند ، چون تربت امام حسين عليه السلام مشکل گشاي هر درد بي درمان است .

    هنگامي که آب محتويِ تربت را به روي دستهاي او ريخته بودند دستهايش از ضريح جدا شده بود . ولي چون اين زن مورد غضب حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ قرار گرفته بود ، بعد از آن حادثه عقل خود را از دست داده بود ، همواره در کوچه و بازار مي گرديد و مايه عبرت ديگران بود ، تا روزي که زير ماشين رفت و عمر ناميمونش به سر آمد .


    ________________________________
    (1). مرحوم آيت الله حاج سيّد محمّد حجّت ( متوفّاي سوّم جمادي الاولي 1372 هـ . ) مرجع بلند پايه حوزه علميه قم ، در حدّ فاصل آيت الله حائري و آيت الله بروجردي ، و بنيانگذار مدرسه مبارکه حجّتيّه بودند .
    ۞*۞کرامات حضرت معصومه (سلام الله علیها)۞*۞
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 02-06-1392 در ساعت 16:40
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  2. تشكرها 2

    مدير اجرايي (23-01-1391), نرگس منتظر (23-01-1391)

  3. #52
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    shamee به برکت توسّل به حضرت معصومه عليها السلام...





    کرامت پنجاه و یکم: تواتر کرامتهای بی بی.



    آيت الله حاج ميرزا محمّد حقّي سرابي ، متوفّاي شب پنجشنبه 26 رمضان 1491 هـ . در مورد کرامات حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ فرمود :
    بنده نسبت به حاجات خودم ، خيلي از حاجات را که مشکل بود و شايد از راههاي متعارف قابل علاج نبود ، از حضرت امام رضا عليه السلام گرفتم ، يا به برکت توسّل به حضرت معصومه عليها السلام ، شفاي امراض و حل مشکلات و غوامض مطالب ، که حلّ آنها بسيار مشکل بود ، به برکت توسّل به ايشان نتيجه گرفته ام .

    اين مطلب قابل انکار نيست ، نتايجي که از اين زيارات و توسّلات گرفته مي شود ، متواتر است ، يعني آنقدر زياد است که انکارش از بديهيّات است .(1)


    ________________________________
    (1). ماهنامه کوثر شماره 11 صفحه 41 .


    ۞*۞کرامات حضرت معصومه (سلام الله علیها)۞*۞
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 02-06-1392 در ساعت 16:41
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  4. تشكر

    مدير اجرايي (09-02-1391)

  5. #53
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    shamee اين حضرت فاطمه و اين حضرت معصومه _ سلام الله عليهما _ هستند...




    کرامت پنجاه و دوم: توصیه دعای کمیل، توسل و زیارت عاشوراء.



    آقاي حاج مرتضي خوشنويسان که مورد وثوق است نقل مي کند که سه چهار سال پيش روزي در حرم مطهّر مشغول زيارت بودم و شخص معلولي را روي ويلچر به ضريح مقدّس بسته بودند ، در اين حال جوان 17 - 18 ساله اي را که از ناحيه کمر و پاها فلج بود ، در حالي که به پتويي پيچيده بودند به کنار ضريح آوردند ، پدرش يک طرف پتو را گرفته بود و مادرش طرف ديگر را .
    اين جوان اهل شمال بود ، پدر و مادرش او را از شمال به اميد شفا و بهبودي به محضر کريمه اهلبيت آورده بودند .

    موقع ورود اينها حرم شلوغ بود و لذا مدّتي در مسجد بالاي سر توقّف کرده ، مشغول توسّل و استغاثه بودند . چون اطراف ضريح خلوت شد او را به کنار ضريح آوردند .

    مادرش رفت که بقيّه وسايل خود را از مسجد بالاي سر بياورد ، پدرش در کنار ضريح ايستاد و مشغول استغاثه شد .
    مشاهده وضع جوان ، يک انقلاب روحي در من ايجاد کرد ، سرم را بر ضريح نهاده ، و مشغول توسّل شدم .

    يکمرتبه ديدم که اين جوان در کنار ضريح روي پاي خود ايستاده ، دست بر سينه نهاده ، لبها را تکان مي دهد و به طرف ضريح مقدّس تعظيم مي کند .
    پدرش بهت زده مي پرسيد : محمّد جان چه شد ؟ محمّد جان چه شد ؟

    جوان گفت : پدرجان ! اين حضرت فاطمه و اين حضرت معصومه _ سلام الله عليهما _ هستند به من مي فرمايند : " زيارت عاشورا بخوان ، دعاي کميل بخوان ، دعاي توسّل بخوان " و من مي گويم : چشم .
    پدر نيز گفت : چشم مي خوانم ، چشم مي خوانم .

    در اين حال مادر رسيد و بهت زده ايستاد ، تا مدّتي به قد و قواره پسرش تماشا مي کرد ، او را سر پا و روي پاي خود مي ديد ، از خوشحالي نمي دانست چه کند . طولي نکشيد که خدّامها و زائران متوجّه شدند و دور او را گرفتند ، من نيز به جهت حال خاصّي که پيدا کرده بودم به کناري رفتم .

    در اين کرامت باهره چند نکته هست :

    1- در اينجا حضرت زهرا _ سلام الله عليها _ درکنار حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ مشاهده شده ، و يکبار ديگر اين معني تجلّي کرده که اين حرم رمز حضرت زهرا ، و به جاي قبر گمشده صدّيقه طاهره _ سلام الله عليها _ نيز مي باشد .

    2- تاکيد بر ختم زيارت عاشورا و مداومت بر دعاي کميل و توسّل .

    4- سرعت در کرامت ، که از لحظه اي که در کنار ضريح قرار گرفته تا لحظه اي که شفاي کامل يافته و روي پاي خود ايستاده ، بيش از يکي دو دقيقه نشده است، که حاکي از خلوص ، قدرت ايمان ، شدّت تمسّک و انقطاع کامل پدر و مادر و خود آن جوان مي باشد .




    ۞*۞کرامات حضرت معصومه (سلام الله علیها)۞*۞
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 02-06-1392 در ساعت 16:42
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  6. تشكر

    مدير اجرايي (09-02-1391)

  7. #54
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    پیش فرض از ايشان تقاضا کرده ام که قبري در حرم به من عنايت فرمايند...




    کرامت پنجاه و سوم: چهل ختم قرآن برای بی بی، و دفن در حرم.




    مرحوم آيت الله حاج سيّد مصطفي صفايي خوانساري ، متوفّاي 17 ربيع الثاني 1413 هـ . ساليان درازي در قسمت بالاي سر حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ نماز صبح را اقامه مي کردند و کتابخانه بسيار نفيسي گرد آورده بودند که شامل 700 جلد کتاب چاپي و 1500 نسخه خطّي بود ، که پس از ارتحال ايشان ، نسخ خطّي به کتابخانه آستان قدس رضوي منتقل ، و عناوين آنها در يک مجلّد ، تحت عنوان : "فهرست هزار و پانصد نسخه خطّي " چاپ و منتشر گرديد .

    در ايّام کسالتشان ، از ايشان در مورد محلّ دفنشان سوال شد ، فرمودند : من چهل بار قرآن کريم را ختم کرده به محضر مقدّس حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ اهدا نموده ، از ايشان تقاضا کرده ام که قبري در حرم به من عنايت فرمايند .

    هنگامي که خبر درگذشت ايشان منتشر شد ، توليت آستانه مبارکه براي محل دفن از تهران کسب تکليف نمود ، به ايشان گفته شد : " در همان نقطه اي که نماز جماعت مي خواند ، دفنش کنيد " و بدينگونه با عنايت کريمه اهلبيت در حرم مطهّر مدفون شدند.


    ۞*۞کرامات حضرت معصومه (سلام الله علیها)۞*۞
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 02-06-1392 در ساعت 16:43
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  8. تشكر

    مدير اجرايي (19-02-1391)

  9. #55
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    shamee "بگير اين را که دل شکسته اي "




    کرامت پنجاه و چهارم: حافظه قوی از عنایت بی بی.




    يکي از افراد ظاهر الصّلاح که مي توان به گفته هايش اعتماد کرد از برادرش نقل مي کند که در اوايل تحصيل ، حافظه ام بسيار ضعيف بود به حرم مطهّر مشرّف شده متوسّل شدم ، حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ در عالم رويا فرمودند: "بگير اين را که دل شکسته اي " .

    هنگامي که از خواب بيدار شدم ، احساس کردم که حافظه نيرومندي به من عطا شده والحمدلله تا کنون هم از حافظه قوي برخوردار است .


    ۞*۞کرامات حضرت معصومه (سلام الله علیها)۞*۞
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 02-06-1392 در ساعت 16:43
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  10. تشكر

    مدير اجرايي (10-03-1391)

  11. #56
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    shamee " آقا جان پول اين مغازه را به خواهر گرامي تان حواله کنيد "




    کرامت پنجاه و پنجم: حواله امام هشتم.




    آقاي حاج تقي نجفي که از شيعيان شيفته و ارادتمندان با اخلاص خاندان عصمت و طهارت است ، مي گفت من هر وقت حاجتي داشتم به حضرت معصومه و يا حضرت رضا عليه السلام عرض مي کردم و حاجتم روا مي شد ، از جمله در مورد همين مغازه عبا فروشي که در مقابل صحن مطهّر حضرت معصومه عليهاالسلام دارم .

    داستان از اين قرار است که من در اين مغازه مستاجر بودم ، يک روز صاحب ملک آمد و گفت : من چند تا دختر دارم براي تهيّه جهيزيه آنها ناگزير هستم که مغازه را بفروشم .
    گفتم : اگر فروختيد با ما چگونه معامله مي کنيد ،
    گفت : يکماه مهلت مي دهم تا تخليه کني .
    گفتم : من نيازي به مهلت ندارم ، هر وقت فروختي ، ظرف 24 ساعت تخليه مي کنم .

    گفت : اجناس مغازه را چه مي کني ؟
    گفتم : مي برم منزل .
    گفت : براي چه ؟
    گفتم : براي اينکه شما محبت کرديد ، اين مغازه را در اختيار من گذاشتيد ، حالا که نياز به فروش داريد ، من نيز بايد با شما همکاري کنم .

    گفت : من از شما خيلي تعجّب مي کنم ، چون قبل از شما خواهرزاده ام در اين مغازه مستاجر بود ، از ايشان تقاضا کردم که تخليه کند ، همه پولي که در مدّت پنجسال از او گرفته بودم ، به او پس دادم ، به کلّي بر سرم منّت گذاشت و مغازه را به من بازگردانيد . ولي در مقابل اين روحيّه جالب شما ، من هرگز مغازه را به غير شما نخواهم فروخت . هر وقت شما توان داشتيد به شما مي فروشم .

    به مشهد مقدّس مشرّف شدم و به پيشگاه حضرت امام رضا عليه السلام عرض کردم : آقا جان پول اين مغازه را به خواهر گرامي تان حواله کنيد ، من بروم در قم بگيرم .
    پس از چند روز به حرم مطهّر مشرّف شدم و عرض کردم : بي بي جان ، من حواله اي را از برادر بزرگوارتان دارم محبّت کنيد ، گويا حواله هنوز نرسيده بود .
    چند روز گذشت ، دوباره خدمت بي بي رفتم و عرض کردم حواله ما را محبّت کنيد ، همانجا به دلم گذشت که سهم مقدّس امام عليه السلام به گردن من است ، قبل از اقدام به خريد مغازه بايد فکري براي پرداخت وجوهات بکنم . از خدمت آيت الله خوئي قدس سره تقاضا کردم که اجازه بدهند وجوهات متعلّقه را جنس بدهم ، اجازه فرمودند . اعلام کرديم عباها را به نصف قيمت مي فروشيم و نصف ديگر را بابت وجوهات حساب مي کنيم .

    در مدّت کوتاهي در حدود نيم ميليون پول به دست ما آمد . با صاحب ملک وارد معامله شديم ، به 850 هزار تومان مغازه را معامله کرديم و قرار شد 500 هزار تومان نقداً تقديم کنيم و 350 هزار تومان باقي را در ظرف سه ماه بدهيم .

    در ظرف 5 روز بقيّه پول نيز درست شد ، به او گفتم : چکها را بياوريد پول حاضر است . گفت : قرار ما بعد از سه ماه است ، گفتم : حالا که پول تهيّه شده چرا تاخير بيندازم .

    و بدين گونه در مدّت چند روز از برکات بي بي ما صاحب مغازه شديم .


    ۞*۞کرامات حضرت معصومه (سلام الله علیها)۞*۞
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 02-06-1392 در ساعت 16:44
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  12. #57
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    shamee " حواله حضرت معصومه به یکی از علمای تهران "




    کرامت پنجاه و ششم: حواله بی بی.




    يکي از طلاّب فاضل نقل مي کند که يک وقت مشکلي برايم پيش آمد ، به حرم مطهّر حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ مشرّف شدم و از محضر مقدّسشان تقاضا کردم که مشکلم را به هر نحوي که صلاح مي داند حلّ کند .

    روز بعد با يکي از دوستانم در مشهد تلفني صحبت مي کرديم ، او شماره حسابم را گرفت و گفت : بنا هست که شماره حساب شما را به يک بنده خدايي بدهم .

    شب در عالم رويا ديدم در تهران هستم و به خدمت يکي از علماي تهران رسيده ام ، او يک برگ چک بانک ملّي نوشت و به من داد و من درعالم رويا متوجّه بودم که حواله حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ مي باشد .
    وي نام آن عالم جليل القدر را براي نگارنده گفت ، او يکي از وکلاي مرحوم آيت الله خوئي قدس سره بود .

    او مي گفت درعالم خواب مبلغ چک را ديدم ، دقيقش به يادم نمانده بود ، اين قدر مي دانستم که رقم 50 داشت .
    وقتي بيدار شدم به اصالت اين حواله به قدري اطمينان داشتم ، که به حرم مشرّف شدم و از بي بي تشکّر کردم .

    دو سه روز بعد به بانک ملّي رفتم و گفتم : قرار بود حواله اي از تهران به حساب من واريز شود ، گفتند : بلي دو سه روز پيش واريز شده است .
    وقتي حواله را به حسابم وارد کردند ، ديدم 350 هزار تومان است و حواله همان عالم بزرگواري بود که درخواب ديده بودم .


    ۞*۞کرامات حضرت معصومه (سلام الله علیها)۞*۞
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 02-06-1392 در ساعت 16:45
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  13. #58
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    shamee " بي بي ! من خرجي خودم را از شما مي خواهم...عيدي هم مي خواهم "




    کرامت پنجاه و هفتم: حواله خرجی و عیدی از طرف حضرت معصومه(سلام الله علیها).



    يکي از دوستان مورد اعتماد مي گفت :
    سال 1363 ش . به قم آمدم ، در مسجد اعظم قم به هنگام تجديد وضو کُتِ خود را روي ميز گذاشته بودم ، چون بيرون آمدم کُت را برده بودند .
    مبلغ 623 تومان که تنها موجودي من بود ، در جيب کُت گذاشته بودم ، دچار بي پولي شدم و ديگر خرجي نداشتم .

    مدّت ده روز در تکيه خلوص نشستم و از بي پولي در زحمت بودم .
    روز دهم که از منزل بيرون آمدم ، چون چشمم به گنبد مطهّر حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ افتاد عرض کردم : " بي بي ! من خرجي خودم را از شما مي خواهم و چون روز عيد بود ، گفتم : " عيدي هم مي خواهم " .

    همان روز کسي با من مصادف شد و پولي به من داد و رفت ، ديگر مهلت نداد که بپرسم شما کي هستيد ؟ و اين پول چيست ؟
    هنگامي که پول را شمردم ديدم 623 تومان است . از اين که عنايت بي بي شامل حالم شده بود بسيار شادمان شدم ، بلافاصله به حرم مطهّر مشرّف شدم و از عنايتشان تشکّر کردم و گفتم : از اين که لطف فرموديد بسيار متشکّرم ، ولي من عيدي مي خواهم .

    شب حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ را خواب ديدم ، به خيالم مدرسه فيضيّه ، دست راست حجره دوّم تشريف داشتند .

    به محضر مقدّسشان مشرّف شدم و عرض کردم : من عيدي مي خواهم .
    فرمودند : " آن کلام الله مجيد که فلاني به شما اهدا کرد ، از طرف ما بود " . شخصي را که در عالم رويا برايم نام بردند ، درهان ايّام براي من يک جلد قرآن کريم اهدا کرده بود .


    ۞*۞کرامات حضرت معصومه (سلام الله علیها)۞*۞
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 02-06-1392 در ساعت 16:46
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •