داستان جالب مرد ، شیطان،  و خداوند مهربان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
داستان جالب مرد ، شیطان،  و خداوند مهربان
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض داستان جالب مرد ، شیطان، و خداوند مهربان




    داستان جالب ، شيطان ، مرد و خدا

    مردي صبح زود از خواب بيدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند. لباس پوشيد و راهي مسجد شد. در راه مرد زمين خورد و لباسهايش كثيف شد او بلند شد خودش را پاك كرد و به خانه برگشت. مرد لباسهايش را عوض كرد و دوباره راهي مسجد شد ولي دوباره در راه در همان نقطه مجددا زمين خورد....
    او دوباره بلند شد خودش را پاك كرد و به خانه برگشت و يك بار ديگر لباسهايش را عوض كرد و راهي مسجد شد
    در راه با مردي كه چراغ در دست داشت برخورد كرد و نامش را پرسيد
    مرد پاسخ داد : من ديدم شما در راه به مسجد دو بار به زمين افتاديد از اين رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن كنم.
    مرد اول خيلي تشكر كرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند
    همين كه به مسجد رسيدند مرد اول از مرد چراغ به دست درخواست مي‌كند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند ولي مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداري مي‌‌كند، مرد اول درخواستش را دوباره ديگر تكرار مي‌كند و مجددا همان جواب را مي‌شنود
    مرد اول سوال مي‌كند كه چرا او نمي‌خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند
    مرد دوم پاسخ داد من شيطان هستم
    مرد اول با شنيدن اين جواب جا مي‌خوردو شيطان در ادامه توضيح مي‌دهد: من شما را در راه به مسجد ديدم و اين من بودم كه باعث زمين خوردن شما شدم ولي وقتي شما به خانه برگشتين و خودتان را تميز كردين و به سمت مسجد حركت كرديد خدا همه گناهان شما را بخشيد من براي بار دوم باعث زمين خوردن شما شدم و تشويقت كردم كه در خانه بماني اما دوباره به راهت به سمت مسجد ادامه دادي به خاطر همين خدا همه گناهان افراد خانواده‌ات را بخشيد من ترسيدم كه اگر يك بار ديگر باعث زمين خوردن شما بشوم آنگاه خدا گناهان افراد دهكده‌تان را ببخشد بنابراين اومدم تا مطمئن بشوم كه شما سالم به خانه خدا مي‌رسيد!!
    داستان جالب مرد ، شیطان،  و خداوند مهربان
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  2. تشكرها 4

    مدير اجرايي (02-03-1391), بیقرار ظهور (02-03-1391), خادم کریمه اهل بیت (05-08-1390), عهد آسمانى (08-08-1390)

  3.  

  4. #2
    عضو خودماني
    بیقرار ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1390
    نوشته : 1,160      تشکر : 26,932
    6,673 در 1,742 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بیقرار ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض




    با سلام .. آیا این داستان حقیقی است؟ با تشکر*
    داستان جالب مرد ، شیطان،  و خداوند مهربان

  5. تشكر

    مدير اجرايي (02-03-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •