••*♥^^♥*•• باحجاب شدم ، چون می‏خواستم مادر خوبی باشم••*♥^^♥*•• سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
••*♥^^♥*•• باحجاب شدم ، چون می‏خواستم مادر خوبی باشم••*♥^^♥*••
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    goll ••*♥^^♥*•• باحجاب شدم ، چون می‏خواستم مادر خوبی باشم••*♥^^♥*••






    باحجاب شدم چون مي خواستم مادر خوبي باشم


    مدت‏هاست که زنان با پوشش اسلامی (روسری) در جای‏جای شهر "قازان" ـ پایتخت جمهوری تاتارستان (از جمهوری‌های خودمختار کشور روسیه) ـ دیده می‏شوند. آنها را در مغازه‏ها، دانشگاه‏ها، مترو و در تمام خیابان‏های شهر می‏توان دید.

    «آلیسا حسینووا» (Alisa Husainova) خواننده مشهور سابق را در یکی از مکان‏های بسیار آرام و تماشایی در مرکز قدیمی و تاریخی قازان یعنی باغ آرمیتاژ ملاقات نمودیم. او از جهاتی شبیه به دیگر خواهران مسلمان خود که اغلب سعی می‏کنند لباسهای سنتی و محلی تاتار بر تن کنند، نیست. ظاهر او با زندگینامه بسیار جالبش تطابق دارد.

    این ستاره سابق باشگاه مسکو، در آغاز سال 2000 میلادی با خلاقیت و استعداد خود مورد توجه هنرمندان روسی و اروپایی واقع شد. تا جائیکه نویسنده معروفی در روسیه بنام «آرتمی تروایتسکی» (Artemi teroitski) راجع به او نوشت که منتقدین، او را سلطان خواننده ‏های تاتار می‏نامند.

    او در سال 2004 آلبومی تولید نمود که در رده بهترین ‏های موسیقی روسیه جای گرفت. وی تنها در روسیه شهرت پیدا نکرد، او را به فستیوالهای موسیقی مهم خارجی دعوت می‏ نمودند.

    موفقیت‏های بسیاری در انتظار این ستاره روس بود، اما او ناگهان از همه آنها دست کشیده و صحنه نمایش را به کلی ترک گفت.

    همه اعضای خانواده آلیسا به دین اسلام مشرف شده‏ اند: شوهر او «احمد»، برادر کوچک‏تر او «بولات» (Bulat) و مادرش که در مدرسه عالی قازان به نام "محمدیه" درس می‏خواند.

    او می‏گوید: «متولد شدن دخترم در جهان‏ بینی من تأثیر بسزایی گذاشت. در گذشته، من می‏خواستم هر دو نقش مادری و خوانندگی را با هم ایفا کنم؛ اما پس از چندی متوجه شدم که چنین کاری بدلیل گرفتاری‏های زیاد کار خوانندگی امکان ‏پذیر نیست.

    پرستار گرفتن برای کودک هم اصلا در خصوصیات یک تاتار نیست. حتی در زبان تاتاری نیز لغتی بنام "پرستار" دیده نمی‏شود. چون ملت تاتار به هیچ‏کس اعتماد ندارد تا فرزند خود را به او بسپارد.

    تاتاری‏ها خود شخصا به فرزندانشان رسیدگی می‏کنند و این شایسته ‏ترین کار برای زنان تاتاری است. من هم تمام وقت آزادم را وقف دختر سه ساله ‏ام «مریم» می‏کنم.


    من فرزند خود را بطور سنتی تربیت می‏کنم و یاد می‏گیرم که با فرهنگ عمومی تاتاری، جهیزیه تهیه نموده و ذخیره نمایم. در این زمان من متدین‏ تر نیز شده‏ ام و خلاقیت‏ های گذشته ‏ی من، برایم کهنه شده است.

    بطور کلی از طریق فرهنگ تاتاری خصوصیات یک زن مسلمان برای من آشکار شده و احساس زن بودن و مادر بودن را واقعا درک نمودم.»

    آلیسا دین اسلام را نیز مطالعه می‏کند و با تاریخچه مردم تاتار و هنرهای آنها نیز آشنا می‏شود. او از دوران گذشته زندگی خود بیزاری می‏جوید و از آن با بی‏میلی یاد کرده و می‏گوید:
    «می‏دانی! من دیگر نمی‏خواهم در مقابل جمعیت قرار بگیرم. من از موسیقی مأیوس شده ‏ام و دیگر نمی‏خواهم برای جلب رضایت افراد معتاد به موسیقی، آواز بخوانم. و همچنین نمی‏خواهم سعی کنم که آنها خوششان بیاید.


    آنها مرا به بسیاری از جشنواره‏ها و کنسرت‏ها دعوت نمودند؛ مثلا به فستیوال‏هایی در سوئیس، استونی و... ، اما من دعوت آنها را رد کردم. »

    آلیسا پنج سال پیشبا یک کارگردان تاتاری ازدواج نمود. آن موقع بود که او با اسلام آشنا شده و شهادتین را بر زبان آورد.

    شوهر آلیسا که در یک خانواده مذهبی تربیت و بزرگ شده است در این دگرگونی، نقش قابل ‏توجهی ایفا کرد.

    آلیسا می‏گوید: «بنظر من، هر انسانی باید آرزوی رفتن به بهشت را داشته باشد. من نمی‏دانم چه چیزی می‏تواند بهتر از این باشد؟!»

    چندی پیش وی تصمیم گرفت تا از مسکو به زادگاهش تاتارستان برگردد. زیرا او در آنجا احساس راحت‏تری می‏کند: «در گذشته آرزو می‏کردم که به مسکو بروم، اما اکنون احساس می‏کنم که زندگی در قازان برای من راحت‏تر است. اگر در مسکو یا سن‏پطرزبورگ بدلیل ظاهر خود و حجابی که دارم باید واهمه درگیری و پرخاشگری داشته باشم، در قازان خود را آرام حس می‏کنم. در اینجا برای شخص مسلمان همه چیز خوب و باب میل است. مثلا در گذشته برای پیدا نمودن کتاب‏های اسلامی باید تمام مسکو را زیرپا می‏نهادم، ولی در اینجا به راحتی به مغازه‏های اسلامی مراجعه کرده و آن را خریداری می‏نمایم.»

    لیسا می‏افزاید: «اینجا بین مسلمانان رابطه خوبی برقرار است و مساجد و قهوه‏خانه‏های اسلامی، مکان‏هایی هستند که من به راحتی می‏توانم در آن با مسلمانان به گفتگو بنشینم.

    من عاشق روستای "استارو تاتارسکی" (Starotatarsky) در قازان می‏باشم و از قدم زدن در آنجا لذت می‏برم.

    هم‏ اکنون وقت خود را صرف دخترم «مریم» می‏نمایم و به او یاد می‏دهم که آفریدگار خود را فراموش نکند.

    آنچه برای من اهمیت دارد این است که هم‏اینک عضو یک خانواده با ارزش و پولادین هستم و در سایه شوهرم احساس آرامش و رضایت می‏کنم و همانند یک زن حقیقی تاتار، به فرزند خود رسیدگی می‏کنم.

    من همچنین قصد دارم در اینجا به فعالیت‏های اجتماعی و فرهنگی بپردازم تا برای جامعه مسلمان خود مفید باشم.»

    * این گزارش، برگردان مطالبی است که توسط «دانیک گارایف» (Danic Garaev) در پایگاه اطلاع ‏رسانی اسلام ‏نیوز منتشر شده است.



    ••*♥^^♥*•• باحجاب شدم ، چون می‏خواستم مادر خوبی باشم••*♥^^♥*••
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 3


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •