مرگ ومرگ اندیشی (راز مرگ در بیان حضرت امیر) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مرگ ومرگ اندیشی (راز مرگ در بیان حضرت امیر)
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15
  1. #11
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    2- نقش مرگ در رویکرد انسان به حیات معنوی

    امام علی علیه السلام می فرمایند:
    «به یقین بدان که تو هرگز به آرزویت دست نخواهی یافت، و از اجل روی نتوانی برتافت، و به راه کسی هستی که پیش از تو می شتافت .» (59)

    دل دادن انسان به دنیا یک امر کاملا عادی است . این دلدادگی، باعث می شود که انسان به کلی از حیات اخروی خود، غفلت ورزد . دنیا را اصیل، ارجمند و جاودانه پنداشته، جز همین زندگی دنیوی به چیزی نیندیشد .
    از دیدگاه مولای متقیان علی علیه السلام نیز، مرگ اندیشی انسان را از اسارت حیات دنیوی و فریب لذایذ مادی نجات می بخشد . در همین عبارت کوتاهی که از آن حضرت در آغاز این مساله نقل کردیم، همین نکته مطرح شده است .

    ایشان به فرزندشان امام حسن علیه السلام می نویسند:
    - به آرزوی خود نخواهی رسید . لحظه ای بعد از فرارسیدن اجل، زنده نخواهی ماند . سرنوشت تو، جدا از سرگذشت پیشینیان نیست . (60)

    اساس زندگی دنیا و شیرینی آن دل دادن به آرزوهاست . همه انسان ها با امیدها و آرزوهایشان دلخوشند . اگر برای فردا، ماه و سال و سال های آینده، آرزویی نداشته باشیم، شوق و علاقه به آینده را از دست می دهیم . این همه برای روزها، ماه ها و سال های آینده، دل بسته و برای رسیدن به آن ها لحظه شماری می کنیم، به خاطر آن است که آن روزها و ماه ها و سال ها، بستر کامیابی ها و به آرزو رسیدن های ما هستند .

    زان شبی که وعده کردی روز وصل
    روز و شب را می شمارم، روز و شب (61)

    اگر این وعده ها و آرزوهای وصال و امید نباشند، ما روز و شب به شمارش لحظه ها نمی پردازیم .
    بنابراین اساس حیات دنیوی همین آرزوهاست . اما علی علیه السلام به فرزندش یادآور می شود که:
    - «به آرزویت نمی رسی » !

    این هشدار یعنی چه؟ اگر آرزوها دست یافتنی نباشند که انسان به آن ها دل نمی دهد . و این همه آرزوی گوناگون خودمان و دیگران که به آن ها دست می یابیم پس معنی این هشدار چیست که انسان به آرزویش نخواهد رسید . برای روشن شدن مطلب باید توجه داشت که چنانکه گفتیم، اساس زندگی و دلخوشی هایش، همین آرزوهایند . و انسان همیشه دو نوع آرزو دارد . آرزوهای کوتاه مدت و دراز مدت . و معمولا آن قسمت از آرزوهای کوتاه مدت و یا دراز مدت که انسان به آن ها می رسد جنبه هدف بودن و شور آفرینی خود را از دست می دهد . و غالبا انسان به هر آرزویی که می رسد شور و اشتیاقش را نسبت به آن از دست می دهد و موضوع برایش یک امر عادی می گردد و از آن مهم تر این که همین آرزوی برآورده شده خود منشا ده ها آرزوی دیگر واقع می شود . مثلا اگر جوانی به آرزوی خود، در مورد ازدواج برسد، دیگر این ازدواج برای او عادی شده و در عین حال زمینه آرزوهای متعدد دیگر را فراهم می آورد; از قبیل آرزوی داشتن فرزند، خانه دلخواه، امکانات مناسب، شغل آبرومند، موقعیت اجتماعی و . . .
    و نکته دوم همان است که علی علیه السلام به دنبال همین مطلب مطرح کرده و به فرزندشان می نویسند:
    «لحظه ای پس از فرا رسیدن اجل زنده نخواهی ماند .»

    مرگ ومرگ اندیشی (راز مرگ در بیان حضرت امیر)
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2. #12
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    علی و درس مرگ اندیشی

    علی علیه السلام مرگ را حقیقتی می داند که هیچ گونه شوخی و بازی را برنمی تابد، با صدای بلند فرا می خواند و به سرعت ما را پیش می راند . (62) در این مساله جای تردید نیست . آنچه می خواهیم تا حدودی توضیح دهیم، ارتباط مرگ و زندگی است . این موضوع بسیار مهم یعنی زندگی در ارتباط با مرگ را بر پایه تعالیم فوق بشری مولا علی علیه السلام، ضمن چند فصل آتی به بحث می گذاریم:

    رابطه مرگ اندیشی و عشق به زندگی

    1- زندگی زیباست

    چنانکه گذشت، زندگی برای همه جانداران و بخصوص برای انسان زیبا و دوست داشتنی است . و ارج و منزلت زهد و پرهیز هم از همین جاست . یعنی اگر زندگی جاذبه نداشت و لذایذ آن مورد عشق و علاقه انسان نبود، تکلیف به زهد و پرهیز از آن لذایذ معنی و منزلتی نداشت . کسی را به نخوردن سم و کثافت تکلیف نمی کنند و پرهیز انسان هم از سموم و مواد تلخ و ناگوار، یک امر طبیعی است . و هیچ کس نمی تواند به این امر افتخار کند و انتظار پاداش و تحسین داشته باشد .
    بنابراین زندگی و لذایذ آن برای همه، زیبا و جاذبه دارند . ارج و منزلت تقوا و پرهیز هم در همین است که انسانی پا بر سر تمایلات و شهواتش می گذارد .
    در مورد انفاق پیاپی مولا علی علیه السلام به مسکین و یتیم و اسیر، برای نشان دادن اهمیت این کار، قید بسیار لطیفی در آیه مربوطه آمده است که: «ویطعمون الطعام علی حبه » انسان/8 غذای خود را «با این که به آن علاقه داشتند» می بخشند . بدیهی است که بخشیدن غذای اضافی و چیزی که آدم دلش نمی خواهد چندان اهمیتی ندارد، این اهمیت دارد که کسی با سه شبانه روز گرسنگی و با تمام میلش به طعام آن را به دیگران ببخشد .

    بنابراین دل دادن انسان به زندگی کاملا طبیعی است چنانکه افراط در این دلدادگی که ما آن را دنیازدگی می نامیم کاملا طبیعی است . بعثت انبیا و تلاش اولیا بیشتر متوجه همین هدف است که انسان را از افراط در عشق به دنیا باز دارد . و اصولا آزمایشی بودن زندگی دنیا از همین جاست، یعنی این زندگی در حال عادی فریبنده و جذاب است و انسان ها را از توجه به دنیای دیگر باز می دارد و لذا درگیری انسان با این زندگی جنبه آزمایش دارد یعنی هرکه بتواند خود را از گرفتار شدن به دنیا نجات دهد شایسته پاداش بزرگی است یعنی حیات جاودان .

    2- مرگ اندیشی تنها عامل رهائی از ابتذال


    مولا علی علیه السلام این نکته ظریف یعنی ابتذال و روزمرگی انسان را در نامه ای به عبدالله بن عباس، چنین توضیح می دهند:
    «آدمی گاهی از دست یافتن به چیزی شادمان می گردد که هرگز از دستش نمی رفت! و از چیزی اندوهگین می گردد که هیچ گاه اتفاق نخواهد افتاد!» (63)

    چه قدر از جریان عادی روزگار دلخوش شده ایم! مانند آمدن بهار و گذشتن پائیز و آب شدن برف و تولد فرزند و پا گرفتن و زبان باز کردن او، به ثمر نشستن باغچه مان و امثال این ها! و چقدر نگران حوادثی بوده ایم که هرگز اتفاق نیفتاده اند، اینها همه نشان دنیا زدگی انسان و روزمرگی و ابتذال زندگی اویند .
    علی علیه السلام برای پیشگیری از این گونه دنیازدگی و روزمرگی، عبدالله بن عباس را چنین راهنمایی می فرمایند:

    «در هدف هایی که داری برترین هدف این نباشد که به لذتی دست یابی یا انتقامی بگیری بلکه تلاش کن تا باطلی را از میان برده حقی را زنده کنی . به آن دلخوش باش که چیزی برای آن دنیا ذخیره کرده ای و از این اندوهگین باش که چیزی در این دنیا بر جا می گذاری . همت خود را متوجه دنیای پس از مرگ بگردان (64). .. ابن عباس اگر از آخرت چیزی به دست آوردی جا دارد که دلخوش باشی و اگر به زیان اخروی دچار شدی جا دارد که اندوهگین شوی اما آن چه از دنیا به دست بیاوری دلخوشت نکند . و اگر چیزی از دنیای تو کم شود بی تابی نکنی . هم و همت خویش را صرف دنیای پس از مرگ کنی .» (65)

    ابن عباس می گوید بعد از سخنان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم از هیچ سخنی به اندازه این راهنمایی مولا علیه السلام سود نبردم .

    3- مرگ پایان زندگی نیست

    انسان با مرگ اندیشی به حیات جاودانه پس از مرگ پی می برد و می داند که حیات با اوصاف و شرایط خوشبختی و بدبختی پس از مرگ نیز ادامه دارد . نه تنها زندگی پس از مرگ همراه با خوشبختی یا بدبختی ادامه می یابد بلکه جاودانه هم می باشد و لذا باید بیشتر از حیات دنیوی مورد توجه قرار گیرد .
    علی علیه السلام در این باره می فرماید:

    «آنگاه که فرمان خداوند به ایجاد دگر باره جهان بپیوندد آسمان را به حرکت در آورده و می شکافد و زمین را چنان می لرزاند که کوهها از جا کنده شده به یکدیگر خورده از هیبت و سطوت خداوند فرو می پاشند . و خداوند انسان ها را از دل خاک بیرون کشیده پس از آن همه پوسیدگی و پراکندگی، تر و تازه در یک جا فراهم آورد . سپس به حسابشان رسیدگی کرده و اعمال و رفتار آشکار و نهانشان را بررسی می کند و سرانجام آنان را به دو گروه تقسیم می کند:
    - گروهی که آنان را در ناز و نعمت قرار می دهد .
    - گروه دیگری که آنان را کیفر داده و به جزای اعمالشان می رساند .
    اما نیکوکاران را در جوار رحمت خود جای داده و در بهشت برین جاودانه شان می سازد . سرایی که ساکنان آن با کوچ بیگانه اند و از هر گونه آفت و گرفتاری و بیم و ترس، بیماری و خطر و سفر و دردسر در امانند .
    و اما گنهکاران در بدترین جایگاه قرار گرفته با غل و زنجیر گردنشان، سر به پا چسبیده، با جامه های آتشین در بر، درون آتشی سوزان و شعله های هراس انگیز . جایگاهی که هرگز راه رهایی ندارد و زنجیر از اسیران آن با هیچ تاوانی برداشته نمی شود . نه آن خانه را خرابی در پیش است و نه ساکنان آن را اجلی پایان بخش زندگی .» (66)

    4- امکان مرگ اندیشی

    امام علی علیه السلام می فرمایند:
    آیا نشانه ها که از گذشتگان به جای مانده، شما را از دوستی دنیا باز نمی دارد؟ و اگر خردمندید مرگ پدرانتان که در گذشته اند، جای بینایی و پندگرفتن ندارد . (67)
    مرگ ومرگ اندیشی (راز مرگ در بیان حضرت امیر)
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  3. #13
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    انسان با نظام ادراکی خود به گونه ای است که می تواند آسان به مرگ اندیشی برسد . برای رهایی از دنیازدگی و صعود از سطح زندگی جانوری امکانات گوناگونی در اختیار انسان هست . از جمله:

    الف - تجربه شخصی

    علی علیه السلام می فرماید:
    «مگر شما در جای گذشتگان به سر نمی برید، گذشتگانی که عمرشان بیشتر، آثارشان پایدارتر، آرزوهایشان درازتر، افرادشان بیشتر و لشکرشان انبوه تر بود . دنیا را تا حد پرستش دوست می داشتند . بر می گزیدند . اما رخت بربستند و رفتند . بی توشه ای و مرکبی . شنیدند که دنیا، سپر بلای آنان شده باشد یا به گونه ای یاریشان دهد و مهربانیشان کند نه هرگز! بلکه سرانجام دنیا آنان را بر زمین زده پوست و گوشتشان را درید . با حوادث سخت و مصیبت های گران پست و خوارشان گردانید . دنیا با آن مهربانان به ستیزه برخاست هر چه آنان عشق و ایثار ورزید، جز بی وفایی و کینه ندیدند، همه از دنیا رفتند در حالی که جز گرسنگی توشه ای نداشتند و جز سختی پیش رویشان نبود . سراپا تاریکی و پشیمانی .» (68)

    ب - هشدار انبیاء و اولیاء علیه السلام


    امام علی علیه السلام بر عوامل آگاهی و هوشیاری انسان نسبت به دنیا و آخرت تاکید کرده و می فرمایند:
    «اگر چشم بینا داشته باشید، حقیقت پیش چشم شماست و اگر گوش شنوا داشته باشید، از هر سو ندای هدایت بلند است، اگر طالب هدایتید، از هر طرف عوامل هدایت در کارند . سخن بی پرده می گویم که عوامل عبرت و آگاهی از هر سو، بی پرده با شما سخن می گویند . شما را از ناشایستگی و فساد باز می دارند . و بدانید که پیام الهی را پس از فرشتگان، جز از زبان انسان نخواهید شنید!» (69)

    و اینک موضع انبیاء و اولیا در قبال دنیا و آخرت; و چه سرمشقی بهتر و روشن تر از اینها! علی علیه السلام در این باره می فرمایند:
    «راه و رسم پیامبر اسلام بهترین الگو و سرمشق شماست، ببین چگونه آن حضرت از دنیا کناره گرفت و بدی ها و زشتی ها ی آن را شناخت . سفره دنیا را از بزم او برچیده در بزم دیگران گستردند . از پستان دنیا شیر نخورد و با زیورهای آن خود را نیاراست .

    و اگر خواستید در مرحله دوم موسی کلیم الله را در نظر بگیرید . آن جا که می گفت:
    «پروردگارا هر خیری به من برسانی نیازمندم .» قصص/24 به خدا سوگند خواسته موسی در آن لحظه جز یک تکه نان نبود تا بخورد . زیرا که او از سبزه های زمین تغذیه می کرد تا آن جا که بر اثر لاغری سبزی گیاه از پوست شکمش پیدا بود .
    و اگر می خواهید سومین نفر حضرت داوود را در نظر بگیرید; صاحب مزامیر و آواز خوان بهشتیان کسی که از لیف خرما زنبیل می بافت و به اطرافیانش می گفت، کدامتان این را می فروشد تا از بهای آن نان جوی تهیه کنیم .
    و اگر می خواهید از عیسی بن مریم بگویم که سر بر سنگ می نهاد و پوشش پشمین داشت و نان خشک می خورد . نان خورشش گرسنگی بود و چراغش ماه و پناهگاهش در زمستان شرق و غرب زمین، میوه و گل او علف چهار پایان بود، نه دل به همسری داده بود و نه اندیشه فرزندی داشت، ثروتی نداشت که سرگرمش کند و آز و طمعی نداشت تا به ذلت بیفتد پاهایش سواری او و دو دستش خدمتکارانش بودند .
    باز هم راه و رسم زندگی پیامبر اسلام را بنگرید که بهترین سرمشق است و محبوب ترین بنده خدا کسی است که به راهی رود که پیامبر رفته است .
    پیامبر اسلام همیشه از دنیا به ناگواری بهره برده و گوشه چشمی به دنبال آن نداشت لاغرترین پهلو و گرسنه ترین شکم را داشت . . . بر خاک غذا می خورد، چون بر دکان می نشست، پای افزار خود را خود وصله می زد و جامه اش را با دست خود می دوخت، بر الاغ برهنه سوار می شد .
    از این جا می توان فهمید که نباید به دنیا دل داد . . . و گرنه خطر بدبختی در پیش است . چون محمد راهنمای دنیای دیگر و مژده رسان بهشت و ترساننده از دوزخ بود . وه چه بزرگ است این کرم و احسان خداوند که چنین راهنمایی فرا راه ما قرار داده است . پیشتازی که باید از او پیروی کرد و پیشوایی که باید راه او را برگزید .
    به خدا سوگند من خود این پیراهن پشمین را آن قدر وصله زدم که از پینه کننده آن شرمسارم . یکی به من گفت آن را دور نمی اندازی؟ گفتم: دست بردار! صبحگاهان کسانی سرافرازند که شب را راه رفته باشند .» (70)
    بدین سان، این بزرگواران با گفتار و کردارشان به ما هشدار می دهند که گرفتار دنیا نشده و به مرگ و دنیای پس از مرگ بیندیشیم .

    ج - بصیرت باطن

    امام علی علیه السلام، در تحلیل انحراف بنی امیه می فرمایند که:
    «بنی امیه با نور حکمت درون خود را روشن نساختند و برای دست یافتن به روشنائی های معرفت، نکوشیدند، بلکه زندگی را همچون چهارپایان به سر برده و مانند صخره های سخت، از تعلیم و تربیت بهره نبردند .» (71)

    پس برای آن که چنین نپندارند که غفلت در این دنیا یک امر عادی است و اندیشیدن به جهان دیگر و دست یافتن به حکمت و معرفت دشوار و غیر ممکن است می فرمایند:
    «رازهای پنهان بر اهل بصیرت چهره می گشاید و راه حق حتی برای گمراهان نیز روشن است . جهان پس از مرگ بی پرده رو در روی انسان است و همه نشانه های خود را برای هوشیاران و جویندگان حق آشکار نموده است .» (72)


    ابن سینا می گوید:
    «عارفان و اهل معنی در همین دنیا و در پوشش های جسمانی خویش چنانند که گویی جان از تنشان جدا شده و به عالم بالا رفته اند .» (73)


    آری این تجربه به تواتر رسیده است که انسان در همین حیات دنیوی می تواند وارد عالم معنی شده و از حیات اخروی آگاه گردد .

    علی علیه السلام هم در مواردی از امکان چنین اطلاعی از غیب و عالم پس از مرگ خبر داده است . در موردی می فرمایند:
    «دوستان خداوند، کسانی هستند که بر خلاف مردم دنیا که ظاهر را می بینند، آنان باطن دنیا را می بینند و برخلاف مردم که به دنیای زودگذر می پردازند، آنان به جهانی باقی پس از مرگ می پردازند .» (74)
    مرگ ومرگ اندیشی (راز مرگ در بیان حضرت امیر)
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  4. #14
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    مرگ، معنا و سامان زندگی


    امام علی علیه السلام می فرماید:
    «اما والله انی لیمنعنی من اللعب ذکر الموت و انه لیمنعه من قول الحق نسیان الآخرة; (75) به خدا سوگند، یاد مرگ مرا از لاغ بازمی دارد، و فراموشی آخرت، او را نگذارد که سخن حق بر زبان آرد .»

    الف - زندگی زیباست ولی هدف نیست

    زندگی دوست داشتنی، زندگی زیباست! هر زنده ای بطور غریزی، برای استمرار زندگی (بقا) تلاش می کند . و در مسیر این تلاش ها است که نیازهای زندگی را برآورده به حیات خود استمرار و دوام بخشند . هیچ زنده ای، در هیچ لحظه ای زندگی را کافی ندانسته و از آن سیر نمی گردد .
    چنان که مولا علی علیه السلام فرموده است:
    «انسان از همه چیز سیر و خسته می گردد، جز زندگی، زیرا که در مرگ لذت و آسایشی نیست! زندگی همانند دانش و فرزانگی است که دل با او می تپد و دیده به یاری او می بیند و گوش در سایه او می شنود! زندگی، هر عطشی را فرو نشانده، و پایه توانگری و سلامت است .» (76)

    آری اگر زندگی نباشد، توانی نیست و لذتی وجود ندارد . این حیات و شعله فروزان آن است که اساس همه گونه تلاش، لذت و توان می باشد .
    زندگی را دوست می داریم، با تمامی وجودمان و در قلمرو ناخودآگاهی و خودآگاهی مان، در شادی و غم، در سلامت و بیماری، آری حتی در بستر بیماری های سخت و طولانی هم زندگی را دوست می داریم .
    اما در نهایت باید توجه داشت برای هر انسان اندیشمندی لازم است که توجه به این نکته ظریف داشته باشد که: زندگی زیبا و دوست داشتنی است، اما هدف نیست .

    ب - نقش مرگ در فهم زندگی

    معروف است می گویند که هر چیز را با ضد آن می توان شناخت . یکی از مصداق های این گفته همین مساله زندگی و مرگ است: ما عمق زندگی را تنها در سایه توجه به مرگ می فهمیم . اگر زندگی دائمی بود، کمتر کسی به چیز دیگری غیر از خود زندگی توجه می کرد . برای اینکه هر چه از این زندگی بگذرد و هر چه بیشتر با کامیابی همراه باشد به همان اندازه بیشتر دلچسب و فریبنده خواهد بود . همین انسان نسبت به طول عمرش وابستگیش به زندگی بیشتر می گردد . و پیران بیش از جوانان دلبسته زندگی هستند به قول صائب:
    ریشه بید کهنسال از جوان افزون تر است
    بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را (77)

    به قول برزویه طبیب، زندگی دنیا و لذت های آن مانند آب شور است که هر چه بیش خورده شود تشنگی غالب تر گردد و آدمی در کسب آن مانند کرم پیله است که هر چه بیش تند، بند سخت تر گردد و رهایی دشوارتر . (78) این نکته ظریف را علی علیه السلام در نامه ای به معاویه تذکر می دهد:
    «. . . دنیا انسان را چنان به خود سرگرم می کند که نمی تواند به چیزهای دیگر توجه کند دنیا زدگان هر چه از دنیا کامیاب تر گردند به همان نسبت بر دلبستگی و آزمندیشان افزوده می شود و هرگز به داشته ها دلخوش نکرده به دنبال چیزهایی خواهد بود که هنوز به دست نیاورده است .» (79)


    در این میان آنچه انسان را از دنیا زدگی باز داشته و او را به مسائلی بالاتر از زندگی جانوری متوجه می سازد همین مرگ است و ناپایداری حیات دنیوی . و لذا علی علیه السلام در پایان این نامه و به دنبال تذکر آن نکته ظریف می افزاید که:
    «اما سرانجام کار جز آن نیست که از هر چه دلبسته ای دل برداری . و همه رشته ها را پنبه کنی!»

    انسان تنها در سایه توجه به مرگ است که در ارزیابی دنیا تجدید نظر می کند و در نتیجه می تواند خود را از دنیازدگی نجات بخشد . چون دنیا با توجه به مرگ ارج و منزلت خود را از دست می دهد .

    ج - مرگ اندیشی عامل تعادل و سامان زندگی


    این مرگ اندیشی که از مکتب علی می آموزیم هرگز انسان را به پوچ گرایی و ترک دنیا نمی کشند . هدف از مرگ اندیشی این نیست که انسان از دنیا و لذت های آن به هیچ وجه بهره مند نشود . برای این که چنان که بارها یادآور شدیم پیدایش انسان در این دنیا اقتضا می کند که انسان با این دنیا پیوند داشته باشد، زندگی دنیا را براساس سعادت اخروی خود تنظیم کند و این جهان را مزرعه جهان دیگر قرار دهد . وگرنه در مکتب علی انسان می تواند هم دنیا را داشته باشد هم آخرت را .
    بنابراین منظور اصلی از مرگ اندیشی چیزی جز تعدیل زندگی دنیوی و سامان بخشیدن آن نیست . ما نباید دنیا را جانشین آخرت سازیم یا با فکر آخرت حیات دنیوی را نادیده بگیریم بلکه باید این دو را در ارتباط با یکدیگر در نظر گرفته دنیا را تا آنجا که به سعادت آخرت آسیب نزند داشته باشیم . علی علیه السلام می فرمایند:
    «آن کس که از دنیا به مقدار کم قناعت کند زمینه ایمنی خود را فراهم آورده است . و آن کس در بهره مندی از دنیا افراط کند به نابودی خود کوشیده است .» (80)

    علی علیه السلام در نامه ای به محمد بن ابی بکر، هنگامی که او را به حکومت مصر برگزید در مورد اعتدال در زندگی چنین نوشت:
    «ای بندگان خدا به هوش باشید . دنیا و آخرت، هر دو را بردند . با اهل دنیا زندگی دنیوی را بسر بردند اما در بی بهرگی از آخرت به سرنوشت آنها دچار نشدند . در بهترین خانه های دنیا ساکن شده، از بهترین خوراکی ها خوردند، در لذائذ اهل دنیا شریک شده و سهم خود را از دنیا فراموش نکردند . و سرانجام از این جهان با زاد و توشه فراوان و تجارتی پر سود به جهان باقی رفتند . لذت پارسایی را در همین دنیا چشیدند . و یقین کردند که فردای قیامت در نزد خدایند . به هر چه درخواست کنند می رسند و به هر لذتی که آرزو کنند دست می یابند .» (81)

    به عبارت دیگر منظور از مرگ اندیشی، چیزی جز این نیست که انسان با زندگی متعادل و تنظیم شده دنیوی خود، در عین برخورداری از حیات دنیوی و لذایذ آن به حیات معنوی و اخروی خود نیز بیندیشد و توشه بردارد . علی علیه السلام پس از یک بیان نسبتا مفصل و رسا در بی اعتباری دنیا و غفلت انسان و بی توجهی او به این همه عوامل عبرت آموزی; نقش مرگ را در حیات دنیوی انسان، چنین مطرح می کنند:
    «هوشیارانه، مرگ را که اساس کامجوئی شما را فرو می پاشد و اسباب تلخ کامی شما را فراهم می آورد و آرزوهای شما را بر باد می دهد، هنگام قصد کار خلاف فراموش نکنید و از خداوند برای انجام واجبات و سپاس نعمتهایش یاری جوئید .» (82)

    در بیان فوق علی علیه السلام برای تنظیم حیات دنیوی به گونه ای که انسان بتواند شکرگزار بوده و واجبات و محرمات را رعایت کند، دو عامل مؤثر می داند:
    - مرگ اندیشی .
    - یاد خدا و استعانت از او .
    مرگ ومرگ اندیشی (راز مرگ در بیان حضرت امیر)
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  5. #15
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    پی نوشت ها:
    1) نهج البلاغه، (صبحی صالح) خطبه 149/1 .
    2) نهج البلاغه، خ 106، بند 5 .
    3) همان، خ 156، بند 4 .
    4) همان، خ 221، بند 34 .
    5) همان، خ 109، بند 18 .
    6) نهج البلاغه، خ 221، بند 16 .
    7) همان، خ 112 .
    8) همان، خ 230، بند 2 .
    9) همان، خ 83، بند 8- 7 .
    10) آمدی، عبدالواحدبن محمد، غررالحکم و دررالکلم، تصحیح سید جلال الدین محدث ارموی، چاپ دانشگاه تهران، ج 2، ص 598 .
    11) همان، خ 20 .
    12) همان خ 87 .
    13) همان، خ 109، بند 5 .
    14) ابن سینا، الهیات نجات، مقاله 2، فصل 37 .
    15) نهج البلاغه، خ 133 .
    16) نهج البلاغه، خ 230، بند2 .
    17) دکتر عبدالخالق، احمد، قلق الموت، سلسله انتشارات عالم المعرفة، کویت، مارس 1987، ص 214 .
    18) همان، ص 6 .
    19) نهج البلاغة، حکمت 334 .
    20) همان، خ 230، بند 2 .
    21) نهج البلاغه، خ 123، بند 1 .
    22) ابن سینا، مجموعه رسائل، «رسالة فی دفع الغم من الموت » .
    23) آمدی، پیشین، ج 6، ص 440 .
    24) نهج البلاغه، نامه 31، بند 9 .
    25) همان، حکمت 150 .
    26) نهج البلاغه، خ 155 .
    27) همان خ 123، بند 1 .
    28) آمدی، پیشین، ج 6، ص 151 .
    29) همان، ج 3، ص 334 .
    30) نهج البلاغه، حکمت 150 .
    31) همان، خ 189 .
    32) نهج البلاغه، خ 114 .
    33) همان، خ 151 .
    34) نهج البلاغه، خ 5، بند 2 .
    35) حافظ، دیوان .
    36) نهج البلاغه، خطبه 191، بند 3 .
    37) غررالحکم و دررالکلم، ج 2، ص 320 .
    38) نهج البلاغه، خ 165، بند 7 .
    39) آمدی، پیشین، ج 2، ص 570 .
    40) همان، خ 180، بند 2 .
    41) اعتصامی، پروین، دیوان .
    42) نهج البلاغه، حکمت 203 .
    43) همان، نامه 69، بند 3 .
    44) آمدی، پیشین، ج 5، ص 330 و 365 .
    45) نهج البلاغه، نامه 69 .
    46) همان، نامه 62 .
    47) همان، خ 203 .
    48) نهج البلاغه، خ 113، بند 1 .
    49) حافظ، دیوان .
    50) نهج البلاغه، خ 113، بند 1 .
    51) همان، حکمت 132 .
    52) نهج البلاغه، خ 145 .
    53) نهج البلاغه، خ 132، بند 3 .
    54) نهج البلاغه، نامه 31، بند 78 .
    55) همان، خ 86، بند 13 .
    56) نهج البلاغه، نامه 31 .
    57) همان، خ، 133 .
    58) همان، خ 113 .
    59) همان، نامه 31، بند 84 .
    60) همان .
    61) مولوی، کلیات دیوان .
    62) نهج البلاغه، خ 132 .
    63) همان، نامه 22 .
    64) همان، نامه 66 .
    65) همان، نامه 22 .
    66) همان، خ 109، بند 6 .
    67) همان، خ 99، بند2 .
    68) همان، خ 111، 4 .
    69) همان، خ 20 .
    70) نهج البلاغه، خ 160، بند4- 5 .
    71) همان .
    72) همان .
    73) ابن سینا، الاشارات و التبیهات، نمط نهم .
    74) نهج البلاغه، حکمت 432 .
    75) همان، خ 84 .
    76) همان، خ 133، بند5 .
    77) صائب، دیوان .
    78) برزویه طبیب، کلیله و دمنه، باب برزویه .
    79) نهج البلاغه، نامه 49 .
    80) نهج البلاغه، خ 111، بند 3 .
    81) همان، نامه 27 .
    82) همان، خ 99 .
    مرگ ومرگ اندیشی (راز مرگ در بیان حضرت امیر)
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •