زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن .......... سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن ..........
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. #1
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن ..........




    زيارت ديدار است با آنكه بزرگش مى‏شمريم و دوست داريم. زيارت ديدنى است از راه دل و ارتباطى روحى با پيشوايان دينى كه آموزگار حقايق اسلامند و خود اسلام مجسّم.
    زيارت توجه و توسل است به پيامبر اكرم حضرت محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و عترت طاهره‏اش، كه فضايل و مناقبشان به تعبيرهاى گوناگون و در موارد متعدد از زبان آن حضرت بيان شده است
    زيارت با حضور زائر در پيشگاه زيارت شونده صورت مى‏گيرد، امّا شوق ديدار1 پيامبر رحمت و اهل بيت طاهرينش زائر را به گفت و گو با آنان و اظهار اشتياق وا مى‏دارد.
    در اين حال ادب اقتضا مى‏كند زيارت كننده سخن را با سلام شروع كند و سپس به وصف فضايل و مناقب آنان بپردازد، و مهر و ولايشان را به ياد آورد، و پيروى از تعليمات آن حجتهاى الهى را اظهار كند و پيمان ولايتش را تجديد نمايد.
    اين جاست كه خواندن زيارتنامه لازم مى‏شود تا با بيانى بهتر و گوياتر آنچه در دل دارد ابراز كند.
    زيارتنامه ـ كه مجازاً زيارت هم گفته مى‏شود ـ گفتارى است كه ائمه معصومين و بزرگان دين تقرير كرده‏اند، و معاينى است كه شايسته است زائر در حضور مزار بر زبان آورد، و آنچه عقيده و باورش مى‏باشد بيان كند، زيارتنامه‏هاى مروىّ از امامان دفترى است معرفت‏آموز در شناخت امام و مقامات معنوى‏اش كه همه فضل و عطاى پروردگار به آنهاست، و حاكى از توحيد ناب و يكتاپرستى.
    زيارتنامه‏ها معمولاً با سلام آغاز مى‏شود.
    سلام به امامى كه زنده و شنونده سخن زائر است، چون شهيد راه حق است و شهيدان به صريح قرآن زنده‏اند و بهره‏مند از فيوضات ربانى.2 پس سلام به امام زنده و حجت حق داده مى‏شود و بعد اوصافش ذكر مى‏گردد و اين نوعى آموزش امام‏شناسى و يادآورى عقايد شيعه است در باره امامان خود.
    از زيارتنامه‏هاى مأثور و معتبر بعضى اهميّت بيشتر دارد و در توصيف مقامات روحانى و مناقب معصومين و توحيد رب‏العالمين بليغتر و شيواتر است مانند زيارت جامعه كبيره، زيارت امين‏اللّه‏، زيارت آل ياسين كه اينك در پى توضيح و شرح آنيم.
    نخست بايد يادآور شوم زيارت «آل ياسين» مانند زيارتهاى ديگر مناقب و فضايلى كه براى ائمه معصومين مى‏شمرد همه مستند به قرآن مجيد است، يعنى با تأويل بعضى آيات مصداق پنهان آيه را كه در بطن آن است ـ ظاهر مى‏كند.
    مى‏دانيم شيوه بيان در قرآن، ذكر وصف و عمل خير يا شر افراد است نه نام خاصّشان مانند آيه «انّما وليُّكُم‏اللّه‏ و رسولُه والَّذينَ آمنوا الَّذينَ يُقيمونَ‏الصَّلوةَ و يؤتونَ‏الزّكوةَ و هُم راكِعون» (سوره مائده، آيه 55)، كه ولىّ و سرپرست مسلمانان را خدا و رسولش و كسانى كه ايمان آورده و نماز مى‏خوانند و در حال ركوع زكات مى‏دهند معرفى مى‏كند. اين آيه به نقل مفسران شيعى و بسيارى از اهل سنت در مورد حضرت على‏بن‏ابى طالب عليه‏السلام فرود آمد، هنگامى كه در مسجد نماز مستحب مى‏خواندند و در حال ركوع انگشترى خود را به سائلى كه مستمند بود دادند. بنا بر اين تأويل روشنگر مراد خداى تعالى از آيات مى‏باشد، و چون مستند به قول امام معصوم منصوص است ترديدى در درستى‏اش نيست.
    نكته ديگر اين كه در متون اسلامى ـ از قرآن و حديث ـ كلماتى به كار رفته كه مرادف و معادل آن را در فارسى كمتر مى‏يابيم، چون گاه لفظ چند بعدى است و بار معنايى زيادى دارد، و بسا كه لازم شود پس از شرح ريشه كلمه و معنى اصطلاحى‏اش خود آن را در ترجمه بياوريم.
    اكنون ده تعبير را كه در اين زيارت آمده به ترتيب الفبايى توضيح مى‏دهيم:



    زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن ..........
    ویرایش توسط نرگس منتظر : 02-06-1391 در ساعت 10:38
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  2. تشكر


  3.  

  4. #2
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض








    1ـ «آل يس / آل ياسين»:

    قرائتى است از «إلْ ياسين» كه در آيه 130 سوره صافّات (37) آمده: «سلامٌ على ال ياسين»
    ابوالفتوح رازى ـ مفسّر بزرگ سده ششم ـ ذيل آيه نامبرده مى‏نويسد:
    (سلام بر ال ياسين باد». ابن عامر و نافع و يعقوب خواندند «ال ياسين» به مدّ، باقى قرّاء «إلياسين» خواندند. آنان كه «ال ياسين» خواندند گفتند كه معنى آن است كه «سلام على آل محمد» و ياسين نامى است از نامهاى رسول ما، و گفتند اهل قرآن. و آنان كه «إلياسين» خواندند گفتند اين لغتى است در الياس، چنان كه اسماعيل و اسمعين و ميكايل و ميكايين و ميكال.3
    شيخ طوسى در تفسير تبيان نزديك به همين معانى را ذكر كرده است چنان‏كه طبرسى نيز در مجمع‏البيان همانند اين اقوال را آورده است.
    علّامه طباطبايى در بحث روايى ذيل آيه از معانى‏الأخبار به اسنادش از امام جعفر صادق عليه‏السلام و نيز از عيون اخبارالرضا نقل مى‏كند كه فرمودند:
    يس محمد صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله و نحن آل يس، كه البته مبتنى بر قرائت «ال يس» است.4
    در تفسير نمونه پس از نقل اقوال مختلف در قرائت«إل ياسين» و معاينى كه بنابر هر قرائت پيدا مى‏كند آمده:
    بنابر اين «آل ياسين» به معنى خاندان پيغمبر گرامى اسلام ـ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ـ يا خاندان «ياسين» پدر الياس مى‏باشد.»5
    «قرائن روشنى در خود قرآن است كه همان معنى اول را تأييد مى‏كند كه منظور از «إلياسين» همان «الياس» است، زيرا بعد از آيه «سلام على الياسين» به فاصله يك آيه مى‏گويد «انّه مِن عبادِنا المؤمنين» (او از بندگان مؤمن ما بود) بازگشت ضمير مفرد به «الياسين» دليل بر اين است كه او يك نفر بيشتر نبوده يعنى همان الياس.»
    ضمن تأييد استدلال روشنى كه نقل شد يادآور مى‏شود كه در قرآن مجيد و ديگر آثار ادبى فاخر ـ گاه كلمه‏اى به دو صورت خوانده مى‏شود كه در هر دو صورت داراى معنى مناسب پذيرفتنى است، و اين گونه تعبيرها نوعى هنر ادبى و حاكى از قدرت بيان گوينده است.
    وجود اين گونه تعبيرها سبب مى‏شود كه يك آيه متضمن دو يا سه معنى و همه در درجات گوناگون مراد گوينده باشد، كه جاى شرح آن نيست.
    عترت پيامبر اكرم ما ـ صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله ـ كه عالم به ظهر و بطن و بطنِ بطنِ آيات هستند گاه در استدلال به مقامات معنوى خودشان ـ كه همه موهبت الهى و افزون بخشى پروردگار است ـ از اين گونه تعبيرهاى قرآنى بهره مى‏جستند كه نمونه آن جمله اول همين زيارت است.




    زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن ..........
    ویرایش توسط نرگس منتظر : 02-06-1391 در ساعت 10:39
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  5. تشكرها 2


  6. #3
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض






    2ـ «بقية‏اللّه‏»:
    نيز تعبير قرآنى است كه در آيه 86 سوره هود / آيه 11 آمده: «بقية‏اللّه‏ خيرٌ لكم إن كنتُم مؤمنين»
    اگر مؤمن باشيد باقى مانده (حلال) خدا براى شما بهتر است».
    چون به آيات پيش از آيه مذكور مراجعه كنيم مى‏بينيم در باره قوم شعيب و مردم مَديَن است كه نه تنها بت كه درهم و دينار معبودشان شده بود و كم‏فروشى مى‏كردند.
    به اين سبب قرآن مى‏فرمايد: پيمانه و وزن را به قسط و عدل دهيد، و چيزى از آنها نكاهيد و به اين گونه، فساد اقتصادى در جامعه ايجاد نكنيد
    . در پايان مى‏فرمايد. باقى مانده حلال كه براى شما بماند ـ اگر ايمان داشته بپذيريد ـ برايتان بهتر از مال حرام اندوختن است، پس در آيه «بقية‏اللّه‏» سود حلال اندك است، امّا اين تعبير پذيراى معانى ديگر هم مى‏باشد، چنانكه در آيه «اولوا بقية ينهَون عن الفساد فى الأرض»، (سوره هود، آيه 116) به معنى «اولواالفضل» (صاحبان فضيلت و شخصيت، نيكان و پاكان) آمده، به اين مناسبت كه اشياء و اجناس بهتر و نفيس را ذخيره مى‏كنند و نگاه مى‏دارند. همچنين در اجتماع و صحنه مبارزه، ضعيفان زودتر از بين مى‏روند يا از ميدان فرار مى‏كنند و به اين گونه، باقى ماندگان قويترند. با توجه به اين معنى است كه در زبان عربى اين مثل گفته مى‏شود: فى‏الزّوايا خبايا و فى‏الرجال بقايا.
    (در زاويه‏ها هنوز مسائل مخفى وجود دارد و در ميان رجال «شخصيتهايى» باقى مانده)، علاوه بر اين لفظ «بقيه» كه سه بار در قرآن مجيد آمده همين معنى را در بر دارد.6چنانكه در المصحفُ المُيَّسَرَ كه لغات قرآن را با دقت در حاشيه صفحات معنى كرده، البقية را «الفضل، الخير» دانسته است.7
    كوتاه سخن اينكه «بقيّة / بقيّه» باقى مانده از چيزى است، اما اين باقى مانده چيزى است نفيس و ارزشمند، و در مورد انسان يعنى صاحب فضل و فضيلت / و مايه خير كه چون به «اللّه‏» اضافه شود از مضافٌ‏اليه كسب شرافت مى‏كند (مانند بيت‏اللّه‏) و قدر و مرتبه آن افزونتر مى‏شود، و مصداق تامّ و كاملش حضرت حجة‏بن‏الحسن‏المهدى ـ عجل‏اللّه‏ فرجه ـ هستند كه آخرين حجت و ذخيره پرخير آفريدگار متعال مى‏باشند.





    زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن ..........
    ویرایش توسط نرگس منتظر : 02-06-1391 در ساعت 10:40
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  7. تشكرها 2


  8. #4
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    3ـ «حجّة‏اللّه‏»:

    ح
    جّة / حجت هم ريشه با «حج» است، پس معنى نخست آن «قصد» است، ولى غالباً به معنى آنچه بر صحّت ادعا دلالت مى‏كنند استعمال مى‏شود، و«محاجّة» حجت آوردن براى اثبات مدّعا يا ابطال دليل طرف است.8 راغب «حجّة» را راهنمايى به «مَحَجَّة» يعنى وسط راه يا طريق مستقيم ـ نه كناره‏هاى انحرافى ـ معنى كرده. مفهوم فرهنگى و بعدى حجّت:
    آنچه حكم مى‏كند به درستى يكى از دو نقيض ـ يعنى دليل و برهان ـ مى‏باشد، و به اين معنى است در آيه: «قُل فَلِّلَه‏الحجّة‏البالغة» (سوره انعام، آيه 149) بگو: برهان رسا ويژه خداست.9 اين كلمه با اضافه شدن به اللّه‏ از مضافٌ‏اليه كسب شرافت مى‏كند، «و حجّة اللّه‏» به طور مطلق يكى از لقبهاى امام زمان مى‏باشد و در اين زيارت هم آمده.

    در خبر است كه خداى تعالى بر مردم دو حجت دارد: حجت باطنى كه عقل و شعور است، و حجت ظاهرى كه رسولانش و جانشينان منصوص و معين آنها مى‏باشند.10
    در كتاب اصول كافى، در كتاب‏الحجّة كه شرح حال و تاريخ حيات رسول‏اللّه‏ و عترت طاهرينش ـ صلوات‏اللّه‏ عليهم ـ را در بر دارد، «حجّة» در عين حال كه به معنى امام و راهنما به صراط مستقيم است به معنى دليل و حجت رساى الهى بر مردم است، زيرا آنان عالم به معارف و حقايق دين و احكام شريعت مى‏باشند و راه سلوك الى‏اللّه‏ را كه بدون انحراف مى‏باشد ارائه مى‏دهند. از ديگر سو اينان واسطه فيض از مبدأ متعال هستند و وجودشان در زمين ضرورى است 11 و تفصيلش در شرح «خليفة اللّه‏» مى‏آيد



    زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن ..........
    ویرایش توسط نرگس منتظر : 02-06-1391 در ساعت 10:41
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  9. تشكر


  10. #5
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    4ـ «خليفة اللّه‏»:

    خليفه در اصل به معنى: آنكه به جاى كسى در كارى باشد،12 از پس كسى آينده و در كارى قائم مقام كسى شونده 13 و به بيان ساده‏تر«جانشين». اين تعبير از قرآن مجيد ـ سوره بقره آيه 30 ـ گرفته شده كه خداوند به فرشتگان مى‏فرمايد:
    «إنى جاعِلٌ فِى‏الأرضِ خليفة»: من در زمين جانشينى خواهم گماشت.
    شيخ صدوق رئيس محدثان و پيشرو فقيهان شيعه در ابتداى كتاب كمال‏الدين و تمام‏النعمه بحثى خردمندانه ذيل عنوان «الخليفةُ قبل الخليفة»، (جانشين پيش از آفرينش) كرده، با طرح آيه مذكور به استدلال مى‏پردازد كه:
    حكمت در وجود خليفه از حكمت در آفرينش مقدم است، و بدين جهت در خلقت به آن آغاز كرده است، زيرا او حكيم است و حكيم كسى است كه مهمتر را بر مهم مقدم دارد، و اين كار حكيمانه تصديق گفتار امام صادق عليه‏السلام است كه مى‏فرمايد:
    حجت خدا پيش از خلق و همراه خلق و پس از خلق است.14 با آنچه در معنى حجت گفتيم مقصود از حديث امام هم روشن مى‏شود.
    صدوق به دنبال آنچه از وى نقل كرديم مى‏نويسد:
    «هميشه وضع خليفه به حال خليفه‏گذار دلالت دارد و همه مردم از خواص و عوام بر اين شيوه‏اند.
    در عرف مردم اگر پادشاهى ظالمى را خليفه خود قرار دهد آن پادشاه را نيز ظالم مى‏دانند، و اگر عادلى را جانشين خود سازد آن پادشاه را نيز عادل مى‏شمرند.
    پس ثابت شد كه خلافت خداوند عصمت را ايجاب مى‏كند و خليفه جز معصوم نتواند بود15».
    از آنچه گفتيم مقام معنوىِ رفيع و پايگاه والاى حجت و خليفه خدا كه در زيارت با سلام به وى اظهار ارادت مى‏كنيم آشكار مى‏شود.





    زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن ..........
    ویرایش توسط نرگس منتظر : 02-06-1391 در ساعت 10:42
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  11. تشكر


  12. #6
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    5ـ «دليل ارادته»:
    معنى ظاهرى اين تعبير آشكار است: راهنما به اراده و خواست او(خدا). بنابر اين ائمه معصومين(ع) اراده خداى تعالى و خواست او را به ما معرفى مى‏كنند، و اين ناشى از علم آنهاست كه علم لدنّى و عطاى ربّانى است.
    آنچه به اختصار بايد در اين باره شرح داده شود «ارادت / اراده» و كيفيت انتساب آن به آفريدگار متعال است.
    در چنين موضوعاتى به حكم عقل بايد به برگزيدگان الهى كه براى راهنمايى ما به معرفت صحيح آفريدگار برانگيخته شده‏اند مراجعه كرد، و به اظهار نظرهاى فيلسوفان و يافته‏هاى شخصى اعتماد نكرد.
    بنا به احاديثى كه از عترت معصومِ پيامبر ما رسيده، اراده، از صفات فعل خالق متعال است نه از صفات ذات مانند علم و قدرت.16 در اين روايات تصريح شده كه اراده (مشيت، خواست) آفريدگار مانند اراده و خواست ما نيست كه پس از تأمل و تفكر و پيدا شدن شوق و عزم و ديگر حالات روانى باشد، بلكه اراده خداى تعالى احداث و ايجاد چيزى است نه غير آن .17 چنان كه در قرآن مجيد هم آمده: «إنّما قولُنا لِشى‏ء إذا أرَدنه أنْ نَقولَ لَه كُن فَيَكون» (سوره نحل، آيه 40)
    ما وقتى چيزى را اراده كنيم همين قدر به آن مى‏گوييم: «باش»، بى درنگ موجود مى‏شود. نيز در سوره يس آيه 82 آمده:
    «نّما أمره إذا أراد شيئاً أنْ يقول لَهُ كُنْ فَيَكُون»، چون به چيزى اراده فرمايد كارش اين بس كه مى‏گويد:
    باش، پس(بيدرنگ) موجود مى‏شود.18
    از آنچه گذشت مى‏فهميم دلالت ائمه معصومين ـ و از جمله حضرت حجة‏بن‏الحسن عليه‏السلام ـ به اراده خداوند، كه يكى از شؤون انبيا و اوصياى آنان است، مقامى است كه دسترسى به آن جز براى كسانى كه مصداق «و ما تَشاؤون اِلاّ أنْ يَشاءَاللّه‏»19 هستند ديگرى را نيست. آرى اين معصومين و اصفياى الهى هستند كه «وعاءِ مشيّة اللّه‏»، (ظرف خواست خدا) مى‏باشند.
    و همان را مى‏خواهند كه معبودِ محبوبشان مى‏خواهد.
    بهترين تعبير در اين مورد در زيارت حضرت اباعبداللّه‏الحسين عليه‏السلام آمده: «إرادَة‏الرَّبِ فِى مَقاديرِ اُمورِه تَحبِطُ اِلَيكم وَ تَصدُرُ مِن بُيوتِكُم»،20 خواست پروردگار در اندازه‏گيرى و تقدير كارهايش به سوى شما فرود مى‏آيد و از خانه هايتان صادر مى‏شود.
    و اين سخن را شرحى است كه «گفته آيد در مقام ديگرى»




    زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن ..........
    ویرایش توسط نرگس منتظر : 02-06-1391 در ساعت 10:42
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  13. تشكر


  14. #7
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    6 «ديّان دينه»:
    مفهوم لغوى آن: فرمانرواى دينش، حاكم در دينش مى‏باشد، امّا كلمه «ديّان» توضيح بيشتر مى‏طلبد.
    1 - ديّان: از اسمهاى خداى تعالى است به معنى حكم و قاضى، كه در قرآن كريم نيامده. گفتنى است كه در كتب لغت مانند لسان‏العرب و أقربُ‏الموارد ذيل كلمه مذكور اين خبر آمده: «و كانَ علىُّ دَيّانَ هذهِ‏الأمّة بعدَ نَبيِّها» 21 يعنى حضرت على عليه‏السلام پس از پيامبر اسلام حكم كننده و قاضى براى امت اسلام بود.
    نويسنده گويد: پس فرزندان معصومش نيز به فضل الهى داراى اين مقام معنوى مى‏باشند و حاكم در دين خدا و داور در دعاوى هستند.
    ب ـ «ديّان» بر وزن فعّال از: «دان‏الناسَ أى قَهرهم على‏الطّاعة» يعنى وادارشان كرد به فرمانبردارى.
    نيز در لسان‏العرب آمده. واضح است كه به اين معنى نيز پيامبر اكرم ما و عترت معصومش «ديّان دين خدا» هستند، زيرا از اهمّ كارهايشان فراخواندن مردم به اطاعت از اوامر و نواهى الهى است.
    ج ـ معنى ديگر «دين» جزا و پاداش است. ابن منظور مى‏نويسد: دِنتُه بنِعله ديناً يعنى جزيتُه. و در مثل است: كَما تَدينُ تُدان: اى كما تجازى تُجازى: موافق كارت و بر حسب آنچه عمل كردى جزا داده مى‏شوى.
    هر گاه «ديان» را از اين ماده بگيريم به معنى حسابرس و پاداش دهنده مى‏باشد.
    اين وصف نه تنها در قضاوتهاى اين جهانى براى آن ذوات مقدس ثابت شده، بلكه در«يوم‏الدين» و روز جزا نيز ـ بنابر اخبار متعدد ـ از سوى آفريدگار به آنها ـ خاصّه حضرت على عليه‏السلام ـ واگذار مى‏شود، چنان كه در زيارت جامعه كبيره مى‏خوانيم: «إياب‏الخَلقِ اِليكم و حِسابُهم عَليكم»: بازگشت مردم به شما و حسابشان با شماست.



    زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن ..........
    ویرایش توسط نرگس منتظر : 02-06-1391 در ساعت 10:48
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  15. تشكر


  16. #8
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    7ـ ربّانِىَّ آياته:
    «الرَّبانى» واژه‏اى قرآنى است كه به صورت جمع «الرّبّانيّون» دو بار در سوره مائده (آيات 44 و 63) ذكر شده و هر دو جا پس از آن «الاحبار» (جمع حبر:دانشمند)آمده.
    مرادف فارسى‏اش در لسان التنزيل 22 مرد خداى و خداپرستان است. راغب كه با دقتى خاص لغات قرآن را توضيح مى‏دهد از حمله مى‏نويسد: گفته شده ربّانى منسوب است به رب يعنى خداى تعالى.
    و ساختارش مانند «الهى» است و زيادى «آن» در آن مانند لحيانى و جسمانى است.
    و مى‏افزايد: «قالَ علىٌّ ـ رَضىَ‏اللّه‏ُ عنه ـ أنا ربّانىُّ هذهِ‏الأُمَّة».23 علامه طباطبايى هم اين نسبت را پذيرفته مى‏گويند:
    «ربّانى منسوب است به ربّ.«ان» براى دلالت نمودن بر تعظيم و كثرت به آن اضافه مى‏شود، چنانكه به شخص كثيراللحيه «لحيانى» مى‏گويند. بنابراين «ربانى» كسى است كه اختصاصش به خداوند زياد باشد و اشتغالش به بندگى او بسيار24».
    در لغت نامه دهخدا به نقل از ابن اثير، ربّانى را «دانشمند راسخ در علم و دين» معنى كرده. پس «ربّانى» كه صيغه و ساختش تعظيم و كثرت را مى‏رساند خداپرست راسخ در دين و دانش مى‏باشد و تركيب «ربّانىّ‏آياته» يعنى مرد خدا كه به آيات الهى (در كتاب تكوين و تشريع) معرفت و علم دارد.
    از سوى ديگر با اندك تأمل مى‏يابيم بزرگ آيت ربّانى، خود حضرت حجة‏بن‏الْحَسن ـ عجل‏اللّه‏ُ فرجه ـ مى‏باشد، زيرا عمرش طولانى و پنهان زيستى‏اش استثنايى است، همانند خورشيدى كه در پس ابرهاى بيداد و فساد است ولى پرتوافشانى خفيفش دلهاى شيعيان شيفته‏ اش را منوّر دارد، و بالاخره ظهور بى‏نظيرش همراه با نابودى كفر و بيداد و بر پايى عدل و داد در جهان است، و اين همه آيات ربّانى است در آن وجود مبارك.


    زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن ..........
    ویرایش توسط نرگس منتظر : 02-06-1391 در ساعت 10:48
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  17. تشكر


  18. #9
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    8ـ «الرّحمة الواسعة»:

    از اوصاف ديگرى كه بعد از سلام به امام زمان ـ عجّل‏اللّه‏ُ فَرجَه ـ گفته مى‏شود «رحمت گسترده» است كه از اوصاف الهى است و آن حضرت يكى از مظاهر و نمودهايش مى‏باشد.
    اصل معنى «رحمة» رقّت و نازك دلى و حال خاصّ روحى است كه منشأ احسان و خيررسانى مى‏شود. اين در نسبت رحمت و رحم به آدميان است، اما هنگامى كه به پروردگار سبحان نسبت داده شود معنى‏اش احسان و نعمت دادن و تفضّل است، زيرا در آن ذات مقدس مجرّد، رقت و تغيير حال و تأثر معنى ندارد و عقلاً محال است.
    اكنون كه مقصود از رحمت الهى روشن شد گوييم اصولاً رحمت و انعام و احسان آفريدگار منشأ ايجاد جهان و جهانيان شده. نظامى گنجوى در اين باره گويد:
    من نكردم خلق تا سودى كنم بلكه تا بر بندگان جودى كنم

    بيت مذكور مى‏تواند اشاره‏اى به اين آيه باشد: «الاّ من رحم ربُّكَ وَلِذلك خَلقَهُم» (سوره هود / جزيى آيه 119).
    «خلايق براى رسيدن به رحمت خلق شده‏اند، تا بدان وسيله به سعادت خود نائل آيند25».
    صاحب تفسيرالميزان تصريح مى‏كنند كه: انتساب رحمت به خداى تعالى «منطبق است بر مطلق عطاى الهى و افاضه وجود بر خلق خود، و ايصال هر چيزى به سعادتى كه لياقت و استعداد رسيدن به آن را دارد»
    از ماده «رحم» دو صفت مهم و پربسامد در قرآن و متون دينى آمده كه «رحمان» و «رحيم» است. «رحمان» كه بر وزن فعلان است وسعت و فراگيرى معنى‏اش را مى‏رساند، چنانكه «رحيم» كه بر وزن فعيل است ثبوت و دوام آن مفهوم را مى‏رساند، به اين لحاظ رحمت رحمانى را مخصوص دنيا و رحمت رحيمى را ويژه آخرت دانسته‏اند26.
    در قرآن مجيد مى‏خوانيم: «وَ رَحْمَتى وسِعَت كُلَّ شَى‏ء فَسأكْتُبُها لِلّذينَ يَتَّقون» (سوره اعراف، آيه 156)، و خطاب به رسول اكرم مى‏فرمايد: «و ما أرسَلناكَ الاّ رحمةً لِلْعالَمين» (سوره انبياء، آيه 107).
    سيره نبوى و حيات آن رسول گرامى نيز رحم و رحمت و احسان و محبت حضرتش را نشان مى‏دهد و مى‏رساند كه يكى از مظاهر آشكار رحمت آفريدگار فراخ بخشايش است.
    بى شك براى شيعه اميرمؤمنان على عليه‏السلام روشن و قطعى است كه مهدى امّت نيز مانند جدش چهره‏اى روشن و مظهرى ديگر از رحمت خداوند است، خاصّه كه واسطه فيوضات مادى و معنوى پروردگار است و آخرين حجت و خليفه خاصّ او براى اجراى عدالت واقعى مورد نظر انبيا و مصلحان به سبب اين اوصاف است كه در زيارتش مى‏گوييم:
    «سلام بر تو اى پرچم برافراشته و دانش فرو ريخته، و فريادرس و رحمت گسترده».




    زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن ..........
    ویرایش توسط نرگس منتظر : 02-06-1391 در ساعت 10:44
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  19. تشكر


  20. #10
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    9ـ «السلام»، سلام:
    لفظى احترام آميز است كه ادب و مودّت سلام كننده را به مخاطب مى‏رساند و در زيارتنامه‏ها بسامدى فراوان دارد، و در فارسى به «درود» ترجمه مى‏شود، امّا اين كلمه عمق و گستردگى معنى سلام را نمى‏رساند و جا دارد جزء كلماتى باشد كه شرح مى‏دهيم تا مفهوم اصلى و اهميت اجتماعى‏اش يادآورى گردد، پس به كتب لغت مراجعه مى‏كنيم:
    در اقرب‏الموارد آمده: «سَلِمَ» من‏العيوب والآفات سلاماً و سلامةً: از عيبها دور و از آفات نجات يافت. پس سلام و سلامت هر دو مصدر است. معنى ديگر «سلام» را تحيّت مسلمانان ذكر كرده.
    راغب كه به لغات مفرد قرآن توجه دارد، سلم و سلامت را پاك بودن و دورى از آفتهاى ظاهرى و باطنى مى‏شمارد، و «بقلبٍ سليم» (سوره شعراء، آيه 89): دل خالى از دغل را مثال براى سلامت باطنى، «و مُسلَّمةٌ لاشِية َفيها»، (سوره بقره، آيه 71):
    (گاو) بى‏نقص است و هيچ عيبى در آن نيست) را مثال قرآنى براى سلامت ظاهرى مى‏آورد. در آيه شريفه «اُدخُلوها بِسلامٍ آمِنين»، (سوره حجر، آيه 46) سلام به معنى «سلامت و دورى از آفتها» است.
    معنى ديگر «سلام» گردن نهادن و تسليم است و با اسلام به يك معنى مى‏باشد.
    «سلام» از نامها و اوصاف آفريدگار هم مى‏باشد، چنان كه در قرآن محيد مى‏خوانيم: «هو اللّه‏ الّذى لا الهَ إلاّ هو المَلِكُ القُدّوس السّلام»، (سوره الحشر، آيه 23). اين نامگذارى براى آن است كه خداى سبحان از آفات و عيبها و هر نقص و عيبى منزّه و دور است.
    نكته ارزشمندى كه راغب در همين بحث ياد مى‏كنند اين است كه:
    سلامت حقيقى جز در بهشت نيست، زيرا تنها در آن سراى است كه بقايى است بى‏فنا و غنايى بدون فقر و عزّتى بى‏ذلّت و تندرستى دور از بيمارى.
    بر اين اساس است كه خداوند مى‏فرمايد: «لَهم دارُالسَّلامِ عِندَ رَبّهم»، (سوره انعام، آيه 127): براى آنان نزد پروردگارشان سراى عافيت است.
    اين كلمه «سلام» كه گرانبار از معنايى مثبت و خوشايند است در آيين اسلام شعار مسلمين شده، و نخستين لفظى است كه در ديدار دو مُسلم بر زبان جارى مى‏شود و اعلام امنيت داشتن از سوى سلام كننده و بلكه برتر از آن يعنى احترام و بزرگداشت وى مى‏باشد. علاّمه طباطبايى در فوايد اجتماعى سلام تحيت مى‏نويسند:
    «اولين چيزى كه هر اجتماع تعاونى بين افراد خود لازم دارد اين است كه هر فرد در جان و مال و عِرض خود ـ و هر چه برگشت به اين سه مطلب داشته باشد ـ از دست ديگران در امان باشد. اين است معنى«سلام» كه خداوند سنت قرار داده و بايد هر دو نفرى كه به هم مى‏رسند به يكديگر القاء كنند27».
    در اهميت سلام تحيت همين بس كه مستحب مؤكد و سنت پيامبر معظم ماست ولى جواب آن واجب است. ديگر اينكه يكى از واجبات نمازـ اين مهمترين فريضه ـ است و نمازگزار با سلام دادن بر خود و بندگان صالح عبادتش پايان مى‏پذيرد. به تصريح قرآن تحيت مؤمنان در بهشت هم سلام مى‏باشد: «تَحِيَّتُهم فيها سلام» (سوره ابراهيم، آيه 23): درودشان در آنجا سلام است.
    از آنچه گفته شد در مى‏يابيم چرا اين لفظ پر معنى و كلمه بهشتى در زيارتنامه‏ها تكرار مى‏شود، و بهترين تعبيرى است كه زائر در پيشگاه حجت‏خدا و امام خود به زبان مى‏آورد، و با آن احترام و بزرگداشت حضرتش را از يك سو و قبول ولايت و اوامرشان را از ديگر سو اعلام مى‏نمايد.

    زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدى آن ..........
    ویرایش توسط نرگس منتظر : 02-06-1391 در ساعت 10:43
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  21. تشكر


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •