بى نيازى و عزت نفس سيد رضى ((رحمة الله عليه )) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
بى نيازى و عزت نفس سيد رضى ((رحمة الله عليه ))
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    عضو كوشا
    لحظه هاي سبز آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 200      تشکر : 1,712
    1,038 در 221 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    لحظه هاي سبز آنلاین نیست.

    پیش فرض بى نيازى و عزت نفس سيد رضى ((رحمة الله عليه ))






    بى نيازى و عزت نفس سيد رضى ((رحمة الله عليه ))

    ابو اسحاق كاتب گفت روزى پيش وزير، ابى محمد مهلّبى بودم ، دربان وارد شد و از براى سيد مرتضى عليه الرحمة اجازه ورود خواست . وزير اجازه داد. چون سيد مرتضى وارد شد، براى احترام او از جا حركت كرد و تواضع نموده او را پهلوى خود روى تشك نشانيد با او شروع به صحبت در امور لازم نمودند، پس از پايان گفتگو، سيد از جا حركت كرد، وزير ايشان را مشايعت نمود.
    ساعتى نگذشت كه دربان براى سيد رضى برادر سيد مرتضى اجازه ورود خواست . در آن هنگام وزير مشغول نوشتن نامه اى بود، يك مرتبه نامه را انداخت و مانند اشخاص وحشت زده از جا حركت كرده تا داخل حياط از سيد استقبال نمود؛ دست او را گرفته در جاى خودش نشانيد در مقابل ايشان مودب و با احترام نشست .
    با تمام بدن روى به سيد آورده به گفتارش گوش مى داد تا اينكه رضى
    ((رحمة الله عليه )) از جا حركت كرد و خارج شد وزير او را مشايعت نمود. پس از آنكه بازگشت و مجلس كمى خلوت شد گفتم اجازه مى فرمائيد از شما سوالى بكنم ؟
    گفت شايد مى خواهى راجع به زيادى احترامى كه به سيد رضى از برادرش سيد مرتضى كردم سوال نمائى ؟ با اينكه سيد مرتضى اعلم و سنش از رضى زيادتر است . گفتم آرى چندى پيش دستور داديم فلان نهر را حفر نمايند. سيد مرتضى باغستانى در محل آن نهر داشت سهميه حفر او را در حدود شانزده درهم مى شد مدتى با من توسط چند نامه مكاتبه كرد كه از اين مقدار تخفيف دهم ، اما برادرش رضى اخلاقى غير از او دارد هنگامى شنيدم خداوند به سيد رضى نوزادى داده است طبقى با هزار دينار براى او فرستادم ، قبول نكرد.
    گفته بود وزير مى داند كه من از هيچ كس چيزى قبول نمى كنم دو مرتبه برگرداندم گفتم اين وجه را براى قابله فرستادم . باز رد كرد و جواب داده بود وزير مى داند كه زنان ما نمى گذارند در موقع زايمان ، زنان غريبه به آنها رسيدگى كنند، پيرزنهاى خودمان از عهده ى اين امور بر مى آيند آنها هم پول قبول نمى كنند. براى مرتبه سوم برگرداندم و پيغام دادم پس ميان طلاب تقسيم فرمائيد.



    بى نيازى و عزت نفس سيد رضى ((رحمة الله عليه ))



  2.  

  3. #2
    عضو كوشا
    لحظه هاي سبز آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 200      تشکر : 1,712
    1,038 در 221 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    لحظه هاي سبز آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بى نيازى و عزت نفس سيد رضى ((رحمة الله عليه ))





    موقعى اين طبق رسيده بود كه طلاب اطراف سيد نشسته بودند پيغام مرا به عرض ايشان رساندند. فرموده بود اكنون طلاب حاضرند هر كس هر چه مى خواهد بردارد. هيچ كدام دست نزده بودند مگر يك نفر از آنها كه دينارى برداشته بود و مقدارى از آنرا جدا نموده بقيه دينار را در طبق گذاشته بود. سيد از او پرسيد چرا اين عمل را كردى دينار را قطع نمودى و بقيه را در طبق نهادى . آن محصل جواب داده بود. شبى احتياج به روغن چراغ داشتم خادم هم نبود مجبور شدم از فلان بقال قرض كنم اين مقدار را برداشتم براى قرضى كه به بقال داشتم . طلابى كه خدمت سيد تحصيل مى كردند در مدرسه اى بودند كه رضى خودش آنرا ساخته بود و آن مدرسه را دارالعلم مى ناميدند.
    همين كه سيد از آن محصل اين جريان را شنيد همان وقت دستور داد به تعداد طلاب كليد بسازند، به هر كدام يك كليد بدهند براى درب انبار تا هر وقت احتياج داشتند خودشان لوازم بردارند و منتظر خادم نشوند. طبق را به همان حال برگردانيد با اين اخلاق چگونه شخصى را احترام نكنم .(1)
    آنچه در اينجا لازم است ذكر شود توضيحى است كه عالم جليل مرحوم سيد نعمة الله جزائرى در ذيل اين داستان در كتاب مقامات خود مى دهد مى فرمايد؛ گويا وزير ابى محمد فخرالملك مهلبى معناى بلندهمتى را نمى دانسته كه به سيد مرتضى اين نسبت را مى دهد. در صورتى ممكن بود ايرادى به سيد وارد شود كه از مال خود وزير درخواست چنين مقدارى را نمايد و حال اينكه عمل سيد مرتضى دليل است بر بلندهمتيش زيرا جلوگيرى از كار بى فايده و زيادى نسبت به ملك خود نموده است بلكه اگر اين تدارك را نمى كرد و سهميه را تحميل بر ساير مالكين مى نمود ايراد بر او وارد بود. چنانچه در حديث وارد شده مومن بايد در حفظ مال خود حريص باشد تا آنكه مال را در راه خدا و طاعت او انفاق نمايد همانطورى كه ابو طالب ابن عبدالمطلب جد سيد همين طور بود، خودش ‍ شخصا از خم شتران و گوسفندان خود را مى بست ، آنها را مداوا مى كرد. هرگاه ميهمانى بر او وارد مى شد، يا كسى درخواست بذل و بخشش بر او وارد مى شد، يا كسى درخواست بذل و بخشش مى نمود آن شتران يا گوسفندان را با شتربان و چوپانش به او مى بخشيد.
    چگونه مى شود اين نسبت را به سيد داد با اينكه در شرح حال ايشان نوشته اند كتابهائى را به قيمت ده هزار دينار خريد. موقعى كه آنها را ورق مى زد در پشت جلد كتابى اين شعر را مشاهده نمود:
    و قد تحوج الحاجات يا ام مالك الى بيع اوراق بهن ضنين منظور از شعر اين است كه احتياج مرا به فروش اين كتابها وا داشت با اينكه مايل نبودم . سيد فورا دستور داد كتابها را به صاحبش رد كنند و پول را به او بخشيد. كجاست همت ايشان و همت وزير كه هزار دينار از براى مثل سيد رضى بفرستد و آنرا زياد فرض كند، از بازگشت هزار دينار نيز خوشحال گردد. در اينجا گفتار سيد نعمة الله به نقل صاحب روضات تمام مى شود.
    در احوال سيد مرتضى نقل شده كه در زمان ايشان علماء عامه و اهل تسنن چون ديدند اقوال و آراء در فروع دين زياد شده ، هر عالمى به طريقى كه مايل است راءى مى دهد به طورى كه ضبط آراء و عقايد ممكن نيست . از اينرو عقلاء و دانشمندان گردهم آمده مشورت كردند. قرار بر اين شد كه براى تقليل مذاهب اين كار را بكنند. از هر مذهبى مال زيادى بگيرند. هر مذهبى كه صاحبان آن ، مال را پرداختند به رسميت شناخته شود و تقيه از آنها مرتفع گردد.
    مذاهب شافعى و حنبلى و مالكى و حنفى به واسطه كثرت تابعين از عهده پرداخت مال بر آمدند و به آنها رسميت داده شد. اين موضوع در زمان سيد مرتضى بود. ايشان خليفه را كه القادر بالله بود ملاقات نموده و قرار گذاشتند كه پيروان مذهب شيعه صدهزار دينار بدهند تا تقيه از آنها برطرف شود. سيد مرتضى حاضر شد از مال خود هشتاد هزار دينار بدهد ولى بيست هزار دينار ديگر را شيعيان ندادند در نتيجه ، آن زمان به رسميت شناخته نشد. اينك توجه كنيد همت و بزرگوارى سيدمرتضى را با وزير ابى محمد مهلبى آيا قابل
    تناسب هست ؟

    پي نوشت :
    1- روضات الجنات ، ص 577.




    بى نيازى و عزت نفس سيد رضى ((رحمة الله عليه ))



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •