آشنايى با سوره انعام / سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آشنايى با سوره انعام /
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 34
  1. #21
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    چگونه؟ با اينكه شرك گرايان به پندار خويش راه درستى را برگزيده و عقيده و باور شرك گرايانه شان درست است، چگونه خدا آنان را دروغگو معرفى مى كند؟پاسخ اين بدان دليل است كه دروغ، در حقيقت خلاف و اقع گفتن است، خواه گوينده، باور و آگاهى به بى اساس بودن گفتار خود داشته، يا نداشته باشد؛ آنان مى گويند: ما شرك گرا نبوده ايم در حالى كه بوده اند؛ بر اين باور دروغگو هستند.«جبايى» مى گويد: منظور اين است كه: ببين آنان چگونه در دنيا به خود دروغ مى بندند و با اينكه براستى شرك گرايند، باور و عقيده پوچ و نادرست خويش را بر حق و درست مى پندارند.وَضَلَّ عَنْهُمْ ماكانُوا يَفْتَرُونَ.و آنچه بر مى بافتند از برابر ديد و دسترس آنان گم و نابود گرديد.منظور اين است كه آنان درزندگى به دروغ مى گفتند كه بتها در بارگاه خدا ما را شفاعت خواهند نمود، در حالى كه روز رستاخيز نه بتها را مى بينند و نه از آنها سودى مى برند.به باور برخى از دانشوران، اين جمله تنها در مورد بتها نيست، بلكه منظور هر خداى دروغين و معبودى است كه انسان به جاى خدا بپرستد و سر درخط بندگى و اطاعت او نهد. آرى، همه اين خدايان ساخته و پرداخته شرك گرايان، آن روز ناپديد مى گردند و سودى به حال آنان ندارند.يك بحث كلامى آيا مردم در سراى آخرت نيز مى توانند زبان به دروغ و ناروا بگشايند؟در اين مورد ميان دانشمندان بحث و گفتگو است:1 - به باور ما ممكن نيست؛ چرا كه آن سرا، سراى حقيقت است، مردم هم به بى اساس بودن باورهاى خرافى و پندارهاى موهوم و بافته هاى ناصواب خود پى مى برند و حقايق آشكار مى گردد و هم زشتى و زيبايى كردارها برملا مى گردد و جاى كتمان حقايق و دروغ پردازى نيست.2 - امّا به باور برخى ممكن است نخست بر اثر ترس و وحشت، به دروغ روى آورند، امّا پس از اينكه شايستگان به بهشت پر نعمت خدا، و آلودگانِ به گناه به دوزخ وارد شدند، ديگر دروغ پردازى ناممكن است. آنگاه است كه ديگر دروغ را وا مى نهند و به زشت كرداريهاى خويش اعتراف مى كنند و آمرزش مى طلبند.3 - و پاره اى نيز بر آنند كه در هر حال ممكن است سياهكارانى باشند كه دروغ بگويند و ناروا ببافند.حق ناپذيران اين آيه شريفه در مورد گروهى از جمله: «ابوسفيان»، «نصر بن حارث»، «عتبه» و برادرش فرود آمد، چرا كه آنان با وجود شيفتگى به آيات قرآن و احساس زيبايى قالبها و مفاهيم جانبخش آن، خود و ديگران را گمراه مى ساختند و به آيات خدا افسانه هاى پيشينيان نام مى نهادند.اينك در اين آيه شريفه، آفريدگار هستى به بيان حال آنان به هنگام شنيدن قرآن پرداخته و مى فرمايد:وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ اِلَيْكَ وَجَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ اَكِنَّةً اَنْ يَفْقَهُوهُ وَفى اذانِهِمْ وَقْراً و برخى از كفرگرايان و شرك گرايان كه در آيات پيش از آنان سخن رفت، به سخنان آسمانى تو اى پيامبر! گوش مى سپارند، امّا بر دلهاى آنان پرده ها افكنده و در گوشهايشان سنگينى قرار داده ايم تا سخنان جانبخش تو را در نيابند و نفهمند.
    آشنايى با سوره انعام /

  2. #22
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در تفسير آيه شريفه ديدگاهها يكسان نيست:1 - «ابوعاصم» در اين مورد آورده است كه بهترين ديدگاه در تفسير آيه شريفه، اين است كه:پيامبر گرامى شبانگاهان نماز خويش را بلند مى خواند و در قرائت آن به خواندن سوره اى از قرآن مى پرداخت، بدان اميد كه ضمن انجام وظيفه عبادى، ديگران نيز آيات جانبخش قرآن را بشنوند و در مورد پيام خدا بينديشند و ايمان آورند، امّا شرك گرايان بجاى گوش جان سپردن به پيام خدا، با شنيدن نداى جانبخش پيامبر به اذيّت و آزار او مى پرداختند و آن حضرت را از خواندن آيات باز مى داشتند، به همين جهت خداى توانا پرده خواب بر دلها و ديدگان آنان مى افكند تا از هدف شوم خويش باز ايستند و نتوانند از عبادت و دعوت پيامبر جلوگيرى كنند.لازم به ياد آورى است كه اين مرحله، پس از اتمام حجت بر آنان و شنيدن پيام خدا و حق ستيزى آنان بود.با اين بيان، قرآن افكندن پرده خواب بر دل و ديده آنان را، به افكنده شدن پرده ها و سنگينى بر دلها و گوشها، تشبيه كرده است، چرا كه هر دو، از نظر اثر - كه عدم تدبّر و توجّه باشد - يكسانند.و اين آيه مباركه نيز از نظر محتوا بسان آيه مورد بحث است كه مى فرمايد:و اذا قرأت القران جعلنا بينك و بين الّذين لا يؤمنون بالاخرة حجاباً مستوراً:(72)و هنگامى كه قرآن را بخوانى، ميان تو و كسانى كه به سراى آخرت ايمان ندارند، پرده اى پوشيده قرار مى دهيم.2 - امّا برخى بر آنند كه منظور اين است كه: خدا آنان را به كيفر گناهان و زشتكاريهايشان از رسيدن به حق و عدالت باز مى دارد و به خاطر اثر طبيعى عملكردشان موانعى سر راه شنوايى و دريافت آنان پديد مى آورد تا به كيفر حق ناپذيرى خويش برسند و در آتش دوزخ بسوزند.3 - و به باور برخى، آفت شرك و كفرى كه جان آنان را آلوده ساخته است، بطور تشبيه و مجاز ، پوشش دل و رويگردانى از دريافت و فهم قرآن از سوى آنان، به سنگينى گوش تعبير شده است؛ چرا كه با وجود كفر و روى برتافتن از حق، ايمان به خدا در دل راه نمى يابد و حق پذيرى و حق پرستى در سازمان وجود انسان جايگزين نمى شود، همانگونه كه با وجود پرده بر دل و سنگينى در گوش، انسان چيزى از حقايق را نمى شنود و نمى فهمد تا ايمان بياورد.دليل اين نكته كه پرده افكندن بر دلها و سنگينى گوشِ حق ستيزان را به خود نسبت داده اين است كه: اين تشبيه را ذات پاك او به كار برده است و منظور اين است كه ما كفر ورويگردانى آنان از حق را با پرده افتادن بر دلها و سنگينى گوشها و ناشنوايى آنان همانند مى شناسيم. همانگونه كه هرگاه انسان ديگرى را ستايش كند و او را آراسته به ارزشهايى وصف نمايد، مى گويد: من او را با فضيلت و گرانقدر شناختم و معرّفى كردم. و يا هرگاه بر او خرده گيرد و عيوب او را بازشمارد، مى گويد: من او را تفسيق كردم، در حالى كه گوينده تنها او را وصف كرده است و نه بيشتر از آن.نمونه ديگر اينكه، مى گويند: قاضى آن شاهد را عادل شناخت و عدالت پيشه شمرد و ديگرى را تفسيق نمود و به بى عدالتى او حكم كرد؛ روشن است كه قاضى نه به او عدالت بخشيده است و نه ستم و فسق، بلكه چيزى كه در وجود آنها بوده، آشكار ساخته و اعلان نموده است.وَاِنْ يَرَوْا كُلَّ ايَةٍ لايُؤْمِنُوا بِها به باور «ابن عباس» منظور اين است كه: اگر آنان هر پديده عبرت انگيز و عبرت آموزى را بنگرند، ايمان نمى آورند. امّا به باور برخى ديگر منظور اين است كه: اگر كفرگرايان معجزه اى آشكار نيز بنگرند كه دليل ترديد ناپذيرى بر رسالت و درستى دعوت تو باشد، باز هم ايمان نخواهند آورد؛ چرا كه حق ستيزند.
    آشنايى با سوره انعام /

  3. #23
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آيا؟اگر آيه شريفه را بر اساس ظاهر معنا كنيم، با اين پرسش روبرو مى گرديم كه:آيا فردى كه پرده بر دل و سنگينى در گوش دارد و نمى تواند چيزى را دريابد و بشنود، در مورد او مى توان گفت حق ستيز است؟ به باور برخى چنين كسى اگر معجزه اى نيز بنگرد، و ايمان نياورد، نمى توان بر او عيب گرفت و او را غفلت زده معرفى كرد تا چه رسد كه او را حق ستيز و حق ناپذير عنوان داد، چرا كه او از دريافت و شناخت و شنيدن حقيقت ناتوان است.پاسخ پاسخ اين است كه خدا در وصف برخى از كفرگرايان مى فرمايد:و إِذا تتلى عليه آياتنا ولّى مستكبراً كان لم يسمعها.(73)و هنگامى كه آيات ما بر او تلاوت گردد، با نخوت و خود بزرگ بينى روى بر مى تابد، چنانكه گويى آن را نشنيده [و يا] در گوشهايش سنگينى است...از اين آيات دريافت مى گردد كه در گوش كفرگرايان سنگينى و گرانى، بدان صورت كه گفتار پيامبر و تلاوت آيات را نتوانند بشنوند، وجود ندارد، چرا كه اگر چنين بود ادامه آيه چه مفهومى مى تواند داشته باشد كه مى فرمايد: چنانكه گويى آن را نشنيده [و يا ]در گوشهايش سنگينى است. افزون بر اين، نكوهش چنين كسى نيز بى مورد است. با اين بيان منظور اين است كه آنان در حق ستيزى وحق ناشنوايى چنان عمل مى كنند كه گويى آن را نمى شنوند و قدرت درك و شنوايى ندارند.حَتّى اِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا اِنْ هذا اِلاَّ اَساطيرُ الْاَوَّلينَ.اينان هنگامى كه روزها نزد تو مى آيند، به انگيزه راهيابى به سوى حق و دريافت فضيلت و كمال و بهره ورى از آيات خدا نمى آيند، بلكه بر آنند كه با تو ستيزه ومجادله نمايند و گفتار آسمانى تو را نامفهوم و بيهوده قلمداد كنند، و دليلهاى روشن تو بر توحيد گرايى و يكتاپرستى و درستى دعوت و رسالت تو، براى آنان سود بخش نيست. و براى رويارويى با حق به اين دروغ دست يازيده اند كه مى گويند: اين كتاب آسمانى تو، سخن خدا و پيام او نيست، بلكه داستانهايى پرجاذبه از پيشنيان است كه آنها را نوشته و به يادگار نهاده اند.به باور برخى منظور از «اساطير الأولين» داستانهاى بيهوده و بى ثمرى چون سرگذشت «رستم و اسفنديار» است كه در شاهنامه ها و كتابهايى از اين سبك، بوسيله گروهى داستانسرا و گزافه گو و دروغ پرداز، براى نسلهاى تيره بخت به يادگار مانده و سودى براى آنان ندارد.اما به باور برخى ديگر، ستيزه گرى آنان همين بود كه قرآن را از سبك افسانه هاى پيشنيان عنوان مى دادند... و يا مى گفتند چرا آنچه از پرندگان و حيوانات كه خود مى كُشيد و شكار مى كنيد، آنها را حلال مى شناسيد و از گوشت آنان بهره ور مى گرديد، امّا آنچه را خدا مى كشد، آن را مردار نام داده و نمى خوريد؟گمراهگرى خصلت زشت ديگر شرك گرايان در ادامه سخن، قرآن شريف به خصلت زشت و ويرانگر ديگر آنان پرداخته و مى فرمايد:وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْاَوْنَ عَنْهُ به باور گروهى از جمله «ابن عباس» منظور اين است كه: كفر گرايان مردم را از پيروى از پيامبر و راهيابى به سوى نور و رستگارى باز مى دارند، و خود نيز از آن حضرت و پيام جانبخش آسمانى اش دورى مى جويند و مى گريزند. امّا به باور گروهى ديگر از جمله «مجاهد»، منظور اين است كه آنان مردم را از شنيدن قرآن شريف باز مى دارند تا مباد در دلهاى مردم اثر گذارد و خود نيز از شنيدن آن دورى مى جويند.پاره اى گفته اند اين آيه شريفه در باره «ابوطالب» پدر گرانمايه اميرمؤمنان است چرا كه به باور اينان آن بزرگوار در آغاز بعثت پيامبر و ظهور اسلام، خود هنوز ايمان نياورده بود، امّا در همان حال مردم شرك گرا و ستمكار را از آزار رساندن به پيشواى بزرگ توحيد هشدار مى داد و باز مى داشت و از آن حضرت قهرمانانه حمايت مى نمود.«ابوطالب» مرد ايمان و قهرمان دفاع از حق اين پندار كه برخى آيه را در باره «ابوطالب» تفسير كرده اند، به دلايلى كه خواهد آمد، پندارى بى اساس و بى پايه است:1 - نخست بدان دليل كه آيه شريفه ادامه آياتى است كه در مورد كفرگرايان و نكوهش از خصلتهاى نكوهيده و ويرانگر آنان از جمله آزار رساندن به پيامبر است و «ابوطالب»، بزرگ «حجاز»، مؤمن «قريش» و مدافع سر سخت پيامبر بود و نه آزار رسان به او.2 - از ديدگاه خاندان رسالت «ابوطالب» مرد ايمان وجهاد و دفاع از پيامبر گرامى به شمار مى رفت؛ و اتفاق نظر و اجماع خاندان رسالت در ايمان آن مرد بزرگ براى ما حجّت است، چرا كه پيامبر گرامى خاندان خويش را يكى از دو امانت ارزشمند، و يكى از دو «ثقل» گرانبهايى عنوان ساخت كه همه امّت بايد براى نجات از گمراهى و اوج گرفتن به سوى رستگارى و كاميابى به آن دو تمسّك جويند و فرمود:«إِن تمسّكتم بهما لَنْ تضلّوا».(74)اگر به كتاب خدا و خاندان وحى و رسالت تمسّك جوييد، هرگز گمراه نخواهيد شد.3 - و نيز در ايمان آن مدافع بزرگ اسلام و پيامبر، «ابن عمر» آورده است كه: در روز فتح «مكّه»، «ابوبكر» در حالى كه دست پدر كهنسال و نابيناى خويش، «ابوقحافه» را گرفته بود، وى را نزد پيامبر آورد و او در حضور پيشواى گرانقدر توحيد مسلمان شد. پيامبر به ابوبكر فرمود: اين مرد سالخورده را رها نكردى تا دستش را گرفتى و به سوى اسلام آوردى؟«ابوبكر» پاسخ داد اى پيامبر خدا! در اين انديشه بودم كه وى با اسلام و ايمان به خدا و پيامبر، به پاداش خدا نايل آيد. امّا به خداى سوگند امروز بر اسلام پدرم، به اندازه آن روز كه در دوران غربت و تنهايى اسلام و مسلمانان، ابوطالب بزرگ حجاز و سرور قريش ايمان آورد، شادمان نگرديدم. و آن شادمانى وصف ناپذير بدان دليل بود كه با ايمان «ابوطالب» چشمان شما روشن شد و برق شادى و شادمانى در سيماى شما نمايان گرديدو اين چيزى بود كه من هماره خواهان آن بودم.
    آشنايى با سوره انعام /

  4. #24
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پيامبر فرمود: درست مى گويى، و بدينسان اين روايت، نشانگر ايمان ابوطالب در آغاز بعثت و ظهور اسلام است.4 - و نيز «طبرسى» در اين مورد آورده است كه:سردمداران قريش هنگامى كه با دفاع قهرمانانه «ابوطالب» از پيامبر گرامى و دعوت او روبرو شدند، روزى نزد او شتافتند و گفتند: ابوطالب! تو بزرگ «حجاز» و سرور قريش هستى و ما در شرايطى كه خود مى دانى نزد تو آمده و بر آنيم كه زيباترين و شجاعترين و بخشنده ترين جوان خود، «عماره» را به شما تقديم داريم و شما در برابر او برادر زاده ات محمدصلى الله عليه وآله وسلم را به ما واگذارى تا او را به كيفر افشاندن بذر پراكندگى در جامعه و بى خرد خواندن بزرگان و دعوت به توحيد و تقوا نابود سازيم!«ابوطالب» گفت: زهى بى انصافى و خود خواهى! شما فرزندتان را به من وا مى گذاريد تا از او نگاهدارى و پذيرايى كنم، امّا من فرزندم را به شما واگذار كنم تا او را بكشيد؟! در حالى كه طبق داورى ظالمانه خودتان نيز مى بايست من هم فرزند شما را بكشم. و آنگاه دليرانه و هوشمندانه قامت مردانه بر افراشت و هشدار داد كه:منعنا الرّسول رسول المليك ببيض تلالا كلمع البروق اذودُ و احمى رسول المليك حماية حامٍ عليه شفيق(75)بهوش باشيد كه ما با شمشيرهاى آخسته اى كه از سپيدى مى درخشد، و آنگاه بسان جهش برق و طنين رعد زودگذر نخواهد بود، از پيامبر بزرگ خدا دفاع جانانه خواهيم كرد.من بسان مدافعى دلسوز و حمايت كننده اى پر مهر از پيامبر خدا دفاع نموده و از جان گرامى و دعوت توحيدى او حمايت مى كنم.5 - افزون بر آنچه در بى اساس بودن آن پندار بى اساس و در ايمان خلل ناپذير «ابوطالب» آمد، گفتارها و سرودهاى بسيارى از او به يادگار مانده است كه همه گواه اسلام و ايمان راستين اويند كه از آن جمله مى سرايد:ألم تعلموا أَنّا و جدنا محمّداًنبياً كموسى خط فى اوّل الكتب آيا كفرگرايان نمى دانند كه ما وجود گرانمايه محمدصلى الله عليه وآله وسلم را بسان «موسى»، پيامبر خدا يافتيم كه نام بلندش در كتابهاى آسمانى پيشين آمده است؟آيا پدر ما «هاشم» براى كارزار كمر همت نبست؟ و آيا او فرزندان خويش را براى دفاع از حق و عدالت و پيكار با سركشان و طغيانگران، سفارش ننمود؟(76)6 - و نيز در قصيده اى طولانى از او آورده اند كه:و قالوا لِأَحمدَ انت امرؤٌخلوف اللّسان ضعيف السّبب ألا انّ احمد قد جاءَهم بحقّ و لم يأتهم بالكذب(77)كفرگرايان به «احمد» آن پيامبر برگزيده خدا به ناروا گفتند كه: تو با اين دعوت و پيام و راه و رسمى كه آورده اى و بر آن فرا مى خوانى، نه از خردى كامل برخوردارى و نه از مدافع و يار و ياور و حمايت كننده اى پر توان؛ و بزودى شكست خواهى خورد!!امّا آنان كه بر اين پندار سخيف و جاهلانه اند، بدانند كه: محمدصلى الله عليه وآله وسلم براستى به رسالت برانگيخته شده، و براى رساندن پيام جانبخش خدا به سوى مردم آمده است و او هرگز دروغ و ناروا نمى گويد؛ و سر انجام هم اوست كه بر كفر و شرك و بيداد پيروز خواهد شد.7 - و نيز آن توحيد گراى پرشهامت در قصيده اى شور انگيز كه برادرش «حمزه» را به پيروى از پيامبر و حمايت از حق و عدالت فرا خواند و تشويق نمود، از جمله مى سرايد:صبراً أبا يعلى على دين احمدٍو كن مظهراً للدّين وفقت صابراًفقد سرّنى اذ قلت انك مؤمن فكن لرسول الله فى الله ناصراهان اى «حمزه»! اى برادر عزيز! بر دين و آئين نجات بخش «احمد» شكيبا باش و پايدارى قهرمانانه پيشه ساز. و با شهامت و اقتدار دين و ايمان خويش را آشكار ساز كه در پرتو شكيبايى و پايدارى موفق خواهى شد.راستى شادمان گشتم كه تو ايمان خويشتن را اعلان كردى، بنابراين در راه خدا و ارزشهاى آسمانى هماره يار و ياورِ دلير و پرشهامت پيامبر خدا باش.8 - و نيز در قصيده اى ديگر مى سرايد:أُقيم على نصر النّبى محمّدأُقاتل عنه بالقنا و القنابل(78)در راه يارى پيامبر خدا، محمدصلى الله عليه وآله وسلم، بپا خاسته و سخت پايدارى مى ورزم، و براى پيروزى راه و رسم او، با سلاح و سپاه پيكار خواهم كرد.9 - و همو در بر انگيختن پادشاه «حبشه» به يارى پيامبر خدا، از جمله اين گونه مى سرايد:تعلم مليك الحبش انّ محمداًوزير لموسى و المسيح بن مريم اتى بهدى مثل الّذى أَتيابه و كلّ بامر الله يهدى و يعصم و انّكم تتلونه فى كتابكم بصدق حديثٍ لاحديث المرجم فلا تجعلوالله نداً و اسلمواو انّ طريق الحقّ ليس بمظلم(79)هان اى فرمانرواى «حبشه»! آگاه باش كه محمدصلى الله عليه وآله وسلم پيام آور خدا و وزير و همكار «موسى» و «مسيح» فرزند مريم است.دين و آئين و برنامه اى كه او آورده است، بسان برنامه و راه و رسم آن دو پيامبر خدا، براى هدايت و نجات مردم مى باشد و همه آن فرستادگان خدا - از موسى گرفته تا مسيح و محمدصلى الله عليه وآله وسلم - به فرمان خدا براى هدايت مردم مى كوشند و به راه او فرا مى خوانند و مردم را به سوى ارزشها سوق داده و از زشتى ها باز داشته و حفظ مى كنند.شما نام بلند و شكوهبار او را در كتابهاى آسمانى خويش مى خوانيد، و بى گمان آنچه در كتابهاى شما آمده است، راست و مطابق با واقع است و نه دروغ و بى اساس.بنابراين، شما اى شاه حبشه به همراه ياران و مردم خويش اسلام بياوريد و براى خدا، همتا و نظير نگيريد و راه خدا را برگزينيد كه راه حق تيره و تار نيست.10 - و در آستانه مرگ از جمله اين گونه سفارش مى كند:اوصى بنصر النّبى الخير مشهده علياً ابنى و شيخ القوم عباساًو حمزة الاسد الحامى حقيقته وجعفر اَن يذودا دونه النّاساكونوا فدى لكم امّى و ما ولدت فى نصر احمد دون الناس اتراسا(80)فرزند گرانمايه ام «على»، وبزرگ اين شهر و ديار «عباس» را، به يارى پيامبرِ شايسته كردار و نيكو محضر سفارش مى كنم.و نيز به «حمزه» آن شير مردِ حمايت كننده از حق، و به «جعفر» آن قهرمان درايت و ايمان، سفارش مى كنم كه در برابر بيدادگران از آن حضرت دفاع نموده و دليرانه او را حمايت كنند.هان كه مادرم و فرزندانش همگى فداى شما! در برابر دشمنان تبهكار و حق ستيز، براى محمدصلى الله عليه وآله وسلم سپرى پرتوان و پايدار باشيد!آرى اين سروده هاى پر محتوا و هدفدار كه در قصيده هاى او به يادگار مانده و ميان دانشوران مشهور و معروف مى باشند، ونيز وصيت ها، سخنرانيها، و جملاتى كه آوردن همه آنها باعث طولانى شدن كتاب و بحث مى گردد، همه نشانگر اين واقعيت است كه او هرگز از پيامبر دور نبود و هماره در كنار آن حضرت و حمايت كننده او بود. با اين بيان چگونه مى توان در ايمان عميق او ترديد كرد و اين پندار بى اساس را پذيرفت كه آيه مورد بحث در باره «ابوطالب» بزرگ «حجاز» و مؤمن قريش فرود آمده است؟!در آخرين فراز از آيه شريفه مى فرمايد:وَاِنْ يُهْلِكُونَ اِلاَّ اَنْفُسَهُمْ وَما يَشْعُرُونَ.امّا آنان جز خويشتن را به هلاكت نمى افكنند و خود نمى دانند.منظور اين است كه باز داشتن مردم از شنيدن پيام خدا و دعوت پيامبر و دورى جستن از آن حضرت، مايه تباهى خود آنان مى شود و خود اين را نمى دانند و درك نمى كنند.

    fichn6.blogfa.com
    آشنايى با سوره انعام /

  5. #25
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض





    سوره انعام / آيه هاى 37 - 27

    27 . وَ لَوْ تَرى اِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبَ بِاياتِ رَبِّنا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤمِنينَ.28 . بَلْ بَدالَهُمْ ماكانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَاِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ.29 . وَ قالُوا إِنْ هِىَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا وَما نَحْنُ بِمَبْعُوثينَ.30 . وَ لَوْ تَرى اِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ قالَ اَلَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَرَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ.31 . قَدْ خَسِرَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ حَتّى اِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قالُوا يا حَسْرَتَنا عَلى ما فَرَّطْنا فيها وَهُمْ يَحْمِلُونَ اَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ اَلا ساءَ مايَزِرُونَ.32 . وَ مَا الْحَيوةُ الدُّنْيا اِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْاخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونُ اَفَلا تَعْقِلُونَ.33 . قَدْ نَعْلَمُ اِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذى يَقُولُونَ فَاِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَلكِنَّ الظَّالِمينَ بِاياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ.34 . وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ماكُذِّبُوا وَاُوذُوا حَتّى اَتيهُمْ نَصْرُنا وَلا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَائِ الْمُرْسَلينَ.35 . وَاِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكَ اِعْراضُهُمْ فَاِنِ اسْتَطَعْتَ اَنْ تَبْتَغِىَ نَفَقاً فِى الْأرْضِ اَوْسُلَّماً فِى السَّماءِ فَتَاْتِيَهُمْ بِايَةٍ وَلَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلينَ.36 . اِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ اِلَيْهِ يُرْجَعُونَ.37 . وَ قالُوا لَولا نُزِّلَ عَلَيْهِ ايَةٌ مِنْ رَبِّه قُلْ اِنَّ اللَّهَ قادِرٌ عَلى اَنْ يُنَزِّلَ ايَةً وَلكِنَّ اَكْثَرَهُمْ لايَعْلَمُونَ.
    آشنايى با سوره انعام /

  6. #26
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ترجمه 27 - و اى كاش [اين كفر گرايان حق ستيز را] آنگاه كه بر آتش [شعله ور دوزخ ]نگاه داشته مى شوند، بنگرى كه مى گويند: اى كاش [به دنيا] باز گردانده مى شديم و هرگز آيات پروردگارمان را دروغ نمى انگاشتيم و از ايمان آورندگان [به او] مى بوديم.28 - [امّا اين گونه نيست و باز هم راست نمى گويند] بلكه [زشتى ]آنچه پيش از اين پوشيده مى داشتند بر ايشان آشكار گرديده است [كه اين گونه آرزو مى كنند]. و اگر باز هم به دنيا باز گردانيده شوند، بى گمان به آنچه از آن هشدار داده شده بودند، باز مى گردند [و دگر باره به گناه روى مى آورند ]و بى ترديد آنان دروغگويانند.29 - و آنان [همان كسانى هستند كه ] گفتند: جز اين زندگانى دنياى ما، زندگانى [و حيات ] ديگرى نيست. و ما هرگز بر انگيخته [و زنده ]نخواهيم شد.30 - و اگر آنان را - آنگاه كه در برابر پروردگارشان نگاه داشته مى شوند بنگرى [شگفت زده خواهى شد، خدا به آنان ]مى فرمايد: آيا اين [بر انگيخته شدن ]حق نيست؟! مى گويند: چرا به پروردگارمان سوگند باد [كه حق است ]. مى فرمايد اينك به كيفر آنكه كفر مى ورزيديد، [طعم تلخ ]اين عذاب [دردناك ]را بچشيد.31 - كسانى كه ديدار خدا را دروغ انگاشتند، به يقين زيان ديدند [و به اين راه زيانبار مى روند] تا آنگاه كه رستاخيز به ناگاه بر آنان فرا رسد. [آنجاست كه ]مى گويند: اى دريغ بر ما بر آنچه در مورد آن كوتاهى كرديم! [و آنان در آنجا ]بارهاى گرانِ [گناهان ]خويش را بر پشت خود مى كشند، به هوش باشيد كه چه بد بارى است آنچه [بردوش كشيده و] بر مى دارند.32 - و زندگى اين جهان جز بازى و سرگرمى، [چيز ديگرى ]نيست؛ و سراى باز پسين، بى گمان براى كسانى كه پروا پيشه مى سازند بهتر است؛ پس چرا خرد خويش را به كار نمى گيريد؟33 - [اى پيامبر!] مى دانيم كه آنچه [شرك گرايان در باره تو ]مى گويند، تو را اندوهگين مى سازد، امّا آنان [در حقيقت ]تو را دروغگو نمى انگارند، بلكه اين بيداد پيشگان آيات خدا را انكار مى كنند.34 - و بى گمان پيش از تو [نيز] پيام آورانى دروغگو شمرده شدند، امّا بر آنچه تكذيب شدند و آزار ديدند، شكيبايى ورزيدند تا [سر انجام ] يارى ما به آنان رسيد؛ و براى سخنان [و وعده هاى ]خدا دگرگون كننده اى نخواهد بود، و بى ترديد بخشى از گزارشهاى پيامبران [ما] به تو رسيده است.35 - و اگر روى برتافتن آنان [از پيام خدا و توحيد و تقوا ]برتو گران است، اگر مى توانى راهى در درون زمين [و] يا نردبانى در [بلنداى ]آسمان بجويى تا [بدينوسيله ]براى آنان نشانه [و معجزه ]اى [ديگر ]بياورى [چنين كن!]، و اگر خدا مى خواست آنان را بر [راه حق و ]هدايت گرد مى آورد، پس [هرگز ]از نادانان مباش!36 - تنها كسانى [به فرا خوان و دعوت تو] پاسخ [مناسب و مثبت ]مى دهند كه [سخنان تو را به گوش جان ] بشنوند و [دل ] مردگان [آنگاه گوش شنوا پيدا مى كنند كه ] خدا آنان را بر مى انگيزد؛ سپس به سوى او باز گردانده مى شوند.37 - و [كفر گرايان و بهانه جويان ] گفتند: چرا نشانه [و معجزه ]اى [كه دلخواه ماست ] از سوى پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟! [اى پيامبر ]بگو: خدا تواناست كه [معجزه و ]نشانه اى [ديگر] فرو فرستد! امّا بيشتر شان [اين واقعيت را ]نمى دانند.
    آشنايى با سوره انعام /

  7. #27
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نگرشى بر واژه ها «وقف»: اين واژه به مفهوم نگهداشتن است و هنگامى كه گفته مى شود «وقفت الدّابه» منظور اين است كه اسب را متوقف ساختم و نگهداشتم.«بدا»: پديدار شد.«بغتة»: به فرا رسيدن مرگ ناگهانى گفته مى شود.«حسرة»: نهايت دريغ و ندامت.«تفريط»: كوتاهى و سستى.«وزر»: بار گرانى كه به دوش كشيده مى شود.«عقل»: خود دارى از كار زشت.«نفق»: به شكاف و پناهگاه و راههاى زيرزمينى گفته مى شود. اين واژه در اصل به مفهوم بيرون رفتن است و به همين مناسبت به كسى كه در حقيقت از ايمان بيرون رفته و در ژرفاى جان او عقيده و ايمانى نيست، «منافق» گفته مى شود؛ و واژه «نفقه» نيز از همين ريشه است و به مفهوم هزينه زندگى ديگرى است كه از دست انسان خارج مى شود.«سلّم»: وسيله درستى براى صعود، بسان نردبان.«استجابت»: به مفهوم پاسخ مثبت دادن و پذيرفتن دعوت و خواسته و دعاى ديگرى است برخى اين واژه را با واژه «اجابت» هم معنا گرفته اند و پاره اى نيز بر آنند كه واژه نخست به مفهوم پذيرش خواسته است امّا واژه دوّم به مفهوم پذيرش و يا ردّ خواسته و دعوت است.
    آشنايى با سوره انعام /

  8. #28
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    تفسير آرزوهاى بيهوده و بى اثر در اين آيه شريفه، قرآن در مورد ندامت و حسرتى كه در روز رستاخيز دامانگير كفرگرايان و ظالمان مى گردد، و آرزوى بازگشت به دنيا و جبران زشتى ها مى كنند، سخن مى گويد و مى فرمايد:وَ لَوْ تَرى اِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِو اى كاش اين كفر گرايان را آنگاه كه بر آتش شعله ور دوزخ نگاه داشته مى شوند بنگرى!در تفسير اين فراز سه نظر مطرح است:1 - به باور برخى ممكن است منظور اين باشد كه آنان آتش را مى نگرند...2 - امّا به باور برخى ديگر ممكن است منظور اين باشد كه آنان بر روى آتش قرار مى گيرند و يا افكنده مى شوند...3 - و «زجاج» بر آن است كه: آنان وارد آتش مى گردند و به چگونگى عذاب پى مى برند. درست بسان اين جمله كه وقتى كسى مى گويد بر ديدگاه او آگاهى يافتم و پى بردم، منظور اين است كه به ديدگاه او پى بردم و نظرش را دريافت داشتم.به هر حال خدا در آغاز اين آيه شريفه به پيام آورش مى فرمايد:هان اى پيامبر! روزى كه شرك گرايان و ظالمان وارد آتش مى گردند، اگر به آنها بنگرى خواهى ديد كه بسى هول انگيز و وحشتناك است.(81)فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبَ بِاياتِ رَبِّنا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤمِنينَ.هنگامى كه آتش شعله ور دوزخ را مى نگرند، از عملكرد زشت و ظالمانه خويش پشيمان شده و مى گويند: اى كاش به دنيا باز گردانده مى شديم تا ديگر كتابهاى آسمانى و پيام آوران خدا را دروغ و درغگو نشمرده و در زمره ايمان آوردگان قرار مى گرفتيم.بَلْ بَدالَهُمْ ماكانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ در تفسير اين فراز از آيه شريفه ديدگاهها يكسان نيست:1 - به باور برخى منظور اين است كه: آنچه دانشمندان از مفاهيم كتابهاى آسمانى كتمان كرده بودند، براى آنان آشكار مى گردد و در مى يابند كه رهبران آنان حق ستيز بوده و با واقعيت دشمنى مى ورزيده اند.2 - امّا به باور برخى ديگر منظور اين است كه: كارهاى ناروا و كردار زشتى كه در زندگى داشتند و از ديگران پوشيده و محرمانه نگاه مى داشتند، در آنجا براى همه آشكار مى گردد، چرا كه همه اعضاء و اندامهايشان بر ضد آنان گواهى مى دهند.3 - پاره اى از جمله «زجاج» برآنند كه: اينان از كسانى پيروى نموده اند كه روز رستاخيز و حساب و كتاب و پاداش و كيفر... را از اينان پوشيده داشته اند و در روز رستاخيز همه چيز براى آنان آشكار مى گردد، چرا كه در ادامه آيه شريفه پندار بى اساس آنان را ترسيم مى كند كه مى گفتند: جز زندگى دنياى ما، زندگى ديگرى نيست و ما بر انگيخته نخواهيم شد.و قالوا إن هى إِلاّ حياتنا الدّنيا...(82)4 - و پاره اى ديگر مى گويند: منظور اين است كه: كيفركفرگرايى و بى پروايى خويش را كه در دنيا نهان مى داشتند براى آنان آشكار مى گردد.به هر صورت منظور اين است كه آنان در روز رستاخيز رسوا مى گردندو اسرارشان برملا مى شود.وَلَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَاِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ.و اگر به دنيا هم باز گردانده شوند رفتار و عملكردشان بهتر نمى شود، بلكه بازهم در پى همان رفتار ناپسند و ظالمانه گذشته خواهند بود و كفرگرايى و دروغ شمردن آيات و نشانه هاى خدا را از سر خواهند گرفت. آرى آنان دروغگويانند و اين آرزوى آنان نيز دروغ و بى اساس است.
    آشنايى با سوره انعام /

  9. #29
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    يك پرسش هر خبر و گزارشى، ممكن است راست و يا دروغ باشد، امّا آيا مى توان آرزو را به آرزوى راست و دروغ تقسيم نمود و گفت: آرزوى آنان دروغ و بى اساس است؟پاسخ 1 - پاره اى از دانشمندان خواسته هاى آنان را آرزو پنداشته و مى گويند آنان در زندگى دنيا دروغ مى گفتند، امّا آرزوهايشان دروغ نيست. بلكه منظور اين است كه آنان ادّعا مى نمايند كه در دنيا كار شايسته انجام داده و در راه و رسم و انديشه و عقيده خويش، راه خطا نرفته اند؛ امّا دروغ مى گويند:2 - ممكن است منظور اين باشد كه: آنان دروغ مى گويند كه اگر به دنيا باز گردانده شوند شايسته كردار و درست انديش خواهند شد، بلكه اگر باز گردند همانگونه خواهند بود كه در گذشته بودند.3 - و به باور برخى ممكن است منظور اين باشد كه آرزوى آنان ناشدنى است و بازگشتى در كار نخواهد بود كه به آرزوى دروغ تعبير مى گردد.چرا؟ كفرگرايان كه در روز رستاخيز با روشن شدن حقايق مى دانند كه به دنيا باز گردانده نمى شوند، با اين وصف چرا آرزوى بازگشت مى كنند؟پاسخ در اين مورد چند پاسخ آمده است:1 - نخست اين كه، از كجا كه در روز رستاخيز آنان همه چيز را بدانند و همه حقايق برايشان آشكار گردد؟ تنها چيزى كه قطعى است با پديدار شدن روز رستاخيز، خدا و بسيارى از آيات و نشانه ها و وعده هاى او را باور مى كنند و در مى يابند كه حساب و كتابى در كار است و در همان شرايط نيز ممكن است بخود آيند و براى نجات خويش چاره انديشى كنند و روى نياز به بارگاه آن بى نياز برند.2 - ممكن است انسان كارى انجام ناپذير را آرزو كند، بر اين اساس است كه گاه مى گويد: كاش آن گونه نبود و كاش اين گونه مى شد و در نتيجه چيزى را كه انجام شده، آرزوى انجام نشدن آن را مى كند و كارى را كه نشده است، آرزوى انجام آن را مى نمايد.3 - و نيز مانعى ندارد كه آنان آرزوى بازگشت و ايمان نمايند و بخشى از اين خواسته آنان آرزو باشد و بخشى خبر، آنان به باور برخى آرزو مى كنند كه به دنيا باز گردند آنگاه ادّعا مى نمايند كه اگر باز گرديم، هم ايمان مى آوريم و هم شايسته كردار مى گرديم! امّا آفريدگار هستى مى فرمايد: آنان دروغ مى گويند، اگر به دنيا باز گردانيده شوند، نه ايمان خواهند آورد و نه شايسته كردار خواهند شد.يادآورى مى گردد كه اين معنا در صورتى درست است كه براى آن تقدير بگيريم...اينك آيا رستاخيز واقعيت دارد؟ درادامه سخن از كفرگرايان، سخن را به انكار روز رستاخيز بوسيله آنان سوق مى دهد و مى فرمايد:وَ قالُوا إِنْ هِىَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا وَما نَحْنُ بِمَبْعُوثينَ.و اينان همان تبهكارانى هستند كه در زندگى دنيا، معاد و زنده شدن مردگان و حساب و كتاب را دروغ مى شمردند و مى گفتند:زندگى، همين زندگى دنياست و بس، ديگر نه زنده شدنى خواهد بود و نه برانگيخته مى شويم.وَ لَوْ تَرى اِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ آنچه در نخستين آيه مورد بحث در تفسير واژه «وقفوا» بيان شد، در اينجا درست به نظر نمى رسد، بلكه تنها يك معنا درست به نظر مى رسد و آن اين است كه:هنگامى فرا مى رسد كه كفرگرايان خدا را به خوبى بشناسند. با اين بيان معناى واژه «وقوف» به مفهوم شناخت و دريافت درست و معرفت صحيح است. و معناى «وقوف» كفرگرايان در برابر پروردگارشان اين است كه آن روز ديگر او را مى شناسند.به باور برخى منظور اين است كه وقتى آنان بر درستى وعده هاى خدا معرفت پيدا مى كنند و در مى يابند كه خدا چگونه كفرگرايان را گرفتار كيفر كفرشان مى سازد و مردم با ايمان و شايسته كردار را چگونه پاداش مى دهد، به خوبى در مى يابند كه هر آنچه فرموده بود، بر اساس حق و راستى بود.امّا به باور برخى ديگر منظور اين است كه: كفرگرايان را در برابر خدا نگاه مى دارند تا فرمان او در مورد آنان صادر گردد...قالَ اَلَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَرَبِّناخدا و يا فرشتگان او به آنان مى گويند: آيا همانگونه كه پيامبران مى گفتند، روز رستاخيز و كيفرو پاداش خدا درست است يانه؟كفرگرايان زبان به اعتراف باز نموده و مى گويند: به پروردگارمان سوگند باد كه حق است.قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ.باز هم خدا و يا فرشتگان به آنان مى گويند: پس طعم تلخ عذاب خدا را به كيفر آنكه كفر مى ورزيديد، بچشيد!تعبير به چشيدن عذاب، بسيار زيبا و رساست، چرا كه آنان به گونه اى سختى عذاب را احساس مى كنند كه گويى در كام خويش مى چشند.زيانكاران واقعى و روز ديدار در ادامه سخن در اين مورد مى فرمايد:قَدْ خَسِرَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ آنان كه ديدار خدا را دروغ شمردند بى گمان زيان ديدند و زيانكارند.به باور گروهى از جمله «ابن عباس» منظور از ديدار خدا، ديدار پاداش و كيفر اوست...امّا به باور برخى منظور جزا و كيفر خداست؛ كه در آيه ديگرى نيز مى فرمايد:فاعقبهم نفاقاً فى قلوبهم الى يوم يلقونه بما اخلفوا الله ما وعدوه...(83)پس به سزاى آنكه با خدا عهد شكنى و خلف وعده كردند و از آن روى كه دروغ مى گفتند، در دلهايشان - تا روزى كه او را ديدار مى كنند - پيامدهاى نفاق را باقى مى گذارد.حَتّى اِذا جائَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قالُوا يا حَسْرَتَنا عَلى ما فَرَّطْنا فيهاهنگامى كه روز رستاخيز بطور ناگهانى فرا رسد، كفرگرايان با ديدن آن روز سهمگين و جدايى سرنوشت شايستگان از گناهكاران، مى گويند: اى افسوس بر ما كه در زندگى دنيا عمر گرانمايه و فرصتهاى ارزنده و نعمت هاى خدا را نابود ساختيم و براى سراى آخرت كارى نكرديم!
    آشنايى با سوره انعام /

  10. #30
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    وَهُمْ يَحْمِلُونَ اَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ و آنان در همان حال بارگران گناهان خويشتن را بر دوش مى كشند.برخى از جمله «قتاده» آورده اند كه: هنگامى كه در روز رستاخيز انسان با ايمان و شايسته كردار سر از گور برمى دارد، چهره اى زيبا و عطر آگين در برابرش قرار مى گيرد و با نهايت ادب به او مى گويد: هان اى بنده خدا من عملكرد شايسته تو در زندگى دنيا هستم. تو هماره مرا بردوش كشيدى اينك وقت آن است كه من تو را بردوش گيرم.شايد اين سخن اشاره به آن آيه شريفه باشد كه مى فرمايد:و روزى را به ياد آور كه پرواپيشگان را در آن روز گروه گروه و به صورت سواره به سوى خداى مهربان محشور مى كنيم.يوم نحشر المتّقين إلى الرّحمن وفداً(84)و نيز آورده اند كه: امّا كفرگرايان و ستمكاران پس از بيرون آمدن از گورهاى خويش، هركدام با چهره اى بسيار زشت و عفن زده روبرو مى گردند كه به آنان مى گويد: من عملكرد زشت و ظالمانه تو هستم. تو در دنيا سوار بر دوش من بودى، و اينك من بردوش تو خواهم نشست.آرى اين است كه خدا مى فرمايد: و هم يحملون اوزارهم على ظهورهم «زجاج» بر آن است كه ممكن است منظور از اين سنگينى و گرانى، سنگينى عذاب و كيفر باشد، چرا كه سنگينى همانگونه كه در وزن حساب مى شود و به كار مى رود، در شرايط و حالات نيز به كار مى رود؛ همانگونه كه گاه گفته مى شود: گفتار او بر من گران آمد. با اين بيان كيفر گناه به گونه اى بر آنان گران مى آيد كه از تحمل آن ناتوان مى گردند.اميرمؤمنان عليه السلام در اين مورد مى فرمايد:تخفّفوا تلحقوا فانّما ينتظر بأَولكم آخركم(85)خويشتن را سبك سازيد تا به نيكان و شايستگان بپيونديد، چرا كه سرانجام شما در انتظار آغاز شماست.اَلا ساءَ مايَزِرُونَ به هوش باشيد كه بدبارى به دوش مى كشند.به باور برخى منظور اين است كه: بد كيفرى در برابر گناهان خويش براى خود فراهم ساخته و آن را به جان مى خرند.زندگى اين جهان و آن جهان در ادامه سخن به پاسخ كفرگرايانى مى پردازد كه زندگى را تنها زندگى اين جهان مى دانستند و سراى آخرت و زندگى پس از مرگ را انكار مى كردند. در اين مورد مى فرمايد:وَ مَا الْحَيوةُ الدُّنْيا اِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ زندگى دنيا - كه شما كفرگرايان آن را تنها زندگى مى پنداريد - جز بازى و سرگرمى نيست، مگر اينكه وسيله و راهى براى رسيدن به نيك بختى و انجام كارهاى شايسته باشد.روشن است كه منظور از زندگى دنيا در آيه شريفه، كارهاى دنيوى است، چرا كه خود دنيا و زندگى شايسته و بايسته آن را نمى توان بازيچه و بيهوده دانست. و نيز كارهاى شايسته هم بازيچه و بيهوده نخواهند بود، چرا كه كارهاى شايسته باعث خشنودى خدا مى گردند.واژه «لعب» به مفهوم كار بى ثمر و بى فايده است؛ و واژه «لهو»، كارى است كه به شوخى تا به جدى نزديكتر است. اين گونه كارها بيشتر گناه آلود است چرا كه نابودى فرصت هاى زندگى و تباه ساختن عمر، بخشى از ره آورد آن است.پاره اى نيز هردو واژه را به مفهوم زودگذر و فانى بودن لذّتها و خوشى هاى زندگى معنا كرده اند.وَلَلدَّارُ الْاخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونُ اَفَلا تَعْقِلُونَ.و زندگى سراى آخرت و جهان ديگر با نعمت هاى شكوهبارش براى كسانى كه پروا پيشه سازند بهتر است، آيا خرد خويش را به كار نمى گيرند؟ چرا كه آنجا جاودانه است و شايستگان هماره از لطف و نعمت هاى خدا بهره ور خواهند شد.با اين بيان شما اى بندگان خدا ! چرا خرد خود را به كار نمى گيريد تا با دريافت اين واقعيت، دنيا و زيباييهاى آن در نظرتان حقير و زودگذر جلوه كند و به نعمت هاى شكوهبار و جاودانه سراى آخرت شيفته گرديد و در نتيجه به كارهاى شايسته روى آوريد تا در خور پاداش خدا گرديد؟پيام و رهنمود آيه آيه شريفه، از سويى به توده هاى محروم آرامش خاطر مى دهد كه اگر شايسته كردار باشند سر انجام به نعمت هاى خدا خواهند رسيد و از دگر سو به لذت جويان و شيفتگان ثروت و قدرت هشدار مى دهد كه اين نعمت ها جاودانه نيست پس بينديشند و درست عمل كنند.
    آشنايى با سوره انعام /

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •